۱۳۹۰ آذر ۱۱, جمعه

گزارشی تکان دهنده از”گوانتانوموی قم”

گزارشی تکان دهنده از"گوانتانوموی قم"

گزارشی تکان دهنده از"گوانتانوموی قم"


 جـــرس: منابع خبری جنبش سبز و فعالان حقوق بشری، طی گزارشی از وضعیت وخیم زندان لنگرود قم، این زندان را "گوانتانوموی قم" معرفی کرده و گوشه ای از فجایع رخ داده در این زندان را منتشر ساخته اند. 

به گزارش کلمه، گزارش ها از زندان مرکزی قم نشان می‌دهد وضعیت فجیعی به مراتب بدتر از کهریزک در این زندان برقرار است. این گزارش از آزار و شکنجه گسترده انسان ها در زندانی در ۱۰ کیلومتری قم پرده بر می‌دارد. این زندان که زندان لنگرود نام دارد و به گوانتاناموی قم مشهور است، اخیرا به محل تازه ای برای نگهداری و شکنجه زندانیان سیاسی مبدل شده است.

 

این زندان که در جاده قم به کاشان قرار دارد، به دلیل تعداد بیش از حد زندانیان و امکانات کم و نیز اقدامات تحقیرآمیز مسئولان زندان، با مشکلات بسیاری روبه‌روست. روابط غیراخلاقی موجود، که طبق برخی گزارش‌ها برای بعضی از زندانیان به ممر درآمد تبدیل شده است، بر دامنۀ مشکلات این زندان افزوده است. این مسئله به خصوص در بند جوانان که محل نگهداری محکومان زیر ۱۸ سال است، بیشتر به چشم می خورد.

بر اساس این گزارش  مأموران زندان برخی زندانیان را به قصد تنبیه در فضای باز به میله های چراغ برق بسته و با ریختن آب سرد روی آنها ساعت ها در هوای سرد نگه داشته اند.

 

در ماههای اخیر حدود پانزده نفر از محکومان مواد مخدر و سایر جرایم، در زندان لنگرود قم اعدام شده اند. این تعداد علاوه بر محکومانی است که در نوبت اعدام قرار گرفته اند و بر اساس برخی شنیده ها تعداد آنها بین ۸۰ تا ۱۲۰ نفر است. همچنین بنا بر گزارش ها به تازگی گروهی از زندانیان سیاسی از زندان وزارت اطلاعات در قم به این زندان منتقل شده اند.

طی چند ماه گذشته این اولین باری نیست که فرد یا افرادی با گزارش های خود از زندان های کشور وحشت را از نظام قضایی و سازمان زندان ها در دل می آفریند.

 

چندی پیش بخش هایی از نامه سید هاشم خواستار، فعال فرهنگی و معلم در بند مشهدی به رییس قوه قضاییه، منتشر شد. در بخشی از این نامه ی تاثر برانگیز آمده بود: سالن ۴ بند قرنطینه که در تیر ماه ۸۷ آنجا بودم ۲۰۰ متر مربع مساحت و ۲۰۰ نفر جمعیت داشت که می گفتند به ۲۵۰ نفر رسیده و در تاریخ ۱۳/۰۹/۸۹ ، ۴۵۶ زندانی داشته که سرانه هر فرد از فضای آن نیم متر مربع می باشد و این مساحت فقط گنجایش نصف گوسفند را در آغول دارد. قبلا که هوا گرم بود از هوا خوری که وسایل ورزشی درآن نصب بود و ایرانیت روی آن گذاشته بودند استفاده می کردند، اما با سرد شدن هوا دیگر از آن استفاده نمی کنند و مجددا با گذاشتن بخاری، به عنوان فضای اسکان زندانیان استفاده می کنند.

 

سالن ۴ بند قرنطینه هشتاد تخت یکنفره دارد که به صورت دو نفره از هر تخت استفاده می کنند و زندانیان به صورت کتابی فشرده و بین تخت ها و زیر تخت ها می خوابند. سالن ۱ که مخصوص افراد معتاد است در آن زمان ۳۰۰ نفر و اکنون به روایتی ۱۱۰۰ نفر زندانی دارد. در سالن ۴ بند ۵ که ۱۳ اتاق ۱۵ تختی دارد، جمعیت آن به ۹۵۰ نفر رسیده است که در مسجد و جلوی توالت ها می خوابند و سالن ۱ و ۲ و ۳ هم بهتر از سالن ۴ نیست. بند ۴ هم آنقدر زندانی دارد که جلوی توالت و روی پله ها و ایستگاه پله ها می خوابند هنگام حمام یکنفر زیر دوش و ۱۰ نفر در صف هستند . سرپرست سابق بند ۶٫۱ مرتب به مولوی های اهل سنت متعرض می شد که ریشتان را کوتاه کنید که آنها می گفتند در حد یک مشته در مذهب ما واجب است و ایشان به آنها گفته ریش شما دل ما را سیاه میکند. این همه نا به سامانی ها و اعدام ها دلش را سیاه نمی کند ولی ریش مولوی ها دلش را سیاه می کند.

 

همچنین اردیبهشت ماه سال جاری مهدی محمودیان ، روزنامه نگار و زندانی سیاسی که در زندان رجایی شهر کرج به سر می برد از وقوع تجاوز جنسی به زندانیان در این زندان خبر داده بود. محمودیان در نامه اش به رهبری از وقوع تجاوز جنسی در زندان رجایی شهر خبر داده و نوشته بود: در زندان رجایی شهر هر کسی که کمی زیبایی در چهره داشته باشد و احیانا زوری در بازو نداشته باشد و یا پول خوبی در حسابش نداشته باشد که باج بدهد به دیگران، به زور در سالن های مختلف و هر شب در یک اتاق گردانده می شود و هر مفعولی صاحبی دارد و از این بابت پولی به دست می‌آورد و بعد از چند وقت هم او را به دیگری می فروشد.

 

وی در ادامه این نامه آورده بود: در بندهای مختلف زندان رجایی شهر عمل لواط بصورت امری معمولی و قابل پذیرش در آمده است که ظاهرا مسئولین زندان برای کمتر شدن آلودگیهای آن وسائل بهداشتی مورد لزوم افراد را آزادانه در اختیار زندانیان قرار می دهند.

در بخشی از این نامه تاکید شده بود: اینجا در زندان رجایی شهر تحت امر شما فرزندان و شهروندان کشور تحت امرتان با قیمت دویست و پنجاه هزار تومان اجاره داده می‌شوند و در این سیستمی که شما مسئولیت آن را دارید هیچ دادرسی نمی‌یابند.

وی در ادامه نامه اش اشاره کرده است که از صد ها مورد از این روابط که با رضایت طرفین و به صورت آزادانه و شاید صرفا بخاطر چند نخ سیگار و یا یکبار مصرف مواد صورت میگیرد می گذرد و از زندانی جوانی می گوید که طبق مشاهده یک زندانی سیاسی، در طول یک شب ۷ مرتبه به او تجاوز شده است و وقتی صبح به زندانبان شکایت می کند به انفرادی (یا به گفته مسئولین زندان سوئیت) منتقل می‌شود بدون اینکه هیچکدام از متجاوزین حتی مورد سوال واقع شوند.

 

او همچنین در بخش های دیگری از این نامه به وجود ضرب و شتم در زندان اشاره کرده است اینکه زندانیان عادی به راحتی در زندان مورد ضرب و شتم قرار می گیرند. وی به شرایط بازجوییهای غیرقانونی در زندانها نیز اشاره ای کرده است و از آنچه بر سر متهمان حوادث پس از انتخابات رفته نیز سخن گفته است.

وی خطاب به رهبری نوشته بود: نمی دانم بعد از انتشار این نامه چه سرنوشتی در انتظارم است اما به خدای بزرگ و ائمه اطهار و همین طور به خون تمام شهدای راه آزادی و به خصوص شهدای یک سال اخیر سوگند یاد می کنم این مطالب عین واقع است و در زندان های تحت امر شما رخ داده است.

هفته ی قبل از این نامه هم ضیا نبوی، دانشجوی محروم از تحصیل و یکی از زندانیان حوادث پس از انتخابات در نامه ای خطاب به محمدجواد اردشیر لاریجانی، دبیر ستاد حقوق بشر قوه قضائیه بخشی از شرایط زندان کارون اهواز را توصیف کرده بود.

 

ضیا در این نامه از شرایط غیر انسانی این زندان سخن گفته بود، شرایطی که به قول او توصیفش از عهده قلم و حتی هر گونه دوربین فیلم برداری و عکاسی خارج است و تنها وضعیتی مرزی بین زندگی انسان و حیوان را به نمایش می گذارد.

ضیا نوشته بود: آنچه در این جا می گذرد حقیقتا "ورای حد تقریر" است و قابل بازنمائی نیست! من چنین وضعیتی را نه پیش از این تجربه کرده بودم و نه جائی خوانده یا شنیده بودم. هیچ فیلمی یا داستانی تاکنون زندان را این گونه تصویر نکرده بود و هرگز در مخیله ام هم نمی گنجید که چنین جایی ممکن است وجود داشته باشد! شاید بتوان گفت که همه ی مصیبت های اینجا از این نکته بر می خیزد که انسان در یک محیط بسیار کوچک و بسته و به غایت آلوده با شمار زیادی از انسان های متفاوت و نامتناجس مواجه است و مجبور است تمامی لحظات خود را در چنین وضعیتی بگذراند. واقعا برای خودم هم جای سوال است که چگونه می توان توصیف کرد جایی را که حتی هوای سالمی برای تنفس و یا چند متر فضای خالی برای قدم زدن وجود ندارد! در این چند ماهی که در این زندان به سر می برم گاهی وقتی افکار و رفتارم را در طول شبانه روز مرور می کنم به نتایج عجیبی می رسم، احساس من این است که کم کم زندگی ام از محتوای انسانی تهی می شود.

 

اکنون در گزارش موجود از "گوانتاناموی قم" به موارد مشابهی اشاره می‌شود که نشان از تکرار فجایع مشابه در زندان‌های شهرهای مختلف کشور دارد.

به گزارش کلمه، متن کامل این گزارش به شرح زیر است:

 

وضعیت نابسامان حقوق بشر در زندان لنگرود

زندان مرکزی قم معروف به زندان لنگرود که در ۱۰ کیلومتری جادۀ قدیم قم- کاشان واقع شده، همانند سایر زندانهای کشور، به دلیل تعداد بیش از حد زندانیان و امکانات کم و نیز نگاه تحقیرآمیز مسئولان زندان به زندانیان، با مشکلات بسیاری روبه‌روست.

وجود بیش از چهار هزار زندانی در این زندان، که بیش از سه برابر ظرفیت حقیقی آن است، باعث ایجاد وضعیت نابسامان اخلاقی و بهداشتی در این زندان شده است. کیفیت نامناسب غذای زندان، علاوه بر وجود حشراتی از قبیل ساس و شپش در آسایشگاه ها، گذران حبس را برای زندانیان دشوار کرده است و این غیر از وجود زندانیان مبتلا به ایدز و هپاتیت است که در کنار سایر زندانیان نگهداری می شوند. برخی بندهای این زندان دو تا سه برابر تعداد تخت های موجود زندانی در خود جای داده اند و کمبود تخت و فضای مناسب برای خواب تا حدی است که بسیاری از زندانیان شب را در هواخوری ها و راهروها سپری می کنند.

 

روابط غیراخلاقی موجود، که طبق برخی گزارشات برای بعضی از زندانیان به ممر درآمد تبدیل شده است، بر دامنۀ مشکلات این زندان افزوده است. این مسئله به خصوص در بند جوانان که محل نگهداری محکومان زیر ۱۸ سال است، بیشتر به چشم می خورد. برخوردهای خودسرانه و غیرقانونی مسئولان زندان با برخی زندانیان متخلف نیز وخامت وضع انسانی این زندان را دوچندان کرده است. از جمله گزارش شده که در مواردی مأموران زندان برخی زندانیان را به قصد تنبیه در فضای باز به میله های چراغ برق بسته و با ریختن آب سرد روی آنها ساعت ها در هوای سرد نگه داشته اند.

 

اعدام های خاموش و ساخت اتاق جدید اعدام

بنا بر این گزارش، در ماههای اخیر حدود پانزده نفر از محکومان مواد مخدر و سایر جرایم، در زندان لنگرود قم اعدام شده اند. این تعداد علاوه بر محکومانی است که در نوبت اعدام قرار گرفته اند و بر اساس برخی شنیده ها تعداد آنها بین ۸۰ تا ۱۲۰ نفر است. آخرین این اعدامها مربوط به نیمۀ دوم آذر ماه است که دو نفر از زندانیان مواد مخدر پس از تأیید حکم از سوی دیوان عالی کشور در محوطۀ این زندان اعدام شدند.

اخیرا مسئولان این زندان دست به کار ساخت اتاق جدیدی برای اعدام شده اند که در آن به روش مکانیزه تری اعدام انجام خواهد شد. شنیده ها حاکی از آن است که برخی از زندانیانی که به عنوان کارگر در این زندان به بیگاری گرفته شده اند از کمک به ساخت این مکان خودداری کرده اند.

 

بازرسی های نامناسب و غیر شرعی

بنا به گزارش فعالان حقوق بشر قم، تمام بازداشت شدگان و زندانیانی که وارد این زندان می شوند، بدون تفکیک از نظر نوع جرم، در بدو ورود به بهانۀ جلوگیری از ورود مواد مخدر به زندان، مورد بازرسی نامناسب قرار می گیرند. در این بازرسی ها، به جای استفاده از سگ های موادیاب و دستگاه های الکترونیکی، با بازرسی بدنی، حدود شرعی و کرامت انسانی زندانیان زیر پا گذاشته می شود و حتی زندانیان سیاسی نیز گاه به همین بهانه مورد تحقیر و اهانت قرار میگیرند، و زندانیانی که به این وضع اعتراض می کنند با برخورد بد مسئولان زندان روبرو می شوند.

 

سوییت یا گوانتانامو

در بخشی از زندان لنگرود قم، اتاق هایی ۲ در ۳ به نام سوییت وجود دارد که برای نگهداری محکومان به اعدام و مجرمان خطرناک و نیز تادیب سایر زندانیانی که به تشخیص مسئولان مربوطه مستحق سختگیری شناخته شده اند، در نظر گرفته شده است. در این اتاق های شش متری که در بین زندانیان به گوانتانامو شهرت دارد، زندانیان محروم از هواخوری و نور هستند، گاه تا پانزده نفر در آنها گنجانده می شوند و زندانیان مجبورند به صورت کتابی بخوابند؛ به هر یک از این زندانیان نصف سهمیۀ معمول هر زندانی غذا و پتو داده می شود؛ در گوشۀ هر یک از این اتاق ها یک دستشویی به صورت اوپن وجود دارد که با دیواره ای ۳۰ سانتی متری از محوطۀ اتاق جدا شده است و از آن به عنوان حمام نیز استفاده می شود. همین امر افزون بر وجود ساس و حشرات دیگر، وضع بهداشتی سوییت ها را بسیار بغرنج کرده است.

 

نگهداری یکی از زندانیان عقیدتی در سوییت

مهدی پاکروان زندانی عقیدتی که به اتهام "افساد فی الارض به واسطۀ عقاید انحرافی" چند ماهی است با حکم دادگاه ویژه روحانیت بازداشت شده، در هفته های اخیر به سوییت زندان منتقل شده است و در کنار تعدادی از محکومان به اعدام و مجرمان خطرناک نگهداری می شود. انتقال این زندانی عقیدتی به سوییت در حالی است که به گفتۀ یکی از نزدیکان وی، او بیش از ۱۰۰ روز نیز در ادارۀ اطلاعات قم در سلول انفرادی بازداشت بوده و هم اکنون وضع جسمی مناسبی ندارد.

 

جزئیات بیشتری از پروندۀ اتهامی مهدی پاکروان در دست نیست. اما گزارش ها حاکی از آن است که با توجه به ممانعت دادگاه ویژه روحانیت از دسترسی او به وکیل و نیز انتقال مهدی پاکروان به سوییت زندان، احتمال صدور حکم اعدام برای او وجود دارد و قاضی پرونده، حسین بهرامی، قصد دارد در بایکوت خبری کامل حکم اعدام این زندانی عقیدتی را صادر کند. پیش‌تر نیز حسین بهرامی، قاضی دادگاه ویژۀ روحانیت که به قساوت و بیرحمی شهرت دارد، برای تعدادی از متهمان این دادگاه حکم اعدام صادر کرده است. از جملۀ این اعدام شدگان حسین اصفهانیان نژاد طلبه و معلم قمی است که به گفتۀ یک منبع آگاه در دادگاه ویژه، در سال ۱۳۸۵ با اعمال نفوذ یکی از مأموران وابسته به نهادهای امنیتی، با اتهامات ساختگی اخلاقی به اعدام محکوم شده است.

 

زندانیان سیاسی و عقیدتی زندان لنگرود

در حال حاضر سه زندانی سیاسی و دو زندانی عقیدتی در زندان لنگرود مشغول سپری کردن دوران محکومیت خود هستند. احمدرضا احمدپور، روحانی عضو جبهۀ مشارکت و از اعضای بلندپایۀ ستاد مهدی کروبی در قم که اخیرا با حکم قاضی حسین بهرامی به اتهام نوشتن شکواییه به دبیرکل سازمان ملل متحد به سه سال حبس در زندان اهواز و ده سال تبعید به ایذه محکوم شده است؛ حسین گودرزی و سید محمد صالحی از اعضای ستاد روحانیون حامی میرحسین موسوی که آنها نیز توسط قاضی بهرامی به اتهام ساخت و تدوین مستند، به اسم کهریزک، به یک سال و نیم زندان محکوم شده اند؛ مهدی پاکروان که پرونده اش در مرحلۀ رسیدگی در دادگاه همچنان مفتوح است و هم اکنون در سوییت زندان نگهداری می شود؛ و سید فاخر موسوی از روحانیون تبعیدشده به قم که به اتهام "انتشار افکار انحرافی" به زندان و اقامت اجباری در قم محکوم شده است. از تمام فعالان حقوق بشر در ایران و خارج از کشور انتظار می رود ضمن پیگیری وضع این زندانیان و تماس با مراجع بین المللی برای جلوگیری از پایمال شدن حقوق انسانی شان، از ظلم و اجحاف بیشتر در حق آنها جلوگیری کنند.


--
دیکتاتورها باید از عاقبت قذافی عبرت بگیرنداعتراض به خشک شدن دریاچه ارومیه، رودخانه زاینده رود و ترک برداشتن سقف سی و سه پل اصفهان ارزش حمایت کامل را دارند

آیا برای آزادی موسوی و کروبی درخواست خودتان را ثبت کرده اید؟ اینجا
 سبز مي مانيم، تا هميشه

روزنامه تایمز: انفجار اصفهان ناشی از تخریب تاسیسات هسته ای بوده است

روزنامه تایمز: انفجار اصفهان ناشی از تخریب تاسیسات هسته ای بوده است

روزنامه تایمز در مقاله ای به قلم "شیرا فرنکل" مدعی شده است که انفجار رخ داده در اصفهان که چند روز پیش از این خبرش به سرعت از روی خبرگزاریهای ایران برداشته شد، ناشی از یک حمله نظامی به تاسیسات هسته ای ایران بوده است.

تارنمای رادیو فردا به نقل از این روزنامه نگار می نویسد: همزمان با بالاگرفتن کشمکش های سیاسی میان تهران و غرب انفجار دیگری در یکی دیگر از تاسیسات هسته ای ایران رخ داد. این دومین انفجار از این نوع در این ماه است و گمانه زنی ها نشان می دهد که تاسیسات نظامی و هسته ای ایران زیر حمله است.

عکس های ماهواره ای تایمز تایید می کند که انفجاری که روز دوشنبه در شهر اصفهان رخ داد باوجود تکذیب مقامهای جمهوری اسلامی مربوط به تاسیسات غنی سازی اورانیوم در این منطقه بود.

این عکس ها به روشنی موج بزرگی از دود و خرابی را نشان می دهد و بر ادعاهای ایران که چنین انفجاری در این منطقه رخ نداده خط بطلان می کشد. منابع اطلاعاتی اسراییل به تهران تایمز گفتند که تردیدی نیست انفجار در مرکز تاسیسات هسته ای اصفهان رخ داده و این «تصادفی نیست».

انفجار یاد شده در سومین شهر پرجمعیت ایران زمانی روی می دهد که تصاویر ماهواره ای از خرابی های ناشی از انفجار اول در یک پادگان سپاه اطراف تهران دو هفته پیش منتشر شده است. در این انفجار سی عضو سپاه پاسداران از جمله سرتیپ حسن مقدم رییس برنامه دفاع موشکی ایران کشته شدند.

ایران مدعی است که این انفجار زمانی رخ داد که آنها مشغول آزمایش سیستم تازه ای برای حمله به اسراییل بودند. در همین حال تنی چند از مقامهای اسراییل تایید کرده اند که انفجار عمدی و بخشی از تلاش گسترده تر در راستای حمله به مراکز حساس نظامی ایران بود.

روز دوشنبه نیز ساکنان اصفهان خبر از صدای انفجاری دادند که در ساعت ۲ و ۴۰ دقیقه در شهر شنیده شد و همزمان ابری از دود نیز بر فراز تاسیسات هسته ای اطراف شهر دیده شد.

یک منبع اطلاعاتی نظامی گفت: «این انفجار به تاسیسات اصفهان به ویژه دستگاه هایی که گمان می رود انبار مواد خام را در خود داشت آسیب زده است.»

او نقش اسراییل را در این انفجار تایید یا تکذیب نکرد و در عین حال گفت عوامل و عناصر گوناگونی در راستای نابودی یا وادار ساختن ایران به توقف برنامه های هسته ای آن تلاش می کنند.

در پیامد این انفجار مقامهای جمهوری اسلامی بی درنگ و شتابزده خبر انفجار اصفهان را تکذیب کردند. علیرضا ذاکر اصفهانی، استاندار اصفهان ادعا کرد انفجار مربوط به یک تمرین نظامی در آن حوالی بود. اندکی بعد تلویزیون دولتی ایران این خبر را حذف کرد و دولت خبر هر  نوع انفجاری را تکذیب کرد.

روز دوشنبه دن مریدور، وزیر اطلاعات اسراییل گفت کشورهایی هستند که برای مقابله با تهدید هسته ای ایران تحریم اقتصادی می کنند و کشورهایی هم هستند که به گونه دیگری عمل می کنند.

ژنرال گیورا ایلاند رییس پیشین دفاع ملی اسراییل به رادیو ارتشی این کشور گفت انفجار اصفهان اتفاقی نبود: «این چیزها تصادفی نیست. و با توجه به تعدد این حوادث می شود گفت دستی در کار است و شاید بشود گفت دست خدا.»

یک مقام امنیتی پیشین اسراییل نیز از دست کم دو انفجار دیگر سخن گفت که  با موفقیت توانسته است تاسیسات موشک میان برد شهاب ۳ را خنثی کند که می توانست کلاهک اتمی را حمل کند. وی گفت: «این خبر خوبی است که غرب مشتاق شنیدن آن بود.» 


--
دیکتاتورها باید از عاقبت قذافی عبرت بگیرنداعتراض به خشک شدن دریاچه ارومیه، رودخانه زاینده رود و ترک برداشتن سقف سی و سه پل اصفهان ارزش حمایت کامل را دارند

آیا برای آزادی موسوی و کروبی درخواست خودتان را ثبت کرده اید؟ اینجا
 سبز مي مانيم، تا هميشه

افزایش برخوردهای نامناسب در سالن ملاقات زندان اوین با خانواده زندانیان سیاسی

افزایش برخوردهای نامناسب در سالن ملاقات زندان اوین با خانواده زندانیان سیاسی


خانواده زندانیان سیاسی زندان اوین از افزایش برخوردهای نامناسب ماموران در سالن ملاقات این زندان گلایه دارند.

به گزارش خبرنگار کلمه، خانواده زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین که دوشنبه ها با خانواده های خود دیدار می کنند می گویند در هفته های اخیر شاهد برخورد نامناسب از سوی برخی ماموران مستقر در این زندان بوده اند.

چندی است که مامورانی سالن ملاقات زندان اوین قبل از ملاقات خانواده ها با عزیزان شان کیف های آنها را جستجو کرده و ضمن تحویل گرفتن تلفن همراه آنان بعد از کنترل کامل اجازه ملاقات آنها با زندانی شان را صادر می کنند.

طبق خبرهای رسیده به کلمه، روز گذشته ماموران با برخورد نامناسب با چند نفر از همسران زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ شرایط اعتراض دسته جمعی خانواده های آنان را فراهم آوردند.

همسر ابوالفضل قدیانی، فعال سیاسی یکی از کسانی بود که با برخورد نامناسب یک مامور بازرسی مواجه شد. این مامور خانم قدیانی را با خشونت به درون سالن راند و ضمن هل دادن و توهین به او گوشی موبایلش را تحویل گرفت.

 

وقتی خانواده قدیانی به این نحوه ی برخورد نامناسب اعتراض کردند نه تنها این مامور به آنها اهمیتی نداد که با آوردن چند مامور دیگر توهین های خود را به خانواده این زندانی سیاسی که همسرش سابقه زندانی بودن در زندان های دوران ستمشاهی را نیز دارد ادامه دادند.

این برخوردها موجب شد تا جمعی از خانواده زندانیان سیاسی به این وضعیت اعتراض کنند.

یکی از خانواده ها می گوید: نمی دانم چرا به بهانه های مختلف می خواهند همین بیست دقیقه ملاقات هفتگی ما را نیز خراب کنند و هر بار با برخوردی نامناسب موجب پریشانی خانواده ها قبل از ملاقات با عزیزان شان شوند. این موضوع بر روحیه زندانی و خانواده اثرات نامناسبی بر جا می گذارد و ملاقات هفتگی را که تنها دلخوشی ماست به کاممان تلخ می کند.

 

خبرها همچنین حاکی است که در همین روز با دیگر خانواده ها نیز برخوردهای نامناسبی صورت گرفته که این برخوردها هنگام کنترل شناسنامه ها رخ داده است، که بار دیگر موجب متشنج شدن فضای سالن ملاقات شده است.

خانواده یکی از زندانیان سیاسی می گوید: ظاهرا چند روز قبل یک قاچاقچی مواد مخدر از سالن ملاقات حضوری اقدام به فرار کرده است و همین موضوع موجب شده است که ماموران سالن ملاقات رفتار سختگیرانه ای را در پیش بگیرند که ابعاد این برخوردها به خانواده زندانیان سیاسی هم سرایت کرده حال آنکه بیشتر زندانیان سیاسی حتی از ملاقات حضوری محروم هستند و همه می دانند که آنها برای مرام و عقیده شان در زندان مانده اند و می توانند با نوشتن یک سطر موجبات آزادیشان را فراهم می کند اما آنها هر گز دست به این اقدام نمی زنند و همچنان بر مواضع شان ایستاده اند،آن وقت مسوولان سالن ملاقات بعد از فرار یک قاچاقچی مواد مخدر چنین رفتارهای توهین آمیزی را با ما در پیش می گیرند که به هیچ عنوان مقبول و پذیرفته نیست.

 

همچنین خانواده زندانیان بند ۳۵۰ اوین می گویند از آنجا که تلفن های همراه خانواده ها هنگام ورود به سالن ملاقات توسط ماموران تحویل گرفته می شود و آنها در همان سالن ساعتها در انتظار فرا رسیدن زمان ملاقات در انتظار می مانند وجود تلفن های همگانی در این سالن اهمیت ویژه ای دارد اما این تلفن ها نیز مدتهاست قطع است. خانواده زندانیان سیاسی از دادستان تهران می خواهند که به این موارد غیرقانونی و رفتارهای نامناسب ماموران مستقر در زندان اوین پایان دهد.


--
دیکتاتورها باید از عاقبت قذافی عبرت بگیرنداعتراض به خشک شدن دریاچه ارومیه، رودخانه زاینده رود و ترک برداشتن سقف سی و سه پل اصفهان ارزش حمایت کامل را دارند

آیا برای آزادی موسوی و کروبی درخواست خودتان را ثبت کرده اید؟ اینجا
 سبز مي مانيم، تا هميشه

دفتر خاتمی مدعیات سایت وابسته به سپاه را تکذیب کرد

دفتر خاتمی مدعیات سایت وابسته به سپاه را تکذیب کرد 


جـــرس: در پی دروغ پردازی رسانه های وابسته به محافل امنیتی و نظامی مبنی بر "تشویق بعضی افراد توسط محمد خاتمی به تحرکات و نامه نگاری های خاص"، دفتر ریس جمهور سابق ایران این ادعا را کذب و در "تداوم تهمت ها و دروغ پراکنی های مستمر" ذکر کرده است.

 

سایت جوان آنلاین، وابسته به محافل اطلاعاتی در سپاه، با انتشار گزارشی در هشتم آذرماه، مدعی شده بود که "محمد خاتمی مشوق محمد نوری زاد در اقدامات رسانه ای اخیر و نامه نگاری هایش به رهبری بوده است."

 

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی سید محمد خاتمی، دفتر رئیس جمهور پیشین ایران، "دروغ‌پردازی سایت جوان‌آنلاین، رسانه‌ وابسته به سپاه پاسداران، را تکذیب و آن را در ادامه تهمت ها و دروغ پراکنی های مستمر، ارزیابی کرد و خاطرنشان ساخت : "در ادامه تهمت ها و دروغ پراکنی های مستمر، اخیراً سایت وابسته به یکی از نهادها، مطلبی را مبنی بر تشویق بعضی افراد توسط سید محمد خاتمی به تحریکات و تحرکات و نامه نگاری های خاص منتشر کرده که به کلی عاری از حقیقت بوده و تکذیب می شود."

 

گفتنی است، طی ماههای اخیر، رسانه های وابسته به محافل امنیتی و نظامی، همچون رجاء نیوز، فارس، جوان‌آنلاین، جهان نیوز و هفته‌نامه صبح صادق (ارگان سپاه)، با جو سازی و انتشار اخبار کذب، سعی در اختلاف افکنی و شبهه در جنبش سبز، اصلاح طلبان و مخالفین حکومت داشته و در آخرین عملیات خود، هفته گذشته اقدام به انتشار تکذیبیه ای از سوی چند زندانی سیاسی در برابر نامه ۳۶ زندانی سیاسی کردند، که بلافاصله توسط جنبش و این افراد تکذیب گردید، اما این تکذیبیه خارج از اسلوب حرفه ای، در سایت های دروغ ساز، منعکس نشد.


--
دیکتاتورها باید از عاقبت قذافی عبرت بگیرنداعتراض به خشک شدن دریاچه ارومیه، رودخانه زاینده رود و ترک برداشتن سقف سی و سه پل اصفهان ارزش حمایت کامل را دارند

آیا برای آزادی موسوی و کروبی درخواست خودتان را ثبت کرده اید؟ اینجا
 سبز مي مانيم، تا هميشه

تشکر بیت آیت الله العظمی منتظری از همراهی مردم در مراسم نجف آباد



تشکر بیت آیت الله العظمی منتظری از همراهی مردم در مراسم نجف آباد 

احمد منتظری فرزند آیت الله العظمی منتظری در پیامی از تمامی شرکت کنندگان بویژه علمای اعلام نجف‌آباد و اصفهان و از مسئولین شهرستان نجف‌آباد از جمله امام جمعه و فرماندار و شهردار و تمامی بازاریان و کسبه که با تعطیل کردن مغازه‌ها در این جلسات شرکت نمودند تشکر کرده است.

در بخشی از پیام بیت این مرجع عالیقدر آمده است: در شرایطی است که عده‌ای همواره سعی کرده اند نام ایشان را از تاریخ حذف کنند؛ برگزاری چنین مراسمی و بزرگداشت بزرگان، خواست ملت و صلاح حکومت است. ای کاش حاکمیت از مجلس متین دیروز شما عبرت بگیرد و از اختلال در مجالسی که برای عزیزان هر گروهی برگزار می‌شود دست بردارد.

به گزارش وب سایت رسمی دفتر آیت الله منتظری متن این پیام به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم

من لم یشکر المخلوق لم یشکر الخالق

دو سال از رحلت فقیه عالیقدر آیت الله العظمی منتظری گذشت.

مراسم با شکوهی که به این مناسبت در شهرستان نجف‌آباد برگزار شد نشانگر قدرشناسی مردم نسبت به دوست و سنگ صبور و مرجع تقلید خود بود.

این در شرایطی است که عده‌ای همواره سعی کرده اند نام ایشان را از تاریخ حذف کنند؛ غافل از اینکه خدای سبحان می‌فرماید: «ان الذّین آمنوا وعملوا الصالحات سیجعل لهم الرحمن ودّا» ( سوره مریم، آیه ۹۶) "کسانی که ایمان آوردند و عمل صالح انجام دادند خدای رحمان آنان را محبوب می‌گرداند".

برگزاری چنین مراسمی و بزرگداشت بزرگان، خواست ملت و صلاح حکومت است. ای کاش حاکمیت از مجلس متین دیروز شما عبرت بگیرد و از اختلال در مجالسی که برای عزیزان هر گروهی برگزار می‌شود دست بردارد.

حکومتی مقتدر و ارزش‌مند است که بر مردم زنده و صاحب فکر و عقیده آزاد، حاکمیت داشته باشد. حاکمیت بر مردم گوش به فرمان و ساکت و پیرو بی چون و چرا، هنر نیست.

تاکید قرآن کریم و سفارش و روش معصومین سلام‌الله علیهم اجمعین در گفتگو و جدال احسن، نشانه زنده بودن دین مبین اسلام در همه اعصار است. به همین میزان و با همین استدلال، درجا زدن و پیروی محض، نشانه جمود و رکود یک ملت خواهد بود.

این‌جانب به نمایندگی از بیت مرحوم آیت‌الله العظمی منتظری از شما مردم قهرمان پرور نجف آباد که مراسم دومین سالگرد رحلت آن بزرگمرد را با شکوه تمام برگزار نمودید تقدیر و تشکر می‌نمایم.

همچنین از تمامی شرکت کنندگان بویژه علمای اعلام نجف‌آباد و اصفهان مخصوصا حضرت آیت‌الله آقای حاج سید جلال‌الدین طاهری اصفهانی حفظه‌الله، و از مسئولین محترم شهرستان نجف‌آباد از جمله امام جمعه محترم و فرماندار محترم و شهردار محترم و تمامی بازاریان و کسبه عزیزی که با تعطیل مغازه‌ها در این جلسات شرکت نمودند تقدیر و تشکر می‌نمایم.

۱۳۹۰/۹/۱۰

احمد منتظری



--
دیکتاتورها باید از عاقبت قذافی عبرت بگیرنداعتراض به خشک شدن دریاچه ارومیه، رودخانه زاینده رود و ترک برداشتن سقف سی و سه پل اصفهان ارزش حمایت کامل را دارند

آیا برای آزادی موسوی و کروبی درخواست خودتان را ثبت کرده اید؟ اینجا
 سبز مي مانيم، تا هميشه

سلحشور تعدادی از بازیگران زن سالم را نام برد!


فرج الله سلحشور تعدادی از بازیگران سالم زن سینمای ایران را نام برد.

سلحشور تعدادی از بازیگران زن سالم را نام برد

به گزارش خبرآنلاین وی گفت: «قریب به اتفاق بازیگران زن ما در سریال «حضرت یوسف» مثل خانم معصومی، خانم ریاحی، خانم حمیدی، خانم بلوکات، خانم سرمدی، خانم مرتضوی، خانم ثمری و همه‌شان انصافا بازیگرانی بودند که از آنان راضی بودیم و خطایی یا بگو بخند با آقایان یا بگو بخند با خودشان جلوی آقایان از آن‌ها ندیدیم.»

او در مورد دیگر بازیگران زن سالم سینما گفت: «خانم تیموریان، خانم گلاب آدینه و خیلی خانم‌های دیگر… زیادند. من آن‌ها را خانم‌های خوب و محترمه و با ارزشی برای سینما می‌دانم.»


--
دیکتاتورها باید از عاقبت قذافی عبرت بگیرنداعتراض به خشک شدن دریاچه ارومیه، رودخانه زاینده رود و ترک برداشتن سقف سی و سه پل اصفهان ارزش حمایت کامل را دارند

آیا برای آزادی موسوی و کروبی درخواست خودتان را ثبت کرده اید؟ اینجا
 سبز مي مانيم، تا هميشه

اتحادیه اروپا ۱۸۰ فرد و شرکت ایرانی را به لیست تحریم اضافه کرد

اتحادیه اروپا ۱۸۰ فرد و شرکت ایرانی را به لیست تحریم اضافه کرد

وزرای امور خارجه اتحادیه اروپا در نشستی در بروکسل گسترش تحریم های این اتحادیه به ۱۴۱ شرکت و ۳۹ شخص ایرانی را تصویب کردند. تحریم های جدید به دلیل خودداری مسئولان حکومت ایران از توقف فعالیت های حساس هسته ای اعمال شده است.

به نوشته بی‌بی‌سی، وزرای حاضر در نشست بروکسل همچنین توافق کرده اند که گفتگو در مورد اعمال تحریم علیه بخش های مالی، حمل و نقل و انرژی ایران را ادامه دهند. پیش تر دولت های فرانسه و بریتانیا اعلام کرده بودند که پیشنهاد تحریم خرید نفت از ایران را در این نشست مطرح خواهند کرد.

خبرنگار بی‌بی‌سی فارسی می گوید که حملات دو روز پیش به سفارتخانه و اقامتگاه دیپلمات های بریتانیا در تهران تأثیر ناخوشایندی بر حاضران در نشست داشته است. با این حال ویلیام هیگ، وزیر امور خارجه بریتانیا تأکید کرده است که تحریم های امروز مربوط به برنامه اتمی ایران است و ربطی به حمله به سفارت ندارد.

اتحادیه اروپا می گوید افرادی شامل تحریم های تازه شده اند که با برنامه اتمی این کشور ارتباط دارند یا قطعنامه های شورای امنیت را نقض کرده اند. این اتحادیه همچنین شرکت هایی را مشمول تحریم های تازه کرده است که از جمله با شرکت کشتیرانی جمهوری اسلامی ایران و سپاه پاسداران این کشور ارتباط داشته اند.

نام این افراد و شرکت ها قرار است فردا در ژورنال اتحادیه اروپا منتشر شود. وزرای امور خارجه کشورهای اتحادیه اروپا از ایران خواسته اند که به مذاکره معنادار در مورد برنامه اتمی خود بازگردد.

در پی انتشار گزارش تازه یوکیا آمانو، مدیرکل آژانس بین المللی انرژی اتمی که برای نخستین بار شامل جزئیاتی از جنبه های احتمالی نظامی برنامه اتمی ایران بود، موج تازه ای از تشدید تحریم ها علیه ایران آغاز شد. از جمله دولت آمریکا صنعت پتروشیمی ایران را تحریم کرد و دولت بریتانیا بانک مرکزی ایران را مشمول تحریم قرار داد.


--
دیکتاتورها باید از عاقبت قذافی عبرت بگیرنداعتراض به خشک شدن دریاچه ارومیه، رودخانه زاینده رود و ترک برداشتن سقف سی و سه پل اصفهان ارزش حمایت کامل را دارند

آیا برای آزادی موسوی و کروبی درخواست خودتان را ثبت کرده اید؟ اینجا
 سبز مي مانيم، تا هميشه

تظلم خواهی عبدالله مومنی از رهبر، وضع او را بدتر کرد

تظلم خواهی عبدالله مومنی از رهبر، وضع او را بدتر کرد 

همسر عبدالله مومنی می گوید، شکایت این زندانی سیاسی از بازجویان و قاضی مرتضوی و نامه او به رهبری وضعیت همسرش را بدتر کرده است.

عبدالله مومنی سخنگوی سازمان ادوار تحکیم وحدت حدود ۶۰۰ روز است که به مرخصی نیامده است. اودر روز ۳۰ خرداد ۸۸ در ستاد شهروند آزاد (حامیان مهدی کروبی) به طرز خشونت آمیزی دستگیر شد ونزدیک۱۰۰ روز را در انفرادی وبازجویی تحت شکنجه به سر برد.

مومنی در اسفند ۸۹ بعد از ۹ ماه زندان به مرخصی آمد و در طول مدت مرخصی بارها توسط بازجویانش احضار شد. بازجوها از او خواسته بودند که علیه رهبران جنبش سبز ودفتر تحکیم وحدت وجنبش دانشجویی در رسانه ها و دانشگاهها مصاحبه وسخنرانی کند، اما مومنی از پذیرش درخواست باز جوها سر باز زد و در مقابل خواسته های آنها مقاومت نمود وهمین باعث شد که او را دوباره به زندان باز گردانند.

عبدالله مومنی در این مدت دو بار دست به اعتصاب غذا زد.

مومنی در تابستان ۸۹ نیز نامه ای سرگشاده خطاب به علی خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی نوشت. او در آن نامه به شرح شکنجه های فوق طاقت بازجویانش در دوران انفرادی پرداخت، شکنجه هایی چون فرو بردن سر در کاسه توالت تا شکنجه های جسمی وروحی. این نامه بازتاب رسانه ای وعمومی گسترده ای یافت.

بعد از آن عبدالله مومنی، دبیر سابق دفتر تحکیم وحدت در اقدامی از بازجویانش و همچنین قاضی مرتضوی و قاضی صلواتی شکایت کرد. اما این بار نیز او بود که به خاطر نامه به رهبری و شکایت از بازجویانش در جایگاه متهم قرار گرفت و به اتهام (تشویش اذهان عمومی ونشر اکاذیب) دوباره تفهیم اتهام شد.

مومنی هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین مشغول گذراندن حکم ۵ سال زندان خود است.

فاطمه آدینه وند همسر آقای مومنی به وبسایت "کلمه" گفته است: آقای مومنی را دو نوبت برای مداوای گوش به بیمارستان آورده اند ولی مشکل شنوایی او هنوز به طور کامل بر طرف نشده است، او به علت شکنجه های دوران انفرادی پرده یک گوشش پاره شده و پرده گوش دیگرش دچار چسبیدگی شده است. ما امیدواریم که اجازه دهند که مداوای او ادامه پیدا کند، متاسفانه عبدالله از همان دوران انفرادی به علت نبود امکانات بهداشتی دچار مریضی پوستی نیز شده است که در مدت این ۳۰ ماه زندان بیشتر شده است و قارچهای پوستی او را آزار می دهند، اگر کمی انصاف در بین مسولین بود جهت مداوای گوش و بیماری پوستی به بیرون از زندان منتقلش می کردند زیرا به مراقبت نیاز دارد.

همسر مومنی افزود، عبدالله خودش می گوید که به علت نامه به رهبر به او مرخصی نمی دهند، من هم فکر می کنم علاوه بر آن نامه، شکایت از بازجویانش و قاضی مرتضوی بیشتر موثر بوده است. آنها با او لج کرده اند و مرخصی نمی دهند، البته متاسفم که به خاطر کینه شخصی حق او را ضایع می کنند. بعد از نوشتن نامه وضعیت عبدالله بدتر از قبل شده است.

 


--
دیکتاتورها باید از عاقبت قذافی عبرت بگیرنداعتراض به خشک شدن دریاچه ارومیه، رودخانه زاینده رود و ترک برداشتن سقف سی و سه پل اصفهان ارزش حمایت کامل را دارند

آیا برای آزادی موسوی و کروبی درخواست خودتان را ثبت کرده اید؟ اینجا
 سبز مي مانيم، تا هميشه

تعداد معترضان کشته شده در سوریه از۴ هزار نفر گذشت

تعداد معترضان کشته شده در سوریه از۴ هزار نفر گذشت

بررسیهای مستقل سازمان ملل نشان می دهد که تعداد کشته شدگان اعتراضات مردم سوریه علیه دولت بشار اسد به چهار هزار نفر رسیده است.

البته کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل شمار قربانیان سرکوب در سوریه را بیشتر از این تعداد می داند و در کنفرانسی خبری در ژنو در روز پنجشنبه گفته است: « ما این تعداد را چهار هزار نفر اعلام می کنیم. اما اطلاعاتی که به دست ما می رسد این است که خیلی بیشتر است. »

کمیسیون مستقل تحقیق روز دوشنبه گفت که نیروهای سوریه مرتکب جنایت علیه بشریت از جمله قتل و شکنجه کودکان شده اند که به دستور بالاترین مقام های حکومت این کشور بوده است.
این هیئت شواهدی را از ۲۳۳ شاهد عینی و آسیب دیدگان سرکوب ها جمع آوری کرد اما اجازه ورود به این کشور را نیافت.
آمار قبلی سازمان ملل از شمار قربانیان خشونت ها در سوریه ۳۵۰۰ نفر بود.
ناوی پیلای در مورد اینکه آیا شرایط سوریه با تعریف جنگ داخلی سازگار است گفت هنوز پاسخ این سوال را دقیقا نمی داند اما سوریه به آن سمت می رود.
روپرت کولویل سخنگوی کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل پس از آن گفت: "به راحتی نمی توان گفت که (اوضاع داخلی سوریه) در چه مقطعی تبدیل به جنگ داخلی می شود اما گزارش های بیشتر و بیشتری از مقاومت مسلحانه در برابر نیروهای دولتی دیده می شود و اوضاع آشکارا به آن سمت می رود."
کاترین اشتون مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا روز دوشنبه از شورای حقوق بشر خواست در روز جمعه تشکیل جلسه دهد.
پیش نویس قطعنامه اتحادیه اروپا "موارد سیستماتیک جدی نقض حقوق بشر" توسط مقام های سوریه را محکوم می کند و خواستار آن می شود که این یافته ها تحویل مجمع عمومی و شورای امنیت سازمان ملل شود.


--
دیکتاتورها باید از عاقبت قذافی عبرت بگیرنداعتراض به خشک شدن دریاچه ارومیه، رودخانه زاینده رود و ترک برداشتن سقف سی و سه پل اصفهان ارزش حمایت کامل را دارند

آیا برای آزادی موسوی و کروبی درخواست خودتان را ثبت کرده اید؟ اینجا
 سبز مي مانيم، تا هميشه

عبدالکریم سروش: امروز ضعیف‌ترین و ذلیل‌ترین قوه در ایران، قوهٔ قضائیه است

 امروز ضعیف‌ترین و ذلیل‌ترین قوه در ایران، قوهٔ قضائیه است

عبدالکریم سروش در یادداشتی که روز جمعه به نقل از وی در رسانه های ایرانی منتقد یا مخالف دولت منتشر شده است، ضمن انتقاد شدید از نحوه حکمرانی آیت الله خامنه ای رهبر جمهوری اسلامی بار دیگر بر استمرار راه معترضان نسبت به بازپس گیری رای شان در انتخابات ریاست جمهوری دور دهم تاکید کرده و قوه قضائیه را ذلیل ترین قوه در میان قوای سه گانه ایران دانسته است.

او در آخرین یادداشت خود می نویسد: « دولتیان به صد حیله و تقلب انتخاباتی برگزار می کنند و نمایندگانی دروغین را به مجلس شورا می فرستند تا قانونگزاری کنند. مااز این همه قلب و تزویر فریاد بر می‌آوریم و نفرت خود را از مجلسی ذلیل و دست نشانده وانتخاباتی آلوده به خیانت، آشکار می‌کنیم و رای خود را باز پس می‌‌طلبیم. »

با هم متن کامل نامه این اسلام پژوه سرشناس را می خوانیم: 

امروز در نظام‌های دمکراتیک، برهنه‌‌ترین آدمیان، پوششی از قانون و قضا در بردارند و در کنارشان پناهی و دستگاهی هست تا دست معترضان و متجاوزان را از دامنشان کوتاه کند.

گفته اند مردم سالاری زمام ناقه تاریخ را به دست دارد و واپسین بارانداز قافله تمدن است. اگرهم چنین نگوییم دست کم حق حاکمیت مردم در صدر خواسته ها و حقوق انسان مدرن قرار دارد.

مسلمانان و اعراب اینک به طاووس دلربای آزادی خوش آمد می‌‌گویند و اژدهای جرار استبداد را در پای می‌‌مالند. روزگار مبارکی است. دیکتاتور‌ها به جهنّم می روند و درهای بهشت به روی سوختگان ستم باز می‌‌شود. ایرانیان آغازگر بودند، اما دردمندانه ناکام ماندند و عفریت خود کامگی دوباره بر آنان چیره شد. اینک نوبت تونس و مصر و لیبی‌ و یمن و سپس سوریه و ... است که بساط عدالت بگسترند و حصار اسارت بشکنند. رویایی خوش است: دیوان ستم در بند و فرشتگان عدالت در پرواز.

اما اگر این رویای شیرین مردم سالاری و آزادی پروری‌ در انتخابات ختم و خلاصه شود، رویایی ناکام خواهد بود. ماشرق نشینان چندان از خودکامگی خود کامگان گزیده شده ایم که آزادی را در زوال شب تیره خودرایی و طلوع خورشید مردم سالاری واراده جمعی‌ و انتخابات عمومی‌ و همه پرسی‌ می بینیم. گزینش آزاد نمایندگان مردم را در قوای مقننه و مجریه، اوج کمال و قله اعتلای دموکراسی به شمار می‌‌آوریم و همین که کشوری و ملتی‌ به انتخابات آزاد روی می‌‌آورد، آسوده خاطر می‌شویم که مبارزاتشان کامروا شده و اختناق بر افتاده ورجعت استبداد نا ممکن گردیده است. لکن در این میان ،حقیقتی فربه مغفول می‌‌ماند وآن نقش عظیم قوهٔ قضائیه در تحکیم مردم سالاری و احقاق حقوق شهروندی و پشتیبانی‌ از قانون و رواج مدنیت و بسط عدالت و تثبیت حرّیت است.

فربهی این حقیقت تا آن جاست که می‌‌توان قضا را قلب مردم سالاری ومجلس نمایندگان را قالب آن خواند و پیداست که قالب را قبله کردن و از قلب غافل ماندن به نظمی مقلوب خواهدانجامید.

به ایران امروز بنگریم. دولتیان به صد حیله و تقلب انتخاباتی برگزار می کنند و نمایندگانی دروغین را به مجلس شورا می فرستند تا قانونگزاری کنند. مااز این همه قلب و تزویر فریاد بر می‌آوریم و نفرت خود را از مجلسی ذلیل و دست نشانده وانتخاباتی آلوده به خیانت، آشکار می‌کنیم و رای خود را باز پس می‌‌طلبیم.

کشته‌ها می دهیم و جفا‌ها می‌بریم و جوانانمان سر از شکنجه گاه‌ها در می‌آورند و داغ تجاوز و تطاول بر تن، ملول و افسرده به گوشه بیمارستان ها و تیمارستان ها می خزند. این همه بها و هزینه می پردازیم تا مجلسی عزت مند ، قانون گزارانی منتخب و قوانینی گره گشا و حق مدار و عدالت گسترداشته باشیم. آیا نباید از خود بپرسیم که اگر قضایی کار ساز و قضاتی مستقل و نیرو مند داشتیم، حاجت به این همه هزینه دادن نبود و اگر کارگزاران دستگاه قضا چندان حشمت و مهابت داشتند که در دل خائنان رعب افکنند و کیفر ناراستی هاشان را بدهند و رسوای خاص و عامشان کنند و داد ستم دیدگان راازآنان بستانند، چنان سمومی بر این گلستان نمی‌‌وزید و چنان گرهی در کار سیاست نمی‌‌افتاد و آتش چنان خسرانی دل های مردم را بریان نمی کرد؟

روزی رهبر ایران گفته بود مردم باید از حکومت بترسند. بلی باید بترسند، اما نه از پلیس، نه از رهبر، نه از شکنجه گران و بازجویان و شبیخون زنان و جاسوسان و قانون شکنان. بلکه از دادگاه و دستگاه قضا. رهبر هم باید از آن حساب ببرد، شکنجه گران هم، مجلسیان هم.

امروز ضعیف‌ترین و ذلیل‌ترین قوه در ایران، قوهٔ قضائیه است. اگر مجلس دست نشانده است، قضا از آن هم دست نشانده تر است و اگر اقتداری برای تحکیم قانون و مردم سالاری لازم است، آن اقتدار قضا است. باور نمی‌توان کرد دیوان قضا رنجور و ناتوان باشد و مردم سالاری توانا و چالاک.

ذلّت قانون و قضا امروز به حدی است که شکایت از رهبر و جلب او به دادگاه در مخیله احدی از مردم ایران خطور نمی کند و با این همه حاکمان جائر ما، ادّعای ولایت و عدالت علوی دارند و شب و روز در مساجد و منابر در گوش مردم می خوانند که یک نامسلمان، علی‌ خلیفه مسلمانان را نزد قاضی برد و پیروز بیرون آمد.

رهبر که جای خود دارد، گذر هیچ یک از روحانیون ولایت فروش و حاشیه نشین دربار رهبری هم هیچ گاه به هیچ دادگاهی نمی‌‌افتد و محکوم هیچ حکمی نمی شوند، مصونیتشان آهنین است و با این همه اصغر و اکبر که روزان و شبان از آنان ریزان وروان است، طهارتشان باطل نمی‌شود !

کار به جایی رسیده که چون روز‌های آغازین مشروطه طلبی، بایددوباره چراغ شجاعت به دست، دنبال عدالت خانه بگردیم .

ما عدالت را در آزادی تفسیر و طلب کردیم. اما درست این است که آزادی را در عدالت تفسیر و طلب کنیم. منکر عدالت نبودیم، اما چنان که باید به آن ارج ننهادیم. قالب را گرفتیم و قلب را فرو نهادیم، واینک نه قلبمان کار می‌کند نه قالبمان، نه دل خوش داریم نه تن‌ خوش .

ما فراموش کردیم که در یک نظام استبدادی اولین عضوی که از کار می‌‌افتد قلب قضاوت گر آن است و با قلبی چنان علیل و ذلیل، داشتن پیکری نیرومند و برومند، خیالی خام و خنده آور است. ما قالب را دارو می کردیم و از بیماری دل غافل بودیم:

دید از زاریش کو زار دل است
تن‌ خوش است و او گرفتار دل است

گفت هر دارو که ایشان کرده اند
آن عمارت نیست ویران کرده اند

آن چه شگفتی را صد چندان می کند تزویر دیانت فروشان ماست که تجربه جهانیان را به هیچ می گیرند و همه چیز را در اسلام جستجو می کنند و علی رغم تاکیدات اسلامی، برای قوه قضاییه استقلالی به جا ننهاده اند.

چیزی از انقلاب نگذشته بود که همه دیدیم و دانستیم روحانیان نه به آزادی عقیده دارند نه به انتخاب. نه برای این گریبان چاک می کنند، نه برای آن. هردو رادستاورد لیبرالیسم اباحه گر وبی اخلاق می دانند. دانستیم آنان با تکالیف آشناترند تا با حقوق. دانستیم که در همه دفاتر فقه به قدر نیم فصل بل نیم برگ به حقوق مردم اشارتی نرفته است و فارغ التحصیلان مدرسه قم و نجف به فلسفه و حقوق مدرن اهتمام و اعتنایی ندارند و ایدآل واوتوپیای خود رادر جوامع تکلیف مدار و استبداد پرور پیشامدرن طلب می کنند و فقط از سراضطرار و برای زینت سیاست است که به زائدۀ فاسدۀ فرهنگ غرب یعنی پارلمان! گردن نهاده اند.

پیامبر شناسی شان هم براین قاعده است: یکی از مردودین انتخابات به فقیهی ازفقیهان شورای نگهبان تظلم برده بود و گفته بود اگر داد مرا امروز ندهی شکایت تو رافردای قیامت نزد خاتم الانبیاء خواهم برد. آن فقیه تبسمی کرده بود وباصراحت گفته بود خیالت را راحت کنم: حضرت خاتم الانبیاء نه به آزادی عقیده دارند نه به انتخاب.

ما این ها را اندک اندک کشف و باور کردیم ودست از همکاری شستیم. آن چه باور کردنی نبود بلایی بود که در این نظام اسلامی بر سر قوۀقضائیه آوردند. اگر در هیچ یک از دفاتر فقه سخنی از آزادی و انتخاب و شورا نمی رود و اگر فقیهان به گشودن گره های فقهی این مقولات همتی نگماشته اند، در عوض دفتری فربه در باب قضا و مظالم درفقه هست و فقیهان مسلمان مفتخرند که دراین مسئله داد تفقه داده اند ودر باب قضا عادلانه باریک اندیشی های نغز ومبتکرانه کرده اند. استقلال قاضی، شاه بیت و بیت القصیدۀ آراء آنان است و به حقیقت درپاره ای از ادوار خلافت اسلامی، چنان قاضیانی به ندرت درخشیده اند و دولت مستعجل داشته اند. اما چه باید گفت در باب نظام ولایت که از بیخ و بن قضائی و قانونی بر جای ننهاده است. اگر قوای مقننه و مجریه خفته اند قوۀقضائیه پاک مرده است. اگرآن ها ضعیف اند این یکی ذلیل است واگر آن ها یرقان دارند این یکی سرطان دارد و البته "ماهی از سر گنده گردد نی ز دم."

قوۀقضائیه ای که باید پناهگاه مردم باشد حالا چنان شده که مردم بایداز شرور آن به خدا پناه ببرند. عشوه ها و رشوه های صاحب دولتان، قضاوت را پاک از اثرانداخته است. امنیت ستانان در کمال امنیت بسر می برند وقاتلان، روز روشن نویسندگان وروشنفکران را سر می برند و شب آسوده می خوابند. بسیجیان درکمال قساوت دست و پای دانشچویان رامی شکنند و دست مریزاد می شنوند و شکنجه گران تجاوز می کنند و جایزه می گیرند. قهرمانان را به حبس وحصر می برند و قوه قضاییه را خواب مرگ برده است.

مزدوران ولایت هم این جا و آن جادر جهان روانند تا برای "نامسلمانان"اثبات کنندکه حقوق مردم در جمهوری اسلامی مراعات می شود و جای هیچ نگرانی نیست و قاضیان منصوب رهبری، فرمان برداران عمله استبداد و مأموران خفیه ولایت نیستند! و عجب این است که مصلحان هم گریبان قضا رارها کرده اند وفقط بر طبل آزادی انتخابات می کوبند.

در کشورهای نوآزادی یافته مسلمان نیزهمچنان سخن از انتخابات و پارلمان می رود. گویا اگر نمایندگانی چند آزادانه به مجلس راه یابند، درهای دموکراسی به روی مردم گشوده خواهد شد و عطر عدالت فضای سیاست را خوشبو خواهد کرد. پیروزی احزاب مسلمان در انتخابات اخیر چند کشور ودرخشش ستاره اقبالشان، آتش این تصور را تیز تر کرده است.

کمترکسی از قوت و صحت قضا سخن می گوید و کمتر کسی از استقلال قوه قضائیه یاد می کند که سرچشمه و قائمه و گرانیگاه مردم سالاری است.

روی سخن من با شماست. پیام و پیشنهاد من به عزیزانی که به تازگی شاهد آزادی را در آغوش کشیده اند و از دست اهریمن استبداد گریخته اند، این است که همه همُ خودرادرامر سیاست معطوف به نمایندگی پارلمان نکنند. سهمی هم برای عزت دادن و استقلال بخشیدن به قوۀ قضائیه بگذارند و بدانند ذلت قضا قوت استبداد است وقوت قضا ذلت استبداد، واین اسم اعظم است که آن دیو را فراری خواهدداد وجز در پناه یک دستگاه قضایی نیرومند و مستقل و پشتیبان قانون که تکیه گاهش مردم وتکیه گاه مردم باشد، مردمسالاری قوت و استمرار نخواهد یافت.

آن ها هم که به اسلامی کردن حکومت و اجرای شریعت می‌‌اندیشند و از لیبرالیسم و سکولاریسم، هیولایی ساخته اند، بدانند که استقلال قضا ازمحکمات و مسلمات احکام فقهی‌ است و ربطی‌ به لیبرالیسم و سکولاریسم ندارد و اهتمام ورزیدن به آن هم خدا پسندانه است هم انسان پسندانه، هم حسن عاقبت دنیوی دارد هم حسن مثوبت اخروی.

پیشنهاد دیگری هم دارم. اگر اصرار بر حاکمیت آراء عمومی‌ و نفی خود رایی است(که رایی نیکوست)، چرا مقامات ارشدو مؤثر قوه قضائیه را انتخابی نکنید و ماده مبارکه یی را درین باب در قانون اساسی نگنجانید؟ تاداورانی کاردان و دادگر و امین بر مسند قضا تکیه زنندکه منصوب و حرف شنو حکومت نباشند و به پشتیبانی‌ اراده و رای مردم، در مقابل بیداد گری و قانون شکنی‌های دولت مردان بایستند و آنان را به چوبدستی عدالت ادب کنند ؟

برگزاری انتخابات آزاد در غرب و رفت وآمد صدر اعظم‌ها را دیدن و فریفته غوغای مجلسیان و هیاهوی رسانه‌‌ها شدن و آن راعین دموکراسی و جلوه گاه تام آزادی دانستن و دستگاه قضایی را که حافظ و ضامن این نظم استواراست در وراء امور ندیدن، شرط سیاست ورزی مدبرانه نیست.

می دانم که دو پرسش خطیر خاطر خرم خواننده را می خلد: نخست این که قضای نیرومند فقط عدالت قضایی را تأمین می کند، در حالی که ما به عدالت توزیعی هم نیازمندیم و این مهم جز به مدد پارلمانی نیرومند بر نمی آید.

پاسخ این است که بلی همین طور است. مردمسالاری هم قانون منصفانه می خواهد هم اجرا و پشتیبانی شجاعانه و قوه قضاییه فقط عهده دار فصل خصومات وتادیب مجرمان وخاینان است، لکن اگر قضا نباشد همان قوانین منصفانه توزیعی هم راه به دهی نخواهد برد و به دست خاینان بر خاک هلاک خواهد افتاد. مردمسالاری سقفی ست نشسته بر ستون های بسیار، سخت افزاری ونرم افزاری .و در عرصه نرم‌افزاری، اینک قوه قضاییه است که بیش از همه مغفول ومظلوم افتاده و محتاج روحی مسیحایی است تا دوباره جان بگیرد وجان خاینان را بگیرد.

آیا انتخابی کردن این قوه همان نفخه عیسوی است؟ اختلاف درین مساله کم نیست و کم ترین شبهه آن است که قضارا نباید به آفت پوپولیسم وتوقعات متغیر ومتفرق عامه مبتلا کرد.

توضیح من آن است که مگر قانونگزاری امری کم ارج است که آن را به دست انتخاب عام می سپاریم؟ دنیای اسلام که دیریست با اژدهای استبداد زیسته بهتراست برای رهایی کامل از وحشت این هیولا همه پنجره های انتخاب را بگشاید و حاکمیت مردم را در همه شؤون تحقق بخشد و برای آن آفت پرمخافت هم تدبیری بجوید تا راه را بربازگشت اژدها ببندد و طالبان انصاف وعدالت را ناکام نگذارد.

پرسش دوم این که آن قضای نیرومند جانب کدام قوانین را خواهد گرفت و آیا در جامعه یی اسلامی، فی المثل، فَتوا به سنگسار زانی و قتل مرتد خواهدداد؟

پاسخ کوتاه من (پاسخ بلند رادرآثاردیگر خود آورده ام) آن است که

اولا دستگاه قضا، مرجعیت را ازهر نهاد دیگری خواهد گرفت و دیگر هیچ مرجع دینی وغیر دینی هوس نخواهد کرد ریختن خون هیچ انسانی رابه هیچ دستاویزی مباح کند (چنان که درفتوای اخیر آقای لنکرانی درباب قتل نویسنده آذری دیدیم و به خصوص در هلهله های شهرت طلبانه وفرصت طلبانه وجاه طلبانه آقا زاده اش...)

ثانیاً وقت آن است که مسلمانان ورهبران فکری ودینی شان به حکم این اصل متین دینی وفرا دینی، گردن نهند که «آن چه را بر خود روا نمی دارند بر دیگران هم روا ندارند» وقضا وتقنین را با بیانیه حقوق بشر که مورد اتفاق عقلای عالم است هماهنگی بخشند و دست از تبعیض بشویند وهمگان را به یک چشم ببینند ودین ورزی را کمتر در فقه و بیشتر درفضیلت و معرفت وتجربت دینی طلب کنند و غنای معنویت را به قشریت شریعت نفروشند. روحانیان نیزچهره متبسم اسلام باشند و قدر قدرت نرم خود را بدانند وهوس قدرت سخت نکنند و عنصر فربه حق را در فقه تکلیف مدار کهن راه دهند و چاره همه مشکلات راازدین طلب نکنند و راه گره گشایی های مستقل عقلانی را باز بگذارند و دل قوی دارند که آفتاب حقیقت غروب نخواهد کرد.

نامؤمنان نیز آزادی را خرج خصومت با دین نکنند، طعن دردیانت نزنند، برمقدسات نتازند، به امر خطیر گفتگو اهتمام ورزند و حرمت آرند تا حرمت برند.

دنیای اسلام به دینی پلورالیست ومینیمالیست و جامعه یی پست سکولار و پست تیوکراتیک با قضایی وقانونی نیرومند نیازمندست تا سعادت همگانرا تأمین کند.و مؤمنان و غیرمؤمنان در ساختن آن باید مشارکت یکسان ورزند.

-------------------------------------------.

مورخان آورده اند وقتی پیامبر اکرم دختر حاتم طایی رادر خیل اسیران جنگی دید که برهنه‌ است، عبای خود را بر وی افکند تا او را بپوشاند، اقبال لاهوری می‌‌آورد:

ما از آن خاتون طی‌ُ عریان تریم

پیش اقوام جهان بی‌ چادریم

بلی، دنیای اسلام امروز بی‌ چادر و بی‌ سپرست. ملت‌های ما پوششی و پناهی از قضا و قانون ندارند و در مقابل تجاوزاستبداد درونی بی‌ دفاع و بی‌ حفاظ مانده اند. آب حیات ما در خاک کوی قضا و قانون است.

با کسب رخصت از خواجه شیراز، شعر اورا چنین می آورم:

قضا به چشم من انداخت خاکی از کویش

که آب زندگی ام در نظر نمی‌آید

مگر بروی دلارای یار ما، ورنه

به هیچ وجه دگر کار بر نمی‌آید

عبدالکریم سروش

آذر ماه 1390


--
دیکتاتورها باید از عاقبت قذافی عبرت بگیرنداعتراض به خشک شدن دریاچه ارومیه، رودخانه زاینده رود و ترک برداشتن سقف سی و سه پل اصفهان ارزش حمایت کامل را دارند

آیا برای آزادی موسوی و کروبی درخواست خودتان را ثبت کرده اید؟ اینجا
 سبز مي مانيم، تا هميشه

خبر فوري / هشدار سعيد حجاريان در خصوص وضعيت ميرحسين موسوي


خبر فوري / هشدار سعيد حجاريان در خصوص وضعيت ميرحسين موسوي

یادداشت سعید حجاریان در تمجید از مقاومت تاج زاده و هشدار درباره وضعیت میرحسین

 

چکیده :سعید حجاریان، فعال و تحلیل گر سیاسی در یادداشتی ضمن تمجید از مقاومت سیدمصطفی تاج زاده، از اخبار کذبی که در برخی سایت های وابسته به جناح حاکمیت مبنی بر ابتلای میرحسین موسوی به بیماری های لاعلاج منتشر شده، ابراز نگرانی کرد....

 

 سعید حجاریان، فعال و تحلیل گر سیاسی در یادداشتی ضمن تمجید از مقاومت سیدمصطفی تاج زاده، از اخبار کذبی که در برخی سایت های وابسته به جناح حاکمیت مبنی بر ابتلای میرحسین موسوی به بیماری های لاعلاج منتشر شده، ابراز نگرانی کرد.

 

ابراز نگرانی و هشدار مدیر مسئول روزنامه توقیف شده صبح امروز از آن رو حائز اهمیت است که او خود یکی از متخصصان و کارشناسان زبده مسائل امنیتی در کشور است.

 

سعید حجاریان تاکید کرده است که این نوع خبر دهی بسیار هشدار دهنده است و من امیدوارم که با تکذیب مقامات مسوول زمینه تکرار چنین اقداماتی از بین برود.

 

به گزارش کلمه، نایب رییس اولین دوره شورای شهر تهران در بخشی از یادداشت خود آورده است: از اقدامات جانانه و بیادماندنی او در این زمینه، دفاع از مردم تهران در انتخابات مجلس ششم است که تا امروز حاضر به تایید پایمال شدن حق برخی از کاندیداها و ورود ناحق برخی دیگر نشده است و قصه این کش و قوس تا امروز ادامه دارد که همگان از آن خبر دارند.

 

متن کامل این یادداشت که در اختیار کلمه قرار گرفته به شرح زیر است:

 

حبس چنین خواجه نه کاریست خرد

 

در حالی پنجاه و پنجمین زادروز برادر عزیزمان مصطفی را جشن میگیریم که بیش از سی ماه از حبس غیر قانونی او می گذرد. سابقه بیش از سه دهه همکاری و رفاقت با مصطفی، خاطرات و یادگارهای تلخ و شیرین فراوانی به همراه داشته است که در زیر به نمونه هایی از آنها خواهیم پرداخت. برای من این دوستی و همکاری همواره مایه افتخار بوده و امیدوارم که با استخلاص وی توفیق تداوم آن را داشته باشم.

 

در این روزها که مصادف است با عید غدیر خم و طبعا یادآوری سادات بزرگوار که مصطفی عزیز هم از همین سلاله پاک است، جای دارد ذکری هم از برادر بزرگوار در حصرمان مهندس میرحسین موسوی داشته باشیم. متاسفانه طی هفته های گذشته خبری بهت آور و نگران کننده بر روی خروجی برخی سایت های وابسته به جناح حاکم مبنی بر ابتلای آقای مهندس موسوی به بیماری لاعلاج و نا امیدی اطبا از معالجه ایشان قرار گرفت. لازم می بینم که نگرانی شدید خود را از این نوع خبردهی که ضمن غیر اخلاقی بودن بسیار نگران کننده و هشدار دهنده نیز است ابراز کنم. امیدوارم که با تکذیب مقامات مسوول زمینه تکرار چنین اقداماتی از بین برود و از التهاب آفرینی بیش از این در جامعه جلوگیری شود.

 

حال به ذکر چند مورد از ویژگی های بارز مصطفی می پردازم. لابد اگر کسی بخواهد مصطفی را بر اساس تبلیغات دیداری و نوشتاری رسمی بشناسد، وی را فردی بی دین و عامل بیگانه می داند. اما من که سالها است با وی آشنا هستم شهادت می دهم که در تدوین و عرق مذهبی هیچ کم از مدعیان و حتی بعضی اوتاد ندارد.

 

در سال های پس از پیروزی انقلاب دوستان با مصطفی در مورد اسم فامیل او شوخی می کردند و به او می گفتند که این "تاج" منحوس را از سرت بردار. البته او هم با حاضر جوابی همیشگی اش پاسخ می داد که این تاج، "تاج سیادت" اسات و با "تاج کیانی" تفاوت دارد. مصطفی انسانی وارسته و متخلق به اخلاق حسنه و بسیار حساس به حق الله و حق الناس است. موارد بسیاری سراغ دارم که او برای حفظ شعائر، سختی های بسیاری را بر جان خریده و هیچ گاه از مسیرهای میان بری که بعضا علما هم توصیه می کردند استفاده نمی کرد. لذا معتقدم که یکی از وجوه کمتر شناخته شده شخصیت مصطفی میزان پایبندی او به دستورات دینی است که کمتر برای جامعه و دوستاران او شناخته شده است که این هم ناشی از منش ها و ملکات و سجایای اخلاقی اوست، اما وظیفه ماست که این ویژگی او را تذکر دهیم. علاوه بر این، مصطفی بسیار مردم دار و خوش برخورد است و جزو کسانی است که انسان از هم صحبتی با او سیر نمی شود. شاید علاقه ی وی به "دوتوکویل" روحیه دموکراسی خواهی وی را برجسته کرده است که با همگان سر می کند.

 

مصطفی حقیقتا ضمن اعتقاد نظری به دموکراسی، در زندگی فردی و اجتماعی اش به آن عامل نیز است. زمانی هم که پیش از انقلاب در خارج از کشور با تعدادی از دوستانش گروهی را تشکیل دادند، تنوع فکری و سیاسی فراوانی در بین هم گروهی هایش دیده می شد، به نحوی که پس از پیروزی انقلاب آنها در گروه های سیاسی متنوعی و بعضا رقیب عضو شدند.

 

همچنین مصطفی انسانی بسیار شاد و بذله گوست. صدای خنده او پیش از خود او وارد می شود. هر که با او معاشرت دارد ناگزیر از خندیدن است. به یاد دارم زمانی را که در دانشکده حقوق و علوم سیاسی به اتفاق با مرحوم دکتر قاضی کلاس حقوق اساسی داشتیم. مرحوم استاد، فردی بسیار شق و رق و حتی تا حدی عبوس بود. اما او نیز تاب مقاومت در برابر شوخی های مصطفی را نداشت و به خنده می افتاد. من هیچ وقت در مصطفی افسردگی ندیده ام که این ناشی از امید و ایمان نیرومند او به راهیست که انتخاب کرده است. از دیگر خصائل نیک مصطفی پایمردی او بر اصول و آرمان هایش است. از اقدامات جانانه و بیادماندنی او در این زمینه، دفاع مردم تهران در انتخابات مجلس ششم است که تا امروز حاضر به تایید پایمال شدن حق برخی از کاندیداها و ورود ناحق برخی دیگر نشده است و قصه این کش و قوس تا امروز ادامه دارد که همگان از آن خبر دارند. در قصه انتخابات دور اول شوراها هم مقاومت مصطفی در برابر رد صلاحیت غیر قانونی برخی از داوطلبان از جمله بنده و آقای نوری توسط هیات نظارت بر انتخابات و قرار دادن نام ما در لیست نامزدها در حوزه های انتخابیه به هر زحمتی که بود از دیگر اقدامات بیاد ماندنی اوست.

 

در سال های پس از خروج کامل اصلاح طلبان از حکومت نیز مصطفی تبدیل به یک نیروی کاملا حرفه ایی سیاسی شد، البته یک نیروی حرفه ایی بی مزد و مواجب. از صبح زود که از خواب بر می خاست تا پاسی از شب، مشغول انجام فعالیت های سیاسی، مطبوعاتی و تشکیلاتی بود. حجم گسترده مقالات و مصاحبه ها، سخنرانی ها و جلسات کاری مصطفی در طول روز، درحالی که حلقه فشار بر او تنگ تر میشد، نشان از اعتقاد راسخ او به راهی داشت که در پیش گرفته بود.

 

اکنون هم که او بیش از دو سال است که دور از ما و در حال سپری کردن دوران محکومیت غیرقانونی خود است ما کمابیش از تحلیل ها و نقطه نظرات او بهره مند می شویم. امیدوار هستم که با پایان هرچه زودتر این دوران، مصطفی و سایر رفقای عزیز دربندمان به آغوش خانواده و دوستان خود بازگردند و ما نیز از وجود گرانقدر این بزرگواران بیش از بیش بهره مند گردیم؛ انشاء الله.

 

سعید حجاریان


--
دیکتاتورها باید از عاقبت قذافی عبرت بگیرنداعتراض به خشک شدن دریاچه ارومیه، رودخانه زاینده رود و ترک برداشتن سقف سی و سه پل اصفهان ارزش حمایت کامل را دارند

آیا برای آزادی موسوی و کروبی درخواست خودتان را ثبت کرده اید؟ اینجا
 سبز مي مانيم، تا هميشه