نمایندگان واقعی مردم ایران یا در زندانند و یا در حصر خانگی
افتخار ایران ،نماینده مردم کردستان ، روناک صفارزاده

تحریم فعال؛ راهبرد جنبش سبز در انتخابات
آیا برای آزادی موسوی و کروبی درخواست خودتان را ثبت کرده اید؟ اینجا
سبز مي مانيم، تا هميشه
اطلاعات و اخبار اعتراضات مدنی ایران در ارتباط با انتخابات ریاست جمهوری



دکتر محمد تقی کروبی
وَلا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَکْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُون
رعایت حرمت افراد بویژه بزرگان را از پدر آموخته ام ، چنین کرده ام و خواهم کرد. اما این به معنای نادیده گرفتن سخن نادرست و توهین آمیز افرادی نیست که برای برخورداری مستمر از مزایای حکومتی، مردم و بزرگان را دشمن و ظلم های صورت گرفته را عدالت و انصاف می نامند. آقای مهدوی کنی از زمان اعطای مسند ریاست خبرگان مواضع عجیبی اتخاذ می کنند که از آنجمله می توان به بیانیه مرتبط با جشن حکومتی ۹ دی اشاره کرد. ایشان در این بیانیه رهبران جنبش اعتراضی را در مرز "بغی" قرار داده و مدعی شدند این دو عزیز "با ژنرالها و افسران جنگ نرم دشمن همراهی کردند و از سوی مردم لقب ساکتین و مردودین را گرفتند." آیت الله کنی ظلم ها و فشارهای بی حد و حصر ۳۰ ماه گذشته را کتمان و مدعی انصاف،عدالت و صبوری حکومت با این عزیزان در حبس شده است. بازخوانی بخشی از خاطرات پدرم کمک به آشنائی با روحیات ایشان در سال های اول انقلاب که این روزها شباهتی بسیار با ادبیات جناب شجونی پیدا کرده است، می کند. پدر در بخشی از خاطرات روزهای ترور می گوید:
"… بعد از حوادث تلخ و ترور های مستمر منافقین که منجر به شهادت آیت الله دکتر بهشتی، محمد منتظری و بیش از نزدیک به ۷۰ نفر از بهترین نیروهای نظام شد، آیت الله اردبیلی با ناراحتی نقل کردند که آقای مهدوی کنی پیشنهاد دادند گروهی برای مذاکره با مسعود رجوی تعیین شوند تا بخشی از قدرت را به وی واگذار کنند تا ماجرا تمام شود. "
عجبا، در روزهایی که گروهک تروریستی به قیام مسلحانه اقدام و در نقاط مختلف تهران بمب گذاری می کردند و صادق ترین نیروهای این کشور را در کنار شهروندان عادی به خاک و خون می کشیدند، ایشان پیشنهاد واگذاری قدرت به سرکرده گروهک تروریستی را مطرح کردند و امروز در کسوت رئیس مجلس خبرگان به جای استجابت صدای حق طلبانه مردم معترض، آنان را بی بصیرت نامیده و صادق ترین یاران مردم و کشور را در مرز "بغی" قرار می دهند.
در این باب در قرآن کریم می خوانیم:
إِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّى تَفِیءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءتْ فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِین .
و اگر دو طایفه از مؤمنان با هم بجنگند میان آن دو را اصلاح دهید و اگر [باز] یکى از آن دو بر دیگرى تعدى کرد با آن [طایفهاى] که تعدى مىکند بجنگید تا به فرمان خدا بازگردد پس اگر باز گشت میان آنها را دادگرانه سازش دهید و عدالت کنید که خدا دادگران را دوست مىدارد.
والباغی هومن خرج علی امام عادل و قاتله و منع تسلیم الحق.
در فقه اسلامی باغی کسی است که به قیام مسلحانه علیه امام عادل مبادرت و مانع سپردن حق به او گردد. قصد ورود ماهوی به این بحث را ندارم و از سایر شروط دیگر حدیث می گذرم اما دوست دارم بدانم ایشان با چه ضابطه ای اعتراض مسالمت آمیز مردم نسبت به دروغ و خیانت و نهی از منکر را قیام مسلحانه تعبیر کردند. ریشه این تحول عجیب و غریب در نگرش اخیر ایشان چیست؟ چگونه نگرشی که قائل به تقسیم قدرت با سازمان مجاهدین خلق در اوج خیانت و بمب گذاری بوده امروز حرکت مسالمت آمیز مردم در مطالبه حقوق قانونی شان، مصرح در قانون اساسی را مرز تحقق جرم بغی خطاب می کند و از ترحم و صبوری با بغات سخن می گوید. دوست دارم باور کنم که ایشان ندیده اند و نشنیده اند دستگاه های امنیتی و نظامی در ۳۰ ماه گذشته چه بلایی بر سر معترضین نازل کرده اند. اما مگر می شود در این دنیا بود و فیلم جان دادن فرزندان این سرزمین را در خرداد و عاشورا ندید؟ مگر می شود در قید حیات بود و فریاد تظلم خواهی نخبگان کشور را از زندان های رسمی و غیر رسمی نشنید.
به درستی به بصیرت اشاره کرده اند اما نگفته اند که برخلاف حاکمان که این روزها دولت مستقر را جریان انحرافی می نامند، مردم شجاع و باهوش ایران با بصیرت کم نظیر خود راه تغییر دولت بر آمده از دروغ و تزویر را در روشی دموکراتیک و در صندوق های رای جستجو کردند. جستجویی که برای آنان بهایی خونین در کف خیابان ها و زندان ها داشته و دارد. از دورغ و تزویر و مکر گفته اید در حالی که بهتر از هر کس میدانید که مبنای حکومت بر دروغ، تزویر و مکر استوار گردیده و فساد و تباهی ارکان حکومت را فرا گرفته و دستاورد سه دهه تلاش را یکباره بر باد داده است.
نزدیک به ۱۱ ماه است که پدر و مهندس موسوی بدون محاکمه و طی کردن تشریفات قانونی در حبس غیر قانونی قرار گرفته اند و از حقوق اولیه یک زندانی عادی هم محروم هستند. بیش از ۶ ماه است که پدرم در انفرادی هستند و اجازه ماندن به مادرم داده نمی شود، فکر می کنید کم است، دستور تشدید صادر نمائید و مطمئن باشید در اراده او خللی ایجاد نمی شود، اما لطفا از انصاف و عدالت و صبوری سخن بر زبان نرانید. مزید اطلاع شما و دیگران دوست دارم خاطره ای را بازگو کنم. فردای روزی که در قزوین نیروهای سپاه به ماشین پدرم شلیک کردند، به منزل عزیز اندیشمند و فعال حقوق بشری آقای عماد باقی که در آن زمان در زندان بودند می رفتیم. در مسیر نگرانی خانواده و دوستان از برخورد خشونت آمیز حکومت و پیام شلیک چند گلوله را به ایشان انتقال دادیم، در پاسخ گفتند مسیر پر تلاطم و ناهموار است، من خود را برای هر برخوردی آماده کردم، من نمی توانم نسبت به این ظلم ها و خیانت ها به خون شهدا و مردم بی تفاوت بمانم و عافیت طلبی پیشه کنم. شاید برخی بتوانند اما من برای متاع ناچیز این دنیا آخرت خود را ویران نخواهم کرد و به مردم خیانت نخواهم کرد. مناسب دیدم متن زیر که نقلی مستقیم از نامه بهمن ماه ۱۳۸۸ پدرم است را در این نوشتار ذکر کنم.
"… من می توانستم از آنچه بر ملک و ملت می گذرد، سخنی نگویم و دلشاد و سرخوش از گنجینه خاطرات گذشته ام آرام و بی دغدغه اندوخته اسلامی و انقلابی و مردمی پنجاه ساله خود را در معرض حراج گذاشته و در قبال فروش آن، زندگی آسوده ای را فراهم کرده و مورد احترام ارباب قدرت قرار گیرم. ولی چنین رفتاری از جوانمردی و مسلمانی به دور است و من حیات و ممات خود را متعلق به اسلام، ایران و مردم می دانم. بزرگترین افتخار من این است که بنده خدا، فرزند ایران و سرباز مردم بوده و خواهم بود، لذا سکوت و یا جدایی از مردم و بی توجهی به منافع ملی را نه تنها جفا دانسته بلکه با تاکید بر ارزش های دینی و آرمان های بلند مردم و امام، متبلور در قانون اساسی به دفاع از حقوق شرعی و قانونی و آزادی های مشروع مردم پرداخته وخواهم پرداخت."
آیت الله کنی در بخشی دیگر از بیانیه خود توصیه کرده اند که " اینجانب از باب خیرخواهی به آنها میگویم تا فرصت باقی است به دامن ملت برگردند" . ای عزیز سخن برخی از دوستان تند و بی تدبیر خود را بخوانید تا بیشتر به محبوبیت این دو عزیز نزد ملت پی ببرید. آنان بر خلاف حاکمیت که با جو رعب و وحشت به تسخیر فیزیکی مشغول هستند، به تسخیر قلب ها پرداخته اند. اجازه دهید من بعنوان فرزندی کوچک و علاقمند به شما متقابلا و از سر خیر خواهی از جنابعالی که در شرائط جسمی خوبی هم نیستید بخواهم که گذشته خود را ارزان معامله نکنید و ملک ابدی را به ثمن به خس به حراج نگذارید.



دکتر محمد تقی کروبی
وَلا تَلْبِسُوا الْحَقَّ بِالْبَاطِلِ وَتَکْتُمُوا الْحَقَّ وَأَنْتُمْ تَعْلَمُون
رعایت حرمت افراد بویژه بزرگان را از پدر آموخته ام ، چنین کرده ام و خواهم کرد. اما این به معنای نادیده گرفتن سخن نادرست و توهین آمیز افرادی نیست که برای برخورداری مستمر از مزایای حکومتی، مردم و بزرگان را دشمن و ظلم های صورت گرفته را عدالت و انصاف می نامند. آقای مهدوی کنی از زمان اعطای مسند ریاست خبرگان مواضع عجیبی اتخاذ می کنند که از آنجمله می توان به بیانیه مرتبط با جشن حکومتی ۹ دی اشاره کرد. ایشان در این بیانیه رهبران جنبش اعتراضی را در مرز "بغی" قرار داده و مدعی شدند این دو عزیز "با ژنرالها و افسران جنگ نرم دشمن همراهی کردند و از سوی مردم لقب ساکتین و مردودین را گرفتند." آیت الله کنی ظلم ها و فشارهای بی حد و حصر ۳۰ ماه گذشته را کتمان و مدعی انصاف،عدالت و صبوری حکومت با این عزیزان در حبس شده است. بازخوانی بخشی از خاطرات پدرم کمک به آشنائی با روحیات ایشان در سال های اول انقلاب که این روزها شباهتی بسیار با ادبیات جناب شجونی پیدا کرده است، می کند. پدر در بخشی از خاطرات روزهای ترور می گوید:
"… بعد از حوادث تلخ و ترور های مستمر منافقین که منجر به شهادت آیت الله دکتر بهشتی، محمد منتظری و بیش از نزدیک به ۷۰ نفر از بهترین نیروهای نظام شد، آیت الله اردبیلی با ناراحتی نقل کردند که آقای مهدوی کنی پیشنهاد دادند گروهی برای مذاکره با مسعود رجوی تعیین شوند تا بخشی از قدرت را به وی واگذار کنند تا ماجرا تمام شود. "
عجبا، در روزهایی که گروهک تروریستی به قیام مسلحانه اقدام و در نقاط مختلف تهران بمب گذاری می کردند و صادق ترین نیروهای این کشور را در کنار شهروندان عادی به خاک و خون می کشیدند، ایشان پیشنهاد واگذاری قدرت به سرکرده گروهک تروریستی را مطرح کردند و امروز در کسوت رئیس مجلس خبرگان به جای استجابت صدای حق طلبانه مردم معترض، آنان را بی بصیرت نامیده و صادق ترین یاران مردم و کشور را در مرز "بغی" قرار می دهند.
در این باب در قرآن کریم می خوانیم:
إِن طَائِفَتَانِ مِنَ الْمُؤْمِنِینَ اقْتَتَلُوا فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا فَإِن بَغَتْ إِحْدَاهُمَا عَلَى الْأُخْرَى فَقَاتِلُوا الَّتِی تَبْغِی حَتَّى تَفِیءَ إِلَى أَمْرِ اللَّهِ فَإِن فَاءتْ فَأَصْلِحُوا بَیْنَهُمَا بِالْعَدْلِ وَأَقْسِطُوا إِنَّ اللَّهَ یُحِبُّ الْمُقْسِطِین .
و اگر دو طایفه از مؤمنان با هم بجنگند میان آن دو را اصلاح دهید و اگر [باز] یکى از آن دو بر دیگرى تعدى کرد با آن [طایفهاى] که تعدى مىکند بجنگید تا به فرمان خدا بازگردد پس اگر باز گشت میان آنها را دادگرانه سازش دهید و عدالت کنید که خدا دادگران را دوست مىدارد.
والباغی هومن خرج علی امام عادل و قاتله و منع تسلیم الحق.
در فقه اسلامی باغی کسی است که به قیام مسلحانه علیه امام عادل مبادرت و مانع سپردن حق به او گردد. قصد ورود ماهوی به این بحث را ندارم و از سایر شروط دیگر حدیث می گذرم اما دوست دارم بدانم ایشان با چه ضابطه ای اعتراض مسالمت آمیز مردم نسبت به دروغ و خیانت و نهی از منکر را قیام مسلحانه تعبیر کردند. ریشه این تحول عجیب و غریب در نگرش اخیر ایشان چیست؟ چگونه نگرشی که قائل به تقسیم قدرت با سازمان مجاهدین خلق در اوج خیانت و بمب گذاری بوده امروز حرکت مسالمت آمیز مردم در مطالبه حقوق قانونی شان، مصرح در قانون اساسی را مرز تحقق جرم بغی خطاب می کند و از ترحم و صبوری با بغات سخن می گوید. دوست دارم باور کنم که ایشان ندیده اند و نشنیده اند دستگاه های امنیتی و نظامی در ۳۰ ماه گذشته چه بلایی بر سر معترضین نازل کرده اند. اما مگر می شود در این دنیا بود و فیلم جان دادن فرزندان این سرزمین را در خرداد و عاشورا ندید؟ مگر می شود در قید حیات بود و فریاد تظلم خواهی نخبگان کشور را از زندان های رسمی و غیر رسمی نشنید.
به درستی به بصیرت اشاره کرده اند اما نگفته اند که برخلاف حاکمان که این روزها دولت مستقر را جریان انحرافی می نامند، مردم شجاع و باهوش ایران با بصیرت کم نظیر خود راه تغییر دولت بر آمده از دروغ و تزویر را در روشی دموکراتیک و در صندوق های رای جستجو کردند. جستجویی که برای آنان بهایی خونین در کف خیابان ها و زندان ها داشته و دارد. از دورغ و تزویر و مکر گفته اید در حالی که بهتر از هر کس میدانید که مبنای حکومت بر دروغ، تزویر و مکر استوار گردیده و فساد و تباهی ارکان حکومت را فرا گرفته و دستاورد سه دهه تلاش را یکباره بر باد داده است.
نزدیک به ۱۱ ماه است که پدر و مهندس موسوی بدون محاکمه و طی کردن تشریفات قانونی در حبس غیر قانونی قرار گرفته اند و از حقوق اولیه یک زندانی عادی هم محروم هستند. بیش از ۶ ماه است که پدرم در انفرادی هستند و اجازه ماندن به مادرم داده نمی شود، فکر می کنید کم است، دستور تشدید صادر نمائید و مطمئن باشید در اراده او خللی ایجاد نمی شود، اما لطفا از انصاف و عدالت و صبوری سخن بر زبان نرانید. مزید اطلاع شما و دیگران دوست دارم خاطره ای را بازگو کنم. فردای روزی که در قزوین نیروهای سپاه به ماشین پدرم شلیک کردند، به منزل عزیز اندیشمند و فعال حقوق بشری آقای عماد باقی که در آن زمان در زندان بودند می رفتیم. در مسیر نگرانی خانواده و دوستان از برخورد خشونت آمیز حکومت و پیام شلیک چند گلوله را به ایشان انتقال دادیم، در پاسخ گفتند مسیر پر تلاطم و ناهموار است، من خود را برای هر برخوردی آماده کردم، من نمی توانم نسبت به این ظلم ها و خیانت ها به خون شهدا و مردم بی تفاوت بمانم و عافیت طلبی پیشه کنم. شاید برخی بتوانند اما من برای متاع ناچیز این دنیا آخرت خود را ویران نخواهم کرد و به مردم خیانت نخواهم کرد. مناسب دیدم متن زیر که نقلی مستقیم از نامه بهمن ماه ۱۳۸۸ پدرم است را در این نوشتار ذکر کنم.
"… من می توانستم از آنچه بر ملک و ملت می گذرد، سخنی نگویم و دلشاد و سرخوش از گنجینه خاطرات گذشته ام آرام و بی دغدغه اندوخته اسلامی و انقلابی و مردمی پنجاه ساله خود را در معرض حراج گذاشته و در قبال فروش آن، زندگی آسوده ای را فراهم کرده و مورد احترام ارباب قدرت قرار گیرم. ولی چنین رفتاری از جوانمردی و مسلمانی به دور است و من حیات و ممات خود را متعلق به اسلام، ایران و مردم می دانم. بزرگترین افتخار من این است که بنده خدا، فرزند ایران و سرباز مردم بوده و خواهم بود، لذا سکوت و یا جدایی از مردم و بی توجهی به منافع ملی را نه تنها جفا دانسته بلکه با تاکید بر ارزش های دینی و آرمان های بلند مردم و امام، متبلور در قانون اساسی به دفاع از حقوق شرعی و قانونی و آزادی های مشروع مردم پرداخته وخواهم پرداخت."
آیت الله کنی در بخشی دیگر از بیانیه خود توصیه کرده اند که " اینجانب از باب خیرخواهی به آنها میگویم تا فرصت باقی است به دامن ملت برگردند" . ای عزیز سخن برخی از دوستان تند و بی تدبیر خود را بخوانید تا بیشتر به محبوبیت این دو عزیز نزد ملت پی ببرید. آنان بر خلاف حاکمیت که با جو رعب و وحشت به تسخیر فیزیکی مشغول هستند، به تسخیر قلب ها پرداخته اند. اجازه دهید من بعنوان فرزندی کوچک و علاقمند به شما متقابلا و از سر خیر خواهی از جنابعالی که در شرائط جسمی خوبی هم نیستید بخواهم که گذشته خود را ارزان معامله نکنید و ملک ابدی را به ثمن به خس به حراج نگذارید.

پرسش دختر پالیزدار از رزمندگان: چرا پدرم در زندان تنهاست؟ دختر عباس پالیزدار در نامه ای به همرزمان پدرش از حبسش عباس پالیزدار انتقاد کرده و نوشته است: پدر خدا را می خواهد، عدالت حکومت علی را، آزادی و آزادگی حکومت علی(ع) را… آن حکومتی که حق هیچ گرسنه ای و یتیمی در بیت المال پایمال نمی شد! وی از همرزمان پدرش پرسیده است که آیا شما راه درست را می روید یا پدر من. این دختر چهارده ساله می نویسد: از پدر شنیده بودم که آن روزها چند نفری و به قول خودش گروهی و لشگری راهی می شدید، ولی این بار بابا تنها رفت… یعنی تنهایش گذاشتید … مهدی خزعلی در آخرین نوشته وبلاگش با انتشار این نامه نوشته است: دیشب زهرا پالیزدار به دیدارم آمد، در مسیر زمین خورده و لبش خونی بود، به او گفتم که پدرت هم سخت نگران بود، می گفت: "شاید باز هم زمین خورده باشد" او و همه خانواده پالیزدار، چند سالی است که با سختی و درد و رنج سر می کنند، برایم جالب بود، قلم به دست گرفت و نوشت، می خواست نامه ای به رهبر بنویسد، از او خواستم به بسیجیان و همرزمان پدرش نامه ای بنویسد و چه زیبا نوشت، با هم بخوانیم نامه زهرا را: بسم الله الرحمن الرحیم بار اول چون چهارده سال بیش نداشت کسی راضی به رفتن او نمی شد کسی او را از زیر قرآن راهی جبهه ها نکرد. اما اینبارفرزند ۱۴ ساله اش او را از زیر قرآن راهی جبهه ها کرد… نزدیک نیمه شب بود… از شما همرزم های پدر می پرسم، کسی از شما در آن روزهای سرشار از عشق، این موقع شب وداع کرده بود تا به جبهه رود؟! ولی پدرم را بردند، آره این جنگ این گونه است، رفتنش هم مثل همه چیز دیگرش سخت تر و عجیب تر است… از پدر شنیده بودم که آن روزها چند نفری و به قول خودش گروهی و لشگری راهی می شدید، ولی این بار بابا تنها رفت… یعنی تنهایش گذاشتید … آری،تنهای تنها!!!! بابا تو خاطراتش می گفت وقتی یکی از بچه ها مجروح می شد اون رو از خط مقدم و دشمن به عقب می آوردیم تا حالش بهتر شود همرزمان پدر؛ می دانید پدرم کجاست؟! خیلی وقته که بابا تو خط دشمن مجروح افتاده و هم سنگری نیست که اونو به سنگر برگردونه… چه جنگ عجیبی است این جنگ… باورش سخت است و باور آنکه همسنگری های جنگ، شده اند زاندانبانت و یا تنها تماشاگری بی درد … خدایا چه شده است اینها اشتباه می روند یا پدر؟! نه! پدر خدا را می خواهد ،عدالت حکومت علی را، آزادی و آزادگی حکومت علی(ع) را…. آن حکومتی که حق هیچ گرسنه ای و یتیمی در بیت المال پایمال نمی شد! آن حکومتی که در آن گرسنه انتظار علی (ع) و کیسه نان و خرمایش را می کشد نه آنکه یتیم به گناه افتد و خدای نکرده در کمین جیب ثروتمندی بنشیند و یا به عبارتی دیگر با خود فروشی نان به دست آورد… آنکه مردم نان خود را به زحمت بدست آورند نه با گفتن لبیک به صاحبان زر و زور و تزویر…. آنکه حاکمانش علی(ع) گونه حکومتداری می کنند نه با نام علی …. آنکه نان بیت المال را از کابین کنیزانِ متملقان می ستاند و به مردم باز می گرداند نه آنکه از دهان مردم میگیرد و به آقازادگان، که نه، آقا فقط علی (ع)است، به حاکم زادگان می دهد. آنکه نام خدا را بر دلهای مردم می نشاند نه آنکه به قلکها می نویسد. آنکه ایمان مردم در اعمالش آشکار بود نه در طول محاسنشان! آنکه در آن مردم سالاری بود نه…. آنکه باورهای مردم را می سازد نه آنکه باورهای مردم را به بازی می گیرد. آنکه علی(ع)نصرانی را اجازه سخن گفتن می دهد، نه آنکه همرزمی اگر انتقاد کند عاقبتش سلول انفرادی است! که زندانبانانش هم همان همسنگران او شوند!! پدر که از همرزم ها و همسنگرهای شما بود و اینان نیز مدعی عدالت، پس چگونه است که همسنگر و خانواده اش را اسارت و مصیبت می دهید….!؟ آیا خواستار عدالت علی بودن، مستحق چنین مجازاتی است! حالا من می خواهم همسنگر بابا شوم، آمده ام تا یک همرزم واقعی باشم و با سلاح قلم او را یار واقعی باشم آمدم همراه این راهت شوم / در سیاهی همدم آهت شوم آمدم دست به دست هم دهیم/ تاج و تخت شاهیو ماتم دهم عاشقی را بر فراز پرچمی / تا ابد سرلوحه عالم نهم…. زهرا پالیزدار ۱۳۹۰/۱۰/۱۱ |


به گزارش کلمه، سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید، با اشاره به اینکه کمیسون اصل نود دارای وظایف و اختیارات خاصی هست تاکید کرد: به نظر می رسد ارایه این گزارش در چارچوب اختیارات و وظایف کمیسون اصل نود نبوده و از نظر شکلی جای این تردید وجود دارد که مطابق با آیین نامه مجلس رفتار شده باشد.
به گفته دکتر اردشیر امیرارجمند البته زمان بسیار طولانی هست که نهادهای رسمی کشور هیچ توجهی به قانون ندارند و لذا جای تعجبی هم ندارد که مجلس که باید جای وضع قانون و نظارت بر قانون باشد خود نیز از نهادهای تخلف کننده از قانون باشد.
امیرارجمند در ادامه با تاکید بر اینکه از نظر ماهوی شاهدیم که مجلس تبدیل به نهاد نهادینه کردن دروغ شده، افزود: آنچه که در گزارش کمیسیون اصل نود آمده یک گزارش سراپا دروغ و حاوی افترا و تهمت و اتهامات اثبات نشده است و علاوه بر آن هیچ گونه دلیل و مدرکی برای اثبات ادعا ها تا کنون ارایه نشده است.
سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید با اشاره به اینکه اگر آقایان مدعی هستند که مفاد این گزارش صحت دارد باید اجازه بدهند افرادی که در آن متهم شده اند از خود دفاع کنند، تصریح کرد: آقایان موسوی و کروبی از افرادی هستند که در این گزارش مورد اتهام قرار گرفته اند و با نقض همهی فرایند های قانونی و موازین حقوق بشر در زندان هستتد باید اجازه داشته باشند که از خود در یک دادگاه عادله به صورت آزادانه دفاع کنند. اینکه چرا این اجازه را نمی دهند واضح است، چون دفاعیه آنها سندی خواهد بود بر افشای دروغ ها و فریب های جریان حاکم بر کشور.
مدعی هستند که استوانه های انقلاب از اول خائن و وابسته بوده اند
اردشیر امیرارجمند در این باره افزود: اگر بخواهیم این سند را تحلیل کنیم، چیزی جز باز تولید ادعاهای ستاد محفلی و امنیتی که کودتا را در انتخابات قبلی به نتیجه رسانده نمیابیم. این گزارش تقریبا باز تولید پاور پوینتی است که مقامات امنیتی قبلا تهیه کرده بودند و برای اثبات آنها هم هیچ دلیلی ارائه نشده بود.
اشاره امیرارجمند به سخنرانی سردار مشفق است که ادعا کرده بود اصلاح طلبان و منتقدان، در پوشش انتخابات قصد انقلاب مخملی داشته اند.
به گفته ی وی خلاصه سخنان و اسنادی که در این مجموعه ارائه می شود این است که عده ای از زمانی که امام بوده در ایران استوانه های انقلاب بودند و الان مدعیان دروغین انقلاب کشف کرده اند که همه این افراد خائن هستند و از اول وابسته بوده اند.
امیرارجمند ادامه داد آقای هاشمی رفسنجانی سال ها، بعد از امام نفر دوم انقلاب و آقای موسوی در دوران جنگ نفر سوم نظام بوده اند و آقای کروبی از امام احکام متعدد برای مسئولیت هایش گرفته بود اما مدعیان متهم کنندهی امروز در آن زمان از نظر شان و مرتبه انقلابی، با متهمان امروزی فاصلهی بسیار زیادی داشتند. وی تصریح کرد: حال با این ادعا ها این برداشت می شود که همه ی این آقایان به خارج وابسته بودند و این تردید را به وجود می آورد که اصل این انقلاب چه بوده است. بنا براین عمل اینان چیزی نیست جز تخریب انقلاب توسط انقلابی نمایان شیفته قدرت و ثروت.
وی یادآور شد: افرادی که در آن دوران نیروهای دسته دهم هم حساب نمی شدند و تنها کاری که بلد بودند مجیز گویی و مدح بوده و گاهی اوقات به صورت افراطی مانع نقد منطقی هم می شدند، امروز شده اند از سردمداران انقلاب و در همین حین بنیان ها و استوانه های انقلاب را متهم به خیانت و وابستگی می کنند.
کاری که انجام می دهند آستان بوسی فرعون است
اردشیر امیر ارجمند با اشاره به اینکه در کشورهای دیگر وقتی یک رییس جمهور دوره ریاستش پایان می پذیرد مورد احترام و تکریم فرار می گیرد، برایش بنیادی درست می شود و مورد مشورت قرار می گیرد و همچنان امین کشور محسوب میشود، گفت: اما در ایران شاهد هستیم که رییس جمهوری مثل آقای خاتمی در زمانی که کشور دچار مشکلات جدی بوده، آمد و موجب تغییر رفتار جامعه بین المللی نسبت به ایران و افزایش آبرو و حیثیت جمهوری اسلامی ایران در دنیا شد، آن وقت این آقایان می آیند و به این ترتیب سخیفانه ایشان را متهم به وابستگی میکنند.
سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید در ادامه با طرح این پرسش که آیا سفر به خارج رییس جمهور سابق کشور جرم است؟ گفت: نمیدانم آیا واقعا خجالت نمی کشند که چنین ادعایی می کنند؟ می گویند که اسناد مشخصی دارند. بسیار خب پس اگر کسی منافع کشور را فروخته، رابطه داشته، در یک روز و ساعت و جای مشخصی بوده است. اسناد آن را ارایه بکنند. آیا آقای خاتمی وابسته به بیگانگان است یا کسانی که در دالان های تاریک برای منافع حقیر خود درصدد معامله با بیگانگان بوده و هستند؟ تخریب سرمایه ای مانند آقای خاتمی آیا تقویت منافع ملی است یا تضعیف آن؟ باید اضافه کنم که آقای خاتمی و دیگر همراهان جنبش سبز تاکنون نه عمل مغایر با قانون انجام داده اند و نه تشویق به آن کرده اند. جرم واقعی آنها پافشاری و پایمردی بر حقوق حقه مردم است.
وی همچنین افزود: در رابطه با بنده گفتند که ایشان ارتباطات خارجی اینها را برقرار میکرده. بسیار خب این در چه زمانی بوده؟ در زمانی که من در ایران بودم؟ من در آن دوران در دانشگاه کار میکردم. دفتر، تلفن و تمام ارتباطات من باز و شفاف و روشن و مورد شنود ۲۴ ساعته بوده است. اگر بنده چنین کاری انجام داده باشم باید مدرکی وجود داشته باشد. من حاضر هستم که بروم ایران و در یک دادگاه عادله محاکمه شوم و از خودم دفاع کنم.
امیرارجمند با بیان اینکه آقایان در وضعیت اسف باری قرار دارند، گفت: کاری که انجام می دهند آستان بوسی فرعون است برای ماندن در قدرت هرچند کوتاه مدت. به دلیل اینکه دچار ضعف شدید شده و دیگر نمی توانند با حیله و نیرنگ و استفاده ابزاری از دین مردم را به صحنه بیاورند، پس چاره ای ندارند به غیر از اینکه نا امیدانه دوباره به دروغ های قبلی خودشان متوسل شوند.
روند های قانونی در کشور کلا مخدوش و بی معنا شده و حکومت قانونی وجود ندارد
مشاور ارشد میرحسین موسوی با تاکید بر اینکه هیچ کس را نمی توان بدون دلیل متهم کرد، خاطر نشان کرد: باید اجازه داده شود هر کس که در این گزارش مورد اتهام قرار گرفته، از خودش دفاع کند. بر اساس این گزارش معلوم می شود که حتی مخترعین برق و تلفن و اینترنت نیز از دست اندرکاران انقلاب مخملی بر ضد دیکتاتوری حاکم بر ایران هستند. کجاست اسناد مربوط به چمدان پر از پول که از تریبون نماز جمعه از زبان امامان جمعه بی اخلاق و بی عدالت ادعا شده بود؟ آیا نباید در شرایط حاضر تمام کسانی که متهم هستند باید دارای امکان دفاع از خود باشند.
به قرائتی از اسلام که عدالت و انسانیت در آن جایی نداشته باشد کافریم
امیرارجمند با اشاره به سخنان یکی از روحانیون حکومتی که جایگاه مرکزی عدالت و انسانیت و آزادی را در دین انکار کرده بود و تنها ولایت فقیه را گوهر دین دانسته بود تاکید کرد: ما به آن قرائت از اسلام و دین که در آن جایی برای آزادی و عدالت و انسانیت نباشد کافریم. خلاصه کردن اسلام در ولایت فقیه و آن هم در ولی فقیه و انکار آزادی و انسانیت و عدالت در اسلام چیزی جز ظلم آشکار به این دین رحمانی نیست.
وی ادامه داد: آقای موسوی و کروبی را در زندان قرار دادند و آقای طائب ادعا می کند که خودشان تمایل به این شرایط دارند تا امنیتشان حفظ شود! آیا حفظ امنیت به معنای این است که شما کسی را در زندان نگهدارید، ارتباطاتش را با بیرون کاملا قطع کنید و اجازه صحبت کردن و ملاقات آزاد خانواده اش را از او بگیرید؟
در جلسات نامزدهای انتخابات فرمایشی شرکت، افشاگری و آگاهی بخشی کنیم
این استاد کرسی حقوق بشر عنوان کرد که همه ما به عنوان شهروندان آزاد باید مسوولیت پذیر باشیم و از فرصتی که انتخابات فرمایشی دوره نهم به وجود می آورد برای شرکت در جلسات مختلف نامزدها استفاده و به طرح پرسشهای اصلی درباره انتخابات، شرایط و وظایف نمایندگان و ارزیابی عملکرد نمایندگان و دست اندرکاران اقتدارگرای حاکم بر کشور بپردازیم و به آگاهی بخشی و افشاگری درباره وضعیت کشور بپردازیم.
از آنان بپرسیم چه نظارتی بر دولت انجام داده اید؟ آیا هشدارهای آقایان موسوی و کروبی موجب غضب اقتدارگرایان شده است درست بود یا نادرست؟ اگر درست بود چرا آنها در زندانند و اگر نادرست است چگونه مقامات رسمی کشور آنها را به صورت دیگر تکرار می کنند؟ پیگیری پرونده فساد عظیم اقتصادی خصوصا دست داشتن برخی از نمایندگان در آن چه شد؟ چه کسی مسوول وضعیت اسف بار کشور در صحنه بین المللی است؟
امیرارجمند در پایان بر استفاده از فرصت انتخابات برای آگاهی بخشی و افشاگری به مردم تاکید کرد.
گفتنی است گزارش هفته گذشته کمیسیون اصل نود، همچنین با اعتراض نمایندگان اصلاح طلب رو به رو شد. بیست نماینده عضو فراکسیون اقلیت در نامهای به علی لاریجانی، گزارش مذکور را "فاقد هرگونه اعتبار حقوقی و مبانی استدلالی" خواندند و تاکید کردند که این گزارش به یک تحلیل محفلی از حوادث و مسائل پس از انتخابات سال ۸۸ شباهت داشت.


سه سال حبس دیگر برای ابوالفضل قدیانی به اتهام توهین به رهبری
حکم سه سال حبس دیگر برای ابوالفضل قدیانی در حالی صادر شد که این مسن ترین زندانی جنبش سبز در بند ۳۵۰ اوین باید چهارم آذر ماه امسال و پس از تحمل یک سال حبس آزاد می شد.
به گزارش خبرنگار کلمه، عضو ارشد سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی بنا بر این حکم جدید و به اتهام "توهین به رهبری" باید سه سال دیگر در زندان بماند.
این در حالی است که وی، که چندی پیش در سی سی یو بیمارستان ساسان بستری بود، پس از عمل جراحی قلب بدون طی کردن دوران نقاهت از همان بیمارستان به زندان منتقل شده بود.
آقای قدیانی با مشکلات حاد جسمی رو به روست؛ همسر این زندانی سیاسی در همان زمان به کلمه گفته بود که مستأصل شده و نگران است که دستگاه امنیتی بخواهد ماجرای هدی صابر را برای ابوالفضل قدیانی تکرار کند.
ابوالفضل قدیانی اولین بار در دی ماه ۸۸ بازداشت و به اتهام توهین به رییس دولت به یک سال حبس محکوم شده بود.
بر اساس این گزارش در حالی که مسئولان بارها از آزادی بیان و رافت اسلامی سخن گفته اند بار دیگر در مثالی نقض میبینیم که منتقد ۶۶ ساله ی جریان حاکم یک بار به اتهام توهین به رییس جمهوری و بار دیگر به اتهام توهین به رهبری جمعا به ۴ سال حبس محکوم می شود.
این مبارز دوران ستمشاهی که ۴ سال در زندان های ساواک شکنجه شده و مقاومت کرده بود، دو ماه پیش در دادگاهی که در شعبهی ۱۵ دادگاه انقلاب برایش تشکیل شده بود، شرکت نکرده و آن را غیر قانونی خوانده بود.
عضو ارشد و دربند سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی با ارئه ی لایحه ای گفته بود دادگاه سیاسی، عقیدتی باید علنی و با هیئت منصفه باشد، بنابراین دادگاه غیرقانونی و مجری آن مجرم است.
بر اساس این گزارش پس از صدور حکم قاضی در جوای اعتراض وکیل که "چرا وثیقه را قبول نمی کنید" گفته است: باید مشورت کنم.
ابوالفضل قدیانی سال گذشته قبل از بازگشت به زندان در مصاحبه ای به خبرنگار کلمه گفته بود: احمدی نژاد دروغگو، ریاکار، مستبد، قانون گریز و قانون ستیز است و اینها صفات حقیقی اوست. اینها را در دفاعیه ام و در دادگاه گفتم. من به احمدی نژاد فحش ندادم فقط صفات های او را برشمردم و مواردی که من گفتم توهین نبوده انتقاد بوده است.

