متن سخنان مهاجرانی در انستیتو واشنگتن
متن کامل اظهارات عطاء الله مهاجرانی در 17 اکتبر در انستیتو واشنگتن، بر روی وب سایت این موسسه منتشر شده است.
بنا بر متن منتشر شده، عطاالله مهاجرانی در ابتدای سخنان خود، سال 1953 را سالی بسیار پرمعنی برای ایرانیان خوانده و گفت: "نهضت دموکرات و آزادی خواهانه ملت ایران به رهبری مصدق با کودتا شکست خورد و از زمانی که نهضت مصدق شکست خورد، یعنی از سال 1953 تا پیروزی انقلاب اسلامی، هیچ وقت دولت امریکا از مشروعیت و قانونیت دولت ایران صحبت نکرد که آیا دولت درو اقع مشروع است یا مشروع نیست".
وی با بیان اینکه " انسان ها براساس زاویه دیدی که دارند، مطالب و پدیده ها را متفاوت می بینند"، سال 1953 را سالی غم انگیز خوانده و اظهار داشت: "اگر نهضت ملی ایران در سال 53 با کودتا شکست نمی خورد، نیازی هم به انقلاب اسلامی در سال 79 نبود".
وزیر دولت اصلاحات، سپس با طرح این سوال که " اگر امریکا بخواهد در منطقه از قدرت استفاده کند، یا با قیمت نفت به یک معنا مدیریت بکند، چه اتفاقی خواهد افتاد؟" توضیح داد: " اگر قدرت گره گشا بود و می شد مشکل را با قدرت حل کرد، مسأله افغانستان بعد از 8 سال حل شده بود، ولی این مسأله همچنان باقی است".
حمله نظامی به تقویت حکومت می انجامد
به گفته مهاجرانی، "اگر استفاده از زور صورت بگیرد، بخش نظامی امنیتی در کشور، تقویت بیشتری خواهند شد".
جنبش سبز، مسابقه دو امدادی است
وی در تعریف خود از وضعیت جنبش سبز خاطرنشان کرد: "جنبش سبز اولاً یک مسابقه دو صد متر نیست که یک سوت بزنیم و یک عده ای بدوند و بعد هم بلافاصله مشخص شود چه کسی برنده است و ما هم برای بنده کف بزنیم. بلکه یک مسابقه دو استقامت امدادی است. در یک مسابقه دو امدادی برای نهضتی مثل نهضت سبز، دموکراسی خواهی و آزادی خواهی گاهی نسل ها هستند که در این دو امدادی شرکت می کنند، نه ورزشکاران که یکی پس از دیگری می رسند. یک نسل مشعل را از دست نسل دیگری می گیرد و به نسل دیگری می رساند. از این جهت من معتقد هستم که برای نهضت سبز ایران ما بایستی به حرکتی که دهها سال برنامه ریزی شده فکر کنیم. نه اینکه همین ماه آینده ممکن است ما به نتیجه برسیم و تمام خواهد شد. یک حرکت دقیق محاسبه شده ای که در هر حال بایستی با زمان مدیریت کرد و پیش رفت".
جنبش سبز نیازمند تقویت طبقه اقتصادی و طبقه میانه
مهاجرانی با اشاره به دیدگاهی که معتقد است دولت امریکا بایستی منطقه خاورمیانه را اداره بکند و برای کشورهای آن تصمیم بگیرد، به مثالی از داستایفسکی اشاره کرد و گفت: "داستایفسکی خاطره ای را می نویسد که خیلی خواندنی است. می گوید من توی قطار نشسته بودم، بعد دیدم که یک امریکایی روبروی من نشسته و همه چیز این امریکایی oversize بود؛ چشم ها، بینی، لب ها، موها، لباسش، همه چیزش در واقع نسبت به من (شما داستایفسکی را در نظر بگیرید، یک چهره مینیاتوری ظریف) بزرگ بود. او همین طور که روبروی من نشسته بود اصلاً به من نگاه نمی کرد، اصلاً با من حرف نزد، ولی گوشه شانه من از جیبم بیرون بود، دستش را دراز کرد و رساند بالای جیب من. این شانه را برداشت و شروع کرد به شانه کردن موهاش. بعد هم شانه را گذاشت توی جیب من و مطلقاً هم با من صحبت نکرد. دوباره نه نگاه کرد، نه کلمه ای، هیچی. فقط سکوت بود. داستایفسکی می گوید سکوت بود و سرما. بعد من فکر کردم خیلی خب، این نه تنها شانه مرا شانه خودش تلقی می کند. اصلا فکر می کند من شانه نگهدارش هستم. درواقع من مأموریت دارم شانه را برای او نگه دارم".
دموکراسی از بیرون تحمیل نمی شود
مهاجرانی با بیان اینکه "باید ما بپذیریم که زمان تغییر کرده" افزود: "در تغییر زمان این جوری نیست که در مورد امریکا مثل اردن شما بتوانید عمل بکنید. شما به عنوان دولت امریکا در مورد اردن تصمیم گرفتید که ولیعهد را عوض کنید و کس دیگری را به عنوان شاه بگذارید، گذاشتید. و خوب بالاخره اتفاقی هم ظاهراً نیفتاد. ایران کشور دیگری هست، درواقع زمان هم زمان دیگری هست".
احمدی نژاد، رئیس جمهور قانونی ایران نیست
وی با بیان اینکه "احمدی نژاد را، رئیس جمهور قانونی ایران نمیداند" اظهار داشت: "واژه ای را آقای موسوی به کار بردند که واژه مهمی است. آقای موسوی گفتند که دولت فعلی ایران دولتی است که براساس ماجراجویی عمل می کند، یعنی سخنان ماجراجویانه، مسأله آفرین و مسایلی از این قبیل. و بسیاری از اموری که می شود بدون ماجراجویی و با تدبیر و درایت حل کرد، او درواقع با ماجرا آفرینی، آن مشکل را ایجاد می کند؛ مثل طرح قضیه هولوکاست؛ اگر حتی در قصه هولوکاست یک کودک یهودی هم سوزانده شده بود یا کشته شده بود، فاجعه بود؛ اگر حتی فقط یک کودک. خوب بحث میلیون ها نفر است، حالا فرض کنید که بنیاد یادواشم در تل آویو نتوانسته باشند برای شش میلیون نفری که معروف است، مشخصات و اطلاعات باشد، حدود چهار میلیون اش هست. ولی از عظمت و تلخی فاجعه چیزی کم نمی کند. هچ انسانی نمی تواند نسبت به این مسأله بی تفاوت باشد، ولو یک نفر. البته بعدا بایستی به قول رمان نویس و برنده جایزه صلح نوبل که تریلوژی معروفی را در مورد داستان هولوکاست نوشته، به این سؤال بایستی جواب داد که چگونه می شود که گاهی یک قربانی تبدیل به یک جنایتکار می شود؟ به این سؤال بایستی جواب داد".
مخالف سلاح اتمی هستیم
مهاجرانی با طرح این سوال که " سلاح هسته ای خیلی چیز بدی است. پس چرا گاهی ایران را تهدید به استفاده از سلاح هسته ای می کنید؟" اضافه کرد: "خانم کلینتون در دوران مبارزه انتخاباتی، البته در دوره ای که به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری مطرح بودند یک بار اعلام کردند که ما ایران را نابود می کنیم. همان حرف آقای احمدی نژاد را که در مورد اسراییل زده بود، خانم کلینتون در مورد ایران زد؛ حتی با صراحت بیشتری... چرا این حرف را می زنید، چرا تهدید می کنید؟ شما مدام می گویید که همه انتخاب ها روی میز هستند، بعد حتی از تهدید نظامی به شکل هسته ای آن هم استفاده می کنید، این قضیه، منطق ما را تضعیف می کند. بگذاریم در واقع بدون عصبانیت، با یک منطق محکم این بحث را پیش ببریم که هیچ انسانی، هیچ مسلمانی، هیچ ایرانی ای، لااقل در موضعی که من هستم نمی تواند این موضوع را بپذیرد".
کارت تبریک امریکا
وی آنگاه به مقاله " مذاکره مستقیم" که 20 سال پیش توسط خود او نوشته شده بود اشاره کرد و آن مقاله را مشهورترین مقاله سیاسی بعد از انقلاب ایران دانسته و گفت: " قبل از آن هم من مقاله ای نوشته بودم، موقعی بود که جرج بوش پدر ماه های اولیه ریاست جمهوری اش در کاخ سفیدبود؛ روی پله های کاخ سفید ایستاده بود گفت که "من که اینجا روی پله های مرمرین کاخ سفید ایستاده ام، از کشورهایی که در لبنان نفوذ دارند دعوت می کنم که برای آزادی گروگان ها با امریکا همکاری بکنند. من فردایش مقاله ای نوشتم بیش از بیست سال پیش، اسم مقاله من بود "قول و قرار روی پله های مرمرین کاخ سفید". علتش این بود که جرج بوش گفته بود که گرچه من روی پله های مرمرین کاخ سفید دارم صحبت می کنم اما سخن من سخن رسمی امریکاست. من نوشتم بسیار موقعیت خوبی برای گفتگوی با امریکاست، به خاطر اینکه هم گروگان های امریکایی وجود دارند در لبنان، هم گروگان های ایرانی. ما بنشینیم صحبت بکنیم مشکل را حل بکنیم. که یک سال بعدش من مقاله "مذاکره مستقیم" را نوشتم و هنوز هم من معتقد هستم که چه دولتی که ما قانونی نمی دانیم، دولت فعلی، چه اعضای مؤثر جنبش سبز، گفتگوی با امریکا همواره می تواند کمک بکند به کاهش تنش و اساسًاً در واقع اهل گفتگو، من و ما هستیم".
امریکا، دولت های ضعیف را برای گفتگو ترجیح میدهد
وی با اشاره به اینکه اکنون به تعبیر پرزیدنت اوباما دوران تغییر فرا رسیده توضیح داد: "این تفسیری را که در منطقه ما وجود دارد، لااقل در ذهن من اصلاح بکنیم. یعنی به گونه ای عمل کنیم که این تلقی پیدا نشود که اتفاقاً از ضعف احمدی نژاد، امریکا برای منافع خود استفاده می کند. ومن معتقد هستم که حال که پرزیدنت اوباما 15 بار از مسؤولیت در سخنرانی خود نام برد و با شعار تغییر آمد و این سخن هم که بسیار سخن مهمی است، خیلی پسندیدم که درواقع: Kجنگ با ایران بدتر از ایران هسته ای است.L این سخن، سخن درستی است".
به جنبش سبز، سرکه ندهیم
مهاجرانی بار دیگر با تاکید بر اینکه "جنبش سبز هیچ انتظاری از دیگران ندارد" توضیح داد: "این آیه ای که در مزامیر داوود هست، مزمور 69 آیه 21 خیلی می پسندم و احساس می کنم که گاهی یک دریایی از معنی در یک آیه ای خلاصه می شود و می درخشد. آیه این هست که: "آنها یک غذای تلخ به من دادند. من تشنه بودم به من سرکه دادند." من پیشنهاد می کنم که جنبش سبز ایران در مقطعی که هست به آن سرکه ندهیم. درواقع اگر این جنبش، جنبشی است که تشنه آزادی و عدالت است و مردم ما بیش از 100 سال است که برای آزادی، عدالت و دموکراسی تلاش می کنند، اگر ما می خواهیم برپا باشد، مراقب باشیم به آن آسیب نزنیم من نمی گویم کمک بکنید. مطلقاً جنبش سبز به کمک هیچ کشوری نیازمند نیست، به خاطر اینکه این جنبشی است ملی، عمیق و طولانی."
از دولت ترسو، امتیاز نگیرید
وی با تاکید بر اینکه "منافع ملی ما بخاطر آنچه که یک دولت ضعیف در ایران است" به سخنان یکی دیگر از سخنرانان جلسه اشاره کرد و گفت: "پاتریک یک تعبیر به کار برد این تعبیر را من می پسندم. گفت دولت ایران ترسیده، دولت ترسو امتیاز می دهد. اگر دولت، دولتی بود که ترسید، نسبت به شرایط داخلی خودش امتیاز می دهد. از دولت ترسو شما به دوستان امریکایی تان بگویید امتیاز نگیرید. اگر از دولت ترسو امتیاز گرفتید، بعداً نسل های آینده ایران، یک زمانی، در همین واشنگتن دی سی خواهند آمد و خواهند گفت آقای رییس انستیتوی واشنگتن سال 2050، در سال 2009 جنبش سبز در کشور ما بود، دولت ضعیف بود، مشروعیت نداشت، شما در این قرارداد از منافع ملت ایران سوء استفاده کردید".
گفت و گو به کاهش تنش کمک می کند
در پایان جلسه از مهاجرانی سوال شد که آیا شما معتقدید که توافق بین گروه 5+1 و ایران می تواند برای جنبش سبز ایجاد مشکل کند؟ به نظر شما بهترین راه برای حل و فصل این معضل و توافق در مورد مسأله هسته ای چیست؟
او پاسخ داد: "من معتقدم که اگر توافق نامه ای بین 1+5 و دولت ایران صورت بگیرد، از دو وجه می شود به این توافق نامه نگاه کرد؛ یکی این است که چون دولت فعلی ایران را، نهضت سبز، به لحاظ مشروعیت به رسمیت نمی شناسد، در واقع بگوید که ما این توافق نامه را مطلقاً قبول نداریم و در آینده هم مدعی این بشود. دومین وجه، این است که این توافق نامه چگونه توافق نامه ای باشد، آیا منافع ملت ایران در این لحاظ شده یا لحاظ نشده است. در مورد بخش اول با توجه به اینکه جنبش سبز، جنبش کوتاه مدتی نیست، بالطبع من نمی توانم بگویم که دولت فعلی هیچ گونه توافق نامه ای را با دیگران امضاء نکند یا دیگران توافقی را نخواهند داشت بخاطر اینکه مسایل جاری کشور ما و منطقه و جهان اینگونه نیست که حالا همه منتظر نهضت سبز باشند که این نهضت سبز کی به ثمر می رسد که بعد بحث توافق ها بخواهد مطرح شود. این خیلی خیالپردازانه و رؤیایی است. وی توصیه کرد: "از شرایط دولت ضعیف غیرمشروع در توافق ها استفاده نکنید. بنا را بر این بگذارید که بعداً اگر نهضت سبز، دولت مشروع، کسانی بر سر کار بودند که برگشتند و این مجموعه را دیدند احساس نکنند که در آن مقطع سوء استفاده صورت گرفته است. اگر با این ملاحظه عمل بکنیم، ما مشکلی نخواهیم داشت، ضمن اینکه من معتقد هستم که همین گفتگوهایی که صورت می گیرد، مثل گفتگوی اول اکتبری که بین معاون وزیر خارجه امریکا وطرف ایرانی صورت گرفت، من معتقد هستم که این گفتگوها به کاهش تنش کمک می کند و طرفدارش هستم و من نمی گویم که این گفتگوها صورت نگیرد. اما می گویم در این گفتگوها و این توافق ها مراقب باشیم که آنچه که درواقع منافع ملت ایران است لحاظ بشود. البته متأسفانه این گفتگوها به گونه ای است که مطرح نمی شود یعنی باز نیست. فقط ما از این گفتگوها می شنویم که هر دو فرد، احمدی نژاد در تهران و آقای اوباما هم در کشور شما، گفتند گفتگوها سازنده بود؛ جزئیاتش را کسی باخبر نیست، چون جزئیاتش را باخبر نیستیم، نمی توانیم بفهمیم یعنی لااقل من خبر ندارم که این سازنده بودن گفتگوها چگونه بوده و چگونه پیش خواهد رفت".
مخالف تحریم ها هستم
مهاجرانی درباره تحریم ها علیه ایران گفت: " اگر این تحریم ها، ملت ایران دچار محدودیت بشود، طبقه متوسط در ایران امکان رشد پیدا نکند، جنبش سبز پشتوانه اقتصادی پیدا نکند برای بقای خودش، من مخالف هستم".
وی در پاسخ به سوالی دیگر درباره مسایل و اسرائیل گفت: " قبلاً هم شاید بیش از بیست سال پیش من یک مقاله ای نوشتم و آن مقاله این بود که ما از فلسطینی ها، فلسطینی تر نباشیم. فلسطینی ها خودشان به اندازه کافی فلسطینی هستند. به اصطلاح کاتولیک تر از پاپ نباشیم. مجموعه فلسطینی ها وقتی که در مورد سرنوشت خودشان و آینده خودشان به جمع بندی می رسند، به نتیجه ای می رسند، طبیعی است که کشورهای منطقه، کشورهای اسلامی هم نمی توانند مخالف چنین برداشت و سرنوشتی باشند. موارد دیگری چون نوع ارتباط ایران با گروه های فلسطینی یا تجهیز آنها، بحث هایی هستند که نمی شود در یک صحبت کوتاه و یک پاسخ کوتاه به اینها پرداخت و به تفصیل سخن گفت".
وزیر ارشاد اسبق ایران در پایان به سوال یکی از حاضران در کنفرانس که از وی می خواست در یک کلمه جواب دهد که آیا مشروعیت اسراییل را قبول دارد یا نه، جواب نداد..
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر