شنبه ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ ه‍.ش.

سپاه پاسداران در آستانه انتخابات، تغییر آرایش امنیتی داد

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 


جرس: بر اساس گزارش ها، همزمان با ثبت نام نهایی کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری که حضور آخرین لحظۀ هاشمی رفسنجانی، معادلات جریان حاکم را به کل به هم ریخته، سپاه پاسداران با هدف به دست گرفتن کنترل تحولات در انتخابات ریاست جمهوری آرایش انتخاباتی گرفت. آرایشی که در این مقطع بیش از تمرکز بر بخش سخت افزاری سرکوب، به بخش نرم افزاری مهندسی انتخابات توجه دارد.

 

به گزارش کلمه، اخبار رسیده از درون مجموعه نظامی سپاه حاکی است در طی روزهای گذشته "حمیدرضا مقدم فر" معاون فرهنگی و اجتماعی سپاه که در این نیروی نظامی به نام مستعار حاج حمید ناصری شناخته می شد، به مدیر عاملی خبرگزاری فارس بازگشت. بازگشتی که نشان از برنامه ریزی مفصل بر روی این ارگان رسانه ای در میان رسانه های متعدد سپاه دارد. فارس که در روزهای پیش از ثبت نام نهائی کاندیداها، روی خوش بیشتری به کاندیداهای ۱+۲ نشان داده و حتی با وجود مرزبندی های قبلی با باقر قالیباف، اخبار این عضو ۱+۲ را به صورت رپرتاژ تبلیغاتی پوشش می داد، پس از ثبت نام هاشمی رفسنجانی در قبال آمدن سعید جلیلی با این تیتر رویکرد بعدی خود و سپاه را افشا کرد: «سعید جلیلی نامزد ریاست جمهوری شد / احتمال تغییر در آرایش انتخابات». تغییری که فارس به آن اشاره دارد، تلاش های آتی برای جا انداختن جلیلی به عنوان قطب مخالف هاشمی در انتخابات است.


همچنین "رضا سراج" از بازجویان زندانیان وقایع پس از انتخبات ٨٨ مجددا به سمت ریاست بسیج دانشجویی منصوب شد. سراج که با نام مستعار علوی هم شناخته می شود، مدیریت مرکز آینده پژوهی و مطالعات راهبردی «تابان» وابسته به سپاه پاسداران را بر عهده گرفته بود و از گذشته به عنوان یکی از نیروهای تندروی امنیتی – نظامی شناخته می شود. وی همچنین جزو مخالفان تیم احمدی نژاد که از سوی بخشی از جریان حاکم آنها را "جریان انحرافی" نامیده اند، محسوب می شود. این بخش اخیرا به هماهنگی بین گروه رجوی با جریان انحرافی مشکوک شده و آن را در محافلی نیز اعلام کرده بود. نکته ای که حتی داود احمدی نژاد در سخنانی به آن اشاره کرده و از سوی علی لاریجانی نیز، پخش شایعه آن در جریان استیضاح وزیر کار و درگیری لفظی او با احمدی نژاد مورد تایید قرار گرفت. سراج سابقه کارشناس امنیتی ( بازجو ) در سازمان حفاظت و اطلاعات سپاه پاسداران، سرپرستی اداره اطلاعات قرارگاه ثارالله و همکاری با خبرگزاری فارس و صدا سیمای جمهوری اسلامی در زمینه انجام تحقیقات مرتبط با موضوعات براندازی نرم و جنگ روانی و ناتوی فرهنگی را در پرونده فعالیت های امنیتی اش دارد.


وی در برخی برنامه های گفتگوی ویژه خبری شبکه ۲ به عنوان کارشناس امنیتی حضور داشت.


از دیگر تغییرات انتخاباتی سپاه، انتخاب "سردار مشفق" با نام واقعی "عبدالله ضیغمی" به سمت مسول جنگ روانی قرارگاه ثارالله تهران است.


سردار مشفق که با پخش نوار سخنان افشاگرایانه او درباره دخالت سپاه در انتخابات ۸۸ و شکایت ۷ چهره مشهور اصلاح طلب (بهزاد نبوی، محسن میردامادی، مصطفی تاج زاده، عبدالله رمضان زاده، فیض الله عرب سرخی، محسن صفایی فراهانی و محسن امین زاده) از او در جامعه شناخته شد، جانشین فرمانده قرارگاه ثارالله سپاه بود و در زمان جنگ ایران و عراق در واحد آموزش سپاه خدمت می کرد. وی در آن نوار، از تحلیل سپاه مبنی بر بی دینی، فساد، قدرت طلبی و برانداز بون اصلاح طلبان سخن گفته بود که بر اساس این تحلیل، نقش سازمان یافته سپاه در فعالیت های سیاسی و اطلاعاتی برای کمک به احمدی نژاد و مانع تراشی برای سایر کاندیداها را توجیه کرده بود.
مشفق همچنین در جریان بازجویی از بازداشت شدگان پس از انتخابات ۸۸، به عنوان یکی از برنامه ریزان و تحلیل گران بازجویی ها فعال بود.


قرار گرفتن این سه فعال دستگاه سرکوب و مهندسی انتخابات در نقش های پیشینی که در انتخابات ۸۸ بر عهده داشتند، نشان از برنامه ریزی سپاه برای تکرار مهندسی انتخابات، به عنوان آنچه که نماینده ولی فقیه در این نیروی نظامی به عنوان "وظیفه ذاتی سپاه" بر شمرده بود، است.
 


 
 

Things you can do from here:

 
 

آیا مردم قیام کردند که سازمانی خشن تر و غیر اخلاقی تر از ساواک زمام امور امن...

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 


نامه محمدحسین کروبی به رهبری
جرس: محمد حسین کروبی طی نامه ای به رهبر جمهوری اسلامی، ضمن یادآوری و شرح رخداد بهمن سال گذشته (هجوم ماموران به منزل وی)، خواستار استرداد اموال و مدارک ضبط شده و ربوده شده توسط ماموران لباس شخصی حکومتی شد.

 

به گزارش جرس، متن نامه فرزند مهدی کروبی به آقای خامنه ای، که نسخه ای از آن د اختیار جرس قرار گرفته، به شرح زیر است:


حضرت آیت الله خامنه ای
رهبرجمهوری اسلامی ایران
با سلام

همانگونه که در جریان قرار گرفته اید، در تاریخ بیست و سوم بهمن ماه 1391 ماموران امنیتی به اتفاق نماینده دادستان که با پوشاندن سر و صورت، خود را به هیبت شبگردان در آورده بود؛ به منزل شخصی اینجانب و دو تن از فرزندان مهندس میرحسین موسوی، یورش آورده و ضمن تفتیش؛ بیش از 30 قلم از اموال منجمله اسناد هویتی، ملکی و مالی و تلفن همراه و رایانه شخصی من و دیگر اعضا خانواده ام و نیز وسایلی دیگر را ضبط نموده و با خود بردند و پس از سه هفته تنها شناسنامه و کارت ملی و دوقلم دیگر را بازپس دادند.


جناب آیت الله خامنه ای
بیش از دوسال پیش نیز، در روز حصر و حبس غیر قانونی پدر و مادرم؛ ماموران امنیتی با حمله به منزل شخصی من و شکستن قفل منزل، آنجا را به مدت 20 روز در اشغال خود در آورده بودند. پس از این حمله نیز پرونده تحصیلی فرزندانم را از مدارس محل تحصیلشان گرفته ومدت 4 ماه ضبط نموده بودند. پاسپورت من نیز بیش از سه سال است که ضبط شده و اجازه خروج از کشور حتی برای سفر حج را نیز نیافتم.


این در حالیست که ساواک در دوران رژیم سابق بارها به منزل جد مبارز و پدر مجاهدم حمله کرده بود، اما این حملات برای یکبار نیز به ضبط اموال شخصی و خانوادگی آنان منجر نشده بود؛ و بنا به نقل متواتر مبارزین قبل از انقلاب، ساواک هیچگاه اقدام به ضبط اموال شخصی مخالفین سیاسی نمی نمود. ماموران امنیتی ساواک حداقل شأنی برای خود قائل بودند و به حوزه خصوصی افراد وارد نمی شدند اما گویا برای مأمورین امنیتی کنونی حد و مرز مفهومی ندارد.


آیا امام و ملت قیام کردند که سازمانی خشن تر و غیر اخلاقی تر از ساواک در ایران زمام امور امنیتی را در دست گیرد؟


حضرت آیت الله خامنه ای

شما عمل آقای احمدی نژاد رئیس دولت مستقر کنونی در مجلس؛ علیه برادران لاریجانی را به درستی خلاف شرع و اخلاق و قانون دانستید! آیا ضبط اموال شخصی خانواده فعالین سیاسی – اجتماعی، خلاف شرع واخلاق وقانون نیست؟ (لازم است به اطلاع برسانم که ضبط اسناد و مدارک شخصی برای ایذاء مخالفین سیاسی به یک رویه توسط دستگاه های امنیتی در جمهوری اسلامی تبدیل شده است.)


لذا از جنابعالی انتظار هست که برای حفظ آبروی حکومت دینی با توبیخ این افراد و جلوگیری از تکرار این اعمال غیر اخلاقی و غیر شرعی دستور مقتضی برای اصلاح این رویه ها را صادر فرمائید و عندالزوم میزان تمکین مأموران امنیتی از دستورات جنابعالی را در نامه بعدی به اطلاعتان خواهم رسانید.

محمد حسین کروبی

تهران

27 اردیبهشت ماه 1392
 


 
 

Things you can do from here:

 
 

چهارشنبه ۲۵ اردیبهشت ۱۳۹۲ ه‍.ش.

«در انتخابات 88 تقلب شد. در انتخابات 92 نیز تقلب می‌شود. چرا در انتخابات شرکت کنم؟»

«در انتخابات 88 تقلب شد. در انتخابات 92 نیز تقلب می‌شود. چرا در انتخابات شرکت کنم؟»

این مهم‌ترین دغدغه‌ای است که توسط درصد قابل توجهی از افرادی که در انتخابات 88 شرکت کردند و به میرحسین موسوی/مهدی کروبی رأی دادند مطرح می‌شود. عمده‌ی آرای بالقوه‌ی هاشمی در انتخابات پیش‌رو را ناراضیان انتخابات 88 شکل می‌دهند. برای تبدیل این آرای بالقوه به آرای بالفعل، بحث عمومی درباره‌ی دغدغه‌ی تقلب/مهندسی انتخابات و راه‌های پیشگیری/واکنش به آن از طرف افرادی که خواهان پیروزی نامزد اصلاح‌طلبان هستند و نیز از طرف ستاد/شخص هاشمی ضروری است. 

پاسخ‌های ممکن به این دغدغه‌ی فراگیر را در ده گفتار زیر می‌توان صورت‌بندی کرد:

اول؛ حکومت از سال 88 به این سو تلاش زیادی کرد تا مردم را قانع کند که در انتخابات آن سال تقلب مؤثری صورت نگرفت (ساعت‌ها برنامه‌ی تلویزیونی، صدها مقاله، صدها سخنرانی و میزگرد، پخش هزاران بروشور و کتابچه در رد ادعای تقلب در انتخابات). تجربه‌ی انتخابات 88، باعث افزایش چشمگیر حساسیت ناظران داخلی (مردم/نامزدهای انتخاباتی/احزاب/نهادهای مدنی) و نیز ناظران خارجی (دولت‌های غربی، نهادهای حقوق بشری، سازمان ملل، احمد شهید) نسبت به نحوه‌ی برگزاری/شمارش آرا/اعلام نتایج انتخابات 92 شده است. نیازِ حاکمیت به موجه جلوه کردن در نظر ناظران خارجی (مخصوصن طرف‌های درگیر در پرونده‌ی هسته‌ای)، و نگرانی نسبت به اعتراض ناظران داخلی ("فتنه 92 خطرناک‌تر از فتنه 88 است")، حاکمیت را در وضعیت آسیب‌پذیرتری نسبت به سال 88 قرار داده؛ این وضعیت آسیب‌پذیر، اعتماد به نفس/انگیزه/توانِ حاکمیت برای تقلبِ مؤثر را کمتر کرده‌است. 

دوم؛ بعضی از تحلیل‌گران سیاسی اشاره کرده‌اند که در نظرسنجی‌های معتبر پیش از انتخابات 88 که در سطح کشور انجام گرفته‌بود، آرای احتمالی احمدی‌نژاد نزدیک به آرای میرحسین موسوی بوده‌است. مطابق این نظرسنجی‌ها، احمدی‌نژاد قادر به پیروزی در دور اول نبود و انتخابات با توجه به افزایش چشم‌گیر آرای موسوی در دو هفته‌ی پایانی به احتمال بسیار زیاد به دور دوم کشیده می‌شد. نزدیکی نسبی آرای میرحسین و احمدی‌نژاد در نظرسنجی‌ها، اعتمادبه‌نفس/انگیزه/توان بیشتری به حاکمیت داد که بدون خواندن آرای واقعی مردم، نامزد مورد نظر خود را برنده‌ی انتخابات اعلام کند. هر چه قدر میزان مشارکت در انتخابات 92 بیشتر باشد، «رشد آرای هاشمی» نسبت به نامزدهای دیگر ملموس‌تر، و فاصله‌ی آرای او با دیگران بیشتر می‌شود. افزایش فاصله میان هاشمی و رقبا، اعتمادبه‌نفس/انگیزه/توان حاکمیت برای مهندسی انتخابات را کمتر، و احتمال وقوع تقلبِ مؤثر را پایین‌تر می‌آورد.

سوم؛ هر چه قدر میزان مشارکت در انتخابات کمتر باشد، مهندسی انتخابات آسان‌تر و «هزینه‌ی احتمالی» که حاکمیت در ازای مهندسی آرا پرداخت می‌کند پایین‌تر است. آرای بالای میرحسین در انتخابات 88، هزینه‌ی تحمیل شده به حاکمیت در ازای مهندسی انتخابات را بیشتر کرد (عده‌ی زیادتری از مردم نسبت به سلامت انتخابات اعتراض داشتند/اقناع نشدند/به خیابان آمدند/تصویر حاکمیت در جهان خدشه‌دارتر شد/انتخابات زیر سؤال رفت). در نتیجه افزایش تعداد شرکت‌کنندگان در انتخابات، امکان تقلب مؤثر را برای حاکمیت دشوارتر و هزینه‌ی مهندسی انتخابات را زیادتر می‌کند.

چهارم؛ تعدد، اختلاف و رقابت نامزدهای اصولگرا (جبهه‌ی پایداری، ائتلاف 1+2، ائتلاف اصولگرایان، جلیلی)، نامزدهای مستقل، نامزد دولت (مشایی) و تنها نامزد اصلاح‌طلبان/تحول‌خواهان/اصولگرایان میانه‌رو/بخش عمده‌ی سبزها (هاشمی)، و حضور ناظران نامزدهای رقیب سر صندوق‌ها و وزارت کشور، احتمال وقوع تقلب مؤثر را دست کم در دور اول به میزان زیادی کاهش می‌دهد. با توجه به نامزدی تنها یک اصلاح‌طلب، پخش نشدنِ آرای اصلاح‌طلبان و پایین بودن احتمال تقلب مؤثر در دور اول، افزایش قابل ملاحظه‌ی تعداد شرکت‌کنندگان (و در نتیجه رشد آرای هاشمی) می‌تواند باعث پیروزی هاشمی در همان دور اول شود. 

پنجم؛ بر خلاف انتخابات 88، مجری (دولت) و ناظر انتخابات (شورای نگهبان/حاکمیت) همسو نیستند. ناهمسویی و نزاع مجری و ناظر، توان هر دو را برای تقلب مؤثر به نفع نامزد مورد نظر خود پایین می‌آورد.

ششم؛ در صورت راه‌یابی هاشمی و نامزد دولت به دور دوم، حاکمیت به احتمال زیاد هاشمی را به نامزد دولت ترجیح می‌دهد (نامزد دولت و اطرافیانش به طور مستقیم با امام زمان در ارتباط‌ هستند و بدین منظور نیازی به حاکمیت فعلی ندارند). همین‌طور در صورت راه‌یابی هاشمی و نامزد حاکمیت به دور دوم، تیم دولت به احتمال زیاد هاشمی را به نامزد حاکمیت ترجیح می‌دهد (هزینه‌ای که تیم دولت پس از پایان دوره‌اش خواهد داد به احتمال زیاد با وجود یک رئیس‌جمهور اصلاح‌طلب کمتر است). احتمال ارجحیت پیروزی هاشمی در دور دوم برای مجری یا ناظر انتخابات، احتمال بروز تقلب مؤثر در دور دوم را کاهش می‌دهد.

هفتم؛ با وجود موارد بالا، هیچ تضمینی برای اطمینان از عدمِ وقوعِ تقلب مؤثر در انتخابات وجود ندارد. اما عدم حضور در انتخابات باعث تضمین سلامت انتخابات نمی‌شود. تنها راه مؤثر برای جلوگیری و/یا پایین آوردن احتمال مهندسی انتخابات، حضور/پیگیری مردم و مسئولیت‌پذیری/هشیاری/ایستادگی نامزد منتخب اصلاح‌طلبان است. در صورتی که حاکمیت اراده‌ای برای مهندسی انتخابات نداشته باشد، عدم حضور مردم امکان اثرگذاری بر نتیجه‌ی انتخابات و پیروزی نامزد اصلاح‌طلبان را از بین می‌برد. همین‌طور بدون حضور مردم، حاکمیت دغدغه‌ی کمتری برای مهندسی انتخابات دارد و نامزد مورد نظرش با دشواری کمتری پیروز انتخابات خواهد شد.

هشتم؛ ستاد هاشمی باید برنامه‌ی شفافی برای جلوگیری و/یا نحوه‌ی واکنش به مهندسی انتخابات داشته باشد و آن برنامه را پیش از انتخابات و به صورت علنی با مردم در میان بگذارد. شخص هاشمی باید «قانع نشدن میلیون‌ها ایرانی از نتایج انتخابات 88» را به رسمیت بشناسد و آن را میان سخنرانی‌ها/برنامه‌های تلویزیونی خود بگنجاند. هاشمی باید به صراحت به مردم اطمینان دهد که از آرای‌شان پاسداری می‌کند و در صورت بروز تقلبِ مؤثر، شکایت به نزد خدا نخواهد برد.

نهم؛ سوای نتیجه‌ی انتخابات 92 و وقوع یا عدم وقوع تقلب مؤثر، بهترین راهبرد برای سبزها/دموکراسی‌خواهان/تحول‌طلبان استفاده از فضای نسبتن آزادترِ پیشاانتخاباتی برای بیان مطالبات‌شان در عرصه‌ی عمومی در طول یک ماه آینده است (شکسته شدن حصر/آزادی زندانیان سیاسی/برگزاری انتخابات آزاد/برابری جنسیتی/حقوق اقلیت‌ها/مطالبات کارگری). مطالبه‌محوریِ سبزها در عرصه‌ی عمومی اولن باعث تقویت شبکه‌های اجتماعیِ از هم‌گسیخته‌ی قبلی و تشکیل شبکه‌های جدید مردمی می‌شود، دوم نامزدهای انتخابات از جمله نامزد اصلاح‌طلبان را مجبور به پاسخ‌گویی به مطالبات جنبش سبز می‌کند، سوم موضع انتقادی و فاصله‌گذاری سبزها حتی نسبت به نامزد اصلاح‌طلبان را حفظ می‌کند، چهارم روی گفتارهای عمومی نامزدها اثر مثبت می‌گذارد و تفاوت‌های آن‌ها را آشکارتر می‌سازد، و پنجم قطعن باعث افزایش مشارکت در انتخابات می‌شود و احتمال وقوع تقلبِ مؤثر را نیز کاهش می‌دهد. 

دهم؛ در صورت بروز تقلب مؤثر در انتخابات و/یا شکست نامزد اصلاح‌طلبان، سبزهایی که در یک ماه آینده از فضای عمومی به قصد مطالبه‌محوری بهره برده باشند اولن نسبت به افرادی که تنها برای پیروزی در انتخابات تلاش کرده‌اند با سرخوردگی کمتری مواجه می‌شوند؛ دوم از نتایج مثبت مشارکت فعال‌شان در عرصه‌ی عمومی از جمله استفاده از شبکه‌های جدید مردمی بهره‌مند می‌شوند؛ و سوم آمادگی بیشتری برای واکنش به وضعیت تازه در صبح شنبه‌ی پس از انتخابات دارند.

--

روش "مهندسی انتخابات" هزینه بر تر از آن است که دو بار تکرار شود
پیروزی بزرگ؛ محصول ده‌ها پیروزی کوچک است
 سبز مي مانيم، تا هميشه

دو عامل ضروری برای پیروزی هاشمی

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via سایت خبری تحلیلی کلمه by مانی on 5/15/13

محمدرضا جلائی‌پور:

آخرین نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد هاشمی در حال حاضر حدود ۱۴ میلیون رای دارد. یعنی برای پیروزی در مرحله‌ی اول این انتخاباتِ چندقطبی حداقل باید ۶ میلیون رایِ جدید جذب کند (بر فرضِ اندیشیدنِ تمهیداتی برای مهارِ مهندسی انتخابات که موضوع مجزایی است). برای تحقق این هدفِ دشوار در چهار هفته و افزایش احتمال پیروزی‌اش دو اتفاق ضروری است و بدون آن شکست در مرحله‌ی اول یا دوم گریزنا‍پذیر است:

۱) افزایش مشارکت در انتخابات به بالای ۷۵ درصد

برای این هدف دو عامل تعیین‌کننده‌تر (و احتمالا کافی) است:

الف- استفاده‌ی مرئی‌تر، رای‌سازتر، خلاقانه‌تر و بدون تعللِ هاشمی از ظرفیت حمایت تمام‌قدِ خاتمی – محبوب‌ترین چهره‌‌ی سیاسی آزادِ زنده‌ی ایران – (مثلا با «برگزاری کنفرانس خبری مشترک هاشمی و خاتمی» و/یا «حضور هم‌زمان‌شان در سفرهای استانی و همایش‌های انتخاباتی – به سبک حضورِ همزمان موسوی و خاتمی در یکی از همایش‌های پویش موج سوم در برج میلاد در سال ۸۸-» و/یا «حضور خاتمی به عنوان یکی از نمایندگان هاشمی در برنامه‌های تبلیغاتی تلویزیونی در هفته‌ی پایانی»).

ب- دعوت علنی و صریح میرحسین موسوی و مهدی کروبی – رهبران راسخ و تاثیرگذارِ جنبش سبز – در چند روز آخر از مردم برای را‌ی ‌دادن به هاشمی (که به نظرم می‌تواند دست‌یافتنی شود).

۲) جذب چند میلیون رایِ جدید از اقشار فرودست‌تر، محافظه‌کارتر و سنتی‌تر (همان‌ها که در مرحله‌ی دوم ۸۴ به احمدی‌نژاد رای دادند و امروز چند دسته شده‌اند)

برای این هدف هاشمی دو سرمایه‌ی اصلی دارد که اگر به نحو کارآ و با برنامه‌ی حساب‌شده‌تر از آن بهره نگیرد کامیاب نخواهد شد:

الف- مانور تبلیغاتیٍ وسیع‌تر روی حمایتِ چند مرجع تقلیدِ تراز اول (به عنوان نمادهای سنت مذهبی) و علی‌اکبرِ ناطق نوری (به عنوان نماد سیاست‌ورزی محافظه‌کارانه‌ی باپرنسیب) از او

ب- برنامه‌های تبلیغاتی تلویزیونی‌ هاشمی و جمله‌های کلیدی‌ای که در این یک ماه در سخنرانی‌ها و سفرهایش می‌گوید و از طریق شبکه‌های ماهواره‌ای، رسانه‌های داخلی و نهادِ شایعه مخاطب میلیونی پیدا می‌کند. این «شاه‌پیام‌»ها و «شاه‌جمله»‌های کوتاهِ حساب‌شده باید به نحوی صورت‌بندی و ارائه شود که بتواند نظر بخشی از این اقشار فرودست و سنتی‌تر را تغییر دهد.

چنان‌که روشن است جمع کردن بین ضروت ۱ و ۲ آسان نیست. به نظر می‌رسد برای تحقق همزمانِ این دو ضرورت باید به جای تآکید بر مطالبات و زبانِ‌ غیرهمسوی مورد پسندِ گروه‌های هدفِ فوق، به این دو عامل توجه شود:

۱- تاکید روی خودِ چهره‌های شاخص و محبوبِ حامیِ‌ هاشمی به جای جهت‌گیری‌های سیاسی‌ این حامیان (خودِ خاتمی، ناطق، سبزها، مراجع سنتی‌تر و کلکسیونی از سلبریتی‌های مردمی و چهره‌های ملی را می‌توان به صلح کنار هم نشاند ولی مطالبات سیاسی‌شان را لزوما نمی‌توان). حمایت‌ گسترده‌ی مشاهیر محبوب، تراز اول، توده‌پسند و پرطرفدارِ هنری، مذهبی، ورزشی، سیاسی و فرهنگی از هاشمی ظرفیت بزرگی است که اگر به طور حرفه‌ای و با روش‌های نوینِ بازاریابیِ سیاسی فعال شود شاید بتواند تاثیری تعیین‌کننده داشته باشد.

۲- تاکید بر دولتِ «رونق اقتصادی»، «وحدت ملی»، «نجات کشور» و «عبور از بحران‌های داخلی و خارجی» (مثلا با پررنگ‌تر کردن پرچم «ایران» به عنوان نماد ستاد هاشمی – تنها نمادی که می‌تواند هر دو گروه را راضی کند و شایسته است از رقبا پس گرفته شود- و انتخاب شعارهایی از این دست: «نان در سفره‌ی مردم»، «آزادی و رفاه در ایران، عزت در جهان»، «دولتِ لایق و صادق»، «و بخوانیم ز نو نغمه‌ی آبادانی»، «نان در سفره، آبِرو در جهان»، «دریغ است ایران که ویران شود»، «دولت صبح امید»، «صبح امید وطن»، «کمی بهتر برای ایرانیان، پیشگیری از بدتر برای ایران؛ همین!»، «دولت امنیت به جای دولت امنیتی»، «امید ایران»، «نه به دروغ و فقر»، «نه به ایرانِ ویران»، «نه به دروغ و بی‌کفایتی»»، «ایرانِ آباد، زندگیِ شاد»، «امید، شادی، آرامش»، «دود از کنده بلند می‌شود» و «با دوستان مروت، با دشمنان مدارا»)

به نظرم همه‌ی فعالیت‌های ریز و درشت تبلیغاتی روی هم به اندازه‌ی عوامل کم‌هزینه‌ی فوق تاثیر نخواهند داشت و شلوغی و هیاهوی ماه آینده نباید موجب غفلت از سرمایه‌گذاری روی این عوامل شود. اگر اتفاقات بالا بیفتد، با یک ستاد کوچک، چابک و بسیار کم‌هزینه هم احتمالا می‌توان رای کافی را جذب کرد، و اگر نیفتد، با فعالیت‌های گسترده‌ی پرهزینه هم شاید هاشمی نتواند رای کافی برای برد در مرحله‌ی اول یا دوم را به دست بیاورد.

به تعبیر دیگر در تبلیغات این دوره بیشتر به جهت‌گیری‌های ملی و «شاه‌پیام»‌ها، «شاه‌جمله»‌ها و ایده‌های کارساز و اندیشیده‌‌ نیاز داریم (که در نهایت خود هاشمی باید به کار ببرد)، و نه فعالیت‌های ستادیِ متعارف و گسترده. در این چند هفته باید بیشتر با پایبندی به اخلاق سیاسی به جذب رای بیشترِ توده‌ها اندیشید. اقناعِ انرژی‌بر، غیرتعیین‌کننده و زمان‌سوزِ همه‌ی نخبگانِ ناراضی در ایام محدودِ تبلیغات برای رای دادن به هاشمی در اولویتِ اولِ سبزهای اصلاح‌طلب نیست و اساساً دست‌نیافتنی است. برای پیشگیری از رئیس جمهور شدن جلیلی/مشایی (که تنها با مشارکتِ بیش از ۷۵ درصدیِ توده‌ها و جذب چند میلیون نفر از اقشار فرودست ممکن است) فقط سی روز فرصت داریم.

منبع: فیس بوک نویسنده


 
 

Things you can do from here:

 
 

محسن غرویان: «قم» با هاشمی است؛ از مراجع تا مردم کوچه و بازار

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via سایت خبری تحلیلی کلمه by کلمه on 5/15/13

محسن غرویان می گوید کاندیداتوری هاشمی در انتخابات ریاست جمهوری، با استقبال مراجع تقلید و روحانیان و طلاب مواجه شده و شوق و شادی را به میان مردم کوچه و بازار شهر قم آورده است.

وی با اشاره به فشارهای اقتصادی می گوید: ابتدا باید به این نکته اشاره کنم که روحانیان هم دیدگاههای مختلفی دارند. از طرفی روحانیان در بین مردم هستند و آن طور که از زبان مردم می شنوند، می دانند که مردم از فشارهای اقتصادی و تورم و گرانی، به ستوه آمده اند و دنبال یک منجی می گردند که بتواند وضعیت اقتصادی جامعه را سامان بدهد.

غرویان می افزاید: روحانیان معتقدند این منجی باید وزنه سیاسی سنگین و قدرتمندی باشد که با استفاده از تجربیات و نفوذ کلامش بتواند این مشکل را حل کند. آنها در شرایط کنونی، آقای هاشمی را مصداق چنین شخصی می دانند و معتقدند کسان دیگر، فاقد این توانایی و قدرت اند. این تحلیل الان در میان بخشی از روحانیان ما وجود دارد.

به گزارش کلمه از گفت و گوی غرویان با عصر ایران، وی می افزاید: برخی از مراجع با کاندیداتوری آقای هاشمی موافقند و از ریاست جمهوری ایشان حمایت می کنند و این موضوع در بحث های درون حوزه علمیه قم، مطرح است. این هم نکته مهمی برای طلاب و روحانیان جوان است زیرا آنها به بزرگان خودشان در حوزه نگاه می کنند.

وی نامی از مراجع نمی برد و می گوید که برداشت برخی از روحانیان این است که بخشی از مراجع حامی ریاست جمهوری آقای هاشمی اند و با او همدلی دارند.

غرویان بر این باور است که الان شرایط سیاسی، اجتماعی و اقتصادی ما به گونه ای است که مردم مشتاقانه منتظر ریاست جمهوری آقای هاشمی اند و از آمدن ایشان به صحنه انتخابات، خوشحال اند. ما نمونه های این اشتیاق و شادی مردم را آشکارا در کوچه و خیابان شهر قم می بینیم. این وضع نشانه تفاوت شرایط امروز با شرایط سال ۸۴ است. اما باید ببینیم که در روزهای آینده، قدرت تخریب ها چقدر است. بر روی این تخریب ها باید حساب باز کرد.

وی می گوید: این روزها رابطه دولت آقای احمدی نژاد با حوزه و مرجعیت به صفر و حتی زیر صفر رسیده است. حتی آن روحانیانی که از احمدی نژاد حمایت می کردند، الان صریحاً او را تخطئه می کنند. در واقع می توان گفت که این روزها رابطه دولت با مرجعیت و روحانیت، منفی است و کار به تخاصم و نزاع و کشمکش رسیده است.

غرویان با انتقاد از احمدی نژاد می گوید: مقاومت هایی که احمدی نژاد در جریان معاون اولی مشایی در برابر مقام معظم رهبری نشان داد و مشایی را با نوعی دهن کجی به فرمایش رهبری، به عنوان ئیس دفترش منصوب کرد، به خوبی دال بر این بود که آقای احمدی نژاد اعتقادی به حقیقت ولایت فقیه ندارد.


 
 

Things you can do from here:

 
 

دوشنبه ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۲ ه‍.ش.

همه آنچه امروزگذشت

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 


غلامعلی رجایی
در آخرین روز ثبت نام کاندیداها در دفتر هاشمی چه گذشت و چه شد که آمد؟ 

ساعت نه ونیم صبح بود که آیت الله هاشمی به مجمع آمد. ازماشین که پیاده شد به استقبالش رفتم و درمعیت ایشان از پله ها بطرف اتاقشان بالا رفتیم.ازآمدنشان پرسیدم. طبق انتظار برمبنای صحبتهایی که دراین روزها داشتیم نظرشان منفی بود.

به ایشان عرض کردم: وضعیت شما درافکارعمومی از قبل دارد بهتر می شود خصوصا اینکه مراجع هم دارند به میدان می آیند و آیت الله وحید و آیت الله سیستانی هم برآمدن شما تاکید کرده اند.

...ساعت ده ونیم دکتر علی مطهری با چند تن از نمایندگان مجلس به دیدار آیت الله آمد.

دکتر مطهری در آغاز گفت:ما چند بار تا بحال خدمت شما رسیده ایم واصرار کرده ایم بیایید ولی این باردرحقیقت آمده ایم شما را برای ثبت نام به وزارت کشورببریم!
وی با بیان نمونه هایی از وضعیت کشورگفت: خون شهید مطهری دارد پایمال می شود.

...وقتی آقای مطهری به آیت الله گفت: شما در دفعات قبل مشکل سن تان را مطرح می کردید و ما امروزمی بینیم که وضع جسمی شما ازما بهتراست! آقای هاشمی که درتکه پرانی ید طولایی دارد با خنده به او گفت :من نمی دانم وضع جسمی شما چطور است که وضع من ازآن بهتر است!

بقیه حاضرین درملاقات هم متفقا به آمدن ایشان اصرارکردند. درآخر برادر ایشان مهندس محمد هاشمی که تازه از سفر عراق آمده گفت در یک نظرسنجی که برای من آمده است از صد درصد زائران کاروانهایی که روزانه از مرز زمینی به عراق می روند نود درصدشان می خواهند در صورت نامزدی شما به شما رای بدهند.

درآخرملاقات حاج آقا با صراحت سخنانی گفت. ازجمله اینکه قصد حضورنداشته است ولی اصراربسیارمردم وگروههای مختلف مقاومت ایشان را برای نیامدن تمام کرده است.
ایشان می گفت :من باید با رهبری مشورت کنم. اگر سکوت کردند می آیم وبه تکلیفم دربرابرمردم وخدا عمل می کنم ولی اگرمخالفت کردند حتما نمی آیم. اعضای جلسه با نا امیدی اتاق ایشان را ترک کردند.

دوسه گروه دیگر هم چند نفره به دیدارایشان رفتند و همین عبارات را شنیدند.

ساعت چهارونیم بعد از ظهر بود که سه تن ازمشاورین خدمت ایشان رسیدیم وصحبتهایی داشتیم.
فرمودند:یعد ازپیغامهایی که از دیشب داده اند هنوزمنتظرنظررهبری هستند .ساعت داشت به پنج نزدیک می شد و یک ساعت مانده به پایان مهلت ثبت نام .

صبح خدمت ایشان عرض شد این همه افرادی که دراین چند ماه به دیدارشما آمدند وبه شما اصرارکردند بیایید اکنون منتظرجوابی از شماهستند. اگر نمی آیید خوب است دلیل نیامدنتان را به مردم بگویید وبیانیه ای صادر کنید و دلایل نیامدنتان را به آنان توضیح دهید.

پذیرفتند وبه ما فرمودند متنی تهیه کنیم.فورا ازمحضرشان مرخص شدیم وبه اتاق مجاور رفتیم ومشغول تهیه متن پیشنهادی شدیم .
ساعت حدود پنج ونیم بود و متن داشت تمام می شد که که حاج آقای علی خانی به دراتاق آمد و فریاد زد :آقای رجایی،حاج آقا برای ثبت نام حرکت کردند جا نمانید! باورم نمی شد. معلوم شد درتماسی که با یکی از اعضای موثر دفتر رهبری داشته اند از صحبت هایی که رد وبدل شده مخالفتی را از سوی رهبری احساس نکرده اند.

متن بیانیه انصراف را در جیبم گذاشتم وبه سرعت به جمع دوستانی که آیت الله راهمراهی می کردند پیوستم. از شدت عجله تلفنم درمجمع جا ماند وقتی برگشتم حدود 50 تماس ناموفق داشتم! دو فرزند ایشان – یاسر و فاطمه و برادرشان مهندس محمد و فرزندان برادرشان وسه تن ازمشاورین ودوسه نفراز اعضای دفتر ایشان را همراهی کردیم .

5 دقیقه به ساعت پایان مهلت ثبت نام به وزارت کشور رسیدیم. درمیان مردمی که دراطراف وزارت کشوربطورخودجوش ایستاده بودند تا ببینند چه کسانی درساعت پایانی ثبت نام می کنند تا متوجه حضورآقای هاشمی شدند شور و ولوله ای عجیب اتفاق افتاد .

بعضی را دیدم که بی اختیار از شدت شوق جلوی ماشین ایشان را سد کرده و بی اعتنا به هشدارهای اسکورت و محافظین شادمانی می کنند کسی را دیدم که از شدت خوشحالی می رقصیدند. عده ای شیشه ماشین ایشان را می بوسیدند.ازدحام جمعیت چنان بود که ماشینها بسختی راه می رفتند. به هر تقدیربود وارد وزارت کشورشدیم وآیت الله ثبت نام کرد.

ثبت نام که تمام شد شناسنامه وکارت ملی حاج آقا را از مامورثبت نام گرفتم و درجیبم گذاشتم .اینقدرآیت الله ناگهانی وغیرمنتظره تصمیم به آمدن گرفت که ما با خودمان عکس نبرده بودیم! به مامور ثبت نام گفتم عکس ها را پس از رفتن حاج آقا می فرستیم و فرستادیم!

اکنون که مشغول نوشتن این یادداشت هستم تلفنهای بسیاری ازگوشه وکنارکشوربه من می شود همه برای زدن ستادهای تبلیغاتی مردمی .یکی می گوید به محض ثبت نام آیت الله دلار صد تومان پایین آمده است.دیگری می گوید امروز شاهد بوده است صرافیهایی که دلارمی خریدند تا ظهرازخرید دلار خودداری می کردند و می گفتند منتظرآمدن یا نیامدن هاشمی هستیم!

...کسی پیامک داد میلیونها سی دی در جهت تخریب شخصیت آیت الله آماده توزیع است.

به اعتقاد من هرچه اینگونه کارهای تخریبی بیشترشود مردم بیشتربه ایشان اقبال پیدامی کنند.درست همانگونه که در دوم خرداد 76 برای جناب خاتمی اتفاق افتاد.

خداکند این شور روز به روز بیشتر شود وحماسه سیاسی مورد نظر رهبری محقق شود .

من ایمانم را در گرو این حرف می گذارم و خدا را بر این ادعا به شهادت می گیرم که آیت الله هاشمی صرفا درجهت ادای تکلیف به مردم و بدون هیچ بیمی از تخریبها وبی انصافی ها وصرفا برای داشتن پاسخی برای خدا درقیامت پا به این عرصه گذاشته است.

امید است کسانی که این حضور را برنمی تابند و اقبال مردم را به چیزی نمی گیرند این را درک بکنند که این مرد، در این شرایط سنی، دیگرنه شهوت ریاست دارد ونه تشنه قدرت است. آمده است تا این کشور را با کمک رهبری از بحران نجات دهد ومن اطمینان دارم که با دعای امام ومردم این کار را خواهد کرد.

هاشمی آمده است تا عزت را به ایران وایرانی برگرداند. منتقدین را با نظام آشتی دهد. دولت وحدت ملی ایجاد کند وباردیگر ایران را به قدرت برترمنطقه تبدیل نماید. ولینصرن الله من ینصره!

این ورود خالصانه یاردیرین امام را همزمان با حلول ماه رجب ومیلاد مبارک حضرت امام محمد باقرعلیه السلام به فال نیک می گیریم .امید که روزهای آینده برای مردم ما سراسرشادی وبرکت باشد. 

 

منبع: سایت نویسنده

 

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست. 


 
 

Things you can do from here:

 
 

روایت فاطمه هاشمی از روز ثبت نام هاشمی رفسنجانی

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 


فاطمه هاشمی  در گفت و گویی با روزنامه شرق  اتفاقات رخ داده در روز ثبت نام هاشمی رفسنجانی را تشریح کرد.فاطمه هاشمی گفت: «ساعت 17:30» بود. دیگر مطمئن شده بودیم پدر تصمیمش را گرفته و ثبت‌نام نخواهد کرد. از صبح با یاسر، مهدی و عماد (پسرمحسن) در دفتر حاج‌آقا بودیم. همه حرف‌ها را زده بودیم. شوخی و جدی همه دغدغه‌ها مطرح شده بود. به این نتیجه رسیده بودیم که مردم به تمام معنا خواستار حضور پدر هستند تا وضعیت کشور را سامان دهد. نیامدن پدر به معنای نا‌امید‌شدن بخش گسترده‌ای از مردم بود. در‌خواست‌ها در این چند روز برای حضور پدر در انتخابات بی‌سابقه بود. ما فکر می‌کردیم اگر حاج‌آقا در انتخابات ثبت‌نام نکند بخش قابل توجهی از مردم انگیزه‌شان برای شرکت در انتخابات و رای دادن را از دست خواهند داد. ساعت 17:15 تلفن دفتر پدر زنگ خورد. ایشان مکالمه نسبتا کوتاهی داشتند و بعد از آن از اتاق بیرون آمدند و گفتند «بسم الله... برویم»

چه کسی به ایشان زنگ زد؟

نمی‌دانم ما سوال نکردیم ایشان برای پاسخ دادن به آن تلفن به دفتر خود رفتند ما در اتاق دیگری بودیم. بعد از آن تلفن حاج آقا گفتند «بسم‌الله؛ برویم» ما باور نمی‌کردیم.

آقاي هاشمي گفته بودند که منتظر پاسخ رهبري براي حضور در انتخابات هستند و بدون هماهنگي ايشان وارد عرصه انتخابات نمي‌شوند.

من نمي‌دانم چه کسي تلفن کرد. اما حتما دغدغه‌هايشان برطرف شد که ساعت17:30 و نيم ساعت مانده به پايان زمان ثبت‌نام راهي وزارت کشور شدند.

گفته‌شده دیدارها و تقاضا‌ها برای حضور پدرتان به صورت فشرده تا آخرین لحظه‌ها ادامه داشته است. با چه کسانی دیدار کردند؟

برخی از نمایندگان با آقای مطهری آمدند. مشاورانشان جلسه گذاشتند. چندین نفر دیگر هم آمدند.

اعضای خانواده برای چه در دفترشان حضور داشتند؟

ما تقاضاهای مردمی را می‌دیدیم. از شب قبل به خانه پدر رفته بودیم و این درخواست‌ها را مطرح کردیم. 

اما به نظر می‌رسید اعضای خانواده هاشمی مخالف حضور او در انتخابات بودند.

بله همه مخالف حضور پدر در انتخابات بودیم. برای خانواده سخت است. اما وقتی تقاضاهای مردم برای حضور ایشان را دیدیم؛ در‌خواست‌های مختلفی در این مدت مطرح شد که به این نتیجه رسیدیم بخش عظیمی از مردم خواستار حضور حاج آقا در انتخابات هستند و با نیامدن ایشان دست‌رد به سینه آنها زده شده و نا امیدی ایجاد می‌شود. به همین دلیل به پدر اصرار داشتیم نباید مردم را نا‌امید کند. پدر هم می‌گفتند من نمی‌خواهم مردم ناامید شوند.

تحلیل شما از حضور آقای هاشمی در انتخابات چه بود؟

به نظر ما آمدن پدر حماسه و شور انقلابی را به مردم بر‌می‌گرداند هرچند برای خانواده سخت است. اما می‌گفتیم ما این سختی و رنج را به‌خاطر مردم تحمل می‌کنیم.

شما هنگام ثبت‌نام آقای هاشمی در وزارت کشور گریه کردید؟

گریه نکردم. خیلی خوشحال بودم. وقتی به در وزارت کشور رسیدیم و تجمع مردمی که با خوشحالی شعار می‌دادند را دیدیم بسیار خوشحال شدیم. مردم مشتاق را که دیدیم حس خوبی داشتیم.

حضور شما و آقا یاسر هنگام ثبت‌نام آیت‌الله‌هاشمی در وزارت کشور پیام خاصی داشت؟ شما و برادرتان پیش از این هنگام ثبت‌نام آقای روحانی در همایش اعلام کاندیداتوری او حضور داشتید؟

خیر، پیام خاصی نداشت. ما تصادفی در دفتر ایشان بودیم و همراهشان به وزارت کشور رفتیم. هیچ برنامه‌ای در این خصوص نبود. اما حضور من در همایش اعلام کاندیداتوری آقای روحانی به این دلیل بود که من عضو حزب اعتدال و توسعه هستم و آقای روحانی کاندیدای این حزب بود. طبیعی بود که من در آن همایش حاضر شوم. یاسر هم به دلیل اینکه در مرکز استراتژیک کار می‌کند به همراه همه معاونان به همایش آمده بودند و در مراسم شرکت کردند. البته آقای روحانی پیش از این گفته که اگر آیت‌الله هاشمی کاندیدا شود به نفع او کناره‌گیری خواهد کرد بنابراین مشکلی هم در این زمینه نیست.

برخی شایعه‌ها مطرح شده که آقای هاشمی زودتر به وزارت کشور رفته بود و هماهنگی‌هایی برای ثبت‌نام همزمان ایشان با مشایی صورت گرفته است؟

این شایعه‌ها کذب است. هیچ هماهنگی نبوده است. تا آخرین لحظه خود آقای هاشمی در حال بررسی بودند و تصمیم‌شان برای ثبت‌نام مشخص نبود.

آقای هاشمی در جریان ثبت‌نام مشایی بودند؟

نخیر اطلاعی نداشتند.

با توجه به حضور پدرتان در انتخابات نگران هجمه‌ها و تخریب‌ها علیه خانواده و آقای هاشمی نیستید؟

آقای هاشمی در زندگی در اختیار مردم و انقلاب بوده و خواهد بود. در این سال‌ها ما به تخریب‌ها و هجمه‌ها عادت کرده‌ایم. دلیل این حملات به نظر ما جایگاه آقای هاشمی در انقلاب و حسادت برخی ضد‌انقلاب است که به‌دنبال برخورد با انقلاب و اصل نظام هستند. اما در کل به این حمله‌ها بی‌تفاوت هستیم و اهمیتی ندارد. برای ما مردم مهم هستند که ارزش خدمتگزاران واقعی خود را می‌دانند. پدر ما هم برای همین مردم به صحنه آمده است.

فکر می‌کنید آقای هاشمی در انتخابات رای بیاورند؟

آنطور که گزارش‌ها از شهرستان‌ها نشان می‌دهد وضعیت آرای ایشان خوب است. در نهایت انتخاب با مردم است.


 
 

Things you can do from here:

 
 

اطلاعیه شورای هماهنگی جبهه اصلاحات پیرامون كاندیداتوری هاشمی رفسنجانی

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 


شورای هماهنگی جبهه اصلاحات در جلسه شب گذشته خود با صدور اطلاعیه ضمن تشكر از اعلام كاندیداتوری هاشمی رفسنجانی در یازدهمین انتخابات ریاست جمهوری پیرامون نحوه حضور سایر نامزدهای اصلاح طلب در راستای حمایت از هاشمی بحث و تبادل نظر كرد.

به گزارش خبرنگار ایلنا، شب گذشته جلسه شورای هماهنگی جبهه اصلاحات حضور اكثریت احزاب عضو برگزار شد. در این جلسه در خصوص مسائل مربوط به وضعیت ثبت نام و نتایج صلاحیت های كاندیداهای اصلاح طلبان در انتخابات شورای اسلامی شهر و روستا تبادل نظر شد.

همچنین در این جلسه در مورد كاندیداتوری  هاشمی رفسنجانی و نحوه حضور اصلاح طلبان در انتخابات ریاست جمهوری در راستای حمایت از رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام از سوی شورای هماهنگی جبهه اصلاحات بحث ها و پیشنهاداتی مطرح شد كه در نهایت موجب انتشار اطلاعیه ای شد.

متن اطلاعیه شورای هماهنگی جبهه اصلاحات به شرح ذیل است:

مدیریت موفق حضرت آلله هاشمی رفسنجانی در شرایط بحرانی، همراهی همیشگی انقلاب، امام، رهبری و مردم شریف ایران و اعتماد وثوق علما و صاحب نظران به ایشان عامل اصلی دعوت شورای هماهنگی جبهه اصلاحات همسو با حضرت حجت الاسلام والمسلمین سید محمد خاتمی برای سکان داری کشتی مدیریت نا بسامان کنونی جامعه بود.

پذیرش این مسئولیت خطیر در شرایطی که بحران های موجود موجبات تهدید منافع ملی و موجودیت کشور را فراهم آورد، فرصتی مغتنم برای جمهوری اسلامی ایران است.

شورای هماهنگی جبهه اصلاحات ضمن تشکر از کاندیداتوری آیت الله هاشمی در یازدهمین دوره انتخابات جمهوری اسلامی ایران این حرکت مبارک را نقطه عطفی در آغاز اصلاحات سازنده در ایران می داند که می تواند موجب بازیابی اعتماد عمومی، ایجاد همدلی و اتحاد بین همه دلسوزان، صاحب نظران و متخصصان و کاهش فقر و شکاف عمیق اقتصادی موجود بین دهک های جامعه گردد.

این شورا از همه اصلاح طلبان کشور دعوت می نماید در پاسخ به پذیرش مسئولیت شان به تلاش و حضور موثر خود در عرصه انتخابات موجبات مشارکت و حضور موثر مردم شریف ایران را فراهم آورند.
 


 
 

Things you can do from here:

 
 

یکشنبه ۲۲ اردیبهشت ۱۳۹۲ ه‍.ش.

مجمع مدرسین و محققین: راه برون رفت از مشکلات، انتخابات سالم است

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via سایت خبری تحلیلی کلمه by کلمه on 5/11/13

مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم در بیانیه ای با اعلام حمایت مجدد از ورود هاشمی رفسنجانی به انتخابات تاکید کرده است که راه برون رفت کشور از مشکلات بزرگ، در برگزاری انتخابات های سالم و با حضور شخصیت های بزرگ، محبوب و با پشتوانه مردمی است.

این مجمع پیش از این نیز در بیانیه ای خواستار کاندیداتوری هاشمی رفسنجانی و محمد خاتمی برای انتخابات ریاست جمهوری شده بود.

متن بیانیه مجمع محققین و مدرسین به نقل از پایگاه اطلاع رسانی این مجمع به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم
راه برون رفت کشور از مشکلات بزرگ، در برگزاری انتخابات های سالم و با حضور شخصیت های بزرگ، محبوب و با پشتوانه مردمی است. از این رو مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم در اسفند ۹۱ از مردم خواست از آیت الله هاشمی رفسنجانی و حجة الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری دعوت کنند. ما از اقشار مختلف مردم که از این دو شخصیت بزرگ دعوت کردند، کمال تشکر را داریم. هم چنین از این بزرگواران که به نظر مردم احترام گذاشته و با وحدت کامل با هم همفکری کردند متشکریم. اکنون که آیت الله هاشمی با توجه به سختی های پیشِ رو برای پذیرش این مسئولیت بزرگ اعلام آمادگی کرده اند، ضمن سپاسگزاری از ایشان، در آغاز ماه مبارک رجب و سالروز ولادت امام باقر(ع)، موفقیت ایشان را در مراحل بعدی از خداوند رحیم آرزومندیم.

این اقدام آیت الله هاشمی به پیروی از امیر مؤمنان (ع) و عمل به وظیفه ای است که خدا بر دوش عالمان نهاده و از آنان خواسته که در برابر سیری ظالم و گرسنگی مظلوم آرام نگیرند و با همه توان به امور مردم اهتمام ورزیده و برای خدمت به ایشان قیام کنند. باشد که با حضور همه عالمان و متخصصان، ایران به تدریج از سراشیبی سقوطی که در آن قرار گرفته است بازگردد و به عزت شایسته خود برسد. امید است ملت بزرگوار ایران با حفظ متانت و رعایت اخلاق، تا آخرین مراحل انتخابات هم چنان در صحنه بمانند و در برابر تحریکات احتمالی آرامش خود را حفظ کنند.

مجمع مدرسین و محققین حوزه علمیه قم


 
 

Things you can do from here:

 
 

چهارشنبه ۱۸ اردیبهشت ۱۳۹۲ ه‍.ش.

قطع ارتباط با جهان برای انتخابات پشت درهای بسته

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via گزارش‌گران بدون مرز by rezareza on 5/7/13

گزارش‌گران بدون مرز اعتراض خود را به تشدید مسدودسازی اینترنت در ایران اعلام می‌کند. از تاریخ ١٤ اردیبهشت ١٣٩٢ در بسیاری از نقاط کشور اتصال به اینترنت بسیار سخت و یا ناممکن شده است و بخش عمده‌ای از وی پی آن‌ ها و نرم‌افزارهای دور زدن فیل‌ترینگ، مسدود شده‌اند. همزمان بازداشت وب‌نگاران ادامه دارد، علی غزالی مدیر سایت بازتاب امروز، در این تاریخ بازداشت شده است. گزارش‌گران بدون مرز، همچنین، نگران وضعیت ده زندانی سیاسی و از جمله سه روزنامه‌نگار زندانی‌، سعید مدنی، سیامک قادری و ابوالفضل عابدینی نصر،است که از سوی مسوولان زندان اوین به سلول انفرادی انتقال داده شده‌اند.

«جمهوری اسلامی ایران،امضا کننده‌ی بسیاری از عهدنامه‌های بین‌المللی است. ایران، عضو اتحادیه جهانی ارتباطات سازمان ملل، یونسکو، کنفرانس سازمان ملل متحد برای تجارت و توسعه(UNCTAD) و در آخر یکی از کشورهای فعال در جامعه جهانی اطلاعات (WSIS ) است که از ١٣ تا ١٧ ماه می ٢٠١٣ در ژنو اجلاس سالانه‌ی خود را برگزار می‌کند. جمهوری اسلامی باید تعهدات خود در برابر جامعه جهانی، و از این میان دسترسی آزاد به شبکه اینترنت را محترم شمرد. رهبران نظام باید به گفتمان دوگانه خود پایان دهند، آنها در برابر جامعه جهانی، متعهد به گردش آزاد اطلاعات می‌شوند اما در ایران، آپارتاید دیجیتال را به مردم تحمیل می‌کنند.

«در آستانه‌ی ثبت نام کاندیداهای انتخابات ریاست جمهوری، رژیم که روزنامه‌ها را به شکل روزمره سانسور و تحت مهار خود دارد، و با ارسال پارزایت بر روی امواج رادیو و تلویزیون‌های ماهواره‌ای در پخش برنامه‌های آن‌ها اخلال می‌کند، حال قصد دارد، اینترنت را نیز قطع کند که ابزاری مهم برای اطلاع رسانی در ایران است. انزوای رسانه‌ای کشور، دست‌کم فراهم کننده‌ای شرایط لازم برای برگزاری انتخاباتی آزاد و دمکراتیک نیست.»

سایت اطلاع رسانی بازتاب امروز((www.baztab.net/)) برای پنجمین بار در سه سال گذشته، از دسترس خارج شده است. بازتاب امروز، که برای روشنگری‌های انتقادی به دولت محموداحمدی نژاد شناخته شده است، در تاریخ ٨ اردیبهشت خبری مبنی بر احتمال وجود نواری در اختیار احمدی نژاد منتشر کرد. بازتاب نوشته بود، که در این نوار یکی از مقامات عالیرتبه جمهوری اسلامی در فردای انتخابات ٢٢ خرداد ١٣٨٨ به احمدی نژاد اطلاع داده است که « رای واقعی وی در انتخابات سال ۸۸ حدود ۱۶ ميليون نفر بوده و نظام ۸ ميليون رای به نفع وی اضافه کرده است.» سایت بازتاب در تحلیل این خبر نوشته بود «اگر وجود نوار درست باشد، رئیس جمهور می‌خواهد به این وسیله، بر شورای نگهبان برای تائید اسفندیار رحیم مشایی فشار وارد کند.» این خبر از سوی سایت رئیس جمهور ایران تکذیب شد. همان روز سایت از دسترس خارج شد. در ١٤ اردیبهشت، علی غزالی مدیر سایت بازتاب امروز به دستور دادستان تهران، به اتهام « تشویش اذهان عمومی» بازداشت و روانه زندان اوین شد.

از سوی دیگر، گزارش‌گران بدون مرز باردیگر نقض فاحش حقوق بشر در زندان‌های جمهوری اسلامی ایران را محکوم می‌کند. از تاریخ اول اردیبهشت، ده زندانی سیاسی بند ٣٥٠ زندان اوین (عبدالله مومنی، امیرخسرو دلیرثانی، محمدحسن یوسف‌پورسیفی، سعید عابدینی، کامران ایازی، محمد ابراهیمی و پوریا ابراهیمی ) و از این میان سه روزنامه‌نگار زندانی، سعید مدنی، سیامک قادری و ابوالفضل عابدینی نصر به سلول‌های انفرادی بند امنیتی ٢٤٠ زندان اوین منتقل و از همه حقوق خود محروم شده‌اند. تعداد دیگری از زندانیان نیز در پی اعتراض به رفتار زندانبان‌‌ها با همبندان خود، تحت فشار قرار گرفته و تهدید شده‌اند.

اتهام این زندانیان، اعتراض به دخالت، جواد مؤمنی معاون زندان اوین در امر اداره داخلی بند زندانیان است. این کارمند، که به آزار دادن زندانیان شهرت دارد، سعید مدنی «وکیل بند»، نماینده انتخاب شده از سوی زندانیان، را نپذیرفته بود و خواهان تغییر وی شده بود. سعید مدنی خواست‌هایی زندانیان را منعکس می‌کرد، از این میان سواستفاده‌ها و اجحاف مسوولان فروشگاه‌ها که از حمایت مقامات زندان نیز برخوردارند.


 
 

Things you can do from here:

 
 

پنجشنبه ۲۹ فروردین ۱۳۹۲ ه‍.ش.

اولین یادداشت تحلیلی دفتر اندیشه و نشر جنبش سبز (دانش) از زندان: صبر جنبش زی...

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 


دفتر اندیشه و نشر جنبش سبز (دانش) که در زندان و از سوی تعدادی از نخبگان سیاسی زندانی جنبش سبز تشکیل شده است، در اولین مطلب خود در تحلیل وضع موجود نوشته اند: بر خود لازم می دانیم در مقطعی که سرآمد آن، به زودی انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ است، گونه ای جمع بندی کوتاه، هم از دستگاه نامشروع تنظیم کننده کودتا و هم از جنبش اعتراضی سبز ارائه دهیم و از گذار و متن حرکت و دیالکتیک بحران های موجود، به قسمی از یک چشم انداز نسبی دست یابیم.

به گزارش کلمه، اعضای این دفتر که همگی از زندانیان سیاسی جنبش سبزند و روزی در فضای آزاد معرفی خواهند شد، با جمع بندی همه رخدادهای پیش آمده از سال ۸۸ تا امروز نتیجه گرفته اند که جامعه ایران از رهگذر جنبش سبز، وارد فاز و مرحله جنبشی خویش شده و تا زمان درک مطالبات خود که اعاده و تامین حق حاکمیت ملت است، از این مرحله بیرون نخواهد رفت.

به نوشته این زندانیان، حاکمیت غاصب جمهوری اسلامی با سرکوب احزاب و گروه های سیاسی مستقل و اصلاح طلب و بی محتوا کردن نهاد انتخابات، حائل های میان خود و جامعه مدنی را منهدم کرده و در مواجهه رو در رو و ناگزیر با مردم قرار گرفته است. چنین رو در رویی ای به ناگزیر جامعه را به سوی یک وضع جنبشی و غیرقابل حل سوق می دهد که حاصل آن افتادن حاکمیت در ورطه یک بحران مشروعیت مزمن و کاهنده است.

این زندانیان در ادامه با افلیج خواندن دستگاه های مدیریتی کودتا که آن را نسبت به هر گونه راه حلی زمین گیر کرده و هراس از مسلوب الاختیار شدن و از کف نهادن قدرت که آنها را به هرگونه سازش و جست و جوی راه حل بدگمان ساخته است، خاطر نشان کرده اند: آنها نه راه پس دارند و نه راه پیش. مسدود ساختن همه راه های بروز اعتراض های مردم، آنها را امیدوار کرده که اگر نمی توانند گرهی از بحران های موجود بگشایند ، باری مسیرهای جنبش سبز را نیز بسته و فرصت اعتراض های مردمی را نیز از آنان گرفته اند. اما کودتا نمی داند که صبر یک جنبش دامنه دار و رسوخ کرده تا اعماق جامعه مدنی زیاد است و زود باشد که برابر چشمان واهمه زده استبداد به گونه ای پیش بینی ناپذیر متجلی شود.

متن کامل این یادداشت تحلیلی به شرح زیر است:

به نام خدا

دفتر اندیشه و نشر جنبش سبز (دانش) – دفتر اول

جنبش سبز و زوال دولت* کودتا

با گذشت سه سال از کودتای انتخاباتی ۸۸ اکنون، هم نقطه نظرات اعتراضی جنبش سبز و هم مواضع نمایندگان این جنبش یعنی میرحسین موسوی و مهدی کروبی بیش از پیش به اثبات رسیده است.

طراحان آن کودتا هرگز تصور نمی کردند با وجود درآمدهای هنگفت نفتی و یکه تازی به ظاهر بی چون و چرا در عرصه حکومت و کنترل- باز هم- به ظاهر همه جانبه جامعه مدنی و نهادهای فعال در آن در چنین غرقابی از بحران های مستمر و پی از پی گرفتار آیند. آن همه تبلیغات یک سویه و توپخانه ای که در جام جم (به قول آن نویسنده در تبعید) یکسره دروغ شلیک می کند هم نتوانست، آرایه ای مردم فریب بر قامت کودتا بپوشاند و آن را با نام دموکراسی به افکار عمومی بفروشد.

عجز و ناتوانی مدیران کودتا تا آنجا پیش رفته است که دولت موجود را، به موجودی مفلوک، علیل و در حال احتضار تبدیل کرده است که پدران چندگانه آن هر لحظه انتظار مرگش را می کشند تا مگر با آغاز فصلی جدید، به گشایشی از این باتلاق هزار تو راه یابند.

اکنون ما به عنوان گروهی از زندانیان سیاسی که پس از این مجموعه مواضع تحلیلی خود را با عنوان «دفتر اندیشه و نشر جنبش سبز» (دانش) منتشر خواهیم کرد، بر خود لازم می دانیم در مقطعی که سرآمد آن، به زودی انتخابات ریاست جمهوری ۹۲ است، گونه ای جمع بندی کوتاه، هم از دستگاه نامشروع تنظیم کننده کودتا و هم از جنبش اعتراضی سبز ارائه دهیم و از گذار و متن حرکت و دیالکتیک بحران های موجود، به قسمی از یک چشم انداز نسبی دست یابیم.

الف) محتوای بلوک قدرت

ساختار کلی سازمان سیاسی تدارک کننده کودتا، به وضوح نوعی قدرت الیگارشیک و مرکب از یک دستگاه ایدئولوژیک شبه مذهبی و یک دستگاه سرکوب نظامی – امنیتی است. این دو دستگاه با گذراندن همه سال های پس از انقلاب، اکنون به یک وحدت به کلی ارگانیک رسیده اند و به همین لحاظ طرح این موضوع که کدامیک در موقعیت برتر قرار دارند، عملا بی معناست. انسداد سیاسی کنونی ناشی از تسلط همین الیگارشی است و باید در جایی دیگر توضیح داد که چرا:

۱- در ذیل این الیگارشی هیچ چشم اندازی از یک فضای بالنسبه دمکراتیک به چشم نمی خورد.

۲- هیچ چشم اندازی از یک برنامه با ثبات توسعه و تامین رفاه در آن وجود ندارد.

۳- امکان هر گونه چرخش و ایجاد فرصت برای حضور گروه های منتقد در ساختار قدرت منتفی است.

اصولا محتوای این الیگارشی، بر اساس اتلاف منابع، ایجاد بحران، سرکوب و حذف گروه های رقیب، پالایش و تسویه دائمی ساختار سیاسی، تلاش برای تسلط هرچه بیشتر بر جامعه مدنی، تزریق یک ایدئولوژی مبتنی بر کیش شخصیت افراطی به همه ابعاد جامعه و دولت، توطئه پنداری دمادم، تمرکز بر گسترش نیروها و زیرساخت های نظامی، امنیتی و به طور کلی، تاسیس گونه ای از یک ساختار سیاسی «قلعه حیواناتی جرج اورولی» است که عمیقا مفهوم شهروندی و رقابت سیاسی را تحت الشعاع قرار می دهد و در واقع آن را به زیر مهمیز می کشد.

خط کلی و چشم انداز دستگاه کودتا، با بهره گیری روزافزون از حزب پادگانی خود که نام بسیج را با تصرف عدوانی برای آن غصب کرده است، به غیر از آنچه آمد، نیست و نمی تواند هم باشد.

فریبی که دستگاه کودتا خود را در آن غرق کرده است، همان است که تصور می کند – یا به مفهوم درست تر تظاهر می کند- قتل های زنجیره ای یک اتفاق است، کهریزک یک مورد نادر است، اختلاس ها و چپاول های عظیم غیرقابل تصور، حاصل سهل انگاری های موردی است، و آخرین آن به شهادت رساندن ستار بهشتی در دخمه های امنیتی، اقدامی خودسرانه است. درست در چنین مواقعی، نمایش قانون مداری و خط و نشان کشیدن های به ظاهر قاطع و سازش ناپذیر، به مثابه نوعی از ایدئولوژی، برای تحمیق و خرید وقت به کار می افتد، تا برای جامعه محرز شود، هرچقدر قاتلان زهرا کاظمی، ندا آقاسلطان، محسن روح الامینی ، سهراب اعرابی و … محاکمه و به جامعه معرفی شدند، سایر مجرمان و تباهکاران نیز به جامعه معرفی خواهند شد، معنای دیگر این سخن این است که همه موارد یاد شده، تبدیل به بخش ساختاری و تفکیک ناپذیر از حاکمیتی شده اند که در دایره بسته و غیر قابل نظارتی از آمریت و تبعیت، اساس قدرت سیاسی و اقتصادی جامعه را به انحصار خویش درآورده است و به رغم تمام تجاوزهای بی رحمانه خود، هنوز نتوانسته است به انحصار مطلق فرهنگی دست یابد و در واقع، فرهنگ به مهم ترین عنصر مقاومت جامعه مدنی ایران در قبال دست اندازی های همه جانبه کودتا تبدیل شده و از این رو معنایی یکسره سیاسی پیدا کرده است.

دیالتیک منفی و منهدم کننده بلوک قدرت موجود در آنجاست که خود، در نتیجه مولفه های گفته شده، مولد بحران های همه جانبه خویش است و خود نیز در تلاشی ناکام، مبادرت به بسیج ظاهری و بی حاصل برای مهار بحرانی می کند که غلبه بر آن عملا مستلزم تخریب بدنه نظام مسلط است.

جهل مرکبی که دامن این سیستم را گرفته، در این است که گمان می کند این بحران ها از بیرون بر او عارض شده است، غافل از اینکه محتوا و کارکرد چنین سیستمی، بحران زا و زمینه ساز فساد و اضمحلال است و عملا پر عقاب را در تیری که بر پیکرش فرود آمده تشخیص نمی دهد. دقیقا به همین علت است که حاکمیت موجود با فرافکنی های ترهم برانگیز، ریشه بحران های موجود را در بیرون از خود جست و جو می کند زیرا در غیر این صورت باید برای غلبه بر بحران ها، علیه خویش قیام نماید، امری که امتناع آن مسلم و قطعی است.

از منظری دیگر، اسلام رهایی بخش که نقاد قدرت های استبدادی و از عمده ترین منابع ایستادگی در برابر آن بود، در متن ساخت مسلط قدرت، تبدیل به ایدئولوژی حکومتی شده، توجیه گر همه مفاسدی است که تحت الشعاع ادبیاتی ایدئولوژی زده و با نظام واژگانی انباشته از مفاهیمی نظیر نظام مقدس، رهبری معظم، سرباز ولایت و…، با پوسته ظاهری اسلام، در عمل ارتجاع و واپس گرایی هولناکی را باز تولید می کند. ایدئولوژی شبه مذهبی اکنون بخشی عینی از بلوک قدرت است و نباید آن را صرفا یک دستگاه نظری دانست. به عبارت دیگر همان قدر که نهادهای سیاسی، نظامی و امنیتی، عینی است، ایدئولوژی یاد شده نیز به مثابه بخش لاینفک بلوک قدرت کودتا، عینیت و به همان میزان برای آن ضرورت دارد.

ب) محتوای اقتصادی

به یک آمار ساده توجه کنیم. بر اساس گزارشی از خبرگزاری مهر، حقوق ماهیانه یک کارگر بر مبنای اعلام وزارت کار، در سال ۹۱ حدود ۳۸۹ هزار تومان بود که جامعه ده میلیون نفری کارگران را شامل می شود و اگر اعضای خانواده آنها را هم لحاظ کنیم، نتیجه می گیریم که حدود ۳۰ میلیون نفر از جمعیت کشور با همین حقوق زندگی خود را سپری می کنند (یعنی ماهانه حدود ۱۳۰ دلار برای هر خانواده سه نفره).

به عبارت دیگر، کارگران برای هر ساعت کاری که انجام می دهند تنها مبلغی حدود ۱۶۲۴ تومان دریافت می کنند. این سطح از درآمد را باید در کنار فشارهای هزینه ای اقتصاد ایران گذاشت که حداقل در یک مورد بسیار اساسی، به گفته وزیر سابق بهداشت و درمان ۷۰ درصد از هزینه های مربوط به درمان و سلامت را مردم از جیب خود پرداخت می کنند (که در برخی خدمات ، به ویژه هزینه داروهای خاص یا دندانپزشکی، این رقم به بالای ۹۰ درصد می رسد). این هزینه ها در موارد مربوط به بیماری های خاص آن چنان بالاست که باعث می شود یک خانواده طبقه متوسط به زیر خط فقر سقوط کند و در واقع به این معناست که بسیاری از افراد مجبور می شوند زندگی خود را بفروشند تا بتوانند مشکلات سلامت خویش را برطرف کنند.

به گفته صاحب نظران، میزان اختصاص بودجه به بخش سلامت از درآمد ناخالص ملی در کشورهای توسعه یافته، بیش از ۱۲٫۵ درصد، در کشورهای متوسط از نظر اقتصادی بین ۷٫۵ تا ۱۲٫۵ درصد و در کشورهای توسعه نیافته کمتر از ۷٫۵ درصد است که این رقم در کشور ما تنها به چیزی حدود ۵٫۴ درصد می رسد و از این لحاظ در میان کشورهای منطقه بدترین وضع را داریم. این کارشناسان پیش بینی می کنند با مختصات کنونی، اقتصاد ایران، در آینده نزدیک با خطر ورشکستگی مراکز درمانی خصوصی و دولتی مواجه خواهیم شد.

تراژدی آنگاه به اوج می رسد که حتی از اختصاص تنها ۲٫۵ میلیارد دلار یعنی کل نیاز ارزی کشور برای تامین دارو دریغ شده، به جای آن کالاهای لوکس وارد می شود به نحوی که تا پایان پاییز امسال از مجموع ۲۷ میلیارد دلار ارز توزیع شده از آغاز سال ۹۱، تنها حدود ۶۰۰ هزار دلار برای تهیه دارو اختصاص داده شده است. در حالی که مردم تنگدست میهن مان مجبورند دردهای جسمانی خود را به جهت فقر و تنگدستی با کتمان و سرپوش گذاشتن و انکار آن درمان کنند، شرکت خودروسازی پورشه اعلام می کند، ۵۰ درصد تولیدات خود را به بازار ایران فرستاده است (مصاحبه عضو شورای عالی نظام پزشکی با روزنامه اطلاعات) تا بخش رانتیر و حکومتی سرمایه داری ایران، در انباشتی از استثمار اقتصادی و مذهبی، ماشین سرکوب خود را بر پیکر نحیف مردم بی پناه، با سرعت بیشتری براند و بر آن فخر بفروشد.

آمار و مشخصات فوق، تنها بخش کوچکی از ابعاد فاجعه بار اقتصاد ایران است؛ اقتصادی که محمود احمدی نژاد تاکید کرده است باید در رتبه پانزدهم جهان قرار گیرد و در واقع جایگزین اندونزی شود!

اما برای درک افسانه سرایی های مقامات جمهوری اسلامی کافی است یادآور شویم که طی سال های ۲۰۰۵ تا ۲۰۱۲ میلادی (۸۴- ۹۱ خورشیدی) اندونزی نرخ بیکاری خود را از ۱۱٫۲ درصد به ۶٫۴ درصد کاهش داده است. این کاهش ۶ درصدی برای کشوری که جمعیتش در همین دوره از ۲۲۱ میلیون به ۲۲۴ میلیون نفر رسیده به معنی ایجاد اشتغالی نزدیک به ۹ میلیون نفر بوده است، در حالی که در همین دوره نرخ بیکاری در ایران مطابق آمار رسمی از ۱۲ درصد به حدود ۱۷ درصد( یا مطابق برخی آمارها به بالای ۲۳ درصد) رسیده، یعنی در همین دوره سرجمع جمعیت فعال و بیکار کشور به ۴٫۵ میلیون نفر افزایش پیدا کرده است.

همچنین در حال حاضر نرخ تورم در ایران بر اساس برآوردهای صندوق بین المللی پول برای سال جاری میلادی، با عددی معادل ۲۱٫۸ درصد (یا مطابق برخی آمارها معادل ۲۵ درصد) در رتبه ششم جهان قرار دارد و در مقابل اندونزی در همین گزارش با نرخ تورمی معادل ۶ درصد در رتبه پنجاه و ششم میان کشورهای جهان قرار دارد (این عدد مطابق آخرین آمار بانک مرکزی اکنون به ۳۱٫۵ درصد رسیده است).

از سوی دیگر برای اینکه طی دوره ی حدود پنج تا شش سال به رده پانزدهم اقتصاد جهان برسیم، باید سالانه نرخ رشد اقتصادی حداقل نزدیک به ۱۰ درصد داشته باشیم حال آنکه ارزیابی ها از نرخ رشد یک درصد یا منهای یک درصد ایران حکایت می کند.

بر اساس همین ارزیابی ها، حتی با رشد اقتصادی ۸ درصد، نرخ بیکاری کنونی، صرفا از آنچه اکنون هست افزایش نمی یابد. به عبارت دیگر با نرخ رشد کنونی، بیکاری شدیدا رو به افزایش خواهد بود. در مجموع بر اساس آخرین ارزیابی های مرکز پژوهش های مجلس طی دو سال ۹۰ تا ۹۱ تولید ۴۰ درصد و اشتغال ۳۶ درصد کاهش داشته است.

از اینگونه آمارها برای نشان دادن زوال اقتصادی ایران کم نیست. برای نمونه کل درآمد نفتی ایران را از ابتدا تاکنون ، ۱۱۱۴ میلیارد دلار برآورد کرده اند که ۱۴۰ میلیارد آن تا پیش از انقلاب ، ۱۰۰ میلیارد آن در دوره خاتمی و ۵۴۰ میلیارد دلار آن مربوط به دوره احمدی نژاد است.

بنابراین قریب نیمی از کل درآمد نفتی تاریخ ایران در دوره احمدی نژاد تحصیل شده است، اما ضمن آنکه اصولا معلوم نیست این درآمد هنگفت به طور مشخص به چه نحو هزینه شده، دستاوردی جز زوال اقتصادی در پی نداشته است که به بخش کوچکی از آن در بالا اشاره شد.

نهایتا حاصل سیاست های دولت کودتا که زمانی همه ارکان حکومت از صدر تا ذیل از آن حمایت می کردند و آن را نظر کرده ی امام عصر خواندند، جدا از بی انضباطی ها و نابودگری های مالی و اقتصادی، برحسب آمار صندوق بین المللی پول، افزایش شاخص فلاکت است. بنابر گزارش صندوق، سیدمحمد خاتمی در سال ۹۷ میلادی دولت جدید را با شاخص فلاکت ۵۰ واحد تحویل گرفت و در سال ۲۰۰۶ با شاخص ۳۵ دولت را تحویل احمدی نژاد داد. اگرچه در سال ۸۹ شاخص فلاکت به حدود ۳۱ کاهش یافت ولی اکنون در سال ۲۰۱۲ این شاخص به ۱۱۰ واحد رسیده است.

همچنین مطابق آخرین گزارش های بانک مرکزی، حجم نقدینگی که در پایان شهریور ماه امسال ۴۰۲ هزار میلیارد تومان بود، در مهر ماه از مرز ۴۱۵ هزار میلیارد نیز گذشت و اکنون در زمان انتشار این نوشته به ۴۲۴ هزار میلیارد رسیده است.

بر اساس گزارش بانک مرکزی حجم نقدینگی در شهریور ماه سال ۸۴، یعنی اتمام کار دولت خاتمی بیش از ۷۸ هزار میلیارد تومان یا بنابر برخی آمارهای دیگر حدود ۶۵ هزار میلیارد تومان بود که اکنون طی ۷ سال دولت کودتایی احمدی نژاد به بیش از ۵ برابر افزایش یافته است.

بنابراین جدا از وخامت وضع معیشتی مردم، آنچه ساختار کودتا بیش از پیش با آن رو در رو و درگیر می شود، هم پوشانی بحران سیاسی با بحران اقتصادی و تعمیق بحران مشروعیت آن است.

نفس کودتایی بودن هر ساخت قدرتی نشان از وجود بحرانی سیاسی نیز می دهد و به نحوی دیالکتیکی، گستره ی بحران اقتصادی بر بحران سیاسی نیز تاثیر می گذارد. نتیجه آنکه برخلاف برخی نظام های بسته که لااقل متکی به شکلی از یک دولت نوساز بودند، حاکمیت کودتا در ایران به طور ذاتی ساختاری ضد نوسازی دارد و اساسا در این محدوده، به دلیل محتوای واپسگرای خود، قادر به حل بحران توسعه نیست و همین امر چنانکه گفته شد بر بحران سیاسی و بحران اقتصادی به طور توامان دامن زده، در تحلیل نهایی بحران مشروعیت را به شکل شکافی اساسی در خود ساختار دولت و حاکمیت state از یک سو و ساختار دولت و ساختار جامعه مدنی از سوی دیگر پدید می آورد که راه حلی جز اضمحلال نظم کودتایی باقی نمی گذارد.

پ) وضع جنبش سبز

هر چند لازم بود که پس از بررسی گذرای بلوک قدرت و وضع اقتصادی نظام کودتا، به رابطه آن با نظام بین الملل، استراتژی منطقه ای و موقعیت منزوی شده ایران، تحریم ها و فشارهای بین الملل و به طور کلی، ارزیابی سیاست خارجی حکومت توجه کنیم، اما از آنجا که خسارت های ناشی از تحریم و انزوا بارزتر از آن است که نیاز به توضیح داشته باشد، از بیان آن به جهت مطول نشدن این نوشته صرفنظر می کنیم و تنها یادآور می شویم که تحریم ها و عدم تعامل مثبت و فعال ایران با نظام بین الملل نیز همچون دو حیطه قبلی، از ذات کودتایی ساخت قدرت ناشی می شود و راه گریزی هم از آن در متن مناسبات موجود نیست.

همچنین سیاست های منطقه ای حاکمیت به ویژه حضور فعال و پرهزینه در سوریه و درگیر شدن همه جانبه در منازعات داخلی آن کشور، از جمله مولفه های موثر در فشارهای بین المللی به ایران است که باید در زمانی دیگر به توضیح تفصیلی هم پدیده تحریم ها و هم چگونگی سیاست خارجی جریان حاکم، به عنوان دیگر منابع اساسی بحران پرداخت و ما در اینجا با عبور از این دو مسئله که پیش از این درباره آنها بسیار گفته شده است، به موضوع جنبش اعتراضی سبز و چشم اندازهای آن می پردازیم.

جنبش سبز مفهوم تعمیم یافته اعتراض های مردمی نسبت به تقلب و کودتای انتخاباتی سال ۸۸ و مطالبه آرای به یغما رفته و تسری آن تا مهمترین چالش جامعه مدنی و حاکمیت، یعنی تلاش و مبارزه برای تحقق حق حاکمیت ملت در برابر «حکومت انحصاری یک کاست ایدئولوژیک و تسلط الیگارشی ضد دموکراتیک» است. جنبش سبز در دوران اوج خود بیش از سه میلیون نفر را به خیان های تهران کشاند و برای اولین بار پس از سه دهه، خیابان ها را به عنوان یکی از مهمترین منابع مشروعیت جمهوری اسلامی، از تصرف نیروهای وابسته به حاکمیت فعلی به درآورد.

همچنین این جنبش در تشییع پیکر مرجع بزرگ دینی، حضرت آیت الله العظمی منتظری، پایتخت ایدئولوژیک ساختار مسلط، یعنی شهر قم را در اختیار خود گرفت و مرزبندی روشن اعتقادی و دینی خود را با مذهب سرکوبگرانه کودتاگران ترسیم کرد.

مقاومت جنبش به گونه ای بود که چهره پوشیده و نقاب زده کودتا را از حجاب ظلمت زده خویش به در افکند و مردم، محتوای واقعی و سرکوبگرانه دیکتاتوری حاکم را در فاجعه بارترین ابعاد خود یعنی کهریزک، به شهادت رساندن جوانان بیگناه در خیابان ها، به تعطیلی کشاندن احزاب اصلاح طلب و به محاکمه کشاندن آنها به جرم مشارکت فعال در انتخابات، محاصره جامعه مدنی و صدور احکام سنگین برای هرکس که کودتا را به رسمیت نشناخت، چه با ارسال یک پیام کوتاه بود چه با شرکت در یک تظاهرات آرام و… به چشم دیدند. مقام های اصلی کودتا اعتراف کردند که جنبش سبز همه نقشه های آنان را برای آینده نقش برآب کرد، روابط آنها را با نظام بین الملل تحت الشعاع قرار داد، حیثیت ساختگی از آن را در میان ملت های مسلمان مخدوش کرد، مشروعیت سیاسی هیات مدیره کودتا را به چالش کشید و پایه یک مبارزه مستمر ضد استبدادی را در نهاد و بافت جامعه مدنی ایران غرس کرد. اکنون حکومت کودتا هر شب کابوس فتنه می بیند و هر زمان که می خواهد به دل خویش قرار دهد که عمر فتنه دیگر به سر آمد، جنبش در همان لحظه از جایی سر بر می آورد.

اکنون با جمع بندی همه رخدادهای پیش آمده از سال ۸۸ تا امروز می توانیم نتیجه بگیریم که جامعه ایران از رهگذر جنبش سبز، وارد فاز و مرحله جنبشی خویش شده و تا زمان درک مطالبات خود که اعاده و تامین حق حاکمیت ملت است، از این مرحله بیرون نمی تواند رفت. حاکمیت غاصب جمهوری اسلامی با سرکوب احزاب و گروه های سیاسی مستقل و اصلاح طلب و تلاش نهاد انتخابات، حائل های میان خود و جامعه مدنی را منهدم کرده و در مواجهه رو در رو و ناگزیر با مردم قرار گرفته است. چنین رو در رویی ای به ناگزیر جامعه را به سوی یک وضع جنبشی و غیرقابل حل سوق می دهد که حاصل آن به ورطه افتادن حاکمیت در یک بحران مشروعیت مزمن و کاهنده است.

از دیگر سو، افلیج بودن دستگاه های مدیریتی کودتا، آن را نسبت به هر گونه راه حلی زمین گیر و هراس از مسلوب الاختیار شدن و از کف نهادن قدرت، آنها را به هرگونه سازش و جست و جوی راه حل بدگمان کرده است.

آنها نه راه پس دارند و نه راه پیش. مسدود ساختن همه راه های بروز اعتراض های مردم، آنها را امیدوار کرده که اگر نمی توانند گرهی از بحران های موجود بگشایند ، باری مسیرهای جنبش سبز را نیز بسته و فرصت اعتراض های مردمی را نیز از آنان گرفته اند. اما کودتا نمی داند که صبر یک جنبش دامنه دار و رسوخ کرده تا اعماق جامعه مدنی زیاد است و زود باشد که برابر چشمان واهمه زده استبداد به گونه ای پیش بینی ناپذیر متجلی شود.

این بدان علت است که سرکوب و ارعاب نمی تواند زمینه های واقعی اعتراض جامعه را بخشکاند. اعتراض هایی که با تعمیق بحران های اقتصادی و درماندگی حکومت در ارائه یک الگوی فعال زندگی، از مبدا اصلی خود که تقابل با استبداد و درخواست حق حاکمیت مردم بود به حرکت درآمده، با آرامش و طمانینه، همچون رخنه آب به پی اندرون ساختمانی فرسوده، گام های خود را به سوی لحظات نهایی و فیصله بخش بر می دارد.

ت) نتیجه گیری

حکومت کودتا اکنون اعتبار خود را به تمامی از دست داده، تنها متکی به ابزار سرکوب و ارعاب است. در مقابل جنبش سبز در نسوج جامعه ایران در حال جوش خوردن و غنای روز افزون است. از این روست که جریان کودتا برای یک لحظه نیز جرات نمی کند اجازه تجمع به هواخواهان جنبش دهد. برای یک لحظه نیز جرات نمی کند رهبران جنبش سبز، موسوی و کروبی را آزاد بگذارد تا در خیابان های تهران با مردم حامی خویش سخن بگویند و برای یک لحظه نیز جرات نمی کند به اصلاح طلبان منتقدی همچون سید محمد خاتمی اجازه شرکت در انتخابات پیش رو را دهد.

برای یک لحظه جرات نمی کند ساختمان احزاب سیاسی اصلی مستقل و اصلاح طلب را بگشاید تا آنها آزادانه فعالیت کنند. برای یک لحظه جرات نمی کند به منتقدانش اجازه دهد خارج از گفتمان اصلی، صاحب نشریه ای باشند.

آنها اکنون به خوبی دریافته اند که مردم را از دست داده اند. غالب مردم اکنون در جبهه سبز هستند. تا چرخ بر این مدار می چرخد، مردم انتخابات تحریف شده و بی اثر فعلی را به رسمیت نمی شناسد و در هر فرصتی، چه بهمن ۸۹ در حمایت از بهار عربی باشد و چه مهر ۹۱ در اعتراض به بحران ارز، جنبش سبز از کام مردم بیرون می جهد و همچون سخنی پاک، شاخ و برگ خویش را بر آسمان خواهد سایید.

«کَلِمَةً طَیِّبَةً کَشَجَرةٍ طَیِّبَةٍ أَصْلُهَا ثَابِتٌ وَفَرْعُهَا فِی السَّمَاء تُؤْتِی أُکُلَهَا کُلَّ حِینٍ بِإِذْنِ رَبِّهَا وَیَضْرِبُ اللّهُ الأَمْثَالَ لِلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ یَتَذَکَّرُونَ» ابراهیم ۲۴-۲۵

«کلام پاک و راست همچون درختی پاکیزه است که ریشه تناور آن ثابت و شاخ و برگ های آن در آسمان نورانی حق و معرفت است- ثمره و نتایج آن هر زمان به اذن و مصلحت دید خداوند به بار خواهد نشست. خداوند چنین مثال هایی را برای مردمان می زند تا شاید اندرز گیرند»

* دولت در اینجا معادل state و به معنی کلیت نظم سیاسی مسلط است.


 
 
 
 

چهارشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۹۲ ه‍.ش.

نامه جمعی از زندانیان سیاسی جنبش سبز به سیدمحمد خاتمی پیرامون انتخابات ۹۲

 
 

Sent to you by Protester via Google Reader:

 
 

via سایت خبری تحلیلی کلمه by مانی on 4/17/13

تعدادی از زندانیان سیاسی اخیرا درباره ی با نامزدی سیدمحمد خاتمی در انتخابات آتی ریاست جمهوری نامه‌ای خطاب به وی نوشته‌اند و تاکید کرده اند: متاسفانه روند مدیریت و سیاست های غیر عقلانی و بعضا ماجراجویانه سال های اخیر کشور را با بحران های عمیق و بی سابقه مواجه ساخته است بطوری که در همه عرصه‌های داخلی، خارجی و اقتصادی این بحران‌ها سیری فزاینده را طی می‌کنند و بار سنگین هزینه بی‌تدبیری مدیریت کلان کشور بر دوش مردم هر روز بیشتر و بیشتر می‌شود.

به گزارش خبرنگار کلمه، دراین نامه که به امضای گروهی از زندانیان سیاسی زندان های اوین، رجایی شهر و قزل حصار رسیده خطاب به رییس جمهور پیشین کشورمان آمده است: اینک عموم افراد و جریان هایی که دل در گرو ملک و ملت دارند و سوز دینی و ملی را احساس کرده و نگران منافع ملی و امنیت ملی کشور هستند چشم امید به انتخابات آتی ریاست جمهوری دوخته‌اند تا شاید این بار چرخ آن بر مدار عقلانیت و انصاف بچرخد و بعنوان تنها راه ممکن، باردیگر، شکوه حضور مردم بتواند گره‌های کور سیاست های داخلی و خارجی را بگشاید و اعتماد مردم را بازسازی نموده و با غلبه بر موانع اصلاحات دموکراتیک، کشور را به مسیر آرامش و رشد و توسعه برگرداند.

در نامه ی این زندانیان سیاسی جنبش سبز، که اسامی علیرضا بهشتی شیرازی، ابوالفضل قدیانی، عبدالله مومنی، علیرضا رجایی، عماد بهاور، عبدالفتاح سلطانی، محمدامین هادوی، حسن اسدی زیدآبادی، مصطفی بادکوبه‌ای، امیرخسرو دلیرثانی، سیدمصطفی تاجزاده، محسن میردامادی، سیامک قادری، سعید مدنی و محمدرضا مقیسه در میان آن ها به چشم می خورد، تاکید شده است: طبیعی است که در چنین شرایطی نگاه بخش‌های قابل توجهی از مردم به شما، که از اعتباری در خور چه در ایران و چه در فراسوی مرز‌ها و در عرصه بین المللی برخوردارید، دوخته شود. دعوت اقشار مختلف جامعه از شما برای حضور در عرصه انتخابات که در هفته‌های اخیر فزونی یافته بیانگر این نگاه کسانی است که ضمن درک سختی‌ها و ناهمواری های مسیر پیش رو تلاش کرده و می کنند کورسوی امید به احیای عقلانیت در نظام اداره کشور و اصلاح امور از طریق حاکمیت قانون و ساز و کارهای دموکراتیک را همچنان زنده نگه دارند.

در بخش دیگری از این نامه آمده است: جنابعالی از قبل برای حضور در انتخابات شروطی از جمله رفع حصر ظالمانه از رهبران معزز جنبش سبز و آزادی زندانیان سیاسی را مطرح و همواره بر آن تاکید کرده‌اید.

این زندانیان سیاسی ضمن تقدیر و تشکر از این مواضع خاطرنشان کرده اند: لازم می‌دانیم بر این نکته تاکید کنیم که سرنوشت کشور و ملت از سرنوشت ما زندانیان سیاسی بسیار مهم‌تر و مقدم بر آن است. شما بخوبی واقفید که حصر و حبس‌های ظالمانه‌ای که بر ما و امثال ما رفته است و می رود به دلیل دفاع از حقوق ملت و سرنوشت کشور، انتخابات آزاد و تضمین حقوق فردی و اجتماعی شهروندان بوده و می‌باشد. لذا صمیمانه از شما درخواست می‌کنیم در صورتیکه شرایط برای حضور در انتخابات فراهم شد، پیش شرط آزادی زندانیان سیاسی را در تصمیم گیری خود لحاظ نفرمایید، باشد که حضور فداکارانه و ایثارگرایانه شما در این مسیر پرسنگلاخ باب رحمت الهی را بگشاید که «ان تنصرالله ینصرکم و یثبت اقدامکم»

ان شاالله خداوند همه ما را در انجام وظیفه و خدمت به بندگانش هدایت و نصرت فرماید.


 
 

Things you can do from here: