۱۳۹۰ اردیبهشت ۸, پنجشنبه

بیانیه شورای هماهنگی راه سبز امید در گرامی‌داشت روز جهانی کارگر

بیانیه شورای هماهنگی راه سبز امید در گرامی‌داشت روز جهانی کارگر

شورای هماهنگی راه سبز امید، هفتمین بیانیه خود را به گرامی‌داشت روز جهانی کارگر اختصاص داد و با تأکید بر حق مسلم کارگران برای طرح مطالبات و حمایت کامل از برگزاری راهپیمایی و تجمع آنان به رسم همه ساله، از همه همراهان و تلاشگران جنبش سبز خواست تا در حمایت از خواسته های کارگران غیور این مرز و بوم، از همراهی و همدلی با آنان دریغ نورزند.

این شورا از همه رسانه ها و شبکه های اجتماعی خواست در شرایطی که حاکمیت اجازه طرح هیچگونه انتقادی به این شرایط را بر نمی تابد، به مشکلات اقتصادی و خواسته ها و مطالبات کارگران و زحمتکشان توجه کنند و در بازتاب دادن مصائب غم انگیزی که هر روز زندگی را بر اقشار مختلف مردم دشوارتر می کند، همت بگمارند.

شورا در بیانیه خود با استناد به گزارش های رسمی سازمان های مانند بانک مرکزی، مرکز آمار ایران و صندوق بین المللی پول، نشان داده که «نظامی سازی» اقتصاد و سیاست در سال های اخیر، چگونه اقتصاد ایران را زمین گیر کرده و درآمد ۴۳۰ میلیارد دلاری ارزی پنج سال اخیر به جای سرمایه گذاری های زیربنایی و ایجاد شغل، صرف واردات افسار گسیخته و بالمال نابودی تولید داخلی شده است.

شورای هماهنگی راه سبز امید در عین حال تاکید کرده است: کارگران شریف ما با پوست و گوشت خود شرایط وخیم اقتصادی کشور را احساس می کنند و بی پایگی آماری که دولت در مورد بهبود شرایط اقتصاری اعلان می کند قبل از هر قشر و گروه اجتماعی دیگری برایشان قابل درک است.

این شورای در بخش دیگری از بیانیه خود، آورده است: ایرانی، بزرگترین سرمایه خویش، یعنی امید به آینده بهتر را، برباد رفته و بزرگترین موهبت الهی اش، یعنی کرامت انسانی را، پایمال شده می بیند. کارگر و کشاورزی که می خواست با دسترنج خود، زندگی آبرومندانه ای برای خود و خانواده اش فراهم کند، اینک باید چشم انتظار مرحمت دولتمردانی شود که با تهی کردن خزانه کشور، سعی می کنند ندانم کاری ها و ناتوانی های خود را پرده پوشی کنند.

متن کامل این بیانیه که برای انتشار در اختیار کلمه قرار گرفته، به شرح زیر است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

امسال در حالی به استقبال بزرگداشت روز کارگر می رویم که دو نماد پایداری جنبش سبز مردم ایران به همراه همسران همدل و همراهشان در حصر و حبس قرار دارند. دو سال پیش در چنین روزهایی، عزم امواج میلیونی شهروندان، می رفت تا سرنوشت کشور را از دست ناکارآمدانی که جز به بقای خود در قدرت به هر قیمت ممکن نمی اندیشند و استفاده از هر وسیله ای را برای رسیدن به اهداف خود مباح می دانند، بگیرد و صالحانی توانمند بر جای آنان بنشاند. آن روزها که اقتدارگرایان فریبکار بر طبل های میان تهی تبلیغاتی خود می کوبیدند و با وعده های پوچ و دست نایافتنی که به مردمان می دادند رأی می خریدند، کروبی و موسوی از دغل کاری فرصت طلبانه دولتیان پرده برداشتند و ناکارآمدی آن را عیان کردند و جوانان هوشمند و هوشیار سبز این مرز و بوم، نشان «دروغ ممنوع» را در کوی و برزن برافراشتند تا مبادا دروغ گویان بار دیگر بر سرنوشت مردمان رنج کشیده این دیار حاکم شوند. از جمله نگرانی‌هایی که دو سال پیش از این مردم را به تجدید نظر در کناره‌ گیری از سیاست کشانید خطرات بلندمدتی بود که معیشت محروم‌ترین اقشار جامعه را تهدید می‌کرد. اما به زودی معلوم شد که بدون بازسازی خلل‌های ایجاد شده در نظام سیاسی کشور سخن گفتن از بازسازی اقتصادی ممکن نیست، همچنان‌که بدون بازسازی اخلاقی جامعه، بدون به کرسی نشاندن شعار و شعور دروغ ممنوع، بدون نهادینه کردن رعایت امانت، بدون پایبندی به عهدهای انسانی و ایمانی و میثاق‌های ملی، بدون رو کردن به چهره رحمانی اسلام، بدون به رسمیت شناختن حقوق متفاوت انسان‌ها و …ممکن نیست و چنین شد که اکثریت ایرانیانی که از فریبکاری دولتیان خسته شده بودند، ندای آنان را شنیدند و با حضور در پای صندوق های رأی، به دولت دروغ «نه» گفتند. افسوس که اقتدارگران، رأی آنان را همچون سرمایه های دیگرشان دزدید وخس و خاشاکشان نامید، به گمان این که می توان با تکیه بر زر و زور و تزویر، کشور را اداره کرد.

اگر در آن زمان کسانی بودند که هنوز فریبکاری دولتیان را باور نمی کردند، امروزه کوس رسوایی دولت دروغ بر سر هر کوی و برزن، چنان بلند نواخته شده که نه کشاورز و دامدار و نه کارگر و کارمند، که در هر گوشه و کنار کشوری که با وجود داشتن عظیم ترین ذخایر زیرزمینی و سرمایه های انسانی، فقر و فلاکت از آن می بارد زندگی می کنند، دیگر وعده های توخالی آنان را باور نمی کنند. زحمتکشان این سرزمین دیدند که مشکل مسکن و بیکاری نه تنها از میان نرفت، که افزایش یافت و پرداخت سهام عدالت و یارانه ها، اگر دوام هم داشته باشد، دردی دوا نکرده است. مردمان این دیار دیدند که نه تنها پول نفت بر سر سفره هایشان نیامد، بلکه سفره هایشان روز به روز کوچک تر شد. کارگرانی که با تلاش بسیار سعی می کردند آینده بهتری برای فرزندانشان فراهم کنند، امروز در برآوردن نیازهای اولیه آنان درمانده اند. اعتراض ها و اعتصاب های کارگری، علیرغم برخوردهای خشونت بار، هر روز در گوشه و کنار کشور رخ می دهند. اقتصاد صدقه ای که منتقدان دولت نسبت به عوارض زیان آور و خفت بار آن هشدار داده بودند، این روزها، امید کارگران و کارفرمایان را نومید کرده و چرخ های صنعت را به سکون کشانده است. درآمد سرشار فروش نفت که طی شش سال گذشته بالغ بر پانصد میلیارد دلار یعنی معادل تمام دوران فروش نفت در دورة پیش از آن بوده، و امانت بزرگ نسل ها در دست دولتیان است و کاهش وابستگی به آن از اهداف بارز مبارزات چند دهه اخیر ملت ما بوده، صرف واردات بی رویه کالاهای نامرغوب می شود؛ گویی هدف این انقلاب بزرگ صرفا عدم وابستگی از یک ابرقدرت و وابسته شدن به ابرقدرتی دیگر بوده است!

کارگران شریف ما با پوست و گوشت خود شرایط وخیم اقتصادی کشور را احساس می کنند و بی پایگی آماری که دولت در مورد بهبود شرایط اقتصاری اعلان می کند قبل از هر قشر و گروه اجتماعی دیگری برایشان قابل درک است. اما بد نیست با استناد به گزارش های رسمی سازمان های مانند بانک مرکزی، مرکز آمار ایران و صندوق بین المللی پول، دروغ بزرگ ایجاد ۶/۱ میلیون شغل در سال ۸۹ و ۵/۲ میلیون شغل در سال جاری را به نمایش بگذاریم:

همه می دانیم که رشد اقتصاری و رشد سرمایه گذاری و ایجاد اشتغال لازم و ملزوم یکدیگرند. به همین جهت در برنامه چهارم توسعه برای ایجاد ۸۵۰ هزار شغل در سال، رشد اقتصادی سالانه ۸ در صد و رشد سرمایه گذاری ۴/۱۲ در صد در نظر گرفته شد. اما اکنون به موجب آمارهایی که از نیمه دوم سال ۸۷ اعلان آنها توسط بانکمرکزی ممنوع شده اما توسط صندوق بین الملل پول منتشر شده، رشد اقتصادی سه سال اخیر ایران بطور متوسط ۷/۰ در صد بوده و در سال جاری به صفر خواهد رسید. نرخ رشد سرمایه گذاری نیز از حدود ۴ در صد فراتر نخواهد رفت. طبیعی است در چنین شرایطی نه تنها ۸۵۰ هزار فرصت شغلی سالیانه برنامه چهارم تحقق نیافته بلکه با افزایش آمار بیکاران مواجه شده ایم. آیا می توان تصور کرد که به عنوان مثال در یک واحد تولیدی که سرمایه گذاری جدید در آن نشده و فروش و درآمد آن نیز افزایش نیافته، مدیر آن به استخدام کارکنان جدید دست بزند؟

واقعیت اینست که «نظامی سازی» اقتصاد و سیاست در سال های اخیر، اقتصاد ایران را زمین گیر کرده است. به موجب گزارش سازمان خصوصی سازی، از ۶۸ هزار میلیارد تومان واحد های واگذار شده از سال ۸۴ تا ۱۵ تیر ۸۹ ، فقط ۲۲هزار میلیارد تومان به بخش خصوصی رسیده است که بسیاری از آنها نیز رانت جویان وفا دار به دولت هستند و نه کارآفرین. درآمد ۴۳۰ میلیارد دلاری ارزی سال های ۸۴ لغایت ۸۸ نیزبه جای سرمایه گذاریهای زیربنایی و ایجاد شغل، صرف واردات افسار گسیخته و بالمال نابودی تولید داخلی گردید.

دولت بجای خصوصی سازی، دست به اختصاصی سازی زده و شرکت ها و بنگاه های اقتصادی دولتی به ثمن بخس در اختیار نهادهای شبه دولتی و نظامی قرار داده می شود تا با تمرکز قدرت و ثروت در دستان آنان، یکه سالاری خود را تداوم بخشد. امروزه شاهدیم که به دنبال این سیاست های از بنیان غلط، هزاران کارگر از کار بیکار شده اند. طرح های بزرگ زیربنایی همانند منطقه عسلویه که می رفت تا با ایجاد هزاران فرصت شغلی در سال در حل این معضل بزرگ و ملی نقش داشته باشند، به دلیل کاهش سرمایه گذاری ها به رکود کشیده شده است. دهها هزار کارگر در سراسر کشور، ماههاست که از دریافت حقوقشان محروم بوده اند. حقوق اولیه کارگران مانند حق فعالیت سندیکاها، حق اعتراض به شرایط کار، درخواست افزایش دستمزدها بر اساس رشد تورم، تأمین معاش با کار در یک شیفت کاری، حق تأثیرگذاری بر اداره سرنوشت خود، با تمسک به انواع حیله ها و ابزارها نادیده گرفته می شود. ایرانی، بزرگترین سرمایه خویش، یعنی امید به آینده بهتر را، برباد رفته و بزرگترین موهبت الهی اش، یعنی کرامت انسانی را، پایمال شده می بیند. کارگر و کشاورزی که می خواست با دسترنج خود، زندگی آبرومندانه ای برای خود و خانواده اش فراهم کند، اینک باید چشم انتظار مرحمت دولتمردانی شود که با تهی کردن خزانه کشور، سعی می کنند ندانم کاری ها و ناتوانی های خود را پرده پوشی کنند.

اما آیا این سرنوشت محتوم مردم ماست؟ ما چنین نمی اندیشیم، و میلیون ها ایرانی آزاده دیگر نیز چنین نمی اندیشند. مگر ما و مردمان دیگری که همزمان یا دیرتر از ما در راه آزادی و آبادی گام برداشته اند از سرشتی متفاوت آفریده شده ایم که این گونه حقیرانه تن به ذلت بدهیم؟ مگر نمی دانیم که دستیابی به زندگی سعادتمندانه، نیازمند عزم و اراده برای ایجاد دگرگونی در هر چه نادرست است و جایگزین نمودن آن با آنچه ما را به فردایی بهتر رهنمون می کند می باشد؟ مگر ندیده ایم که برای رسیدن به جامعه ای آباد، آزاد و عادل، ملت ها چه رنج ها که بر خود هموار نکرده اند و چه فداکاری ها که در تاریخ خود به ثبت نرسانده اند؟ ایران کشوری بزرگ، با سرمایه های بزرگ طبیعی و بهره مند از خیل کاردانان و کارگران و کارآفرینانی است که اگر حق تعیین سرنوشتشان را به خودشان بازگردانند، می توانند در زمانی کوتاه، کشور را به جایگاهی که شایسته آن است برسانند. و مردم ما در همین دو سالی که پشت سر گذاشتند، با اهدای دهها شهید، صدها مجروح و هزاران زندانی و از جمله دهها کارگر زندانی، نشان دادند که از چنین عزمی برخوردارند. صبر و استقامت و تلاش این مردم بزرگ، که بجای بزرگ فروشی به آنان باید در مقابل بزرگیشان سر تعظیم فرود آورد، آنان را به سر منزل مقصود خواهد رساند.

شورای هماهنگی راه سبز امید از همه رسانه ها و شبکه های اجتماعی درخواست می کند با توجه به مشکلات اقتصادی و خواسته ها و مطالبات کارگران و زحمتکشان و در شرایطی که حاکمیت اجازه طرح هیچگونه انتقادی به این شرایط را بر نمی تابد، در بازتاب مصائب غم انگیزی که هر روز زندگی را بر اقشار مختلف مردم دشوارتر می کند همت گمارند. این شورا با تأکید بر حق مسلم کارگران برای طرح مطالبات و حمایت کامل از برگزاری راهپیمایی و تجمع آنان به رسم همه ساله، از همة همراهان و تلاشگران این جنبش فراگیر مردمی می خواهد تا در حمایت از خواسته های کارگران غیور این مرز و بوم، از همراهی و همدلی با آنان دریغ نورزند.

شورای هماهنگی راه سبز امید
۴ اردیبهشت

--
یاردهم اردی بهشت؛ روز فریاد ملت
سبز مي مانيم، تا هميشه



آیت‌الله وحید خراسانی: بی‌احترامی به خلفای اهل سنت مردود است

آیت‌الله وحید خراسانی: بی‌احترامی به خلفای اهل سنت مردود است

ندای سبز آزادی: آیت الله العظمی وحید خراسانی در درس خارج فقه امروز خود، بی احترامی به خلفای اهل سنت را مردود دانست و از شاگردان خود خواست از این گونه اعمال خودداری کنند.

سایت روات حدیث، که فعالان مستقل حوزوی تعلق دارد، گزارش داد که صبح امروز در حاشیه برگزاری درس خارج فقه آیت الله العظمی وحید خراسانی، ایشان با نهی از بی احترامی به خلیفه دوم اهل سنت، از شاگردان خود خواست همانند گذشته، از توهین به خلفای اهل سنت پرهیز کنند.

بر اساس گزارش این سایت، ماجرا از آنجا آغاز شد که آیت الله العظمی وحید خراسانی در حین درس، روایتی از کتاب تفسیر کبیر امام فخر رازی را قرائت کردند و در حین قرائت این روایت، درباره خلیفه دوم اهل تسنن، عمر بن خطاب، پس از نام ایشان، عبارت (رضی الله عنه) را به کار بردند. پس از این عده‌ای از طلاب با صدای بلند کلماتی را خطاب به خلیفه دوم بیان کردند که این عمل با واکنش صریح حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی روبه‌رو شد.

خبرنگار روات حدیث، گزارش کرده است که در همان هنگام، این مرجع تقلید شیعیان، با عصبانیت خطاب به طلاب توهین کننده فریاد زدند: مگر نگفته بودم سر درس من از این گونه کلمات به کار نبرید!

--
یاردهم اردی بهشت؛ روز فریاد ملت
سبز مي مانيم، تا هميشه



زندانیان سیاسی نویسنده بیانیه ها چه کسانی هستند؟

زندانیان سیاسی نویسنده بیانیه ها چه کسانی هستند؟

جرس در خبری، درباره امضاکنندگان نامه ۲۳ زندانی سیاسی به مراجع و علما نوشت:

در پی انتشار دومین بیانیۀ ۲۳ تن از زندانیان سیاسی حوادث پس از انتخابات، که روز جمعه دوم اردیبهشت ماه ۱٣٩۰ خطاب به مراجع تقلید و علما منتشر گردید تا ضمن تایید مواضع آنها درباره تحولات منطقه و انتقاد از کم توجهی قاطبۀ آنان نسبت به ظلم های مشابه در داخل کشور، خواستار دادخواهی و تظلم نسبت به ستم های موجود شوند، اسامی این زندانیان توسط منابع خبری جرس منتشر گردید.

منبع خبری جرس با خاطرنشان کردن این نکته که "نخستین بیانیه این ۲۳نفر نیز با همین تعداد امضا در کمتر از دوهفته پیش منتشر و به مناسبت سال نو، حوادث یک سال گذشته را مرور و مورد تحلیل قرار داده بود"، تصریح کرد "حال با انتشار بیانیه دوم اردیبهشت (خطاب به مراجع)، عنوان  زندانی سیاسی اهمیت بیشتری پیدا می کند و اینکه آنها چه کسانی هستند که دومین بیانیه خود را به صورت انتقادی خطاب به مراجع تقلید و علمای حوزه علمیه نوشته اند."

گفتنی است طی سالی که گذشت، زندانیان سیاسی جنبش سبز چندین بیانیه منتشر کردند، که این بیانیه ها با امضای نویسندگان آن روی خروجی خبرگزاری ها قرار گرفت، و یکی از معروف ترین آنها نیز، بیانیه ای با امضای ۱۴ زندانی سیاسی بند ٣۵۰ زندان اوین تهران بود، که در واکنش به سخنان محمود احمدی نژاد در مجمع عمومی سازمان ملل – جهت تشکیل یک گروه مستقل حقیقت‌ یاب بین المللی در خصوص حادثه یازدهم سپتامبر-  انتشار یافت.

این زندانیان سیاسی خواستار تشکیل کمیته حقیقت‌یاب مشابه برای کشف حقایق مربوط به انتخابات ٨٨ و حوادث پس از آن شدند.

 

بعد از نامه مذکور، ۱۶ نفر از زندانیان سیاسی زندانهای اوین و گوهردشت و شهرهای دیگر، طی نامه ای سرگشاده به علی اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس وقت مجلس خبرگان و مجمع تشخیص مصلحت نظام، از دستگیری و ادامه بازداشت خود شکایت کرده و خواستار رسیدگی این نهاد به مصوبه مجلس ششم در تعریف جرم سیاسی شده بودند. امضا کنندگان نامه مذکور که سایت کلمه متن نامه و اسامی آنها را منتشر کرده بود، محسن امین زاده، بهمن احمدی امویی، حسن اسدی زیدآبادی، مصطفی تاج زاده، علی جمالی، مجید دری، محمد داوری،عماد بهاور، عیسی سحرخیز، محمد رضا مقیسه، علی ملیحی، فرید طاهری قزوینی، عبدالله مومنی، محسن میردامادی، محمد نوری زاد و سید ضیاء نبوی بودند، که بازداشت خود را "خلاف قانون و در چارچوب تسویه حساب های سیاسی" ذکر کردند.

بلافاصله بعد از انتشار نامه ها و بیانیه های مذکور، منابع خبری اعلام کردندکه مسئولان زندان و مقامات امنیتی، فشار زیادی بر زندانیان سیاسی وارد می کنند تا نامه ها و بیانیه های صادر شده را تکذیب کنند.

آنها بارها توسط مسوولان زندان به دادسرا فراخوانده و از آنها خواسته شده تا امضاهای خود را تکذیب کنند و اگرنه سلول انفرادی و دیگر تنبیه ها در انتظارشان خواهد بود.برای اغلب امضا کنندگان بیانیه ها، پرونده تازه قضایی تشکیل شده است.

بر اساس گزارش فوق، به نظر می رسد به خاطر فشارهای وارده، این زندانیان سیاسی تصمیم گرفته اند بیانیه های خود را در سال تازه و از این به بعد، با عنوان کلی ۲۳نفر" منتشر کنند.

 

منبع خبری جرس اسامی این ۲۳زندانی سیاسی را که در زندان اوین (بندهای سیاسی۳۵۰، دو الف- تحت کنترل سپاه پاسداران و بند تحت کنترل حفاظت اطلاعات)، زندان رجایی شهر (بند سیاسی) و همچنین زندان های استان خوزستان محبوس می باشند، به شرح زیر اعلام کرده و همزمان آورده است که زندانیان سیاسی که این بیانیه ها را امضا می کنند به احتمال زیاد تعدادی از زندانیان سیاسی سرشناس زیر هستند:

محسن امین زاده، بهمن احمدی امویی، حسن اسدی زیدآبادی، عماد بهاور، مصطفی تاج زاده، علی جمالی، مجید دری، محمد داوری، امیر خسرو دلیرثانی، رضا رفیعی، عیسی سحرخیز، داوود سلیمانی، قاسم شعله سعدی، هدی صابر، اسماعیل صحابه، کیوان صمیمی، سید ضیاء نبوی، فرید طاهری قزوینی، حشمت الله طبرزدی، فیض الله عرب سرخی،  ابوالفضل قدیانی، مهدی محمودیان، محمدرضا مقیسه، علی ملیحی، عبدالله مومنی، محسن میردامادی و محمد نوری زاد.

--
یاردهم اردی بهشت؛ روز فریاد ملت
سبز مي مانيم، تا هميشه



فراخوان کمپین نامه نویسی به میرحسین موسوی و زهرا رهنورد

فراخوان کمپین نامه نویسی به میرحسین موسوی و زهرا رهنورد

http://namehnevisi.info

 


میرحسین موسوی و زهرا رهنورد، از رهبران جنبش اعتراضی سبز در ایران،اکنون بدون محاکمه و هیچ گونه حکم قضایی در زندان خانگی به سر می برند. کمپین نامه نویسی به موسوی و رهنورد از همه کسانی که در ایران و جهان به نقض حقوق آنها و در بند کشیدن شان معترض اند درخواست می کند که برای این رهبران جنبش اعتراضی ایران نامه بنویسند.

ما امیدواریم که این نامه ها نه در فضای مجازی که در فضای واقعی و به آدرس خانه موسوی و رهنورد ارسال شود. ما می دانیم که به احتمال نزدیک به یقین این نامه ها به دست گیرندگان اصلی اش یعنی موسوی و رهنورد نخواهد رسید و دولت ایران نامه ها را بلوکه خواهد کرد.ما حدس می زنیم که سیستم امنیتی ایران این نامه ها را به مراکز خود ببرد و آنها را بخواند.حتی اگر این اتفاق هم بیفتد،چه باک!ما با هزاران نامه ای که به ادرس موسوی و رهنورد پست خواهیم کرد، نامه هایی که ممکن است به جای اینکه روی میز این رهبران قرار بگیرد، روی میز ماموران امنیتی قرار بگیرد، لرزه بر اندام اقتدارگرایان در ایران خواهیم انداخت.

همین حالا قلم و کاغذ بردارید و برای رهبران جنبش اعتراضی خود نامه بنویسید، آن را در پاکت قرار دهید و روی آن آدرس خانه موسوی را بنویسید : خیایان پاستور، کوچه اختر، پلاک 26، برسد به دست موسوی و رهنورد

ما با تعداد زیاد نامه هایمان که از هر گوشه به این آدرس ارسال خواهیم کرد،ادارات پست ایران را در قبضه پیام های آزادی خواهی مان در خواهیم آورد و پیام روشنی به حکومت خواهیم داد:رهبران ما را آزاد کنید.

شما می توانید از نامه های خود و مراحل پست آن فیلم و یا عکس تهیه کنید و به آدرس کمپین ارسال کنید.شما می توانید نسخه ای از نامه تان را نیز برای ما بفرستید.ما تا تعدادی از این نامه ها را انتخاب و در وب سایت این کمپین منتشر می کنیم.

ما تاکید می کنیم هدف اصلی از این کمپین به پرواز درآوردن نامه ها در فضای واقعی است و نه در فضای مجازی اما حتما تعدادی از این نامه ها را نیز در وب سایت کمپین منتشر خواهیم کرد.

ما به هم وطنان عزیز داخل کشور توصیه می کنیم جهت رعایت نکات ایمنی از درج آدرس صحیح پستی خود خودداری کنند

ما از همه ایرانیان و غیرایرانی ها ی آزادیخواه در سراسر جهان درخواست می کنیم که نامه های خود را علاوه بر آدرس منزل موسوی به آدرس سفارت خانه های ایران در کشور محل سکونت خود نیز ارسال کنند.

 

ایمیل : nemehnevisi@gmail.com

سايت:   http://namehnevisi.info

 

کمپین نامه نویسی به میرحسین موسوی و زهرا رهنورد

--
یاردهم اردی بهشت؛ روز فریاد ملت
سبز مي مانيم، تا هميشه



احمدی نژاد از نقش رهبری در انتخاب مجدد خود در سال ٨٨ سخن گفت

احمدی نژاد از نقش رهبری در انتخاب مجدد خود در سال ٨٨ سخن گفت

جــرس: در ادامه چالش های رخ داده پیرامون برکناریِ استعفاگونۀ حیدر مصلحی، سایت «الف» گزارش داده است که محمود احمدی نژاد همچنان بر موضع قبلی خود مبنی بر برکناری وزیر اطلاعات پافشاری کرده و حاضر نیست با وی همکاری کند و بر خلاف آنچه انتظار می رفت، رئیس دولت با وجود تاکید و نامۀ رهبری، هنوز از حیدر مصلحی برای حضور مجدد در هیات دولت دعوت نکرده است.

همزمان منابع خبری جرس گزارش داده اند که محمود احمدی نژاد  در جمع گروهی از مدیران خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)، دخالت رهبری برای انتخاب مجدد خود در سِمَتِ ریاست جمهوری را تایید کرده و آنرا جهت "تحکیم و حفظ موقعیت خودش" ارزیابی کرده است.

به گزارش الف، بعد از برکناری ناگهانی وزیر اطلاعات و بلافاصله نامۀ رهبری جهت ابقای وی، وزیر برکنار شده حتی به سفر استانی هیئت دولت به کردستان نیز دعوت نشد و محمود احمدی نژاد اجازه نداد که تیم مدیریتی این مجموعه با دولت همراه شود، تا عملا نامه و دستور رهبر و حملات اصولگرایان را نادیده بگیرد.

گفتنی است در جریان برکناری استفعاگونۀ حیدر مصلحی از وزارت اطلاعات، طیف گسترده ای از رسانه ها، مقامات و تشکلهای اصولگرا، ضمن حمله به نزدیکان و رسانه دولت، این تصمیم را تحت تاثیر "جریان انحرافی" نفوذی در دولت ارزیابی کرده بودند.

 

در همین ارتباط، پیش‌تر احمد توکلی نماینده محافظه کار منتقد دولت در مجلس، با اشاره به لزوم کسب نظر رهبری در هنگام انتخاب یا تغییر وزرای خارجه، دفاع و اطلاعات گفته بود: "احمدی‌نژاد وظیفه داشت از قبل، نظر مثبت رهبر معظم انقلاب را داشته باشد اما این کار را نکرد."

سایت الف وابسته به توکلی، در خبری در مورد تحولات وزارت اطلاعات، نوشته بود که در گذشته هم رئیس جمهوری تصمیم داشته حیدر مصلحی وزیر اطلاعات را برکنار کند که با مخالفت رهبری مواجه شده است.

همین سایت روز شنبه (سوم اردیبهشت) گزارش داد که با وجود حمایت رهبر جمهوری اسلامی از مصلحی، احمدی‌نژاد همچنان بر موضع قبلی خود مبنی بر برکناری وزیر اطلاعات پافشاری می کند و حاضر نیست با مصلحی همکاری کند.

این درحالی است که آقای خامنه‌ای صبح شنبه در دیدار با جمعی از مردم استان فارس تاکید کرد که "هرجا كه رهبری احساس كند از مصلحت بزرگی غفلت می شود، وارد خواهد شد و رهبری تا زنده است هیچگاه نخواهد گذاشت، در حركت عظیم ملت ایران بسوی آرمانها، ذره‌ای انحراف ایجاد شود."

همزمان با این چالش، منابع خبری جرس گزارش داده اند که احمدی نژاد در جریان دیداری که با برخی مدیران خبرگزاری رسمی دولت (ایرنا) داشته، به آنان گفته است "رهبری در سال ٨٨ من را حفظ کرد تا به این ترتیب نیروهای خودش را حفظ کند چرا که اگر میرحسین موسوی رییس جمهور می شد، دستگاه وی را برمی چید."

--
یاردهم اردی بهشت؛ روز فریاد ملت
سبز مي مانيم، تا هميشه



افزایش جو پلیسی و نظامی در دانشگاه های کشور

 افزایش جو پلیسی و نظامی در دانشگاه های کشور

کلمه-سارا پردیس :افزایش فشارها به دانشجویان و استادان دانشگاه های کشور هر روز ابعاد تازه ای به خود می گیرد، تا جایی که دانشجویان و استادان دانشگاه های مختلف کشور با صدور بیانیه های مختلف به این شرایط اعتراض می کنند.

چند روز پیش باز هم خبر برگزاری محاکمه دانشجویان در دادگاه نظامی منتشر شد. همچنین هر روز خبر تازه ای از بازنشستگی و اخراج استادان دانشگاه و هچنین احضار دانشجویان به کمیته های انضباطی و محروم کردن آنان از تحصیل به گوش می رسد.

دکتر محمد شریف ، حقوقدان نیز همین تازگی ها از دانشگاه اخراج شد . اما این همه ماجرا نیست و فشارهای سیاسی تنها فشارهای وارد به دانشجویان در این روزها نیست و فضای دانشگاه ها نیز هر روز برای دانشجویان نا امن تر و امنیتی تر می شود.آنچنان که استادان و دانشجویان می گویند محیط دانشگاه کاملا پلیسی و نظامی شده است .

 

نصب دوربن های مداربسته و دستگاه های شنود در دانشگاه های کشور

البته دانشجویان معتقدند که این شرایط فقط مختص آنان نیست و حتی استادان دانشگاه های کشور نیز تحت فشارهای شدید امنیتی قرار دارند و به محض اینکه صحبتی در کلاس می کنند این صحبتها به بسیج دانشگاه و حراست منتقل می شود. آنها همچنین از وجود دستگاه های شنود در قسمتهای مختلف دانشگاه و حتی اتاق استادان خبر می دهند، تا جایی که استاد ودانشجو در این محیط آموزشی هم به راحتی نمی توانند با یکدیگر گفتگو کنند. نصب دوربین های مدار بسته در همه قسمتهای دانشگاه ها نیز بر این جو پلیسی و امنیتی افزوده است .

افزایش انواع تفکیک های جنسیتی در محیط دانشگاه ها نیز هر روز نمود بیشتری پیدا می کند، چند روز پیش دانشجویان دانشگاه تهران از اجرای "قانون تفکیک جنسیتی" در سرویس‌های ایاب و ذهاب کوی دانشگاه تهران خبر دادند.

هر چند خبرگزاری های دولتی مدعی می شوند که این تفکیک ها به درخواست دانشجویان انجام می شود اما دانشجویان بارها اعلام کرده اند که با این تفکیک ها مخالفند و آن را توهین به شخصیت دانشجو عنوان می کنند. آنها در اعتراض به این کار حتی روز ۲۹ فروردین در ایستگاه سرویس های این دانشگاه در تقاطع خیابان طالقانی و قدس دست به تجمع اعتراض امیز زدندو به صورت نمادین به صورت مختلط سوار سرویس های دانشگاه شدند، اما ماموران حراست با دانشجویان برخورد کرده و حتی کارت دانشجویی تعدادی از دانشجویان دختر را گرفتند .

دانشجویان اعلام کرده اند اگر این تفکیک های جنسیتی پایان نیابد به اعتراض های خود ادامه می دهند اما تاکنون مسوولان در پاسخ به این اعتراض ها جز پاسخ های خشن کار دیگری نکرده اند. گفته می شود این تفکیک های جنسیتی به دستور فرهاد رهبر رییس این دانشگاه انجام می شود .

 

افزایش تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها

بحث تفکیک جنسیتی در دانشگاه ها در سال های اخیر از سوی مسولان وزارت علوم به صورت جدی دنبال شده است تا جایی که اواخر سال گذشته کامران دانشجو، وزیر علوم دولت احمدی نژاد در یکی از سخنرانی هایش گفته بود که هیچ دانشگاهی حق برگزاری اردوهای مختلط دانشجویی را ندارد.

این موضوع بارها مورد اعتراض دانشجویان در دانشگاه های مختلف قرار گرفت، چندی پیش دانشجویان دانشگاه کاشان به این برخوردها اعتراض کردند .در این دانشگاه مسوولان در اقدامی که با همکاری معاونت فرهنگی و حراست این دانشگاه انجام گرفت با برخی از دانشجویان دختر و خانواده‌های آنها تماس گرفته و از دانشجویان خواستند که در یک جلسه مشاوره گروهی حاضر شوند و سپس با عباراتی توهین آمیز اقدام به تهدید دانشجویان کردند که در صورت عدم حضور با آرای سنگین کمیته انضباطی مواجه خواهند شد .

تدوین منشور پوشش دانشجویی، احضار گسترده دانشجویان دختر به حراست و تهدید آنها و در مواردی صدور احکام کمیته انضباطی و همچنین تفکیک جنسیتی برخی از کلاس‌های دروس عمومی و ممانعت از برگزاری تئاترهای دانشجویی به علت احتمال اختلاط بازیگران دختر و پسر در هنگام ایفای نقش، از دیگر اقدامات مسوولان دانشگاه کاشان بوده است 

با شروع کار احمدی نژاد، در دولت نهم همواره عزم وی و همکاران او را در جداسازیهای جنسیتی شاهد بوده ایم . که تدابیری چون تفکیک کتابهای درسی برای دختران و پسران، کوتاه کردن طول مدت تحصیل دختران، سهمیه بندی و بومی سازی جنسیتی و جداسازی ها فیزیکی از این جمله بوده است.

شاید کمتر کسی بتواند اظهارات محمد تقی مصباح یزدی را در این باره فراموش کند .وی را پدر معنوی دولت نهم و دهم نام داده اند. او می گوید از انقلابی که بر اساس اسلام و قران شکل می گیرد، انتظار می رود بیشترین اهمیت را به اخلاق نسل جدید بدهد اما در سی سال گذشته این کار به نتیجه مطلوب نرسیده است و بعد وی در یکی از سخنرانی هایش می گوید که دانشگاهی راه اندازی شود که مربی پرورشی تربیت کند و ده درصد بودجۀ ورزش را از دانشگاهها بگیرند و به این دانشگاه اختصاص دهند. تا جائی که سالی ۵۰ هزار فارغ التحصیل پرورشی داشته باشیم. مصباح یزدی همچنین معتقد است که اختلاط دانشجویان مجرد دختر و پسر در محیط های اجتماعی موجب افزایش فساد شده است.

تعداد دیگری از روحانیون طرفدار دولت هم بارها به این موضوع اشاره کرده و خواستار تفکیک و جدایی کلاس های درس دختران و پسران در دانشگاه ها شده اند.

 

دانشجویان دانشگاه تهران : به سیستم های نظارتی و امنیتی در دانشگاه پایان می دهیم

 دانشجویان مستقل دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران نیز چند روز پیش در بیانیه ای به این فشارها اشاره کرده و نوشتند :که حضوز نیروهای امنیتی و حراست در دانشگاه شان افزایش یافته است . آنها همچنین به نصب دوربین های مدار بسته در دانشگاه شان اشاره و گفتند که فضای این دانشگاه به شدت امنیتی شده است.

دانشجویان همچنین در این بیانیه به رفتار توهین‏ آمیز ماموران حراستی دانشگاه در هفته‏ ی گذشته با دختران دانشجو و تهدید در مورد نوع پوشش آنها، اشاره کره اند.

دانشجویان در این بیانیه شان نوشته اند : عادت کردنِ ما به سیستم‏های نظارتی و کنترلیِ تحقیرآمیز، خیالی خام خواهد بود. ما در برابر روند توهین‏ آمیز نسبت به ساحت دانشگاه و دانشجو سکوت نخواهیم کرد و تا پایان دادن به این روند، بر راه خویش استوار خواهیم ماند

آنها در این بیانیه همچنین تاکید کرده اند: حضور نیروهای امنیتی و حراست دانشگاه در جریان صنفی‌ترین و مدنی‌ترین اعتراض دانشجویان به یکی از ابتدایی‌ترین خواسته‌هایشان نیز در ادامه ‏ی این روند، مهر تاییدی بود بر تلاش برای تبدیل کردن دانشگاه به پادگانی برای تمامیت‏خواهان در تمامی حوزه‌ها.


--
یاردهم اردی بهشت؛ روز فریاد ملت
سبز مي مانيم، تا هميشه



ویروس استاکس نت مراکز هسته ای ایران را از کار انداخته است

برخلاف ادعای سازمان پدافند غیر عامل، ویروس استاکس نت مراکز هسته ای ایران را از کار انداخته است 

خبرنگاران سبز/رابطین سبز:

با توجه به ادعاهای غلامرضا جلالی رئيس سازمان پدافند غيرعامل در خصوص ماهيت ويروس استاکس نت و آمادگی کشوربرای مقابله با این ویروس، طبق اخبار رابطين سبز، اين ويروس قريب به يک سال و نيم است که برای تخريب زيرساخت های انرژی به سيستم عامل سيستم های نيروگاه اتمی بوشهر نفوذ کرده که توانايی‌ها و ظرفيت‌های بسيار بالايی تخريبی دارد.

طبق اخبار دريافتی به دلیل اینکه نيروگاه هسته‌ای بوشهر در مراحل اوليه توسط آلمانی‌ها ساخته شده، اين ويروس در پلاترم نرم افزار اسکالای زيمنس آلمانی در حوزه مديريت فرآيندهای صنعتی در حوزه انرژی طراحی شده است. همچنین اين ويرويس تحت اجرای سيستم عامل ويندوز نوشته شده است که توانايی آنلاک کردن ۱۰ پسورد را دارد. طبق گفته يکی از افراد مرتبط به فعاليت های هسته ای کشور، اين ويرويس توسط کارنشناسان خارجی تحت قرارداد ايران در بوشهر، وارد سيستم های هسته ای کشور شده است که توانايی به روز رسانی اتوماتيک به منظور رديابی و ربودن اطلاعات در وهله اول و در ادامه تخريب گام به گام سخت افزاری دستگاه را داراست.

اين ويروس همچنين قادر است با دستور دهی برنامه ريزی شده درون سازمانی خود، ژنراتورها و نيروگاه های برقی کشور را دچار ايست و يا در اطلاح Heart attack کند.

طبق اخبار درونی سپاه پاسداران، با همکاری وزارت اطلاعات سپاه، سازمان پدافند غيرعامل که از مراکز تحت امر وزارت دفاع و ينروهای مسلح است و وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات مرکز امدادهای رايانه‌ای به نام مرکز "ماهر " و "گوهر " در اين زمينه راه اندازی شده است که از يک سال و نيم پيش تا کنون به دليل پيچيدگی ويروس های تخريبی اين سازمان ها توفيقات قابل ذکری نداشته اند.

 

طبق اين خبر رئيس سازمان پدافند غيرعامل با جمع آوری متخصصان حوزه برق، کامپيتر، مکانيک و هوش مصنوعی در حال آناليز کردن اين ويروس می باشند که طبق گفته رابطين سبز، با توجه به قدرت هسته ای کشور سوئيس و ارتباط حسنه ای این کشور با جمهوری اسلامی ، نيروهای امنيتی با کارشناسان سوئيسی بطور نامحسوس در ارتباط هستند.

در راستای اين خبر سپاه پاسدارن و سازمان پدافند غيرعامل در تلاش برای توليد نرم افزار و سيستم عامل داخلی هستند تا نوعی ايمن سازی در برابر حملات سايبری و قدرت تخريب اين قبيل ويروس ها ايجاد کنند. با وجود ادعای نيروهای مسلح مبنی بر توليد سيستم عامل ملی، طبق تحقیقات به عمل آمده اين تنها يک ادعای واهی برای نشان دادن قدرت امنیتی کشور در برابر حملات سايبری است که به دليل پيچيدگی و نبود مهندسين قابل اعتماد و ماهر در اين زمنيه، استفاده از اين سيستم عامل ملی تا لحظه تنظيم اين خبر مورد تائيد هيچ کارشناسی قرار نگرفته است.

گفتنی است گام بعدی سازمان پدافند گشايش مرکزی به نام پدافند غير عامل (فابا) با همکاری وزارت دفاع بوده است که اين خبر از طريق سپاه پاسدارن نيز تاييد شده است که شرکت‌های داخلی ايرانی در اين زمينه ظرفيت سنجی و هماهنگ شده اند که از اين بين ۷۷ شرکت در اين زمينه موظف شده اند که توليدات داخلی خود را هر چه زودتر به اين سازمان معرفی کنند که حرکت و تلاش مسئولين کشور به سمت مقابله با اين ويروس ها با وجود تاخير فراوان و متکی نبودن کشور به مهندسين غربی ، قابل تقدير است.

همچنين به دليل تمرکز بيش از حد مراکز صنعتی کشور در حوزه انرژی در جنوب کشور، اين خطر را برای مراکز هسته ای فراهم می آورد که این ویروس بطور موازی به سيستم های صعنعتی مرتبط با انرژی و فعاليت هسته ای ايران نقوذ کند.

با توجه به عدم پاسخگويی شرکت کرافت ورک يونيون( KWU) از شرکت‌های وابسته به زيمنس و شرکت روسی اتم‌استروی اکسپورت و ديگر شرکت های روسی درمورد سيستم رسوخ پذير امينيتی نيروگاه بوشهر، جمعی از مسئولين بلند پايه نظام در حال رايزنی و موافقت رهبر نظام برای ايجاد نيروگاهی آلترناتیو به جای نیروگاه بوشهرهستند چرا که درصد تخريب اين ويروس و احتمال اجرای اتوماتیک مرحله بعدی اين ويروس وتوقف موقتی اين نيروگاه فراتر از تصور مسئولين مربوطه بوده است.

--
یاردهم اردی بهشت؛ روز فریاد ملت
سبز مي مانيم، تا هميشه



افشای گزارش ویژه وزیر اطلاعات به خامنه ای و نقش آن درافزایش بحرانهای درون حکومت

 افشای گزارش ویژه وزیر اطلاعات به خامنه ای و نقش آن درافزایش بحرانهای درون حکومت

خبرنگاران سبز/ کارشناسان ایران سبز: در پی رخدادهای اخیر در عرصه سیاست داخلی حکومت ایران که منجر به رو در رویی آشکار علی خامنه ای با احمدی نژاد گردید و از اختلافهای عمیق درونی نظام حکایت می کرد ، کارشناسان ایران سبز موفق شدند اطلاعات تازه ای را از پشت پرده این وقایع به دست آورند و آن را منتشر کنند.

در گزارش جدید کارشناسان ایران سبز دو نکته مهم مورد تاکید قرار گرفته است. نخست اینکه انتشار این گزارش به معنای عدم اطلاع قبلی رهبر حکومت اسلامی از فساد سیاسی و اقتصادی ویرانگر اطرافیان ایشان نیست. کما اینکه شخص ایشان بوضوح نهادهای امنیتی و اطلاعاتی و نظامی را تشویق به فعالیت های اقتصادی فراقانونی کرده است. از این حیث انتشار این گزارش نشانگر وحشت وزارت اطلاعات از فراگیری جنبش سبز و رفع مسئولیت از خود و واگذاردن مسئولیت تمامی مشکلات فعلی بر عهده رهبر حکومت است. نکته دیگر اینکه این گزارش که حاوی بخش هایی از آخرین نامه وزیر اطلاعات به علی خامنه ای است نشان می دهد که رقابت های وزارت اطلاعات و سپاه پاسداران در کسب امتیازات اقتصادی در داخل و خارج کشور آنها را به شدت علیه یکدیگر شورانده است. درآمدهای نفت و گاز کشور که عموما نصیب سپاه می شود و سهم نیروهای اطلاعاتی از این درآمدها کاهش سافته ، نبرد اطلاعاتی و امنیتی را بین این دو گروه یکه تاز عرصه اقتصاد و سیاست ایران در حد چشمگیری افزایش داده است.

به گزارش کارشناسان ایران سبز ماه گذشته حیدر مصلحی وزیر اطلاعات گزارش مفصلی از فعالیت های سیاسی و اقتصادی دولت احمدی نژاد و فرقه نزدیک به او را که اخیرا از باند مسلط بر دفتر علی خامنه ای فاصله گرفته اند به رهبر حکومت ارائه کرد. این گزارش حاوی مورد متعددی از تخلفات و بحرانهای سیاسی و اقتصادی و امنیتی است که برخی از آنها به این شرح است:

 

1- پس از انتقاد برخی از روحانیون سرشناس قم ازفتارهای احمدی نژاد و ابراز مخالفت با سیاست های دولت او ، حامیان احمدی نژاد از طریق حفاظت اطلاعات سپاه فشار فراوانی را به علماء مخالف دولت وارد ساخته و علاوه بر نصب شنود در کلاس های درس و دفاتر آنان ، به هر شکل ممکن سعی در وادار کردن آنها به همراهی با دولت و تایید اقدامهای او را داشته اند که در پی تشدید این رفتار ها دو تن از علماء قم به صراحت تهدید کرده اند که چنانچه مزاحمت های هواداران دولت از سوی آیت الله خامنه ای کنترل نشود آنها به تکلیف خود عمل خواهند کرد و دولت را سر جای خود می نشانند. همین امر باعث شده بود که با تصمیم مقامهای سپاه یگان ویژه پر تعدادی در قم مستقر شود و آماده سرکوب هر گونه حرکت پیش بینی نشده باشد. این اقدام باعث خشم بیش از پیش علماء و اعتراض های شدید تر آنها شده و خواستار رسیدگی سریع به موضوع شده اند .


2- پس از تصمیم ناگهانی دفتر رهبری برای واریز شدن بخش عمده ای از درآمدهای نفتی به حساب ویژه ای زیر نظر هیاتی 3 نفره به ریاست مجتبی خامنه ای (که گزارش مفصل آن اخیرا از سوی کارشناسان ایران سبز منتشر شد) احمدی نژاد در نخستین جلسه دولت پس از این تصمیم به شدت آقای خامنه ای و اطرافیانش را مورد حمله قرار داده و این اقدام را توهین آمیز و محدود کردن دسترسی دولت به درآمدهای نفتی برشمرده و از عباراتی مانند "نادان "و "بازیچه" در مورد رهبر و اطرافیان او استفاده کرده است.


3- احمدی نژاد اخیرا فهرست اسامی 45 نفر از ماموران ارشد وزارت اطلاعات را به حیدر مصلحی ارائه کرده و خواستار برکناری یا بازنشستگی پیش از موعد آنها در اسرع وقت شده بود. احمدی نژاد در پی این درخواست اعلام کرده بود که طی بررسی های بعمل آمده از سوی حفاظت اطلاعات سپاه این افراد وفاداری لازم به دولت را نشان نداده اند و باید با تعداد افرادی که بزودی دفتردولت معرفی می کند جایگزین شوند. حیدر مصلحی در گزارش به آیت الله خامنه ای پذیرش این درخواست را وارد ساختن آسیب جدی به پیکر وزارت اطلاعات و خارج شدن مدارک و اطلاعات بسیار امنیتی از درون این وزارتخانه ارزیابی کرده است .

 

4- در گزارش مصلحی آمده است که در پی ورود نیروهای جدید حفاظت اطلاعات سپاه به وزارت اطلاعات تعدادی میکروفن در مراکز حساس این وزارتخانه کشف شده که بصورت غیر قانونی اطلاعات را ثبت می کرده اند. . در این گزارش تاکید شده که همچنین شنودهای غیر قانونی با اطلاع احمدی نژاد اما بدون اطلاع وزارت اطلاعات در دفتر رهبری نیز کار گذاشته شده است ( یکی از معاونان حیدر مصلحی با انعکاس همین گزارش به محمود احمدی نژاد و لو دادن ماجرا ، بحران درونی حکومت را بیش از پیش آشکار ساخت)


5- در بهمن ماه گذشته گروهی از نیروهای امنیتی نزدیک به احمدی نژاد تحت عنوان " شورای تجاری" به دوبی سفر کردند و ضمن نزدیک شدن به شورای بازرگانی ایرانیان دبی و اعلام این نکته که قصد گشایش دفتر ویژه فعالیت های اقتصادی را دارند با 2 تن از مقامهای سیاسی و نظامی آمریکایی در امارات نیز ملاقات کردند. وزارت اطلاعات با اعلام خطر ویژه در این گزارش ، رهبر حکومت را از عواقب نهایی چنین اقدامهای به شدت می ترساند.


6- وزارت صنایع در گزارشی محرمانه به مجلس و اعلام رسمی به وزارت اطلاعات ، رسما اعلام می دارد که از توجیه قراردادهای نفتی و صنعتی بین ایران و چین و ایران و مالزی عاجز است و نسبت به مفاد آنها هیچگونه اطلاعی ندارد. وزارت صنایع نقش خود را در این گونه فعالیت ها صفر اعلام می کند (در جلسه هیات دولت و پس از افشای این گزارش احمدی نژاد با کنایه به وزیر صنایع اعلام می دارد که به همین دلیل قصد ادغام و انحلال وزارت صنایع را داریم )


7- در هفته اول اسفند ماه گذشته وزارت نفت طی گزارشی محرمانه به کمیسیون انرژی مجلس اعلام می کند از میزان صدورسوخت از طریق خط لوله دهم سراسری کاملا بی اطلاع است و هیچ مسئولیتی را در قبال آن نمی پذیرد چرا که این لوله کلا زیر نظر این وزارتخانه نیست و درآمدهای آن هم به کشور باز نمی گردد دراین گزارش همچنین آمده است از طریق خط لوله زیر دریایی کیش که با مشارکت سپاه پاسداران و چینی ها ( در گزارش نوشته شده بدون اطلاع مقامهای مسئول!) احداث شده مقادیر فراوانی سوخت صادر می شود که سالانه بیش از 3 میلیارد دلار اختلاف حساب در درآمدهای نفتی ایجاد می کند که وزارت نفت مسئولیت پاسخگویی به آن را از خود ساقط شده می داند. وزارت اطلاعات علاوه بر گزارش این خبر همچنین اضافه می کند که در خط لوله 600 کیلومتری اهواز - دهگلان توسط سپاه پاسداران اختلاس 580 میلیون دلاری صورت پذیرفته که ردیابی ها نشان می دهد این مبلغ به دوحساب شخصی در مالزی واریز شده است. همچنین دراحداث خط لوله نکا - جاسک نیز 2 میلیارد و 60 میلیون دلار اختلاس شده که این مبالغ در حساب های مشترک شخصی چند تن از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران در شانگهای چین رد یابی شده اند.

 

8- گزارش رسمی شکایت وزیر نفت از رحیم صفوی به دلیل عدم ارائه هر گونه گزارش از فعالیت های نفتی قرارگاه خاتم الانبیاء از آغاز تا کنون. ظاهرا بر اساس توافق های قبلی مقرر بوده است که سردار صفوی رابط فعالیت های نفتی قرارگاه خاتم با وزارت نفت باشد


9- شکایت حمید کاتوزیان در جلسه محرمانه کمیسیون انرژی مجلس در باره غیر شفاف بودن تمامی پروژه هایی که احمدی نژاد با دستور مستقیم به سپاه واگذار کرده است. به عنوان مثال فقط هزینه ارزی در یکی از این پروژه ها 6 میلیارد و 700 میلیون دلار بوده است.


10- گزارش دخالت های غیر موجه فرماندهان و سرداران سپاه در همه قراردادهای نفتی یا ابطال قراردادهای امضاء شده و واگذاری مجدد آن به دیگران. در این گزارش اسامی افرادی مانند محمد حجازی و ناصر حسینی دیده می شود .


11- انعقاد قراردادهای جدید نفتی با چینی ها که بخشی از آن ( حدود 58 میلیارد دلار) بدون مجوز قانونی و بدون ارائه جزییات به مجلس بوده است . سرنوشت این درآمدها به درستی معلوم نیست و دست کم 14 میلیارد و 200 میلیون دلار از درآمد این قرارداد ها به کشور باز نگشته است.


12- طی ماههای گذشته 42 تن از فرماندهان سپاه و بسیج با حفظ سمت و مزایای مشاغل قبلی ، به " دفتر ویژه ریاست جمهوری" منتقل شده اند که ماهانه بین 5 تا 11 میلیون تومان حقوق دریافت می کنند.


13- دستور احمدی نژاد برای کاهش شهریه دولتی 220 نفر از طلاب ساکن قم که از طرفداران مجتبی خامنه ای هستند و حدود 80 نفر از آنها طلبه های درس مجتبی خامنه ای محسوب می شوند. دریافتی هر کدام از این افراد 900 هزارتومان بود که اخیرا به 600 هزار تومان در ماه کاهش یافته است. ( در پی بالاگرفتن تنش میان مجتبی خامنه ای و محمود احمدی نژاد و یار کشی آنها در بین نیروهای سیاسی و نظامی و امنیتی وقوع ین گونه رویدادها رو به افزایش است)


14- طی ماههای اخیر 17 قرارداد عمرانی در مناطق مختلف کشور به چینی ها واگذار شده که مجموع هزینه ارزی آنها بالغ بر 14 میلیارد دلار است. در گزارش وزیر اطلاعات تاکید شده که همه این قراردادها بدون اخذ مجوز و اعلام قبلی به مجلس یا وزارتخانه های ذی ربط امضاء شده و چینی ها طرف قرار داد قرارگاه خاتم الانبیاء هستند .


به گزارش کارشناسان ایران سبز ارائه این نامه از سوی وزیر اطلاعات به آیت الله خامنه ای ( ولو بطور موقت) او را از خطر حذف از دولت نجات داد و زمینه را برای تنش های شدید تر درون حاکمیت فراهم ساخت که بزودی بازتاب آن را در سایر نهادهای حکومتی شاهد خواهیم بود.

--
یاردهم اردی بهشت؛ روز فریاد ملت
سبز مي مانيم، تا هميشه



دعوای رقبا و راهبرد جنبش سبز

دعوای رقبا و راهبرد جنبش سبز

کلمه- مهدی عباسی: این روزها دنیای سیاست رسمی در ایران خبرهایی کوتاه اما بسیار موثر را مشاهده می‌کند. در جلسه هیات دولت، وزیری دچار حمله قلبی می‌شود و وزیری دیگر استعفا می‌دهد، وزارت اول مجبور به دادن بیانیه رسمی درباره وضعیت جسمانی وزیر می‌شود و برای جلوگیری از کنار رفتن وزیر دوم، عالی‌ترین مقام رسمی حکومتی مداخله می‌کند. خبر نخست در مقابل خبر دوم به حاشیه می‌رود و کسی نمی‌پرسد راستی در آن جلسه چه گذشته است که قلب وزیر چنان دردی را تجربه می‌کند –به‌ویژه اگر به یاد آوریم که یکی از مقامات همین وزارتخانه چند روز پیشتر، در نامه‌ای به رییس دولت درخواست می‌کند که مرد سایه دولت را از اصرار بر ادامه تحصیل منصرف سازد و کیست که نداند تعرض به حریم مرد سایه چه عواقبی را می‌تواند به دنبال داشته باشد. اما درباره خبر دوم بسیار می‌شنویم: خبرگزاری رسمی دولت با تاخیر جدی در اعلام نظر رهبری، به‌روشنی نارضایتی حضرات را از این اعمال‌نظر نشان می‌دهد و در ادامه رهبری نامه‌ای خطاب به وزیر معزول و مستعفی می‌نگارد و بر ادامه فعالیت وی در این مقام تاکید می‌کند. دعوا بر سر ارشادی یا مولوی بودن این نامه آغاز می‌شود و در اقدامی شگفت‌انگیز، ناگهان سایت‌های خبری منسوب به مرد سایه به‌یک‌باره فیلتر می‌شوند.

این تنها خلاصه‌ای از خبر مربوطه است و شاید نتوان خلاصه‌تر از این هم نوشت! اما همین خلاصه نیز از ماهیت و عمق چالش خبر می‌دهد و ما را در برابر پرسش‌هایی چنین قرار می‌دهد: دعوا بر سر چیست؟ و دعواکنندگان کیستند؟ و پیروز ماجرا هر کدام که باشند چه پیامدهایی برای سیاست ایرانی خواهد داشت؟ و دیگر نیروهای سیاسی ایرانی در این ماجرا کجا ایستاده‌اند؟

در سال‌های اخیر کم نبودند افرادی که در عرصه‌های مختلف سیاست و در قالب نوشته یا سخنرانی یا مصاحبه و امثال آن پایان ماه‌عسل این دو جریان را پیش‌بینی کرده بودند. اما چند نفر از آنها می‌توانست بگوید دعوا به این سادگی و سرعت چنین بالا خواهد گرفت؟ و از این میان، چه کسانی برای چنین روزهایی تدبیر اندیشیده‌اند؟ شاید برخی از مخالفان مجموعه حاکم از این تشنج‌ها شاد باشند، اما آنها نیز یقینا با تامل در عواقب چنین رویدادی، دلنگران خواهند شد. تاریخ کشور ما سرشار از تحولات نامطلوبی است که اختلافات حاکمان و دلسردی مردم از آنها به دنبال داشته‌ است. حاکمیت محمود افغان بر پهنای این سرزمین، قدرت‌گیری ایل قاجار، و کودتای ۲۸ مرداد تنها نمونه‌های متاخر این تحولاتند. تکرار سیاست قهر و کناره‌جویی و انفعال شاید به سقوط شاه‌سلطان‌حسین‌ها منتهی شود، اما سلطانیِ محمود افغان و سقوط دولت مصدق را نیز در پی خواهد داشت!

جنبش سبز گنجینه تجربه این رخدادها و البته تجربه و مشاهده ی پایان‌نیافته‌ی انحراف انقلاب اسلامی در سال‌های اخیر را با خود دارد و ضروری است که در این زمان از این میراث استفاده لازم را بنماید. جنبش سبز یک جنبش اصلاحی است و همواره تاکید کرده است که چارچوب فعالیت خویش را همین نظام سیاسی می‌داند و اگرچه ممکن است نسبت به برخی قوانین، نحوه اجرای برخی قوانین دیگر، و یا حتی برخی نهادهای سیاسی معترض و به دنبال تغییر جدی در وضعیت آنها باشد، اما می‌داند که در عرصه سیاست باید صبور بود و گام‌به‌گام در این مسیر طولانی حرکت کرد. سیاست عرصه شراکت/قهر نیست، عرصه مشارکت/کنش است. در این عرصه می‌باید با هوشیاری خود را از مرزهای خطر ایمن داشت و در عین حال با استفاده از فرصت‌ها، گام‌های آرام –اما باثبات- را به سوی پیروزی برداشت.

بازخوانی تجربه دوساله جنبش سبز در کنار مقایسه آن با تحولات کشورهای عربی در چندماه اخیر مغتنم خواهد بود. یقینا برای رهبران جنبش سبز دشوار نبود هر روز مردم را به خیابان خواندن و در پی آن شاهدِ از کشته پشته ساختن قدرتمندان بودن! اما هوشیاری آنها و به شکیبایی خواندن مردم بود که کمک کرد خسارت‌های جانی اعتراض ایرانی با کشتارهای مصر و سوریه و لیبی و بحرین و یمن و … قابل مقایسه نباشد. وگرنه عجب نبود اگر ما نیز چون مصر عددی نزدیک به ۱۰۰۰ را برای شهیدان خویش اعلام کنیم. اما این صبر، هوشیاری و کنش مداوم را نیز می‌طلبد.

حوادث ماه‌های پایانی سال ۸۹ نشان داد که جنبش سبز هنوز پویا و فراگیر است. حاکمان نیز این را به خوبی دریافته‌اند. و از همین روست که یک جناح با برگزیدن روشی پوپولیستی به دنبال جذب آرا و حمایت بخش‌هایی از این جنبش است و جناح دیگر نیز هر روز به این کار محتاج‌تر خواهد بود به‌ویژه اگر به یاد داشته باشیم که انتخابات مجلس نهم نیز امسال برگزار خواهد شد.

دعوای دو جناح حاکم بالا گرفته است و البته شک نیست که کسانی که در عرصه سیاست چنین ساده به جان یکدیگر می‌افتند، در ادامه و در رخدادهای دشوارتر، سخت‌تر گلوی یکدیگر را خواهند فشرد. آنچه بر ماست، هوشیاری نسبت به این رخدادها، تحلیل عمیق آن و گفتگو درباره بهره‌گیری از فرصت‌هایی است که چنین تحولاتی می‌تواند در اختیار جنبش سبز قرار دهد. کنش فعال در این هنگامه می‌تواند جنبش سبز را در موضع برتر در این میانه قرار دهد. ماه‌های منتهی به انتخابات مجلس فرصت‌های هرچه بیشتری را در اختیار جنبش قرار خواهد داد تا قدرت، توانایی، و خواسته‌های خویش را بر ساختار حاکمیت تحمیل نماید.

اینک ضروری است با پرهیز از شعارزدگی و ابراز احساسات، کنش فعالانه مطلوب در این دوره زمانی تعیین شود. این امر نیازمند مشارکت فعال و گفتگویی همه نیروهای موثر و مجرب جنبش است تا راهبردی مطمئن برای پیشبرد اهداف جنبش اختیار شود. این راهبرد می‌تواند از مشارکت همه‌جانبه –اگرچه برای بسیاری از ما دشوار خواهد بود- تا تحریم کامل –اما فعال و پرهزینه- انتخابات را در بر گیرد. امسال، سال برداشتن گامی بلند برای نزدیک‌تر شدن به اهداف نهایی جنبش سبز است. از این فرصت باید بهره جست و راهکار مناسب برای این گام را تبیین کرد. کناره جستن و تنها شاهد دعوای رقبا بودن، شاید به اضمحلال آنها منتهی شود، اما ما را به مقصود رهنمون نخواهد شد. باید حاکمان را به پذیرش اصلاح مجبور ساخت.


--
یاردهم اردی بهشت؛ روز فریاد ملت
سبز مي مانيم، تا هميشه



فراخوان تشکلهای کارگری برای گردهمایی روز کارگر


فراخوان تشکلهای کارگری برای گردهمایی روز کارگر


توقف اجرای طرح قطع یارانه ها و تعیین دستمزد عادلانه
جرس: همزمان با اعلام حمایت شورای هماهنگی راه سبز امید در برپایی تجمعات کارگری در جهت احقاق حق و مطالبات کارگران،  تشکلهای کارگری ایران نیز در بیانیه مشترکی با گرامی داشت روز کارگر اعلام داشته اند که کارگران ایران همراه با کارگران جهان این روز را گرامی می دارند و هر ساله در اعتراض به شرایط غیر انسانی خود در این روز گرد هم آمده و به هر طریق برای بدست آوردن حقوق حقه خود فریاد بر می آورند.

 به گزارش پایگاه خبر رسانی سندیکای کارگران در بخشی این اطلاعیه با اشاره به خواسته های جامعه کارگران آمده است: ما جامعه ای را که اقلیتی صاحب ثروت وسرمایه های کلان باشند واکثریتی هم نان شب نداشته باشند بر نخواهیم تافت. از نظر ما افزایش 9درصدی دستمزدها بویژه با توجه به اجرای طرح قطع یارانه ها و افزایش سرسام آور هزینه های زندگی اهانت به منزلت انسانی و حق حیات کارگران است. ما تعیین چنین سطح دستمزدی را تحمیل بیش از پیش فقر و فلاکت مطلق بر میلیونها خانواده کارگری می دانیم و با رد شیوه کنونی تعیین دستمزدها مصرانه خواهان توقف اجرای طرح قطع یارانه ها و تعیین دستمزدها توسط نماینده های واقعی کارگران بر اساس بالاترین استانداردهای زندگی بشر امروز هستیم.

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است: 

اول ماه مه روز جهانی کارگر، روز اتحاد و اعتراض جهانی کارگران به ستم و نابرابری نظام سرمایه داری است. این روز یاد آور مبارزات کارگران جهان برای دستیابی به حقوق انسانی شان است. کارگران ایران همراه با کارگران جهان این روز را گرامی میدارند و هر ساله در اعتراض به شرایط غیر انسانی خود در این روز گرد هم آمده و به هر طریق برای بدست آوردن حقوق حقه خود فریاد بر می آورند.

شور و شعف و رزمندگی کارگران در روز اول ماه مه و اعتراض آزادانه میلیونی آنان به شرایط زندگی شان در اکثر نقاط دنیا در حالی جهان را به لرزه میاورد که کارگران ایران علاوه بر محرومیت از حقوق اجتماعی خود از قبیل بر پائی تشکل و اعتراضات خیابانی، هر روزه و هر لحظه در معرض شدیدترین تهاجمات به زندگی و معیشت خود قرار دارند. هر گونه اعتراض و حق خواهی کارگران با بازداشت و زندان پاسخ میگیرد، با طرح موسوم به هدفمند کردن یارانه ها که سرمایه داری حاکم با پشتیبانی نهادهای بین المللی سرمایه داری اجرای آن را آغاز کرده است در حال تباه کردن بیش از پیش زندگی و معیشت میلیونها خانواده کارگری هستند و کسی حق اظهار نظر آزادانه در این باره را ندارد، با افزایش سرسام آور قیمتهای انرژی و تعطیلی کارخانه ها هر روزه صد ها و هزاران کارگر به صف میلیونی بیکاران رانده میشوند و در همین حال بیمه بیکاری را بیش از پیش به ضرر کارگران تغییر میدهند، اقدام به اخذ فرانشیز در بیمارستانها و مراکز درمانی تامین اجتماعی از کارگران میکنند و معیارهای دیگری برای حقوق بازنشستگی می تراشند، بیمه کارگران ساختمانی را در هزارتوی راهروهای اداری ابتر میکنند و در حالی که اقدام به افزایش سرسام آور قیمتهای کالاهای اساسی کرده اند حداقل دستمزد کارگران را بطور توهین آمیزی 9 درصد افزایش میدهند.


از نظر ما همه اینها برای میلیونها خانواده کارگری مستاصل از تامین حداقل معیشت در شرایط کنونی، معنائی جز درماندگی بیشتر برای گذران زندگی و تحمیل فقر و فلاکتی روز افزون بر آنها ندارد. اما ما کارگران نظاره گر مرگ تدریجی خود و همسر و فرزندانمان نخواهیم شد، ما تعرض هر روزه به زندگی و معیشت خود را بر نخواهیم تافت و متحد و یکپارچه در مقابل فقر و فلاکت و بی حقوقی اجتماعی تحمیل شده بر خود ایستادگی خواهیم کرد. در این راستا ما کارگران ایران با ابراز انزجار از وضعیت موجود، همگان را در تمامی نقاط کشور به طرح متحدانه و سراسری خواستها و مطالبات شان فرا میخوانیم و در شرایط حاضر خواهان تحقق بی درنگ مطالبات زیر هستیم:

1- آزادی بی قید و شرط برپايي تشكل هاي مستقل کارگری، اعتصاب، اعتراض، راهپیمائی، آزادی احزاب، تجمع و آزادي بيان و مطبوعات حق مسلم ما است و اين خواسته ها بايد ضمن برچیده شدن کلیه نهادهای دست ساز دولتی از محیطهای کار و زندگی، به عنوان حقوق خدشه ناپذير اجتماعي كارگران و عموم مردم ایران به رسميت شناخته شوند.

2- ما جامعه ای را که اقلیتی صاحب ثروت وسرمایه های کلان باشند واکثریتی هم نان شب نداشته باشند بر نخواهیم تافت. از نظر ما افزایش 9درصدی دستمزدها بویژه با توجه به اجرای طرح قطع یارانه ها و افزایش سرسام آور هزینه های زندگی اهانت به منزلت انسانی و حق حیات کارگران است. ما تعیین چنین سطح دستمزدی را تحمیل بیش از پیش فقر و فلاکت مطلق بر میلیونها خانواده کارگری میدانیم و با رد شیوه کنونی تعیین دستمزدها مصرانه خواهان توقف اجرای طرح قطع یارانه ها و تعیین دستمزدها توسط نماینده های واقعی کارگران بر اساس بالاترین استانداردهای زندگی بشر امروز هستیم.

3- ما خواهان محو قراردادهاي موقت و سفيد امضاء، بر چیده شدن شرکتهای پیمانکاری و انعقاد قرارداد مستقیم و دسته جمعی، تامین امنیت شغلی کارگران و رعایت بالاترین استاندارد های بهداشت و ایمنی در محیطهای کار و زندگی هستیم

4- دستمزدهاي معوقه كارگران بايد فورا و بي هيچ عذر و بهانه اي پرداخت شود و عدم پرداخت آن بايستي به مثابه يك جرم قابل تعقيب قضائي تلقي گردد و خسارت ناشي از آن به كارگران پرداخت شود

5- اخراج و بيكار سازي كارگران به هر بهانه اي بايد متوقف گردد و تمامي كساني كه بيكار شده و يا به سن اشتغال رسيده اند بايد تا زمان اشتغال به كار از بيمه بيكاري متناسب با يك زندگي انساني برخوردار شوند

6- به رغم اینکه سازمان تامین اجتماعی با دسترنج و پول کارگران به یکی از نهادهای دارای ثروت نجومی در ایران تبدیل شده است اما این سازمان با قرار گرفتن در چرخه سود و سودآوری سرمایه تنها به فکر کاهش خدمات درمانی و دریافت فرانشیز از کارگران بیمار است. ما بیمه های تامین اجتماعی را حق مسلم تمامی آحاد جامعه میدانیم و خواهان اداره این نهاد بدست نماینده های منتخب کارگران در سراسر کشور هستیم.

7- ما ضمن محكوم كردن هر گونه تعرض به اعتراضات کارگری و مردمی، خواهان لغو مجازات اعدام و آزادی فوری و بی قید و شرط کلیه کارگران زندانی و دیگر جنبش های اجتماعی از زندان و توقف فوری پیگرد های قضایی علیه آنان و بر چیده شدن فضای امنیتی موجود هستیم

8- ما خواهان لغو کلیه قوانین تبعیض آمیز نسبت به زنان و تضمین برابری کامل و بی قید و شرط حقوق زنان و مردان در تمامی عرصه های زندگی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و خانوادگی هستیم

9- ما خواهان برخورداري تمامي بازنشستگان از يك زندگي مرفه و بدون دغدغه اقتصادي و رفع هرگونه تبعيض در پرداخت مستمري بازنشستگان و بهره مندی آنان از تامین اجتماعی و خدمات درمانی هستیم

10- کار کودکان باید ملغی گردد. برخورداری کودکان و والدین آنها از تامین اجتماعی گسترده و کامل، امكانات آموزشي رفاهي و بهداشتي يكسان و رایگان جدا از موقعيت اقتصادي و اجتماعي خانوادگی شان، نوع جنسيت و وابستگي هاي ملي و ن‍‍ژادي و مذهبي می بایدبرسمیت شناخته شود.

11- ما دگرگونی خواهی را حق مسلم تمامی انسانها در سرتاسر جهان میدانیم و با حمایت قاطعانه از مبارزات و اعتراضات مردمی در تمامی کشورهای خاورمیانه، هر گونه سرکوب اعتراضات مردمی و بند و بست دولتها برای سمت و سو دادن به تغییرات از بالای سر مردم و دست اندازی و دخالت از سوی آنها در سرنوشت مردم کشورهای خاورمیانه را قویا محکوم میکنیم

12- ما بخشی از کارگران جهان هستیم و اخراج و تحمیل هرگونه تبعیض بر کارگران مهاجر افغانی و سایر ملیتها را به هر بهانه ای محکوم میکنیم

13- ما ضمن قدرداني از تمامي حمايت هاي بين المللي کارگری و مردمی از مبارزات كارگران در ايران و حمايت قاطعانه از اعتراضات و خواسته هاي كارگران در سراسر جهان خود را متحد آنان مي دانيم و بيش از هر زمان ديگري بر همبستگي بين المللي كارگران براي رهايي از مشقات نظام سرمايه داري تاكيد مي كنيم

14- اول ماه مه بايد تعطيل رسمي اعلام گردد و در تقويم رسمي كشور گنجانده شود و هر گونه ممنوعيت و محدوديت برگزاري مراسم اين روز ملغي گردد

زنده باد اول ماه مه

زنده باد همبستگي بين المللي كارگران

1 مه 2011 - 11 ارديبهشت1390

سنديكاي كارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران و حومه

اتحاديه آزاد كارگران ايران

هيئت بازگشايي سنديكاي كارگران نقاش و تزئينات ساختمان

هیئت بازگشائی سندیکای فلز کار مکانیک

كانون مدافعان حقوق كارگر

كميته پيگيري ايجاد تشكل هاي كارگري

كميته هماهنگي براي كمك به ايجاد تشكل هاي كارگري

--
یاردهم اردی بهشت؛ روز فریاد ملت
سبز مي مانيم، تا هميشه



۱۳۹۰ اردیبهشت ۴, یکشنبه

سكوت رضايت آميز رهبري - عبدالعلی بازرگان



چرا رهبر جمهورى اسلامى لام از كام مبارك نمى‌گشايند و خود به اشارت و بشارت چيزى نمى‌فرمايند؟

خدا رحمت كند مهندس عباس تاج وزير آب و برق دولت موقت را. روزى درهمان اوائل انقلاب، در ديداردولت از رهبرى در قم، قبل از آنكه آقا شروع به سخن كنند، متأثراز صحنه‌هاى دست بوسى وتبرك جوئى كه هنگام ورود به بيت مشاهده كرده بود، با استناد به قرآن و سنت پيامبرۖ و شرح ماجرائى از اعتراض امام على(ع) نسبت به كسانى كه چنين تشريفاتى را مى‌خواستند انجام دهند، با شجاعت و متانت از رهبرى تقاضا كرد مانع آداب مغاير با روح اسلام و سنت پيشوايان دين شوند.

معمولا آقايان از اظهار نظر غيرروحانيون در امور دينى خوششان نمى‌آيد و آنرا نوعى فضولى تلقى مى‌كنند. آقا هم كه تا آن لحظه سرشان پائين بود، با نگاهى عاقل اندر سفيه به ايشان گفت: "من هيچ احتياجى به اين حرف و حركت‌ها ندارم، مردم عواطف و احساساتشان را به اين وسيله به اسلام نشان مى‌دهند. ما كه چيزى نداريم به آنها بدهيم، با همين ابزار ارادت‌ها به روحانيت است كه دلشان به اسلام گرم مى‌شود".

 

نمى‌دانم رهبر فعلى جمهورى اسلامى هم درباره معجزه و كشف و كرامت "يا على"! گفتن هنگام تولدشان كه پس از هفتاد و اندى سال! به نقل از خانم "زين الدين" و ايشان هم از خواهر ناتنى آقا! توسط توليت آستانه و امام جمعه قم اعلام مى‌شود، بر همان استدلال هستند يا آنرا انكار مى‌كنند؟ در مورد "سيد خراسانى" ناميدن‌ ایشان و فيلم "ظهور بسيار نزديك است" و نقشى كه براى ايشان در اين قصه قائل شده‌اند چطور؟... چرا لام از كام مبارك نمى‌گشايند و اُمت هميشه در صحنه را از ابهام و انتظار در نمى‌آورند و خود به اشارت و بشارت چيزى نمى‌فرمايند؟

امام جمعه قم به هنگام نقالى آرام اين قصه، پس از آماده كردن روحى مستمعين، در حالى كه تُن صدايش ناگهان اوج مى‌گيرد، فرياد مى‌زند: "مردم، رهبر شما كسى است كه با ورودش ياعلى گفت و در طول زندگى ياعلى گفت و تو حزب‌اللهى بايد تا ابد پشت سر اين رهبر ياعلى بگوئى و اين رمز موفقيت ماست"!

اين قلم نيز به باور امام جمعه قم، يك "يا على" با حال و حضور قلبى گفت و بلافاصله! پاسخى ازپيام امام على(ع) در دعائى درس‌آموز شنيد:

"پروردگارا، من ازگزافه گويان (غاليان) بيزارم، آنچنان كه عيسى پسر مريم(ع) ازگزافه گويان زمانش بيزارى جست. بارخدايا، آنان را براى هميشه خوار فرما و هيچيك از آنان را (درچنين مقاصدى) يارى مكن". (۱)

تكانى خوردم و نهج‌البلاغه را گشودم تا حيرت خود برطرف كنم، در سخنان حكيمانه‌اش آمده بود: "دو گروه در مورد من خود را به هلاكت (بدبختى) انداختند؛ آنكه در دوست داشتن زياده روى (غُلُو) مى‌كند و آنكه در دشمنى. (۲) به سخنانش در وصف پارسايان گوش سپردم، مى‌گفت:

"از نشانه‌هايش اين است كه هرگاه مورد ستايش قرار گيرد، از (قبول) آنچه درباره‌اش مى‌گويند بيمناك شود و گويد من خود به خويشتن آگاه‌ترم و پروردگارم از من به من آگاه‌تر. پروردگارا، مرا در (باور) آنچه مى‌گويند مؤاخذه مكن، مرا برتر از آنچه مى‌پندارند بگردان و درآنچه از آن بى‌خبرند بيامرز".(۳)

 

بازهم كتاب را ورق زدم، در شرح سخنانى، در ارتباط با حقوق دو طرفه رهبرى و ملت، نقل شده بود كه در اثناى گفتار امام، مردى از اصحاب كه احساساتى شده و سخت تحت تأثير قرار گرفته بود برخاسته و مراتب "گوش به فرمان توئيم..." را با سخنانى ستايش‌آميز و طولانى اعلام كرد.

 معمولا زمامدارانى كه از تملق و چاپلوسى گل از گلشان مى‌شكفد، از چنين طرفدارانى تشكر و قدردانى مى‌كنند، اما آنكه امروز "ياعلى" گفتنش براى كسانى دكان دنيائى پر رونقى شده، با تغيير موضوع بحث، آنچنان درس توحيدى به آن گوينده و مستمعين مى‌دهد كه ديگر كسى به خود اجازه ندهد از اين غلط‌ها بكند! خلاصه پاسخ ايشان به زبان محاوره‌اى امروز اين است كه: "مرد حسابى، تو خدا را نمى شناسى كه اين طور از من تعريف مى‌كنى". نگاه كنيد به اصل پاسخ:

"كسى كه جلال خدا در نفسش عظيم و جايگاه او در قلبش جليل باشد، در برابر اين عظمت، هرچه غير اوست صغير جلوه خواهد كرد... از سخيف‌ترين حالات حاكمان، در نظر صالحان، اين است كه (از رفتارشان) مردم پندارند آنان دوستدار فخر و مباهات‌اند و بناى كارشان بر كِبر و غرور قرار مى‌دهند. و من بسيار كراهت دارم از اين كه در ذهن شما خطور كرده باشد كه دوستدار ثنا و ستايشم . سپاس خدا را كه چنين نيستم و اگر هم بودم، به سبب انحطاط در پيشگاه پروردگارم آنرا ترك مى‌كردم زيرا تنها اوست كه شايسته عظمت و كبرياء است".(۴)

نهج‌البلاغه را بستم و ديدم ازذكر "ياعلى" پاسخى موافق با منويات امام جمعه قم دريافت نمى‌كنم، با خود گفتم مقام معظم ساليانى دراز در مشهد مقدس مشرف بودند، شايد راز سكوت رضايت آميزشان در برابر اين ادعاها تعاليمى باشد كه در جوار امام رضا(ع) فرا گرفته‌اند! كتاب‌هاى "عيون اخبار الرضا" و "اعتقادات شيخ صدوق" را گشودم تا سر نخى از اين معما بيابم، به سخن زير رسيدم:

"بارخدايا، من به تو پناه مى‌برم و بيزارى مى‌جويم از كسانى كه در مورد ما چيزهائى ادعا مى‌كنند كه حق ما نيست. بارخدايا، من نزد تو بيزارى مى‌جويم از كسانى كه در باره ما چيزهائى مى‌گويند كه ما در مورد خودمان نگفته‌ايم. بارخدايا، ما هرگز آنها را به اين پندارها دعوت نكرده‌ايم، پس ما را از آنچه مى‌گويند مؤاخذه مكن و از اين ادعاها ببخش. خدايا، جنبنده‌اى از آنها روى زمين باقى مگذار كه اگر چنين كنى بندگانت را گمراه مى‌كنند و جز فاجر و كافر درست كردن محصولى ندارند".(۵)

 

ديدم خير، فايده‌اى ندارد، پاسخى در خور زمانه و نرخ روز نمى‌رسد، گفتم بالاخره تشيع را مكتب جعفرى ناميده‌اند. شايد در تعاليم امام جعفر صادق(ع) دلالتى بر درمان‌بخشىِ معجزه وار ذكر "ياعلى" براى رفع مشكلات مملكت بيابم، آب پاكى روى دستم ريختند وراهى ديگر نشانم دادند:

"جوانان‌تان را از شرّ گزافه گويان (غُلاة) برحذر داريد تا فاسدشان نكنند! بى‌ترديد گزافه گويان بدترين آفريده‌هاى خدايند، زيرا عظمت خدا را (با اغراق گوئى در مورد بندگانش) كوچك مى‌كنند و براى بندگان خدا ادعاى ربوبيت (بخوانيد ولايت مطلقه) مى‌كنند. به خدا قسم شرّ اين گزافه گويان از (منحرفين) اهل كتاب و مشركين بيشتر است".(۶)

"كمترين چيزى كه شخص را از ايمان خارج مى‌كند، اين است كه در مجلس فردى گزافه‌گو (غالى) بنشيند، به سخن او گوش دهد و گفتارش را تصديق كند... رسول خدا ۖ گفت: "دو گروه از امت من بهره‌اى از ايمان نبرده‌اند؛ غاليان و قـَدَريان (گزافه گويان و قضا قدرى‌ها)". (۷)

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

۱- اللهم انى برى من الغلاه كبراءه عيسى بن مريم من النصاري، اللهم اخذلهم ابدا و لا تنصر منهم احدا( امالى طوسى به نقل ازاصبغ بن نُباته).

۲- نهج البلاغه حكمت‌هاى ۱۱۷ و ۴۶۹

۳- نهج البلاغه خطبه ۱۹۳ معروف به متقين

۴- نهج البلاغه خطبه ۱۷۴

۵-اللهم انى اعوذ بك و ابراء اليك من الذين ادعوا لنا ما ليس لنا بحق. اللهم انى ابراء اليك من الذين قالوا فينا مالم نقله فى انفسنا. اللهم انا لم ندعهم الى ما يزعمون فلا تواخذنا بما يقولون واغفرلنا ما يدعون ولاتدع على الارض منهم ديارا انك ان تذرهم يضلوا عبادك ولايلدوا الا فاجرا كفارا.

۶- "احذروا على شبابكم الغلاه لايفسدونهم، فان الغلاه شر خلق الله، يصغرون عظمه الله، و يدعون الربوبيته لعبادالله، والله ان الغلاه شر من اليهود والنصارى والمجوس والذين اشركوا... (امالى شيخ طوسى ص۶۵۰).

۷- خصال صدوق صفحه ۶۴ چاپ اسلاميه

--
یاردهم اردی بهشت؛ روز فریاد ملت
سبز مي مانيم، تا هميشه



--
جنبش سبزمان را پاياني نيست
 
توصيه امنيتي: هنگام ارسال نامه هاي دريافتي به خارج از گروه آدرس فرستنده را از بالاي نامه حذف كنيد

جهار سال حبس برای حامیان مادران عزادار- مادران عزادار کابوس آقایان شده اند- فرشته قاضی

 

لیلا سیف الهی و ژیلا کرم زاده مکوندی، دو حامی مادران عزادار که از سوی شعبه 28 دادگاه انقلاب به 4 سال حبس محکوم شده اند در مصاحبه با "روز" اعلام کردند: مادران عزادار هرگز از پای نخواهند نشست و تا تحقق همه خواسته هایشان مصمم و محکم خواهند ایستاد.

لیلا سیف الهی، پزشک و ژیلا کرم زاده مکوندی، هنرمند و شاعری  که  19 بهمن 88 در منازل خود بازداشت شدند با قرار وثیقه و کفالت ازاد هستند اما طی روزهای گذشته حکم 4 سال زندان آنها ابلاغ شد.

خانم کرم زاده مکوندی به "روز" می گوید: نمیدانم به این حکم بخندم یا گریه کنم که برافروختن شمع، به عنوان جرم مطرح شده اما احساس میکنم با این حکم ها میخواهند از مادران عزادار انتقام بگیرند. غافل از اینکه مادران از پای نخواهند نشست.

خانم سیف الهی نیز به "روز" می گوید: نمی دانم چرا آقایان به جای همدردی با خانواده هایی که عزیزانشان را از دست داده اند ما را تحت فشار قرار میدهند.

مادران عزادار که به مادران پارک لاله تغییر نام داده اند، مادران جانباختگان سي و يك سال گذشته هستند كه اعلام کرده اند از خون فرزندانشان نخواهند گذشت و خواهان محاكمه آمران و عاملان اعدام هاي فردي و دسته جمعي، كشتارهاي قومي و ديني، زندان، شكنجه، تجاوز، ترور، شبيخون به منازل، به خاك و خون كشيدن خوابگاه ها و... از دهه شصت تا كنون هستند.

مادران پارک لاله همچنین خواهان آزادی بی قید و شرط همه زندانیان سیاسی و عقیدتی هستند و  اعدام را يك قتل سازمان يافته مي دانند و مخالف هرگونه قتلي با هر شكل و هر نامي از جمله سنگسار و قصاص مي باشند و خواهان لغو قانون مجازات اعدام هستند.

 

مادران عزادار جور حکومت را می کشند

ژیلا کرم زاده مکوندی، هنرمند و شاعر حامی مادران عزادار درباره حکم دادگاهش به "روز" می گوید: من وقتی به حکم ام نگاه میکنم و بخشی از آن را میخوانم و می بینم که جمع شدن مادران، برافروختن شمع و راهپیمایی سکوت در پارک را به عنوان جرم نوشته اند نمیدانم باید به جهالت آقای مقیسه بخندم یا گریه کنم. از نظر او افروختن و روشن کردن شمع جرم است. در دادگاه به من گفت چرا به ارتباط با مادران عزادار ادامه دادی؟ گفتم مادران خواسته هایی دارند ازجمله اینکه کسی نباید به خاطر فکر و اندیشه اش زندانی شود. برگشت به منشی اش گفت بنویس این حقوق بشری است. ماندم چه باید بگویم. اکنون هم به این حکم اعتراض دارم و رسما اعتراض خواهم کرد.

این حامی مادران عزادار می افزاید: احساس میکنم خواستند با این حکم ها از مادران عزادار انتقام بگیرند، چون مادران واقعا کابوس این آقایان شده اند. یک مدتی روزهای شنبه واقعا مانده بودند چه بکنند در حالیکه مادران تنها در سکوت در پارک جمع می شدند و شمع روشن میکردند؛ تنها کاری که ما میکردیم حمایت و همدردی با خانواده هایی بود که عزیزانشان را از دست داده اند یا عزیزانشان در زندان هستند.

از خانم مکوندی درباره دلیل و چگونگی بازداشت اش می پرسم؛ می گوید: 19 بهمن 88 در منزل خودم بازداشت شدم. به این شکل که در حیاط را خودشان باز کرده و وارد خانه شده بودند. پشت در ورودی خانه بودند و ما فکر میکردیم بچه ها در حال بازی هستند یکباره در را باز کردند و وارد شدند و گفتند از جایت تکان نخور. بلافاصله هم به سراغ کامپیوتر رفتند و کیس را برداشتند و گفتند لباس بپوش برویم.

این حامی مادران عزادار سپس می گوید اتهامی که در زندان و در اتاق های بازجویی به او تفهیم شده "تبانی و اجتماع علیه امنیت ملی" و "تبلیغ علیه نظام" بوده است. او توضیح میدهد: من تمام اتهامات را رد کردم و گفتم تنها کاری که من کرده ام این است که برای مادران شعر گفته و با آنها همدردی کرده ام.

 

خانم کرم زاده مکوندی که در بند 209 زندان اوین بازداشت بوده، برای مصاحبه تلویزیونی تحت فشار بوده است. او می گوید: فشار روحی و روانی شدیدی بود، می گفتند تو خیلی خوب صحبت میکنی و می توانی با صحبت کردنت روی جوانان تاثیر بگذاری اگر به خودت رحم نمی کنی به فلانی (یکی از بستگانم) رحم کن و مصاحبه کن که حداقل آنها دنبال کارهایی که شما رفتید نروند. من کاملا در ایزوله بودم و هیچ خبری از خانواده و بستگانم نداشتم خیلی فشار شدیدی بود در نهایت گفتم من مصاحبه نمیکنم و چیزی برای از دست دادن ندارم و هر کسی خودش تشخیص میدهد که چه راهی برود و چه کاری بکند. بعد از آن 14 روز مرا در انفرادی رها کردند و کسی به سراغم نیامد. تا اینکه با قرار کفالت آزاد شدم.

او می افزاید: بازجوها هم دو نوع بودند بازجوی من بازجوی آرامی بود اما هر جا کم می آورد مرا رها میکرد و می رفت و بازجوی دیگری می آمد که خیلی رفتار تندی داشت. شب اول به من می گفت با این سن و سال خجالت نمی کشی این کارها را می کنی؟ گفتم من در شناسنامه 41 سال نوشته اما 50 سال دارم کسانی با سن بالاتر از من حتی بالای 70 سال دارند حکومت می کنند مگر سن بالا بد یا جرم است؟

خانم کرم زاده مکوندی سپس در پاسخ به این سئوال که دلیل حساسیت حکومت به فعالیت مادران عزادار و برخوردهای امنیتی و قضایی با مادران چیست؟ می گوید: وقتی انسجام و همدلی مادران را دیدند گویی ترسیدند. چیزی که مادران را به هم نزدیک میکند خواسته های مشترک آنهاست مادرانی که از اقشار مختلف جامعه، از ساده ترین زنان خانه دار گرفته تا زنانی با تحصیلاتی بالا یا هنرمند و... محکم در کنار هم و برای خواسته های مشترکشان ایستاده اند. ما یک قدم هم از این خواسته ها عقب نشینی نمی کنیم. خواسته های ما، خواسته های عموم مردم است؛ آزادی زندانیان سیاسی، محاکمه آمران و عاملان اعدام ها، کشتارها و.... و لغو مجازات اعدام.

او تصریح میکند: تنها کاری که مادران می کنند همدردی با خانواده های جان باختگان و زندانیان سیاسی است و این راه را ادامه میدهند واز پای نمی نشینند. این به هیچ عنوان جرم نیست. این کاری است که حکومت باید انجام میداد و باید انجام بدهد اما نمی کند و ما جور آنها را می کشیم و ادامه خواهیم داد.

 

می خواهند از مادران زهر چشم بگیرند

لیلا سیف الهی دیگر حامی مادران عزادار که به 4 سال زندان محکوم شده به "روز" می گوید که از حکم صادره شوکه است و اصلا انتظار چنین حکمی را نداشت.

خانم سیف الهی پزشک است. او می گوید:عواقب صدور چنین حکم هایی، برای آقایان بدتر است ما که کاری نکرده بودیم فقط حرفمان این بوده و است که کسانیکه از اول انقلاب و دهه شصت و بعد از آن و در همین دوره کشته شده اند، حق شان ضایع شده، به زندان رفته اند، باید با اینها همدردی کرد، باید آمران و عاملان این مسائل مجازات شوند. برای همین 4 سال زندان داده اند. در هر صورت امیدوارم دادگاه تجدید نظر این حکم را نقض کند.

این حامی مادران عزادار که بعد از انتخابات مخدوش 22 خرداد 88، سه بار بازداشت شده توضیح میدهد: بار اول روز شنبه، 13 آذر بود که به اتفاق 30 تن از مادران عزادار در پارک لاله بازداشت شدیم ما را به وزرا بردند و بعد آزادمان کردند. بار دوم حدود یک ماه بعد بود. باز یکی از شنبه ها در پارک لاله به اتفاق 14 نفر از مادران بازداشت شدیم و ما را این بار به اوین بردند و انگشت نگاری کردند و عکس گرفتند و دو روز بعد با قرار کفالت آزاد کردند. اما بار سوم 19 بهمن 88 بود که به منزلم آمدند و مرا در منزل بازداشت کردند و به خانواده ام گفتند مساله ای نیست و فردا آزاد خواهد شد اما بعد از بازجویی در همان شب اول، مرا یک هفته در سلول رها کردند و هیچ کسی به سراغم نیامد.

خانم سیف الهی هم در بند 209 زندان اوین زندانی بوده. او درباره اتهاماتی که به او نسبت داده شده می گوید: ابتدا می گفتند شما جلوی اوین می روید و کسانی که آزاد می شوند را تحریک می کنید. در اصل ما برای استقبال از عزیزانی که ازاد می شدند جلوی زندان اوین می رفتیم. بعد به من گفتند تو سومین بار است بازداشت می شوی و درس نگرفته ای و... اما کم کم  به این سمت رفت که به من و خانم کرم زاده مکوندی و خانم رستگاری نسب می گفتند شماها تشکیلات مادران عزادار را راه انداخته اید. در حالیکه اصلا چنین نبود. اولا مادران عزادار، تشکیلات نیست دوما این مادران به صورت خودجوش در کنار هم قرار گرفتند. بعد گفتند که شما با افراد حقوق بشری ارتباط داشتید و از طریق آنها خبرها را منتشر می کردید. اسم یک فردی را می آوردند که من اصلا نمی شناختم. یکسری از ایمیل های ما را که حاوی اخباری که در ایمیل هامی آید بود، مصداق جرم گرفته ومی گفتند این جرم است. بعد هم بحث حضور در تجمعات  را مطرح میکردند. اما در زندان هیچ اتهامی به من تفهیم نشد و تازه بعد از آزادی با وثیقه 50 میلیونی، مرا به دادگاه که خواستند اتهام را تفهیم کردند.

او سپس می افزاید: من آدم سیاسی نیستم. اصلا هیچ ادعایی هم در این زمینه ندارم. ما به اتفاقاتی که افتاد و عده ای از مردم بی گناه کشته شدند، آن هم فقط برای اعتراضی که داشتند، یا زندانی شدند، اعتراض داشتیم و داریم. نمیدانم چرا به جای همدردی با کسانی که عزیزانشان را از دست داده اند اینطور ما را تحت فشار قرار می دهند و میخواهند زهر چشم بگیرند من واقعا علت این را درک نمی کنم.

 

افزایش فشارها بر مادران

فشار بر مادران عزادار و حامیان آنها از سوی حکومت تنها در این دو مورد خلاصه نمی شود. الهام احسنی و فاطمه رستگاری نسب دیگر حامیان مادران عزادارند که به اتفاقا خانم سیف الهی و خانم کرم زاده مکوندی بازداشت شده بودند. هنوز حکم دادگاه آنها که با قرار کفالت آزاد هستند اعلام نشده است.

همزمان نادر احسنی، دیگر حامی مادران عزادار به دو سال حبس محکوم شده است. نادر احسنی نیز 19 بهمن 88 در منزلش بازداشت شده بود اما او همان زمان به یک سال حبس محکوم شد و دوران محکومیت خود را سپری کرد. او اکنون مجددا به دو سال حبس محکوم شده.

پیش از این و در 17 مهرماه نیز دو عضو مادران عزادار یعنی اکرم نقابی، مادر سعید زینالی و ژیلا ترمسی، مادر حسام ترمسی بازداشت شده بودند.

سعید زینالی، 23 تیر ماه 1378 در مقابل چشم های مادرش ربوده شد و از آن تاریخ تاکنون هیچ خبری از این فارغ التحصیل کامپیوتر دانشگاه تهران در دست نیست.

خانواده آقای زینالی از یازده سال پیش تاکنون برای گرفتن خبری از فرزندشان به همه مراکز امنیتی و قضایی مراجعه کرده اند اما هیچ پاسخ درستی به آنها داده نشده است.

حسام ترمسی نیز از بازداشت شدگان بعد از انتخابات مخدوش سال گذشته است که بعد از آزادی از زندان، به دلیل وضعیت وخیم جسمانی، بیماری کلیه و کبد و افسردگی شدید در بیمارستان بستری شد.

برخی گزارش ها به نقل از خانواده او، حکایت از سوء قصد افراد ناشناس با چاقوی آلوده به سموم ناشناخته به این جوان 19 ساله دارد که منجر به عفونت خون او شده است.

حکیمه شکری و ندا مستیقمی دو حامی مادران عزادار نیز به اتفاق پدر رامین رمضانی، در 14 آذر ماه در بهشت زهرا بازداشت شدند.

رامين رمضانی، سرباز وظيفه ای بود که روز ۲۵ خرداد و در حاليکه در مرخصی به سر می برد بر اثر اصابت گلوله ماموران جان باخت و شکايت خانواده او برای معرفی قاتل و يا قاتلان فرزندشان تاکنون بی نتيجه مانده است.

 حکیمه شکری و ندا مستقیمی، دو حامی مادران عزادار متهم به جاسوسی و ارتباط با سایت های خارج از کشور شده بودند آنها و همچنین پدر رامین رمضانی اکنون با قرار وثیقه آزادند.

طی دو سال گذشته مادران عزادار و حامیان آنها بارها به وزارت اطلاعات احضار شده اند. بر اساس گزارش هایی که وب سایت مادران عزادار منتشر کرده تنها در بهمن ماه، 15 تن از مادران به وزارت اطلاعات احضار شده بودند.


--
یاردهم اردی بهشت؛ روز فریاد ملت
سبز مي مانيم، تا هميشه







جنبش سبزمان را پاياني نيست
 
توصيه امنيتي: هنگام ارسال نامه هاي دريافتي به خارج از گروه آدرس فرستنده را از بالاي نامه حذف كنيد