۱۳۸۸ مهر ۲۱, سه‌شنبه

حکم اعدام - یدالله اسلامی

 

    حکم اعدام

     

    تاریخ انتشار: ۱۸ مهر ۱۳۸۸, ساعت ۴:۵۵ بعد از ظهر

     

    یدالله اسلامی

     

    درخبرها آمده است که قاضی صلواتی حکم اعدام محمدرضا علی زمانی را درتاریخ سیزدهم مهرماه سال جاری  به وی ابلاغ کرده است .آقای علی زمانی به عنوان عضو انجمن پادشاهی که پیش از آن کسی نامی از این انجمن  نشنیده بود به  دادگاه اسیران  جنبش سبز آورده  شد ولب به اعتراف گشود .حتما به او گفته بودند که راه نجات تو در این گونه اعتراف کردن هاست. بعدهم که اعتراف فرد علیه خود معتبر دانسته شد .

     

    حقوقدانان ومراجع برجسته ای در زمان برگزاری دادگاه وپس از آن هرگونه اعتراف گیری در دادگاه ها را برخلاف اصول قانونی وشرعی دانسته وآن ها را فاقد اعتبار اعلام کرد ه اند .درفضای غبارآلود وتوهم زای سیاسی کنونی بی پناه ترین فرد دستگیرشده را حکم مرگ داده اند .نه اصول قانون اساسی ونه سایر قوانین جاری اعتراض به یک روند سیاسی را جرم ندانسته وکسی را به این دلیل سزاوار محکومیت به شمار نمی آورند .اصل بیست وهفتم قانون اساسی به روشنی از این حق یاد می کند  . دراصل دادگاه ونمایشی بودن آن وبرخوردار نبودن متهمین ازوکیل هم حرف وسخن بسیار گفته شده وبازهم سخن بسیار است .اصل وجودی دادگاه انقلاب هم در قانون اساسی به رسمیت شناخته شده نیست .در مورد جرم های سیاسی ومطبوعاتی   قانون اساسی بر محاکمه متهمان  در دادگاه عادی با حضور هیأت منصفه تأکید دارد.وجود هیأت منصفه به معنای آن است که اگر برآیند افکار همگانی موضوعی را جرم تلقی نکرد قاضی نمی تواند آن را عملی مجرمانه دانسته وبه صدور حکم بپردازد .

     

    خوب چه معیاری روشن تر ازاین برای قانون شکنی کسانی که لباس قانون برتن کرده اند ؟ وقتی که قضاوت اسیر بازی های سیاسی شد به نا گزیر عدالت از دروازه قضا بیرون خواهد شد وبرای سرپوش نهادن بر رفتاری نادرست گام های نادرست تر برداشته شده وگنه ناکرده هایی گنه کار شمرده شده وتن به مکافات جرم ناکرده خواهند داد .وقتی که دادگاه از معنی داد تهی شد وستم روا پنداشته شده  بنیان هایی به لرزه خواهند افتاد که درکلام معصوم آمده است که ملک وحکمرانی به کفر می ماند ولی باستم پایدار نخواهد ماند .صدور حکم مرگ برا ی فردی نا شناخته با ادعای عضویت در انجمنی شاید مجعول وبا اعترافاتی آن چنانی ،حکم مرگ عدالت است . ودوستداران آزادی وعدالت نیز  دراین میدان است که سنجیده میشوند که آیا دفاع از حقوق انسانی  افراد جامعه را بدون توجه به گرایش ها ونگرش ها وصاحب نفود بودن ویا بی نفوذی آنها دربرنامه خود می گنجانند یا آنهاهم اسیر نام ها ونشان ها  هستند ؟  آیا به صرف اینکه کسی را عضو "انجمن پادشاهی" دانسته اند باید برحکم مرگش رضایت داد ویا باید برای دفاع از حقوق انسانی او به پا خاست وکاری کرد؟                                                                                                    

     

    روزی که در این کشور غوغا به پاکردند وتبلیغ به راه انداختند که با اراذال واوباش برخوردی قاطع خواهد شد ودرهرکوی وبرزن از این قاطعیت گفتند ودستگیرشدگان  از برخورداری از دادگاه علنی ووکیل محروم ماندند وکسی از آنچه برسر آنها آمد خبر نشد . ناله های دردناک برخی از خانواده های آنها به هیچ گرفته شد وبرخی از مردم گمان بردند که این چرخ عدالت است که به راه افتاده ودم برنیاورند ویا همراهی کردند این رفتار نا درست را . آن روزها از احکام مرگ برای گروهی ازدربندان  گفتند که ازچگونگی برگزاری  دادگاه وحق دسترسی آنها به وکیل هم کسی پرس وجویی نکرد . وکهریزک را از گروهی دیگر به همین نا م ونشان  پرکردند وهرچه ستم بود براین افراد روا داشتند وچنان فضای تنگی ساخته شده شد که کسی از حقوق حداقلی آنها هم نگوید  ویا فریادهایی هم که بر آمد برهیچ گوشی ننشست باید انتظار داستان غم انگیز امروز کهریزک را می کشیدیم .آن قدر اراذل واوباش گفتند وشنیدیم که کسی هم پاسخ نداد اگر این همه اراذل واوباش بود ه اند وهرچه خواسته اند کرده اند شما که مأمور تأمین امنیت بوده اید کجا بوده اید که به یک باره به پا خاسته اند آنهم با داغ ودرفش وحکم مرگ وزندان وشکنجه وبرپایی کهریزک؟

     

     

    کسی این فریاد را نشنید که مجرم هم حق دارد که از حق دادرسی عادلانه برخوردار باشد .این نکته هم مورد توجه واقع نشد که چه بسا سرعت در صدور احکام مرگی که نشانه قاطعیت تبلیغ می شد حقوق بسیار بزرگتری را به قربانگاه می برد.

     

    اینک سخن ازمرگی است که به نام فردی که خودرا عضو "انجمن پادشاهی" دانسته رقم خورد ه شاید درهیاهوی بی نامی وبی پناهی  بازهم کسی قربانی شود...

                                                                                                      

    مگر انجمنی که نامی ندارد ونشانی ازاو درجایی نیست می توانسته است انبوه میلیونی مردم را به خیابان ها فرابخواند ؟اگر چنین توانی داشت که امروز در اسارت نبود.این کدام انجمن است که در اسارت عضو خود چنین خاموش وبی صداست ؟ این حضور میلیونی مردم را به این وآن نسبت دادن  ، به این فرد واین گروه وآن کشور وآن رسانه خود فریبی است .هیچ گروه وسازمانی ویا هیچ قدرتی توان به میدان اوردن میلیونی  مردم را ندارد .نه اصلاح طلبان بی ساز وبرگ ونه حاکمیت با ابزار وساز وکار بسیار ونه رسانه های خارج کشور .دیگر فرصت به گروه های بی نام ونشان نمی رسد .به میدان آمدن واعتراض مردم براساس خرد جمعی وبدون سازماندهی گروهی ورهبری مشخص انجام شد .مردم به این دلیل پای  درمیدان نهادند که به این  درک مشترک وهمزمان رسیدند که تحقیر شده وبه شعور واراده آن ها بی احترامی شده است .مردم این حضور پرشکوه را نیز به خشونت نیاراستند وبزرگی خودرا در رفتار بزرگمنشانه خود آشکار ساختند .درکجای دنیا این نمایش بزرگ وبا شکوه وبی خشونت وبا آرامش نمونه ای دارد؟

     

    این گونه برخورد با مردمی چنین با فرهنگ گره گشای مشکل بی اعتمادی مردم نیست . هیچ توجیه قانونی وحقوقی وانسانی برای خاموشی گزیدن دربرابر حکمی که شاید رویه شود وجود ندارد .آن دادگاه وآن اعترافات فاقد معیار های حقوقی وقانونی بوده به همین دلیل برای صدور حکم دارای صلاحیت لازم وقانونی نیست .خود دست اندرکاران وبرگزار کنندگان  دادگاه نیز این را به خوبی می دانند هرچند که دراین روزها ازآن نگویند .بازگشت به قانون نه استفاده ابزاری از قانون برای همه مفید تر است اگر از اسارت سیاست بازی ها به درآیند واگر منافع بلند مدت را فدای منفعت خواهی های فردی وگروهی زود گذر نکنند .برای باز سازی اعتماد ازدست رفته مردم گلوله وزندان ودادگاه واحکام محکومیت از کار افتاده اند .باید طرحی نو درانداخت وشیوه تازه درپیش گرفت

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر