۱۳۹۰ اسفند ۲۴, چهارشنبه

دادستان تهران: تصمیم بر حصر موسوی و کروبی، پیشگیرانه و در سطوح مختلف بررسی ش...

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 


جــرس: دادستان عمومی و انقلاب تهران، اقدامات انجام شده علیه رهبران جنبش سبز پس از بیست و پنجم بهمن ۱۳۸۹ را اقدام "پیشگیرانه" خواند و اعتراف کرد که تصمیم برای حصر رهبران جنبش، "در سطوح مختلف بررسی و طراحی شده بوده است."


به گزارش تارنمای «الف»، عباس جعفری دولت آبادی، دریادداشتی تحت عنوان "وظیفه‌ دادستان در پیش‌گیری از وقوع جرم"، با اشاره به اقدامات نهادهای امنیتی درباره فراخوان رهبران جنبش سبز برای بیست و پنجم بهمن ۱۳۸۹ اعتراف کرده که این نهادها ، فعالیت‌ها و ارتباطات سران جنبش سبز را در چهارچوب وظایف پیش‌گیرانه محدود کردند.


جعفری دولت آبادی همچنین اعلام کرده که این تصمیم در سطوح مختلف بررسی و طراحی شده بوده است.


این مقام ارشد قضایی با اشاره به اعتراضات درباره محدودیت ارتباطات و فعالیت‌های سران جنبش سبز نوشته است: با استناد به اصل یکصد و پنجاه و ششم قانون اساسی، این اقدام قابل تبیین است. نگارنده معتقد است دادستان می‌تواند در مواردی که دلایل کافی برای ارتکاب جرم در آینده باشد، با اتخاذ تدابیر پیش‌گیرانه مانع از وقوع و استمرار جرم در آینده گردد.


در این یادداشت، دادستان تهران مدعی شده است: "در سال ۱۳۸۸ با برگزاری انتخابات ریاست ‌جمهوری عده‌ای با طرح ادعای تقلب در جریان انتخابات، امنیت ملی کشور را با چالش مواجه نمودند. به‌رغم هشدارها و انذارهای مقامات ارشد، اردوکشی‌های خیابانی آغاز شد. هشت ماه تمام کشور را در موقعیت آشوب، اغتشاش و شورش قرار دادند؛ نهادهای مسؤول برای دفع فتنه، ناگزیر به دستگیری عوامل آن و محاکمه‌ی مرتکبان ‌شدند؛ تظاهرات خیابانی که با نشانه گرفتن جمهوریت نظام آغاز شده بود، با هدف گرفتن اسلامیت نظام در روز عاشورا به اوج خود ‌رسید. نهادهای مسؤول تأمین امنیت کشور، برای کور کردن چشم فتنه، ناگزیر به اقدامات پیش‌گیرانه روی ‌آوردند؛ با فرا رسیدن روز نهم دی و با حضور مردمی، آتش فتنه خاموش ‌شد. با برگزاری تظاهرات پرشور مردم در بیست و دوم بهمن ۱۳۸۸، سران فتنه با طرحی نو به مقابله برخاسته و برای روز بیست و پنجم بهمن ۱۳۸۹ برنامه‌ریزی کردند. نهادهای مسؤول برای دفع فتنه، فعالیت‌ها و ارتباطات سران فتنه را در چهارچوب وظایف پیش‌گیرانه محدود کردند. این تصمیم که در سطوح مختلف بررسی و طراحی شده بود، به موقع اجرا گذاشته شد. این اقدام پیش‌گیرانه، جریان فتنه را زمین‌گیر کرد."

وی با اطلاق لفظ "فتنه" برای قیام جنبش سبز مدعی شد: "جریان فتنه ظرف یک سال گذشته تلاش نموده است محدودیت ارتباطات و فعالیت‌های سران فتنه را به عنوان اقدامی به اصطلاح غیرقانونی جلوه دهد، حال آن‌که با استناد به اصل یکصد و پنجاه و ششم قانون اساسی، این اقدام قابل تبیین است. نگارنده معتقد است دادستان می‌تواند در مواردی که دلایل کافی برای ارتکاب جرم در آینده باشد، با اتخاذ تدابیر پیش‌گیرانه مانع از وقوع و استمرار جرم در آینده گردد. در مثالی دیگر، یکی از روزنامه‌ها در جریان محاکمه‌ی مطبوعاتی شکایت از یک نشریه، بدون مجوز قانونی اقدام به انتشار گزارشی پیرامون تحقیقات دادگاه و محتویات پرونده نمود. به‌گونه‌ای که پیش از پایان محاکمه، گزارش منتشر شده بود. دادستانی تهران در یک اقدام پیش‌گیرانه مانع از انتشار یک شماره‌ی این نشریه شد. اعتراض‌ها بلند شد."


وی با اشاره به مکاتبات چالشی خود با غلامحسین الهام، عضو سابق شورای نگهبان و وزیر سابق دولت محمود احمدی نژاد و مشاور فعلی وی با عنوان «أین ‌عمار» و «أین‌الحق»، آنرا "یک دوئل حقوقی" نامید و نوشت: "اکنون که گرد و غبار آن حوادث فرو نشسته است، راحت‌تر می‌توان این اقدام را ارزیابی نمود. پرسش این است که آیا دادستان می‌تواند در مواردی که دلایل کافی برای ارتکاب جرم در آینده‌ی دور یا نزدیک باشد، اقدام کند؟ به نظر می‌رسد اصل یکصد و پنجاه و ششم قانون اساسی تاب تحمل چنین تفسیری را دارد.

در حادثه‌ای دیگر، مدیرمسؤول یک روزنامه، پس از یک مصاحبه‌ی مطبوعاتی که به اعلام جرم علیه مدیرمسؤول و توقیف روزنامه منجر شد، درصدد اقدام مشابه برآمد. دادستانی تهران از مجاری رسمی به نامبرده اطلاع‌رسانی نمود تا فضای آرامش کشور حفظ شود. به‌رغم ابلاغ پیام، بار دیگر همان مطالب مطرح گردید. دادستانی در یک اقدام پیش‌گیرانه، قضاتی را به عنوان نماینده اعزام نمود، اما در عمل مشکلات دیگری رخ نمود. هدف اصلی دادستانی، جلوگیری از ارتکاب جرم احتمالی بود؛ اما با مقاومت در برابر دستور صادره‌ی قانونی، حوادثی رقم ‌خورد که در نتیجه، پرونده‌ای جدید شکل گرفت؛ بار دیگر حملات علیه دستگاه قضایی شدت گرفت؛ حال آن‌که دادستانی در چهارچوب یک طرح پیش‌گیرانه اقدام نموده بود."


دادستان تهران در خصوص فشارهای امنیتی – قضایی بر فعالان وب و سایت ها نیز مدعی شد: "عرصه‌ی دیگر، حوزه‌ی فرهنگ و رسانه‌ها و اقدامات پیش‌گیرانه در این میدان است. مبنای این‌گونه اقدامات، استناد به اصل یکصد و پنجاه و ششم قانون اساسی است. شیوه‌ی جاری و مبنای اقدامات دادستانی در ابتدا، تذکر، احضارِ مدیرمسؤول و اخذ تعهد کتبی است. در برخی موارد؛ اگر چه تذکر و احضار، پس از وقوع جرم رخ داده؛ اما نقش پیش‌گیرانه‌ی خود را برای جلوگیری از ارتکاب جرایم احتمالی در آینده ایفا کرده و تلاش شده است توقیف مطبوعات به عنوان آخرین راهکار مورد توجه قرار گیرد. فیلتر کردن سایت‌ها، شیوه‌ی دیگری است که می‌تواند در عرصه‌ی سایت‌ها و وبلاگ‌ها به عنوان یک اقدام پیش‌گیرانه مورد توجه قرار گیرد. عده‌ای توقیف مطبوعات و فیلتر کردن سایت‌ها را به هر انگیزه‌ای محکوم کرده و آن را مخالف با حق آزادی بیان می‌دانند. با این همه، از یک منظر، آثار پیش‌گیرانه‌ی چنین اقدامی قابل توجه است. به طور مثال، در جریان اخلال اخیر در بازار سکه و ارز، یک سایت معروف که با اعلام نرخ ارز و سکه، بازار را به نفع سودجویی عده‌ای مدیریت می‌کرد؛ فیلتر شد؛ امری که کاهش قیمت ارز و سکه را موجب گردید."


وی مانع تراشی در راه برگزاری تجمعات و تحصن ها و اعتراضات را نیز، "اقدامی پیشگیرانه" از سوی حکومت ذکر کرد.



 
 

Things you can do from here:

 
 

شورای هماهنگی راه سبز امید: خیزش اعتراضی مردم سوریه، ضد دیکتاتوری و مورد حما...

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 


 جــرس: در پی تداوم کشتار معترضان در سوریه، شورای هماهنگی راه سبز امید با صدور بیانیه ای خطاب به مردم سوریه، مراتب همدلی، همدردی و همبستگی خویش و فعالان و حامیان جنبش سبز مردم ایران را به این مردم حق‌جو تقدیم کرده بر همراهی و حمایت از "مبارزات صبورانه و مجدانه‌ی آنها برای کسب آزادی، برقراری نظام دموکراتیک و مبتنی بر عدالت و حقوق بشر" تاکید کرده اند.

 به گزارش جرس، در بیانیه شورای هماهنگی راه سبزامید، با اشاره به قیام پیگیر مردم سوریه علیه استبداد حاکم آمده است: "ما در جنبش سبز ایران، خیزش اعتراضی مردم سوریه را حرکتی ضد دیکتاتوری و در جهت کسب آزادی و تحصیل حق غیر قابل چشم‌پوشی تعیین سرنوشت توسط همه شهروندان سوری (صرف‌نظر از تعلقات نژادی، قومی، طایفه‌ای، زبانی و مذهبی) در فرایند برپائی نظامی مبتنی بر دموکراسی و حقوق بشر و تکالیف شناخته شده بین‌المللی کشورها می‌دانیم و آزادیخواهان ایران و همراهان جنبش سبز مشتاقانه برای پیروزی شهروندان سوری علیه ظلم، فساد و دیکتاتوری لحظه شماری می‌کنند."


متن کامل این پیام که همزمان عربی آن نیز منتشر و نسخه ای از آن در اختیار جرس قرار گرفته، به شرح زیر است:

به نام خدا

«إِنَّ الَّذِينَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا فَلَا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ» (قرآن مجید، سوره احقاف، آیه 13)

دموکراسی‌خواهان صبور و مردم آزاده‌ی سوریه

مشاهده‌ی صحنه‌های فجیع و ضدانسانی کشتار وسیع و بی‌رحمانه‌ی مردم بی‌پناه و معترضان آزادی‌خواه در سوریه توسط ماموران امنیتی و نظامی رژیم دیکتاتوری بشار اسد، موجب تأسف عمیق، نگرانی و انزجار هر بیشتر مردم آزادیخواه و همراهان جنبش سبز ایران از خودکامگان دمشق شده است.


بدینوسیله مراتب همدلی، همدردی و همبستگی خویش و فعالان و حامیان جنبش سبز مردم ایران را به یکایک شما مردم حق‌جو تقدیم کرده بر همراهی و حمایت از مبارزات صبورانه و مجدانه‌ی شما برای کسب آزادی، برقراری نظام دموکراتیک و مبتنی بر عدالت و حقوق بشر تاکید می‌نماییم.


رهبران جنبش سبز پس از شروع جنبش‌های ضددیکتاتوری در کشورهای عربی خاورمیانه، ضمن اعلام همبستگی و حمایت از این حرکت‌ها ، روز ۲۵ بهمن ۱۳۸۹ (۱۴ فوریه ۲۰۱۱) را روز همبستگی با مردم منطقه اعلام و از مردم آزاده‌ی ایران برای انجام راهپیمائی حمایتی و اعتراضی، دعوت کردند. متاسفانه حاکمان ایران، با وجود شعارهای فریبکارانه و ادعاهای مزروانه‌ی خویش در حمایت از بیداری ملت‌های مسلمان، به سرکوب شدید این راه‌پیمائی مسالمت‌آمیز پرداختند؛ و علاوه بر آن از آن هنگام تاکنون، آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی و خانم زهرا رهنورد را بازداشت و به شکلی غیرقانونی در خانه‌های خویش محبوس کرده‌اند.


ما در جنبش سبز ایران، خیزش اعتراضی مردم سوریه را حرکتی ضددیکتاتوری و در جهت کسب آزادی و تحصیل حق غیر قابل چشم‌پوشی تعیین سرنوشت توسط همه شهروندان سوری (صرف‌نظر از تعلقات نژادی، قومی، طایفه‌ای، زبانی و مذهبی) در فرایند برپائی نظامی مبتنی بر دموکراسی و حقوق بشر و تکالیف شناخته شده بین‌المللی کشورها می‌دانیم.


خواسته‌های انسانی و مشروع شما، با مطالبات جنبش سبز در ایران، یعنی تحقق حاکمیت ملی از طریق انتخابات آزاد و سالم و منصفانه، و برپائی حکومت قانون و مبارزه با فساد و خودکامگی، مشابه بوده و از وضع سیاسی مشابه حاکم بر کشورهای ما ناشی می‌شود. در این میان، ابراز تأسف عمیق خود را از حمایتهای متقابل حاکمان ایران و سوریه از یکدیگر در سرکوب معترضان، بدون توجه به نظر مخالف اکثریت ملت نوع‌دوست و آزادی‌خواه در دو کشور، ابراز می‌داریم.


سوگواریم که درخواست انسانی و مطالبات مشروع مردم آزادی‌خواه سوریه به بدترین شکل ممکن و با سرکوب ضدانسانی و توپ و تانک و گلوله و شکنجه، و با به خاک و خون کشیدن کودکان و نوجوانان و زنان و سالمندان و دیگر دموکراسی‌خواهان، پاسخ می‌گیرد. دیکتاتورها اگر حافظه‌ی تاریخی بلندمدت ندارند، حتی به رویدادهای نزدیک و اخیر این زمانه نیز بی‌توجه‌اند و از سقوط خودکامگان و فرجام دیگر نظام‌های اقتدارگرا عبرت نمی‌گیرند.


در مقابل، مفتخریم که ملت آزاده و صبور دیگری در منطقه، همچنان در حال مبارزه با دیکتاتوری، هزینه می‌کنند و پیگیری و استقامت نشان می‌دهند. مقاومت شما الهام بخش و موجب تقویت دیگر جنبش‌های حق طلبانه منطقه (ازجمله مبارزه شجاعانه مردم آزادی‌خواه بحرین) است.


آزادیخواهان ایران و همراهان جنبش سبز مشتاقانه برای پیروزی شهروندان سوری علیه ظلم، فساد و دیکتاتوری لحظه شماری می‌کنند. اطمینان داریم که ایران عاری از اقتدارگرایی و سوریه‌ی مستقل و دمکراتیک در عین اینکه از مناسبات برادرانه و عمیق‌تری برخوردار خواهند بود، نقش موثرتری در تحکیم صلح و امنیت و دفاع از حقوق انسانی و اساسی مردم منطقه بویژه ملت فلسطین خواهند داشت. به امید آن روز، و ضمن آرزوی صبوری و استقامت مضاعف برای ملت رنج‌کشیده و آزادی‌خواهان سوریه، از درگاه خداوند متعال پیروزی و بهروزی ملت سوریه را مسئلت می‌کنیم.


شورای هماهنگی راه سبز امید ایران
23 اسفند 1390

 

 




 
 

Things you can do from here:

 
 

۱۳۹۰ اسفند ۲۳, سه‌شنبه

تداوم ارعاب و تهدید خانواده میرحسین موسوی با شیوه های جدید

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via .: سحام نيوز :. by سحام on 3/12/12

سحام نیوز: در ادامه فشارهای محافل امنیتی بر خانواده موسوی و در جریان آخرین مزاحمت های ایجاد شده توسط ماموران اطلاعات برای خانواده این رهبر جنبش سبز، یکی از دختران میرحسین موسوی و زهرا رهنورد توسط یک مامور امنیتی دچار حادثه رانندگی شد.
طی یکسال گذشته و پس از حبس خانگی موسوی و رهنورد، خانواده وی به طرق مختلفی تحت فشار بوده اند.
سایت کلمه گزارش کرده است که روز گذشته در حالی که فرزند کوچک موسوی در بزرگراه در حال رانندگی بود، اتومبیلی که او را همواره تعقیب می کرد از سمت عقب ماشین با شدت به اتوموبیل وی کوبید. هر چند این تصادف عمدی بسیار شدید بود و به اتومبیل دختر میرحسین موسوی خسارت زیادی وارد شد، اما خوشبختانه صدمه جانی بر جای نگذاشت.
در خودروی مزبور سه سرنشین مرد حضور داشتند که دو نفر از آن سه مرد به سرعت صحنه را ترک کردند…راننده خودروی پراید اصرار به پرداخت مستقیم هزینه آسیب به خودروی دختر میرحسین موسوی داشت. بر اساس این گزارش، او همچنین حاضر به ارائه هیچ سند هویتی و یا بیمه نشده و تنها دو شماره تلفن داده است که هردو شماره هم تاکنون همانطور که انتظار هم می رود در دسترس نبوده اند.
صاحب خودرو خود را به عنوان یکی از کارکنان زندان اوین با نام اکبری معرفی کرده و تاکید داشت در زندان اوین همه من را می‌شناسند! و به دنبال سوال دختر موسوی که شغلت در اوین چیست پاسخ داده بود این دیگر بماند.

پس از حبس غیر قانونی میرحسین موسوی و زهرا رهنورد بارها و بارها فرزندان ایشان مورد تهدید علنی و غیر علنی، تهدیدهای جانی، شغلی و حیثیتی از جانب نیروهای امنیتی قرار گرفته بودند. تماسهای تلفنی مکرر و تهدید به حبس و بازداشت از جمله مواردی است که بارها از سوی دختران میرحسین موسوی اعلام شده است.
تهدیدهایی نظیر این که به خاطر خبرهایی که از وضع پدر و مادرتان می دهید ممکن است هر اتفاقی برایتان بیافتد…تنهایی به خرید نروید… اگر اتفاقی برایتان بیافتد خودتان مقصر هستید…یا این که نظام هیچ گونه صیانتی از شما نخواهد کرد و…
طی یکسال گذشته و پس از اینکه میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در حبس خانگی به سر می برند، خانواده وی نیز به گونه های مختلفی تحت آزار و اذیت و فشار بوده اند.
جلوگیری از تدریس در دانشگاه الزهرا و نیز ممانعت از جذب دختر دیگر در اداره متبوع از جمله موارد پیشین است .
دو سال پیش نیز در تصادفی ساختگی در خیابان جمهوری ماشینی به شدت به خودروی مهندس موسوی کوبید که موجب ضربدیدگی شدید موسوی و بستری شدن موقت رهنورد شد.
تعقیب و تحت نظر گرفتن دختران میرحسین موسوی موضوع تازه ای نیست و آنان همواره زیر نگاه نیروهای امنیتی بوده اند. اما به نظر می رسد که این روزها بر شدت آن افزوده شده است.
کلمه همچنین گفته  که از این خودرو تصویری در دست هست که در صورت لزوم منتشر خواهد شد.


 
 

Things you can do from here:

 
 

تداوم ارعاب و تهدید خانواده میرحسین موسوی با شیوه های جدید

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via .: سحام نيوز :. by سحام on 3/12/12

سحام نیوز: در ادامه فشارهای محافل امنیتی بر خانواده موسوی و در جریان آخرین مزاحمت های ایجاد شده توسط ماموران اطلاعات برای خانواده این رهبر جنبش سبز، یکی از دختران میرحسین موسوی و زهرا رهنورد توسط یک مامور امنیتی دچار حادثه رانندگی شد.
طی یکسال گذشته و پس از حبس خانگی موسوی و رهنورد، خانواده وی به طرق مختلفی تحت فشار بوده اند.
سایت کلمه گزارش کرده است که روز گذشته در حالی که فرزند کوچک موسوی در بزرگراه در حال رانندگی بود، اتومبیلی که او را همواره تعقیب می کرد از سمت عقب ماشین با شدت به اتوموبیل وی کوبید. هر چند این تصادف عمدی بسیار شدید بود و به اتومبیل دختر میرحسین موسوی خسارت زیادی وارد شد، اما خوشبختانه صدمه جانی بر جای نگذاشت.
در خودروی مزبور سه سرنشین مرد حضور داشتند که دو نفر از آن سه مرد به سرعت صحنه را ترک کردند…راننده خودروی پراید اصرار به پرداخت مستقیم هزینه آسیب به خودروی دختر میرحسین موسوی داشت. بر اساس این گزارش، او همچنین حاضر به ارائه هیچ سند هویتی و یا بیمه نشده و تنها دو شماره تلفن داده است که هردو شماره هم تاکنون همانطور که انتظار هم می رود در دسترس نبوده اند.
صاحب خودرو خود را به عنوان یکی از کارکنان زندان اوین با نام اکبری معرفی کرده و تاکید داشت در زندان اوین همه من را می‌شناسند! و به دنبال سوال دختر موسوی که شغلت در اوین چیست پاسخ داده بود این دیگر بماند.

پس از حبس غیر قانونی میرحسین موسوی و زهرا رهنورد بارها و بارها فرزندان ایشان مورد تهدید علنی و غیر علنی، تهدیدهای جانی، شغلی و حیثیتی از جانب نیروهای امنیتی قرار گرفته بودند. تماسهای تلفنی مکرر و تهدید به حبس و بازداشت از جمله مواردی است که بارها از سوی دختران میرحسین موسوی اعلام شده است.
تهدیدهایی نظیر این که به خاطر خبرهایی که از وضع پدر و مادرتان می دهید ممکن است هر اتفاقی برایتان بیافتد…تنهایی به خرید نروید… اگر اتفاقی برایتان بیافتد خودتان مقصر هستید…یا این که نظام هیچ گونه صیانتی از شما نخواهد کرد و…
طی یکسال گذشته و پس از اینکه میرحسین موسوی و زهرا رهنورد در حبس خانگی به سر می برند، خانواده وی نیز به گونه های مختلفی تحت آزار و اذیت و فشار بوده اند.
جلوگیری از تدریس در دانشگاه الزهرا و نیز ممانعت از جذب دختر دیگر در اداره متبوع از جمله موارد پیشین است .
دو سال پیش نیز در تصادفی ساختگی در خیابان جمهوری ماشینی به شدت به خودروی مهندس موسوی کوبید که موجب ضربدیدگی شدید موسوی و بستری شدن موقت رهنورد شد.
تعقیب و تحت نظر گرفتن دختران میرحسین موسوی موضوع تازه ای نیست و آنان همواره زیر نگاه نیروهای امنیتی بوده اند. اما به نظر می رسد که این روزها بر شدت آن افزوده شده است.
کلمه همچنین گفته  که از این خودرو تصویری در دست هست که در صورت لزوم منتشر خواهد شد.


 
 

Things you can do from here:

 
 

درخواست هاشمی از مهدی خزعلی برای پایان دادن به اعتصاب غذا

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via .: سحام نيوز :. by سحام on 3/12/12

سحام نیوز: در پی تشدید وخامت جسمی دکتر مهدی خزعلی در زندان به دلیل اعتصاب غذا و تقاضای اعضای خانواده وی از هاشمی رفسنجانی، ایشان با ارسال پیغامی از وی خواست تا به اعتصاب غذای خود پایان دهد.

سایت آفتاب نوشته است که "براساس اطلاع واصله از یک منبع آگاه در دفتر رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، پیرو درخواست هاشمی، مهدی خزعلی به اعتصاب غذای خود پایان داده است."

هنوز صحت و سقم خبر توقف اعتصاب غذای این زندانی سیاسی مورد تایید قرار نگرفته، اما خبرگزاری ایلنا از پایان اعتصاب غذای خزعلی بعد از دو ماه خبر داده بود که دقایقی قبل این خبر را از روی خروجی خود حذف نمود.

 

 


 
 

Things you can do from here:

 
 

استقبال گسترده از گزارش احمد شهید علی رغم واکنش عصبانی لاریجانی در ژنو

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via .: سحام نيوز :. by سحام on 3/12/12

سحام نیوز: کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران (گزارش از ژنو و نیویورک)‌- امروز دوشنبه ۲۲ اسفند احمد شهید گزارشگر ویژه سازمان ملل به ارائه گزارش خود پرداخت و کشورهای مخالف و موافق و نیزنماینده ایران نیز به طرح سوالات و اظهارنظر در مورد محتوای گزارش وبرنامه آینده و دستورکار گزارشگر پرداختند. از نقاطه برجسته این جلسه عصبانیت جوادلاریجانی رییس ستادحقوق بشرقوه قضاییه و استفاده از ادبیاتی بود که رییس جلسه را وادار به قطع سخن وی کرد. او ازجوادلاریجانی خواست که ادبیات متناسب با جلسه به کار گیرد. همچنین میزان حمایت از دستور کار گزارشگر ویژه واستقبالی که ازموارد مطرح شده در گزارش توسط وی صورت گرفت این احتمال را بیش از پیش افزایش داده است که ماموریت وی یک سال دیگر تمدید شود.

‎منابع دیپلملتیک در ژنو به کمپین گفتند که احتمال تمدید ماموریت شهید برای یکسال دیگر بسیار بالا است.

‎یکی از دیپلمات های حاضر درجلسه به نماینده کمپین بین المللی حقوق بشر در ایران گفت: « اینکه نماینده هیات ایرانی ( جوادلاریجانی) هیچگاه به پاسخگویی در خصوص موارد مطرح شده در گزارش ها نمی پردازد و حملات شخصی را برعلیه گزارشگر ویا کشورهای عضو شورا تکرار می کند، این پیام را به کشورهای عضو می دهد که ایران به صورت تعمدی می خواهد با منحرف کردن افکاراعضا از انچه در حال رخ دادن در کشورش است، رسیدگی به موارد را به تعویق بیاندازد.»

‎گزارش شهید در شرایطی به شورا ارائه شد که رسانه های حکومتی حملات شدیدی علیه وی را بطور هماهنگ شده در روزهای اخیر آغاز کرده اند و مطالب دور از حقیقتی را در زیر سئوال بردن ماموریت وی بدون پرداختن به محتوی گزارش وی چاپ کرده اند. برای مثال در روز شنبه روزنامه ها و خبرگزاریهای داخلی ادعا کردند که گزارش شهید « بدون توجه به پاسخ مستند و دقیق ۳۰۰ صفحه‌ای جمهوری اسلامی» تنظیم شده است که اساسا خلاف واقع است چرا که جمهوری اسلامی از اوایل ماه ژانویه ۲۰۱۲ این گزارش را در اختیار داشته است اما هیچ پاسخی به محتوی آن ارائه نکرده است. فقط امروز در حین سخنرانی شهید در شورا نمایندگان ایران مطلبی چند ده صفحه ای که ادعا میشود در پاسخ به گزارش است به وی دادند.

‎آقای شهید درسخنان خود به همکاری نکردن حکومت ایران برای حضورش در کشور و نیز پاسخ ندادن به مواردی که در گزارشش آمده بود اشاره کرد. او همچنین از اینکه هیچ گفت وگوی نهادی به خاطر این همکاری نکردن رخ نداده است از فقدان خواست و اراده برای همکاری با دستور کار گزارشگر توسط مقامات ایران گفت. اگر چه آقای شهید در گزارش خود از مصاحبه با دهها تن از قربانیان نقض حقوق بشر و شاهدان سخن گفته بود ولی برای اولین بار و در برابر انتقاداتی که مقامات ایرانی طی چند روز گذشته نسبت به صحت ادعاهای او با توجه به بازدید نکردن از کشور مطرح کرده بودند اعلام کرد که با ۱۶۳ نفر از شواهد درجه اول -قربانیان نقض حقوق بشر- در داخل و خارج کشور صحبت کرده است و این صبحت ها نقطه نظرات سازمان های بین المللی حقوق بشری و مدافعان حقوق بشری را تایید می کردند. اینکه این ۱۶۳ تن از شواهد درجه اول بود توجه زیادی را در میان دیپلمات های حاضر درجلسه ایجاد کرد.

‎او سپس به بخش های مختلف گزارش خود پرداخت. علاوه بر آن به طرح حکم ۱۸ سال زندان برای عبدالفتاح سلطانی و شش سال حکم نرگس محمدی اشاره کرد و خواستار آزادی فوری آنها شد. او با اشاره به افزایش بسیار زیاد در تعداد اعدام ها در کشور خواستار توقف فوری اعدام در کشور شد. گزارشگر ویژه ضمن استقبال از اینکه قانون سنگسار از قانون مجازات اسلامی حذف شده است گفت که چنین حکمی براساس حکم فتوای قضات می تواند هنوز صادر و اجرا شود. او از آزادی پرستو دوکوهکی، مرضیه رسولی و سهام بورقانی استفبال کرد ولی درعین حال به پرونده زندانیان عقیدتی همچون نسرین ستوده، بهاره هدایت،عبدالله مومنی، یوسف ندرخانی اشاره کرد و همچنین خواستار آزادی فوری میرحسین موسوی و مهدی کروبی شد.

‎پس از سخنان احمدشهید، جوادلاریجانی میکروفون را به دست گرفت و با لحنی عصبانی و با ادبیاتی که متعارف چنین جلساتی نیست حمله لفظی به گزارش را آغاز کرد. او با «نادان» و «مغرض» خواندن احمد شهید گفت که روند جاری در شورای حقوق بشر «پدیده جدیدی» است که تحت تاثیر «سلطه آمریکا و متحدان اروپایی اش و مافیای صهیونیستی» است. آقای لاریجانی در حالی این روند را یک پدیده جدید خواند که پیش از خوانده شدن گزارش ایران، در همان جلسه بلافاصله قبل از شروع رسیدگی به گزارش ایران، جلسه مشابهی در خصوص وضعیت حقوق بشر در برمه جریان داشت و کشورهای عضو موافق و مخالف به طرح نظرات خود در این زمینه پرداختند.

‎درجریان صحبت های جوادلاریجانی لحن وکلماتی که به کارمی گرفت تعجب حضار را برانگیخته بود به نحوی که رییس جلسه سخنان او را قطع کردو نماینده آمریکا گفت که این کشور از نماینده ایران از زبانی که متناسب با این جمع است استفاده کند. یک دیپلمات اروپایی به کمپین گفت: « رفتارنماینده ایران ( جوادلاریجانی) در حد جلسات سازمان ملل نبود. این تصور ناصحیحی است که هر اتفاقی که بخواهد در مورد ایران بافتد را به آمریکا ارتباط داد. رسانه ها و سازمان های جامعه مدنی کشورهای اروپایی و دیگر کشورها به نقض حقوق بشر در ایران حساس هستند و به همین خاطر در مورد ان صحبت می کنند.»

‎جوادلاریجانی در ادامه سخنان خود گفت که جمهوری اسلامی ایران از همکاری با مکانیسم های حقوق بشر استقبال می کند اگر چه احمدشهید را «نادان» خواند و گزارشش را گزارشی که فاقد هر گونه محتوایی است نامید.

‎بعد از اینکه کشورهای موافق و مخالف گزارش به ایران سخنان خود پرداختند و احمدشهید نیز پاسخ دیپلمات های حاضر را داد، جواد لاریجانی نیز به سخنانی پرداخت. آقای لاریجانی بار دیگر دقت گزارش را زیر سوال برد و گفت می خواهد بار دیگر تکرار کند که گزارش «مغرضانه» و «غیرحرفه ای» است و دربرگیرنده تعداد زیادی از «ادعاهای بی پایه» است. او گفت اگر یک نفر یک دروغی را صدبار مطرح کند آن دروغ را تبدیل به راست نمی کند.

‎او با اشاره به پرونده یوسف ندرخانی کشیش مسیحی که قبلا مسلمان بوده و موردش توسط بسیاری از کشورهای حاضر درجلسه مطرح شد گفت: « اجازه بدهید یک مثال بزنیم… درمورد پرونده نادرخانی…. خانم رییس در طی ۳۳ سال گذشته بعد از انقلاب هیچ فردی در ایران به مرگ یا اعدام محکوم نشده به خاطر تغییر دینش از اسلام. صدها نفر دین خود را به اسلام تغییر می دهند چرا ما باید حساس باشیم به چند نفری که دینشان را از اسلام تغییر می دهند؟ آقای ندرخانی – فقط برای اینکه نشان بدهم چقدر این گزارش دقیق است او سه اتهام دارد اول: دعوت کردن از دانش آموزان دبیرستانی بدون اجازه مدرسه و یا خانواده هایشان به خانه اش و موعظه برای آنها. این در کشور ما برخلاف قانون است. او زیر زمین منزل خود را به کلیسا تبدیل کرده است. شما می دانید که ایجاد کلیسا و یا بازسازی کلیسا در ایران بسیار راحتتر از درست کردن مسجد درژنو یا پاریس یا لندن است. اما آنها باید اجازه بگیرند. بدون اجازه هیچ کسی نمی تواند یک محلی را به یک محل عمومی مانند کلیسا و یا مسجد تبدیل کند. سوم اینکه در موعظه برای مسیحیت او به توهین به اسلام می پرداخت. مسیحیت و یهودیت در ایران ترویج می شوند. ما شماری از کنیساها کلیساها را داریم اما نیازی نداریم که بخواهیم به اسلام توهین و یا آنرا تحقیر کنیم. ما می توانیم دینی را موعظه کنیم. بنابراین در این پرونده شما می توانید بین پرونده واقعی که در دادگاه است و آن چیزی که صدبار گزارش شده را مشاهده کنید که مثلا ایران افرادی را که دین خود را تغییر می دهند اعدام می کند.»

‎در این جلسه نمایندگان اتحادیه اروپا پاکستان، کانادا، سوئد، فرانسه، اسپانیا، مکریک، نروژ، بلژیک، اتریش، اکوادر، سوییس، استرالیا، سریلانکا، انگلیس، کوبا، آلمان، آمریکا،ونزوئلا، زیمباوه، سوریه، اسلواکیا، جمهوری چک، روسیه سفید، ژاپن، چین، برزیل، مالدیو به ایراد سخن در مورد گزارش احمدشهید پرداختند. نکته جالب توجه آنکه کشورهایی مانند سوریه، کوبا، زیمباوه، پاکستان، روسیه سفید و ونزوئلا که خود در نقض آزادی های فردی و اجتماعی شهروندان خودشان نقش زیادی دارند به انتقاد از مکانیسم «گزارشگرویژه کشوری» پرداختند واز مکانیسم های دیگر مانند بررسی دوره ای وضعیت حقوق بشر حمایت کردند. اکوادربا اینکه با ایران روابط خوبی دارد گفت که همکاری نکردن حکومت با شهید مانع بزرگی است و درخواست همکاری داد.

‎نکته جالب توجه دیگر آنکه چندین کشوراز جمله کشور آلمان ازگزارشگر خواستند که در مورد تاثیر تحریم ها روی مردم تحقیق کند. آقای شهید در پاسخ به این سوال گفت بررسی چنین موضوعی با رفتن او به ایران محقق خواهد شد. او گفت که برای مردم ایران خیلی احترام قائل است ولی ایران به تعهدات خود نمی پردازد. درواقع درحالی که دولت ایران و یا برخی سازمان های غیردولتی حامی حکومت ایران از نقض حقوق بشر به خاطر وجود تحریم ها سخن می گویند، به دلیل اجازه ندادن به احمد شهید برای بازدید از کشور، وی نمی تواند با مردم صحبت کند و از پیامدها و نتایجی که تحریم ها می تواند در زندگی روزمره و موضوعاتی مانند توسعه، آموزش و بهداشت داشته باشد در گزارش خود بیاورد.

 

‎نقطه نظرات کشورهای حامی و منتقد گزارش ( خلاصه‌ای از مواردمطرح شده)

‎نماینده پاکستان در سخنان خود به دفاع از ایران پرداخت واز دستورکارهایی که تنها به کشورها می پردازند انتقاد کرد.

‎درادامه نماینده کانادا به انتقاد از افزایش اعدام و شکنجه در ایران پرداخت. نماینده کانادا همچنین به وضعیت اقلیت های مذهبی و آزار واذیت آنها از جمله بهاییان، صوفی ها(دراویش)و سنی ها اشاره کرد. او همچنین گفت که در ایران آزادی بیان وجود ندارد: « صدای شهروندان ایرانی باید شنیده شود» و افزود که حکومت ایران باید توسط جامعه مدنی اش پاسخگو نگهداشته شود. او همچنین از دستیگری روزنامه نگاران انتقاد کرد و از گزارشگر ویژه سوال کرد چه فعالیت هایی را برای آینده در نظر دارد؟ و دیگر در مورد سنگسار پرسید که آیا حذف آن از قانون باتوجه به اینکه قضات روحانی هنوز می توانند چنین حکمی را صادر کنند را توضیح دهد؟

‎نماینده سوئد نیز به انتقاد از افزایش اعدام در ایران، از موضوع آزار واذیت اقلیت مذهبی بهایی، بازداشت روزنامه نگاران و افزایش سانسور و حقوق دانشجویان سخن گفت. او از «روح گفت وگو» که در گزارش آقای شهید بود قدردانی کرد. نماینده فرانسه نیز موضوع اعدام ها را مورد انتقاد شدید قرار داد و خواستار توقف انشای حکم اعدام به خصوص اعدام نوجوانان شد. بازداشت های خودسرانه روزنامه نگاران، دانشجویان و فعالان حقوق بشر نیز از موضوعات دیگری بود که او ذکر کرد.

او همچنین به ۱۸ سال حکم زندان برای دفاع شجاعانه عبدالفتاح سلطانی از زندانیان سیاسی اشاره. مورد آقای سلطانی توسط بسیاری از نمایندگان کشورها در طول جلسه ذکر شد.
‎نماینده اسپانیا نیز به موضوع افزایش اعدام ها پرداخت. او از حکومت ایران خواست که اجازه بدهد احمد شهید وارد کشور شود. نماینده مکزیک هم از گزارش شهید استقبال کرد و گفت با آنکه نتوانسته وارد ایران شود ولی گزارش متعادلی تهیه کرده که نشان دهنده حرفه ای گری اوست. نماینده نروژه هم موضوع خشونت های بعد از انتخابات و آزادی بیان و اجتماعات را که نقض شده و دستگیری سران معترضان، دانشجویان و فعالان سیاسی را مطرح کرد. او همچنین در مورد احکام نرگس سلطانی و عبدالفتاح سلطانی سخن گفت وآن را مورد انتقاد قرارداد. نماینده نروژه هم به آمار اعدام ها و افزایش آن پرداخت و گفت این کشور با اعدام مخالف است و پرونده نادرخوانی را مطرح کرد.

‎نماینده بلژیک هم درصف انتقاد از وضعیت حقوق بشر در ایران بود. آزادی بیان و اجتماعات و دستگیری روزنامه نگاران و مدافعان حقوق بشر و انتقاد از وضعیت آزادی آنها و نیز آزار واذیت سیستماتیک اقلیت های مذهبی به خصوص بهاییان از جمله مواردی بود که وی مطرح کرد.

‎نماینده اتریش گفت که از حمایت کنندگان جدی دستور کار شهید است و موضوع اعدام ها و افزایش اعدام های در ملاء عام را مورد انتقاد قرار داد. موضوع حفاظت از روزنامه نگاران و در زندان بودن ۴۲ روزنامه نگار در زندان و مهاجرت بسیاری از آنها به خارج از کشور موضوع دیگیری بود که او به آن پرداخت و از شهید خواست که به موضوع روزنامه نگاران بیشتر بپردازد.

‎نماینده اکوادر گفت که به گزارش با دقت زیاد نگاه کرده اند و در ادامه گزارشگری ویژه درمورد کشورها را مورد انتقاد قرار داد و خواستار بررسی وضعیت کشورها در قالب بررسی دوره ای وضعیت حقوق بشر شد. اگر چه او از ایران خواست که نماینده کمیساریای حقوق بشر وارد کشور شود. او همچنین به انتقاد از تحریم ها پرداخت و از اثرات آن روی نقض حقوق بشر سخن گفت.

‎نماینده سوئیس سپس به وضعیت اعدام ها پرداخت و افزایش آن را محکوم کرد. موضوع وضعیت کردها، بهایی ها و فعالان سیاسی از جمله موضوعاتی بود که وی مطرح کرد. او همچنین از آقای شهید پرسید چطور می شود وضعیت را بهتر کرد؟

‎نماینده استرالیا نیز به انتقاد از افزایش اعدام هادر ایران پرداخت. موضوع دستگیری فعالان سیاسی و وضعیت اقلیت های مذهبی و انتقاد از نبود آزادی بیان و اجتماعات از موضوعات دیگری بود که وی از آن سخن گفت. او گفت قانون مجازات اسلامی جدید ایران هنوز حقوق زنان و اقلیت ها را نقض می کند. او گفت که ایران از سال ۲۰۰۵ اجازه نداده که نمایندگان سازمان ملل وارد کشور شوند و خواستار همکاری ایران با مکانیسم های سازمان ملل شد.

‎نماینده سریلانکا همچون نماینده پاکستان از وجود مکانیسم گزارشگر ویژه انتقاد کرد و گفت که چنین مکانیسمی می تواند به سیاسی شدن دستور بپردازد.

‎نماینده انگلیس گفت که از ماموریت شهید کاملا حمایت می کند و با ارزیابی اش موافق است. موضوع بازداشت های خودسرانه و افزایش آن، کنترل رسانه ها، استفاده بیش از حد از حکم اعدام، نشان ندادن هیچ نشانه ای برای همکاری از جمله موارد مطرح شده توسط او بود. سوال کرد که چه همکاری از سوی مقامات ایرانی در خصوص مواردی که مطرح شده از سوی مقامات ایرانی دریافت کرده است؟ او همچنین از ارزیابی او در خصوص حبس خانگی رهبران معترضان گفت؟

‎نماینده کوبا گفت نیز به سیاسی بودن و استانداردهای دوگانه کمیته حقوق بشر به خاطر قعطنامه های مخصوص یک کشور و دستورکارهای گزینشی پرداخت. او گفت که در زمان شاه که این حکومت طرفدار ایران بود چشمانش را روی نقض حقوق بشر در ایران بسته بود و بعد از انقلاب به انتقاد از ایران پرداخت.

‎نماینده آلمان نیز گزارش شهید را سازنده خواند و گفت آن کشور ازدستور کار وی کاملا حمایت می کند و از حکومت ایران خواست با او همکاری کند. موضوع تبعیض اقلیت های مذهبی و قومی (بهاییان وکردها به خصوص)، آزار واذیت روزنامه نگاران و فعالان سیاسی منتقد، شماربسیارزیاد اعدام ها از جمله موارد بود که به آن اشاره کرد. موضوع یوسف ندرخانی هم درسخنان وی مطرح شد.

‎موضوع بازداشت و حصرخانگی میرحسین موسوی، مهدی کروبی و زهرا رهنورد و آزادی اجتماعات وازادی بیان و اعدام هم در سخنان نماینده آمریکا مطرح شد.
‎نماینده زیمباوه نیز از جمله کشورهایی بود که به انتقاد از مواضع دکترشهید وبرخی کشورهای غربی در انتقاد از وضعیت حقوق بشر در ایران پرداخت.

‎نماینه سوریه نیز به حمایت از ایران پرداخت و اقدام گزارشگر ویژه را یک حرکت سیاسی خواند. او گفت که این کار آمریکا و متحدان آن است.
نماینده اسلونی هم به انتقاد از وضعیت حقوق بشر و به خصوص مجازات اعدام پرداخت. نماینده کشور چک هم از گزارش شهید تشکر کرد و گفت نگرانی جدی در زمنینه نقض حقوق بشر در ایران دارد. او به انتقاد از قوانین ایران پرداخت به خصوص قانون مجازات اسلامی. او گفت در سال ۲۰۱۱ طبق گزارش از همه جای دنیا بیشتر دستگیر شده اند. او گفت که آیا در گزارش های بعدی خودت در خصوص وضعیت رسانه ها بیشتر خواهید نوشت؟

‎روسیه سفید نیز خواستار بررسی وضعیت کشورها در مکانیسم بررسی دوره ای حقوق بشر در کشور ها شد. او همچنین به انتخابات اخیر ایران اشاره کرد و آن را نشانه حمایت گسترده مردم از حکومت و سیاست های آن خواند.

‎ژاپن نیز از ایران خواست که حکومت تهران اجازه بدهد که احمدشهید به ایران سفر کند و با مکانیسم های حقوق بشر سازمان ملل به اندازه کافی همکاری کند. او گفت که جای بسیاری برای بهبود وجود دارد.
نماینده برزیل روی نقش همکاری تاکید کرد. او همچنین با اشاره به عدم دسترسی به کشور حضور شهید در ایران شد. او از آزار واذیت سیستماتیک جامعه بهاییان سخن گفت و همچنین پرونده یوسف ندرخانی.

‎نماینده مولداوی هم خواستار همکاری ایران بااحمدشهید شد و وضعیت حقوق بشر در ایران را نگران کننده خواند.
موسسه مطالعات زنان از جمله سازمان های غیردولتی طرفدار دولتی بود که پس از جامعه بین المللی بهاییان میکروفون را در دست گرفت.

‎حسن نائب هاشم نماینده سازمان غیردولتی سودویند اتریش نیز به بخش هایی که در گزارش شهید می توانست اشاره کند پرداخت و گفت که از زمانی که گزارش خود را آغاز کرده نقض حقوق بشر گسترده ای در ایران رخ داده است.

‎در ادامه این نشست شورا در ژنو، انتظار میرود در اواخر هفته آینده قطعنامه ای برای تمدید ماموریت آقای شهید ارایه شود و احتمال قوی تصویب این قطعنامه وجود دارد.


 
 

Things you can do from here:

 
 

۱۳۹۰ اسفند ۲۲, دوشنبه

شرح حالِ دیدارم با آقای خاتمی

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 


حسین نقاشی
تاکید می کنند: نمی توانم تصور هرج و مرج و آشوب و جنگ داخلی را بکنم. می خواهند به من فحش بدهند،بدهند...


 

به بهانه ی مجمع سالیانه انجمن اسلامی دانشگاه تهران آمده بودم به تهران و این آمدم همزمان شده بود با "ماجرای رایِ غیر منتظره سید محمد خاتمی"،از این رو رفتن و دیدن و ملاقات حضوری را بر هر امر دیگری ترجیح دادم و یکشنبه در پسِ ادای نمازِ ظهر و عصر با او به سخن نشستم...


شرح حالِ این دیدار:

 

(۱) ایشان به دماوند رفته بودند تا در واقع به نوعی قهر سیاسی داشته باشند با این انتخابات.انتخاباتی که مغایر با شروط مطرح شده از سوی ایشان بود.شاید تا حدودی این کار شبیه اقدام برخی از مقامات عالی رتبه نظام بود در انتخابات شورای شهر دوم تهران... آنگاه که اعضای نهضت آزادی و ملی مذهبی‌ها و....حق حضور و کاندیدا شدن داشتند و از نظارت استصوابی خبری نبود و این نو برگزاری انتخابات به مذاق‌ها خوش نمی آمد...

 

(۲)  به گفته آقای خاتمی در روز ۵ شنبه خبرهای موثقی به ایشان رسید که عده‌ای در ملاقات با برخی از مقامات در صددند که طرحی نو در افکنند.این طرح اینچنین بودِ که :



"انتخابات روزِ جمعه که پُر شور انجام خواهد شد و سید محمد خاتمی و مجمع روحانیون مبارز و سایر اصلاح طلبان همراه‌شان نیز به مانندِ رضا پهلوی و منافقین و .... رسما این انتخابات را تحریم کرده اند.تحریم عین معاندت و براندازی است.پس باید بساطِ اینها نیز جمع شود و کلک فتنه به کل کننده شود.روزِ شنبه نیز اعلام جشن ملی خواهد شد و از همان عصر تصفیه حساب آغاز می شود...."

 

(۳) آقای خاتمی تاکید می کند که اساسا از ابتدا موافق تحریم انتخابات نبوده و این کار را دارای بار حقوقی‌سیاسی خاصی می داند.از دیدِ ایشان در انتخاباتِ همین مجلس دستِ کم تا ۵۰ درصد مردم مشارکت می کردند و در این اوضاع و احوال اساسا تحریم معنایی ندارد.کسی تحریم می کند که مطمئن باشد مشارکت را به پایین ۲۰ درصد می تواند بکشاند.از این رو دو امر مشارکت در معرفی کاندیدا و لیست انتخاباتی دادن با رای دادن شخصی را از هم جدا می کنند.و همچنین معتقدند می بایست حدااقل یک هفته زودتر این تفاوت فازِِ خود را در بحث تحریم انتخابات پر رنگ تر مطرح می کردند....

 

(۴)  با این حال می گویند این تصمیم و آن روزِ شبی که بر ایشان گذشت، یکی از سخت‌ترین روز و شبهایِ شان بود.از عواطفی که از هواداران می توانست جریحه دار شود تا اهلِ بیتِ منزلِ خودشان... با توجه به فرصت محدودِ پیشِ رو،تنها توانستند با تعدادِ کمی از افراد غالبا مجمعی مشورت کنند و نهایتا رای به "جمهوری اسلامی" را به صندوق می اندازند...

 

(۵) تاکید می کنند که من وجدانا نمی توانستم بپذیرم که باز بگیر و ببند و ایذاء برایِ هواداران و فعالان ایجاد شود.از این امر ناگزیر بودم.شاید تحلیلم که مبتنی بر پاره‌ای اخبار بود به وقوع نمی پیوست و اتفاقی نمی افتاد ولی نمی توانستم این ریسک را بکنم....

 

(۶) به گمانشان این ترفند و برنامه از سوی هواداران احمدی نژاد برایِ خارج شدن از زیرِ ضرب،طراحی شده بود.با توجه به اختلافاتِ آشکار هوادارانِ آقایِ احمدی نژاد و هواداران مقامات عالی رتبه نظام،می خواستند با پیاده کردن این طرح و به زیرِ ضرب بردن اصلاح طلبان خود را از زیر فشار و ضرب خارج کنند.نمونه‌اش طرح سئوال از رییس جمهور در همین هفته در مجلس! ...با گرفتن این طرح فضای سیاسی کشور مجددا تا چند ماه تحتِ تاثیر قرار می گرفت...

 

(۷) نکته آخر اینکه ایشان تاکید دارند که من برانداز نبوده و نیستم!..من نمی دانم پس از جمهوری اسلامی چه خواهد شد؟!نمی توانم تصور هرج و مرج و آشوب و جنگ داخلی را بکنم....می خواهند به من فحش بدهند،بدهند... من این هستم.من خود را از انقلاب و اصلِ نظام جمهوری اسلامی جدا نمی دانم.پس از من توقع بی‌جا نداشته باشند....

 

پ.ن۱: من نسبت آنچه گفته شد متقاعد نشدم.معتقدم که با توجه به وضعیت و اوضاع داخلی و خارجی و بحرانِ اقتصادی حاکم در کشور اساسا توان و امکانِ یک سرکوب و بگیر و ببند دوباره در حجم وسیع وجود نداشت.در هر صورت از آنجا که دلیل رای دادنِ ایشان مبتنی بر انگیزه‌ای شرافتمندانه بوده،من تنها به آن احترام می گذارم در عین حال که همچنان منتقدش هستم!

 

پ.ن۲: من همچنان سید محمد خاتمی را دوست دارم و او را برایِ تمام سالهایی که برای عمران و آزادی و سرفرازی این مرز و بوم تلاش کرده،می ستایم.

 

پ.ن۳: در این دیدار این حس را داشتم که خاتمی کاملا نیاز به گفتگو و متقاعد کردن دوست داران و هوادارانش را دارد.با اینکه با وقتِ قبلی نرفته بودم به مدتِ بیش از ۴۰ دقیقه سخن گفت و نقد شنید! ..این رفتار برایِ من خرسند کننده است.امروز نیز جمعی از اعضای انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران در صدد بودند به دیدارش بروند.از او بپرسند و پاسخی در خور بشنود.

 

پ.ن۴: این متن اساسا در برابرِ تمام کسانی که در این چند روز انواع و اقسامِ توهین‌ها و پرخاش‌های ناروا و غیرمتمدنانه را در حق "خاتمی" روا داشته اند،ساکت خواهد بود و قضاوت را به عقول سلیم مخاطبین خواهد نهاد.



منبع: گوگل پلاس



نظرات وارده دریادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.


 
 

Things you can do from here:

 
 

۱۳۹۰ اسفند ۲۱, یکشنبه

افشای ترکمانچای ارزی، یارانه دوسال ۷۰ میلیون ایرانی با یک امضا کجا رفت؟

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via .: سحام نيوز :. by سحام on 3/10/12

سحام نیوز: سرانجام بعد از گذشت سه سال، جزئیات یکی از زیان بار ترین قراردادهای اقتصادی بعد از انقلاب با کشور چین برملا شد.

به گزارش بازتاب، سه سال قبل مطابق با یک قرار داد عجیب، دولت ایران درآمد حاصل از فروش نفت را نزد دولت چین در اختیار این کشور می گذارد تا به عنوان پشتوانه ال سی های خرید کالای چینی برای ایران استفاده گردد.
بنابر این قرارداد، دولت چین علاوه بر آن که پول خرید نفت ایران را نزد خود نگه می دارد ، مدیریت این پول را نیز به عهده دارد و خود این پول را به ارزهای مختلف می تواند تبدیل کند.
یکی از نکات جالب و البته تاسف بار در این قرارداد، این بوده است که دولت چین ، هیچ گونه تعهدی نسبت به نتیجه اقدام خود ندارد و اگر به خاطر اشتباه سهوی یا عمدی دولت چین بخشی از سود یا اصل پول ایران با نوسانات نرخهای ارز از بین برود، مسئولیت آن بر عهده ایران است.

اما ترکمانچای بودن این قرارداد به اینجا ختم نشده و سایر مفاد قرارداد عجیب تر است؛ از جمله اینکه دولت چین برای افتتاح ال سی یا فروش نسیه کالا به ایران، در حالی که پول نقد ایران به عنوان پشتوانه در اختیار آن است، اقدام به دریافت بیمه از ایران می کند که امری عجیب و کم سابقه در بانکداری جهان است.
این موضوع به این معناست که فروشنده در حالی که مبلغی بسیار بیشتر از پول کالا به صورت نقد در اختیار دارد، اقدام به کشیدن درصد قابل توجهی بر روی مبلغ کالا به عنوان حق بیمه یا هزینه ریسک کرده که این مبلغ در سالهای قبل ۴ درصد بوده و احتمالا در شرایط فعلی به دو برابر این رقم افزایش یافته است که در مقیاس کلی میلیاردها دلار می شود.

محور سوم این قرارداد ترکمانچای، عدم استفاده کامل ایران از انبوه سرمایه کشور است که نزد چین سرمایه گذاری شده است و گفته می شود این رقم در حال حاضر از مرز ۲۵ میلیارد دلار گذشته است.
به بیان دیگر، ۲۵ میلیارد دلار از سرمایه کشور طبق این قرارداد در اختیار دولت چین می باشد، اما به جای پرداخت سود به ایران، از ایران مبالغ سنگینی به عنوان بیمه و ریسک دریافت می شود.

برای مشخص شدن ابعاد زیان کشور از محل این قرارداد، تنها به ذکر این نکته بسنده می کنیم که اگر این مبلغ هنگفت به جای سپرده گذاری نزد برادران چینی به خرید طلا اختصاص یافته بود، طی این مدت ارزش آن چندین برابر شده بود و علاوه بر آنکه اصل ۲۵ میلیارد دلار موجود بود، حدود ۵۰ میلیارد دلار دیگر که یارانه دو سال مردم است، سود عاید ایران شده بود.
هرچند مطابق قانون امکان افزایش محورهای سوال از رئیس جمهور نیست، نمایندگان سوال کننده از احمدی نژاد در حاشیه سوالات خود به این موضوع هم اشاره ای کلی کنند، به ویژه که یکی از سوالات مربوط به عدم پرداخت بودجه مصوب مترو از ذخیره ارزی است که مسوولان دولتی خالی بودن این صندوق را بهانه می کردند و اینک برخی زمینه های آن روشن شده است.


 
 

Things you can do from here:

 
 

در پی افشای ترکمانچای ارزی، سایت بازتاب فیلتر شد

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 


جـــرس: در پی افشای امتیازدهی فاحش دولت جمهوری اسلامی به چین موسوم به "ترکمانچای ارزی"، سایت اصولگرای بازتاب، مشمول فیلترینگ توسط نهادهای امنیتی شد.


سایت بازتاب، با انتشار جزئیاتی از قرارداد بین ایران و چین، آن را قرارداد ترکمنچای ارزی خوانده و نوشته بود "سه سال قبل مطابق با یک قرار داد عجیب، دولت ایران درآمد حاصل از فروش نفت را نزد دولت چین در اختیار این کشور می گذارد تا به عنوان پشتوانه ال سی های خرید کالای چینی برای ایران استفاده گردد.بنابر این قرارداد، دولت چین علاوه بر آن که پول خرید نفت ایران را نزد خود نگه می دارد ، مدیریت این پول را نیز به عهده دارد و خود این پول را به ارزهای مختلف می تواند تبدیل کند.


کلمه با انتشار فیلترینگ بازتاب، گزارش داده است که این تارنما پیش از این نیز مشمول فیلترینگ توسط نهادهای امنیتی و قضایی شده بود.


فؤاد صادقی سابقا سردبیری این سایت نزدیک به محسن رضایی را بعهده داشت، که بعد از فیلترینگ بازتاب، وی سایت آینده نیوز را راه اندازی کرد، که آن سایت نیز، در پی دستگیری کادر آن، تعطیل شد.



 
 

Things you can do from here:

 
 

خاتمی: باید از فضای امنیتی به فضای باز و سالم و قانونی سیاسی گذر كرد

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 


در دیدار با دانشجویان
 جــرس:  جمعی از اعضای شورای مركزی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه تهران و دانشگاه علوم پزشكی تهران همراه با چند تن از اعضاء موثر این انجمن در دوره های مختلف با سید محمد خاتمی دیدار و گفتگو كردند.


به گزارش تارنمای انجمن تهران، در آغاز این دیدار محمد خاتمی ضمن سپاسگزاری از حضور این فعالان دانشجویی اعلام كرد كه آماده شنیدن نظرات است و از انجمن به خاطر زحماتی كه برای انقلاب و كشور و زنده نگاه داشتن فضای دانشگاه كرده و می كنند تشكر كرد.


بر پایه این گزارش، آنگاه چند تن از حضار مطالبی را بیان كردند، که بخشی از آن به این شرح منتشر شده است:

"ما با نظام قهر نیستیم ولی نگران و ناراحت از این هستیم كه مردم با آن فاصله بگیرند. ما نباید امكان صندوق را بر روی خود ببندیم گرچه حساب اشخاص تاثیر گذار با افراد عادی فرق می كند.
تلقی خیلی از ما از موضع شما و اصلاح طلبان منع مردم از شركت در انتخابات نبود ولی چه بسا چنین برداشتی در بعضی از اذهان بوجود آمد كه می بایست با شفافیت رفع چنین سوء تفاهمی می شد.
بعضی اعتراض ها مبتنی بر منطق اقتدارگرائی است كه از سوی هر طرف كه باشد محكوم است.اینكه گفته شود كه مردم فقط كسانی هستند كه حرف ما را گوش می كنند به همان اندازه غلط است كه گفته شود كسی كه حرف ما را گوش نكرد مسلمان و انقلابی نیست."


اعضای انجمن تاکید کردند: "بسیاری از دوستداران شما بر این عقیده اند كه شما نگران خودتان نبوده و نیستید بلكه نگران سخت گیریها و ایجاد تنگناهای بعدی و بیشتر برای كل جریان بوده اید ولی قبول كنیم كه اقدام شما موجب شوك در خیلی از افراد شد.
اقبال عمومی به شما ناشی از این است كه مردم شما را دلبسته به كشور و مصالح و دارای صداقت و غیر منفعت طلب می دانند و طبعا از خود می پرسند كه اگر خاتمی روزی با صندوق قهر كند چه می خواهد بكند؟
امام یكی از اصول ماست هرچند معتقد نیستیم كه امام معصوم بود ولی بپذیریم كه چارچوب اندیشه و حركت ما امام است و باید آنرا حفظ كنیم."


همچنین افزودند: "بسیاری از ما رای دادیم ولی با دل پرخون و نگران به امید اینكه منفذی برای گشایش امور و برون رفت از این وضعیت ناگوار باز یا بازتر شود.
دوست داریم كه گشایش در امور پیش آید و مطمئن هستیم كه اگر چنین شود بسیاری از كسانی كه رنج كشیده در این سالها هزینه زیادی پرداخته اند راضی خواهند شد و گذشت خواهند كرد."


گروهی دیگر از اعضای انجمن تهران نیز به رئیس جمهور سابق گقتند: "شما میان دو راهی گرفتار بودید اینكه رای ندادن شما تضعیف نظام است و رای دادن شما در حال گرفتاری آقایان موسوی و كروبی و خانم رهنورد و بسیاری از دوستان، خوب نیست.البته نقطه ضعف شما در اتخاذ تصمیم روشن است.
شما در زمان ریاست جمهوری گفتید نمی خواهید در این مقام در راس اپوزیسیون باشید ولی بعد از ریاست جمهوری چرا تكلیف خود را روشن نكردید.
شما به عنوان كسی كه مورد علاقه و اعتماد بخش مهمی از جامعه بودید نمی توانستید و نباید انتظار و توقع (به جا یا بی جایی) آن بخش را نادیده بگیرید.لااقل می بایست تدبیری می كردید كه این انتظار و توقع پیدا نشود یا اگر شد نمی بایست كاری كنید كه تلقی بی تفاوتی به آن پیش آید و انتظار بخشی از جامعه این بود كه شما رای ندهید .
می بایست از دو ماه پیش شفاف با مردم صحبت می كردید كه باید رای داد یا نداد و به آن عمل می كردید.
مشكل همه ما اینكه دچار انفعال هستیم و یكی از معضلات ما فقر روشن مندی و نداشتن راهبرد مشخص است.
ما نمی توانیم ذهن شما را بخوانیم ولی عمل شما گاه منفعلانه است."


این فعالان دانشجویی خاطرنشان کردند :"شما پتانسیل زیادی دارید . همین غوغائی كه از رای شما پدید آمد نشانه این ظرفیت است چرا از این ظرفیت خوب استفاده نمی شود شما پیش از حد رعایت امور را می كنید و این كاری است كه جامعه را دچار مشكل می كند."


در ادامه این نظر از سوی دانشجویان مطرح شد که "هنوز خیلی از مسائل و امور روشن نیست. ما نمی دانیم مرز اصلاح طلبی كجا است؟ آیا خط قرمزی وجود دارد آیا هر چقدر هم تنگنا ایجاد كنند و مشكلات پدید آورند باز هم باید پای صندوق رای رفت ؛ خوب نظام تعریفی دارد آیا هر چه هم از معیارها عبور شود باز هم می توانیم بگوئیم نظام است.
شما برای حضور در انتخابات شرایطی گذاشتید آیا برآورده شد؟شاید آینده ثابت كند كه كار شما درست بوده است ولی تبعات اقدام خود را از نظر دور ندارید كاش قبلاً با صراحت از حضورتان خبر می دادید كه جامعه دچار سوء تفاهم نمی شد."


چند تن از اعضای این تشکل افزودند: "حركت بر اساس عقلانیت سیاسی مستلزم انتخاب تاكتیك های مشخص است و عقلانیت مستلزم ظرفیت و پرهیز از تسلیم محض احساسات شدن است.
ما نمی توانیم و نباید خودمان دست و بال خود را ببندیم و تنگناها ایجاد كنیم كه در این صورت در درون نظامی كه اصلش را قبول داریم نمی توانیم تاثیر گذار باشیم.
به نظر می رسد كه كار شما درست بوده و نشان داد كه چه ظرفیتی وجود دارد.
بعد از امام شاهد نوعی دین سازی هستیم كه القاء می شود كه حاكمیت هم از آن پیروی می كند امروز مهمترین نیاز جامعه بخصوص برای نسل جوان نیاز به حقیقت دین و جایگاه آن در سیاست و جامعه و تبیین آن است كاری كه از جمله از افرادی چون شما بر می آید نگاه داشتن این سرمایه لازم است.
كاش طرف مقابل هم درست مبنای كار كسانی كه با همه دلخوریها آمدند و رای دادند می فهمید و به آن پاسخ مثبت می داد از جمله شاهد رهائی آقایان موسوی و كروبی و خانم رهنورد و آزادی زندانیان بودیم. ما معتقدیم اینها همه به نفع كشور و نظام است و امیدواریم چنین شود."


خاتمی: باید از فضای امنیتی به فضای باز و سالم و قانونی سیاسی گذر كرد
بعد از اظهار نظر حاضرین در این دیدار، سید محمد خاتمی به ایراد سخن پرداخت که متن کامل آن بدین شرح است :
اجازه بدهید چند نكته را درباره انجمن اسلامی دانشگاه و باورها و رویكردهای آن كه باورها و رویكردهای اصلاحات هم هست سخن بگویم.


هر چند ممكن است تكراری باشد ولی به نظرم تكرار امور مهم لازم است و باعث اهتمام بیشتر به آنها می شود.
از شاخصه های پیوستگی و دلبستگی به انجمن اسلامی و نیز اصلاحات این است كه:


ما اسلام را قبول داریم.معتقدیم كه اسلام و دین خدا محصور در چارچوب تعیین رفتار فردی و رابطه صرف انسان و خدا نیست بلكه به جامعه و تنظیم زندگی این جهانی نیز توجه دارد از جمله در سپهر سیاست و حیات سیاسی نیز دارای نظر؛موضع و رهنمود است و از همین جا مرز میان معتقدان به این امور با سكولاریسم مشخص می شود و ما و شما موظفیم در این عرصه فكری كار زیادتری بكنیم.


اما ما می گوئیم باید این اشتباه و سوء تفاهم نیز رفع شود كه معتقدان به سكولاریسم به حقوق و حرمت انسان و آزادی های اساسی و كاربرد عقل و تدبیر بشری پایبندند. ولی باورمندان به خدا و قیامت و ارزش های الهی نسبت به حقوق و سرنوشت انسان و نقش اندیشه و عمل عقلانی و حق حاكمیت آدمی بر سرنوشت خود بی تفاوتند؛خیر ما معتقدیم پای بندی به اسلام و قبول نقش آن در عرصه حیات اجتماعی و زندگی این جهانی نه تنها منافی با حقوق و حرمت مردمو آزادی های اساسی و حق تعیین سرنوشت نیست بلكه به همه این امور مهم فراخوانده است و خدا محوری با اهتمام به حق و حرمت انسان منافات ندارد و منظورمان از انسان نیز فقط انسان مسلمان نیست.همه انسانها دارای حق و حرمتند.
مگر همین قانون اساسی ما "ملت" را برسمیت نشناخته و مگر بخش مهمی از همین قانون از حقوق ملت صحبت نكرده است و برای ملت حقوق و حرمت قائل نشده است؛ملت ایران هم فقط شیعیان یا مسلمانان نیستند همه كسانی كه در این كشور می زنید و به آن دلبسته اند جزء ملت هستند هر چند كه اكثریت با مسلمانان است.


طبعا وقتی از نظام و حكومت سازگار با دین صحبت می شود نباید قوانین و ساز و كار ها مغایر با احكام شرع باشد و رعایت حق و حرمت و آزادی امور نه تنها مغایر با شرع نیست بلكه مورد تاكید آن است.
در همین قانون اساسی رای و رضایت ملت و مردم پایه استقرار حكومت دانسته شده و حكومت در برابر مردم مسئول است.


ما افتخار می كنیم كه اسلام را اینگونه می بینیم و می دانیم كه تنها با مردم سالاری و حقوق انسانی ناسازگار نیست بلكه بر آن تاكید دارد.


حال اگر كسانی طور دیگری فكر می كنند معتقدیم آنها از اسلامی كه عامل مهم حرکت انقلابی مردم بود و اسلامی كه هم تای جمهوری است دور هستند.


به هر حال اینها امور مهمی است كه بخصوص انجمن اسلامی و با حضور صاحب نظران دردآشنا و مومن باید دائما ترسیم و تبیین شود.


نكته دیگر اینكه انجمن و ما و بخش عظیمی از جامعه كه خود را اصلاح طلب می داند خود را در درون نظام تعریف می كند و بنابراین با براندازی آن مخالف است گذشته از اینكه این توهم كه می شود این نظام را برانداخت، توهم بال است.


نظام به قیمت گرانی بدست آمده است هم بلحاظ اعتقادی و هم به لحاظ عملی نمی شود و نباید از آن دست برداشت اصل نظام حاصل انقلاب بزرگی است و پشتوانه مردمی هم دارد.


البته درون نظام بودن به این معنی نیست كه انتفاد و اعتراضی نیست.ما به شیوه ها و سیاست ها و رفتارها انتقاد داریم و اتفاقا اگر بناست چیزی به نظام لطمه بزند و آن را تضعیف كند همین سیاست ها و رفتارها است و اگر ادعای اصلاح امور می شود به این معنی است كه همه به معیارهای دینی و فكری كه نظام ما می بایست داشته باشد و مورد خواست اكثریت جامعه و پاسخگوی نیاز ها و خواست های تاریخی مردم است برگردند.


من به صراحت اعلام می كنم كه همه بزرگان و عزیزان از جمله آقایان كروبی و موسوی هم همین را قبول دارند و اگر انتقاد و اعتراضی هست در درون نظام است نه علیه آن.


اینكه خط كشی شود و بعضی از بزرگان خارج از نظام و بعضی را داخل نظام بحساب آورند هم جفا به انقلاب و كشور و هم جفا به سرمایه¬های كشور و جامعه است.


خیلی ها كه خود را در درون نظام می دانند انتقادهای جدی دارند و راه و رسم بیان انتقادات را نیز راه و رسم مدنی و دوری از خشونت می دانند.


اگر مطالبه حقوق می شود همان است كه قانون اساسی ما هم برای مردم و شهروندان برسمیت شناخته است.
همین جا بگویم اگر جامعه و حاكمیت به این تفاهم برسد كه هر كس و هر چیز در جای خود قرار گیرد؛زمینه امنیت با ثبات و آرامش و پیشرفت همه جانبه فراهم می آید و بسیاری از مشكلات درمان می شودو اصلاحات هیچگاه نباید به دست خود راه های رسیدن به چنین تفاهمی را ببندد.


اما در مورد انتخابات:
ما هیچگاه انتخابات را تحریم نكردیم بلكه به صراحت گفته شد كه ندادن لیست و عدم معرفی نامزد به معنی تحریم انتخابات نیست ولی از دو سو این طور القاء شد كه اصلاح طلبان تحریم كننده انتخابات هستند بخصوص از سوی بعضی محافل تندرو و انحصار طلب در درون كشور كه می¬خواستند بهانه¬ای پیدا كنند و مدعی شوند كه اصلاح¬طلبان براندازند و از این راه تنگناهای جدیدی را ایجاد كنند.


من اطلاع دارم كه خط تحریم از درون القاء می شد و جریانهائی قصد داشتند با جا انداختن این دروغ ، نظام را به رویارویی مجدد با همه افراد و جریانها و نهادهائی بكشانند كه انتقاد و اعتراض دارند.


گرچه محدودیت زیاد است. ولی اگر این ادعا جا می¬افتاد می توانست موجب خسارت فراوان شود و آن وقت همه معترض بودند كه چرا جلو آن گرفته نشد و اگر خدای ناخواسته چنین اموری اتفاق می افتاد بزرگترین خسارت نصیب نظام و كشور و مردم می شد بخصوص اكنون كه فشار و توطئه از بیرون نیز متوجه كشور است.


وقتی شروط و شرائط انتخابات مطلوب بیان شد و همه راهها را به روی خود بسته دیدیم اصلاحات به این نتیجه رسید كه لیست و نامزد نداشته باشد ولی تصریح شد كه این امر به معنی تحریم انتخابات نیست و هیچكس هم از شركت در انتخابات منع نشد ولی فضا به سوئی رفت كه انتخابات از سوی اصلاحات تحریم شده است و با توجه به اینكه هردو طرف مدعی تحریم انتخابات ؛تبلیغات و امكانات وسیع تبلیغی داشتند برآن دامن زدند و متاسفانه ذهنیت و انتظاری در میان بخشی از نیروها بخصوص جوانان شكل گرفت.


اگر بخواهیم از خود انتقاد كنم باید بگویم كه ما نبایست بگذاریم چنین ذهنیت و توقعی پدید آید ولی به هر حال این مشكل وجود داشت.


می بایست این توهم (و بدنبال آن توطئه ای كه وجود داشت) خنثی شود و فكر می كنم شد؛ در حالیكه ما هیچگاه از اصول و موازین خود انحرافی نداشته ایم؛ما خود را در درون نظام می دانیم منتهی خواستار اصلاح و اموربه شیوه مدنی هستیم.معتقدیم باید از فضای امنیتی به فضای باز و سالم و قانونی سیاسی گذر كرد.


معتقدیم همبستگی ملی و مقابله با توطئه های درونی و بیرونی با رفع حصرها و حبس ها و سیر به سوی انتخابات سالم و مطلوب و آزاد و رقابتی پدید می آید.


معتقدیم اگر چنین شود در درجه اول همه كشور و مردم و نظام از آن بهره خواهند برد.


ما معتقدیم همچنان باید روزنه های اصلاح را بازگذاشت و تندروی را از سوی هر كس كه باشد محكوم كرد.
امیدوارم بعد از انتخابات همه و بخصوص مسئولان به ان نتیجه روشن برسند كه راه مطمئن كه درآن هم حقوق مردم تامین شود و هم زمینه پیشرفت كشور كه به نظر ما در وضعیت اقتصادی؛ سیاسی، اجتماعی و مدیریتی مطلوبی نیست فراهم آید و هم به یاری خداوند جلو بسیاری از توطئه هائی كه علیه كشور و مردم بخصوص از بیرون وجود دارد گرفته شود همین است و امیدوارم چنین شود.


 
 

Things you can do from here:

 
 

۱۳۹۰ اسفند ۲۰, شنبه

افشای امتیاز جدید ترکمنچای، این بار توسط دولت ایران به چین

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 


جـــرس: با افشای امتیاز دهی ضد منافع ملی توسط دولت جمهوری اسلامی به چین، سایت اصولگرای بازتاب، با انتشار جزئیاتی از قرارداد بین ایران و چین، آن را قرارداد ترکمنچای ارزی خواند.


به گزارش این سایت، سرانجام بعد از گذشت سه سال، جزئیات یکی از زیان بار ترین قراردادهای اقتصادی بعد از انقلاب با کشور چین برملا شد.


بر اساس این گزارش، سه سال قبل مطابق با یک قرار داد عجیب، دولت ایران درآمد حاصل از فروش نفت را نزد دولت چین در اختیار این کشور می گذارد تا به عنوان پشتوانه ال سی های خرید کالای چینی برای ایران استفاده گردد.


گزارش مذکور می افزاید: بنابر این قرارداد، دولت چین علاوه بر آن که پول خرید نفت ایران را نزد خود نگه می دارد ، مدیریت این پول را نیز به عهده دارد و خود این پول را به ارزهای مختلف می تواند تبدیل کند.


همچنین آمده است که دولت چین، هیچ گونه تعهدی نسبت به نتیجه اقدام خود نداشته و اگر به خاطر اشتباه سهوی یا عمدی دولت چین بخشی از سود یا اصل پول ایران با نوسانات نرخهای ارز از بین برود، مسئولیت آن بر عهده ایران است.


بر اساس این گزارش، اما ترکمانچای بودن این قرارداد به اینجا ختم نشده و سایر مفاد قرارداد عجیب تر است؛ از جمله اینکه دولت چین برای افتتاح ال سی یا فروش نسیه کالا به ایران، در حالی که پول نقد ایران به عنوان پشتوانه در اختیار آن است، اقدام به دریافت بیمه از ایران می کند که امری عجیب و کم سابقه در بانکداری جهان است.


این موضوع به این معناست که فروشنده در حالی که مبلغی بسیار بیشتر از پول کالا به صورت نقد در اختیار دارد، اقدام به کشیدن درصد قابل توجهی بر روی مبلغ کالا به عنوان حق بیمه یا هزینه ریسک کرده که این مبلغ در سالهای قبل ۴ درصد بوده و احتمالا در شرایط فعلی به دو برابر این رقم افزایش یافته است که در مقیاس کلی میلیاردها دلار می شود.


محور سوم این قرارداد ، عدم استفاده کامل ایران از انبوه سرمایه کشور است که نزد چین سرمایه گذاری شده است و گفته می شود این رقم در حال حاضر از مرز ۲۵ میلیارد دلار گذشته است.


به بیان دیگر، ۲۵ میلیارد دلار از سرمایه کشور طبق این قرارداد در اختیار دولت چین است، اما به جای پرداخت سود به ایران، از ایران مبالغ سنگینی به عنوان بیمه و ریسک دریافت می شود.


گزارش مذکور خاطرنشان می کند برای مشخص شدن ابعاد زیان کشور از محل این قرارداد، تنها به ذکر این نکته بسنده می کنیم که اگر این مبلغ هنگفت به جای سپرده گذاری نزد برادران چینی به خرید طلا اختصاص یافته بود، طی این مدت ارزش آن چندین برابر شده بود و علاوه بر آنکه اصل ۲۵ میلیارد دلار موجود بود، حدود ۵۰ میلیارد دلار دیگر که یارانه دو سال مردم است، سود عاید ایران شده بود.



 
 

Things you can do from here:

 
 

۱۳۹۰ اسفند ۱۲, جمعه

محمد نوریزاد: به اسم اسلام بر جهل مردمان خیمه افراشته و غارت کرده ایم

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via سایت خبری تحلیلی کلمه by kaleme.com on 3/1/12

محمد نوریزاد، نویسنده و جهادگر دوران دفاع مقدس در بیست و پنجمین نامه خود به رهبری که این هفته به دلیل انتخابات پنج شنبه منتشر کرده، نوشته است: ما به اسم اسلام در این سالهای پس ازانقلاب آدم کشته ایم و اموال مردمان خود را غارت کرده ایم و زندانهای خود را از مردم معترض پُر کرده ایم و به اسم اسلام برجهل مردمان خیمه افراشته ایم و به اسم اسلام برسراسلام و مردم و تاریخ خاک افشانده ایم. آیت الله های ما به کدام افق خیره مانده اند تا مگر فرصتی پدید آید و این غبار نفرت و انزجار از اسلام روفته گردد؟ من اما یک توفان سراغ دارم که می تواند این نجاسات را از سر و روی اسلام بروبد و چهره ی آلوده اش را خواستنی کند. و آن: خود سوزی آیت الله های ایران است.

وی که هر جمعه در نامه هایی انتقادی به رهبری به تشریح بخشی از مشکلات جامعه می پردازد، در این نامه ی خود آورده است: من اما به نوشتن های خود ادامه می دهم. روبه مردم. روبه نمایندگان نمایشی مجلس. روبه قاضی القضاتی که تجربه ی یک بازپرسی ساده در پرونده ی او نیست. رو به جوانان. رو به سپاهیان و بسیجیان. رو به همه ی آنانی که مظلومند و چشم به راه یک عنایت مختصر سر به آسمان دارند. رو به فردا. فردایی که برای درخشش ما پای می کوبد. رو به بشاراسدی که رفتنی است. رو به خیزشی که به سمت ما خیز برداشته است.

متن کامل این نامه که وب سایت رسمی محمد نوریزاد منتشر شده به شرح زیر است:

خود سوزی آیت الله های ایران

به نام خدایی که همه ی ما آیت اوییم

سلام به محضر رهبر گرامی حضرت آیت الله خامنه ای

من در این تنگنای فرصتی که همه ی ما گرفتار آنیم، می خواهم دیگرانی از جنس خودتان را و نه شما را مخاطب قراردهم. درست در اوضاع و احوالی که ما و شما غربال به دست، نمایندگان راستین مردم را پس رانده ایم و نمایندگان دلخواه یا نمایندگان بی روح و بی تپش را برگزیده ایم! و درست در شرایطی که حداقل پانزده میلیون مردم معترض تماشاگر این خیمه شب بازی ملی مایند! شما را بخدایی که دوستدار و بنده ی اویید، این همه انشقاق را بر این مردمِ آرزو به دل مپسندید. شما را بخدایی که همه ی اطوار ما در معرض و منظر اوست، یک نگاه نگران به این تنگنای ملی بیاندازید. شما در دو قدمی نیکبختی، به بخش وسیعی از مردم ایران پشت کرده اید. شما در جوار خود خدا به حقوق حداقل پانزده میلیون صاحب رأی بی اعتنا مانده اید. این جفاکاری، خدای می داند که به فرداهای مطلوبی که مدعی آنید منجر نخواهد شد. سخن از حق است. حق های پایمال مردمی که اراده ی حقوق خود را به امانت به شخص شما سپرده اند.

شما در جایگاه خود جلوس فرمایید و به غوغای من گوش دل بسپرید. باور بفرمایید من در حیرتم که چرا آیت الله های ایران عمامه از سر نمی گیرند و پای برهنه فریاد وا اسلاما سر نمی دهند و پیش چشم مردم دنیا خود را به آتش نمی کشند؟ آیت الله های ایران به کدامین معجزه دل بسته اند تا مگر آن معجزه از آسمان خدا به زیر آید و غبار غلیظی را که در این ملک بر سر اسلام و قرآن و خدا و پیغمبر و معارف دینی نشسته، پاکسازی کند؟

متاسفانه می دانم که آیت الله های ایران به آبروی خود بهای بیشتری قائلند تا آبروی اسلام. چرا که اگر به این مهم باور داشتند، یک تغییری در رفت و آمد معمول خود پدید می آوردند. این روزها آیا آبرویی برای مسلمانی ما مانده است؟ به جرات می توان گفت: نه! ما با چنان کیاستی، و با اتخاذ آنچنان رویه های منحصر بفردی، و با گسیل عربده های کفن پوش به در خانه ی مراجع و عالمان بظاهر کج رفتار، به جرات و شهامت و زبان و قلم و فتاوای آنان قفل بسته ایم و راه هرگونه تحرک معترضانه را بر آنان بسته ایم که مگر خود سوزی آنان به کار آید و کاری بکند.

ما به اسم اسلام در این سالهای پس از انقلاب آدم کشته ایم و اموال مردمان خود را غارت کرده ایم و زندانهای خود را از مردم معترض پُر کرده ایم و به اسم اسلام بر جهل مردمان خیمه افراشته ایم و به اسم اسلام بر سر اسلام و مردم و تاریخ خاک افشانده ایم. آیت الله های ما به کدام افق خیره مانده اند تا مگر فرصتی پدید آید و این غبار نفرت و انزجار از اسلام روفته گردد؟ من اما یک توفان سراغ دارم که می تواند این نجاسات را از سر و روی اسلام بروبد و چهره ی آلوده اش را خواستنی کند. و آن: خود سوزی آیت الله های ایران است.

آسیب ها و آثار مخوف کلاهبرداری های خارق العاده ی اسلامی ما را، با هیچ توصیه و توجیهی نمی توان روفت مگر این که آیت الله های ایران در اعتراض به خفتی که اسلام در این ملک دچار آن شده است، خود را به آتش بکشند. اگر آیت الله های ما به آن جهان و ایستادن در برابر خدا معتقدند که می دانم معتقدند، و قبول دارند که سکوت آنان در قبال مفسده ها و ظلم های جاری این نظام، قطعا به حساب آنان نیز گذارده می شود، خود سوزی خویش را بهترین و خدایی ترین راه برای برون رفت این سرزمین از آغوش زشتی ها و نفرت ها و بن بست ها خواهند یافت.

آیت الله های ما می توانند یک به یک و یا چند به چند، دور از چشم کفن پوشان و لباس شخصی ها و طلاب استخدامی و ماموران معذور، خود را به آتش بکشند، و پیش از آن، جلوی دوربین های ساده ای که همه جا یافت می شود، به مردم بگویند که چرا دست به این کار زده اند. گرچه با اولین خودسوزی یک آیت الله، دستگاههای اسلامی اطلاعاتی ما ممکن است همه ی آیت الله ها را در یک جا جمع کنند و کبریت و بنزین را از دسترس آنان دور سازند، اما می شود پیش از اقدام به خود سوزی، درگوشه ای به غیبت و انزوا خزید و ناگهان با انتشار خبر و فیلم خود سوزی به پهنه ی فهم و علاقه و استقبال مردمان پای نهاد.

من با اطمینان می گویم که خود سوزی آیت الله های ما کمترین هزینه ای است که می شود برای خلاصی از بختکی که به اسم اسلام بر گلوی اسلام و مردم مسلمان تیغ می کشد، متقبل شد. این خودسوزی ها می توانند موجی از سرزندگی به جان جامعه ی افسرده و رو به موت ما بدوانند و روح تازه ای به جسم این مرده ی متحرک بدمند.

مباد آیت الله های ما و طرفداران آنان، سخن مرا به طنز و مطایبه تفسیر کنند و از ذات این پیشنهادِ بدیع، توهین و اسائه ی ادب مستفاد آرند؟ نخیر، اگر آیت الله های ما تن به آتش اختیاری این دنیا نسپارند، آتش آن دنیا چشم به راهشان است. آیت الله های ما بر قتل و غارت و آسیب مردم خویش سکوت کرده اند و با همین سکوت یا با اعتراض های نیم بند و بی ضرر خود، دست حاکمیت را و دست عمله های آنان را در رواج کاری ترین زخم ها بر پیکر دین و دنیای مردم وا گشوده اند. آیت الله های ما اگر خود را به آتش نکشند، باید جنازه ی اسلام را به دوش بکشند. و باید هر روز با تماشای مردمی که پرچم نفرت از اسلام بر می افرازند، هزار بار بمیرند و زنده شوند.

حُسنِ خودسوزی آیت الله های ما به این است که چهار ستون حاکمیت را به لرزه در می آورد و آن را فرو می ریزد و علاوه بر زنده کردن اسلامِ افسرده دراین ملک، از خسارت ها وکشتارها و شورش ها و هرج و مرج های بعدی جلو می گیرد. من به این مهم باور دارم که تنها چیزی که می تواند جلوی اسلحه ی برادران قاچاقچی را بگیرد و در میان آنان موجی از تردید و شکاف ایجاد کند، همین خود سوزی آیت الله های ایران است.

هشتاد نه، هشت آیت الله اگر خود را به آتش بکشند، هم از کشته شدن هشتاد هزار نفر مردم معترضی که خواه ناخواه بدان سو خیز برداشته اند، جلوگیری می کنند، و هم نام خود را تا ابد بر تارک مجاهدان راستین اسلام و انسانیت ثبت و ضبط خواهند نمود، و هم چهره ی تازه ای از دین خدا به جهانیان عرضه خواهند کرد. که : در ایران، این تنها مردم نیستند که برای رهایی از چنبره های ظلم هزینه می پردازند، بل آیت الله های ایران نیز پا به پای مردم معترض، از جان خود در می گذرند و با بذل جان خویش، سنگ ها را از پیش پای کشورشان برمی چینند.

رهبرگرامی

هم شما هم ما می دانیم که آیت الله های ما برای آنکه خود را از خودسوزی معاف کنند، هزار دلیل شرعی متوسل می شوند. باکی نیست. من خود مگر آیت خدا نیستم؟ من بجای همه ی آیت الله ها خودم را به آتش می کشم. شاید پیران و جوانان از جان گذشته ای نیز مرا در این حرکت آتشین همراهی کنند. نهضتی از خودسوزی. وشاید کسی نیز به راهی که من می نمایم، درنیفتد. مرا اما با دیگران کاری نیست. احساس و باورم براین است که برای بیدارکردن خفتگانی که در حاکمیت همه کاره اند، باید آتش افروخت. با هیزم تن خود. بله، من به زودی خود را به آتش خواهم کشید. تا شاید آتشی که عنقریب از دلارهای نفتی و اسلحه ها و فربگی جماعتی از پاسداران ما زبانه می کشد، فرو کشد.

من در لهیب آتشی که مرا می سوزاند بر سر همه ی نمایندگانی که چربی وشیرینی جلوس بر صندلی نمایندگی را به غارت نشسته اند، فریاد خواهم زد: ای همه ی شمایانی که با تن سپردن به غوغای فریب، بر سر مردم معترض سرزمین خود پای نهادید و بی اعتنا به حاجت های قانونی آنان پای به مجلس گذاردید، سیر از شیر این شتر بنوشید که فردا – بسیار زود – خواهید دانست آنچه خورده اید، جز خون نبوده است!

رهبرگرامی

نگارش نامه های پیوسته ی من به جناب شما پایان یافت. تا مگر به ضرورتی – و اگر مرا عمری بود – باز با شما سخن بگویم. تمنای من از شما این است که مبادا خیرخواهی های مرا به دشمنی تفسیر فرمایید. من چشم به نیکفرجامی چشم دارم. من برای مردم ایران فرداهایی سرشار از نیکبختی آرزومندم. پس جوهره ی کلام مرا جز به خیرخواهی بر نیاورید. نمی دانم در همین نزدیکی ها خواب جناب حجة الاسلام والمسلمین طائب برای من و خانواده ام چگونه تعبیر خواهد شد. اما چرا به وی نگویم: آن کسانی از شما خوف می ورزند که به جان خود بهایی بدهند. این جان من. از ابزارها و زندان های مخوف شما چه بر می آید آنجا که من اراده ی مرگ خود را خود به دست گرفته ام؟

هیچ به این اندیشیده اید که من اگر یکی دوبار بر در خانه ای کوفته بودم حتماً یکی سر بدر می آورد و دربه رویم می گشود؟ اما شما نمی دانم چرا به این همه در کوفتن های من اعتنایی نفرمودید. باکی نیست. گرچه پاسخ شما برای من بسیار مغتنم بود اما بیایید و لااقل این یک تقاضای مرا نادیده مگیرید. کدام تقاضا؟ به وزیر اطلاعات و رییس اداره ی اطلاعات سپاه بفرمایید پنج دستگاه کامپیوتر مرا و دوربین های مرا و حافظه های کامپیوتری مرا و اقلام دیگری را که از دوسال ونیم پیش از من ربوده اند به من بازبگردانند. دوست دارم پیش از آنکه خود را به آتش بکشم چشمم به تماشای اموال شخصی ام روشنایی بگیرد. بخداوندی خدا اگر من این شکایت را به پیشگاه یک حاکم نسل اندر نسل کافر می بردم نهایتاً یک پاسخکی به سمت من پرتاب می نمود. در شگفتم که چرا شما به تقاضای مکرر این کمترین بها نمی دهید. دزدان اطلاعات و دزدان سپاه این همه مدت است که ابزار کار مرا برده اند. چه می شد اگر یک تشری بر سر فرومایگان اطلاعات و سپاه فرو بارید و آنان را به خبط و خطای قانونی و شرعی شان متذکر می شدید؟ این که: دزدی، دزدی است. چه از جانب محمد رضا رحیمی و صادق محصولی و احمدی نژاد باشد چه برادران سپاهی و اطلاعاتی.

من اما به نوشتن های خود ادامه می دهم. روبه مردم. روبه نمایندگان نمایشی مجلس. روبه قاضی القضاتی که تجربه ی یک بازپرسی ساده در پرونده ی او نیست. رو به جوانان. رو به سپاهیان و بسیجیان. رو به همه ی آنانی که مظلومند و چشم به راه یک عنایت مختصر سر به آسمان دارند. رو به فردا. فردایی که برای درخشش ما پای می کوبد. رو به بشاراسدی که رفتنی است. رو به خیزشی که به سمت ما خیز برداشته است. والسلام

یازدهم اسفندماه سال نود

با احترام و ادب: محمد نوری زاد


 
 

Things you can do from here: