صفحات

۱۳۸۸ شهریور ۲۰, جمعه

جمعه‌ای ديگر؛ سناریويی دیگر - بیانیه

 

    چهارشنبه ۱۸ شهريور ۱۳۸۸

    جمعه‌ای ديگر؛ سناریويی دیگر

     

    آصف نیکنام

    در ماه‌های اخیر، سخنانی که از منبر نماز جمعه صادر شده است، آینه‌ی تمام عیار اراده‌ی سياسی حاکم برای حل بحران فزاینده و متلاطم فعلی ايران بوده است. مواضع اعلام شده از منبر نماز جمعه رابه جز در مورد خطبه‌ی هاشمی رفسنجانی موضع‌گيری‌های غلاظ و شداد فرماندهان سپاه پاسداران و لحن پرتهدید و تشر آنان برجسته‌تر کرده است. در ميان نماز جمعه‌های ماه‌های اخیر، البته نماز جمعه‌ی سرنوشت‌ساز رهبر جمهوری اسلامی، چرخشی بی‌سابقه و بازگشت‌ناپذیر برای مسیر سياستِ جمهوری اسلامی بود و پیام آن نماز جمعه در حقیقت صدور فرمان «اعتراض‌بس» بود و هشدار جدی برای این‌که رهبر کشور حاضر نیست گامی هم از موضعی که روز پس از انتخابات اتخاذ کرده عقب بنشيند، ولو به بهای ریختن خون شهروندان معترض که نام ديگرشان نزد گردانندگان صحنه‌ی سياسی فعلی «اغتشاش‌گر» است. طبیعی بود که هر معترضی، اغتشاش‌گر ناميده شود و خون‌اش رسماً مباح اعلام شود.

     

    رخدادهای دو سه روز اخیر، پس از افشاگری‌های سرسختانه و مصرانه‌ی مهدی کروبی درباره‌ی تجاوز به زندانيان و شکنجه‌‌های جنسی، پیگیری دفن‌های دسته‌جمعی در بهشت‌ زهرا، شکايات کمیته‌ی پيگیری آسيب‌دیدگان به مدیریت عليرضا بهشتی و به نمایندگی از میرحسین موسوی و مهدی کروبی، حاصل مستقیم و روشنی داده است. علاء الدین بروجردی فهرست کشته‌شدگان را به بهانه‌ی نداشتن نام پدر و شماره‌ی شناسنامه و مواردی از اين دست رد می‌کند و به خود حتی زحمت تحقیق هم نمی‌دهد. دختر ۱۹ ساله‌ی جواد امام را عده‌ای بی‌نام و نشان و خودسر در خیابان به وضع شنیعی دستگير می‌کنند و او را برای اعتراف‌هایی پليد تحت فشار قرار می‌دهند اما پس از دو روز آزادش می‌کنند. و سپس ناگهان دادستان تازه منصوب تهران، با آراء و احکامی تازه از راه می‌رسد. دفتر مهدی کروبی مهر و موم می‌شود. مرتضی الویری بازداشت می‌شود. اسناد و مدارک مورد اتکای مدعيان و معترضان جمع‌آوری می‌شوند. و پس از پلمب شدن دفتر بررسی شکايات ميرحسين موسوی، در آخرين اقدام، عليرضا بهشتی فرزند نخستین رييس قوه‌ی قضاييه‌ی کشور بازداشت می‌شود.

     

    به موارد بالا باید اضافه کرد پخش فیلمی درباره‌ی بازداشتگاه کهريزک که سرشار است از قلب واقعيت و انتشار پر آب و تاب اعتراف‌های اخذ شده در زندان از سران اصلاح‌طلب (به عنوان سند صحت ادعای صدا و سیما يا تولید کننده‌ی برنامه). همچنین در چنين شب‌هایی پخش گفت‌وگوی تلويزیونی سعید حجاریان، محمد عطریان‌فر و سعید شریعتی در دستور کار قرار می‌گیرد.

     

    شتاب اتفاقات به حدی است که نمی‌توان این‌ها را نتیجه‌ی اقداماتی خودسرانه عده‌ای معدود به حساب آورد. از همين روست که خطبه‌ی جمعه‌ی این هفته به امامت رهبر جمهوری اسلامی، اتفاقی است سرنوشت‌ساز که بالقوه می‌تواند چراغ سبزی باشد برای اقدامات خشن‌تر بعدی )درست مانند اولين نماز جمعه‌ی پس از انتخابات). آن‌چه باعث تقویت این گمانه‌زنی می‌شود، مجموعه‌ی اين رخدادهاست به اضافه‌ی دستگيری عليرضا بهشتی. اين‌ها پيام‌هایی بالقوه هستند برای فراهم کردن زمينه‌ی دستگیری موسوی و کروبی. اگر به خاطر بیاوريم محمود احمدی‌نژاد شب قبل از انتخابات از ناآرامی‌هایی خبر داد که به قول او قراربودفروکش کند (این سخنان در ميان آرامش پيش از انتخابات از او صادر شد) و از ادامه‌ی سفرهای استانی‌اش خبر داد (پیش از معلوم شدن نتيجه‌ی انتخابات). اين شيوه‌ی اطلاع‌رسانی ضمنی، البته پس از وقوع ماجرا قابل فهم‌تر می‌شود. ماجرای مشابهی در هفته‌های گذشته به قوت و شدت در رسانه‌های حامی دولت و صحنه‌گردانان وضع سياسی فعلی رخ داده است که باید سران اغتشاش‌ها را دستگیر کرد. این زمینه‌چينی‌ها اشاره حذف مطلق سران اصلاحات در آستانه‌ی بازگشايی دانشگاه‌ها و پيش از پايان ماه رمضان دارد.

     

    تصور صحنه‌گردانان و ارزیابی‌شان از ناآرامی‌های اخیر اين است که ناراضیان از نتيجه‌ی انتخابات به رهبری موسوی و کروبی )و سران اصلاحات)، کشور را به آشوب کشانده‌اند. در نظر آن‌ها، برای بازگرداندن آرامش به صحنه‌ی سياسی کشور، نباید از ریخته شدن خون عده‌ای ولو بی‌گناه پرهیز کرد. مصلحت عظيم‌ترِ چنين اقدامی حفظ نظام و صیانت از ولایت فقیه (و به عبارت ديگر شخص ولی فقیه) است. این ارزیابی را سخنان روز گذشته‌ی رهبر کشور مبنی بر این‌که ناآرامی‌های تازه‌ای در راه خواهد بود، طنین تازه‌ای می‌بخشد. با کنار هم قرار دادن موضع‌گیری سیاسی سران سپاه پاسداران، اقدامات ضربتی دادستان تازه‌ی منصوب شده، و مسدود کردن دفاتر موسوی و کروبی به اضافه‌ی تصرف اسناد و مدارکی که سران اصلاح‌طلب مدعی دسترسی داشتن به آن‌ها هستند، به يک نتیجه‌گيری صریح می‌رسيم: پاکسازی صحنه و از بین بردن هرگونه سند و مدرک جنایت یا «تخلف» قبل از پايان ماه رمضان و پيش از آغاز سال تحصیلی و گره خوردن موج اعتراض‌ها به يک جنبشِ دانشجویی تازه‌نفس. سرآغاز این حرکت هم البته موضع‌گیری‌های سخت‌گيرانه و خارق عادت در برابر علوم انسانی بود. معنای این حرکت هم پايين آمدن اهرم‌های فشار بر فضای دانشجويی کشور بود و هشداری نسبت به برخورد شديد قوه‌ی قهریه با هر نوع اعتراض است.

     

    این تحلیل زمانی معنادارتر می‌شود که فرمانده نیروی انتظامی ادعا می‌کند روز قدس اتفاقی نمی‌افتد. فرمانده‌ی نیروی انتظامی غیب‌دان نیست. طبعاً برای این‌که اتفاقی نیفتد، بايد اقداماتی انجام داده باشند (یا برنامه‌ای برای روزهای بعد داشته باشند). به فرضِ صائب تلقی کردن ارزیابی صحنه‌گردانان از علل و ريشه‌های وضع فعلی، زمينه‌های بالقوه‌ی هرگونه اتفاقی، طبعاً از سوی صحنه‌گردانان نزد موسوی و کروبی دیده می‌شود.

     

    مجموعه‌ی رخدادهای روزهای اخیر یک معنا بيشتر ندارد: دورخیز کردن برای دستگیری موسوی و کروبی. بهترین مکان هم برای صادر کردن فرمان این حرکت، نماز جمعه است، آن هم نه از سوی هر خطیب جمعه‌ای. این فرمان را فقط رهبر کشور می‌تواند صادر کند. جمعه‌ی اين هفته، جمعه‌ی پرآشوبی خواهد بود. باید نشست و تماشا کرد که آيا آخرین بيانیه‌ی موسوی و اعتراض کروبی نسبت به ناپديد شدن یکی از شاهدان‌اش، ربطی با رخدادهای اخير دارد یا نه. بازوهای رسانه‌ای جريان‌های اخیر، اين رویکرد را در مقام نظر و سخن ثابت کرده‌اند. بايد منتظر ماند و ديد در عمل این مرکوب فرمان‌بریده و بی‌ترمز تا کجا خواهد رفت. آيا پایان ماه رمضان، هم‌زمان با پايان نگرانی‌های عمیق رهبر جمهوری اسلامی خواهد بود؟ عید فطر امسال پيروزی مطلق ولایت فقیه و سپاهیان را بر تمام ارکان سياسی جمهوری اسلامی به همراه خواهد داشت؟ ناهمواری‌های پرتنش سیاست روز هموار خواهد شد یا تبديل به شکاف‌های عمیق و دهان‌بازکرده‌‌ی تازه‌تری خواهند شد که دیگر مطلقاً پر نمی‌شوند؟ نماز جمعه‌ی این هفته بدون شک پاسخ‌هايی تعيین‌کننده به بسیاری از این پرسش‌ها خواهد داد.


    بسم الله الرحمن الرحیم

     

    خبر دستگیری برادران عزیز آقایان دكتر سید علیرضا بهشتی و مهندس مرتضی الویری مسئولان كمیته پیگیری امور آسیب دیدگان حوادث ایام اخیر و سردار مقدم مسئول كمیته ایثارگران ستاد انتخاباتی اینجانب موجی از شگفتی و ابهام در دلبستگان به نظام اسلامی ایجاد كرده است. آنان به بند كشیده شده اند در حالی كه جرمی جز پیروی از راه انقلاب و دفاع از اجرای عدالت در مورد خونهای بهناحق ریخته شده و كمك به خانواده بی گناهانی كه پس از انتخابات به زندان افتاده اند ندارند. آنان اینک در زندان به سر میبرند در حالی که عاملان فجايع اخير آزادند و مسئولان ادعا ميكنند حتما به جنایاتي كه رخ داده است رسیدگی خواهند كرد. آیا با از بین بردن اسناد جنایت و در بند کردن کسانی که حقوق قربانيان را پیگیری میکردند این کار را انجام ميدهيد؟

     

    المرء یحفظ فی ولده. حرمت انسانها در فرزندانشان پاسداری میشود. مردم اینك از مدعیان پرچمداری انقلاب اسلامی می پرسند حرمت شهید مظلوم انقلاب آیت الله دکتر بهشتی را در خاندان او چگونه رعایت کرده اید؟

     

    مردم ایران!

     

    کاملا پیداست که تلاشهای شما برای بازگرداندن آرامش به جامعه قرار نیست با پاسخی خردمندانه روبرو شود. روزهايي خطير در پيشرو قرار گرفته است. دستگيري كسانی چون دكتر بهشتي يك نشانه است كه از حوادثي سهمگينتر خبر ميدهد. اما باطل رفتني است و آن چيزي كه به مردم سود ميرساند باقي ميماند. و اما ما ينفع الناس فيمكث في الارض. آرامش و هوشياري خود را حفظ كنيد. سلسله حوادث جديدي كه آغاز شده است به مانند ديگر تحركات كور اين ايام براي مخالفان شما جز خسارت باقي نخواهد گذاشت. مراقب باشيد كه آنها شما را تحريك نكنند و به هنگام نابود كردن خود به كاشانه و كشورتان لطمه نزنند.

     

    اينجانب به ویژه هتك حرمتي كه از بهشتي مظلوم شده است را به فرزندان آن شهيد و شاگردان و پيروان و دوستداران او و تمامي دلبستگان به انقلاب و اسلام تسليت ميگويم و از خداوند آرزومندم ضايعهاي كه با اين عمل در قلب مردم ما ايجاد شده است با جاودانه كردن آبروی این خاندان جبران شود.

     

    مير حسين موسوي

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر