۱۳۸۹ بهمن ۱۳, چهارشنبه

فنون خنثی‌سازی؛ مقدمه خشونت‌ورزی مهاجمان علیه سبزها

فنون خنثی‌سازی؛ مقدمه خشونت‌ورزی مهاجمان علیه سبزها


پیشتر، طی مقاله‌ای به بررسی مبادی معرفتی خشونت علیه سبزها از سوی نیروهای نظامی و انتظامی پرداختیم. این مقاله یکی دیگر از وجوه خاستگاه‌های خشونت‌ورزی علیه سبزها را مورد بررسی قرار می‌دهد و به بررسی رفتار اجتماعی کسانی می‌پردازد که دست به خشونت علیه مخالفان خود می‌زنند. مبدا بحث خود را اینجا قرار می‌دهیم که فارغ از تمامی منافع مادی و سازمانی که می‌توان برای خشونت‌ورزان قائل بود و همچنین فارغ از تمامی مبادی معرفتی که در شکل ساختاری پنهان، خشونت‌ورزان را به انجام اعمال خود وامی‌دارد، این افراد، در بدو امر انسان‌هایی هستند که از روز آغازین حیات خود افراد خشونت‌ورز یا جنایتکاری نبوده‌اند. چه بسیار افرادی را در بین نیروهای انتظامی، نظامی یا شبه‌نظامی که به کار سرکوب سبزها مشغولند، می‌توان یافت که برای نخستین بار در حیات خود دست به چنین اعمال خشن و غیرانسانی‌ای می‌زنند.


اکنون سوال این است که این افراد چگونه خود را برای دست زدن به چنین اقداماتی توجیه می‌نمایند و بر احساس انسانی خود که آنها را از دست زدن به خشونت بازمی‌دارد، غلبه می‌کنند؟ هر اندازه که این نیروها به منافع مادی یا سازمانی خود وابسته بوده یا دربند آموزه‌های تکلیفی دینی خود باشند، باز هم وقتی با یک انسان بی‌گناه نظیر یک پسر نوجوان یا دختر جوان یا یک زن موی‌سپید مواجه می‌شوند، ممکن است در درون خود و در اعماق وجود خود متزلزل شوند و لحظه‌ای هرچند کوتاه به ندای فطری درون خود گوش سپارند که آنها را از دست زدن به اعمال غیرانسانی نظیر کشتن یا ضرب و جرح یا حتی توهین و تحقیر همنوع خود بازمی‌دارد. اگر پدیده‌هایی نوظهوری نظیر به کار گرفتن بزهکاران حرفه‌ای در بازداشتگاه کهریزک (که مقامات قضایی و مجلس از آنها با عنوان اراذل و اوباش یاد کرده و استفاده از آنها برای شکنجه‌ی مردم در کهریزک را تایید کردند) را کنار بنهیم، در خصوص افرادی که سابقه و ممارستی در برخوردهای خشونت‌آمیز نداشته و سرکوب سبزها، نخستین تجربه‌های خشونت‌ورزی آنها بوده، چه می‌توان گفت؟ این افراد چگونه قادر می‌شوند بر ندای وجدانی و فطری خود سرپوش نهاده و آن را مسکوت بنهند و دست به خشونت‌های غیرانسانی بزنند؟


محققی به نام دیوید ماتزا طی بررسی‌ای که بر روی افراد بزهکار که ارزش‌های انسانی و هنجارهای جامعه را زیرپا گذاشته‌اند، انجام داد، به این نتیجه رسید که این افراد قبل یا همزمان با ارتکاب بزه، از مجموعه‌ای از فنون برای توجیه عمل خود در نزد خود بهره می‌جویند تا بدین‌طریق اقدام خود را نزد وجدان‌شان موجه و مشروع جلوه دهند؛ وی از این فنون با عنوان «فنون خنثی‌سازی» (یا فنون سترون‌سازی) نام می‌برد. نتایج تحقیق ماتزا را در خصوص افرادی که ارزش‌های بدیهی انسانی نظیر عدم تعرض به سالمندان یا نوجوانان یا افراد بی‌دفاع و غیرمسلح را زیرپا می‌گذارند و به ضرب وجرح آنها می‌پردازند، می‌توان با تقریب مناسبی به کار برد. به نظر می‌رسد، نیروهای سرکوب‌گری که در پوشش نیروهای انتظامی، نظامی و لباس‌شخصی گوناگون به طور مستقیم دست به خشونت علیه سبزها زدند، درست در بزنگاه و در لحظه‌ای که اقدام به خشونت‌ورزی می‌نمایند، یا فرمان حمله به مردم را صادر می‌کنند، از فنون مشابهی بهره می‌جویند. آنها ذاتا افراد جنایتکار و پلیدی نیستند؛ بلکه با توسل جستن به این قبیل توجیه‌ها و مشروع‌سازی‌هاست که می‌توانند بر ندای فطری خود مبنی بر عدم خشونت علیه همنوع سرپوش نهند و دست به خشونت زنند. معرفی شماری از این فنون در اینجا خالی از فایده نیست:

 

1ـ فن انکار مسئولیت: اگر نیروی سرکوب‌گر بتواند مسئولیت خود را در اقدامات خود تکذیب کند، می‌تواند مانع از آن شود که دیگران (یا ندای فطری درونی) او را سرزنش کنند. نیروی سرکوب‌گر اثبات می‌کند که عمل او نتیجه نیروهایی است که خارج از اراده اوست مانند وجود دستور مافوق یا مصالح عالیه نظیر تامین امنیت مردم؛ در نتیجه در ضرب و شتم مردم، وی مقصر نیست. مامور است و معذور و یا ناچار است برای حفظ مصالح عالیه که فراتر از جان انسان‌هاست، دست به این اقدامات بزند.


2- فن انکار صدمه و زیان: نیروی سرکوب‌گر با این فن از شدت نادرستی عمل خود می‌کاهد. مانند اینکه گفته می‌شود که خسارت بر کسی وارد شده است که به راحتی قادر به جبران آن است. فرد خشونت‌ورز نشان می‌دهد که عمل او مخالفت کامل با ارزش‌های انسانی نیست، بلکه عملی است که در موارد خاص قابل اغماض است. فردی که در بازداشتگاه اقسامی از توهین‌ها و تحقیرها که شکنجه های روانی وحشتناکی هستند را روانه‌ی بازداشت‌شدگان می‌کند، با خود این گونه می‌اندیشد که وضعیتی به مراتب وحشتناک‌تر برای قربانیان خود می‌توانسته پدید اورد؛ برای مثال شکنجه‌ی جسمی آنها؛ حال آنکه توهین و تحقیر، صدمه‌ای بر قربانیان وارد نمی‌کند. در حالی که روشن است زیان‌های روحی به مراتب غیرانسانی‌تر از شکنجه‌ی جسمی هستند.


3- فن انکار قربانی بودنِ قربانی: تخریب شیشه‌های خودروی راننده‌ای که بوق ممتد زده، و ضرب و جرح فردی که شعاری نامطبوع سر داده، یا حتی خشونت علیه فردی که دست به اقدام تحریک‌آمیزی نظیر استفاده از نماد سبز زده، از جمله مواردی است که از نظر نیروی سرکوب‌گر، دفاع از امنیت جامعه و حقوق مردم و تنبیه متجاوز به شمار می‌آید. سرکوب‌گر در واقع خود را در قالب فردی می‌بیند که کارش احقاق حقوق مردم است و در این راه به اجرای قانون علیه متجاوزان به حقوق مردم می‌پردازد.


4- محکوم کردنِ محکوم‌کنندگان: نیروی سرکوب‌گر با استفاده از این فن توجه جامعه را از عمل خود دور می‌کند و متوجه انگیزه و عمل کسانی می‌سازد که او را محکوم می‌کنند. برای مثال، محکوم‌کننده را فردی ریاکار و ظاهرالصلاح و عمل او را منبعث از کینه‌های شخصی می‌خواند. مثلاً رهبران جنبش سبز را به سبب دعوت مردم به اعتراض، عامل ریختن خون مردم معرفی می‌کند؛ عزاداران روز عاشورا را به اقدامات هنجارشکنانه و توهین‌آمیز متهم می‌نماید؛ سبزها را به عنوان کسانی که امنیت و آرامش مردم و جامعه را مختل کرده و کسب و کار صاحبان پیشه را بر هم زنده‌اند، مستحق برخورد تلقی می‌نماید. معترضان را رقاصه و مطرب فراری نام می‌نهد و آنها را به ارتباط با بیگانه و خیانت به کشور متهم می نماید.


5 ـ فن فدا کردن ارزش‌های جامعه به سود ارزش‌های گروه کوچک: با این فن، نیروی سرکوب‌گر توقعات جامعه بزرگ را به نفع توقعات گروه کوچکی که در آن عضو است نظیر هیات حاکم، اعضای باند، گروه‌های دوستی و محیط، فدا می‌کند. به عنوان مثال، تیراندازی به مردم بی‌دفاع به عنوان اقدامی ضروری برای فرونشاندن آتش فتنه و حفظ انتظام جامعه تلقی می‌گردد. عدم پایبندی به ارزش‌های انسانی بدیهی نظیر عدم تهاجم به همنوعان، با توسل جستن به ارزش‌های گروهی نظیر حفظ نظام و دفاع از حریم ولایت توجیه می‌گردد و گاه مصون ماندن مجموعه‌ی مافوق خود از اختلال و تعرض را به چنان ارزشی بدل می‌سازد که ورای تمامی ارزش‌های انسانی حتی حفظ حیات دیگران می‌نشیند.


+++


آنچه گفته شد شماری از راهکارهایی است که متعدیان به حقوق مردم برای توجیه افعال خود و خاموش کردن ندای وجدان درونی‌ خود یا اعتراض جامعه به عملکرد ضدانسانی خود، به آنها توسل می‌جویند. اکنون ممکن است سوال مطرح گردد که در مواجهه با این توجیه‌تراشی و دلیل‌سازی چه باید کرد؟ بی‌شک پاسخ خشونت سرکوب‌گران را نباید با خشونتی متقابل داد. بر آفتاب افکندن انگیزه‌های اصلی خشونت‌ورزی از پوشش توجیه‌های فوق و آگاه کردن مهاجمان به فنونی که چه بسا ناخودآگاه برای توجیه رفتارهای‌شان به کار می‌بندند، می‌تواند از کارآمدی این فنون کاسته و نیروهای خشونت‌ورز را به تامل در اعمال خود وادارد. گفتگو و بازنمایی این مبادی دست زدن به خشونت، در مواجهه با سرکوب‌گران، به مراتب کارآمدتر از متوسل شدن به خشونت متقابل است.

منبع: سایت موج سبز ایران

--
سبز مي مانيم، تا هميشه

تجربه ای از برمه: تنها نبردی را می بازیم که رهایش می کنیم

بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند؛ تا آیندگان ندانند بی‌عرضگانِ این برهه از تاریخ ما بوده‌ایم
(دکتر فاطمی)
راي سبز من اسم سياه تو نبود!

با تظاهرات میلیونی بدون خشونت، مصر با شادی به استقبال آزادی رفت

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 


همزمان با تظاهرات در چندین شهر مصر، در میدان تحریر قاهره نیز صدها هزار نفر گرد آمده‌اند تا خواستار کناره‌گیری حسنی مبارک و سرنگونی حکومت او شوند. آنها یکصدا فریاد می‌زنند: الشعب یرید اسقاط النظام!

در ساعات اخیر، خبرگزاری‌های مهم جهان گزارش دادند که با وجود تدابیر شدید امنیتی دولت از جمله تعطیلی راه آهن و بسته بودن راههای سواره و حتی پیاده ورودی به قاهره، جمعیت در این میدان و خیابان‌های اطراف آن در شهر قاهره، از یک میلیون نفر فراتر رفته است. این به معنای تحقق وعده مخالفان مبارک برای جمع کردن یک میلیون نفر در تظاهرات روز سه شنبه است؛ روزی که به «یوم القیامه» نامگذاری شده بود.

جمعیت میلیونی حاضر در میدان تحریر، پرچم‌های مصر را با خود به همراه دارند، سرودهای ملی می‌خوانند و شعارهای ضد مبارک سر می‌دهند. تعداد زنان و کودکان هم به طرز محسوسی افزایش یافته است و گفته می‌شود که کاهش نگرانی‌های عمومی در پی اعلام پرهیز ارتش از خشونت، در این حضور تاثیر داشته است.

بی بی سی گزارش داده که پلیس حضوری در این محل ندارد و سربازان ارتش هم گاهی با معترضان خوش و بش می‌کنند و فضای شادی در میدان تحریر دیده می‌شود. برخی از تجمع کنندگان نیز پلاکاردهایی در دست دارند که بر روی آنها خطاب به حسنی مبارک نوشته شده است: «مزدور برو» و «انتقام خون شهیدان را می‌گیریم.»

همچنین گزارش شده که تعدادی مترجم داوطلب، در محل‌هایی که دسترسی به اینترنت وجود دارد، حضور یافته‌اند. آنها پیام‌های کوتاه شهروندان مصری را از عربی به انگلیسی ترجمه می‌کنند و روی شبکه‌های اجتماعی اینترنتی قرار می‌دهند. گوگل هم امکانات ویژه‌ای را برای انتقال اطلاعات شهروندان مصری به سایت تویتر، در نظر گرفته است.

در شهرهای دیگری از جمله اسکندریه، سوئز، کفرالشیخ، اسماعیلیه، منصوره، دمیاط، دمنهور، عریش، منیا، طنطا و محلة‌الکبرى نیز تجمعات گسترده ضد دولتی گزارش شده است.

به گفته محمد البرادعی، معترضان خواهان آن هستند که حسنی مبارک تا روز جمعه از قدرت کناره گیری کند. او می‌گوید که معترضان، روز جمعه را «یوم الوداع» نامیده‌اند. پیش از این هم نام «یوم الرحیل» برای این روز ذکر شده بود که هر دو به معنای این است که مردم، خواستار رفتن حسنی مبارک تا آخر هفته هستند.

منابع خبری همچنین گزارش داده‌اند که برخی ائمه مساجد حاضر در میدان تحریر می‌گویند در روزهای اخیر، وزارت اوقاف مصر در بخشنامه‌ای از آنها خواسته است در سخنرانی‌های خود از مردم بخواهند در اعتراضات شرکت نکنند و حضور معترضان در خیابان‌ها را مضر به منافع ملی اعلام کنند.

همچنین گزارش شده که برخی از افرادی که در تظاهرات امروز قاهره حاضر شده‌اند، افرادی هستند که در روزهای اخیر دستگیر شده بودند. آثار شکنجه بر بدن و چهره بسیاری از آن ها به وضوح دیده می شود. آن ها همچنان بر ضرورت ادامه اعتراض ها تا رسیدن به آزادی تاکید دارند.

از میدان تحریر گزارش شده که شرایط تظاهرات در امروز متفاوت با روزهای گذشته است، در میدان جای سوزن انداختن نیست و از همه اقشار مردم مصر در این میدان حضور دارند. از کودک سه ماهه تا پیر هشتاد ساله را می‌توان در میدان تحریر قاهره دید و جمعیت لحظه به لحظه در حال افزایش است.

کمیساریای عالی سازمان ملل امروز سه شنبه اعلام کرد شمار کشته شدگان تظاهرات چند روز گذشته مصر به ۳۰۰ نفر می‌رسد. همچنین هزاران نفر زخمی شده‌اند و شمار ناپدیدشدگان هم دست‌کم ۴۵۰ نفر است.

حزب حاکم مصر امروز تلاش کرد در حمایت از مبارک دست به راهپیمایی بزند، اما تنها چند صد نفر در خیابان کورنیش قاهره جمع شدند و حضور آنها هیچ تاثیری بر چهره اعتراضی شهر نداشت.

محمدمهدی عاکف، رهبر سابق اخوان المسلمین، امروز اعلام کرد که این گروه، حساسیت‌های بین‌المللی نسبت به خود را مد نظر قرار داده و به همین جهت است که در هنگام سر دادن شعارها و خواندن اشعار، حضور این گروه چندان محسوس نیست.


 
 

Things you can do from here:

 
 

تحریم‌های تازه آمریکا علیه ایران

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 


وزارت خزانه‌داری آمریکا اعلام کرد،‌ پنج شرکت و شش نفر را در ایران و ترکیه در لیست تحریم‌های خود قرار داده است.

به گزارش آفتاب به نقل از خبرگزاری رویترز،‌ وزارت خزانه‌داری آمریکا روز سه‌شنبه اعلام کرد، پنج شرکت تجاری و شش نفر را در ایران و ترکیه که در تهیه مواد و تجهیزات مورد نیاز در برنامه موشکی بالستیک ایران مشارکت داشتند، در لیست سیاه تحریم‌ها خود قرار داده است.

همچنین سه شرکت مستقر در استانبول نیز به دلیل ارایه مواد و خدمات به سازمان صنایع فضایی ایران از سوی ایالات متحده آمریکا تحریم شده‌اند.

قرار گرفتن نام شهروندان و شرکت‌های خارجی در فهرست سیاه تحریم‌های آمریکا بدین معنا است که این افراد و شرکت‌ها دیگر اجازه فعالیت در آمریکا را نخواهند داشت و شرکت‌های آمریکایی نیز نمی‌توانند با آنها تماس برقرار کنند


 
 

Things you can do from here:

 
 

گروه موج سبز - کاریکاتور



كاريكاتور



karikator.jpg

پایان

گروه خبری دانشجویی موج سبز



--
سبز مي مانيم، تا هميشه

تجربه ای از برمه: تنها نبردی را می بازیم که رهایش می کنیم

بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند؛ تا آیندگان ندانند بی‌عرضگانِ این برهه از تاریخ ما بوده‌ایم
(دکتر فاطمی)
راي سبز من اسم سياه تو نبود!

دیروز ایران، امروز مصر و تونس و فردا دوباره ایران

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via Iran Green Voice Feed - Persian by سردبیر دوم on 1/31/11

مصریها به خانه نمی روند. سهل است که قرار را بر تظاهرات یک میلیون نفری گذاشته اند. همزمان خبرهای تازه حکایت از آغاز اعتصابات عمومی در مصر دارد. درگیریها میان معترضان و نیروهای امنیتی همچنان ادامه دارد و برخی اخبار از کشته شدن دست کم 125 نفر تا روز هفتم اعتراضات خیابانی مردم مصر، حکایت دارند. حسنی مبارک در تلخترین روزهای دیکتاتوری سی ساله خود به سر می برد. دو ماه پیش از این هرگز به ذهن دیکتاتورهای شاخ آفریقا هم خطور نمی کرد که خود سوزی سبزی فروشی گمنام، هست و نیست شان را بر باد فنا خواهد داد. و این عاقبت تمام دیکتاتورهاست که در اوج غرور و سرمستی از قدرت، فرو می پاشند و راز تاریخ همین جاست که در لحظه فرو ریختن دژهای نفوذناپذیر آنان نصیبی جز بهت و حیرت برایشان باقی نمی ماند.

خودسوزی دانشجویی بیکار و گمنام در تونس اینک چاه ویلی شده است که تمام خودکامگان جهان را به حیرت واداشته. موج اعتراضات و انقلابهای تونس و مصر و یمن و حتی عربستان درست در زمانی اوج گرفت که اعتراضات خیابانی مردم ایران علیه دولت کودتایی محمود احمدی نژاد که از پشتیبانی عالی ترین مقام کشور نیز برخوردار است، با تمسک به بی رحمانه ترین و خشن ترین وجوه ممکن فروکش کرده بود و اینک ترس، که به جان خودکامگان وطنی بازگشته است و تلاش های کورکورانه شان برای موج سواری از انقلابهای اخیر در کشورهای عربی هم بی فایده بوده است.

با این همه آن چه تحلیلگران اوضاع سیاسی منطقه را به شگفتی وا می دارد، واکنشهای مضحک کودتاگران حاکم در ایران است که تلاش دارند ضمن مصادره به مطلوب کردن قیام مردم کشورهای عربی منطقه نظیر تونس و مصر، این اعتراضات را ادامه حکومتمداری به شیوه خودشان قلمداد کنند. چنانکه خطیب این هفته نماز جمعه تهران این اعتراضات را ادامه انقلاب بهمن 57 در ایران دانسته است و محمود احمدی نژاد اخیراً آمریکایی ها را از دخالت در انقلاب مردم تونس برحذر داشته است و از همه بامزه تر درخواست دولت کودتایی ایران از عدم برخورد خشونت آمیز دولت مصر با مردم این کشور است.

خیلی دور، خیلی نزدیک

بسیاری از کارشناسان سیاسی و اجتماعی منطقه معتقدند که نقطه آغاز جنبشهای مردمی در کشورهای عربی شاخ آفریقا و خاورمیانه، جنبش سبز مردم ایران طی 19 ماه گذشته بوده است. چنانکه سال گذشته و در اوج اعتراضات مردم ایران نسبت به کودتای انتخاباتی و دزدیده شدن آرای میلیونها ایرانی طرفدار میرحسین موسوی، « راويخولی » از روشنفکران فلسطينی که این روزها در لبنان بسر می برد، این پرسش را با روشنفکران عرب مطرح ساخت که " چرا در عرض سی سال مردم ايران دو بار برخاستند وعليه استبداد و خودکامگی حاکمان خود به ميدان آمدند، در حالی که جهان عرب ساکت و صامت است و در مقابل روسای جمهور مادام العمر و انتخابات قلابی چيزی نمی گويند؟ "

ضمن آنکه در تونس، الجزایر و مصر و اردن و ... اقتصاد نا سالم توسط گروه های خاصی کنترل می شود که آنها بی اندازه ثروتمند می شوند در حالی که خود کشور نه تنها مردم فقير می مانند بلکه پيشرفت اقتصادی هم نمی کنند.

از سوی دیگر بسیاری از کارشناسان مشابهتهای تاکتیکی متعددی را میان مبارزات مردم ایران و مردم تونس و مصر رصد می کنند و معتقدند که نوع مواجهه معترضان در این کشورها با پدیده هایی نظیر رسانه ها، الگو گرفته شده از روشهای اطلاع رسانی و خبردهی جنبش سبز در ایران بوده است و در این باره کارکرد محوری توئیتر، فیس بوک و شبکه های دیگر اینترنتی، کارکردی مشابه در نهضتهای فوق الذکر با نهضت ایران داشته است.
شاید بیش از همه بتوان به واکنش دولت مصر در قطع شبکه SMS اشاره کرد که آدمی را به یاد ایام پس از انتخابات در ایران می اندازد.

البته فراموش نباید کرد که شباهتهای متعددی میان دولتهای مورد اعتراض در این کشورها و دولت کودتایی ایران وجود دارد. از این منظر می توان به عنوان مثال به عوام فریبی های مفرط و دروغگویی های متعدد سران دولتهای مذکور، فقدان آزادی بیان و آزادی برگزاری تجمعات قانونی، سرکوب هرگونه فعالیت یا صدای اعتراضی از سوی حاکمیت، فساد اداری و اقتصادی سران دولتهای فوق الذکر و ... اشاره کرد که شباهتهای فراوانی را میان دولت محمود احمدی نژاد و دولت مبارک در مصر و بن علی در تونس بوجود می آورد.

با این همه نباید فراموش کرد که علی رغم نزدیکیها و شباهت های مورد اشاره، افتراقهای بسیاری هم میان نوع، بستر و اهداف مبارزاتی مردم ایران و مردم کشورهای مذکور وجود دارد. قبل از هر چیز باید بر این نکته تاکید کرد که به رغم دولتهای مصر و تونس که به هیچ وجه آمادگی مقابله با اعتراضات مردمی را نداشتند، در ایران بنا به اعترافات سردار مشفق، دولت کودتایی با همکاری سران نظامی و امنیتی و اطلاعاتی، از مدتها قبل برای سرکوب مردم و مواجه با اعتراضات مردمی برنامه ریزی و زمینه چینی می کرده است.

در عین حال ریشه تمام اعتراضات مردمی شکل گرفته در این کشورها، معضلات گسترده اقتصادی است و مردم تونس و یا حتی مصر بیشتر از آنکه با انگیزه های سیاسی اجتماعی به خیابانها بیایند، انگیزه های اقتصادی را جستجو می کنند. حال آنکه در ایران انگیزه حضور مردم در اعتراضات انتخاباتی سال گذشته، دزدیده شدن رای آنان توسط کودتاگران استبدادی بود و هنوز که هنوز است رهبران جنبش سبز در ایران بر شعار " رای من کجاست ؟ " تاکید دارند.

همچنین فراموش نباید کرد که در ایران اعتراض ها بيشتر بر تخلفات انتخاباتی و اصلاحات بود نه برای تغيير رژيم. گرچه شعارهای دیگری هم در جریان جنبش سبز مردم ایران مطرح شده بوده.اما نگاهی مرور گر بر محور حرکتهای اعتراضی در ایران انتخابات بود و تقلبات انتخاباتی. ضمن آنکه درگيری هايی که به دنبال انتخابات در ایران اتفاق افتاد کاملاً با جنس درگيری های و مخالفت های مردم این کشورها متفاوت بود.

نکته دیگر حیات و ممات احزاب در ایران و کشورهای مصر و تونس و اردن است. مثلاً در مصر جمعيت اخوان المسلمين سالهاست که به طور جدی و ارگانيک در حال مقابله قانونی با حاکميت است و کارشان هم به جايی رسيده بود که انتخابات را تحريم می کردند و می گفتند ما در انتخابات شرکت نمی کنيم. همین احزاب و گروهها هم مردم را دعوت به مبارزه با رژيم کرده و می کنند. حال آنکه در ایران در ایام پس از انتخابات دولتیان کودتایی حتی فعالیت انجمن صنفی مطبوعات را هم بر نتافت و هنوز که هنوز است خبرها از دستگیر محافل اجتماعی در ایران آکنده است.

نکته مهم دیگر نحوه تعامل این دولتها با جامعه جهانی در مقایسه با نحوه تعامل دولت ایران با قدرتهای بزرگ و منطقه است. برای کارگزارن حکومتی مصر و تونس و الجزایر اخبار و آرائ مردم و افکار عمومی جهان نسبت به رفتارشان با مخالفان و منتقدان بسیار مهم و حیاتی بوده و هست. حال آنکه برای سردمداران جمهوری اسلامی، رسانه خوب، رسانه ای است که دروغهای آنان را از طریق شبکه های رسانه ای خود با لنگ و لعابی عوام فریبانه جار بزند.

بنابراين وقتی که مثلاً دبيرکل سازمان ملل به سران مصر و تونس و اردن هشدار می دهد که در نبردهای خيابانی که با مردم داريد رعايت حال مردم را بکنيد، آنها نمی توانند بگويند که به شما چه ربطی دارد. چون بالاخره نيازمند حمايت آنها هستند. اين امر به هیچ وجه در ايران وجود ندارد.

با این همه فراموش نباید کرد که جنبش سبز مردم ایران به رغم ادعاهای باسمه ای و نخ نما شده کودتاچیان نه تنها آرام نشده بلکه با تغییر فاز از شکل خیابانی آن به بدنه های اجتماعی تزریق شده است و بهترین گواه برای این مدعا، ترس روزافزون سران کودتا از مردم و شدت گرفتن دستگیریها و اعدامها در روزهای اخیر است که بهترین گواه برای زنده بودن جنبش سبز است، جنبشی که بدون شک فردا از آن هواداران بیشمار سبزاندیشش خواهد بود.
 

 


 
 

Things you can do from here:

 
 

نامه همسر شهید باکری به شهید سلیمی، به بهانه درگذشت پدرش

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via Iran Green Voice Feed - Persian by سردبیر سوم on 2/1/11

ندای سبز آزادی: فاطمه امیرانی، همسر شهید باکری، به بهانه درگذشت پدر شهید حمید سلیمی، نامه‌ای خطاب به این شهید منتشر کرد و در بخشی از آن نوشت: بعد از انقلاب عضو شورای فرماندهی سپاه تبریز بودید . به خاطر توانمندی های شما از طرف عده ای تنگ نظر مورد اتهام قرار گرفتید . حتی مدتی را در زندان در بند عمومی گذراندید . ولی به یاد دارم که جمله ای ماندگار گفته بودید که ما برای انقلاب و اسلام همه هستی مان حتی آبرویمان را هم می دهیم . این جمله بعدها برای خیلی ها تسلی بخش بود.

این نامه را به نقل از صفحه شخصی فاطمه امیرانی در فیس بوک بخوانید:

با یاد خدا

سلام بر شهدا
سلام آقا حمید (شهید سلیمی)

منم مادر احسان و آسیه ، همسر حمید باکری امروز به بهانه ی بدرقه پدر بزرگوارتان به خانه ابدی ایشان ، به بهشت زهرا رفتیم . اما اعتراف می کنم قصدم دیدن شما بود . می دانستم برای استقبال پدرتان می آیید . امروز فرصت مناسبی بود برای مرور خاطرات . اولین بار که با شما آشنا شدم بعد از ازدواج با حمید ، چند روزی به تبریز آمده بودم . خانم جوانی به دیدنم آمد و خودش را همسر حمید سلیمی معرفی کرد و از دوستیشان با حمید باکری از قبل از انقلا ب تعریف کرد .

بعدها شنیدم که شما از دانشجویان مبارز دانشکده فنی دانشگاه تبریز بودید و مرتبا به بهانه های مختلف از کلاس و دانشگاه محروم می شدید ولی با هوش و استعدادی که داشتید به کمک هم کلاسی ها امتحانات را با موفقیت می گذراندید . شیوه ای که ساواک داشت برای اخراج دانشجوها ی مبارز به جای بهانه تراشی سیاسی آنها را اخراج درسی می نمود . گویا در جلسه ای رئیس دانشگاه در مورد دانشجویان مبارز گفته بود که اینها درس نخوان هستند و در جواب شما را مثال زده بودند که با معدل عالی قبول می شدید . منزل پدریتان پاتوق بچه های مبارز بوده . به عنوان خاطره شنیدم وقتی آقا رحیم در جریان ۲۹ بهمن تبریز تیر به پایشان می خورد بعد از اینکه مدتی در منزل یکی از بچه ها مداوا می شود به تهران منزل پدری شما می آیند چون ایشان نمی توانستند بلند شوند قرار می گذارند اگر پدر بزرگوار شما وارد شدند کسی بلند نشود ، چقدر برای پدرتان تعجب آور بوده که جوانان با ادب چطور هیچ کدام به پای ایشان بلند نشده اند . شاید بعدها همه فراموش کردند که باید به پای ارزش هایی که پدر بزرگوار شما برای بدست آوردن آنها با رنج زندگی کرد باید بلند شد .

بعد از انقلاب عضو شورای فرماندهی سپاه تبریز بودید . به خاطر توانمندی های شما از طرف عده ای تنگ نظر مورد اتهام قرار گرفتید . حتی مدتی را در زندان در بند عمومی گذراندید . ولی به یاد دارم که جمله ای ماندگار گفته بودید که ما برای انقلاب و اسلام همه هستی مان حتی آبرویمان را هم می دهیم . این جمله بعدها برای خیلی ها تسلی بخش بود. بعدها هم هرکجا که فرصت خدمت به مردم و در جهت اعتلای آرمانها و اهداف انقلاب پیش می آمد با خلوص مشغول کار و خدمت می شدید .

شنیده ام برای مدتی معاون استانداری ایلام بودید ، امام خمینی دستور می دهند کسانی که فکر می کنند توان انجام وظایف در پستهای خود را ندارند استعفا دهند و شما فورا استعفای خود را نوشتید.میز و پست و مقام و حب دنیا برای شما ارزشی نداشت و شاید به همین خاطر بود روحیه ی آزادگی خود را حفظ کردید. بعد از شهادت حمید جز اولین کسانی بودید که برای تسلی ما به ارومیه آمدید . و بعد از اقامت در قم نیز باز شما اولین بودید که به دیدن ما آمدید اما ما در منزل نبودیم ولی یاداشت کوتاه شما باعث دلگرمی ما شد . بعدها در هر فرصتی که پیدا می کردید به دیدن ما می آمدید و با بچه ها بازی می کردید .بعد از شهادت آقا مهدی مدتی در لشگر عاشوار و سپس در مهندسی رزمی قرارگاه خاتم مشغول به خدمت شدید. تا اینکه در ۲۳ بهمن سال ۶۴ در عملیات والفجر ۸ به مقام شهادت نایل آمدید .آقای مهندس میر حسین موسوی نخست وزیر دولت جمهوری اسلامی در سخنرانی به مناسبت شهادت شما فرمودند " شهید سلیمی عزیزی بود که سالها در راه خدا تلاش کرد و برای او اجری جز شهادت قابل انتظار نبود "

مادر عزیز شما برای من تعریف کرد که شما برای ایشان معلم ،پدر ،برادر ،دوست ،و فرزند عزیزی بودید که می توانستند به شما تکیه کنند . وبا وجود شما از امتحان شهادت مجید عزیزش سر بلند بیرون آمد و یقینا با حضور روح بلند شما توانست شهادت عزیز دیگرش فرهاد را در سال ۶۷ بپذیرد و سالها را در نبود فیزیکی شما تحمل کند . امروز همسرش را با اشک بدرقه کرد .شاید خیلی ها مثل من به ثمره این ازدواج فکر می کردند . که چه فرزندان صالحی را به جامعه تحویل دادند.

دوستانی که در تشیع حضور داشتند به آرامی اشک می ریختند .و با جان ودل زیارت عاشورا را زمزمه می کردند :

السلام علی الحسین و علی علی بن الحسین و علی اولاد الحسین وعلی اصحاب الحسین

و دعا کردند :

اللهم اجعل محیای محیا محمد و ال محمد و مماتی ممات محمد و ال محمد انشاء الله

 


 
 

Things you can do from here:

 
 

دیکتاتورها صدای انقلاب آزادیخواهانه ملت ها را در مصر و تونس و یمن بشنوند و ا...

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via Iran Green Voice Feed - Persian by سردبیر on 2/1/11

پیش از ظهر روز دوشنبه یازدهم بهمن ماه، در آستانه سالروز ورود تاریخی حضرت امام به ایران و آغاز دهه مبارک فجر، مهندس میرحسین موسوی نخست وزیر دوران دفاع مقدس، به صورت سر زده به دیدار حجت الاسلام و المسلمین مهدی کروبی رفت. در این دیدار که در منزل مهدی کروبی انجام شد، آیت الله بیات زنجانی از مراجع تقلید که پیشتر با ممانعت نیروهای اطلاعاتی، موفق به دیدار و بازدید مهدی کروبی نشده بود، نیز حضور داشت.این دیدار پس از آن میسر شد که به صورت اتفاقی نیروهای امنیتی درمقابل منزل مهدی کروبی حضور نداشتند.

به گزارش خبرنگار سایت تغییر در این دیدار، آقایان موسوی و مهدی کروبی و آیت لله بیات زنجانی، پیرامون مسائل مختلف از جمله تحولات کشورهای عربی و رخدادهای اخیر در ایران بحث و تبادل نظر کردند.به گزارش سایت تغییر مشروح مذاکرات این دیدار به شرح زیر است:

بزرگترین دستاورد انقلاب تحقق «جمهوری اسلامی» است

در ابتدای این دیدار میرحسین موسوی و مهدی کروبی ضمن تبریک فرا رسیدن ایام مبارک دهه فجر، بزرگترین دستاورد انقلاب را تحقق «جمهوری اسلامی» برشمردند که برخواسته از خواست و اراده مردم و ماحصل رهبری فرزانه امام و ایثارگری ها و جانبازی های ملت بزرگ ایران بوده است. ایشان «جمهوری اسلامی» را نظامی مبتنی و استوار بر آراء مردمی دانسته و اعلام کردند متاسفانه برخی با سوءاستفاده از قدرت و جایگاهشان نه تنها ارزشی برای مردم قائل نیستند بلکه برای حفظ موقعیت و قدرت چند صباح خود، مردم را به ستوه آوردند و انقلاب را به انحراف کشیدند. همچنین ایشان رحلت جانگداز پیامبر رحمت و مهربانی و شهادت امام حسن مجتبی (ع) را به حضور حضرت ولی عصر و مسلمانان و شیعیان جهان تسلیت گفتند.

ما به عنوان شهروندان این کشور و عضوی از اعضای ملت آزاده ایران، خواستار توقف اعدام های بی رویه و بی حساب و کتاب هستیم

مهدی کروبی و میرحسین موسوی نسبت به تعداد زیاد اعدام ها و تعجیل در اجرای احکام اعدام، بدون طی کامل مراحل دادرسی و قانونی در کشور اعتراض کرده و آنرا ناشی از بی تدبیری حاکمان و ایجاد رعب و وحشت در جامعه قلمداد کردند. آن دو ابراز کردند: " فارغ از چند و چون اتهامات افراد و درستی یا نادرستی این اتهامات، حق قانونی و شرعی هر انسانی است که با طی کامل مراحل دادرسی و قانونی بتواند از حقوق خود بهره مند شود."

کروبی و موسوی متذکر شدند:«اعدام قریب به ۳۰۰ تن طی یکسال گذشته، آیا جز ایجاد رعب و وحشت در جامعه دستاوردی برای اذهان عمومی کشور دارد و نتیجه ای جز انزوای بیشتر ایران در مجامع بین المللی را بهمراه نخواهد داشت؟ آیا اعدام بدون طی شدن مراحل دادرسی و بدون اطلاع خانواده متهم اقدامی انسانی و اسلامی است؟ خودداری از تحویل جسد به خانواده و بستگان دیگر چه صیغه ای است که به تازگی آنرا باب کرده اند! لذا ما به عنوان شهروندان این کشور و عضوی از اعضای ملت آزاده ایران، خواستار توقف این شیوه هستیم و امیدواریم دستگاه قضایی کشور بتواند بطور مستقل و با رعایت حفظ اصل بی طرفی و برخوردار کردن متهمین از حقوق قانونی و شرعی خود و با عنایت به رافت و رحمت اسلامی تدبیری اتخاذ کند تا دیگر شاهد چنین روند ناصوابی در کشور نباشیم.»

دیکتاتورهای منطقه و جهان صدای انقلاب آزادیخواهانه ملت ها را در مصر و تونس و یمن بشنوند و از آن عبرت بگیرند

نخست وزیر امام و رئیس مجالس سوم و ششم شورای اسلامی در بخش دیگری از سخنان خود، حوادث اخیر کشورهای عربی را مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار دادند. آنها ضمن ابراز خوشحالی از قیام مردم آزادیخواه مصر تاکید کردند:« امروز حتی در کشورهای عربی هم شاهد بالندگی سیاسی و رشد مردم سالاری هستیم. هیچ قدرتی نمی تواند بر خواست و اراده مردم مسلط شود. دیر یا زود قدرتهای دیکتاتوری و مستبد محکوم به فنا هستند. امروز دیگر ملتها آگاه شده اند و یکی پس از دیگری بر سرنوشت خویش مسلط می گردند و این اراده ملتهاست که لرزه را به تن مستبدین انداخته است. هر چند در مصر شاهدیم حسنی مبارک به جای تمکین بر خواست و اراده ملت خود سالهاست تلاش می کند تا با برگزاری انتخابات های مهندسی شده و تشکیل مجالس فرمایشی و استفاده از نیروهای اراذل و اوباش مردم را سرکوب کند اما ره به جایی نخواهد برد چنانچه امروز نیز نتوانسته است با سرکوب و ارعاب بر اوضاع مسلط گردد. البته اقدام ارتش مصر در اعلام بی طرفی و مشروع دانستن خواسته های مردمی جای بسی تشکر و قدردانی دارد و گویی ارتش به درستی صدای انقلاب مردم را برخلاف حاکمیت مستبد و دیکتاتور مصر، شنیده است.

امیدواریم صدای انقلاب آزادیخواهانه مردم مصر و تونس و یمن به گوش مستبدین و دیکتاتورهای منطقه و جهان برسد تا شاید عبرتی باشد برای بازنگری و بازبینی در اعمال و رفتارشان.امروز در مصر با وجود تنش ها و درگیری ها اجازه راهپیمایی به معترضین داده می شود تا مشخص شود کفه اقبال اجتماعی کدامین جریان سنگین تر است لذا ما معتقدیم اگر در ایران نیز به معترضین پس از انتخابات اجازه راهپیمایی داده شود مشخص خواهد شد کدام جریان از پایگاه اجتماعی و مردمی برخوردار است .

صدها کارخانه تعطیل و هزاران کارگر بی کار شدند و این همه به دلیل بی کفایتی دولتمردان کنونی و ماجراجویی و جنجال آفرینی در عرصه بین المللی است

مهندس موسوی و حجت السلام کروبی در بخش پایانی صحبت خود به وضعیت تاسف بار اقتصادی در کشوراشاره کردند و از آسیب رسیدن بیش از حد به اقشار محروم جامعه ابراز نگرانی کردند و گفتند : این روزها ساده ترین فعالیت های اقتصادی مانند نقل وانتقال پول برای فعالین اقتصادی همچون کابوس درآمده است. اکثر بانکهای جهانی برای فعالیت های تجاری در ایران ارزشی قائل نیستند و دولت به جای تصحیح امور، به فرافکنی و سانسور و مماشات روی آورده است. طبق گزارش منابع معتبر خبری هم اکنون تا سقف ۴۰ درصد هزینه های تولید به دلیل تحریم های بین المللی، افزایش پیدا کرده و تبعات مختلف ناشی از آنها نیز باعث به تعطیلی کشیده شدن بسیاری از کارخانه های کوچک و متوسط در کشور شده است. آنچنانکه طبق گفته دبیر خانه کارگر بیش از ۶۰۰ واحد تولیدی تعطیل شده و باعث اخراج و بی کار شدن هزاران نفر نیروی انسانی شده است. ما دلیل تحمیل چنین شرایطی بر مردم و کشور را تنها در بی کفایتی دولتمردان و اتخاذ سیاست ماجراجویی و جنجال آفرینی در عرصه بین المللی توسط آنان می دانیم. این درحالی است که همصدا با فعالین اقتصادی کشور، کارشناسان اقتصادی جهانی نیز اقتصاد ایران را در شرایطی بسیار ضعیف و در آستانه هشدار ارزیابی می کنند.

میرحسین موسوی و مهدی کروبی در پایان این دیدار ابراز امیدواری کردند که به یاری خداوند و با هوشیاری ملت بزرگ همیشه در صحنه،از این بحران نیز با سرافرازی و پیروزی عبور خواهیم کرد.


 
 

Things you can do from here:

 
 

مجمع روحانیون مبارز خواستار آزادی بیان، پایبندی به قانون و آزادی زندانیان سی...

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via Iran Green Voice Feed - Persian by سردبیر on 2/1/11

مجمع روحانیون مبارز با صدور بیانیه ای به مناسبت سالروز پیروزی انقلاب اسلامی، از ناکاردانی و عدم پایبندی به قانون در اداره کشور، بسته شدن فضای سیاسی و فکری و گسترده شدن بدبینی، تهمت و دروغ و بازتر شدن میدان برای هتاکان، نفرت پراکنی، ایجاد تفرقه و مرز بندی های کاذب در جامعه و متهم شدن کسانی که اعتراض و انتقادی دارند به هر اتهام ناروا و تلاش برای قطبی کردن جامعه انتقاد کرد و خواستار آزادی زندانیان سیاسی، امن شدن و گسترش فضای تبادل آراء و اندیشه و آزادی بیان و نقد در جامعه شد.

مجمع روحانیون مبارز در این بیانیه، با اشاره به اینکه انقلاب پیروز شد تا به هزاران سال استبداد و دهها سال وابستگی خاتمه دهد و راه رهایی و پیشرفت و سربلندی را به روی ملت ایران و همه مسلمانان و آزادگان بگشاید، تصریح کرد: انقلاب پیروز شد تا خرد به جای خرافه، عرفان بجای نادانی، ژرف نگاری و حقیقت نگری بجای ظاهر پرستی و عادت زدگی، اخلاق بجای بی ادبی، راستی بجای دروغ و فریب و حرمت نهادن به انسان بجای تباه کردن حقوق او بنشیند.

متن کامل این بیانیه به نقل از وب‌سایت مجمع روحانیون بدین شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

در بامداد ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ که نسیم پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی، بهار ایمان، آگاهی، آزادی، عزت و آبادانی را ملت بزرگوار ایران نوید داد، ۳۲ سال می گذرد و همه ساله این واقعه بزرگ، با شور و شکوه از سوی مردم گرامی داشته می شود.

در این دوران، در ایران و جهان حوادث تلخ و شیرین فراوان رخ نموده است ولی ملت شریف ایران راه پر فراز و نشیب را به سوی هدف والائی که بیش از یک سده داشته است همچنان با طمأنینه و وقار ادامه می دهد.

انقلاب اسلامی از حیث مبدء، روش و هدف پدیده ای ممتاز در میان حوادث و وقایع و انقلاب های تاریخی است.

ملت رشید ایران که پیشینه بلند تاریخی دارد، نقش ممتازی در آفرینش و بسط تمدن و فرهنگ بشری ایفاء کرده است و درخشش آفتاب اسلام جان او را نورانی تر و راه او را به سوی صلاح و فلاح هموارتر کرده است. ملت ما، اسلام معرفت، هدایت و آزادی را از مکتب مولی امیر المؤمنین امام علی(ع) و خاندان پاک پیامبر اکرم(ص) آموخت و سرسپرده و دلباخته پیامبر و علی و آل بیت نبی شد و مگر نه این که ایرانیان اعم از شیعه و سنی و حتی پیروان آیین های دیگر به عشق و دلبستگی خود به امام یگانه پرستان و سرور باورمندان امام علی و خاندان پاکیزه پیامبر(ص) افتخار می کنند و آثار این دلباختگی را از جمله در ادای احترام به یاد روزهایی چون عاشورا از سوی همه بخش های جامعه ایرانی می بینیم.

ایرانی، با چنین سابقه و با چنین شور و شعوری در دوران جدید تاریخ نیز پیشتاز معنویت، آزادی خواهی، استقلال طلبی و عدالت جویی بوده است که نمونه بارز آن را در یک قرن اخیر در نهضت مشروطیت می نگریم که فرمان ورود ملت به مرحله جدید تاریخ را برجسته ترین فقیهان و عالمان دینی صادر کردند و طرحه این که اولین منشور جامعه مدنی ایران از سوی فقیهی والا قدر و روشن بین حضرت آیت الله نائینی نگاشته شد.

انقلاب اسلامی با چنین خاستگاه و توسط مردمی با این سابقه درخشان رخ داد و پیروز شد.

انقلاب که بر بستر حضور آگاهانه و مصمم مردم جریان یافت، برخوردار از رهبری بود بزرگوار، عارف، حکیم، فقیه، سیاستمدار و مرجعی والا قدر که هم مظهر ایمان و همت مردم بود و هم نماد عزت و آزادی؛ که مردم، همواره خواسته بودند و از آنان دریغ شده بود.

گرچه امام همه هویت و شخصیت خود را از دیانت ناب محمدی(ص) و از ایمان و دانائی و سلوک بر آمده از تشیع علوی گرفته بود و به همین جهت بیشترین اهتمام و توصیه او به دینداری و پرهیزگاری و پای بندی به آموزه ها و ارزش های اسلامی بود ولی در همین حال مردم امام را می دیدند که آنان را علیه وضع سراسر بیداد و تبعیض و خودکامگی و تحقیر و وابستگی می شوراند و به آزادی و پیشرفت و عدالت و حق و حرمت مردم و حاکمیت آنان بر سرنوشت خویش فرا می خواند.

امام را می دیدند، از این که رژیمی فاسد، آزادی را به مسلخ برده و زندان ها را پر کرده و خیر خواهان را دربدر یا در بند یا شهید کرده است فریاد بر می آورد:

از این که مقدرات کشور در دست اجانب باشد و حاکمان بجای شناخت و تأمین مصالح و منافع ملی در خدمت سلطه طلبان باشند.

از این که حکومت بجای این که به نمایندگی از ملت ظلم ستیز در کنار مظلومان و محرومان باشد، وابسته به قدرت های سلطه گر و زورگو است دست در دست حکومت اشغالگری نهاده است که نه تنها فلسطینیان را در بدر کرده یا تحت فشار قرار داده بلکه کانون فساد در منطقه است.

از این که بجای پیشرفت علمی، فنی، اقتصادی و سیاسی، فساد در همه جا ریشه دوانده و گسترده شده است.

از این که کشور سرشار از سرمایه انسانی و طبیعی دچار عقب افتادگی است و نه آزادی سیاسی وجود دارد و نه برخورداری اقتصادی و از این که عدالت، مظلوم بزرگ در ایران زمان شاه است!

از این که نظام فاسد حاکم، سنگها را بسته و سگها را رها کرده است و اراذل و اوباش و دروغ پردازان بجای مردم و نمایندگان راستین آنان و مدافعان حقوق و حرمت جامعه در همه عرصه ها جولان دهند و صدها مورد دیگر از این دست؛

می دیدند که امام دلیرانه علیه همه این امور اعتراض کرده و مردم را به دگرگون کردن این وضع فلاکت بار و حرکت در جهت تغییر این نظام و جایگزین کردن نظامی با سامان اسلامی و انسانی فرا می خواند. ملت نیز با همه وجود رهبری او را پذیرفت و به صحنه آمد که حاصل آن پیروزی شگفت انگیز انقلاب اسلامی بود؛ انقلابی مردمی و ناب و با هدفی روشن و روشی ممتاز.

این انقلاب شکوهمند، نقطه عطف تاریخی در زندگی نه تنها ایرانیان که همه مسلمانان و حتی منطقه و جهان بود و آنان که نمی توانند عظمت آن را ببینند منکر درخشش آفتابند.

انقلاب پیروز شد تا به هزاران سال استبداد و دهها سال وابستگی خاتمه دهد و راه رهایی و پیشرفت و سربلندی را به روی ملت ایران و همه مسلمانان و آزادگان بگشاید. انقلاب پیروز شد تا حق الهی حاکمیت بر سرنوشت را که از ملتی بزرگ دریغ شده بود به او باز گرداند و بجای حکومت های فاسد، وابسته و جبار، حکومتی را بر قرار کند، برآمده از اراده و اختیار مردم و مسؤول در برابر آنان.

انقلاب پیروز شد تا خرد به جای خرافه، عرفان بجای نادانی، ژرف نگاری و حقیقت نگری بجای ظاهر پرستی و عادت زدگی، اخلاق بجای بی ادبی، راستی بجای دروغ و فریب و حرمت نهادن به انسان بجای تباه کردن حقوق او بنشیند.

انقلاب شد تا صدای بلند آزادی خواهی و استقلال طلبی و عدالت جویی بجای غریو استبداد و تملق و دروغ و سیمای روشن یگانه پرستی، آزادگی، امنیت و حرمت نهادن به همه ارزش های الهی و انسانی بجای چهره شوم تهمت پراکنی و گزافه گویی و فریب قرار گیرد.

انقلاب شد تا خردمندان مؤمن و درست کردار بجای بی خردان ریا کار و دروغ پرداز و ناکاردان به نمایندگی از مردم زمام امور را در عین پذیرش مسؤولیت در برابر خدا و مردم بر عهده بگیرند.

انقلاب شد تا بر دوران خفت بار عقب ماندگی خط بطلان کشیده شود و مسیر پیشرفت همه جانبه توأم با عدالت در عرصه های علمی، فرهنگی، سیاسی و اقتصادی هموار گردد.

انقلاب شد تا تعیین کننده سرنوشت، خود مردم و "میزان رأی ملت" باشد و نمایندگان واقعی ایمان و اراده مردم و مدافعان مصالح و منافع ملی سر کار آیند، نه قدرت های چپاولگری که ایران را جزیره امن بسط اقتدار ظالمانه خود در منطقه می خواهند انقلاب شد تا عرفان، آزادی، اخلاق و مسؤولیت پذیری، همکاری و امنیت و برخورداری و درد آشنایی در کنار هم ایران را به نمونه ای از آنچه شایسته انسان بخصوص انسان مسلمان است مبدّل کند.

انقلاب شد تا حوزه های علمیه مستقل، مراجع در اوج امنیت و احترام و عالمان و فرهیختگان دینی آزاد و رها از عوام زدگی از یکسو و تحمیل حکومت از سوی دیگر رسالت بزرگ پاسداری از دین و بسط و نشر معارف اسلامی راه جویی برای راهبردن جامعه با رعایت زمان و مکان و اقتضاءات روز کار را به انجام برسانند و حکومت از نتیجه تلاش آن بزرگواران بهره بگیرد و مسؤولیت خود را در خدمت به مردم و نشان دادن چهره رحمانی دین خدا و تأمین عدالت و آزادی و پیشرفت به انجام برساند.

انقلاب شد تا دانشگاه های ما با تأمین آزادی و حرمت استاد و دانشجو و ایجاد فضای امن مراکز عالی و آموزشی و ایجاد فضای امن، کانون جوشش علمی و ابتکار و نظریه پردازی آزادنه و حتی نقد و اعتراض مشفقانه باشد و راهبردهای مدیریت و خدمت نیروهای شایسته را فراهم آورد.

نظام جایگزین که به خصوص در آستانه پیروزی این انقلاب مطرح شد نیز "جمهوری اسلامی" بود. جمهوری به همان معنی که در جهان امروز هست و اسلامی یعنی حاکمیت ارزش های اسلامی بخصوص اخلاق و عدالت و بالاخص برای حاکمان. ارزشها و احکامی که با رعایت زمان و مکان که دو عنصر تعیین کننده در اجتهاد اسلامی است، باید بتواند جوابگوی پرسش ها و نیازهای انسان روزگار ما باشد و مصداق حکومت مطلوب و الگوی مورد نظر نیز همان است که در حکومت کوتاه ولی پر افتخار مولی امیر المؤمنین(ع) تجربه شده است.

جمهوری اسلامی حاصل آن انقلاب شکوهمند و خون بهای ملت انقلابی است و قانون اساسی که مورد بررسی نمایندگان خبره مردم قرار گرفت و بعد به همه پرسی گذارده شد میثاق وحدت ملی و پایه نظم مورد نظر است.

امام، هر گونه اعمال قدرت و دخالت در امور کشور را بدون رأی و رضایت مردم فاقد مشروعیت می دانستند. و این در حالی است که دیگر انقلاب ها، یا شبه انقلاب ها تا دهها سال بعد هیچ مبنایی برای اداره جامعه جز رأی انقلابیان (و احیاناً یک نفر) یا صلاحدید کودتاگران نداشتند اما در انقلاب اسلامی قانون اساسی فصل الخطاب در تعیین رابطه میان حکومتگران و مردم و ساز و کار تدبیر جامعه است و سندیّت و اعتبار آن هم ناشی از رأی مستقیم مردم و در واقع پیمانی است معتبر هم برای حکومت و هم مردم و لازم الرعایه از هر دو سو.

امروز از آن انقلاب عظیم و تأسیس جمهوری اسلامی دهها سال گذشته است و ملت و قدرت های بعد از انقلاب دست آوردهای ارزنده ای در زمینه های مختلف داشته اند ولی کاستی ها و اشکالات نیز کم نبوده است و طبیعی است که نمی توان انتظار داشت که در این مدت همه مشکلات حل شده باشد و ملت به همه هدف هایی که انقلاب داشت رسیده باشد.

۳۰ سال در تاریخ بلند یک ملت زمان زیادی نیست ولی آنچه مهم است و در ارزیابی باید مورد اهتمام قرار گیرد حرکت جامعه به سوی هدف های والا است که اگر چنین باشد پیروزی بدست آمده است و اگر خدای ناخواسته در جهاتی از آنها انحرافی رخ داده است باید در صدد اصلاح امور برآییم و انقلابیان راستین کسانی هستند که همواره آن هدف ها را مورد نظر دارند و خواستار اصلاح روش ها و سیاست ها و برنامه برای رسیدن به آنها هستند.

و اینک در سی و دومین سالروز پیروزی انقلاب، جا دارد که با چنین معیارهایی حرکت جامعه انقلابی به خصوص کارنامه مدیریت های مختلف و بالاخص وضیعت کنونی را مورد ارزیابی قرار دهیم تا دریابیم که تا چه حد در سیر به جانب هدف های انقلاب موفق بوده ایم و اگر احیاناً نه، چه عواملی باعث بازماندن و خدای ناخواسته انحراف از مسیر بوده است و در ورای ادعاهایی که غالباً نیز یک جانبه پراکنده می شود، بصیرت واقعی را بدست آوریم و بکار گیریم.

در سالی که گذشت ملت و کشور با پدیده ها و مسائل گوناگونی مواجه بود:

۱- فشارهای خارجی، تحریم، تهدید، کارشکنی بین المللی و عزم قدرت های بزرگ به ویژه آمریکا برای محروم کردن ایران از حقوق مسلم خویش بخصوص در زمینه علمی و فن آوری های نوین طبعاً منشأ مشکلاتی برای دولت و ملت ایران بود. افزون بر این گسترش فعالیت های تخریبی و تروریستی که دست بیگانگان کینه توز را نمی توان در آنها ندید یا دست کم مورد علاقه و بهره برداری دشمنان بیرونی بود، از جمله ترور دانشمندان شریف ایرانی که یاد و نامشان را گرامی می داریم و حوادث مصیبت باری چون آنچه در چابهار رخ داد و به شهادت و زخمی شدن عده زیادی از هم وطنان انجامید از حوادث تلخ بود و انتظار می رفت و می رود تا نیروهایی که مسؤولیت نظم و امنیت را بر عهده دارند و در جای خود تلاش و حتی فداکاری می کنند بجای دشمن سازی و برخورد گسترده با نیروهای داخلی که نوعاً نیز از سرمایه های انقلاب و کشورند همه همت خود را به جلوگیری از این جنایات و شناسایی و برخورد با دشمنان واقعی و عوامل جنایتکار آنان مصروف کنند.

۲- فعال شدن مجدد تروریست های باسابقه که دستشان به خون پاک ترین فرزندان این مرز و بوم آلوده است و سابقه همکاری و ایفای نقش ستون پنجم دشمنان قسم خورده انقلاب و مردم از جمله صدام را در کارنامه سیاه خود دارند؛ حمایت و سازماندهی پاره ای از کشورها چون انگلستان و فرانسه و شخصیت های غربی نیز حکایت از توطئه سنگین می کند تا در کنار تحریم ها و تهدید های دیگر از این عامل نیز برای ضربه زدن به کشور و ملت بهره بگیرند. بیرون آوردن آنان از لیست تروریست ها در بعضی از کشورهای اروپایی و فشار به آمریکا برای انجام چنین کاری در کنار حمایت های مال، لجستیک و تبلیغاتی از این گروههای تروریستی، امری نیست که در خاطره ملت ما که بزرگترین لطمه را از این آدمکشان یاغی خورده است برود. بدیهی است که حامیان آنان را نیز مشمول حکم و نفرتی می دانیم که نسبت به آدمکشان تروریست داریم.

۳- در مدیریت کشور نیز هر چند سخت کوشی و تلاش برای اداره کشور کم نبوده است ولی عدم پای بندی به قانون در بسیاری از موارد، ناکاردانی و احیاناً مواضع و بیاناتی که کمکی به حل مسائل نمی کند بلکه بهانه برای فشار بیشتر به کشور و ملت از بیرون فراهم می آورد؛ عدم بهره گیری از نیروهای کاردان و حتی حذف و محدود کردن بسیاری از آنان، کم اهمیتی به نقش و جایگاه مجلس و نهادهای نظارتی و بی اعتنایی به کارشناسی های دقیق سبب شده است که در برابر هزینه هایی که می شود فایده لازم نصیب کشور و مردم نشود و حتی گاه سبب هدر رفتن سرمایه ها و زیان های غیر قابل جبران گردد و در نتیجه سالها ملت و کشور را از رسیدن به اهداف چشم انداز ۲۰ ساله دورتر و حتی آن را ناممکن کند.

۴- علاوه بر بسته تر شدن فضای سیاسی و فکری، آنچه رواج یافته و گسترده تر می شود عبارت است از بدبینی، تهمت، دروغ و بازتر شدن میدان حضور هتاکان پر مدعا تا با امنیت و مصونیت، به شخصیت ها و حتی مراجع بزرگوار اهانت کنند و این فضا فرسنگ ها با آنچه مورد نظر انقلاب و امام و ستونهای انقلاب بوده و هست فاصله دارد و تأسف بیشتر این که چه بسا همسویی بسیاری از سیاست ها و رفتارهای نهادهایی که باید پاسدار امنیت و عدالت برای همگان باشند با آنرا مشاهده می کنیم و قوه محترم قضایی نیز بجای برخورد با چنین جریان هایی که سر منشأ بسیاری از فتنه ها هستند فشار خود را متوجه مظلومان می کند چناچه انبوهی از نیروهای دینی، سیاسی، دانشگاهی و صنوف مختلف دربند بسر می برند و کسی به داد آنان نمی رسد و در بسیاری از موارد دیگر تناسبی مناسب میان جرم و مجازات مشاهده نمی شود.

نفرت پراکنی، ایجاد تفرقه و مرز بندی های کاذب در جامعه و متهم شدن کسانی که اعتراض و انتقادی دارند به هر اتهام ناروا و تلاش برای قطبی کردن جامعه در بخش های خاص و ایجاد بی تفاوتی و حتی دوری روز افزون بخش های بیشتر جامعه از نظام مشکل دیگر است که وجود دارد. در حالی که سیاسیت کلی و روشن و راهبردی اعلام شده از سوی رهبری نظام برای جذب حداکثری و دفع حداقلی و پرهیز دادن از دروغ و تهمت و نکوهش از آن در عمل از سوی غوغاسالاران دروغ پرداز به صورت دفع اکثریت و عین انقلاب و نظام معرفی می شود، اقلیتی که می کوشد امکانات مالی، تبلیغاتی، مدیریتی و حتی تسلیحاتی و امنیتی را نیز به انحصار خود در آورد و در آمده است. و بدتر این که گاه می بینیم این شیوه و رفتار ناپسند مبنای عمل سیاسی، امنیتی و حتی قضایی نیز قرار می گیرد.

۵- برنامه هدفمند کردن یارانه ها بالاخره اعلام و عملیات اجرایی آن آغاز شد، کار بزرگی که اگر بدرستی انجام گیرد می تواند بسیاری از گره ها و مشکلات کشور را بگشاید و باید از اصل قضیه و همت اجرایی کردن آن تقدیر کرد.

هدفمند کردن یارانه ها از دیر باز مورد توجه بوده است و حتی تصمیمات جدی برای انجام آن نیز از سوی دولت های قبلی گرفته شده است که متأسفانه به علت همراه نبودن دستگاه های دیگر معوق مانده بود ولی بالاخره با شیوه سنجیده در برنامه چهارم لحاظ شد که البته در کنار آن تقویت مدیریت، کار آفرینی، سرمایه گذاری (اعم از خارجی و داخلی)، تقویت تأمین اجتماعی و پیش بینی رشد اقتصادی مطلوب که تأمین کنند. نیازهای رسیدن به اهداف چشم انداز ۲۰ ساله نیز مورد نظر بود و همچنین تمهیداتی اندیشیده شده بود که نه تنها به تولید و کار آفرینی لطمه وارد نیاید بلکه تقویت شود و حتی الامکان فشارهای ناشی از این برنامه را بر جامعه بخصوص گروههای کم درآمد کم کند. و باید پرسید که چرا آن برنامه عملی نشد؟ ولی به هر حال کار خود را هر وقت انجام دهند باید مورد تقدیر قرار گیرند و همه دستگاهها و آحاد ملت نیز باید همراهی و همکاری کنند ولی هوشیاری و نظارت دقیق برای این که درآمدهای ناشی از این عملیات بهیچ وجه نباید صرف کاستی های بودجه دولت بخصوص مصرف بودجه جاری شود و نیز نباید به تولید لطمه وارد آید و باید همه تلاش ها برای کم تر شدن آسیب به جامعه بخصوص قشرهای کم درآمد بکار گرفته شود لازم است در این امر نظارت دقیق، بخصوص از سوی مجلس شورای اسلامی اعمال گردد.

۶- دهه فجر انقلاب اسلامی دهه عزت، آزادی، استقلال و پاکی و راستی است و باید از سوی همه قشرهای ملت، بزرگ داشته شود و نیز لازم است برنامه ریزی ها بصورتی باشد که به هیچ وجه سوء استفاده جناحی و سیاسی از حضور مردم به عمل نیاید تا شکوه بزرگداشت دهه فجر سال روز ۲۲ بهمن به تناسب عظمت انقلاب، متعلق به همه مردم باشد. چرا که بزرگداشت این واقعه عظیم، تجلیل از انقلاب اسلامی و پاس داشت آرمان های والائی است که ملت ما از دیر باز داشته است و در انقلاب اسلامی خود را به آن نزدیکتر دیده است.

مجمع روحانیون مبارز ضمن گرامی داشت سالروز پیروزی انقلاب اسلامی از همگان می خواهد که به فراخور توان و امکان خویش در بزرگداشت این واقعه عظیم کوتاهی نکنند.

۷- امروز کشور نیازمند همدلی و همراهی است و همه کسانی که به انقلاب و امام و خواستهای تاریخی ملت ایران احترام می گذارند باید بتوانند در همه عرصه ها، دین خود را اداء کنند. اگر فضای امنیتی و رعب انگیز موجود به فضای امن و آزاد مبدل شود و آزادی های اساسی که در قانون اساسی آمده است رعایت گردد و تشکل ها و نهاد ها و احزاب و گروهها و افراد بتوانند با التزام عملی به قانون اساسی در صحنه حضور داشته باشند مطمئناً مردم انقلابی ما زودتر و کم هزینه تر به مقصد می رسند بخصوص اگر با نگاه به آینده شاهد تدبیر و تمهیدی باشیم که در آن انتخابات آزاد و مطلوب و سازگار با روح قانون اساسی و مردم سالاری انجام گیرد به گونه ای که همه اقشار ملت احساس کنند که نامزدهای مورد نظر خود را در صحنه دارند و ناظران و مجریان با بیطرفی کامل فقط به صیانت از آراء مردم می پردازند و محدودیت هایی که مغایر با ابتدایی ترین مواضع مردم سالاری و نیز لبّ قانون اساسی است مرتفع شود، بدون تردید دلها به هم نزدیک تر و فاصله میان ملت و آرمانهای انقلاب و شوق دفاع از نظامی که در آن همه ارزشهای الهی جایگاه والا دارد و هم حق و حرمت و آزادی مردم محترم است و هم عدالت به معنی واقعی در آن رعایت می شود و راه سوء استفاده و احیاناً ضربه زدن جریانهایی که نه اسلام را می خواهند و نه ایران را بسته خواهد شد.

آزادی زندانیان سیاسی، امن شدن و گسترش فضای تبادل آراء و اندیشه و آزادی بیان و نقد در جامعه می تواند دروازه ای باشد به آینده ای که همگان و بیش و پیش از همه اصل نظام از آن بهره خواهد برد و چنین باد!

مجمع روحانیون مبارز

۱۲ بهمن ماه ۱۳۸۹


 
 

Things you can do from here:

 
 

اوباما: وضعیت کنونی قابل دوام نیست؛ هرگونه تغییری باید صلح‌آمیز باشد و هم‌اک...

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via Iran Green Voice Feed - Persian by سردبیر on 2/1/11

* کاخ سفید می گوید باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا برای نیم ساعت با حسنی مبارک تلفنی صحبت کرد. معلوم نیست که این مکالمه پیش یا بعد از اعلامیه حسنی مبارک انجام شده است.

به گزارش بی‌بی‌سی باراک اوباما پس از گفت و گوی تلفنی با مبارک درباره اوضاع مصر سخنرانی کوتاهی انجام داد. وی گفت «آقای مبارک تشخیص می‌دهد که وضعیت کنونی قابل دوام نیست، و اینکه تغییر باید روی دهد. همچنین هرگونه گذار منظم باید معنی‌دار و صلح آمیز باشد و اکنون شروع شود.»

اوباما در پایان سخنانش گفت: «در چند روز گذشته، شور و وقاری که تظاهرکنندگان مصری به نمایش گذاشته‌اند، منبع الهامی برای مردم سراسر جهان بوده است.» (03:28 به وقت تهران)

 

* به گزارش سی‌ان‌ان محمد البرادعی گفت به اعتقاد او آقای مبارک برای پاسخ گفتن به درخواست‌های تظاهرکنندگان به اندازه کافی پا پیش نگذاشته است، و اعلامیه او را "حیله ای" برای باقی ماندن در قدرت اعلام کرد. این برنده جایزه صلح نوبل همچنین گفت که خواهان کناره گیری فوری آقای مبارک و انتقال قدرت به یک دولت کفیل تا زمان برگزاری انتخابات است. ( 02:04 به وقت تهران)

 

* درگیری‌هایی در نزدیکی میدان مهاتیت مصر در شهر اسکندریه گزارش می‌شود. شاهدان عینی می گویند که بعد از پایان سخنرانی مبارک، تظاهرکنندگان شروع به سردادن این شعار کردند: "برو بیرون". همزمان گروهی از هواداران مبارک درحالی که شعار می‌دادند "اصلاحات، اصلاحات، مبارک با تو هستیم" نزدیک شدند.

تلویزیون الجزیره گزارش داد که افرادی با لباس شخصی که به سلاح‌های تیغه‌دار مسلح بودند، پس از عقب نشینی ارتش از خیابان‌های "پورت سعید" ، به تظاهرکنندگان حمله کرده‌اند. (01:38 به وقت تهران)

 

* ده‌ها هزار نفری که در میدان تحریر حضور داشتند در واکنش به اعلامیه حسنی مبارک یک‌صدا فریاد «برو بیرون» سر کشیدند. (00:55 به وقت تهران)

 

* حسنی مبارک اعلام کرد که در انتخابات ماه سپتامبر شرکت نخواهد کرد.

مبارک گفت: «اولین اولویت من بازگرداندن صلح و ثبات در کشورمان، برای اطمینان از انتقال صلح آمیز قدرت رهبری، و اطمینان از این است که مسئولیت به کسی منتقل شود که مردم در انتخابات بعدی برخواهند گزید. من قصد ندارم دوباره در انتخابات شرکت کنم.» او گفت: «ما با هم روزهای خیلی دردناکی را سپری کرده ایم. رویدادهای چند روز گذشته همه ما - مردم و رهبران - را ملزم می کند میان هرج و مرج و ثبات یکی را انتخاب کنیم.»

مبارک از پارلمان این کشور خواست ماده 67 قانون اساسی را اصلاح کنند تا اعمال محدودیت دوره بر جانشینان او ممکن شود. وی نطق خود را با این سخن به پایان برد که قصد دارد در کشورش بماند و همانجا بمیرد. (00:40 به وقت تهران)

 

* بنا بر گزارشات رسیده از قاهره، پخش سخنان علی‌اکبر صالحی وزیر امور خارجه جمهوری اسلامی و دیگر مقام‌های ایران درباره اعتراض‌های مردم مصر، باعث شکاف عمیق میان احزاب اپوزیسون مصر شده است. این سخنان بدبینی دیگر احزاب را به اخوان الملسلمین افزایش داده است.

بر اساس این گزارش گروهی از اعضای اخوان الملسلمین که سعی داشتند شعارهای حزبی خود را در میدان التحریر سر دهند توسط دیگر معترضان به سکوت وادار شدند. (21:16 به وقت تهران)

 

* مخالفان دولت مصر با وجود آغاز ساعات منع رفت و آمد، حاضر به ترک تجمع نیستند. (19:38 به وقت تهران)

 

* بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل تاکید کرده که جامعه جهانی باید درخواست کند که دولت آینده مصر به معاهده صلح اسرائیل و مصر که سی سال پیش به امضا رسیده، احترام بگذارد. (18:48 به وقت تهران)

 

* در مورد جمعیت حاضر در میدان تحریر، خبرگزاری ها و شبکه های خبری، آمارهای متفاوتی را منتشر کرده اند. بی‌بی‌سی تعداد تظاهرکنندگان را چند صد هزار نفر خوانده، در حالی که الجزیره تعداد معترضان را بیش از یک میلیون نفر اعلام کرده. رویترز  هم جمعیت معترض را  حداقل یک میلیون نفر دانسته ولی آسوشیتدپرس این تعداد را بیش از دویست و پنجاه هزار نفر خوانده.

 

* جان کری، رئیس کمیته روابط خارجی سنای آمریکا، در یادداشتی در روزنامه نیویورک تایمز از حسنی مبارک خواست این واقعیت را بپذیرد که زمان ترک قدرت فرا رسیده است. (18:11 به وقت تهران)

 

* دیوید آندرسن، پروفسور سیاست آفریقا در دانشگاه آکسفورد گفت حسنی مبارک قطعا از سمت خود کناره گیری می کند. او می گوید شاید چند روز و یا چند هفته، اما این امر چندان طول نخواهد کشید. به گفته او، اطلاعیه ارتش مبنی بر این که به معترضان شلیک نخواهد کرد، نشانه روشن و آشکاری برای حسنی مبارک بود. (17:22 به وقت تهران)

 

* عصام الریان، سخنگوی اخوان المسلمین گفت: هنوز زود است که درباره کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری تصمیمی گرفته شود. او تاکید کرده که ما خواهان انتخاباتی آزاد و عادلانه پس از ترک قدرت از سوی حسنی مبارک هستیم. (17:10 به وقت تهران)

 

* عمرو موسی، دبیرکل اتحادیه عرب در مصاحبه با  شبکه العربیه، گفت و گو و تغییر در مصر شده است. (16:35 به وقت تهران)

 

* قاهره به کل تعطیل است. امنیت بندر اسکندریه را ارتش به عهده گرفته و اختلالی در عملکرد این بندر ایجاد نشده است. (16:22 به وقت تهران)

 

* گروهی از بانکداران و مدیران عامل شرکت های بازرگانی گفته اند هنوز آنقدر شجاع نشده اند که در تظاهرات شرکت کنند اما خواهان تغییر در کشورشان هستند. (16:05 به وقت تهران)

 

* در اسکندریه، دومین شهر بزرگ مصر، تظاهرات بزرگ مخالفان آغاز شده است. او می گوید هزاران مسلمان و مسیحی در این تجمع حضور دارند و این افراد از هواداران گروه ها و احزاب مختلف هستند و خواسته مشترک آنها، کناره گیری حسنی مبارک است. (16:01 به وقت تهران)

 

* عبدالجلیل مصطفی، از مخالفان دولت مصر و از نزدیکان محمد البرادعی گفت: مخالفان هنوز جزئیات پیشنهاد مذاکره با دولت را دریافت نکرده اند اما این پیشنهاد تا زمانی که حسنی مبارک استعفا نداده، پذیرفته نخواهد شد. (15:55 به وقت تهران)

 

* اوی پیلای، کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل گفت: طبق گزارش‌های تایید نشده حدود ۳۰۰ نفر در اعتراضات مصر کشته شده اند.

 

* محمد البرادعی، از مخالفان دولت مصر گفته است برای آغاز هر نوع گفت و گویی با دولت، حسنی مبارک باید مصر را ترک کند.

 

* الجزیره می گوید اخوان المسلمین اعلام کرده که با حسنی مبارک و دولت او وارد مذاکره نمی شود.

 

* حضور پلیس در شهر چندان چشمگیر نیست و ناظران انتظار دارند که جمعیت هر لحظه بیشتر شود.

 

* امروز (سه شنبه) هزاران مصری برای برگزاری تظاهراتی میلیونی در مرکز قاهره گرد آمده اند. گروه های مخالف دولت از مردم خواسته اند علاوه بر دست زدن به اعتصاب عمومی، امروز تظاهرات بزرگی در اعتراض به ادامه حکومت حسنی مبارک، رئیس جمهوری مصر، برگزار کنند. قرار است در شهر اسکندریه نیز تظاهراتی میلیونی برگزار شود. ارتش مصر دیشب در بیانیه ای اعلام کرد: حق مردم برای اعتراض را به رسمیت می شناسد و از اعمال خشونت علیه آنها پرهیز خواهد کرد.


 
 

Things you can do from here:

 
 

بیانیه جمعی از تشکل‌های ایرانی خارج از کشور در حمایت از حرکت‌های آزادی طلبان...

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via Iran Green Voice Feed - Persian by سردبیر on 2/1/11

جمعی از گروههای دانشجویی خارج از کشور با انتشار بیانیه ای حرکتهای آزادی طلبانه مردم خاور میانه در رهایی از دیکتاتوری را ستودند. در بخشی از این بیانیه دانشجویان به حکومت جمهوری اسلامی هشدار داده اند که " حبس و اعدام فعالان سیاسی و مدنی، سانسور خبری و سایر اقدامات ظالمانه، تغییری در درک توده‌های مردم از فساد و ظلم حکومت نخواهد داشت".

متن کامل این بیانیه به نقل از پایگاه پویش راه سبز دانش آموختگان و دانشجویان ایرانی (پرسا) در پی می آید:

جهان نظاره گر قیام حق‌طلبانه و آزادی‌خواهانه ملت‌های خاور میانه بر ضد حکام مستبد و فاسدشان است. مردم منطقه که از درد مشترک نظام‌های دیکتاتوری رنج می‌برند، راهکار مشترک اعتراض مسالمت آمیز را در پیش گرفته‌اند. نهالی که سال گذشته در ایران به وحشیانه‌ترین شکل ممکن لگد کوب شد، امروز در تونس، مصر، یمن، اردن و... جوانه زده‌است. خوشبختانه ارتش‌های تونس و مصر تاکنون تاحد نسبتا قابل قبولی از جان مردم‌شان در برابر نیروهای لباس‌شخصی و پلیس ضدمردمی محافظت کرده‌اند. امیداست ارتش این کشورها با ادامه این رویه همچون سپاه پاسداران و بسیج ایران ننگ ابدی شرکت در سرکوب ملت بی‌دفاعشان و یا سکوت در برابر آن را برای خود نخرند.

دانش‌جویان ، دانش‌آموختگان ، فعالان مدنی و حقوق بشری ایرانی در سرتاسر جهان حرکت شجاعانه مردم تونس و مصر را همدلانه تعقیب و حمایت می‌کنند. آنچه قلب‌ آزادی‌خواهان منطقه و جهان را بیش‌ازپیش با این قیام‌ها همبسته ساخته، ماهیت متکثر و ضداستبدادی آن‌هاست. گروه‌های متعدد اجتماعی علی‌رغم اعتقادات مختلف‌شان، همگی دریافته‌اند که زندگی آزادانه و عادلانه جز با احترام به حقوق یکدیگر میسر نخواهد شد. اتحاد در پایبندی به محافظت از این حقوق، کلید دستیابی و حفظ حکومت مردم بر مردم، پس از رهایی از سلطه خودکامگان است.بی تردید رسیدن به دموکراسی نیازمند شکل گیری نظم سیاسی بگونه ای است که امتیاز خاصی به ایدئولوژی و گروه خاصی داده نشود . قطعا تجربه رویداد های منطقه و بخصوص آنچه پس از انقلاب اسلامی در ایران گذشت درس های آموزنده ای برای نیروهای خواهان تغییر در جهان عرب دارد. در این میان ایستادگی رهبر معترضان مصری بر پایان دادن به سلطه دیکتاتور، ضمن تاکید بر تکثر اعتقادی آزادی‌خواهان، برای فعالان ایرانی درس‌آموز است.

حکومت جمهوری اسلامی ایران نیز سرنوشتی جز سایر خودکامگان نخواهد داشت. مطالبات مسالمت‌آمیز مردم ایران برای احترام حکومت به حق انتخاب و اعتراض‌شان در سال گذشته، پاسخی جز سرکوب‌وحشیانه، اعدام و زندان نیافت. آخرین فرصت‌های حکومت امروز در حالی از دست می‌رود، که هر روز ایرانیان بیشتری دستیابی به حقوق‌شان را جز با سرنگونی حاکمان میسر نمی‌بینند . حبس و اعدام فعالان سیاسی و مدنی، سانسور خبری و سایر اقدامات ظالمانه، تغییری در درک توده‌های مردم از فساد و ظلم حکومت نخواهد داشت. بیکاری گسترده جوانان و تنگناهای اقتصادی عاقبتی جز انباشت خشم نخواهد داشت. و هنگامی‌که 'روزخشم' ملتی فرارسد، با جرقه‌ای کوچک انبوه توده‌های مردم، با عقاید مختلف از گروه‌های متعدد، کاخ دیکتاتوری را به لرزه درآورده و ان را سرنگون می‌سازند. این سرنوشت محتوم تمام فرعون‌های مستبد، در تونس، مصر و ایران است.

گروههای امضا کننده:
آستین برای ایران - شاخه دانشجویی
انجمن دانشجویان ایرانی دانشگاه جورج واشنگتن
پویش راه سبز دانش آموختگان و دانشجویان ایرانی - پرسا
تشکل دانشجویان سبز حامی دمکراسی در ایران - کالیفرنیای جنوب
جنبش سبز دانشجویان ونکوور
دانشجویان سبز دانشگاه تگزاس اِی اَند اِم
سبز هیوستون
سیگما - دانشگاه ویکتوریا - بریتیش کلمبیا
کمیته همبستگی با خواستهای دموکراتیک مردم ایران - واشنگتن
کمیته همبستگی برای پیشرفت دموکراسی در ایران- نیویورک
نسل آزادیخواه ایران - اتریش
همبستگی‌ با جنبش دموکراتیک ایران - ادمونتون (سیدمی )


 
 

Things you can do from here:

 
 

عکس جعفر پناهی و رسول اف بر سردر سینماهای جهان


عکس جعفر پناهی و رسول اف بر سردر سینماهای جهان

به دنبال محکومیت جعفر پناهی کارگردان سینما و رسول اف به ۶ سال حبس تعزیری و  محرومیت های بلند مدت اجتماعی حمایت های جهانی از این دو سینماگر ادامه دارد.

سایت پارس توریسم به نقل از آخرین نیوز نوشت: در ادامه اقدام و اعلام همبستگی با جعفر پناهی و محمد رسول اف، قرار است تصاویری بزرگ از چهره این دو سینماگر ایرانی به مدت یک هفته بر سر درِ سینماهای جهان نصب شود.

پس از گردآوری بیش از ۱۷ هزار امضا از سینماگران جهان؛ از سوی کمیته حمایت از پناهی و رسول اف ، جشنواره فیلم برلین تصمیم گرفت فعالیت خود را در بیست و دوم بهمن امسال با نمایش فیلم "آفساید" یکی از آثار پناهی آغاز کند.فیلمی که پنج سال پیش جایزه خرس نقره ای این جشنواره جهانی را به دست آورده بود.

این در حالی است که جعفر پناهی برای عضویت در هیئت داوران برلین به آلمان دعوت شده است. فیلم آفساید از دخترانی می گوید که با انجام یک حرکت ابتکاری تصمیم می گیرند مسابقه فوتبال بین تیم ملی ایران و بحرین را در ورزشگاه آزادی تهران تماشا کنند. آنها به خاطر ممنوعیت ورود زنان به ورزشگاه ها ، لباسهای پسرانه می پوشند ولی به هنگام ورود به استادیوم دستگیر می شوند.

گفتنی است موزه فیلم در شهر وین اتریش در بهمن ماه امسال ، فیلم های پناهی با نام های بادکنک سفید ، دایره، طلای سرخ و آفساید را به نمایش می گذارد.





--
سبز مي مانيم، تا هميشه

تجربه ای از برمه: تنها نبردی را می بازیم که رهایش می کنیم

بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند؛ تا آیندگان ندانند بی‌عرضگانِ این برهه از تاریخ ما بوده‌ایم
(دکتر فاطمی)
راي سبز من اسم سياه تو نبود!

كاركاتور مردمك - فرق ميوه و آدم


ابتدا شما را نادیده می گیرند. سپس به شما می خندند، بعد با شما مبارزه می کنند. آنگاه شما پیروز خواهید شد

(ماهاتما گاندي) 

 

كاريكاتور مردمك - فرق ميوه و آدم

mardomak.jpg

پایان

گروه خبری دانشجویی موج سبز



--
سبز مي مانيم، تا هميشه

تجربه ای از برمه: تنها نبردی را می بازیم که رهایش می کنیم

بسپاریم بر سنگ مزارمان تاریخ نزنند؛ تا آیندگان ندانند بی‌عرضگانِ این برهه از تاریخ ما بوده‌ایم
(دکتر فاطمی)
راي سبز من اسم سياه تو نبود!