۱۳۹۰ آبان ۱۹, پنجشنبه

محرومیت همه‌ی زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین از ملاقات هفتگی با خانواده

عیدی مسئولان زندان به خانواده‌ها، همزمان با عید بزرگ مسلمانان:

محرومیت همه‌ی زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین از ملاقات هفتگی با خانواده

بار دیگر همه زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ زندان اوین از ملاقات هفتگی با خانواده شان محروم شدند.

به گزارش خبرنگار کلمه، مسوولان زندان اوین باز هم به بهانه همزمانی عید سعید قربان با روز ملاقات زندانیان سیاسی و تعطیلی رسمی این روز، همه زندانیان سیاسی را از ملاقات هفتگی با خانواده های شان محروم کردند. زندانیان بند ۳۵۰ زندان اوین دوشنبه هر هفته برای بیست دقیقه و آن هم به صورت کابینی با خانواده شان ملاقات می کنند.

مسوولان زندان اوین هر بار به بهانه تعطیلات رسمی کشور، زندانیان را از دیدار با خانواده شان محروم می کنند. این در حالی است که طبق قانون، مسوولان زندان حق ندارند به هیچ بهانه ای زندانیان را از ملاقات محروم کنند. در آیین نامه سازمان زندانها نیز قید شده است که زندانی باید در هر شرایطی از حق ملاقات بهره مند باشد.

 

حتی در دوران نظام ستمشاهی، زندانیان سیاسی نه تنها در اعیاد مذهبی و ملی از حق ملاقات هفتگی خود محروم نمی شدند، بلکه در اینگونه مناسبت ها ملاقات فوق العاده نیز دریافت می کردند، و به عنوان مثال اعضای دورتر خانواده نیز اجازه ملاقات آن هم به صورت حضوری پیدا می کردند. این موضوع در خاطرات و نوشته های منتشر شده‌ی تعدادی از زندانیان سیاسی آن زمان به ثبت رسیده است. این اما مقامات قضایی و امنیتی جمهوری اسلامی نه تنها در ایام خاص مذهبی و روزهای تعطیل، ملاقات ویژه ای برای زندانیان در نظر نمی گیرند، که زندانیان را از حقوق عادی خود هم محروم می کنند.

خانواده های زندانیان سیاسی بارها به این وضعیت ناعادلانه اعتراض کرده اند، اما مسوولان قضایی و به خصوص دادستان تهران تاکنون به این اعتراض ها هیچ توجهی نشان نداده اند. از آنجایی که تلفن های بند ۳۵۰ زندان اوین هم قطع است، زندانیان با این روند برای دو هفته کامل از خانواده شان بی خبر هستند.

 

این مدت زمان طولانی بی خبری، زندانی و خانواده را دچار مشکلات روحی می کند و به نوعی شکنجه روحی برای هر دو طرف تبدیل می شود، اما تاکنون مسوولان به این موضوع توجهی نشان نداده اند. این موضوع درباره زندانیانی که فرزندان کوچک دارند، بسیار سخت تر هم هست و زندانی و خانواده را تحت فشار بیشتری قرار می دهد.

برخی از خانواده زندانیان سیاسی می پرسند: آیا بیمارستانها در روزهای تعطیل، ملاقات بیماران با خانواده هایشان را لغو می کنند که مسوولان زندان به خود اجازه می دهند هرگونه که مایل‌اند با زندانی سیاسی و خانواده اش رفتار کنند؟ آنها تاکید می کنند که حق ملاقات بیست دقیقه ای خانواده ها با زندانی شان همواره به بهانه های گوناگون از زندانی و خانواده اش گرفته می شود، بدون اینکه هیچ توضیح قانع کننده ای درباره آن داده شود. همان گونه که حق تماسهای تلفنی زندانیان سیاسی و ملاقات حضوری آنان نیز به صورت غیر قانونی از آنها گرفته می شود و مسوولان در این باره هیچ توضیحی نمی دهند.

 

جعفری دولت آبادی، دادستان تهران، بارها به بهانه های مختلف، زندانیان را از ملاقات حضوری با خانواده شان محروم کرده است؛ چرا که اجازه ملاقات حضوری خانواده با زندانی را منوط به دستور کتبی خود ساخته است. وی اخیرا با رفتن به سفر حج و تغییر ندادن دستور قبلی خود، یکباره همه زندانیان سیاسی را برای مدتی طولانی از ملاقات با خانواده شان محروم کرد، و مسوولان دادستانی هم به خانواده ها اعلام می کردند که دادستان تهران در سفر است و نمی تواند نامه های ملاقات را تایید کند و بنابراین خانواده ها از ملاقات محروم هستند.


--
دیکتاتورها باید از عاقبت قذافی عبرت بگیرنداعتراض به خشک شدن دریاچه ارومیه، رودخانه زاینده رود و ترک برداشتن سقف سی و سه پل اصفهان ارزش حمایت کامل را دارند

آیا برای آزادی موسوی و کروبی درخواست خودتان را ثبت کرده اید؟ اینجا
 سبز مي مانيم، تا هميشه

تهدید شاکیان مظلوم به جای محاکمه و مجازات ظالمان و شکنجه گران

 تهدید شاکیان مظلوم به جای محاکمه و مجازات ظالمان و شکنجه گران

احضار و بازجویی از حمزه کرمی و عبدالله مومنی به خاطر افشای شکنجه‌هایشان

حمزه کرمی و عبدالله مومنی، دو زندانی سیاسی محبوس در بند ۳۵۰ زندان اوین، هفته گذشته بار دیگر به حفاظت اطلاعات زندان اوین احضار شدند.

به گزارش خبرنگار کلمه، این چندمین بار است که این دو زندانی سیاسی به خاطر انتشار نامه های سرگشاده و شرح شکنجه هایشان در بند ۲۰۹ وزارت اطلاعات، احضار می شوند. این در حالی است که تاکنون به شکایات آنها از شکنجه گران رسیدگی نشده است.

این زندانیان سیاسی، هر دو در نامه های جداگانه ای از شکنجه هایی که در دوران بازداشت موقت بر آنها رفته بود، سخن گفتند و خواستار رسیدگی مسوولان به اعمال خودسرانه بازجویان وزارت اطلاعات شدند.

 

عبدالله مومنی نامه اش را خطاب به رهبری نوشت و حمزه کرمی نیز در نامه ای به دادستان کل کشور شرح شکنجه هایش را داد، اما از آن جا که حمزه کرمی سالها مدیرکل سیاسی دفتر هاشمی در زمان ریاست جمهوری وی بوده است، هاشمی توانسته بود این نامه را به شخص رهبری نیز برساند.

این دو زندانی سیاسی در نامه هایشان فاش کرده بودند که بازجویان وزارت اطلاعات، برای اینکه آنها را به اجبار به اعتراف علیه خود و دیگران وادار کنند، بارها سر آنان را در کاسه توالت فرو برده اند، تا جایی که حلق و بینی آنان آغشته به کثافات شده است. بعد از این شکنجه های بی سابقه نیز این دو زندانی ماه ها در بی خبری کامل در سلول انفرادی رها شده اند؛ شکنجه هایی که به اعتراف دروغین این دو زندان علیه خود منجر شده است.

 

دستگاه قضایی مدتهاست شاکیان را به جای ظالمان مورد تهدید و بازجویی قرار می دهد و یکی جدیدترین مصادیق بارز این وضعیت، عبدالله مومنی و حمزه کرمی هستند که به دلیل نوشتن نامه و شرح شکنجه هایشان و درخواست برای مجازات ظالمان و شکنجه گران، دوباره مورد بازجویی قرار گرفته اند و پرونده جدیدی برایشان تشکیل شده است.

عبدالله مؤمنی سخنگوی سازمان دانش آموختگان (ادوار تحکیم وحدت) سی خردادماه ۱۳۸۸ پس از انتخابات ریاست جمهوری ایران در ساختمان ستاد شهروندان آزاد (حامیان مهدی کروبی، از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری) بازداشت و به مدت سه ماه در سلول های انفرادی بند ۲۰۹ و ۲۴۰ محبوس بود.

حمزه کرمی، دیگر زندانی سیاسی نیز از بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری است. او طی سال های ۶۸ تا ۷۴ فرماندار ورامین و از سال ۷۴ تا ۸۰ مدیرکل سیاسی دفتر رییس جمهور (هاشمی و خاتمی) بوده است. وی همچنین در سالهای دفاع مقدس از فرماندهان جنگ بوده است.

هر دوی این زندانیان سیاسی، اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین در حال گذراندن دوران محکومیتشان هستند.

--
دیکتاتورها باید از عاقبت قذافی عبرت بگیرنداعتراض به خشک شدن دریاچه ارومیه، رودخانه زاینده رود و ترک برداشتن سقف سی و سه پل اصفهان ارزش حمایت کامل را دارند

آیا برای آزادی موسوی و کروبی درخواست خودتان را ثبت کرده اید؟ اینجا
 سبز مي مانيم، تا هميشه

نامه اردشیر امیر‌ارجمند به احمد شهید و اعلام جدیدترین موارد نقض حقوق بشر در ایران

احضار امضاکنندگان نامه 143 فعال سیاسی به خاتمی، بازداشت‌های جدید و ...

نامه اردشیر امیر‌ارجمند به احمد شهید و اعلام جدیدترین موارد نقض حقوق بشر در ایران

اردشیر امیرارجمند، سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید، در نامه‌ای به احمد شهید، گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل متحد، به اعلام جدیدترین موارد نقض حقوق بشر در ایران پرداخته و خواستار پیگیری جدی آنها شده است.

او در این نامه به احضار فعالان سیاسی و مدنی از جمله امضاکنندگان نامه ۱۴۳ فعال سیاسی به خاتمی درباره انتخابات، بازداشت محمد توسلی، علی رشیدی و آریا آرام‌نژاد، جلوگیری از برگزاری آیین عید قربان توسط اهل سنت و موارد دیگر اشاره کرده است.

متن کامل این نامه که نسخه‌ای از آن در اختیار کلمه قرار گرفته، به شرح زیر است:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

جناب آقای احمد شهید، گزارشگر ویژه سازمان ملل در مورد وضع حقوق بشر ایران

با سلام و احترام

نقض حقوق اساسی شهروندان ایران، به‌ویژه معترضان سیاسی همچنان ادامه دارد. در جدیدترین موارد، در پی انتشار نامهای سرگشاده توسط ۱۴۳ فعال سیاسی و کنشگر مدنی خطاب به آقای سیدمحمد خاتمی، رییس جمهور پیشین ایران، در روزهای گذشته جمعی از امضاکنندگان این نامه توسط نهادهای امنیتی و اطلاعاتی جمهوری اسلامی احضار شده، مورد بازجویی خشن و تهدید قرار گرفته‌اند. از احضارشدگان خواسته شده که امضای خود را پس بگیرند، محتوای این نامه را تکذیب کنند، و از فعالیت سیاسی پرهیز نمایند. درحالی که امضاکنندگان این نامه، تنها خواستار برگزاری انتخابات آزاد، سالم و عادلانه شده، و وضع سیاسی کنونی را فاقد شرایط لازم برای چنین انتخاباتی ارزیابی کرده بودند.

 

یکی از امضاکنندگان، مهندس محمد توسلی، ۷۳ ساله، مسئول دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران، و نخستین شهردار تهران پس از پیروزی انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ است. آقای توسلی در ۱۲ آبان ۱۳۹۰ به شکل غیرقانونی، و برای چندمین بار در سالهای اخیر بازداشت و به سلول انفرادی زندان اوین منتقل شده است. دکتر ابراهیم یزدی، دبیرکل ۸۱ ساله نهضت آزادی نیز پس از احضار و تهدید، برخلاف تصریحات قانون اساسی، در دادگاه انقلاب به صورت غیرعلنی و بدون حضور هیات منصفه، محاکمه شده است. برخی دیگر از همفکران ایشان نیز احضار و تهدید شده اند؛ از جمله دکتر غفار فرزدی، استاد دانشگاه تبریز که مورد ضرب و شتم نیز قرار گرفته است.

همچنین، جمعی از اعضای شورای فعالان ملی-مذهبی، جبهه مشارکت ایران اسلامی، و دیگر تشکل‌ها و فعالان سیاسی اصلاح طلب و معترض به طرق مختلف در رابطه با نامه به آقای خاتمی و مطالبه‌ی انتخابات آزاد، سالم و عادلانه در ایران مورد تهدید و فشار غیرقانونی نهادهای قضایی و امنیتی قرار گرفته‌اند.

 

در موردی مشابه، جمعی از اعضای جبهه ملی ایران در پی انتشار بیانیه انتقادی در مورد وضع اقتصادی ایران، احضار و مورد تهدید قرار گرفته و از فعالیت سیاسی تشکیلاتی منع شده‌اند. دکتر علی رشیدی، استاد دانشگاه در همین رابطه بازداشت شده است.

هم‌زمان در روزهای گذشته، آریا آرام‌نژاد، آهنگساز و خواننده‌ی حامی جنبش سبز مردم ایران، با هجوم نیروهای امنیتی بار دیگر در منزل مسکونی‌اش بازداشت شده است.

نقض حقوق بشر در ایران تنها متوجه فعالان سیاسی، کنشگران صنفی، روزنامه‌نگاران، نویسندگان و هنرمندان (به‌ویژه اهالی سینما) نبوده بلکه شامل شهروندان معمولی نیز شده است. چنانکه متاسفانه در رویدادی دیگر، نهادهای حکومتی از برگزاری آیین عید قربان توسط اهل سنت در پایتخت و برخی شهرهای بزرگ کشور (مانند اصفهان) جلوگیری کرده و بر نقض حقوق قانونی و شرعی آنان اصرار ورزیده‌اند.

 

رفتار غیرقانونی با شهروندان عادی، برخورد خشونت‌آمیز با معترضان و منتقدان وضع موجود در ایران و تهدید و منع آنان از فعالیت سیاسی، سرکوب فزاینده‌ای را متوجه جامعه مدنی کرده، و حقوق اساسی کنشگران سیاسی و مدنی، اقلیتهای مذهبی و حتی شهروندان عادی را برخلاف موازین جهانی حقوق بشر، اصول قانون اساسی و دیگر قوانین جمهوری اسلامی نادیده گرفته و نقض نموده است.

این شورا از جنابعالی انتظار دارد به عنوان گزارشگر ویژه سازمان ملل متحد در مورد وضع حقوق بشر در ایران، نسبت به پیگیری جدی جدیدترین موارد نقض حقوق بشر در جمهوری اسلامی، توجهات لازم را مبذول فرمایید.

با سپاس

اردشیر امیرارجمند

سخنگوی شورای هماهنگی راه سبز امید

۹ نوامبر ۲۰۱۱



--
دیکتاتورها باید از عاقبت قذافی عبرت بگیرنداعتراض به خشک شدن دریاچه ارومیه، رودخانه زاینده رود و ترک برداشتن سقف سی و سه پل اصفهان ارزش حمایت کامل را دارند

آیا برای آزادی موسوی و کروبی درخواست خودتان را ثبت کرده اید؟ اینجا
 سبز مي مانيم، تا هميشه

فرمانده سپاه رودبار در جریان انفجارهای عراق کشته شد

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 


جـــرس: منابع خبری اعلام کرده اند که در جریان انفجارها وحملات تروریستی در شهر سامرای عراق، فرمانده سپاه رودبار و ۳ نفر دیگر از شهروندان گیلانی جان باخته اند.


به گزارش فارس، مدیرکل بنیاد شهید گیلان گفته است "این حادثه تروریستی عصر سه شنبه به وقوع پیوست و ۳ نفر از گیلانی‌ها به شهادت رسیدند و ۷ نفر مجروح شدند. "


نادر نصیری افزود: هدایت درویشوند فرمانده سپاه ناحیه رودبار، سید محمد علی فلاح عباسی جوان ۱۳ ساله اهل رشت و فرزند سرهنگ پاسدار سید یوسف فلاح عباسی و زهرا دقیقی همسر جانباز ۷۰ درصد محمد حسن حسن‌زاده اهل فومن در این حادثه تروریستی جان باخته اند.

این مقام مسئول با ذکر اسامی مجروحان حادثه تروریستی سامرا، گفت: از کاروان اعزامی گیلان، اسامه حبیب‌زاده‌فرد و نازنین بنی‌جعفری اهل آستارا، محمدحسن حسن‌زاده، هاجر طالقانی و علیرضا رضایی‌بخش اهل رشت، مجید مرهمی اهل فومن و حجت‌الاسلام حسن آقازاده روحانی کاروان و اهل قم از مجروحان این حادثه تروریستی هستند که در حال حاضر در بیمارستان بغداد بستری‌اند.


گفتنی است هدایت درویشوند برادر شهبد پرویز درویشوند از مهر ماه سال ۸۸ به عنوان فرمانده سپاه ناحیه رودبار منصوب شده بود.


طی روزهای اخیر، مجددا موج انفجارها و حملات تروریستی، گروه زیادی از زائران و مسافران و شهروندان شهرهای زیارتی عراق را کشته و زخمی کرده است.
 


 
 

Things you can do from here:

 
 

هجوم نیروهای امنیتی به دفتر کار سابق میرحسین موسوی

هجوم نیروهای امنیتی به دفتر کار سابق میرحسین موسوی

دفتر کار سابق میرحسین موسوی از سوی نیروهای امنیتی مورد هجوم قرار گرفت.

بر اساس گزارش‌های رسیده به کلمه، ماموران پس از حمله به محل دفتر سابق مهندس میرحسین موسوی، واقع در یکی از کوچه‌های فرعی روبه‌روی موزه هنرهای معاصر، بخشی از وسایل این دفتر را خارج کرده‌اند.

این گزارش حاکی است نیروهای امنیتی علاوه بر تعدادی کامپیوتر موجود، برخی دیگر از کتاب‌ها و وسایل شخصی موجود در این دفتر را هم با خود برده‌اند.

این اقدام عجیب و غیر قانونی در شرایطی اتفاق افتاده که ماهها از بازداشت غیر قانونی میرحسین و همسرش می‌گذرد و مسئولان برای این حبس آشکارا غیر قانونی که از سوی مراجع تقلید، غیر شرعی هم توصیف شده، حتی ظواهر قانونی کار را هم رعایت نکرده‌اند.

 

همچنین حمله‌ی ماموران به دفتر کار سابق میرحسین در حالی صورت می‌گیرد که فرزندان او همچنان از ملاقات با پدر و مادرشان محروم‌اند و فشارهای امنیتی بر این دو و فرزندانشان از تمام هشت ماه گذشته بیشتر شده و روز به روز بر ابعاد فشارها افزوده می‌شود.

به نظر می‌رسد تحولات جدید و افزایش فشارها بر میرحسین و خانواده‌اش، با مشکلات داخلی حاکمیت و اوج‌گیری دعواهای داخلی ناشی از مشخص شدن نتایج ناکارآمدی‌ها و بی‌تدبیری‌ها، مرتبط باشد. همچنین بعید نیست که این فشارها در راستای مقدمه‌چینی برای فضاسازی‌های رسانه‌ای جدید و پروژه‌های امنیتی جنگ روانی با هدف تحت‌الشعاع قرار دادن رسوایی اختلاس‌های اخیر و نیز غبارآلود کردن فضای کشور باشد.

--
دیکتاتورها باید از عاقبت قذافی عبرت بگیرنداعتراض به خشک شدن دریاچه ارومیه، رودخانه زاینده رود و ترک برداشتن سقف سی و سه پل اصفهان ارزش حمایت کامل را دارند

آیا برای آزادی موسوی و کروبی درخواست خودتان را ثبت کرده اید؟ اینجا
 سبز مي مانيم، تا هميشه

۱۳۹۰ آبان ۱۷, سه‌شنبه

آیت الله امجد: عاشورای امسال می خواهم به جای گریستن برای امام حسین، بر مردم ...

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 


 جـــرس: آیت الله امجد، استاد اخلاق و از روحانیون مستقل و غیرحکومتی، با اشاره و انتقاد به شرایط حاکم بر کشور اظهار داشت: "عاشورای امسال می‌خواهم بجای گریه بر امام حسین بر مردم مظلوم و بی‌پناه کشورم گریه کنم."


به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی آیت‌الله امجد، وی در پاسخ به پرسش برخی کاربران و علاقه مندان پیرامون برنامه های ماه محرم در مالزی تاکید کرد: "عاشورای امسال می‌خواهم بجای گریه بر امام حسین بر مردم مظلوم و بی‌پناه کشورم گریه کنم که گرفتار چه جهالت‌هایی شده‌اند."


وی همچنین افزود: "من از نسل جوان که با سوابق انقلاب آشنا نیستند بسیار شرمنده‌ام و عذر می‌خواهم. امیدوارم روزی به صداقت و حقیقت اسلام و اهل بیت برگردیم."


این استاد اخلاق چندی پیش نیز پیامی در آستانه ماه رمضان، با اظهار این نکته که "ظلم و ستم و عوام فریبی و دروغ و تهمت و فضیلت کشی و نفاق، قابل تحمل نیست و غوغا می کند"، از روحانیون، مراجع و علما خواسته بود به داد مردم برسند و افزوده بود:‌ "اگر علما ساکت باشند جوابی نداریم به مردم بدهیم."


آیت الله امجد همان زمان در جمع گروهی از نمازگزاران در مالزی خاطرنشان کرد: "بزرگترین خیانت، فریب دادن و گول زدن مردم است و بالاتر از این خیانتی نیست… هر حرفی می زنیم در عالم ضبط می شود، پس خلاف نگوییم، فریبکاری نکنیم و مردم را در لباس روحانیت گول نزنیم. مردم می فهمند. امروز دیگر روزی نیست که بتوان سر مردم کلاه گذاشت. ممکن است بخواهیم عده ای را در جهل نگه داریم ولی در حقیقت اینگونه نیست، مگر اینکه بخواهیم خود را فریب دهیم. وقتی پای انسان لب گور است و در لباس روحانیت دروغ می گوید چه می توان کرد؟ نمی دانم چطور می خواهند جواب خدا را بدهند. آنهم برای چه؟ برای منافع دنیوی؟"


گفتنی است، تابستان امسال در ادامه اعمال فشارها علیه آیت الله امجد، ماموران امنیتی جمهوری اسلامی به منزل این روحانی منتقد حاکمیت هجوم برده، اقدام به تفتیش منزل و لوازم شخصی این استاد اخلاق و خانواده ایشان کردند.


پس ازاین رویداد، آیت الله امجد با صدور بیانیه ای ضمن تقبیح عمل صورت گرفته همه مسئولین نظام را به توبه از ظلمی که در حق مردم روا داشته اند فراخواند و اعلام داشت که خود نیز تا آخرین قطره خون در مسیر عدالت و مبارزه با ظلم کوتاه نخواهم آمد.


پس از صدور بیانیه مزبور، نهادهای امنیتی سعی کردند که از طرق مختلف اقدام به تکذیب بیانیه و یا جلب رضایت آیت الله امجد برای تکذیب پیام صادر شده کنند، اما آیت الله امجد ضمن رد چنین پیشنهاداتی که از سوی ماموران وزارت اطلاعات داده شده بود در پیام ویدیویی از قاطعیت خود در بیانیه صادر شده خبر داد و هرگونه نقل قول دیگری از سوی خود را که در رسانه های وابسته به دولت منتشر شده بود تکذیب کرد.

 

 


 
 

Things you can do from here:

 
 

چه کسی مشاور را عزل کرد؟

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via بامدادخبر on 11/7/11

بامداد خبر: وقتی سیامک دهقانپور، مجری برنامه افق در انتهای برنامه دوشنبه شب مجتبی واحدی را درباره خبر عزلش که در سایت جرس آمده بود مورد پرسش قرار داد بسیاری انتظار داشتند تا مجتبی واحدی پاسخی تند به جرس و گردانندگانش بدهد. مجتبی واحدی اما چنین نکرد تا بسیاری از زوایای ماجرا همچنان پنهان بماند. او تنها به این نکته اکتفا کرد اقای کروبی او را به عنوان مشاور خود انتخاب کرده است و طبیعتا خود وی می تواند او را عزل کند، او به تکذیب خبر سایت جرس توسط سحام نیوز هم اشاره کرد. اما براستی چه کسی مجتبی واحدی را عزل کرد؟ ماجرا از صبح 14 آبان شروع شد جرس طی خبری به نقل از فاطمه کروبی مجتبی واحدی را عزل کرد جرس نوشت: " چندی پیش فاطمه کروبی در تماس با برخی دوستداران مهدی کروبی مقیم خارج از کشور به ایشان یادآور شد که مواضع مهدی کروبی در حوزه استقلال جنبش و عدم نیاز به کمک خارجی بسیار روشن است و کسانی که با این مواضع تغییرناپذیر کروبی توافق ندارند مجاز به استفاده از عناوین سخنگو یا مشاور کروبی نیستند ، البته مجازند از عنوان «مشاور سابق کروبی» استفاده کنند." ساعاتی بعد مجتبی واحدی در فیسبوک خود به این خبر واکنش نشان داد و نوشت : " یکی از سایت هایی که اخیراً از احتمال تعطیلی قریب الوقوع خود به دلیل مشکلات مالی خبر داده بود امروز خبری در مورد من منتشر کرده که به آن پاسخ مقتضی خواهم داد اما همزمانی انتشار این خبر با« رفع مشکل مالی سایت » داستانی دارد که شنیدنی است و در مورد ان با دوستانم صحبت خواهم کرد. البته فراموش نکنید که رسوایی مربوط به سانسور نامه محمد نوری زاد هم آن سایت را به یک خبر سازی پر سر وصدا نیازمند کرده بود که از این جهت به آنها حق می دهم." پس از آن سحام نیوز که منبعی معتبر درباره اخبار مربوط به حزب اعتماد ملی و اقای کروبی محسوب می شود نیز خبر سایت جرس را تکذیب کرد. جرس اما کوتاه نیامد و ساعتی بعد اعلام کرد مهدی کروبی فراتر از حزب اعتماد ملی است و خبر جرس حقیقت دارد. تحول بعدی ماجرا وقتی بود که رادیو زمانه که بخش سیاسی آن در اختیار چهره های نزدیک به شورای هماهنگی راه سبز امید است ساعاتی بعد با انتخاب تیتر جهت دار "فاطمه کروبی: مهدی کروبی سخنگويی در خارج از ايران ندارد" وارد ماجرا شد خبری که در روز دوشنبه از روی صفحه رادیو زمانه حذف شد. قرار دادن این خبر بر روی صفحه رادیو زمانه اما نشان داد که یک جریان خاص در هدف قرار داد مجتبی واحدی مصر است. در هر حال بنابراخبار رسیده فاطمه کروبی از چند روز پیش دوباره در حصر خانگی به سر می برد و به همین دلیل امکان تایید یا تکذیب خبر جرس را ندارد. اما چه کسی مشاور را عزل کرد؟ آیا آنچه رخ داد خبرسازی ای کودکانه از جانب کارگزاران سطوح پایین طیف نزدیک به اردشیر امیر ارجمند بود یا در پشت پرده بازی جدیتری در جریان است. اختلافات شورای هماهنگی راه سبز امید با مجتبی واحدی بر کسی پوشیده نیست. شورای هماهنگی راه سبز امید معتقد است مجتبی واحدی به مخالفین جمهوری اسلامی نزدیک شده است در حالیکه جنبش سبز جنبشی در درون مرزهای جمهوری اسلامی است. به عنوان مثال در حالیکه گفته می شود مجتبی واحدی به محسن سازگارا نزدیک شده است، آن طور که از شواهد بر می آید اردشیر امیرارجمند ارتباطات نزدیکی با تریتا پارسی و گروه نایاک برقرار کرده است. دو منبع به نقل از افراد نزدیک به شورای هماهنگی راه سبز امید به بامداد خبر گفته اند این شورا از ماهها پیش می کوشد با نزدیک شدن به محمد تقی کروبی حکم عزل مجتبی واحدی را از او بگیرد. شاید سخن مجتبی واحدی در برنامه افق مبنی بر اینکه مهدی کروبی او را به عنوان مشاور انتخاب کرده و تنها او نیز می تواند وی را عزل کند بر همین مبنا باشد. شنیده می شود که یکی از نمایندگان سابق مجلس که اینک در خارج از کشور به سر می برد در این زمینه نقشی جدی ایفا می کند. شنیده ها حاکی از آنند که در درون خانواده آقای کروبی محمد حسین کروبی به مجتبی واحدی نزدیکتر است در حالیکه محمد تقی کروبی انتقاداتی به مجتبی واحدی دارد، اینکه سطح این انتقادات تا چه حد بالا رفته است هنوز مشخص نیست. یک منبع معتبر به بامداد خبر گفت شورای هماهنگی راه سبز به شدت نگران خروج محمد حسین کروبی از کشور بوده است چرا که حضور او در کنار واحدی می توانست این شورا که نماینده ای از جانب کروبی در آن حضور ندارد را تحت الشعاع قرار دهد. برخی منابع معتقدند بمب خبری روزهای اینده می تواند اعلام عزل مجتبی واحدی توسط فرزند ارشد مهدی کروبی و اعلام حضور محمد تقی کروبی در شورای هماهنگی راه سبز امید در کنار اردشیر امیر ارجمند باشد. هر چند با توجه به درخواست مهدی کروبی از فرزندانش برای عدم ترک کشور بعید به نظر می آید محمد تقی کروبی بخواهد برای طولانی مدت در خارج از کشور اقامت کند. به نظر می رسد با سنگین تر شدن فشار بر جمهوری اسلامی از سوی جامعه جهانی اختلافات درون سبزها نیز روزبروز شدت بیشتری خواهد گرفت و هفته های آینده آبستن حوادث بسیاری در درون فعالین این جنبش خواهد بود.

 
 

Things you can do from here:

 
 

۱۳۹۰ آبان ۱۶, دوشنبه

مشروعیت بخش انتخابات ناسالم و غیرقانونی نمی شویم

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via تحول سبز by Editor01 on 11/5/11

سی و شش  زندانی سیاسی منتقد در زندانهای اوین، رجایی شهر و خوزستان با صدور بیانیه ای در باره انتخابات آتی مجلس، ضمن هشدار به مسوولان ارشد نظام درباره روند فعلی اداره کشور، تاکید کرده اند که صلاح جنبش سبز و جریان اصلاح طلب در این است که در صورت برگزاری انتخابات سالم و آزاد به طور یکپارچه از آن استقبال کنند و در صورت ناسالم بودن آن، با انسجام و وحدت و داشتن برنامه، عامل مشروعیت بخش به انتخاباتی ناسالم و غیرقانونی نشوند.

به گزارش کلمه، این ۳۶ زندانی سیاسی در بخشی از بیانیه خود، مجلس فعلی را به مجلس دوران حسنی مبارک در مصر تشبیه کرده و نوشته اند: بدون وجود مجلسی متشکل از نمایندگان واقعی و مدافع حقوق مردم، نه تنها احقاق حقوق از دست رفته مردم، بلکه جلوگیری از مفاسد بزرگی که اخیرا تنها نمونه هایی از آن – آن هم نه به طور کامل – انتشار یافته، امکان پذیر نیست.

زندانیان سیاسی حامی جنبش سبز در بیانیه خود به تحلیل مفاسد اقتصادی دولت دهم از جمله اختلاس ۳۰۰۰ میلیارد تومانی نیز پرداخته و نوشته اند: از وقوع مفاسد اخیر نباید متعجب بود زیرا دولتی که امانتدار رای مردم نباشد و در انتخابات با رای مردم آنچنان بازی کند، طبعا امانتدار سرمایه های معنوی و مادی مردم هم نمی تواند باشد.

آنها افزوده اند: دولتی که ادعا می شد بهترین دولت یکصدساله اخیر کشور است تبدیل به فاسدترین دولت یکصد ساله اخیر و بلکه همیشه تاریخ ایران شده است و تنها راه حلی نیز که حامیان دیروز رییس دولت تاکنون به کار گرفته اند سرپوش گذاشتن بر این مفاسد و رسوایی ها و جلوگیری از اطلاع یافتن مردم و پرهیز از برخورد با عوامل اصلی آنها بوده است.

امضا کنندگان این بیانیه یکی از مهم ترین مشکلات امروز کشور در عرصه های مختلف از جمله انتخابات را ورود نهادها و نیروهای نظامی و امنیتی به این عرصه ها دانسته و نوشته اند: این نهادها قانونا و عرفا از ورود به آنها منع شده اند. تنها در نظام های استبدادی است که اینگونه نهادها در امور سیاسی، اقتصادی، قضایی و امثال آن مداخله می کنند و هرچه استبداد در نظامی بیشتر و شدیدتر باشد، حضور نهادهای امنیتی و نظامی نیز در عرصه های مختلف بیشتر و پررنگ تر است. در کشور ما نیز سکاندار اصلی حوادث انتخابات سال ۸۸ و پس از آن این نهادها بودند و هستند که حضور آنها همچنان ادامه دارد و فضای امنیتی سنگینی را بر کشور مستولی و سایه افکن کرده اند.

نسخه پی دی اف

متن کامل این بیانیه که  توسط یاران گمنام جنبش سبز در زندان اوین در اختیار کلمه قرار گرفته، به این شرح است:

بسم الله الرحمن الرحیم

امسال، سال برگزاری انتخابات دوره نهم مجلس شورای اسلامی است که با توجه به رویدادهای انتخابات سال ۸۸ و پیامد آن یعنی شکل گیری جنبش سبز، مباحث و مسادل جدیدی را برانگیخته است.

در یک نظام دمکراتیک و مردمسالار، مجلس کانون اصلی قدرت و مرکز تصمیم گیری ها و تعیین سیاست های آن است و میزان نهادینه بودن دمکراسی و مردم سالاری در هر نظام سیاسی را می توان از میران توانایی و قدرت مجلس آن کشور برآورد کرد.

در انقلاب اسلامی و قانون اساسی جمهوری اسلامی نیز بنابر این بود که مجلس در راس امور باشد و از طرف آنها بر تمام ارکان حکومت از صدر تا ذیل نظارت و از آنها حسابرسی و حساب کشی کند. به طور طبیعی پیش نیاز و شروط اصلی شکل گیری چنین مجلسی، انجام انتخاباتی کاملا آزاد و بدون هرگونه دخالت صاحبان قدرت و حکومتگران است تا مردم بتوانند هرکسی را بخواهند انتخاب کنند.

اما متاسفانه در کشور ما، مدتهاست با دخالت های آشکار حکومت و به ویژه نهادهای امنیتی و نظامی، انتخابات به یک صحنه آرایی نمایشی و مجلس برآمده از آن به مجلسی فرمایشی تبدیل شده است، مجلسی که حتی برای دفاع از حقوق خود و پیگیری اجرای مصوبات خود نیز ناتوان است و بارها و بارها از طرف دولت و رییس آن مورد تحقیر قرار می گیرد و در مقابل تعدیات به حقوق موکلانش دم برنمی آورد.

مقایسه مجلس کشورهای دمکراتیک با مجالس کشورهای استبدادی تفاوت جایگاه آنها را به وضوح نشان می دهد و مشخص می کند مجلس در نظام فعلی کشور ما به کدامیک شباهت دارد. به خوبی می توان دریافت که در این مجلس نه از نظر فرآیند انتخابات و نه از نظر قدرت و جایگاه تاثیرگذاری هیچ شباهتی با مجلس های نظام های دمکراتیک که براساس انتخابات آزاد تشکیل می شود، ندارد.

اگر بخواهیم مورد مشابهی را در دیگر کشورها پیدا کنیم، مجلس امروز ما کاملا مشابه مجلس دوران حسنی مبارک است. بدون وجود مجلسی متشکل از نمایندگان واقعی و مدافع حقوق مردم، نه تنها احقاق حقوق از دست رفته مردم، بلکه جلوگیری از مفاسد بزرگی که اخیرا تنها نمونه هایی از آن – آن هم نه به طور کامل – انتشار یافته، امکان پذیر نیست.

با توجه به اهمیت جایگاه مجلس، تصمیم گیری در مورد انتخابات آتی واجد اهمیت فراوان است و باید با تامل، ضرورتها، شرایط و پیش نیازهای آن مورد بررسی قرار گیرد.

برخی از موضوع های مهم در این زمینه عبارتند از:

۱ – انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۸ که در واقع یک کودتای انتخاباتی بود شکاف دولت- ملت را تشدید و حکومت را بیش از پیش با بحران مشروعیت رو به رو کرد. مشکل اصلی در انتخابات سالهای اخیر که در سال ۸۸ به اوج خود رسید، تصمیم صاحبان قدرت به تعیین نتیجه انتخابات قبل از اخذ رای از مردم بود که منجر به رویدادهای دوران انتخابات و خیرش جنبش سبز پس از آن شد.

یادآوری بحران های پس از انتخابات سال ۸۸ از یکسو ملال آور و از سوی دیگر اجتناب ناپذیر است. ملال آور است، زیرا دامنه بحرانها در همه ابعاد آن به شکلی باور نکردنی تا اعماق جامعه نفوذ کرده است و غالب شهروندان، آن را به درجه ای تجربه کرده اند. اما اجتناب ناپذیر است، زیرا برای اصلاح این وضع خطیر و بحرانی، چاره ای جز یادآوری و نقد مستمر آن و تاکید بر حق حاکمیت بلامنازع مردم و پایان دادن به انحصار قدرت سیاسی وجود ندارد.

بسیار بعید به نظر می رسد که دست اندرکاران مدیریت کلان کشور تا بالاترین سطح از شدت و عمق بحران های جاری بی خبر باشند و از آن بعیدتر این است که آنها ساده اندیشانه اظهارات تبلیغاتی خود مبنی بر ثبات و استقرار و مطلوب بودن وضع حاکمیت و جامعه را باور داشته باشند. فروپاشی اداره و مدیریت کشور اکنون به مرحله ای رسیده که فساد و سوء استفاده و آلودگی مسئله ای عادی در ارکان حکومت شده و ارقام نجومی ۳۰۰۰ میلیارد تومان اختلاس که تنها بخشی از یکی از تخلفات صورت گرفته، بحث عادی امروز جامعه شده است.

دولتی که ادعا می شد بهترین دولت یکصدساله اخیر کشور است تبدیل به فاسدترین دولت یکصد ساله اخیر و بلکه همیشه تاریخ ایران شده است و تنها راه حلی نیز که حامیان دیروز رییس دولت تاکنون به کار گرفته اند سرپوش گذاشتن بر این مفاسد و رسوایی ها و جلوگیری از اطلاع یافتن مردم و پرهیز از برخورد با عوامل اصلی آنها بوده است. زیرا شیوع این موارد به حدی است که

گر حکم شود که مست گیرند / در شهر هر آنکه هست گیرند

از وقوع مفاسد اخیر نباید متعجب بود زیرا دولتی که امانتدار رای مردم نباشد و در انتخابات با رای مردم آنچنان بازی کند، طبعا امانتدار سرمایه های معنوی و مادی مردم هم نمی تواند باشد.

۲ - یکی از مهم ترین مشکلات امروز کشور در عرصه های مختلف از جمله انتخابات، ورود نهادها و نیروهای نظامی و امنیتی به این عرصه هاست که این نهادها قانونا و عرفا از ورود به آنها منع شده اند. تنها در نظام های استبدادی است که اینگونه نهادها در امور سیاسی، اقتصادی، قضایی و امثال آن مداخله می کنند و هرچه استبداد در نظامی بیشتر و شدیدتر باشد، حضور نهادهای امنیتی و نظامی نیز در عرصه های مختلف بیشتر و پررنگ تر است. در کشور ما نیز سکاندار اصلی حوادث انتخابات سال ۸۸ و پس از آن، این نهادها بودند و هستند که حضور آنها همچنان ادامه دارد و فضای امنیتی سنگینی را بر کشور مستولی و سایه افکن کرده اند. این دخالت تنها به حوزه سیاسی محدود نمی شود بلکه بخش عمده اقتصادی کشور نیز امروز در انحصار این نهادهاست. همچنین دستگاه قضا و قاضی که طبق قانون اساسی باید مستقل باشد هم تحت سلطه بی چون و چرای دستگاه نظامی و امنیتی است و احکام بی سابقه و سنگین دیکته شده توسط این نهادها به وسیله این نهادها به امضای قضات مشخص تعیین شده به وسیله آنها می رسد. آرای صادر شده به وسیله این دادگاهها پس از انتخابات سال ۸۸ آنچنان سنگین و از نظر حقوقی بی پایه و بدون مبناست که در صورت مقایسه با احکام دادگاههای نظامی زمان شاه باعث روسفیدی آن دادگاهها خواهد شد. این اقدامات طبعا قضات سالم و خدمتگزار دستگاه قضایی را نیز بدنام می کند و دردناک تر اینکه این احکام ظالمانه به نام دین و قضاوت اسلامی صادر می شود و ظلم مضاعفی را بر اسلام تحمیل می کند.

بدون تردید تا زمانی که دخالت این نهادها در انتخابات ادامه داشته باشد هرگز نمی توان انتظار برگزاری انتخابات آزاد و سالم و صیانت از آرای واقعی مردم را در کشور داشت.

۳ - در آستانه شروع فرآیند انتخابات مجلس واقعیت های امروز جامعه، عبارت اند از:

- رهبران جناح منتقد حاکمیت یا در زندان خانگی و تحت شدیدترین کنترل ها و محدودیت ها هستند یا در بیرون زندان، از هرگونه حقی برای فعالیت محروم اند.

- فعالان و کنش گران سیاسی به طور بی سابقه ای در زندان به سر می برند.

- سایه سنگین شرایط امنیتی و دخالت نهادها و نیروهای امنیتی در همه جا سایه افکنده است، به طوری که اجازه یک اجتماع کوچک نیز داده نمی شود.

- از هرگونه فعالیت احزاب سیاسی جلوگیری می شود.

- سانسور شدید بر مطبوعات حاکم است به طوری که حتی حق نام بردن یا چاپ خبر و عکس نخست وزیر سابق و رییس مجلس و رییس جمهوری سابق کشور را نیز ندارند.

- از ازادی بیان، تجمع ها و راهپیمایی برای منتقدان جز آرزویی باقی نمانده است. بدون رفع این محدودیت ها و ممنوعیت ها و موارد مشابه آن به هیچ وجه عقل سلیم نمی پذیرد که انتخابات پیش رو واجد حداقل های یک انتخابات سالم و آزاد خواهد بود و نمی توان باور کرد که حاکمیت فعلی از رویه قبلی خود خارج شده و قصد برگزاری انتخاباتی سالم و آزاد را دارد.

۴ – خواسته اصلی جنبش سبز همواره تحقق حاکمیت بی چون و چرای ملت و حق مسلم آنها برای داشتن انتخاباتی کاملا آزاد و سالم و وظیفه و تعهد حاکمان به برگزاری چنین انتخاباتی بوده و هست. اعتراض های پس از انتخابات ۸۸ نیز به دلیل عدم پای بندی حاکمیت به عهد و میثاق ها و تعهدات خود و خدشه دار کردن آن انتخابات بود.

امروز نیز باید به این اصل توجه داشت که راه منطقی هرگونه اصلاح در وضعیت فعلی کشور پافشاری بر انتخابات آزاد و سالم و تحقق شعارهای اصلی انقلاب: استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی، و پیشرفت و حاکمیت ملی است.

انتخابات آزاد نیز متحقق نمی شود مگر اینکه شرایط برگزاری آن را مسئولین فعلی جمهوری اسلامی محقق کنند. حداقل این شرایط، آزادی رهبران جنبش سبز آقایان موسوی و کروبی و خانم رهنورد و همچنین تحقق شرایط مطرح شده از سوی رییس جمهوری سابق، آقای سید محمد خاتمی، و نیز پایان دادن به فضای امنیتی کشور است.

متاسفانه تاکنون هیچ علامتی دال بر اینکه حاکمیت قصد پذیرش موارد یاد شده و برگزاری انتخاباتی قابل قبول را دارد، مشاهده نمی شود. ما امیدواریم این روند تغییر کند ولی در صورت تداوم این روند ناسالم همه دلسوزان کشور و علاقمندان به حاکمیت مردم باید به این نکته توجه داشته باشند که حاکمان فعلی و به خصوص نهادهای اطلاعانی و امنیتی ممکن است که برخی از چهره ها و افراد را به شیوه های مختلف تحت فشار قرار دهند که در انتخابات نامزد شوند و تلاش کنند در طیف گسترده جنبش سبز و اصلاح طلبی تفرقه ایجاد کنند و تا آنجا که می توانند افرادی را به عنوان «اصلاح طلب خودی» به سمت خود جلب کنند تا سناریوی انتخابات نمایشی خود را تکمیل کنند و اقلیتی کوچک را در مجلس آینده شکل دهند.

اما صلاح جنبش سبز و جریان اصلاح طلب در این است که در صورت برگزاری انتخابات سالم و آزاد به طور یکپارچه از آن استقبال کنند و در صورت ناسالم بودن آن انسجام خود را حفظ کرده، علی رغم فشارهای مختلف احتمالی همگی مراقب باشند و وحدت و یکپارچگی فعلی خود را مخدوش نکنند و با داشتن برنامه ای منسجم و واحد، اجازه ندهند که تبدیل به عامل مشروعیت بخش انتخاباتی ناسالم و غیرقانونی شوند.

۵ – علاقه مندان و حامیان جنبش سبز در سطوح مختلف جامعه به خوبی می دانند که انتخابات آتی و نحوه مواجهه با این رویداد سیاسی در هرحال گامی است در جهت هدف نهایی این جنبش که همانا تحقق حق انتخاب آزاد شهروندان در عرصه های مختلف سیاسی و اجتماعی است. جنبش سبز پروژه ای قدرت طلبانه و محدود به یک طبقه یا قشر و جریان خاص نیست بلکه مسیر روشنی است که مقصد را در تضمین دمکراسی در ایران برای همیشه و همه دانسته، توسعه و رفاه را جز از این راه دست یافتنی نمی داند.

عرصه مبارزه سیاسی در جنبش سبز، جریان روزمره زندگی است، از این رو اتخاذ هر موضع سباسی در قبال انتخابات آتی مجلس، متضمن این تاکتیک است که فعالان جنبش سبز، عرصه سیاسی را به فرصتی مغتنم برای طرح مطالبات خود و به ویژه تعیین شرایط یک انتخابات آزاد، سالم و موثر و تاکید بر حق مسلم مردم در برگزاری تجمع ها و بیان اعتراض های خویش بدل کنند. جنبش سبز آغازی انتخاباتی داشته و طبعا با توجه به عمق و گستره آن، سناریوهای امنیتی و اقتدارگرایانه برای اجرای نمایش های شکست خورده انتخاباتی را هرگز نخواهد پذیرفت.

۶ – در چنین شرایطی ما امضا کنندگان این بیانیه، یکبار دیگر از سر خیرخواهی به مسئولان جمهوری اسلامی در هر رده توصیه می کنیم به جای تکیه بر نهادها و نیروهای امنیتی و نظامی و قرار دادن آنها در برابر مردم، تکیه گاه خود را مردم که ولی نعمت این نظام و از نظر حقوقی، فوق حاکمیت هستند، قرار دهند و طریق تواضع، صداقت و اعتماد با آنها را در پیش گیرند و با اجرای بی تنازل قانون اساسی و حق حاکمیت ملی، انتخابات پیش روی مجلس را زمینه ای برای جبران مافات و برقراری تعاملی صحیح با ملت بدانند.

تحولات منطقه، تحولاتی عبرت آموز است. کشورهایی که سالهای طولانی استبداد متکی بر نیروهای نظامی و امنیتی را تجربه کرده بودند، در نهایت و علی رغم میل رهبرانشان در مقابل اراده ملت هایشان تسلیم شده و امروز به سمت دمکراسی و انتخابات آزاد حرکت کرده اند و نوید نظام های دمکراتیک را می دهند. در حالی که این تحولات، بشارت دهنده پایان دوران نظام های استبدادی در منطقه بوده، امروز روند حاکمیت در ایران جهتی کاملا معکوس یافته است.

همچنین این موضوع بسیار مهم را نیز نباید فراموش کرد که متاسفانه در عرصه خارجی هم در سطح منطقه ای و هم در سطح بین المللی، کشور ما هر روز با مضیقه و تهدیدهای جدید و بیشتری مواجه می شود که موارد اخیر آن بسیار خطیر و در حد بی سابقه ای نگران کننده است. مسئولان فعلی کشور که باید پاسخگوی شرایط و وضعیت امروز و پیامدهای فردای آن باشند، توجه کنند که تنها راه رفع تهدیدهای خارجی، اعتماد و تکیه بر مردم و برگزاری انتخاباتی آزاد و پرشور و با حضور واقعی و نه ادعایی همه اقشار و سلایق و گرایش های موجود جامعه است.

برگزاری اتنخابات نمایشی و انحصارطلبانه و مهندسی شده و محروم ساختن بخش عظیم مردم از رقم زدن سرنوشت خود، حاصلی جز ویران کردن پایه های مردم سالاری و مشروعیت و اقتدار نظام سیاسی و هموار کردن راه به روی تهدید کنندگان خارجی و آسیب پذیر ساختن کشور در بر ندارد. انتخابات نمایشی، حتی اگر همچون نمایش انتخاباتی صدام ادعای حضور ۹۹ درصدی مردم را نیز به یدک بکشد، هرگز رافع و بازدارنده تهدیدات خارجی نخواهد بود و نمی تواند بدیلی برای انتخابات آزاد باشد.

ما امضا کنندگان این نامه تاکید می کنیم که نگران سرنوشت آینده کشور به ویژه ملت مظلومی هستیم که اهداف و دستاوردهای انقلاب عظیم ۵۷ را از دست رفته و کشورش را در معرض تهدیدهای بی سابقه می بیند. ما ضمن هشدار در مورد عواقب روند جاری، با توکل و استمداد از خداوند متعال امیدواریم این آخرین فرصت بازگشت و اصلاح، مغتنم شمرده شود.

اسامی امضا کنندگان که به ترتیب حروف الفبا تنظیم شده است:

۱-بهمن احمدی امویی
۲-حسن اسدی زید آبادی
۳-جواد امام
۴-مسعود باستانی
۵-عماد بهاور
۶- سید علیرضا بهشتی شیرازی
۷-سید مصطفی تاج زاده
۸-علی جمالی
۹-امیر خرم
۱۰-بابک داشاب
۱۱-محمد داوری
۱۲-مجید دری
۱۳-امیر خسرو دلیرثانی
۱۴-علیرضا رجایی
۱۵-عبدالله رمضان زاده
۱۶-عیسی سحرخیز
۱۷-داود سلیمانی
۱۸- محمد سیف زاده
۱۹- قاسم شعله سعدی
۲۰- اسماعیل صحابه
۲۱- کیوان صمیمی
۲۲- فریدون صیدی راد
۲۳- فیض الله عرب سرخی
۲۴- محمد فرید طاهری قزوینی
۲۵- مهدی فروزنده پور
۲۶- سیامک قادری
۲۷- ابوالفضل قدیانی
۲۸- محسن محققی
۲۹- مهدی محمودیان
۳۰- محمدجواد مظفر
۳۱- محمدرضا معتمدنیا
۳۲- علی ملیحی
۳۳- عبدالله مومنی
۳۴- محسن میردامادی
۳۵- بهزاد نبوی
۳۶- ضیا نبوی


 
 

Things you can do from here:

 
 

۱۳۹۰ آبان ۱۴, شنبه

عکس: سنگ زدن به یوتیوب در نمایشگاه رسانه های دیجیتال به عنوان شیطان



عکس و پوستر [آگاهی و اطلاع رسانی]، ارتش ما هستند.

(میر حسین موسوی) 

 

عکس: سنگ زدن به یوتیوب در نمایشگاه رسانه های دیجیتال به عنوان شیطان



خوب معلوم هست که باید یوتیوب رو باید سنگ زد. چون فیلم همه جنایت ها و سرکوبهای شما، توی این سایت به صورت دسته بندی شده وجود داره.


همونهایی که شما نمی خواهید کسی نبینه. چون دیدن فقط 5 دقیقه از فیلم کارهایی که شما کرده اید، کافی هست تا نتیجه سالها شستشوی مغزی شما، به هدر بره! 


به یک چیزهایی این جماعت به عنوان نماد شیطانی سنگ می زنند که آدم به بد بودن شیطان هم شک می کنه و می گه نکنه شیطان هم برای آگاه کردن ما اومده و ما اون بد بخت رو سنگ می زنیم. :) 






 پایان

گروه خبری دانشجویی موج سبز

 


""دعوت نامه اشتراک خبرنامه موج سبز""

 

لطفا این پیام و دعوت نامه را برای دوستان و آشنایان نیز ارسال نمایید.

گروه خبری - تحلیلی موج سبز در حال حاضر فعالترین، معتبرترین و متفاوت ترین گروه خبری - ایمیلی فعال جنبش سبز می باشد. اعضا به طور متوسط تنها 2 ایمیل در روز از گروه موج سبز دریافت می کنند. یک ایمیل روزانه خبرنامه شامل مهمترین اخبار روز و یک ایمیل طنز، کاریکاتور و یا طرح سبز که بیشتر به مسائل روز جامعه می پردازد.



--
دیکتاتورها باید از عاقبت قذافی عبرت بگیرنداعتراض به خشک شدن دریاچه ارومیه، رودخانه زاینده رود و ترک برداشتن سقف سی و سه پل اصفهان ارزش حمایت کامل را دارند

آیا برای آزادی موسوی و کروبی درخواست خودتان را ثبت کرده اید؟ اینجا
 سبز مي مانيم، تا هميشه

۱۳۹۰ آبان ۱۲, پنجشنبه

محمد توسلی، رییس دفتر سیاسی نهضت آزادی بازداشت شد

محمد توسلی، رییس دفتر سیاسی نهضت آزادی بازداشت شد
  جرس: رییس دفتر سیاسی نهضت آزادی ایران ساعتی پیش بازداشت شد.  

به گزارش جرس، بازداشت مهندس محمد توسلی توسط نیروهای امنیتی و در ارتباط با نامهٔ اخیر ۱۴۳ فعال سیاسی و اجتماعی است.

در این نامه که خطاب به رییس جمهور پیشین ایران نگاشته شده بود این فعالان سیاسی و اجتماعی گوشزد کرده بودند؛ «کمترین چشم‌انداز روشنی برای صیانت از آرای مردم و برگزاری انتخابات آزاد، سالم و منصفانه وجود نخواهد داشت

گفتنی است محمد توسلی اولین شهردار تهران بعد از پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ بوده و بعد از انقلاب بار‌ها بازداشت شده و تحت شکنجه قرار گرفته است.

آخرین بازداشت او مربوط به روزهای بعد از انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۸۸ است که حدود دو ماه را در بند ۲۰۹ زندان اوین سپری کرد.


--
دیکتاتورها باید از عاقبت قذافی عبرت بگیرنداعتراض به خشک شدن دریاچه ارومیه، رودخانه زاینده رود و ترک برداشتن سقف سی و سه پل اصفهان ارزش حمایت کامل را دارند

آیا برای آزادی موسوی و کروبی درخواست خودتان را ثبت کرده اید؟ اینجا
 سبز مي مانيم، تا هميشه

احضار و بازداشت چند تن از اعضای جبهه ملی ایران

احضار و بازداشت چند تن از اعضای جبهه ملی ایران
در پی انتشار بیانیه تحلیلی از شرایط موجود

جـــرس: به گزارش منابع خبری، در پی احضار سه تن از اعضای مرکزی جبهه ملی ایران به وزارت اطلاعات، یک تن از آنان بلافاصله به زندان اوین منتقل شد.

 

به گزارش تارنمای جبهه ملی ایران، بعد از انتشار بیانیۀ تحلیلی جبهه ملی ایران در تحلیل اوضاع کشور، کوروش زعیم، داود هرمیداس باوند وعلی رشیدی، سه تن از اعضای جبهه ملی ایران، به وزارت اطلاعات احضار شده بودند، که علی رشیدی پس از احضار و بازجویی، به زندان اوین منتقل شده است.

 

رشیدی، اقتصاد دان و استاد دانشگاه، پس از احضار و چندین ساعت بازجویی، بلافاصله به زندان اوین منتقل شد و کماکان در بازداشت بسر می برد.

 

وی پس از پیمان عارف، دومین عضو جبهه ملی ایران است که در چند روز اخیر بازداشت شده است.

 

جبهه ملی ایران، اخیرا در بیانیه ای تحت عنوان "ملت بزرگ و پرافتخار ایران را با سوء سیاست و مدیریت خود بیش از این تحقیر نكنید"، از اوضاع اقتصادی، اجتماعی و سیاسی کشور و عملکرد دولت انتقاد کرده بود.

 

در این بیانیه آمده بود: "ملتی كه سالانه 82 هزار میلیون دلار از صادرات نفت و گاز خود درآمد دارد و حداقل صد هزار میلیون دلار در داخل نفت و گاز مصرف می كند و پولی به خارج نمی پردازد آیا سزاوار چنین وضعی است؟

آنچه كه دنیا را به تحیر و اندیشیدن درباره وضع مردم ایران واداشته و موجب مطرح شدن چنین پرسشهایی شده است انتشار اخبار مربوط به گسترش فقر و تشدید اختلافات طبقاتی و فساد در ایران در سالهای اخیر است.

مردم ایران حق دارند از مسئولان مزاحم همه جا حاضر و مسلط بر امور كشور بپرسند كه چرا تراز حساب سرمایه موازنه پرداختهای بین المللی كشور از منهای 164/0 میلیارد دلار در سال 1384 به منهای 58/13 میلیارد دلار در سال 1389 صعود كرده است و در پنج سال اخیر چرا جمعا 57 هزار میلیون دلار از كشور خارج شده است؟

آیا دولت و حكومت درك نمی كنند كه تشدید فشارهای تورمی بهر دلیل، بدون افزایش حداقل مشابه مزدها و حقوق ها به سقوط بیشتر طبقات درآمدی متوسط و پایین به زیر خط فقر منجر می شود. ایا حكومتگران نمی دانند كه بلای تورم عموما دولت ساخته پیش از همه گریبان پایین ترین طبقه درآمدی مردم را می گیرد كه باید قیمت های بالا رفته مایحتاج زندگی روزمره خود را بپردازند و برخلاف طبقات درآمدی بالا قابلیت كسب درآمد و پرداخت ندارند؟ آیا دولت و حكومت درك نمی كند كه در همین پنج سال اخیر سفره پایین ترین طبقه درآمدی 60 درصد و سفره كاركنان واحدهای صنعتی بزرگ حداقل 40 درصد كوچكتر و محقرتر شده است؟ آیا منظور دولت حاضر از آوردن پول نفت بر سر سفره مردم همین بوده است؟

امروز برای همه پژوهشگران علوم اجتماعی روشن است كه بالارفتن قیمت ها یعنی تورم، رابطه مستقیمی با افزایش خودكشی، افزایش اختلافات خانوادگی، طلاق، روابط نامشروع و افزایش سقط جنین دارد و ازدیاد بیكاری ریشه افزایش سرقت، رواج اعتیاد و انحرافات اخلاقی، پر شدن زندانها و شیوع انواع بیماری های واگیردار است. از اینرو، جای تعجب نیست كه چرا جامعه ما در سالهای اخیر شاهد بدترین رشد همه فسادها و تباهی ها است كه از شیوع بیكاری و تورم در شرایط سقوط رشد اقتصادی سرچشمه می گیرد و چرا ساختن زندانهای تازه در سراسر كشور مشغله عمده فكری دستگاه قضائی و پلیس كشور شده است!

مردم ایران حق دارند از قبضه كنندگان قدرت بصورت حكومت و دولت بپرسند كه در بیست و پنج سال اخیر پس از جنگ تحمیلی، چه فرقی میان حكومت ایران و تركیه بوده است كه تركیه امروز (سال 2011) با رشد اقتصادی 11 درصدی در جهان مقام اول دارد، 33 میلیون توریست در سال از تركیه دیدن می كنند و 15 میلیارد دلار در آن كشور خرج می كنند و هزاران شركت صنعتی تركیه جذب كننده میلیارها دلار سرمایه گزاری خارجی شده اند و شركت های پیمانكاری بین المللی تركیه همه فرصت های فعالیت های صنعتی و تولیدی كشورهای خاورمیانه و آسیای مركزی و شمال افریقا را قبضه كرده اند، كه آخرین آن گرفتن قراردادهای میلیار دلاری بازسازی پس از قذافی از دولت مستقر در بن غازی است، و كالاهای صنعتی تركیه در فروشگاهای بزرگ و كوچك بسیاری از كشورهای غربی در امریكا و اروپا قادر به رقابت با كالاهای بومی و محلی هستند! چرا تركیه امروز به شانزدهمین قدرت اقتصادی جهان تبدیل شده است در حالیكه ایران كه می خواست مقام پنجم اقتصادی جهان باشد امروز به مقام سی و چهارم سقوط كرده است؟ پاسخ همه این پرسشها را آیا باید در نابخردی حكومتگران، سوء نیت كارگزاران، كارشكنی و اخلال دشمنان ملت ایران جستجو كرد، یا در راحت طلبی و تنبلی و فساد مردم و جامعه؟"

 

 


--
دیکتاتورها باید از عاقبت قذافی عبرت بگیرنداعتراض به خشک شدن دریاچه ارومیه، رودخانه زاینده رود و ترک برداشتن سقف سی و سه پل اصفهان ارزش حمایت کامل را دارند

آیا برای آزادی موسوی و کروبی درخواست خودتان را ثبت کرده اید؟ اینجا
 سبز مي مانيم، تا هميشه

ابراهیم یزدی اسلامگرایان تونس را از تکرار تجربه ایران بر حذر داشت

با ارسال نامه ای به راشد الغنوشی: ابراهیم یزدی اسلامگرایان تونس را از تکرار تجربه ایران بر حذر داشت

دبیر کل نهضت آزادی ایران با ارسال نامه‌ای به راشد غنوشی، رهبر جنبش النهضة تونس، ضمن تبریک پیروزی مردم تونس، وی را از تکرار تجربه جمهوری اسلامی در ایران بر حذر داشت.

تارنمای " ندای آزادی " با انتشار متن این نامه به نقل از ابراهیم یزدی خطاب به رهبر اسلامگرایان تونس نوشته است: « پیروزی شما و برادران و خواهران تونسی شما را، نه تنها در سرنگونی یک نظام سرکوبگر، بلکه افزون بر آن در برگذاری یک انتخابات ملی آزاد سالم و منصفانه، تبریک می گویم. در ایران یک علاقه بسیار جدی همراه با دعاهای بسیار برای موفقیت شما وجود دارد. من از نزدیک اخبار مبارزات شما و مردم تونس را، هم برای رهائی از استبداد و هم برای تاسیس یک حکومت مردم سالار پیگیری کرده ام.»

 

دبیر کل نهضت آزادی در ادامه این نامه نوشته است: « پیروزی حزب شما در انتخابات اخیر تحسین برانگیز است. اما این پیروزی بار سنگینی بر دوش شما، بعنوان رهبر "جنبش النهضة" قرار داده است. من در حالیکه شدیدا تحت تاثیر بلوغ سیاسی مردم تونس قرار گرفته ام، بطور جدی نگران پیامد های دراز مدت آن هستم. ما مسلمانان از هر ملیتی، اگر چه برای تحقق حقوق اساسی، آزادی وحق حاکمیت خود مبارزه می کنیم اما تجربه کافی با دموکراسی را نداریم. ما مبارزه می کنیم و دیکتاتور سرنگون می کنیم، اما استبداد را به عنوان یک شیوه زندگی از بین نمی بریم. استبداد در یک ساختار سیاسی خلاصه و محدود نمی شود، بلکه ابعاد فرهنگی متناسب و همآهنگ با ساختار سیاسی خود را دارد. همین ابعاد فرهنگی است که در شخصیت افراد و کل جامعه مبتلی به استبداد آن چنان رسوب کرده است که به استبداد امکان ادامه حیات برای مدتی طولانی را می دهد. نتیجه آن است که ما مسلمانان مستبدین را سرنگون می کنیم و بزودی ناظر جایگزین های جدیدی می شویم. این همان چیزی است که برای ما اتفاق افتاده است.»

آقای یزدی در نامه خود همچنین خاطر نشان کرده است: « ما شاه را سرنگون کردیم، اما فراموش کردیم که به درمان منش و شخصیت " شاه درون" خویشتن خود بپردازیم. بنابراین حلقه منحوسه بسته می ماند.»

 

در نامه دبیر کل نهضت آزادی همچنین آمده است: « برای شکستن این چرخه و نهادینه کردن مردم سالاری چه می توان کرد؟ دموکراسی یک کالای صادراتی نیست. بلکه یک فرایند ملی یادگیری و انکشاف است. انتخابات ابزار بسیار با ارزشی است ، اما بخودی خود دموکراسی محسوب نمی شود. من توجه شما را به سه مقوله اساسی ، که اگر مردم هر سرزمینی آن ها را بیاموزند و قلبا به پذیرند، شانس آن را خواهند داشت که از نعمت آزادی و دموکراسی برای نسل های امروز و آینده مسلمانان اطمینان حاصل کنند. »

در ادامه این نامه آمده است: « اولین مقوله این است که تنوع و تکثر در جامعه بشری را به پذیریم و به آن احترام بگذاریم. خداوند سبحانه و تعالی در کتاب مقدس قرآن به ما وجود اختلاف در جامعه بشری را یادآور میشود و از ما می خواهد که یکدیگر را تحمل کنیم. خداوند می فرماید من در روز قیامت درباره گوناگونی باور های شما داوری خواهم کرد. کشورهای اسلامی، از جمله تونس، تمامی ویژگی های یک جامعه در حال انتقال را دارا هستند. در یک جامعه انتقالی تنوع و گوناگونی آرا و عقاید به مراتب بیشتر از یک جامعه سامان یافته است. بنابراین پذیرش و احترام به تکثر در این مرحله از تاریخ تحولات مسلمانان به مراتب مهمتر و ضروری تر است.

 

دومین مقوله در فرایند یادگیری دموکراسی تساهل، تسامح و مداراست، که در فرهنگ و آموزش اسلامی ما جایگاه ویژه ای دارد. تنوع در جامعه ممکن است به تقابل و درگیری و فرسودگی عمومی و به بهانه ای برای ظهور استبداد جدیدی منجر شود. بنابراین تساهل و تسامح یک ضرورت اجتناب ناپذیر است. اما تساهل و تالورانس به خودی خود یک رفتار غیر فعال است و کافی برای پرهیز از عواقب درگیری ها نیست. این امر ما را به مقوله سوم میرساند.

ضرورت سوم در نهادینه شدن دموکراسی، سازگاری و همگرائی در میان کنشگرایان صحنه سیاست است. توسعه اجتماعی و اقتصادی تونس نیازمند همگرائی و سازگاری تمامی شهروندان تونسی شما، صرف نظر از وابستگی های فکری و دینی ، نژادی، جنسیتی می باشد. همگرائی و سازگاری به معنای نادیده گرفتن و صرف نظر کردن از اعتقادات و باور ها نیست. بلکه به معنای تشخیص ضرورت همکاری با یکدیگر برای رستگاری ملی که همه گروه ها از آن بهره مند شوند، می باشد. »


--
دیکتاتورها باید از عاقبت قذافی عبرت بگیرنداعتراض به خشک شدن دریاچه ارومیه، رودخانه زاینده رود و ترک برداشتن سقف سی و سه پل اصفهان ارزش حمایت کامل را دارند

آیا برای آزادی موسوی و کروبی درخواست خودتان را ثبت کرده اید؟ اینجا
 سبز مي مانيم، تا هميشه