۱۳۸۸ بهمن ۲۱, چهارشنبه

کروبی:بسیاری از یادگاران امام به کیسه بوکس نوآموزان عرصه دین و سیاست تبدیل ش...

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via جنبش راه سبز - همه گزارش‌ها by جنبش راه سبز on 2/10/10



شبکه جنبش راه سبز(جرس): مهدی کروبی در نامه ای به شورای نظارت صدا و سیما برخی نکات را به آن نهاد یادآور شد و از نحوه بررسی تاریخ انقلاب و جنگ در این رسانه انتقاد کرد و گفت: بسیاری از یادگاران امام به کیسه بوکس نوآموزان عرصه دین و سیاست تبدیل شده اند.

 

متن این نامه به گزارش سحام نیوز بدین شرح است:

 

باسمه تعالی

شورای محترم نظارت بر صدا و سیما
با سلام و با تشکر از برخی برنامه های مقید و متنوع دستگاه تحت مدیریت تان!

برنامه دیروز امروز فردای روز یکشنبه ۱۸/۱۱/۱۳۸۸ را با میزبانی از چهره ای ناشناس از قبیله توهم مدیریت جهانی که مجری محترم و زیرنویس برنامه که او را مدرس دانشگاه و فعال فرهنگی معرفی مینمود و علیرغم جستجوی وسیع شناخت دیگری از مشارالیه پیدا نکردم مشاهده نمودم.

اظهارات ایشان که به علت عرصه خالی در هیئت حکیمان مبشر مدینه فاضله که در نقش پدر خوانده ملت ایران برای نجات ملک و ملت ظاهر شده بود قابل ملاحظه و در هر بخش می تواند محل نقد و بررسی قرار بگیرد. و من جز در یک مورد که خطر تحریف حقایق و القائات نادرست و دور از حقیقت او را ظلم آشکار در حق پیشکسوتان عرصه جهاد و شهادت و رهبر کبیر و امام مظلومان دیدم به تعبیر موارد نمی پردازم و در آن موارد وجدان بیدار مردم با فراست ایران و فجر آفرینان و صاحبان ۲۲ بهمن را به دقت و تأمل و تفسیر و تحلیل درست اینگونه صحنه آرائیها و اهداف مشکوک آن به یاری می طلبم. خصوصاً که در اینگونه موارد غایبان مظلوم کاملاً بی رحمانه و در نهایت قساوت و شقاوت مورد تاخت و تاز قرار گرفته و آماج تیرهای تهمت و افترا و قلب واقعیت می شوند و این طیف وسیع مظلومان این روزها حال و روزشان بهتر از یاران زندانی و اسیران در بند نیست. اینان برای دفاع از خود نه تنها بهره ای از رسانه ملی و دیگر رسانه های عمومی ندارند که متهم بی دفاع و محکوم این رسانه ها بوده اند و در نتیجه به حکم عدل و انصاف و جوانمردی رایج ! بسیاری از یادگاران امام و چهره های شاخص انقلاب و نظام به کیسه بوکس از گرد راه رسیده ها و نو آموزان عرصه دین و سیاست تبدیل شده اند.

اما آن موردی را که لازم دیدم در جهت تنویر افکار عمومی قدری به آن بپردازم خدشه ای بود که مهمان ناشناس برنامه نسبت به تصمیم امام امت در خصوص پذیرش قطعنامه و قبول آتش بس ایراد نمودند.

ایشان که ترجیح می داد در این آشفته بازار در نقش یکی از اساتید امام (ره) همانند مرحوم آیت الله حائری مؤسس حوزه علمیه یا عارف بزرگ مرحوم آقای شاه آبادی با حذف همه عناوین و القاب، تنها آن حضرت را "آقا روح الله" خطاب نماید به این مضمون اظهار داشتند: « آقا روح الله وقتی از فرانسه برگشتند و به ایران وارد شدند دور و برشان پر از افرادی مانند قطب زاده و بنی صدر بود او در حالیکه چند روز قبل از پذیرش قطعنامه محکم و با صلابت جنگ را هدایت می کردند باید ببینم که چه شد و چرا و بوسیله چه افرادی یک باره کاسه زهر را سر کشیدند» و اضافه نمودند که «بالاخره باید این زخم روزی سر باز کند» کالبد شکافی تعبیر فرد با فرض اینکه ایشان در صداقت امام تردید ندارند چنین است که لابد افرادی امام (ره) را فریب داده یا او را مرعوب نموده و ترسانیده اند تا جام زهر را به سر کشیده است. و من با یادآوری چند صحنه محوری در جریان نهضت اسلامی از مقاطع مختلف قبل و بعد از پیروزی انقلاب به او و همه افرادی که از امام (ره) که تنها نامی به گوششان رسیده و این روزها از سر نیاز بر دامنش دست زده و بی مهابا از او خرج میکنند اعلام میکنم حضرتش نه فریب خورد و نه مرعوب شد بلکه همانند بسیاری از خرق عادتهای بی نظیر یا کم نظیرش در طول سالها و ایام پیش از آن در این مقطع هم به هدایت الهی هوشمندانه و واقع بینانه به جمع بندی درست و نتیجه گیری مطلوب و موفق از دفاع مقدس اقدام نموده و در حقیقت فتح الفتوحی را برای ایران عزیز رقم زد که برای فهم آن آگاهی از شرائط حاکم آن روز بر جهان و منطقه و دو کشور ایران و عراق و وضعیت جبهه ها لازم و ضروری است.

اینجاب و معدود نزدیکان و محارم اسرار امام(ره) و نظام که با حضور فرماندهان عالیرتبه جبهه و جنگ باید روزی شرح آن مظلومیت و تدبیر و تصمیم الهی امام را برای نسل نو بیان کنیم. و آقائی که در این برنامه مدرس دانشگاه و فعال فرهنگی معرفی شده اند باید بدانند نه اشخاصی که حتی ابر قدرتها و سیاستهای پیچیده جهانی هم در هیچ مقطعی قدرت فریب یا ارعاب امام (ره) را نداشته اند.

شورای محترم نظارت بر صدا و سیما


در حالیکه تمام ناظران سیاسی در داخل و خارج از کشور بر این عقیده بودند که لشگرکشی شاه به قم در سالهای آغازین انقلاب و در هم کوبیدن حوزه علمیه و مدرسه فیضیه آنهم با حضور انبوه جمعیت و مرجع عالیقدر مرحوم آیت الله العظمی گلپایگانی در سالروز شهادت امام جعفر صادق(ع) و ضرب و شتم و قتل و کشتاری که آنروز بعمل آمد با هدف زهر چشم گرفتن از همه و خصوصاً روحانیت و مراجع و سرکوب نهائی نهضت اسلامی بود ولی در این اقدام و برنامۀ کارشناسانه نظامی امنیتی تنها یک چیز برایشان ناشناخته بود و آن هوشیاری و روح بلند و قدرت تصمیم گیری بموقع و قاطعیت امام راحل بود که در پاسخ به پیام یکی از بزرگان آن روز که امام را به رعایت جانب احتیاط و پرهیز از صدور اطلاعیه جدید و نامه نگاری دعوت نموده بودند میفرمائید: "من بلافاصله نامه نوشته و شخص شاه را مسئول این فجایع و جنایات دانسته ام." و با همین هوشمندی و موقعیت شناسی امام بود که بذر انقلاب اسلامی و نهال آن کاشته شد تا اینکه در ۲۲ بهمن ماه سال ۵۷ میوه خود را به بار آورد.

توصیه میکنم در نوع جبهه گیری و واکنشهای مناسب و به موقع امام (ره) در شرایط سخت بیشتر دقت کنید.

امام (ره) بعد از جریان برخورد سخت و سرکوب گرانه ۱۷ شهریور که به جمعه سیاه لقب گرفت بلافاصله اعلام میکند هنوز کشته ها و شهدای ما در راه نجات و آزادی به اندازه افرادی که در بعضی جنگها در رکاب امیرالمؤمنین به شهادت رسیده اند ، نرسیده اند. و هنگام که با هدف تشدید فضای رعب و وحشت و دستگیری سران انقلاب و چهره های اثر گذار، رژیم شاه اِعمال حکومت نظامی را از ساعت ۹ شب به ۴ بعدازظهر منتقل میکنند و تهدید مینمایند که دوره مدارا گذشته و خشونت و قلع و قمع بیشتر در راه است، امام (ره) قاطعانه و بی پروا حکومت نظامی را بی ارزش و فاقد اعتبار اعلام نموده و از مردم می خواهند که به آن توجه نکنند.

بعد از پیروزی انقلاب هم نه طغیانهای گسترده در اطراف کشور و نه صحنه های ترور و وحشت و خشونت و جنگ مسلحانه خیابانی آن هم با نقاب دیانت که با هدایت استکبار جهانی و مزدوران داخلی و منافقین کوردل در همه جا خصوصاً در مرکز کشور سایه افکنده بود او را مرعوب نساخت و فریب هیچ فرد یا جریانی را نخورد. دریای آرامش و زلال اقیانوس بیکران امام مان در فتنه بنی صدر با دعوی محبوبیت عمومی آرائی را کسب نموده بود و نیز در جریانهائی مانند انفجار حزب جمهوری اسلامی و شهادت مظلوم آیت الله بهشتی و حجت الاسلام محمد منتظری و هفتاد و دو تن از بهترین نمایندگان مردم و دولتمردان و قضات عالیرتبه و متقاعب آن انفجار نخست وزیری و شهادت پاکان و نیکانی چون رجائی و باهنر غبار غم را از چهره نظام و آحاد مردم میزدود و همه را در سخت ترین و مأیوسانه ترین شرایط به ادامه راه امیدوار میساخت.

راستی چه سرمایه ای جز سرانگشت تدبیر آن نشانه بزرگ خدا قادر به کور کردن چشم این همه فتنه بود و چه کسی است که ولو به مرور زمان متوجه اسرار غیبی و برکات اینگونه تصمیمات نشود ؟!

شورای محترم نظارت بر صدا و سیما


خوب میدانید که ما و همه مشتاقان تشنه یاد و نامه هستیم و خوشحالیم که این روزها به اقتضاء شرایط و به علت احتیاج پیشوای بزرگ و رهبر کبیرمان را دوباره در صدا و سیما در این سطح مطرح میکنند ولی به هوش باشید که این مقدسات و این سرمایه های عظیم دین و اجتماعی متعلق به یک روز و یک زمان نیستند و در قالب اختلافات جناحی و جریانی جای ندارند که یک جا و برای مهار تبعات ناشی از یک انتخابات فرمایشی و مهندسی شده هزینه شوند و به تاراج روند.

شورای محترم نظارت بر صدا و سیما


اجازه بدهید اسلام و امام و انقلاب و دفاع مقدس و فرماندهان ایثارگر آن را اسلام شناسان و امام شناسان شناخته شده ای که دارای ظرفیت لازم شناخت هستند معرفی کنند. که نمایش صحنه های مصنوعی و بذل و بخشش در اعطاء رتبه های علمی و اجتماعی داستان معروف خیرالنساء همسر کدخدا را تداعی می کند. او که از سلطان و حاکم وقت درخواست صدور ابلاغ امامت جمعه برای شوهر بی سوادش داشت در جهت حل مشکل بی سوادی کدخدا اظهار داشت: الحمدالله دست اعلیحضرت باز است اول برای او یک ابلاغ سواد و معلومات صادر فرمایند و بعد هم امامت جمعه!

ضمن دعوت مجدد از عموم مردم جهت شرکت در راهپیمایی ۲۲بهمن؛آخرین کلام را بیان میکنم و آن اینکه خوب میدانید که به برکت روشنگری اسلام دوران مأموری و معذوری سرآمده و همه باید به مسئولیتی که در برابر خدا و بندگان او و در برابر تاریخ و آیندگان داریم توجه داشته باشیم و بدانیم که خطا و اشتباهات بزرگ با خطا و اشتباهات بزرگتر پوشیده نمی شود.

مهدی کروبی

۲۰/۱۱/۱۳۸۸
 


 
 

Things you can do from here:

 
 

بداهه نوازی پرنده سر چرخان در گفتگوی ویژه خبری

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via جنبش راه سبز - همه گزارش‌ها by جنبش راه سبز on 2/10/10



آیینه س ب ز -

 

محمد رضا تاجیک مشاور ارشد میرحسین موسوی و مشاور رییس جمهور در دولت اصلاحات از زندان آزاد شد و مستقیما از زندان اوین به استودیوی ویژه خبری شبکه دو برده شد تا به آسیب شناسی حوادث پس از انتخابات و جریان اصلاحات بپردازد. فارغ از تشابهات اظهارات وی با دیگر زندانیانی که در زندان دچار تحول شده بودند و منطق قوی بازجوها آن ها را دچار دگردیسی کرده بود دو جمله ایشان ناخود آگاه توجه من را به خود جلب کرد.

 

یکی آنجا که می گفت اصلاح طلبان دچار تشتت و چند پارگی هستند و هر کسی برای خود سازی و در دستگاهی می نوازد و با لبخند با دست به خودش اشاره کرد و گفت یکی هم بداهه می نوازد. در دانشنامه ویکیپدیا در مورد معنی بداهه نوازی آمده است: بداهه نوازی عمل نواختن درجا و اتفاقی و بقول معروف ازخود درآوردن یک قطعه موسیقی بدون تنظیم قبلی است . که این امر می تواند نشانه این باشد که ایشان با زیرکی  به مخاطب خود می خواست پیام بدهد که این حرف ها بر اساس اصول فکری من نیست و بداهه است.

 

 در جای دیگری نیز ایشان گفتند که برخی مانند پرنده سرچرخان می مانند و وقتی احساس خطر کنند سر خود را 180 درجه می چرخوانند که این نیز می تواند نشانه این باشد که منظور ایشان از پرنده سر چرخان خودش بود که برای دفع خطر از خود مجبور است اظهاراتی صد و هشتاد درجه مخالف تفکراتش بگوید.

 

حال سوال اینجاست که آقایان بازجو که دستشان برای ملت رو شده است اگرمدعی هستند که منطقشان اینقدر قوی است که طی دوره های فشرده می توانند افراد را دچار چنین تحولات فکری کنند ، چرا این کار را در رسانه ی میلی شان نتوانسته اند انجام دهند تا مردم هم دیگر راهپیمایی اعتراض آمیز نکنند و نیازی هم به اتوبوس و ساندیس و بلند گو و ماشین آب پاش و اعدام نباشد؟؟؟

 

*ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.

 


 
 

Things you can do from here:

 
 

بداهه نوازی پرنده سر چرخان در گفتگوی ویژه خبری

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via جنبش راه سبز - همه گزارش‌ها by جنبش راه سبز on 2/10/10



آیینه س ب ز -

 

محمد رضا تاجیک مشاور ارشد میرحسین موسوی و مشاور رییس جمهور در دولت اصلاحات از زندان آزاد شد و مستقیما از زندان اوین به استودیوی ویژه خبری شبکه دو برده شد تا به آسیب شناسی حوادث پس از انتخابات و جریان اصلاحات بپردازد. فارغ از تشابهات اظهارات وی با دیگر زندانیانی که در زندان دچار تحول شده بودند و منطق قوی بازجوها آن ها را دچار دگردیسی کرده بود دو جمله ایشان ناخود آگاه توجه من را به خود جلب کرد.

 

یکی آنجا که می گفت اصلاح طلبان دچار تشتت و چند پارگی هستند و هر کسی برای خود سازی و در دستگاهی می نوازد و با لبخند با دست به خودش اشاره کرد و گفت یکی هم بداهه می نوازد. در دانشنامه ویکیپدیا در مورد معنی بداهه نوازی آمده است: بداهه نوازی عمل نواختن درجا و اتفاقی و بقول معروف ازخود درآوردن یک قطعه موسیقی بدون تنظیم قبلی است . که این امر می تواند نشانه این باشد که ایشان با زیرکی  به مخاطب خود می خواست پیام بدهد که این حرف ها بر اساس اصول فکری من نیست و بداهه است.

 

 در جای دیگری نیز ایشان گفتند که برخی مانند پرنده سرچرخان می مانند و وقتی احساس خطر کنند سر خود را 180 درجه می چرخوانند که این نیز می تواند نشانه این باشد که منظور ایشان از پرنده سر چرخان خودش بود که برای دفع خطر از خود مجبور است اظهاراتی صد و هشتاد درجه مخالف تفکراتش بگوید.

 

حال سوال اینجاست که آقایان بازجو که دستشان برای ملت رو شده است اگرمدعی هستند که منطقشان اینقدر قوی است که طی دوره های فشرده می توانند افراد را دچار چنین تحولات فکری کنند ، چرا این کار را در رسانه ی میلی شان نتوانسته اند انجام دهند تا مردم هم دیگر راهپیمایی اعتراض آمیز نکنند و نیازی هم به اتوبوس و ساندیس و بلند گو و ماشین آب پاش و اعدام نباشد؟؟؟

 

*ديدگاه هاي وارده در یادداشت ها لزوما ديدگاه جرس نیست.

 


 
 

Things you can do from here:

 
 

اعلام آمادگی سعید لیلاز برای شرکت در مناظره

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 


سعید لیلاز، روزنامه نگار در بند در تماس تلفنی با خانواده خود برای شرکت در مناظره با نمایندگان دولت اعلام آمادگی کرد.


سعید لیلاز، روزنامه نگار در بند در تماس تلفنی با خانواده خود برای شرکت در مناظره با نمایندگان دولت اعلام آمادگی کرد.

همسر سعید لیلاز که شوهرش بلافاصله بعد از برگزاری انتخابات بازداشت شد در گفت وگو با اعتماد تصریح کرد: سعید لیلاز در تماس تلفنی روز گذشته از عزم خود برای مناظره خبر داده و گفت حاضر است در بعد اقتصادی و سیاسی با هر نماینده یی از سوی دولت مناظره کند.

سعید لیلاز روزنامه نگار و کارشناس مسائل اقتصادی که به ۹ سال حبس تعزیری محکوم شده است.


 
 

Things you can do from here:

 
 

۱۳۸۸ بهمن ۲۰, سه‌شنبه

درخواست استادان و دانشجویان دانشگاه شریف برای آزادی مهدی کلاری

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 


جمعی از استادان و دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در نامه ای خطاب به رییس قوه قضائیه خواستار آزادی مهدی کلاری دانشجوی بازداشتی این دانشگاه شدند.


جمعی از استادان و دانشجویان دانشگاه صنعتی شریف در نامه ای خطاب به رییس قوه قضائیه خواستار آزادی مهدی کلاری دانشجوی این دانشگاه شدند.

به گزارش کلمه، مهدی کلاری دانشجوی رشته مهندسی شیمی دانشگاه شریف است که در روز ۱۶ آذر ابتدا توسط حراست دانشگاه بازداشت شد. او یک ساعت بعد از این احضار و خروج کلاری از دانشگاه، توسط نیروهای امنتیتی بازداشت شد.

قرار است فردا دادگاه این دانشجو به همراه تعدادی دیگر از دانشجویان برگزار شود.

جمعی از اساتید و دانشجویان دانشگاه شریف در نامه ای سرگشاده خطاب به رییس قوه قضائیه خواستار آزادی هر چه سریعتر مهدی کلاری شده اند.

متن این نامه خطابه به صادق لاریجانی به شرح زیر است:

حدود دو ماه پیش، دوست دانشگاهی و همنورد عزیزمان، مهدی کلاری، پس از خروج از دانشگاه صنعتی شریف در روز شانزدهم آذر ماه بازداشت گردید. مهدی کلاری، دانشجوی با استعداد ورودی سال ۱۳۸۶ رشته مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی شریف و حائز رتبه ۳۷۵ کنکور کارشناسی و رتبه دوم المپیاد کشوری شیمی در سال ۱۳۸۵-۱۳۸۴ می­باشد. متأسفانه مهدی در پی دستگیریش امتحانات ترم پاییز خود را از دست داد و کماکان در بازداشت به سر می برد.

مهدی دانشجویی آرام و غیرسیاسی و عاشق کوه و طبیعت و سیاحت بوده و دغدغه های او نیز همچون بقیه دوستان و همنوردانش در دانشگاه، عزت و سربلندی برای ایران و فرهنگ اصیل ایرانی و اسلامی و آبادانی و پیشرفت کشور می باشد. نشنیده ایم که در بین دوستان همنورد و هم­کلاسی ها و آشنایان، جز نیکی و کمک از او دیده باشند و ندیده ایم که کسی زبان به گله و شکایت از او بگشاید. او در خانواده ای فرهیخته، اصیل، مذهبی و معتقد به آرمان های نظام و انقلاب رشد یافته و ما او را فردی معتقد و متعهد به قوانین این نظام و کشور می شناسیم و وی را سرمایه ای گرانقدر برای جامعه می دانیم.

بی‌شک طولانی شدن زمان بازداشت این دانشجوی نخبه کشورمان لطمات جبران ناپذیری به وضعیت تحصیلی او وارد می‌کند. لذا خواستار رسیدگی عادلانه و سریع تر به وضعیت دوست عزیزمان هستیم و از دستگاه محترم قضایی می خواهیم که در ایام فرخنده فجر و سالروز پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی، شاهد حضور دوست عزیزمان در کلاس و دانشگاه و در صعودهایمان به مناسبت این ایام خجسته باشیم.

با آرزوی توفیق روز افزون الهی در امر سخت و حساس قضا برای شما و همکارانتان در دستگاه محترم قضایی

جمعی از اساتید، هم کلاسی ها، دوستان و همنوردان

۱٫ سه معاونت دانشکده مهندسی شیمی و نفت، دانشگاه صنعتی شریف (بصورت غیرعلنی به استحضار خواهد رسید.)

۲٫مجتبی شادمان راد، دانشجوی دکتری مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی شریف

۳٫میثم تکلو زاده، دانشجوی دکتری عمران دانشگاه صنعتی شریف

۴٫ نرگس السادات موسوی، دانشجوی، کارشناسی ارشد شیمی، پذیرش سهمیه نخبگان، دانشگاه صنعتی شریف

۵٫مهدی تابع ارجمند، فارغ التحصیل کارشناسی ارشد مکانیک دانشگاه صنعتی شریف، رتبه دوم کنکور ارشد، دانشجوی دکتری مکانیک، دانشگاه کلگری کانادا

۶٫جلال نوروز علیایی، فارغ التحصیل کارشناسی فیزیک دانشگاه صنعتی شریف، ارشد ذرات بنیادی شهید بهشتی، دانشجوی دکتری فیزیک اپتیکی و کوانتومی دانشگاه کلگری کانادا

۷٫محسن شریفانی، فارغ التحصیل صنایع دانشگاه صنعتی شریف، دانشجوی دکتری مدیریت عملیات دانشگاه واشنگتن، سیاتل

۸٫محمد نوروزی، فارغ التحصیل کارشناسی کامپیوتر دانشگاه صنعتی شریف، کارشناسی ارشد کامپیوتر دانشگاه سایمون فریزه کانادا

۹٫همایون فطرس، کارشناسی صنایع دانشگاه صنعتی شریف

۱۰٫کاوه قربانی، کارشناسی فیزیک دانشگاه صنعتی شریف، مدال نقره جهانی المپیاد نجوم

۱۱٫زهره قربانی، کارشناسی برق دانشگاه صنعتی شریف

۱۲٫حمید محمدی، کارشناسی مهندسی شیمی، کارشناسی ارشد مدیریت MBA دانشگاه صنعتی شریف

۱۳٫سینا خلیلیان، کارشناسی ارشد هوافضا، سهمیه نخبگان، دانشگاه صنعتی شریف

۱۴٫محمد امین ترابی، کارشناسی فیزیک دانشگاه صنعتی شریف، دانشجوی کارشناسی ارشد ذرات بنیادی، کانادا

۱۵٫امید صحرا دوست، کارشناسی فیزیک دانشگاه صنعتی شریف

۱۶٫زهرا جلیلی، فارغ التحصیل کارشناسی مهندسی فناوری اطلاعات، دانشگاه صنعتی شریف

۱۷٫مسعود آقاجانی، فارغ التحصیل کارشناسی مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی شریف

۱۸٫مهدیه آقازاده، فارغ التحصیل کارشناسی مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی شریف، دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه Maine، آمریکا

۱۹٫پگاه جلالی، فارغ التحصیل کارشناسی فیزیک دانشگاه صنعتی شریف، کارشناسی ارشد اقتصاد دانشگاه تهران

۲۰٫نیما قنوعی، دانشجوی کارشناسی ارشد شیمی، دانشگاه صنعتی شریف

۲۱٫فرهاد رمضان قربانی، دانشجوی فیزیک دانشگاه صنعتی شریف

۲۲٫ندا شبان، فارغ التحصیل کارشناسی مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی شریف، دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه شناسی دانشگاه علامه طباطبایی

۲۳٫زهرا سهراب پور، فارغ التحصیل کارشناسی شیمی دانشگاه صنعتی شریف، دانشجوی دکتری شیمی دانشگاه مینه سوتا، آمریکا

۲۴٫کیوان باخدا، دانشجوی استعداد درخشان مهندسی صنایع، دانشگاه صنعتی شریف

۲۵٫محمد خلیلی، کارشناس استعدادهای درخشان دو رشته ای مکانیک و مهندسی نفت، دانشجوی دکتری مکانیک، دانشگاه صنعتی شریف

۲۶٫مجتبی محمودی دشتی، فارغ التحصیل کارشناسی مکانیک، دانشگاه صنعتی شریف

۲۷٫علی قره باغی، فارغ التحصیل متالورژی دانشگاه صنعتی شریف، دانشجوی کارشناسی ارشد متالورژی، دانشگاه کی اچ کی استکهلم، سوئد

۲۸٫سمیه نصرتی، دانشجوی کارشناسی ارشد هوافضا، دانشگاه صنعتی شریف

۲۹٫نگار تفتی، دانشجوی کارشناسی شیمی، دانشگاه صنعتی شریف

۳۰٫رضا کاظمی مقدم

۳۱٫سعید انوری نژاد، فارغ التحصیل برق دانشگاه صنعتی شریف، دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه شناسی دانشگاه تهران

۳۲٫سحر برهان، فارغ التحصیل کارشناسی ارشد نساجی، دانشگاه امیرکبیر

۳۳٫محمدمحسن کاظم زاده، فارغ التحصیل کارشناسی مکانیک دانشگاه صنعتی شریف

۳۴٫جواد شیخی، فارغ التحصیل کارشناسی ارشد مکانیک دانشگاه صنعتی شریف

۳۵٫سید کمال اخوان طباطبایی، دانشجوی کارشناسی برق دانشگاه صنعتی شریف

۳۶٫امیر عصرزاد، دانشجوی صنایع دانشگاه صنعتی شریف

۳۷٫المیرا زهره وندی، دانشجوی هوافضا دانشگاه صنعتی شریف

۳۸٫محدثه کشاورز، دانشجوی مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی شریف

۳۹٫محمد علویان قوانینی، فارغ التحصیل کارشناسی برق، دانشجوی ارشد مدیریت، دانشگاه صنعتی شریف

۴۰٫سعید مغربی، فارغ التحصیل کارشناسی هوافضا دانشگاه صنعتی شریف

۴۱٫سارا شامخ، دانشجوی کارشناسی فیزیک دانشگاه صنعتی شریف

۴۲٫بهاره خلیلی، فارغ التحصیل کارشناسی ارشد شیمی دانشگاه صنعتی شریف، استعدادهای درخشان، دانشجوی دکتری، دانشگاه وسترن انتاریو، کانادا

۴۳٫فاطمه ارباب، فارغ التحصیل کارشناسی ریاضی دانشگاه صنعتی شریف، دانشجوی کارشناسی ارشد ریاضیات، دانشگاه کلگری کانادا

۴۴٫شادی بالانده، دانشجوی کارشناسی فیزیک دانشگاه صنعتی شریف

۴۵٫زینب آذرمند، فارغ التحصیل کارشناسی صنایع دانشگاه شریف و ارشد امیرکبیر

۴۶٫رضا محمدنژاد، فارغ التحصیل متالورژی دانشگاه صنعتی شریف

۴۷٫بهاره جوادی نسب، فارغ التحصیل کارشناسی ارشد مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی شریف

۴۸٫مروارید بخشی زاده، کارشناسی فیزیک دانشگاه صنعتی شریف

۴۹٫سروش طالبی، دانشجوی کارشناسی ریاضی، المپیاد نقره ریاضی کشوری، عضو بنیاد ملی نخبگان، دانشگاه صنعتی شریف

۵۰٫ محمد محسن چیت چیان، کارشناسی مهندسی شیمی، کارشناسی ارشد سیستمهای انرژی، دانشگاه صنعتی شریف

۵۱٫ زهرا مختاری، دانشجوی کارشناسی فیزیک دانشگاه صنعتی شریف

۵۲٫ حسین حسنی، سمپاد تهران، نقره المپیاد فیزیک کشوری، دانشجوی کارشناسی فیزیک دانشگاه صنعتی شریف

۵۳٫ عرفانه واحدی، کارشناسی برق، دانشگاه صنعتی شریف

۵۴٫ اشکان آذری، کارشناسی مهندسی شیمی، دانشگاه صنعتی شریف

۵۵٫ زهرا ارجمندی، کارشناسی فیزیک، طلای المپیاد جهانی نجوم هشتاد و شش، دانشگاه صنعتی شریف

۵۶٫ فاطمه رضایی، کارشناسی برق، دانشگاه صنعتی شریف

۵۷٫ وحید خاتمی، کارشناسی کامپیوتر، دانشگاه صنعتی شریف

۵۸٫ پریسا گلستانی، کارشناسی مهندسی شیمی، دانشگاه صنعتی شریف

۵۹٫ سعیده ضامنی قلاتی، کارشناسی مکانیک، دانشگاه صنعتی شریف

۶۰٫ هاجر خاکرند، کارشناسی برق، دانشگاه صنعتی شریف

۶۱٫ دلارام قریشی لنگرودی، کارشناسی ریاضی، دانشگاه صنعتی شریف

۶۲٫ هادی نوذری، فارغ التحصیل کارشناسی و دانشجوی کارشناسی ارشد هوافضا، دانشگاه صنعتی شریف

۶۳٫ حامد مرتضوی، دانشجوی کارشناسی ارشد فیزیک ماده چگال، دانشگاه صنعتی شریف

۶۴٫ احسان فرزام نیک، دانشجوی هوافضا، دانشگاه صنعتی شریف

۶۵٫ فاطمه ترکی، دانشجوی کارشناسی مکانیک، دانشگاه صنعتی شریف

۶۶٫ مجتبی عبدی، فارغ التحصیل کامپیوتر، دانشگاه صنعتی شریف

۶۷٫ انیس داوودی، دانشجوی کارشناسی برق، دانشگاه صنعتی شریف

۶۸٫ وحید خیراندیش، فارغ التحصیل کارشناسی مهندسی شیمی، دانشگاه صنعتی شریف

۶۹٫ عبدا… لبانی، رتبه ۸۹ کنکور سراسری، فارغ التحصیل مکانیک دانشگاه صنعتی شریف، دانشجوی ارشد ماشینهای ریلی علم و صنعت

۷۰٫ احسان ادبی، فارغ التحصیل کارشناسی برق دانشگاه صنعتی شریف، دانشجوی دکتری برق دانشگاه برکلی، آمریکا

۷۱٫ قدسیه حبیبی، دانشجوی متالورژی دانشگاه صنعتی شریف

۷۲٫ سحورا کردستانچی، دانشجوی مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی شریف

۷۳٫ محمود بادکان، دانشجوی کارشناسی مهندسی شیمی دانشگاه صنعتی شریف

۷۴٫ مرجان هادی زاده، دانشجوی کارشناسی عمران دانشگاه صنعتی شریف

۷۵٫ سحر حریری، دانشجوی کارشناسی مکانیک دانشگاه تورنتو کانادا، دانشجوی مهمان دانشگاه صنعتی شریف

۷۶٫ صدیقه میرزایی، فارغ التحصیل کارشناسی فیزیک دانشگاه صنعتی شریف، دانشجوی دکتری فیزیک دانشگاه پاول ساباتیه، فرانسه

۷۷٫ میلاد آقازاده، دانشجوی کارشناسی هوافضا، دانشگاه صنعتی شریف

۷۸٫ زهرا حیدرنیا، دانشجوی کارشناسی مهندسی شیمی، دانشگاه صنعتی شریف

۷۹٫ مهدی معافی مدنی، فارغ التحصیل کارشناسی صنایع دانشگاه صنعتی شریف، دانشجوی ایران شناسی دانشگاه شهید بهشتی

۸۰٫ مرضیه آژینی، دانشجوی فیزیک دانشگاه صنعتی شریف

۸۱٫ زهرا رحمتی، دانشجوی کارشناسی مکانیک، مدال نقره المپیاد فیزیک کشوری، دانشگاه صنعتی شریف

۸۲٫ الهه فرشادی، فارغ التحصیل صنایع دانشگاه صنعتی شریف، دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه تهران

۸۳٫ زهرا علوی، دانشجوی کارشناسی مهندسی شیمی، دانشگاه صنعتی شریف

۸۴٫ کمال پاکدامن، دانشجوی کارشناسی مهندسی شیمی، حافظ ده جزء قرآن، دانشگاه صنعتی شریف


 
 

Things you can do from here:

 
 

موسوی: به نتیجه تلاشهای جنبش سبز بسیار خوشبین هستم

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 


ما می‌گوییم مسائل انتخابات خانوادگی است و ربطی به خارج ندارد و یقیناً ملت ما حاضر نیست تحت تأثیر منافع دیگران کار کند ولی این‌که مثل شما، سیاستی ماجراجویانه داشته باشیم، یک روز ناسزا بگوییم، یک روز بخندیم و روزی نامه فدایت شوم بنویسیم را نمی‌پذیریم.

انقلاب اسلامی نتیجه ۲۰ سال تلاش ملت است، این‌گونه نیست که عده‌ای در یک سال یا در روندهای محدودی به صحنه آمدند و فداکاری کردند و این انقلاب پیروز شد/ باید خردگرایی را در کنار شور جوانان حفظ کنیم و بدانیم تغییرات و تحولات، علی‌رغم تلخی‌ها و مشکلات، سرمایه‌ای برای ورود به فضای نو محسوب می شود و باید برای ورود به فضای نو، این دشواری‌ها را تحمل کنیم و با خرد مسائل را پیش ببریم/ جنبش سبز ملت ایران مستقل است و به هیچ وجه اجازه دخالت بیگانگان را در امور خود نمی دهد/ ما می‌گوییم مسائل انتخابات خانوادگی است و ربطی به خارج ندارد و یقیناً ملت ما حاضر نیست تحت تأثیر منافع دیگران کار کند ولی این‌که ما هم مثل شما، سیاستی ماجراجویانه داشته باشیم، یک روز ناسزا بگوییم، یک روز بخندیم و روزی نامه فدایت شوم بنویسیم را نمی‌پذیریم/ از اول حرکت جنبش سبز مسالمت‌آمیز بوده و باز هم قویاً باید این مسئله ادامه یابد؛ بسیار خوشبین هستم که خداوند نتیجه این تلاشها را به ثمر میرساند و وضعیت بهتری را برای ملت خواهیم داشت/ جنبش سبز با همه دوست است. با کارگران، معلمان، جنبش زنان دوست است حتی با کسانی که عقاید ما را ندارند، دوست است. چون بخشی از ملت ما هستند/ مسائلی که در خیابانها اتفاق میافتد، با توپ و تفنگ و امثال آن حل نمیشود؛ بلکه، با صدا و سیما، سایر رسانه‌ها، فضای آزادی و فضای گفت و گو، برهان و عقل قابل حل است/ اجازه دهیم مردم تمام حرف‌ها را بشنوند و بهترین آن را انتخاب کنند؛ یقین داریم مردم درست انتخاب خواهند کرد .


مهندس میرحسین موسوی صبح امروز و در آستانه ۲۲بهمن ماه و سی و یکمین سالگرد پیروزی شکوهمند انقلاب اسلامی در دیداری صمیمی با جمعی از دانشجویان و جوانان سراسر کشور به بیان دیدگاه ها و نظرات خود پیرامون اهداف و آرمان های انقلاب اسلامی پرداخت.
به گزارش جرس به نقل از کلمه، مشروح سخنان مهندس میر حسین موسوی، به شرح زیر است:

دهه فجر را خدمت شما دانشجویان و جوانان عزیز تبریک می‌گویم. این دهه یادآور یک انقلاب بزرگ است. وقتی می‌گوییم انقلاب بزرگ فقط به قضاوت یک طیف، گستره و یا دسته در نظام خودمان مربوط نیست.این انقلاب یک پدیده شگفت‌آور در دوران خود بود که آ‌ثار بسیار عمیقی در سطح جهانی بر جای گذاشته است.

انقلاب، نتیجه 20 سال تلاش ملت
نکته‌ای که فوق‌العاده مهم است این‌که خود انقلاب نتیجه ۲۰ سال تلاش ملت است و این‌گونه نیست که فقط یک عده‌ای در یک سال یا در روندهای محدودی به صحنه آمدند و فداکاری کردند و این انقلاب پیروز شد. این انقلاب نتیجه تلاش‌های بی‌شمار و تجارب فراوان بود. از نظر اندیشه‌ای سابقه موضوع به بیش از چند دهه می‌رسد. منتها اتفاقاتی نزدیک پیروزی انقلاب در کشور افتاد که انقلاب را تسریع کرد و وسعت بخشید و آن را گسترش داد و ما شاهد یک انقلاب عظیم بودیم.

دلایل پیروزی انقلاب
دلایل مختلفی هم برای پیروزی انقلاب در سال ۵۷ ذکر کرده‌اند، دلایل سیاسی، اقتصادی و مهم‌تر از آن رهبری درخشان حضرت امام (ره) که نقش بسیار اساسی در این رابطه داشته‌اند. اما هیچ‌یک از این دلایل نباید ما را از ریشه‌ها غافل کند. باید مجموعه عوامل را با هم دید.

تحلیل شعارها
تحلیل شعارهایی که مردم در دوران پیروزی انقلاب و بعد از پیروزی انقلاب سر می‌دادند برای ما مهم است، «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» یک شعار کلیدی در آن موقع بود که باید معنای آن تبیین شود و دلایل تاریخی که مردم به این شعارها رسیدند مورد توجه قرار گیرد. اما شعارهای دیگری وجود دارد که امروز در سایه قرار گرفته و آن شعارها نیز خود تکمیل‌کننده این شعار اصلی است.

یکی از شعارهایی که در راهپیمایی‌های بعد از پیروزی انقلاب اسلامی مطرح شد، چون در فاصله ۲۲ بهمن ۵۷ تا تقریباً یک سال بعد، هر چند روز یک بار راهپیمایی داشتیم. مخصوصاً در بهار سال ۵۸ این شعار سر داده شده که «در بهار آزادی، جای شهدا خالی»؛ این شعار را کسی به مردم یاد نمی‌داد، بلکه مردم خود لمس می‌کردند که عده‌ای برای آزادی ایستادند و جنگیدند چون یکی از اهداف اصلی انقلاب اسلامی نیل به آزادی بود و حسرت دوستان خود را می‌خوردند که آنها «بهار آزادی» را ندیدند و لذت و وسعت آن را لمس نکردند. ضمن اینکه آن موقع باب شد وقتی خانواده‌ای شهید می‌داد به او تبریک می‌گفتند. به یاد دارم، در بالای منزل خانواده شهدا پرچم می‌زدند. این مسائل از ابتدای دوران پیروزی انقلاب شروع شد و به دفاع مقدس هم رسید. ولی در عین حال این حسرت وجود داشت که عده‌ای از یاران، این دوران را ندیدند.

خود این شعار به نظر من اگر دقت کنیم و فراگیری آن را لمس کنیم هم در ایجاد و تفسیر قانون اساسی و هم در تفسیر شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، نقش بزرگی می‌تواند داشته باشد.

قانون اساسی حاصل فضای گفتگو
وقتی به قانون اساسی باز می‌گردیم، بسیار مهم است که فضایی که منجر به نوشتن این قانون شد را در نظر بگیریم. دقت در آن فضا منجر به این می‌شود که اگر شناخت دقیقی از مسئله نداریم، که این قانون اساسی چه معنایی دارد، بتوانیم وابستگی و پیوستگی اصول آن را درک کنیم.

به هر حال خود آن مقدمات و سوابق، اهمیت زیادی دارد. بویژه شعارها و فضای آن موقع بسیار مهم است. به همین دلیل با توجه به آیاتی که در این جلسه قرائت شد، باید بگویم ما همیشه در معرض این موضوع هستیم که وقتی کتاب خدا را تحریف می‌کنند، طبیعی است که میثاق ملی بشری را هم با گذشت زمان و دور شدن از سرچشمه و سرمنشأ آن و بنا به دلایل گوناگون از جمله منافع فردی و باندی تحریف می‌کنند. اما برای اینکه به آن سرچشمه‌ها برسیم باید یک بازسازی از آن شرایط در دست داشته باشیم، در عین حال نگاه نو و امروزی خود را هم در این تفسیرها از یاد نبریم.

حقیقت این است که اگر ترکیب مجلس خبرگان قانون اساسی و سخنان اعضای این مجلس مورد بررسی قرار گیرد، دغدغه‌هایی را نشان می‌دهد که به نظر می‌رسد بخشی از آن دغدغه‌ها هنوز وجود دارد و آن دغدغه‌ها در مورد اصول مهمی که در مورد حقوق اساسی مردم، مسائل اقتصادی و … مطرح بوده و بحث‌های خیلی طولانی را به خود اختصاص داده بی‌دلیل نبوده. خود آن گفت و گوها به نظر من، حاصل یک گفت و گوی وسیع و طولانی تاریخی میان ملت‌ ما بوده است و این‌گونه نیست که تعداد محدودی از خبرگان بحث کردند و این قانون را نوشتند. این مسائل تحت تأثیر شرایط تاریخی، گفتمان‌های موجود در جامعه و گفت و گوی میان احزاب و گروه‌ها بوده است.

اینگونه بحث‌ها بعد از مشروطه نیز در جریان بود. شما اگر به اصول اقتصادی، حقوق مردم و عدم تجسس در امور خصوصی در قانون اساسی باز گردید، درواقع نتیجه عمری تجربیات تلخ در رژیم‌های سابق بوده که چنین کارهایی را انجام می‌دادند. لذا به خاطر این‌که برداشت درستی از قانون اساسی و انقلاب داشته باشیم، باید شرایط آن موقع کاملاً سنجیده شود.

این موضوع به این خاطر است که در شرایط فعلی و وجود فضای خاص سیاسی چه بسا افراد و گروه‌هایی با توجه به مشکلاتی که آنها با انقلاب داشته و یا انقلاب با آنها، سعی کنند تحریفی را در این زمینه باعث شوند و ما می‌بینیم حقایقی گفته نمی‌شود و برعکس، یک نوع شک و تردیدهایی در مورد بنیان‌های انقلاب اسلامی صورت می‌گیرد. ولی فقط این مسئله نیست که چهره واقعی انقلاب اسلامی را تهدید می‌کند بلکه در این سو هم افرادی که صاحب مال، امکانات و منافعی هم شده‌اند باز هم تفسیر خاص براساس منافع خود از قانون اساسی را ارائه می‌دهند.

قانون اساسی، یک مجموعه به هم پیوسته
برای همین می‌بینیم که برخی اصول برجسته و برخی اصول کم‌رنگ می‌شود، در حالی که قانون اساسی یک مجموعه به هم پیوسته است و باطل شدن بخشی از آن می‌تواند به باطل شدن بخش‌های دیگری منجر شود و آ‌ن را بی‌اثر کند و پشتوانه مردمی از قانونی اساسی را حذف کند.

به همین دلیل به نظر من، بسیار مهم است که این مسائل با هم دیده شود. باید دید که چه کسانی از بسته شدن روزنامه‌ها و رسانه‌ها سود می‌برند و یا سایر اصول قانون اساسی که باید به آن پرداخت. قانون اساسی وقتی به مسئله اقوام، زنان، حقوق مردم باز می‌گردد، فکر می‌کنم معدل نتایج و چالش‌هایی است که در دهه‌های قبل از انقلاب اسلامی در کشور ایجاد شده و به این دلیل، هیچ دلیلی ندارد که ما را قانع کند، که ما از بخشی از این اصول صرف‌نظر کنیم.

مثالی در این مورد مطرح می‌کنم. البته بحث‌های دیگری هم وجود دارد که لازم است مطرح شود و جا دارد در این روزها مسائلی که شاید کم‌اهمیت به نظر می‌رسد هم مطرح شود. یکی از بحث‌های اول انقلاب اسلامی، برقراری نظام شورایی بود.

همه می‌گفتند؛ باید از شورا استفاده شود. این مسئله منجر به این شد که فکر می‌کنم ۷ اصل در قانون اساسی در مورد شوراها وجود داشته باشد ولی متناسب با این ۷ اصل که بحث‌های مفصلی پشت آن هست، غیر از بحث‌های مجلس خبرگان؛ به یاد دارم در صحن مساجد، منابر، دانشگاه‌ها بحث بود، اما از این ۷ اصل به اندازه کافی استفاده نکرده‌ایم و ظرفیت عظیم آن را که می‌تواند بسیاری از مشکلات کشور را حل کند و سایه دیکتاتوری، استبداد، حاکمیت نظرهای شخصی و منافع گروهی را از نظام دور کند، هنوز استفاده نکرده‌ایم.

اول انقلاب بحث بود که کشور ما با توجه به تنوع اقوام و قومیت‌ها و فرهنگ‌ها نمی‌تواند به سمت یک حکومت فدرالی پیش برود ولی عدم تمرکز را در اصول مربوط به شوراها در نظر گرفته شد واقعاً چنین ظرفیتی در این اصول وجود دارد.

شاید زمانی به دلیل نپختگی و شرایط جنگ و سایر دلایل، اجرای آن به عقب افتاده سه بار در دهه اول انقلاب، اگر ذهنم درست یاری کند، ما طرح هایی را در مورد شوراها به مجلس دادیم. ولی متأسفانه به تدریج دامنه اختیارات کم شد و منجر به همین شوراهای شهر و روستا شد که البته شوراهای شهر هم باز غنیمت است و به نظر من یکی از قوانین خوب ما همین قانون شوراها است. ولی چرا به این اصول نمی‌پردازیم، محل سؤال است و فکر می‌کنم جای سؤال برای همه ما باید باشد. من نمی‌خواهم بگویم سوء‌نیتی وجود دارد، ولی یکی از بحران‌های رایج و مسائلی که در کشور پیش آمده به نوعی نتیجه این تفکر است که بسیاری از این اصول قانون اساسی که ظرفیت فراوانی دارند را به کنار گذاشته‌ایم.

باز تفسیر قانون اساسی
آنچه بعد از انتخابات دهم ریاست جمهوری در کشور اتفاق افتاد و حرکت عظیمی را باعث گردید و اندیشه‌های تازه‌ای در آن زاده شد، از این نظر اهمیت دارد که ممکن است به ما کمک کند تا مجدداً بتوانیم «باز تفسیر نو» و زنده‌ای را از قانون اساسی ارائه کنیم. تفسیری که بتواند مشکلات کشور را حل کند.

شما در نظر داشته باشید که به هر حال جامعه ما به شدت تغییر کرده است و جامعه جهانی و محیطی ما هم تغییر کرده است و به تبع آن، به دلیل تغییرات فضای جهانی، دگرگونی‌هایی هم در کشور اتفاق افتاده است. فروپاشی شوروی را نباید دست کم گرفت، آثار آ‌ن در کشور ما بسیار عمیق است. به یاد داشته باشیم که در مشروطیت اتفاقاتی که در شمال رخ داد در اندیشه سیاسی داخل کشور آثار فوق‌العاده‌ای داشت و این آثار تا دورانی که بلوک شرق وجود داشت در کشور و سیاست‌های آن منعکس بود تا این‌که بلوک شرق فروریخت.

این رخدادادی است که در فضای بیرونی کشور اتفاق افتاده ولی فقط این موارد نیست. پیشرفت‌های اقتصادی، تکنولوژی و گسترش فضای مجازی، ماهواره‌ها، که عملاً آگاهی را در میان ملت‌ها گسترش می‌دهند و در حقیقت تمام این موارد به اضافه مسائلی که در کشور به دلیل تغییراتی که پیش آمده منجر به تغییرات عمیقی در میان ملت گردیده است.

عقب افتادگی حاکمیت از سرعت تحولات
یکی از مهمترین مشکلات کشور این است که بین این تغییرات و تغییرات حاکمیت فاصله افتاده است. یعنی به سرعتی که فرهنگ، اقتصاد و نگاه جامعه عوض شده است، به نظر من، حاکمیت این تغییر را نداشته است و این یک مشکل وسیع است. به همین دلیل، یک عقب‌افتادگی را حس می‌کنیم که به چالش بسیار عمیقی منتهی می‌شود. وگرنه، راه حل مسائلی که در خیابان‌ها اتفاق می‌افتد، با توپ و تفنگ و امثال آن حل نمی‌شود. بلکه، با صدا و سیما، سایر رسانه‌ها، فضای آزادی و فضای گفت و گو، برهان و عقل قابل حل است که این مسائل در قانون اساسی و دین ما ریشه دارد.

درحقیقت، رسانه‌ها مانند دادگاه‌هایی باید عمل کنند که هیأت منصفه آن ملت بزرگ ایران باشد.و ما به آن ملت اعتماد می ‌کنیم و من اعتقاد دارم ملت صلاح خود را می‌خواهد و عقل جمعی، عقل برتر موجود در صحنه است و انقلاب اسلامی برای همین رخ داده و قانون اساسی نیز برای حاکمیت مردم بر سرنوشت خود تدوین شد. این زمانی اتفاق می‌افتد که بحث و گفت و گویی در میان مردم به صورت آزاد صورت گیرد و حاکمیت به اصول و مبانی و قاعده بازی آن تن در دهد.

بنابراین باید نگاه خود را به تبع شرایط جهانی، تغییرات اعجاب‌انگیز در توسعه تکنولوژی عوض کنیم و از ارتباطات و رسانه‌ها نهایت استفاده را ببریم. اما می‌بینیم در این رابطه مشکلاتی داشته‌ایم و نتیجه می‌شود که حتی یک یا دو مناظره را هم برنمی‌تابند و احساس خطر می‌کنند. برنامه را قطع می‌کنند و درست برعکس آن عمل می‌کنند. اما اگر نگاه خود را عوض کنیم، خواهیم دید نه تنها آن دو مناظره، بلکه گسترش آن می‌تواند بسیار مهم باشد.

ضرورت اصلاح نوع نگاهها
درست گاهی برعکس مسئله عمل می‌شود. اکنون در مجلس بحث این است که چقدر پیام‌ های کوتاه را ، یا خبرها را کنترل کنند که این بحث در جای خود خوب است ولی نوع نگاه اگر اصلاح نشود، نمی‌تواند منجر به اصلاح امور شود.

آن نگاهی می‌تواند سرنوشت‌ساز باشد و کشور را به آرامش برساند که ریشه در دین ما داشته باشد و اجازه دهیم مردم تمام حرف‌ها را بشنوند و بهترین آن را انتخاب کنند و ما یقین داریم مردم درست انتخاب خواهند کرد.

انتقاد از تقطیع کلام امام
نکات دیگری هم وجود دارد که می‌تواند کمک کند که ما قانون اساسی را امروز بهتر ‌بینیم. متأسفانه گفته‌های بریده، بریده‌ای از حضرت امام(ره) در صدا و سیما و جاهای دیگر نقل می‌شود که مورد اعتراض نوه گرامی حضرت امام هم قرار گرفت. اما حقیقت این است که اگر ما نتوانیم فضای زنده، پر شور و پر از معنویت و نورانیت که در اول انقلاب وجود داشته و سخنان امام را تفسیر می‌کند، بشنویم، منجر به این می‌شود که ما یک چهره تاریک و چهره قطعه قطعه شده از انقلاب را امروز ارائه دهیم و این می‌تواند به این موضوع منجر شود که نه تنها مردم از انقلاب بلکه از اسلام هم جدا شوند. چون نظام ما به نام دین و اسلام است و مهمترین دغدغه بنیان‌گذاران جمهوری اسلامی، این بود که به اسلام لطمه نخورد.

البته ممکن است که دو روزی منفعتی را به دست آ‌وریم و حجتی را از کلام امام(ره) بگیریم و از آن علیه گروهی استفاده کنیم ولی وقتی که این کار را با لحاظ منافع خود می‌بینیم و به آن سرچشمه رجوع نمی‌کنیم این زیان را دارد که زبان کسانی که از اول با انقلاب بد بوده‌اند و هنوز هم بد هستند باز شود و تمام دستاوردهای انقلاب را زیر سؤال ببرند.

خطر بزرگ استفاده ابزاری از دین
در حالی که، انقلاب اسلامی در حقیقت حاصل جمع همه حرکت‌هایی است که بعد از انقلاب مشروطه ایجاد شد. مانند انقلاب مشروطه، نهضت ملی شدن نفت، ۱۵ خرداد و سایر جریانات و تجربیاتی که ملت داشته است. بنابراین، باید این مسائل را در مجموع مورد توجه قرار داد. بنابراین براساس چنین رویکردی می‌توان ملت را در کنار انقلاب اسلامی نگه داشت. در غیر اینصورت استفاده ابزاری از دین و مقدسات می‌تواند دین را در معرض سؤال‌های جدی قرار دهد و خود این خطر بزرگی است.

اهمیت استقلال و نگرانی از سوء استفاده از این شعار
مسئله بعدی این که اگر در شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی» دقت کنیم، موضوع استقلال است. ملت ایران بعد از جنگ ایران و روسیه دائم در معرض تهاجم بیگانه بود. قطعات بزرگی هم از کشور جدا شده است و این مسئله تا زمان شاه هم ادامه داشت ولی عملاً تمام این موارد منجر به این شد که ملت ما نسبت به نفوذ بیگانه، حساس و حتی دچار هراس شوند که ریشه بسیاری از گفتمان‌های موجود در کشور به حساسیت مردم نسبت به نفوذ بیگانگان بود بویژه روس‌ها و انگلیس‌ها و بعد آمریکا و الی آخر، این مسائل در کشور وجود داشته و برای همین، در شعار «استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی»، موضوع استقلال اهمیت زیادی دارد.

اکنون این حساسیت مردم و خود این شعار مورد سوء استفاده قرار می‌گیرد یعنی نیرویی که امروز به صحنه آمده و تنها خواسته‌اش این است که به قانون و به ارزش‌های اصلی انقلاب اسلامی برگردیم که یکی از آنها استقلال است، مورد تهمت قرار می‌گیرند که آیا به بیگانه وصل است یا تحت تأثیر آنها است یا نیست. من می‌خواهم بگویم که برای رهایی از سلطه بیگانه باید کشوری پیشرفته داشت و باید با نگاهی نو به جهان نگریست. با تغییراتی که در داخل و خارج اتفاق می‌افتد خود را با حفظ ارزش‌ها تغییر دهیم. آن موقع می‌توانیم استقلال واقعی خود را داشته باشیم. وقتی از این شعارها به صورت ابزاری استفاده می‌کنیم نتیجه آن تناقض‌هایی است که اکنون می‌بینیم. از یک سو نامه‌های مکرر برای نصیحت سران کشورهای مختلف می‌فرستیم و آنها را با عنوان «مدیریت جهانی» دعوت به اسلام می‌کنیم و سعی می‌کنیم با آنها ارتباط برقرار کنیم و از سوی دیگر، در ارتباط با جهان حتی نمی‌توانیم یک دوست نزدیک و صمیمی در منطقه و جهان داشته باشیم.

فرض کنیم امریکا به عنوان یک قدرت بزرگ در جهان، می‌خواهد سیاستی را در مورد ما اعمال کند، با اینکه این کشور قدرت بزرگی است و نیروی نظامی و اطلاعات وسیعی دارد و دستگاه‌های تبلیغاتی و پول زیاد دارد، به بودجه سالانه آمریکا نگاه کنید و آن را با بودجه کشور مقایسه کنید. با این مقایسه حجم اقتصاد آ‌ن کشور را درک می‌کنیم. این کشور باز خود را بی‌نیاز نمی‌بیند که نظر انگلیس، فرانسه، آلمان، چین و روسیه را جلب کند تا سیاستی را در مورد کشور ما اجرا کند. مثلاً در مورد تکنولوژی اتمی، اما عملاً در مقابل این جریان که علیه ما است چند کشور و یا ملت را در کنار خود داریم که مؤثر هستند؟

این در حالی است که با آنها نامه‌نگاری می‌کنند به ما می‌گویند بیایید و به این کشورها ناسزا بگویید و با آنها مقابله کنید. ما می‌گوییم مسائل انتخابات خانوادگی است و ربطی به خارج ندارد و یقیناً ملت ما حاضر نیست تحت تأثیر منافع دیگران کار کند ولی این‌که ما هم مثل شما، سیاستی ماجراجویانه داشته باشیم، یک روز ناسزا بگوییم، یک روز بخندیم و روزی نامه فدایت شوم بنویسیم، را نمی‌پذیریم.

جنبش سبز و تعامل با دنیا
جنبش سبز با این شعار بوجود آمده که می‌خواهیم تعاملی سازنده با جهان داشته باشیم و ما از این مسئله غفلت نمی‌کنیم و دچار ماجراجویی نخواهیم و افراط و تفریط نمی‌شویم. ما به دنبال یک عقلانیت در رابطه خود با خارج و ملت هستیم. باید براساس منافع درازمدت ملت حرکت کنیم. اگر به شعار استقلال به این معنا بازگردیم به هیچ‌وجه، منافع بیگانگان تعیین‌کننده حرکت ما نباید باشد. و ما به این موضوع اعتقاد راسخ داشته و خواهیم داشت.

جنبش سبز مستقل است
جنبش سبز ملت ایران مستقل است و به هیچ‌وجه اجازه دخالت بیگانگان را در امور خود نمی‌دهد ولی این که ما منفعل باشیم. و هر کاری که می‌کنیم در ترازو بگذاریم که یکی خوشحال شود و دیگری بدحال شود، این کار را هم نمی‌کنیم. ملت ما اهداف درازمدتی را دنبال می‌کند و یک ملت در این رابطه باید حساس باشد. از آخوند خراسانی داریم که وقتی بحث روس و انگلیس را مطرح می‌کند و در پاسخ به عده‌ای که می‌گویند چرا بعضی از مشروطه‌طلبان، در سفارت انگلیس هستند که بحث مفصلی دارد، می‌گوید که اگر قرار باشد فلان کار را نکنیم چون به نفع انگلستان است و کار دیگری را نکنیم چون به نفع روسیه است، هیچ کاری نمی‌توانیم انجام دهیم چون هر کاری صورت گیرد، کشورهای دیگری از آن نفعی خواهند برد و یا می‌خواهند ضرری را دفع کنند. ولی استراتژی یک نظام مستقل و جنبش مستقل این است که براساس منافع درازمدت حرکت کند و متأثر از بیگانگان نشود.

دلیل این که این مسائل امروزه با جنبش شدتی مطرح می‌شود، به خاطر این است که روی مراجع و روحانیت و متدینین اثر بگذارند اما اینجانب به صراحت اعلام می‌دارم به هیچ‌وجه جنبش سبز به خارج وابستگی ندارد و با این مسئله مخالف است و تحت تأثیر این مسائل نیز قرار نمی‌گیرد و براساس منافع ملی حرکت می‌کند و کارهای ما ارتباطی با بیگانه ندارد. در عین حال، این هجمه‌ای که به جنبش سبز می‌شود، ما را در شعارها دچار عدم تعادل نمی‌کند. نصیحت ما به حاکمیت این است که سیاست متعادلی را در پیش بگیرید و در جهان دوست پیدا کنید و متحد داشته باشید و از ظرفیت های منطقه استفاده شود و دامنه نفوذ کشور را با دوستی و ارتباط محکم نمائید تا آسیبی به کشور نرسد. این نصیحت را به همه دارم. این موضوع برآمده از دل همه ملت ما است و خود جنبش سبز هم این گونه است و خواهد بود.

در شرایط فعلی آن چه جوانان می‌توانند انجام دهند این است که از ظرفیت عظیم تغییرات در کشور به بهترین وجه در سایه اصولی که به خاطر آن شهدای زیادی تقدیم کرده‌ایم استفاده کند.

جنبش سبز خردگراست
جنبش سبز، جنبش جوانی است که در آن جوانان سهم بسیار بالایی دارند. اما خوشبختانه جنبش جنبه احساسی ندارد و خردگرایی در این جنبش بسیار قوی است.

باید خردگرایی را در کنار شور جوانان اعم از زن و مرد حفظ کنیم چون سرمایه بزرگی برای کشورمان، انقلاب اسلامی و جمهوری اسلامی است و بدانیم تغییرات و تحولاتی که هست، علی‌رغم تلخی‌ها، مشکلات، سرمایه‌ای برای آتیه کشور برای ورود به فضای نو محسوب می شود و ما باید برای ورود به فضای نو، متناسب با تغییرات جهانی و مسائل خود این دشواری‌ها را تحمل کنیم و با خرد مسائل را پیش ببریم.

جنبش سبز مسالمت آمیز است
باید حالت ناصحانه، شفقت و دلسوزی خود را نسبت به نظام از دست ندهیم. از اول حرکت جنبش سبز مسالمت‌آمیز بوده و باز هم قویاً باید این مسئله ادامه یابد.

متأسفانه منافع عده‌ای در دو قطبی کردن جامعه است تا در نتیجه این دوقطبی بهتر مردم را سرکوب کنند و بهتر به اهداف خود برسند. جنبش سبز با همه دوست است. با کارگران، معلمان، جنبش زنان دوست است حتی با کسانی که عقاید ما را ندارند، دوست است. چون بخشی از ملت ما هستند و آنان برادران و خانواده ما هستند. جزو ملت ما هستند و ما با همه آنها دوست هستیم.

با خشونت، زدن، سرشکستن و کشتن مخالفیمنهادهایی در کشور وجود دارد که قابل احترامند اما با خشونت، زدن، سرشکستن و کشتن مخالفیم. ما با بسیج، سپاه و نیروی انتظامی مخالف نیستیم. اینها نهادهایی هستند که یک نظام به طور طبیعی دارد و در آنجا برادرانی هستند که جزو ملت هستند و دلسوز ما هستند لذا با این روحیه باید در صحنه حاضر باشیم. عصبانیت‌ها و تلخی‌ها نباید کنترل را از ما بگیرد. ۲۲ بهمن ماه پیش رو است. حقیقتاً یکی از روزهایی است که باید نام «روز جمع» و «روز جامع» بر آن نهاد. یکی از ایام‌الله است. و می‌تواند ویژگی‌های گوناگونی را در خود جمع کند. همه به این مسئله علاقه دارند. احساس من این است که با روحیه جمع بودن در ضمن حفظ هویت باید در این‌گونه حرکت‌ها حضور داشته باشیم و سعی کنیم با رفتار خود اثرگذار باشیم تا در سطح ملی آثار خوبی را در جای خود به جای گذارد.

این اقدامات هیچ ربطی به اسلام نداردتذکر آخر این که برخورد با حرکت‌های مسالمت‌آمیز مردم به نام اسلام باعث اسلام‌گریزی می‌شود. کسانی که به دین اعتقاد دارند، مخصوصاً روحانیت باید بدانند که زندانی کردن، ضرب و شتم، گرفتن‌ و بستن‌ها، چون به نام اسلام و حکومت اسلامی صورت می‌گیرد ضرر آن به اسلام بازمی‌گردد و باید همه تلاش کنیم که این حالت از بین برود.

اگر می‌خواهیم که اسلام را به عنوان سرمایه برای کشور نگاه داریم نباید منافع ما، مصالح اسلام را تحت تأثیر قرار دهد.

زدن، گرفتن و بستن چه ربطی به اسلام دارد و یا جلوی برهان و گفت و گو را گرفتن چه ربطی به اسلام دارد. جستجو در احوال شخصی مردم چه ربطی به اسلام دارد. وارسی ایمیل‌های مردم چه ربطی به اسلام دارد. این مسائل با اعتقادات دینی و اصول قانون اساسی منافات دارد.

اهانت به مردم، اهانت به آزادی اندیشه، ارتباطی به اسلام ندارد و انشاء‌الله همه متوجه باشند که کاری نکنند که در کشور رویگردانی از اسلام را شاهد باشیم.

هیچ کشوری به پیشرفت نرسیده مگر اینکه در دوره‌هایی از این مسائل را داشته و بسیار خوش‌بین هستم که خداوند نتیجه این تلاش‌ها را به ثمر می‌رساند و ما وضعیت بهتری را برای ملت خواهیم داشت تا از اندیشه‌ها، از اقوام و از گویش‌های مختلف نترسیم.
هند با صدها زبان و مذهب و تنوع قومیتی به عنوان بزرگ‌ترین دموکراسی ایستاده است و این تجارب وجود دارد. آیا زبان برای این کشور مشکلی ایجاد کرده که ما این‌قدر برای این موضوع مسئله ساخته‌ایم. در انتخابات هر جا می‌رفتیم، می‌گفتند، اینجا با موضوع زبان این‌گونه برخورد کردند.

ما از آزادی، اعتماد به ملت، گردش آزاد اطلاعات لطمه نمی‌بینیم. ممکن است به من نوعی فشار وارد شود ولی عملاً برای جامعه مفید است و به نفع اسلام و آینده کشور است.

والسلام علیکم و رحمت الله و برکاته


 
 

Things you can do from here:

 
 

اتهامات غیرحقوقی و احکام سنگین برای فعالان عرصه مطبوعات

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via جنبش راه سبز - همه گزارش‌ها by جنبش راه سبز on 2/8/10

اتهامات غیرحقوقی و احکام سنگین برای فعالان عرصه مطبوعات

مژگان مدرس علوم -

 

بخش اول

 

 

 

در همین زمینه جمعی از روزنامه نگاران ایرانی با نوشتن نامه ای سرگشاده به مسئولان نظام خواستار آزادی روزنامه نگاران دربند و فک پلمب انجمن صنفی روزنامه نگاران شدند.

 

در بخشی از این نامه خطاب به عقلای قوم آمده است:  "راه برون رفت از بحران کنونی جامعه باز شدن فضای انتقاد و اعتراض قانونی به منظور ایجاد اعتدال و میانه روی در جامعه است."

 

گفتنی است "کمیته حمایت از روزنامه‌نگاران" با صدور بیانیه‌ای اعلام کرده که هم‌اکنون ۴۷ روزنامه‌نگار در زندان‌های ایران به سر می‌برند که این میزان دستگیری از سال ۱۹۹۶ تاکنون در هیچ کشوری سابقه نداشته و ایران در این زمینه هم‌اکنون از چین هم پیشی گرفته است.

 

 

اتهامات دروغین و محرومیت از فعالیت های سیاسی - مطبوعاتی

کیوان صمیمی بهبهانی از فعالان ملی-مذهبی، عضو شورای ملی صلح، عضو شورای مرکزی "انجمن دفاع از آزادی مطبوعات" وبنیان‌گذار کانون زندانیان سیاسی است که در روز بیست و سوم خرداد به صورت غیر قانونی بازداشت شد.

کیوان صمیمی به تحمل شش سال زندان و محرومیت مادام العمر از فعالیت های سیاسی محکوم شده و

 به تبلیغ علیه نظام، و اجتماع و تبانی برای برهم زدن امنیت ملی و شرکت در تظاهرات و صدور بیانیه علیه سلامت انتخابات متهم شده است این در حالی است که وی در آن زمان در بازداشت به سر می برد.

 

احمد زیدآبادی روزنامه‌نگار و تحلیل‌گر سیاسی اصلاح طلب و دبیرکل سازمان دانش آموختگان ایران اسلامی در 23 خرداد ماه  بازداشت شد. احمد زیدآبادی در تاریخ دوم آذر ماه به پنج سال زندان در تبعید در گناباد محکوم شد.این حکم در تاریخ یازدهم دیماه از سوی دادگاه تجدیدنظر تایید شد.عليرغم صدور قرار وثيقه براي احمد زيدآبادي و توديع آن از سوي خانواده، این روزنامه نگار برجسته کماکان در زندان اوين بسر مي برد. زیدآبادی در دوازدهم بهمن ماه در اقدامی غیرقانونی از سوی مقامات قضایی به زندان مخوف رجایی شهر منتقل شد.

 

سعيد ليلاز روزنامه نگار و تحلیلگر مسائل اقتصادی است که روز بیست و هفتم خرداد ماه  دستگير و زنداني شد. این فعال مسائل اقتصادی، به تبلیغ علیه نظام، اجتماع و تبانی برای اقدام علیه امنیت، اخلال در نظم و توهین به مسوولان متهم شده كه دادگاه بدوی وی را در مجموع به 9 سال حبس و 74 ضربه شلاق محكوم كرده است.

 

علیزاده طباطبایی در خصوص آخرین وضعیت این روزنامه نگار برجسته اظهار داشت: " پس از ابلاغ رای دادگاه بدوی و نهایی كردن لایحه تجدیدنظرخواهی، درخواست خود را به شعبه 26 دادگاه انقلاب تقدیم كردیم. در روز ششم بهمن پرونده موكلم برای رسیدگی به شعبه 54 دادگاه تجدیدنظر ارسال شده است."

این در حالی است که این تحلیل گر اقتصادی و روزنامه نگار دربند، از خواندن لایحه دفاعیه دادگاه تجدیدنظر خود منع شده بود.

گفتنی است، او يکي از منتقدان دولت احمدي نژاد و سياست هاي اقتصادي دولت نهم بوده است و بارها نسبت به شرایط بحرانی کشور درعرصه اقتصادی هشدار داده بود. و حکم صادره برای این روزنامه نگار، سنگین ترین حکم صادر شده برای زندانیان مطبوعاتی اخیر بوده است.

 

بهمن احمدی امویی روزنامه نگار روزنامه های اصلاح طلب ایران و تحلیل گر مسائل اقتصادی ، در شامگاه 30 خردادماه بهمراه همسرش بازداشت شد. این روزنامه نگار اقتصادي و منتقد برنامه های اقتصادی دولت نهم، در دادگاه بدوی به هفت سال و چهار ماه حبس تعزيري و سی و چهار ضربه شلاق محکوم شد حکمی که به عقیده بسیاری از جمله وکیل او حکمی ناعادلانه و نامتناسب با فعالیت های این روزنامه نگار مستقل است که فعالیتی جز نوشتن مقالات اقتصادی نداشته است .

 

مسعود باستانی روزنامه نگار درروز چهارم تیرماه درحالیکه برای پیگیری امور همسرش مهسا امرآبادی که در بازداشت بسر می برد به دادگاه انقلاب تهران مراجعه كرده بود، با حكم قضایی بازداشت شد. این فعال سیاسی در دادگاه بدوی به اتهام تبلیغ علیه نظام و اجتماع و تبانی برای ایجاد اغتشاش به شش سال حبس تعزیری محکوم شد.این روزنامه نگار همچنین در تاریخ ششم بهمن به زندان مخوف رجایی شهر منتقل شده است که کاملا غیرقانونی می باشد.

رضا رفیعی فروشانی، روزنامه نگارآزاد، در روز پنجم تیرماه بازداشت شد. رضا رفیعی فروشانی متهم به جاسوسی و دریافت ۴ هزار درهم، به ۷ سال تعزیری و ۵ سال تعلیقی محکوم شد

عيسي سحرخيز یکی از برجسته‌ترین چهره‌های روزنامه‌نگاری انتقادی ایران است که در روز ۱۲ تیر ماه بدنبال ناآرامی های بعد از اعلام نتایج انتخابات ریاست جمهوری، بطور خشونت آمیزی دستگیر می شود. به گفته وکیل این روزنامه‌نگار، عیسی سحرخیز پس از دستگیری برای هفته‌ها در انفرادی نگه داشته شده و مورد ضرب و شتم نیز قرار گرفته بود.

دادگاه عیسی سحرخیز روز یازدهم بهمن در شعبه ۱۰۵۹ دادگاه کارکنان دولت با حضور وکلای این روزنامه نگار تشکیل شد. این پرونده مربوط به یکی از مصاحبه های وی با دویچه وله با عنوان "من الان در زندانی به نام ایران محبوس هستم" بود.

گفتنی است در سال ۸۵ سحرخیز به اتهام های فعالیت تبلیغی علیه نظام و نشر اکاذیب با رای غیابی ۷ ماه زندان روبرو شد.

پس از بازداشت وی در تیرماه امسال پرونده قبلی در مرحله اجرای احکام بود و آقای سحرخیز را برای اجرای حکم زندان دعوت کرده بودند در حالی که وی در بازداشت بود.در نهایت ایرادهایی از سوی وکلا و موکل از جمله مطبوعاتی و سیاسی خواندن موضوع پرونده و عدم حضور هیات منصفه مطرح شد که مورد قبول قاضی قرار نگرفت و در نهایت با توجه به ایراد قانونی وکلا مبنی بر ارایه اصل فایل صوتی دوویچه وله از سوی دادستان، ‌دادگاه تجدید شد.

لازم به ذکر است عضو انجمن دفاع از آزادی مطبوعات ایران، روز بیست و دوم آذر در شعبه سوم بازپرسی دادسرای انقلاب جلسه اخذ آخرين دفاع از این روزنامه نگار در خصوص اتهامات توهين به رهبري، تبليغ عليه نظام ونيز تباني و تجمع به قصد برهم زدن امنيت كشور درشعبه سوم بازپرسي دادسراي انقلاب تهران برگزار شده بود.

 

رضا نوربخش سر دبیر روزنامه فرهیختگان و مدیر مسئول سایت خبری جمهوریت در روز سیزدهم مرداد بازداشت شد. رضا نوربخش در دادگاه بدوی به پنج سال حبس تعزیری محکوم شد. شعبه 36 دادگاه تجديد نظر، او را به سه سال حبس قطعی محکوم کرد.

 

حسین نورانی نژاد رئیس کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت ایران اسلامی در روز ششم شهریور  بازداشت شد. اولین جلسه دادگاه رسیدگی به اتهامات حسین نورانی نژاد رییس کمیته اطلاع رسانی جبهه مشارکت در شعبه ۲۸ دادگاه انقلاب بدون حضور نماینده رسانه ها و خانواده وی برگزارشد.

پیش از این  دادستان تهران اتهام وي را مربوط به سايت خبري "نوروز" عنوان كرده بود.

 

گفتنی است حسین نورانی نژاد در این دادگاه به برخی موارد اتهامی پاسخ داد و به دلیل کمبود وقت ادامه دادگاه به جلسه ای دیگر که دهم بهمن ماه برگزار می شود موکول شد. فریده غیرت و سید محمد حائری، وکلای نورانی نژاد پیش از برگزاری دادگاه اجازه نیافتند در زندان با او ملاقات کنند.

محمد داوري ،‌سردبير سحام نيوز( سايت رسمي حزب اعتماد ملي ) در روز هفدهم  شهريور بازداشت شد. محمد داوری در روز اول آذر ماه به اتهام فعاليت تبليغي عليه نظام،‌اجتماع و تباني به قصد برهم زدن امنيت كشور و اخلال در نظم عمومي محاکمه شد. محمد داوري فردي بوده كه به خواسته مهدي كروبي و پس ازهماهنگي با هر فرد ،‌ از افراد مدعي تجاوز جنسي اقدام به فيلمبرداري جهت ارايه آن به مسوولان مي نمود.

 مهدی محمودیان فعال حقوق بشر و روزنامه‌نگار اصلاح‌طلب ۲۵ شهریورماه توسط نیروهای امنیتی در منزلش بازداشت شد. بازجویان از مهدی محمودیان خواسته‌اند تعهد بدهد برای چهار سال از تهران خارج شود و روزنامه‌نگاری را برای همیشه کنار بگذارد تا از زندان رهایی یابد.درتاریخ بیست و یکم دی ماه منابع خبری از ضرب و شتم شدید وی توسط ماموران زندان خبر دادند.

سید مسعود لواسانی روزنامه‌نگار و وبلاگ‌نويسی که از ۴ مهرماه در منزل بازداشت شده بود و پس از حدود چهار ماه بازداشت در شرایط نامناسب،  به هشت سال و نيم زندان از سوی شعبه‌ی ۲۶ دادگاه انقلاب محکوم شد.

 محمدرضا مقیسه روزنامه نگار و سردبیر مجله پرتیراژ بیست ساله ها در حوزه جوانان و نیز عضو کمیته پیگیری امور بازداشت شدگان و آسیب‌دیدگان حوادث پس از انتخابات که در تاریخ 22 مهرماه بازداشت شد.

جواد ماهزاده داستان نویس و روزنامه نگار صبح 29 مهرماه بازداشت شد. جواد ماهزاده نویسنده رمان « لبخندت را از من نگیر» یک هفته پیش از بازداشت نیز نوشتاری به مناسبت 66 سالگی محمد خاتمی منتشر نمود.

مزدک علی نظری، روزنامه نگار و سردبير سايت "خبرنگاران صلح" در روز 21 آبان ماه بازداشت شد.

ساسان آقایی، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی که روز يکشنبه اول آذرماه در خانه شخصی خود و توسط ماموران امنيتی بازداشت شد، به شدت تحت فشار بوده است تا نوشتن نامه روزنامه نگاران و فعالان سیاسی به مراجع و ارتباط با برخی جریانات خارج از کشور را بپذیرد.

کوهیار گودرزی فعال حقوق بشر ، وبلاگ نویس ، روزنامه نگار، دبیر کنونی کمیته گزارشگران حقوق بشر، از برنامه سازان بخش حقوق بشر رادیو زمانه، عضو کمیته حقوق بشر سازمان ادوار تحکیم وحدت و از دانشجویان اخراجی دانشکده مهندسی هوافضا دانشگاه صنعتی شریف در تاریخ 29 آذر بازداشت شد

 نوری زاد روزنامه نگار ،مستند ساز و کارگردان تلویزیون که در تاریخ 29 آذرماه بازداشت شد. گفتنی است محمد نوری زاد که سالها قبل از نویسندگان روزنامه کیهان بود و موضعی نزدیک به اصولگرایان داشت، در روزهای پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران به نقد اصولگرایان پرداخت. بنا به گزارش های رسیده اتهام نوری زاد "توهین به مسئولین و تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی"  ذکر شده است.

 

شیوا نظرآهاری فعال حقوق بشر، سخنگوی فعلی کمیته گزارشگران حقوق بشر ، فعال حقوق کودکان کار، عضو کمپین یک میلیون امضا، روزنامه‌نگار، وبلاگ نویس، در تاریخ 29 آذرماه در حالیکه عازم قم برای شرکت در مراسم خاکسپاری آیت الله منتظری بود بازداشت شد. گفتنی است وی  در جریان نا آرامی‌های پس از انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری ، روز یک شنبه، ۲۴ خرداد ماه ۱۳۸۸، توسط نیروهای اطلاعاتی در محل کار خود بازداشت شده بود که در اول مهرماه با تودیع قرار وثیقه 200 میلیون تومانی از زندان آزد شد.


 
 

Things you can do from here:

 
 

وخامت حال دکتر ملکی و انتقال وی به بیمارستان

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 


: ادوارنیوز وخامت حال دکتر ملکی و انتقال وی به بیمارستان دکتر محمد ملکی که از اواسط تابستان در بازداشت است و اخیرا به اندرزگاه هفت زندان اوین منتقل شده به بیمارستان منتقل شد. بر اساس این گزارش امروز دکتر محمد ملکی که به سرطان پروستات نیز مبتلاست فشار خون اش افت کرده و به هشت رسیده و ضربان قلب نامنظم داشته است که با نظر پزشک به بیمارستان انتقال یافته است. ******** بلاتکلیفی دانشجوی بازداشتی دانشگاه خواجه نصیر جاوید حاج همتی که از روز 16 آذر در پی احضار وزارت اطلاعات بازداشت شده است پس از گذشت 65 روز همچنان بلاتکلیف در زندان است. این دانشجوی دانشگاه خواجه نصیر که عضو شورای عمومی انجمن اسلامی این دانشگاه نیز بوده است اکنون 55 روز است که بدون هیچگونه بازجویی در وضعیتی نامشخص قرار دارد.

 
 

Things you can do from here:

 
 

۱۳۸۸ بهمن ۱۳, سه‌شنبه

وضعیت جسمی علیرضا بهشتی "اورژانسی" اعلام شد

وضعیت جسمی علیرضا بهشتی "اورژانسی" اعلام شد

دختر آیت الله شهید بهشتی ضمن تکذیب اخباری مبنی بر ملاقات حضوری با برادرش گفت: علی‌رغم درخواست ما از دادستان محترم تاکنون هیچ ملاقاتی با برادرم نداشته و بشدت نگران سلامت او هستیم.

محبوبه سادات بهشتی، خواهر دکتر سیدعلیرضا بهشتی در گفتگو با پارلمان نیوز اظهار داشت: سیدعلیرضا بهشتی تقریبا ۱۲ روز پیش دچار حمله قلبی شد که ما از دادستان تقاضای ملاقات کردیم، اما به این درخواست اصلا جواب ندادند.

وی با اشاره به تماس روز شنبه دکتر بهشتی با خانواده افزود: شنبه شب با تماس برادرم متوجه شدیم چند بار بعد از حمله قلبی در اوین دچار افت فشار شدند و به ایشان سرم وصل شده است.

دختر شهید آیت‌الله بهشتی تاکید کرد: طی تماس و صحبتی که با دکتر معالج ایشان در خارج از زندان داشتیم، گفتند که این افت فشار خطرناک است و احتمالا به دلیل مسمومیت دارویی به وجود آمده و حالت اورژانسی دارد.

وی با بیان اینکه پزشک معالج بهشتی تاکید کرده است که او هرچه زودتر باید تحت نظر پزشک متخصص در بیمارستانی مجهز قرار بگیرد، خاطر نشان کرد: نظر پزشک ایشان را برای دادستان فرستاده‌ایم و درخواست کرده‌ایم که برادرم را تحت‌الحفظ به بیمارستانی مجهز با هزینه‌های شخصی منتقل کنند که متاسفانه هنوز پاسخی نگرفته‌ایم.



--
خشمت را سرکوب کن
*دهه فجر امسال سبز تر از هميشه*