۱۳۹۰ اردیبهشت ۸, پنجشنبه

متن کامل شکایت نمایندگان مجلس از احمدی نژاد

متن کامل شکایت نمایندگان مجلس از احمدی نژاد

تحول سبز: جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در نامه ای به علی لاریجانی خواستار بررسی تخلفات دولت در عدم اجرای قوانین کشور شدند و شکوائیه ای در ده بند خطاب به رئیس مجلس تنظیم کردند که از افزایش جدیت مجلس در قبال رویکرد دولت نسبت به قوانین مصوب و کیفیت اجرای این قوانین حکایت دارد.

به گزارش آینده، این نامه در ده بند به مواردی که نمایندگان امضا کننده ان را "پاره‌ای اشکالات در عملکرد ریاست قوه مجریه، عدم تبعیت از قوانین و پاره‌ای اظهارات که دال بر تعمد دولت در نادیده گرفتن قانون و مطالبه اختیاراتی فراقانونی" می نامند، اشاره شده و از رئیس مجلس خواسته شده تا بر اساس ماده ۲۳۳ آیین نامه داخلی مجلس آن را به کیمسیون مربوطه برای رسیدگی ارجاع دهد.

در این نامه به استناد گزارش های نهادهای بازرسی و مرکزپژوهش های مجلس نسبت به بدبین شدن مردم و هم چنین افزابش شکاف طبفاتی در کشور با وجود شعارهای عدالت محوری اشاره و در بندهای متعدد بخشی از تخلف های دولت در عدم اجرای قوانین بودجه، برنامه چهارم توسعه و مصوبات قانونی مجلس لیست شده است.

به گفته سید فاضل موسوی نماینده خدابنده و عضو کمیسون اصل ۹۰ مقرر شده بنابر دستور علی لاریجانی این درخواست در دستور کار کمیسوین اصل ۹۰ مجلس قرار بگیرد.

به گفته این نماینده امضا کنندگان نامه درخواست بررسی فوری و قرائت ننتایج حاصل ازاین بررسی را در صحن علنی مجلس دارند. بر اساس ماده ۲۳۳ آیین نامه داخلی مجلس اگر کمیسیون مربوطه گزارشی را دال بر تایید موارد مندرج در این درخواست به صحن علنی مجلس ارائه دهد و به تصویب نهایی نمایندگان برسد، گزارش مذکور بدون تشریفات قانونی و بدون قرار گرفتن در نوبت به سرعت باید در قوه قضائیه مورد دادرسی قرار بگیرد.

متن نامه امضا شده از سوی تعدادی از نمایندگان که برای بررسی به کیمسون اصل ۹۰ مجلس ارجاع شده به این شرح است:

«جناب آقای دکتر لاریجانی
رئیس محترم مجلس شورای اسلامی
سلام علیکم

همان‌گونه که استحضار دارید بخش قابل توجهی از اصول قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران جایگاه و نقش مجلس شورای اسلامی را در امر قانونگذاری و نظارت بر امور کشور از جمله قوه مجریه تبیین نموده است.

با توجه به مسوولیت نمایندگان در انجام تکالیف فردی و جمعی برای حفظ کیان جمهوری اسلامی به مصداق «… ان تقوموا لله مثنی و فرادی» (قرآن مجید) و با توجه به پاره‌ای اشکالات در عملکرد ریاست قوه مجریه، عدم تبعیت از قوانین و پاره‌ای اظهارات که دال بر تعمد دولت در نادیده گرفتن قانون و مطالبه اختیاراتی فراقانونی می‌باشد و نقض مکرر سوگند موضوع اصل ۱۲۱ قانون اساسی در خصوص اهتمام به ترویج دین و اخلاق پرهیز از خودکامگی و حمایت از آزادی و حرمت اشخاص و به استناد اصول متعدد قانون اساسی از جمله اصل ۱۲۲ و از آنجا که ادامه این رویه منجر به حاکمیت دیکتاتوری در کشور خواهد شد، خواستار اقدام قانونی در خصوص موارد زیر بر اساس ماده ۲۳۳ آیین‌نامه داخلی مجلس شورای اسلامی می‌باشیم.

۱- اعمال اختیارات ریاست جمهوری و دولت خارج از چارچوب اصل ۱۲۲ قانون اساسی و پافشاری بر نظرات شخصی در حد سیاست‌های کلی نظام نظیر عدم ضرورت کنترل جمعیت و پرداخت جایزه زاد و ولد و… که با توجه به سیاست‌ها و قوانین مورد اجرا در سال‌های قبل موجب سردرگمی و آشفتگی در حوزه‌های مربوطه شده است.

۲- بی‌اعتنایی و عدم اهتمام به اجرای قانون برنامه چهارم، عدم رعایت چارچوب‌های نظام برنامه‌ریزی کشور و در نتیجه عدم تحقق اهداف جزء و کل برنامه نظیر نرخ رشد اقتصادی، میزان تورم و نرخ بیکاری پیش‌بینی‌شده در برنامه چهارم، افزایش شکاف طبقاتی (به رغم افزایش قابل ملاحظه درآمدهای نفتی و شعارهای عدالتخواهانه) و ایجاد تعهدات مازاد بر اعتبارات مصوب، بلااقدام ماندن مصوبات دولت، دامن زدن به انتظارات و نهایتاً بدبینی مردم به استناد گزارش‌های دیوان محاسبات کشور، سازمان بازرسی کل کشور و مرکز پژوهش‌های مجلس شورای اسلامی

۴- عدم ارائه گزارش عملکرد سال‌های برنامه موضوع ماده ۱۵۷ و نیز ۱۵۸ برنامه چهارم و فاصله گرفتن بیشتر از هدف سند چشم‌انداز

۵- تخلفات مکرر و عدیده در اجرای قانون بودجه بر اساس گزارش‌های دیوان محاسبات کشور (از جمله گزارش‌های تفریغ بودجه)

۶- گسترش حوزه عملکرد دولت با عدم پایبندی به قانون سیاست‌های اصل ۴۴ (گزارش کمیسیون مربوطه) (واگذاری سهام و پرداخت سود سهام عدالت و…)

۷- عدم ارائه به موقع لوایح بودجه سالانه

۸- عدم اجرا و سرپیچی از اجرای قوانین مختلف نظیر تغییر و کاهش ساعات کار ادارات و امتناع از پرداخت وجوه مربوط به قانون استفاده از تسهیلات ارزی مصوب ۱۵/۱۲/۸۸، عدم اجرای قانون ماده واحده قانون انحلال شورای عالی مصوب ۱۳۸۷، عدم اهتمام در تدوین و تصویب آیین‌نامه برخی از قوانین مصوب مجلس هفتم

۹- استنکاف از ابلاغ برخی از مصوبات قانونی مجلس شورای اسلامی و عدم ارسال برخی از مصوبات دولت به رئیس مجلس شورای اسلامی (موضوع اصل ۸۵، ۱۲۳ و ۱۳۸ قانون اساسی)

۱۰- دخالت بیش از حد در سیستم بانکی، صرف عجولانه منابع بانکی و بلوکه شدن آنها در طرح‌های حساب‌نشده و بخش‌های دلالی و نتیجتاً کاهش قدرت سرمایه‌گذاری و نیز تامین سرمایه در گردش طرح‌های تولیدی و خدمات.»

گفتنی است، روز گذشته جمع کثیری از نمایندگان مجلس در نامه ای به احمدی نژاد، مواردی را به وی متذکر شدند که قرائت این نامه منوط به عدم توجه احمدی نژاد به مفاد نامه اهالی خانه ملت به وی شد و بر این اساس باید دید واکنش رئیس دولت به این نامه به چه شکل خواهد بود.


--
یاردهم اردی بهشت؛ روز فریاد ملت
سبز مي مانيم، تا هميشه



فراخوان تشکل های کارگری برای گردهمایی روز کارگر


فراخوان تشکل های کارگری برای گردهمایی روز کارگر

همزمان با اعلام حمایت شورای هماهنگی راه سبز امید در برپایی تجمعات کارگری در جهت احقاق حق و مطالبات کارگران، تشکلهای کارگری ایران نیز در بیانیه مشترکی با گرامی داشت روز کارگر اعلام داشته اند که کارگران ایران همراه با کارگران جهان این روز را گرامی می دارند و هر ساله در اعتراض به شرایط غیر انسانی خود در این روز گرد هم آمده و به هر طریق برای بدست آوردن حقوق حقه خود فریاد بر می آورند.

به گزارش پایگاه خبر رسانی سندیکای کارگران در بخشی این اطلاعیه با اشاره به خواسته های جامعه کارگران آمده است: ما جامعه ای را که اقلیتی صاحب ثروت وسرمایه های کلان باشند واکثریتی هم نان شب نداشته باشند بر نخواهیم تافت. از نظر ما افزایش ۹درصدی دستمزدها بویژه با توجه به اجرای طرح قطع یارانه ها و افزایش سرسام آور هزینه های زندگی اهانت به منزلت انسانی و حق حیات کارگران است. ما تعیین چنین سطح دستمزدی را تحمیل بیش از پیش فقر و فلاکت مطلق بر میلیونها خانواده کارگری می دانیم و با رد شیوه کنونی تعیین دستمزدها مصرانه خواهان توقف اجرای طرح قطع یارانه ها و تعیین دستمزدها توسط نماینده های واقعی کارگران بر اساس بالاترین استانداردهای زندگی بشر امروز هستیم.

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

اول ماه مه روز جهانی کارگر، روز اتحاد و اعتراض جهانی کارگران به ستم و نابرابری نظام سرمایه داری است. این روز یاد آور مبارزات کارگران جهان برای دستیابی به حقوق انسانی شان است. کارگران ایران همراه با کارگران جهان این روز را گرامی میدارند و هر ساله در اعتراض به شرایط غیر انسانی خود در این روز گرد هم آمده و به هر طریق برای بدست آوردن حقوق حقه خود فریاد بر می آورند.

شور و شعف و رزمندگی کارگران در روز اول ماه مه و اعتراض آزادانه میلیونی آنان به شرایط زندگی شان در اکثر نقاط دنیا در حالی جهان را به لرزه میاورد که کارگران ایران علاوه بر محرومیت از حقوق اجتماعی خود از قبیل بر پائی تشکل و اعتراضات خیابانی، هر روزه و هر لحظه در معرض شدیدترین تهاجمات به زندگی و معیشت خود قرار دارند. هر گونه اعتراض و حق خواهی کارگران با بازداشت و زندان پاسخ میگیرد، با طرح موسوم به هدفمند کردن یارانه ها که سرمایه داری حاکم با پشتیبانی نهادهای بین المللی سرمایه داری اجرای آن را آغاز کرده است در حال تباه کردن بیش از پیش زندگی و معیشت میلیونها خانواده کارگری هستند و کسی حق اظهار نظر آزادانه در این باره را ندارد، با افزایش سرسام آور قیمتهای انرژی و تعطیلی کارخانه ها هر روزه صد ها و هزاران کارگر به صف میلیونی بیکاران رانده میشوند و در همین حال بیمه بیکاری را بیش از پیش به ضرر کارگران تغییر میدهند، اقدام به اخذ فرانشیز در بیمارستانها و مراکز درمانی تامین اجتماعی از کارگران میکنند و معیارهای دیگری برای حقوق بازنشستگی می تراشند، بیمه کارگران ساختمانی را در هزارتوی راهروهای اداری ابتر میکنند و در حالی که اقدام به افزایش سرسام آور قیمتهای کالاهای اساسی کرده اند حداقل دستمزد کارگران را بطور توهین آمیزی ۹ درصد افزایش میدهند.

از نظر ما همه اینها برای میلیونها خانواده کارگری مستاصل از تامین حداقل معیشت در شرایط کنونی، معنائی جز درماندگی بیشتر برای گذران زندگی و تحمیل فقر و فلاکتی روز افزون بر آنها ندارد. اما ما کارگران نظاره گر مرگ تدریجی خود و همسر و فرزندانمان نخواهیم شد، ما تعرض هر روزه به زندگی و معیشت خود را بر نخواهیم تافت و متحد و یکپارچه در مقابل فقر و فلاکت و بی حقوقی اجتماعی تحمیل شده بر خود ایستادگی خواهیم کرد. در این راستا ما کارگران ایران با ابراز انزجار از وضعیت موجود، همگان را در تمامی نقاط کشور به طرح متحدانه و سراسری خواستها و مطالبات شان فرا میخوانیم و در شرایط حاضر خواهان تحقق بی درنگ مطالبات زیر هستیم:

۱- آزادی بی قید و شرط برپایی تشکل های مستقل کارگری، اعتصاب، اعتراض، راهپیمائی، آزادی احزاب، تجمع و آزادی بیان و مطبوعات حق مسلم ما است و این خواسته ها باید ضمن برچیده شدن کلیه نهادهای دست ساز دولتی از محیطهای کار و زندگی، به عنوان حقوق خدشه ناپذیر اجتماعی کارگران و عموم مردم ایران به رسمیت شناخته شوند.

۲- ما جامعه ای را که اقلیتی صاحب ثروت وسرمایه های کلان باشند واکثریتی هم نان شب نداشته باشند بر نخواهیم تافت. از نظر ما افزایش ۹درصدی دستمزدها بویژه با توجه به اجرای طرح قطع یارانه ها و افزایش سرسام آور هزینه های زندگی اهانت به منزلت انسانی و حق حیات کارگران است. ما تعیین چنین سطح دستمزدی را تحمیل بیش از پیش فقر و فلاکت مطلق بر میلیونها خانواده کارگری میدانیم و با رد شیوه کنونی تعیین دستمزدها مصرانه خواهان توقف اجرای طرح قطع یارانه ها و تعیین دستمزدها توسط نماینده های واقعی کارگران بر اساس بالاترین استانداردهای زندگی بشر امروز هستیم.

۳- ما خواهان محو قراردادهای موقت و سفید امضاء، بر چیده شدن شرکتهای پیمانکاری و انعقاد قرارداد مستقیم و دسته جمعی، تامین امنیت شغلی کارگران و رعایت بالاترین استاندارد های بهداشت و ایمنی در محیطهای کار و زندگی هستیم

۴- دستمزدهای معوقه کارگران باید فورا و بی هیچ عذر و بهانه ای پرداخت شود و عدم پرداخت آن بایستی به مثابه یک جرم قابل تعقیب قضائی تلقی گردد و خسارت ناشی از آن به کارگران پرداخت شود

۵- اخراج و بیکار سازی کارگران به هر بهانه ای باید متوقف گردد و تمامی کسانی که بیکار شده و یا به سن اشتغال رسیده اند باید تا زمان اشتغال به کار از بیمه بیکاری متناسب با یک زندگی انسانی برخوردار شوند

۶- به رغم اینکه سازمان تامین اجتماعی با دسترنج و پول کارگران به یکی از نهادهای دارای ثروت نجومی در ایران تبدیل شده است اما این سازمان با قرار گرفتن در چرخه سود و سودآوری سرمایه تنها به فکر کاهش خدمات درمانی و دریافت فرانشیز از کارگران بیمار است. ما بیمه های تامین اجتماعی را حق مسلم تمامی آحاد جامعه میدانیم و خواهان اداره این نهاد بدست نماینده های منتخب کارگران در سراسر کشور هستیم.

۷- ما ضمن محکوم کردن هر گونه تعرض به اعتراضات کارگری و مردمی، خواهان لغو مجازات اعدام و آزادی فوری و بی قید و شرط کلیه کارگران زندانی و دیگر جنبش های اجتماعی از زندان و توقف فوری پیگرد های قضایی علیه آنان و بر چیده شدن فضای امنیتی موجود هستیم

۸- ما خواهان لغو کلیه قوانین تبعیض آمیز نسبت به زنان و تضمین برابری کامل و بی قید و شرط حقوق زنان و مردان در تمامی عرصه های زندگی اجتماعی، اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و خانوادگی هستیم

۹- ما خواهان برخورداری تمامی بازنشستگان از یک زندگی مرفه و بدون دغدغه اقتصادی و رفع هرگونه تبعیض در پرداخت مستمری بازنشستگان و بهره مندی آنان از تامین اجتماعی و خدمات درمانی هستیم

۱۰- کار کودکان باید ملغی گردد. برخورداری کودکان و والدین آنها از تامین اجتماعی گسترده و کامل، امکانات آموزشی رفاهی و بهداشتی یکسان و رایگان جدا از موقعیت اقتصادی و اجتماعی خانوادگی شان، نوع جنسیت و وابستگی های ملی و ن‍‍ژادی و مذهبی می بایدبرسمیت شناخته شود.

۱۱- ما دگرگونی خواهی را حق مسلم تمامی انسانها در سرتاسر جهان میدانیم و با حمایت قاطعانه از مبارزات و اعتراضات مردمی در تمامی کشورهای خاورمیانه، هر گونه سرکوب اعتراضات مردمی و بند و بست دولتها برای سمت و سو دادن به تغییرات از بالای سر مردم و دست اندازی و دخالت از سوی آنها در سرنوشت مردم کشورهای خاورمیانه را قویا محکوم میکنیم

۱۲- ما بخشی از کارگران جهان هستیم و اخراج و تحمیل هرگونه تبعیض بر کارگران مهاجر افغانی و سایر ملیتها را به هر بهانه ای محکوم میکنیم

۱۳- ما ضمن قدردانی از تمامی حمایت های بین المللی کارگری و مردمی از مبارزات کارگران در ایران و حمایت قاطعانه از اعتراضات و خواسته های کارگران در سراسر جهان خود را متحد آنان می دانیم و بیش از هر زمان دیگری بر همبستگی بین المللی کارگران برای رهایی از مشقات نظام سرمایه داری تاکید می کنیم

۱۴- اول ماه مه باید تعطیل رسمی اعلام گردد و در تقویم رسمی کشور گنجانده شود و هر گونه ممنوعیت و محدودیت برگزاری مراسم این روز ملغی گردد

زنده باد اول ماه مه

زنده باد همبستگی بین المللی کارگران

۱ مه ۲۰۱۱ – ۱۱ اردیبهشت۱۳۹۰

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه

اتحادیه آزاد کارگران ایران

هیئت بازگشایی سندیکای کارگران نقاش و تزئینات ساختمان

هیئت بازگشائی سندیکای فلز کار مکانیک

کانون مدافعان حقوق کارگر

کمیته پیگیری ایجاد تشکل های کارگری

کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری


--
یاردهم اردی بهشت؛ روز فریاد ملت
سبز مي مانيم، تا هميشه



ششمین روز «تحصن» رئیس دولت دهم

ششمین روز «تحصن» رئیس دولت دهم

مذاکرات خامنه‌ای و احمدی‌نژاد شکست خورد 

علی خامنه‌ای شروط سه‌گانه احمدی‌نژاد را نپذیرفت و رئیس دولت دهم نیز در واکنش به این مخالفت٬ از حضور در جلسات هیات دولت و شورای عالی انقلاب فرهنگی خودداری کرد.

آن‌طور که گفته شده٬ احمدی‌نژاد شرط کرده در صورت معاونت اولی رحیم‌مشایی و برکناری حیدر مصلحی و سعید جلیلی حاضر به بازگشت است؛ شروطی که به نظر می‌رسد با مخالفت خامنه‌ای مواجه شده است.

احمدی‌نژاد در اعتراض به ابقای حیدر مصلحی در وزارت اطلاعات از سوی رهبر جمهوری اسلامی، شش روز است که در نهاد ریاست جمهوری حاضر نمی‌شود.

ادامه غیبت احمدی‌نژاد در جلسات دولت و نهاد ریاست جمهوری نشانه‌ روشنی از شکست مذاکرات دو روز گذشته وی با رهبر جمهوری اسلامی است.

محافظه‌کاران نزدیک به خامنه‌ای برای بازگشت احمدی‌نژاد به کار و قبول حکم رهبری٬ از سیاست تهدید و ترغیب بهره می‌برند.

گروهی از نمایندگان در پی جمع‌آوری امضا برای طرح سئوال از احمدی‌نژاد هستند (تهدید) و گروهی دیگر همچون خوشوقت٬ آقاتهرانی و خزعلی تلاش می‌کنند در پس پرده رئیس دولت دهم را راضی به بازگشت کنند.

گروهی دیگر از نمایندگان نیز نامه‌ای در دست تهیه دارند که گفته می‌شود در این نامه توصیه‌هایی به احمدی‌نژاد شده است.

شب گذشته هم  ۱۰ وزیر کابینه نیز با احمدی‌نژاد دیدار داشته‌اند که از محتوای این دیدار اطلاعی در دست نیست.

رسانه‌های نزدیک به احمدی‌نژاد گزارش کرده‌اند که رئیس دولت دهم بزودی از طریق تلویزیون با مردم سخن خواهد گفت.

--
یاردهم اردی بهشت؛ روز فریاد ملت
سبز مي مانيم، تا هميشه



محمود احمدی نژاد فقط در برنامه زنده تلویزیونی سخن می‌گوید

محمود احمدی نژاد فقط در برنامه زنده تلویزیونی سخن می‌گوید

جــرس: بنا به گزارش منابع خبری، در حالیکه گزارش رسیده بود که محمود احمدی نژاد قرار است طی یک برنامه زنده تلویزیونی، برخی موارد را مورد بازگویی قرار دهد، وی اعلام کرده است که در صورت ضبط شده بودن این برنامه – که هفته آینده پخش خواهد شد- در آن شرکت نخواهد کرد.

به گزارش تارنمای «هفت صبح» به نقل از یک منبع نزدیک به دفتر محمود احمدی نژاد، قرار است وی در آنچه گفت‌وگویی مستقیم با مردم ذکر کرده، به بازگویی عملکرد دولت در هدفمندکردن یارانه‌ها و نیز برخی مشکلات به وجود آمده در این مسیر و برخی مسایل دیگر بپردازد، اما ابهاماتی در مورد پخش زنده این گفت‌وگو به وجود آمده است.

این منبع اضافه کرد، رییس‌ دولت گفته است در برنامه ضبط شده شرکت نخواهد کرد و صرفا در برنامه زنده حضور خواهد یافت.

گفتنی است طی روزهای اخیر، در راستای حاد شدنِ چالش میان حامیان رهبر جمهوری اسلامی و دولت، محمود احمدی نژاد کماکان از دستور و تاکید رهبر جمهوری اسلامی جهت ابقایِ وزیر اطلاعات خودداری کرده و به نشانه اعتراض، شش روز در جلسات هیات دولت شرکت نکرده، وزیر اطلاعات را از سفر استانی حذف کرده و همچنین در جلسۀ شورای عالی انقلاب فرهنگی نیز حضور نیافته است.

محمود احمدی نژاد در تداوم موضع گیری های تند خود پیرامون دخالت رهبری در ماجرای عزل (برکناریِ استعفا گونۀ وزیر اطلاعات) همچنان از حضور در جلسات رسمی به عنوان رئیس دولت خودداری می کند.

--
یاردهم اردی بهشت؛ روز فریاد ملت
سبز مي مانيم، تا هميشه



محمد نوری‌زاد در چهلمین روز اعتصاب غذا

محمد نوری‌زاد در چهلمین روز اعتصاب غذا


فاطمه ملکی، همسر محمد نوری‌زاد جهادگر و مستندسازی که جرم انتشار انتقادات دلسوزانه‌اش از رهبری در زندان است، در یادداشتی اعلام کرد که نوری‌زاد، چهل روز است که در اعتصاب غذا به سر می‌برد و قصد دارد تا رسیدن به حقوق خود به این کار ادامه دهد.


در این یادداشت که در قالب نامه‌ای خطاب به آقای نوری‌زاد نوشته و در وب‌سایت شخصی نوری‌زاد منتشر شده، خانم ملکی خبر داد که محمد نوری‌زاد علاوه بر اعتصاب و خودداری از خوردن غذا، تا قبل از برآورده شدن خواسته‌های قانونی‌اش، حاضر به ملاقات هم نیست.

متن این یادداشت به شرح زیر است:

 

به نام خدا

هر پدری دوست دارد وقتی از سفر برمیگردد، دست خالی نباشد. ولی پدری که در سفر زندان است، چه تحفه ای می تواند بیاورد؟ و در زندان چه چیزی میتواند تهیه کند؟ ولی تو بعد از چهار ماه ممنوع الملاقات بودن، زمانیکه در بند ۳۵۰ بودی، بعد از یکی دو ملاقات، دست خالی بودن را تاب نیاوردی و تحفه ای را نه تنها برای خانواده ات که برای همه عرضه کردی.

زمانیکه دکمه های روپوش آبی زندان را گشودی، و زیرپوش نقاشی شده ی خود را به همه ی ما نشان دادی، همه سرتاپا پر از شادی شدیم. همه ی خانواده هایی که آنجا حضور داشتند متاثر شدند ، نوشته بودی: "همه ی شما را یک عالمه دوست دارم" و این شد که دیگر در ملاقاتهای کابینی برای دیدن این سوغاتیها صف می کشیدیم.

مدت کوتاهی در بند ۳۵۰ بودی و به مرخصی آمدی. برادران آزادیت را تاب نیاوردند و اواخر تابستان تو را بازگرداندند. این بار، نه به بند ۳۵۰؛ که به قرنطینه درکنار آقای تاجزاده. در مدت یک ماه که حق ملاقات نداشتیم و با شروع ملاقاتهای کابینی هفتگی، آن هم در روزهای غیرمعمول خانواده های زندانیان سیاسی، من و خانم محتشمی پور و خانواده هایمان ، مشتری پروپاقرص کارهای هنری تو بودیم. گاهی تکه چوبی که آیه ای یا شعری را با خط زیبا بر رویش نوشته بودی نشانمان می دادی. گاهی تابلویی پر از گلهای رنگی حیاط اوین را .

 

در یکی از همین ملاقاتهای کابینی، دست در زیر لباست بردی و یک حباب سفید رنگ را نشانمان دادی که در شعاعهای این حباب دایره ای شکل، شعری از حافظ را با قلم سیاه و خطی خوش نوشته بودی.

حال بیش از ۱۶ ماه است که در زندان به سر می بری و نزدیک به چهل روز است که در اعتراض به عدم توجه به خواسته های قانونی ات مجدداً دست به اعتصاب زده ای و از خوردن غذا خودداری می کنی و حاضر به ملاقات نیستی. و تا رسیدن به حق خود به این روند ادامه خواهی داد. من هم با تو همراهی می کنم و هیچ در خواستی مبنی بر داشتن ملاقات و تماس تلفنی نخواهم داشت.

ولی در مورد اعتصاب غذا با تو سخت مخالفم؛ به خصوص با شرایط سست شدن دندانها و بیماری پوستی و سنگ کلیه ات. این قضیه همه ی خانواده را به شدت نگران کرده است و نمی دانیم تا کی هم ادامه خواهد داشت. به هر حال ما همگی آزادی تو و سایر زندانیان بی گناه را به انتظار نشسته ایم. و آزادی، حداقل پاسخ نامردمیهاییست که در این مدت صورت گرفته است.

 

حباب شیشه ای خطاطی شده با شعر حافظ آن روز تو ، زبان حال امروز ماست:

رندان تشنه لب را آبی نمی دهد کس

گویی ولی شناسان رفتند از این ولایت

در زلف چون کمندش ای دل مپیچ کانجا

سرها بریده بینی بی جرم و بی جنایت

فاطمه ملکی

۶/اردیبهشت/۱۳۹۰

 

--
یاردهم اردی بهشت؛ روز فریاد ملت
سبز مي مانيم، تا هميشه



اردشیر امیر‌ارجمند: اختلاف امروز اقتدارگرایان بر سر انحصار قدرت مطلقه است

گناه رهبران جنبش سبز این بود که وضع امروز جامعه را پیش‌بینی کرده بودند

اردشیر امیر‌ارجمند: اختلاف امروز اقتدارگرایان بر سر انحصار قدرت مطلقه است 

ندای سبز آزادی: مشاور میرحسین موسوی گفت: کسانی که دو سال پیش با کمک یکدیگر کودتای انتخاباتی کردند امروز بر سر انحصار قدرت مطلقه و غیر پاسخگو به اختلاف رسیده اند.

دکتر اردشیر امیرارجمند در گفت و گو با روزنامه «کلمه» افزود: مقامات عالی کشور هشدارهای جدی و خیرخواهانه رهبران جنبش سبز و دیگر دلسوزان را نشنیدند و آنها را فتنه گر نامیدند.

وی تنها گناه رهبران جنبش سبز را این عنوان کرد که وضعیت امروز جامعه را به خوبی پیش بینی کرده بودند.

وی به رفتارهای رئیس دولت در دوسال اخیر اشاره کرد و گفت : دو سال پیش وقتی آقای احمدی نژاد با اتکای به نیروهای امنیتی و اطلاعاتی و برخورداری از حمایت های غیر قانونی مقاماتی که وظیفه آنها تضمین حاکمیت قانون است و پشتیبانی بی دریغ برخی مداحان حرمت شکن قدرت را غصب کردند و مردم را خس و خاشاک نامیدند ، همه ی این رفتارها را مباح و لازم به حفظ نظام می دانست، حالا چه شده است که گلایه می کند؟

امیرارجمند وضعیت اسفبار کشور را نتیجه قانون شکنی بلکه قانون ستیزی مستمر حاکمان عنوان کرد و گفت : آنها به این رفتارهای خود افتخار می کنند و آن را نشان از اقتدار خود می دانند.

 

به گفته این استاد ممتاز حقوق دانشگاههای تهران، وقتی طرق دموکراتیک و حاکمیت قانون کنار گذاشته شود، فرآیند حذف رقیب به هر طریق و هر قیمت حد و مرزی نخواهد داشت. هر روز یک نفر و یک جریان خائن و فتنه گر می شود.

وی افزود: در کشوری که نیروهای اطلاعاتی و امنیتی از اطلاعات سر و محرمانه در جهت منافع گروهی خود و جنگ قدرت استفاده می کنند، امنیت ملی بی معنا می شود.

وی تاکید دارد که نیروهای امنیتی به جای پرداختن به کار اصلی خود، مسئول گذاشتن شنود و جمع کردن مدارک علیه یکدیگرند، معلوم است در چنین شرایطی باید وفادارترین نیروهای سیاسی و افراد به مردم و کشور در زندان ها به عنوان فتنه گر و اقدام علیه امنیت ملی تحت شکنجه باشند.

امیرارجمند این سوال را مطرح می کند که مگر آقای کروبی و موسوی چه گفتند و چه می خواستند که فتنه گر نامیده شدند؟

وی سپس با پاسخ به این سوال گفت: آنها گفتند که دولت آمار دروغ می دهد. منابع کشور بدون حساب و کتاب و بدون برنامه و نظارت خرج می شود. اقتصاد صدقه ای راه انداخته اند تا رای جمع کنند. مردم برای معاش خود با مشکل موجه هستند. از اسلام استفاده ابزاری می شود. اخلاق در سیاست و مذهب کنار گذاشته شده است. خرافات جانشین ارزشهای واقعی اسلام شده است. از اسلام، دین و امام زمان برای قدرت شخصی خود سوء استفاده نکنید. سپاه و بسیج باید فراجناحی بماند و نباید به مانند حزب سیاسی عمل کند. نباید وارد عرصه اقتصادی شود و نباید مردم را سرکوب کند. آنها از حاکمان می خواستند به مردم اعتماد کنند و خود را اصلاح کنند چون می دانستند آنها راست می گویند و جرات اصلاح خود و امور کشور را نداشتند، لجاجت کردند و آنها را زندانی کردند.

--
یاردهم اردی بهشت؛ روز فریاد ملت
سبز مي مانيم، تا هميشه



بیانیه جبهه مشارکت در محکومیت بازداشت علیرضا رجایی

بیانیه جبهه مشارکت در محکومیت بازداشت علیرضا رجایی


نگذارید فریاد حق طلبی زندانیان سیاسی بیگناه خاموش شود

نباید گذاشت زندان غیرقانونی موسوی و کروبی، عادی شود

 

جرس: جبهه مشارکت ایران اسلامی در بیانیه ای با محکومیت بازداشت دکتر علیرضا رجایی از همه فعالان سیاسی و مدنی خواسته است که نگذارند فریاد حق طلبی زندانیان سیاسی بیگناه خاموش شود و ثابت کنند صدها رجایی و تاج زاده و نوری زاد و رمضان زاده و..... این راه روشن را ادامه خواهند داد.

در بخشی از این بیانیه آمده است: همچنین ما از همه نهادهای مدنی و احزاب سیاسی و شخصیتهای موثر دینی و سیاسی و علمی می خواهیم تا با اولویت بخشیدن به موضوع بازداشت های غیر قانونی و وضعیت اسف بار زندانیان سیاسی از بروز فاجعه قریب پیشگیری کنند. و نباید گذاشت زندان غیر قانونی و ناموجه خانگی رهبران جنبش سبز آقایان موسوی و کروبی و همسرانشان در گذر زمان به موضوعی عادی و کم هزینه برای حاکمیت اقتدارگرا تبدیل شود . وظیفه همه باورمندان به جنبش سبز درهرکجا هستند افشاگری هرچه بیشتر نسبت به این مظالم و انجام کنش هایی است که حاکمیت را به آزادی این اسیران آزاده در بند وادارد . موج دموکراسی خواهی و تغییرات حادث در کشورهای منطقه جای هیچ تردیدی باقی نمی گذارد که سرانجام پیروزی با جنبش های مردمی است و عمر حاکمیت های مستبد و اقتدارگرا به هرعنوان و شکل رو به پایان است . جنبش سبز مردم ایران نیزافق روشنی دارد و صبر و استقامت و ایثار سبزهاست که فردای ایران را می سازد ، ایرانی برای همه ایرانیان .

به گزارش نوروز متن این بیانیه ای بشرح است:


بازداشت غیر قانونی و ناموجه دکتر علیرضا رجایی همه فعالان سیاسی و کنشگران اجتماعی و علم آموزان دانشگاه را متعجب و متاثر ساخت.

انسانی که اسوه نجابت و اخلاق نیکوست و برای هیچکس حتی دشمنانش بدی طلب نمی کند. کسی که همه اندیشه است و دلسوزی و به رغم موقعیتهای فراوان پیشرفت شخصی همه تنگناها را به جان خریده است تا ایران عزیز اعتلا یابد و حتی وقتی حق مسلم او در انتخابات مجلس ششم ناجوانمردانه ضایع و ناعادلانه به حداد عادل هدیه شد برای تداوم اصلاحات خم به ابرو نیاورد و محکم و استوار در کنار همه اصلاح طلبان به فعالیت مضاعف اهتمام ورزید.او جز در عرصه اصلاح طلبی و درچارچوب قانون ومدنیت ره نپیموده است. اینک این شخصیت والا اسیر دست تطاول کودتا گرانی است که جز زدن وبستن و گرفتن و ارعاب کاری بلد نیستند و جز تیغ و درفش ابزاری برای اداره اموردر دست ندارند. دریغا ایران که به دست این خودپرستان و سرکوبگران ویران شود.

بازداشت دکتر علیرضا رجایی بارزترین نشانه دیگری از محو و زوال قانون و رعایت حقوق شهروندی درکشوراست و تداوم اینگونه بازداشتها نشان می دهد که اقتدار گرایان حاکم متقلب، در مانده در برابر پویایی جنبش سبز دموکراسی خواهی و تحول طلبی ایرانیان آخرین نفسهای خود را می کشند و دیر نیست که باید پاسخگوی این همه ظلم و ستمی باشند که در حق برجسته ترین افراد این ملت روا می دارند و انجام می دهند.این بیداد گران حتی از زندانیان خود نیز در هراس هستند و به رغم در دست داشتن همه رسانه های جمعی و بستن همه راههای اطلاع رسانی مستقل از اینکه ندای دادخواهی این زندانیان به گوش مردم برسد دچار وحشت و کابوس هستند و گرنه چرا ماههاست که هیچکس نباید بداند سید مصطفی تاجزاده کجاست؟ وچرا وی از اولیه ترین حقوق خود یعنی ملاقات با بستگان درجه اول خود محروم شده است؟ و یا چرا دکتررمضان زاده و نوری زاد بر خلاف همه قوانین و آیین نامه های موجود باید در زندانهای انفرادی به سر برند؟ وچرا...

 

جبهه مشارکت ایران اسلامی با محکومیت بازداشت دکتر علیرضا رجایی اعلام می دارد دیگرهیچ باور وامیدی به نهادهای قضایی و نظارتی در داخل ندارد اما مطمئن است که روز پیروزی جنبش سبز نزدیک است چراکه به این آیه الهی ایمان دارد"وسیعلم الذین ظلموا ای منقلب ینقلبون"(وبزودی ظالمان خواهند دانست که به چه دوزخ انتقامی بازگشت می کنند) . ما در همین جا از همه فعالان سیاسی و مدنی می خواهیم نگذارند فریاد حق طلبی زندانیان سیاسی بیگناه خاموش شود و ثابت کنند صدها رجایی و تاج زاده و نوری زاد و رمضان زاده و..... این راه روشن را ادامه خواهند داد. همچنین ما از همه نهادهای مدنی و احزاب سیاسی و شخصیتهای موثر دینی و سیاسی و علمی می خواهیم تا با اولویت بخشیدن به موضوع بازداشت های غیر قانونی و وضعیت اسف بار زندانیان سیاسی از بروز فاجعه قریب پیشگیری کنند. و نباید گذاشت زندان غیر قانونی و ناموجه خانگی رهبران جنبش سبز آقایان موسوی و کروبی و همسرانشان در گذر زمان به موضوعی عادی و کم هزینه برای حاکمیت اقتدارگرا تبدیل شود . وظیفه همه باورمندان به جنبش سبز درهرکجا هستند افشاگری هرچه بیشتر نسبت به این مظالم و انجام کنش هایی است که حاکمیت را به آزادی این اسیران آزاده در بند وادارد . موج دموکراسی خواهی و تغییرات حادث در کشورهای منطقه جای هیچ تردیدی باقی نمی گذارد که سرانجام پیروزی با جنبش های مردمی است و عمر حاکمیت های مستبد و اقتدارگرا به هرعنوان و شکل رو به پایان است . جنبش سبز مردم ایران نیزافق روشنی دارد و صبر و استقامت و ایثار سبزهاست که فردای ایران را می سازد ، ایرانی برای همه ایرانیان .

جبهه مشارکت ایران اسلامی

--
یاردهم اردی بهشت؛ روز فریاد ملت
سبز مي مانيم، تا هميشه



احمدي نژاد :اختيارات من در دولت از من سلب شده است

احمدي نژاد :اختيارات من در دولت از من سلب شده است

جلسه اخیر اعضاي شوراي شهر تهران و محمود احمدي نژاد پشت پرده های مهمی داشت.

به گزارش جرس، اگرچه این جلسه به گفته مهدي چمران براي بررسي مسائل مرتبط با شهر تهران از جمله قيمت حمل و نقل عمومي برگزار شده بود اما گويا پشت پرده هاي ديگري نيز داشته است. به گفته منابع آگاه، احمدی نژاد در اين ديدار علاوه بر تاكيد بر راي بالاي خود در انتخابات اخير كه آن را رقمي در حدود 35 ميليون نفر تخمين زده اعلام كرده كه او پس از انتخابات خود را در سيبل قرار داده و اكنون نيز از وضعيت پيش رو به ستوه آمده است.

محمود احمدی نژاد همچنين در اين ديدار به اعضاي شوراي شهر گفته است كه پس از ترور دانشمندان هسته اي قصد داشته تا سه وزير دفاع، كشور و اطلاعات را بركنار كند اما صبر پيشه كرده و تلاش داشته تا وضعيت را بهبود بخشد.

او خطاب به اعضاي شوراي شهر كه در اين ديدار بر بازگشت او به جلسه هاي هيات دولت تاكيد داشتند گفته است:« شما چطور از من مي خواهيد كه بيش از اين صبور باشم. اختيارات من در دولت در حد تعيين و تغيير وزير بود كه اين اختيار نيز حالا از من سلب شده است.»

برخي اعضاي شوراي شهر در اين ديدار از رفتار كنوني احمدی نژاد حمايت كرده و برخي ديگر نيز از او خواسته اند تا در بهبود وضعيت پيش آمده پيش قدم باشد.

احمدي نژاد چند بار  در اين ديدار بر آمار 35 ميليوني خود تاكيد داشته و گفته است كه حتي در برابر اعلام آمار كمتر راي واقعي اش نيز سكوت كرده است.

اين روزها گروه هاي مختلفي به عنوان پا در مياني براي ديدار با محمود احمدي نژاد، براي ديدار و گفت و گو به سراغ او مي روند.

گفتنی است آخرین جلسه هیات دولت  در غياب او به ریاست محمدرضا رحیمی معاون اول برگزار شد و حیدر مصلحی، وزير اطلاعات در اين جلسه حضور داشت.

هفته گذشته پس از انتشار خبر موافقت احمدی نژاد با استعفای مصلحی از وزارت اطلاعات رهبر ايران مخالفت خود را در ابتدا مستقیما به احمدی نژاد منعکس كرد که پس از عدم وجود عکس العمل مناسب از سوی وی در نامه ای به تاریخ سی فروردین رهبری مستقیما از مصلحی خواستند به وزارت اطلاعات بازگشته و با قوت به کار خود ادامه بدهد.

احمدی نژاد از آن تاریخ هیچگونه اظهار نظری در خصوص ادامه کار مصلحی نداشته و در سفر کردستان از همراه كردن وی با هیات دولت خودداری كرد..

برخی گزارشهاي تایید نشده از ملاقات رییس مجلس شورای اسلامی و همچنین آیت الله مهدوی کنی رییس مجلس خبرگان رهبری با احمدی نژاد برای هماهنگ كردن وی با خواست رهبری حکایت دارد، که ریاست احمدی نژاد بر جلسه  دولت با حضور مصلحی، می توانست خط پایانی بر این شایعات و پایان ناهماهنگی ها باشد.

گزارش هاي دریافتی همچنان از ادامه ناراحتی احمدی نژاد از تحمیل وزیر اطلاعات به وی حکایت می کند.

--
یاردهم اردی بهشت؛ روز فریاد ملت
سبز مي مانيم، تا هميشه



مهدی خزغلی : روزگار مهاجرانی گذشت و روزگار احمدی نژاد هم می گذرد

 مهدی خزغلی : روزگار مهاجرانی گذشت و روزگار احمدی نژاد هم می گذرد، ما پیروزیم، شک نکنید، امسال سال سر نوشت است.

خبرنگاران سبز/سياست:

اين بازی سال هاست که جريان دارد، قبل از اولين بازداشت، لا اقل چهار بار با نيروهای امنيتی جلسه داشتم، يکبارش را من در حيان ميزبان بودم، بنا داشتند با نصيحت و تطميع و اگر نشد با تهديد نرم مرا سر جايم بنشانند، من هم که از اول با کسی دعوا نداشتم، فقط از نظام ارزشی اسلام دفاع می کردم و بس! طنز و طنازی را در جلسات بازجويی هم حفظ کرده ام، يادش بخير، آن روزها می گفتند: تو می خواهی دستگيرت کنيم تا قهرمان شوی و ما اين کار را نخواهيم کرد!

گذشت و گذشت و گذشت، تا روز هفتم تير ۱۳۸۸ که به دعوت مدير کل روحانيت وزارت به دادسرای روحانيت رفتم و از آنجا وارد بند ۲۰۹ و سلول انفرادی ۱۲۹ - همان قطعه ای از بهشت - شدم، فردايش آن مقام اطلاعاتی برای بازجويی آمد، با لبخندی معنا دار به او گفتم: " ديدی آخرش مرا گرفتيد! "

مدتی گذشت، بازجويی های فشرده و انفرادی مطلق، ساعت نداشتم،  روز و شب را تشخيص نمی دادم، بدون لحظه ای هواخوری، اجازه اصلاح و گرفتن ناخن نداشتم، از راديو و تلويزيون و روزنامه خبری نبود، از دنيای بيرون کاملاً بی اطلاع بودم، کاغذ و قلم نداشتم، ايام البيض(سيزده و چهارده و نيمه رجب) مفاتيح را نيز گرفتند! بايد می شکستم و تسليم می شدم. تا اين که تصميم گرفتند مرا با کفالت آزاد کنند!

 

آن روز بازجويم می گفت: تو را آزاد می کنيم تا قهرمان نشوی، با تو برخورد اقتصادی خواهيم کرد، می دانی اگر شش ماه در فشار اقتصادی باشی چه بلايی سرت می آيد، چکهايت برگشت می خورد، به کسب و کارت برس و دور سياست نگرد!  وقتی آزاد شدم شنيدم که پسر عموی اطلاعاتی من به برادرم گفته است: " او می خواهد قهرمان ملی شود و ما از او مفسد اقتصادی می سازيم! "  برايم اين جمله پسر عمو دردناک بود، اما همان روز آزادی ناهار را در محضر پدر بودم، جمله ای از پدر شنيدم که سخت تر و دردناکتر بود، با هيچ ضابطه شرعی و قانونی سازگار نبود، اما پدر آنرا موجه می دانست! ايشان فرمودند: " بار ديگر با تو برخورد سياسی نمی کنند و بنا دارند برخورد اقتصادی کنند! "  عرض کردم: " پدر جان آيا جايز است؟!  مگر در حکومت علی عليه السلام، مخالفان و منتقدان حق حيات و کسب و کار نداشتند؟ مگر قصابی و بقالی يهوديان مدينه را بستند؟ و ايشان فرمودند: " بله اگر مخالفت با نظام اسلامی داشته باشی همه چيزت بسته می شود! "

سال هاست که در شعب ابيطالب و در حصر اقتصادی بسر می برم، پس از آزادی، دو نشريه  پزشکی مرا در يک نامه چند سطری لغو امتياز کردند، به کتاب های پزشکی من هم مجوز انتشار نمی دهند، طب کودکان و طب داخلی و اورژانس و کمک های اوليه و صدها کتاب ديگر منتظر مجوزند، مولفان و مترجمان را عليه ما تحريک می کنند که برويد قرار دادتان را با حيان فسخ کنيد و بياييد تا همين کتاب را به نام خودتان و يا هر ناشر ديگری مجوز دهيم!

ثلث فروش سال ناشران پزشکی در نمايشگاه های استانی است که سال هاست حيان  و اباصالح را محروم کرده اند، نمی دانم ديگر شرکاء و سهامداران چه گناهی کرده اند که بايد به پای ما بسوزند؟ !

 

ثلث فروش سال ناشر پزشکی در نمايشگاه بين المللی است و سال ۸۸ با جنگ و جدال و در نهايت با دخالت وزير اطلاعات وقت غرفه حيان را حفظ کرديم، سال گذشته غرفه ندادند و حتی اجازه ندادند تا از راديوی نمايشگاه کتاب های پزشکی حيان معرفی شود و می گفتند دستور مقامات عالی است و از ذکر نام مقامات پرهيز می کردند! انتظار داشتند که با اين فشارها کار من تمام و با چکهای برگشتی حيان سقوط کند!

اکثر مشتريان ناشران پزشکی، مراکز آموزشی - درمانی و پزشکی می باشند، که قريب به اتفاق آنها دولتی هستند، آنها هم اجازه خريد از حيان ندارند! و از ناشران ديگر با بهای بالاتر خريد می کنند اما از حيان نه!

بخاطر دارم، نمايشگاه کتب پزشکی در يکی از بيمارستان ها داشتيم، روحانی امام جماعت آنجا وحشت زده از نام من در روی کتاب های سبز( دانستنيهای پزشکی برای همه) دستور داد نمايشگاه را در روز نخست جمع کنند و با آمبولانس بيمارستان و با هزينه خودش به حيان فرستاد، سپس تلفنی از من عذر خواست و گفت به نام شما و رنگ سبز کتاب ها حساسند، مرا ببخشيد، ممکن است برايمان گرفتاری پيش آيد!

دوستی از دبی برای سرمايه گذاری در پروژه توليدی آمد، در مقابل در موسسه کيفش را از صندوق عقب ماشين زدند و از ادامه سفری که به آلمان داشت باز ماند و پس از يک هفته کيف و پاسپورت و تمام مدارکش را به او برگرداندند، او هم ديگر جرات نکرد تلفن مرا پاسخ دهد، سرمايه گذاری در امور فرهنگی پيشکش!

 

از دوست ديگری که ساکن اروپا بود دعوت کردم، سی سالی می شد که به ايران نيامده بود، روز سوم احضار شد و باز به او توصيه شد که با افراد ضد ولايت فقيه کار نکند که برايش گران تمام می شود، او هم رفت و گفت: "  کلاهش هم ايران بيافتد نمی آيد و حاضر نيست ريالی از سرمايه اش را وارد مرزهای ايران کند!"

امروز دوستی به ديدنم آمده بود، سالها مدير بازرگانی کتاب سفيد بود، قرار بود از بهمن ماه مجدداً مديريت بازرگانی را عهده دار شود -که قطع ارتباط کرد- می گفت بعد از جلسه با شما از يک پرايوت نامبر با من تماس گرفتند و تهديد کردند که با شما کار نکنم!

چند روز پيش با موبايل بهمن دری( معاونت فرهنگی وزير ارشاد) که قبلاً کارمند حيان بوده است، تماس گرفتم که چرا مجوز کتاب های پزشکی حيان را متوقف کرده ايد؟ گفت: " حيان لغو پروانه شده است! " گفتم : " پس چرا ما خبر نداريم؟"  گفت به ما گفته اند!   گفتم کتاب های پزشکی اباصالح چه؟  گفت: " بی اطلاعم! "  اما فردايش دو نفر از معاونت فرهنگی به انجمن ناشران دانشگاهی مراجعه و دستور داده اند که غرفه اباصالح را هم خط بزنيد، نمی دانم، با من سر جنگ داريد به همسر من چکار داريد؟  پيگير شديم، اداره کتاب گفت دستور حراست است که مجوز حيان و اباصالح لغو شود و به حراست مراجعه شد و گفتند دستور وزارت اطلاعات است، ما کاره ای نيستيم!

مملکت قانون ندارد، هر کاری وهر ظلمی می خواهند می کنند، باشد ما خدايی داريم و اينک در سال جهاد اقتصادی، چهاردهمين سال حصر اقتصادی را به جرم انديشه می گذرانيم، روزگار مهاجرانی گذشت و روزگار احمدی نژاد هم می گذرد، ما پيروزيم، شک نکنيد، امسال سال سر نوشت است.

--
یاردهم اردی بهشت؛ روز فریاد ملت
سبز مي مانيم، تا هميشه



معاونت اولی مشایی و برکناری مصلحی و جلیلی

معاونت اولی مشایی و برکناری مصلحی و جلیلی
ندای سبز آزادی: محمود احمدی‌نژاد بازگشت خود به نهاد ریاست جمهوری را مشروط به انتصاب رحیم‌مشایی به عنوان معاون اول، برکناری سعید جلیلی از شورای عالی امنیت ملی و حیدر مصلحی از وزارت اطلاعات کرده است.

امیرحسین ثابتی از نویسندگان ثابت سایت رجانیوز و از همکاران سازمان اسناد انقلاب اسلامی در یادداشت رمز‌داری که در وبلاگ خود نوشته این ادعا را مطرح کرده است.
وی نوشته که احمدی‌نژاد برای بازگشت به نهاد ریاست جمهوری و شکستن «تحصن» خود سه شرط گذاشته است: «اول اینکه مشایی معاون اول شود، دوم مصلحی وزیر اطلاعات نباشد و سوم سعید جلیلی از شورای عالی امنیت ملی برود.»
محمود احمدی‌نژاد در اعتراض به ابقای حیدر مصلحی از سوی آیت الله علی خامنه‌ای بیش از چهار روز است که از حضور در نهاد ریاست جمهوری خودداری می‌کند.
گروهی از محافظه‌کاران در دیدار‌های خصوصی از وی خواسته‌اند حکم رهبر جمهوری اسلامی را بپذیرد٬ اما احمدی‌نژاد آن‌طور که این وبلاگ‌نویس نوشته است حاضر به پذیرش این حکم نیست و شروط‌ جدیدی را پیش کشیده است.
دفتر آیت الله علی خامنه‌ای در روز‌های اخیر بار‌ها رسانه‌هایی که اخبار اختلاف رهبر جمهوری اسلامی و رئیس دولت دهم را مستقیم و غیر مستقیم پوشش داده‌اند را مجبور به حذف گزارش‌های خود کرده‌ است.
سایت الف٬ آزادی‌نیوز و دولت‌یار از جمله سایت‌هایی هستند که در روز‌های اخیر برخی مطالب آن‌ها در خصوص اختلاف خامنه‌ای و احمدی‌نژاد حذف شده است.
رهبری در روز‌های اخیر بار‌ها به صراحت از مقام‌های جمهوری اسلامی و رسانه‌ها خواسته که اختلاف‌های پشت پرده را برای مردم فاش نکنند.
خواسته‌های آیت الله خامنه‌ای مبنی بر پنهان کردن اختلاف‌ها در شرایطی مطرح می‌شود که سایت رجا‌نیوز هم روز گذشته (دوشنبه پنجم اردیبهشت) از انتشار عمومی اخبار محرمانه در سایت‌ها انتقاد کرده بود.
این در حالی است که یکی از نویسندگان این سایت در یادداشتی هرچند رمزدار به افشای اخبار طبقه‌بندی شده‌ای پرداخته که تاکنون در هیچ رسانه‌ای منتشر نشده است.
این وبلاگ‌نویس در یادداشت خود به صراحت نوشته که محمود احمدی‌نژاد «استحاله شده» و در برابر حکم رهبر جمهوری اسلامی ایستاده است.
ثابتی پیش‌بینی کرده که احمدی‌نژاد پس از چند روز قهر به نهاد ریاست جمهوری بازخواهد گشت٬ اما هدف نهایی وی بالا بردن هزینه صدور حکم حکومتی برای خامنه‌ای است.
وی نوشته که «هدف این حرکت دکتر {تحصن} بالا بردن هزینه برای آقاست که در برابر انحرافات بعدی، از حکم حکومتی استفاده نکند.»
امیر حسین ثابتی همچنین درباره انتخابات آینده ریاست جمهوری نوشته است: «می‌توانیم برای انتخابات بعدی گزینه‌ای بهتر از دکتر {احمدی‌نژاد} را بیاوریم. حالا از سعید جلیلی بگیرید تا باقری لنکرانی یا صفار هرندی یا هر کس دیگر که الان شاید حتی اسمش را ندانیم.»
وی خطاب به دوستان خود نوشته که «فراموش نکنیم یک نفر مدل احمدی‌نژاد ۸۴ را باید رو کنیم و به کمتر از آن هم قانع نباشیم.»
******
متن کامل یادداشت رمزدار وبلاگ «دست‌نوشته‌های یک دانشجو»:

1. وضعیت این روزهای دولت، خطرناک‌ترین وضعیت طی ۶ سال اخیر است. دکتر رسما قهر کرده است و خود را خانه نشین کرده است. از بعد از سفر استانی به کردستان یک راست به منزل رفته و به جز دیدار با یک گروه خارجی که از چین به تهران آمده‌اند، هیچ فعالیت رسمی دیگر نداشته و حتی در جلسه هیئت دولت روز یکشنبه نیز حضور نیافته و این جلسه با ریاست مفسد اقتصادی بزرگ (آقای معاون اول) تشکیل شده است.
۲. همه ما این روز‌ها از هم می‌پرسیم که چرا دکتر این کار‌ها را می‌کند؟ همه به نوعی به دنبال جواب هستیم و من هم اینجا می‌نویسم چند خطی را که دیگر دارم ۱۰۰% مطمئن می‌شوم پاسخ سوالات این روزهای همه ماست:
دکتر الان هر چه که هست، دیگر آن احمدی‌نژادی که ما می‌خواهیم و انتظار داشتیم، نیست. بخواهیم یا نخواهیم، خوشمان بیاید یا بدمان بیاید یا هر چیز دیگر، محمود احمدی‌نژاد تغییر کرده است. من به این اعتقادی ندارم که دکتر از ۸۴ در بین ما با شعارهای مختلف و... نفوذ کرد و الان خودش را دارد نشان می‌دهد، بالعکس معتقدم تغییر کرده است و این تغییر آنقدر جدی است که امروز علنا در برابر آقا ایستاده است. حکم آقا برای وزارت مصلحی را بر نمی‌تابد و می‌گوید او وزیر رهبری است، نه رییس جمهور، در جلسات هیئت دولت حاضر نمی‌شود و از همه بد‌تر سه شرط برای بازگشت به دفتر کارش گذاشته است: اول اینکه مشایی معاون اول شود، دوم مصلحی وزیر اطلاعات نباشد. سوم سعید جلیلی از شورای عالی امنیت ملی برود.
دو مورد اول که مشخص است. ایستادن علنی جلوی حکم حکومتی رهبری است. اما مورد سوم هم دست کمی ندارد، چون همه ارادت ویژه آقا به سعید جلیلی را می‌دانیم و از همه بد‌تر اینکه این مورد نیز جزو خواسته‌های دیرین مشایی است. رفتن جلیلی از دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی...
نمی‌دانم از کسانی که این مطلب را می‌خوانند، چند نفر برنامه ۴ شنبه هفته قبل دکتر الهام را بودند، آنجایی که گفت یکی از شاهرگ‌های اصلی جریان مشایی، اشراف بر جایگاه‌های اطلاعاتی کشور است. و حالا بهتر می‌شود این پازل را تکمیل کرد: مصلحی باید از اطلاعات برود، جلیلی از دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی. یعنی ۲ گلوگاه حساس اطلاعاتی- امنیتی نظام از وجود دو فرد به شدت مورد اعتماد رهبری خالی شود...
۳. این روند تا کجا ادامه پیدا خواهد کرد؟ خیلی‌ها می‌گویند دکتر آنقدر در خانه می‌نشیند و به اصطلاح تحصنش را ادامه می‌دهد تا بحران در کشور فراگیر شود، همه بفه‌مند مشکل جدی‌تر از اینهاست که آقا هر روز در صحبت‌هایش بگوید اتفاقی نیفتاده و رسانه‌ها شلوغ نکنند، و بالاخره ضربه اصلی را در این موقعیت به نظام بزنند. اما من معتقدم این اتفاق نخواهد افتاد. برعکس، دکتر بعد چند روز دوباره روند کار خود را شروع می‌کند. حالا به چه بهانه‌ای را خدا می‌داند، اما این روند را ادامه نمی‌دهد چون اگر قرار باشد الان همه پتانسیل جریان انحرافی برای ضربه زدن به نظام و رهبری خرج شود، در واقع همه برگ‌های آن‌ها خواهد سوخت. بلکه هدف این حرکت دکتر نیز بالا بردن هزینه برای آقاست که در برابر انحرافات بعدی، از حکم حکومتی استفاده نکند. یعنی این فضا کاملا شکل بگیرد که استفاده از حکم حکومتی حتی در دولت احمدی‌نژاد نیز برای آقا هزینه دارد و ممکن است یک دفعه رییس جمهور چند روز همه چیز را‌‌ رها کند و در خانه بنشیند! ضمن اینکه همه این‌ها تازه اول کار جریان مشایی است و امیدهای فراوان آن‌ها در انتخابات مجلس نهم است، در ریاست جمهوری یازدهم است، در چالش‌های مقطعی با نهادهای انقلابی مثل شورای نگهبان و سپاه و... است.
فضایی که آن‌ها در چارچوب‌های قانونی و رسمی بیشتر می‌توانند از آن بهره برداری کنند. مثلا کافی است برای مجلس نهم که انتخابات آن در اسفند همین امسال برگزار می‌شود، چند کاندیدای منتسب به‌شان رد صلاحیت شود، آن وقت ببینید چقدر حمله به شورای نگهبان را شروع می‌کنند که این یک نوع دیکتاتوری است و چرا آقای خامنه‌ای مثلا در قبال رد صلاحیت‌ها موضع گیری نمی‌کند؟ (خط تضعیف رهبری و ضربه زدن به نهادهای انقلابی) و ده‌ها مثال دیگر... کما اینکه همین الان هم اگر دقت کنید، می‌توانید تشابه ادبیات این جریان را با جریان ضد انقلاب ببینید. اگر به سایت‌های این جریان نگاهی بیندازید (تا الان بیش از ۲۰ سایت) یکی از کلماتی که به وفور از آن علیه جریان ارزشی و ولایی استفاده می‌کنند واژه «اقتدارگرا» است! این دقیقا‌‌ همان ادبیات ضد انقلاب است. از تاج‌زاده که الان در زندان است بگیرید تا سایت‌های فیل‌تر شده کنونی ضد انقلاب و این تشابهات اتفاقی نیست.
یا مثلا روزنامه ۷ صبح که تا الان ۲ شماره‌اش در آمده و منبع مالی آن نیز کاملا غیر شفاف است، سردبیرش آرش خوشخو است! از بچه‌های چلچراغ. و این‌ها کمترین نشانه‌هایی است که از تطابق عملکرد و گفتمان جریان انحرافی با جریان ضد انقلاب حکایت دارد.
۴. چه باید کرد؟
به نظرم این روز‌ها سخت‌ترین روزهای بچه حزب اللهی‌ها و حتی آقاست. برای اینکه از یک طرف بهترین گزینه انقلاب طی ۳۰ سال گذشته استحاله شده است و در برابر خودمان ایستاده که این خیلی بچه‌ها را سرخورده می‌کند. از طرف دیگر هم جریان‌های موازی اصولگرایی که بار‌ها امتحان خودشان را پس داده‌اند مثل لاریجانی، قالیباف، توکلی، مطهری، زاکانی، رضایی و... سعی دارند تا بگویند اگر ما مخالف احمدی‌نژاد بودیم به این خاطر بود که از اول می‌دانستیم که اینطور می‌شود و...
لذا بچه‌ها باید حواسشان باشد هم سرخورده نشوند و هم به دام این جریان‌های موازی و قلابی هزار بار امتحان پس داده نیفتند. اگر هنوز هم روزهای پر التهاب قبل ۳ تیر ۸۴ را فراموش نکرده باشیم و یادمان باشد خدا چطور نصرتش را شامل حالمان کرد، می‌توانیم برای انتخابات بعدی گزینه‌ای بهتر از دکتر را بیاوریم. حالا از سعید جلیلی بگیرید تا باقری لنکرانی یا صفار هرندی یا هر کس دیگر که الان شاید حتی اسمش را ندانیم! اما فراموش نکنیم یک نفر مدل احمدی‌نژاد ۸۴ را باید رو کنیم و به کمتر از آن هم قانع نباشیم، هر چند انشالله که به خرداد ۹۲ هم نرسیم و قبل از آن شاهد ظهور امام زمان (عج) باشیم، اما در هر صورت تا زمانی که دکتر به ظاهر همه اختلافات با آقا را علنی نکرده است، باید از کلیت دولت دفاع کنیم، حمایت از گفتمان کلی دولت و در عین حال ایستادن محکم در برابر انحرافات...

منبع: دگربان


--
یاردهم اردی بهشت؛ روز فریاد ملت
سبز مي مانيم، تا هميشه



بازگشت سیب زمینی به سیاست

بازگشت سیب زمینی به سیاست

دولتی ها رقابت های انتخاباتی را کلید زدند 

pot.jpg


ندای سبز آزادی: کمتر شهروند ایرانی است که داستان سیب زمینی های انتخاباتی را نشنیده باشد. دولت به بهانه حمایت از محرومان در سرتاسر ایران اقدام به پخش رایگان سیب زمینی کرده بود و این اقدام دولت در آن زمان مورد انتقاد بسیاری از فعالین سیاسی قرار گرفت. میر حسین موسوی در همان روزها، در کنفرانس مطبوعاتی خود با اشاره به توزیع رایگان سیب زمینی از سوی دولت گفت: "واقعا چه اتفاقی است که عده ای فکر می کنند با یک گونی سیب زمینی و پول توجیبی می توانند در شب انتخابات رای جمع کنند، آیا این تحقیر مردم نیست؟"

فعالیت های انتخاباتی دولت نهم البته پیش از آغاز مهلت قانونی برای تبلیغات آغاز شد. احمدی نژادیون دست در صندوق بیت المال، از هر راهی که به ذهنشان می رسید به توزیع پول و کالا در میان اقشار محروم جامعه می پرداختند تا به خیال خود صندوق های رای را با پول بیت المال پر کنند و در پاسخ به منتقدان هم می گفتند که دولت به وظایف حمایتی خود عمل می کند. هرچند وقتی در برابر این پرسش قرار می گرفتند که چرا حالا در زمان انتخابات کیسه گشاده دولت شل شده است سکوت می کردند.

اعتراض اصلاح طلبان و انتقاد چند تنی از مجلسیان البته هیچ گاه به نتیجه نرسید و قوه قضائیه هم البته به خودش زحمت نداد تخلفات بودجه ای دولت را پیگیری کند.

 

دو سال بعد، باز هم انتخابات

"اقدامات آنها با قانون مغایرت دارد. این، آغاز حرکت‌های انتخاباتی زود‌هنگام است و در شرایط نابرابر با سوء‌استفاده از اموال بیت‌المال، آینده خوبی را پیش روی ما به تصویر نمی‌کشد. چون کسانی که الان در حکومت نیستند ولی قصد نامزدی برای انتخابات‌های بعدی را دارند، توان رقابت با آنها در شرایط نابرابر را نخواند داشت. این پول‌ها بیت‌المال است و نباید با مقاصد سیاسی خاص هزینه شود"

این سخنان نورالله حیدری نماینده اردل و فارسان است، خبری از اصلاح طلبان منتقد نیست. بلکه داد شکایت از دل جریان اصول گراست که به هوا می رود. اینبار کیهان و دادگاه های استالینی هم نمیتوانند بگویند این صحبت ها "رمز فتنه" است. مجلس اصولگرا که به ادعای دروغ مجلس امام زمان نامیده می شد از دولتی که آن هم به دروغ دولت امام زمان نامیده می شد شکایت می کند.

نماینده اردل و فارسان، از آغاز تبلیغات انتخاباتی دولتیان برای کسب کرسی های مجلس خبر می دهد و استفاده از بیت المال در این راه را غیر قانونی و نشانه تخلف دولتی ها می داند. هرچند صحبت های این نماینده اصولگرا، امروز خبر از وقوع حادثه ای نا ممکن نمیدهد. دولتی ها شاید بد عادت شده اند و طعم پیروزی با تقلب و تخلف انتخاباتی به  مذاقشان خوش آمده است.

این نماینده اصول گرا از ریخت و پاش های دولتی به ستوه آمده و پخش پول با عناوین مختلف اعم از کمک به مناطق محروم و توسعه ورزشگاه ها، تامین اعتبار برخی پروژه های از سوی دولت به برخی نمایندگان مجلس  را آغاز تبلیغات انتخاباتی می داند. وی در این باره میگوید: "همه مناطق کشور، مردم محروم دارند ولی کمک به مردم و مناطق محروم باید ضابطه‌مند باشد. حتی اگر نخواهیم انگ سیاسی به این مسائل بزنیم باید بگوییم که نوعی معاملهگری در این موارد دیده میشود که غیرقانونی است. چون بر اساس هیچ قانونی نمیتوان چنین مبالغی را از دولت به نمایندگان مجلس داد. هر پروژهای در لوایح بودجه سنواتی و در قوانین برنامه ردیف مشخصی دارند و در این قوانین آمده است که این مبالغ در چه زمینههایی و از سوی چه مراجعی باید هزینه شود".

وی با اشاره به قانون شکنی های دولت ادامه می دهد: "وقتی بخشی از بدنه دولت، خواسته یا ناخواسته سهوا یا عمدا برخلاف قانون عمل می‌کند، بعد چطور مطمئن باشیم که انتخابات درستی را برگزار خواهند کرد؟ این رفتارهای انحرافی گمانه‌های فتنه سبز را تقویت نمی‌کند؟"

شاید اصولگرایانی که این روزها تخلفات قانونی دولت را می بینند، بیش از گذشته احساس مسئولیت می کنند، آنها یک بار با سکوت و همراهی دولت، پایه گذار این حرکات غیر قانونی بودند، قانون شکنانی که امروز داد اصولگرایان را در آورده اند، فرزندان نا خلف خود اصولگرایی اند.

باید منتظر ماند و دید که با توجه به اختلافات عمیق جبهه اصولگرایی، دولتیان باز هم میتوانند با همان بی قانونی و تخلف های گذشته اینبار کرسی های مجلس را در اختیار بگیرند؟ آیا اصول گرایان مجلس که این بار صندلی های خودشان در خطر حذف قرار گرفته است در مقابل بی قانونی ها ایستادگی خواهند کرد یا آنها هم قربانیان بعدی تقلب و تخلف انتخاباتی خواهند بود؟

--
یاردهم اردی بهشت؛ روز فریاد ملت
سبز مي مانيم، تا هميشه



جبهه اصلاحات درباره انتخابات مجلس نهم دست به نظرخواهی عمومی می زند

جبهه اصلاحات درباره انتخابات مجلس نهم دست به نظرخواهی عمومی می زند

جــرس: رئیس دوره‌ای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات از کلیه احزاب و گروه‌های عضو شورای هماهنگی جبهه اصلاحات و نیز اشخاص حقیقی و حقوقی دعوت کرد که تحلیل‌های خود در ارتباط با نحوه مواجهه با انتخابات پیش‌رو را تا پایان اردیبهشت ماه به این شورا ارائه دهند.

به گزارش ایسنا، جلسه شورای هماهنگی جبهه اصلاحات عصر روز یکشنبه چهارم اردیبهشت ماه ٩۰ برگزار شد و طی آن ریاست دوره‌ای این شورا، از حزب «جوانان ایران اسلامی» به «مجمع فرهنگیان ایران اسلامی» منتقل شد.

بر اساس این گزارش، فرج کمیجانی دبیرکل این مجمع پیرامون انتخابات آتی گفته است: اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات در این جلسه ضمن تبادل اطلاعات و اخبار پیرامون مسائل جاری کشور، به بحث و بررسی درباره دستور جلسه پرداختند.

وی افزود: با توجه به پیش‌رو بودن هفته بزرگداشت مقام معلم و روز جهانی کارگر، اعضای این جلسه ضمن ادای احترام به مقام شامخ این دو قشر زحمتکش و تاثیرگذار جامعه تلاش بی‌وقفه در جهت رفع دغدغه‌های منزلتی و معیشتی آن‌ها را خواستار شدند.

 

وی افزود: با توجه به پیشینه روشن و شفاف اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات و انسجام حاکم بر روابط میان آن‌ها و سایر گروه‌های اصلاح‌طلب، اعضای این جلسه بار دیگر بر اصل اتحاد بین گروه‌های اصلاح‌طلب عضو شورا و گروه‌های اصلاح‌طلب بیرون از شورا تاکید کردند.

رییس دوره‌ای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات ادامه داد: اعضای جلسه از همه کسانی که دل در گرو رشد و بالندگی کشور دارند و شیوه اصلاح را برای بهبود وضعیت انتخاب کرده‌اند، خواستند تا با حفظ وحدت و انسجام همیشگی، پیگیر مطالبات برحق و قانونی خود از راه‌های مسالمت‌آمیز باشند و با ارایه تحلیل‌های منطقی، اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات را در اتخاذ تصمیمات مسوولانه یاری کنند.

وی همچنین اظهار کرد: اعضای شورای هماهنگی جبهه اصلاحات توجه و رسیدگی به دغدغه‌های خانواده‌های برخی زندانیان از سوی رییس قوه قضاییه را خواستار شدند.

این فعال اصلاح طلب هم‌چنین گفت: اعضای جلسه خطر جریان‌های تحجرگرا و طرح مباحث موهوم به نام دین و مقدسات را یکی از مسائل جدی مبتلابه جامعه دانستند و تاکید کردند که اگر چاره‌اندیشی نشود میزان خسارت‌ها و آسیب‌های وارده از سوی این جریان‌ها و اثرات سوء این قبیل موهومات بر باور و اعتقادات مردم به راحتی قابل جبران نخواهد بود.

دبیر کل مجمع فرهنگیان ایران اسلامی با بیان این‌که "موضوع دیگر مطرح شده در جلسه اخیر، موضوع انتخابات بود" اظهار کرد: اعضای جلسه تاکید داشتند که فضای باز سیاسی، وجود آزادی‌های لازم، اجرای بی‌کم و کاست قوانین، اعتماد به برگزارکنندگان انتخابات از سوی مردم، موضوعاتی عجین با اصل انتخابات است.

وی خاطرنشان کرد: در همین راستا مقرر شد کلیه احزاب و گروه‌های عضو شورای هماهنگی جبهه اصلاحات و نیز اشخاص حقیقی و حقوقی، تحلیل‌های خود در ارتباط با نحوه مواجهه با انتخابات پیش‌رو را تا پایان اردیبهشت ماه به این شورا ارایه دهند.

وی در پایان از تصمیم اعضای این شورا برای دیدار با برخی شخصیت‌های کشور خبر داد و گفت: در جلسه اخیر همچنین قرار شد که دیدارهایی را با برخی از شخصیت‌های تاثیرگذار کشور داشته باشیم.

گفتنی است هنوز از تصمیم نهایی اصلاح طلبان برای شرکت در انتخابات مجلس نهم خبری منتشر نشده است.

--
یاردهم اردی بهشت؛ روز فریاد ملت
سبز مي مانيم، تا هميشه



امیرارجمند: اقتدارگرایان امروز بر سر انحصار قدرت مطلقه به اختلاف رسیده‌اند

امیرارجمند: اقتدارگرایان امروز بر سر انحصار قدرت مطلقه به اختلاف رسیده‌اند

جرس: مشاورارشد میرحسین موسوی گفت: کسانی که دو سال پیش با کمک یکدیگر کودتای انتخاباتی کردند امروز بر سر انحصار قدرت مطلقه و غیر پاسخگو به اختلاف رسیده اند.

 اردشیر امیرارجمند در گفت و گو با روزنامه «کلمه» افزود: مقامات عالی کشور هشدارهای جدی و خیرخواهانه رهبران جنبش سبز و دیگر دلسوزان را نشنیدند و آنها را فتنه گر نامیدند.

وی تنها گناه رهبران جنبش سبز را این عنوان کرد که وضعیت امروز جامعه را به خوبی پیش بینی کرده بودند.

وی به رفتارهای رئیس دولت در دوسال اخیر اشاره کرد و گفت : دو سال پیش وقتی آقای احمدی نژاد با اتکای به نیروهای امنیتی و اطلاعاتی و برخورداری از حمایت های غیر قانونی مقاماتی که وظیفه آنها تضمین حاکمیت قانون است و پشتیبانی بی دریغ برخی مداحان حرمت شکن قدرت را غصب کردند و مردم را خس و خاشاک نامیدند ، همه ی این رفتارها را مباح و لازم به حفظ نظام می دانست، حالا چه شده است که گلایه می کند؟

امیرارجمند وضعیت اسفبار کشور را نتیجه قانون شکنی بلکه قانون ستیزی مستمر حاکمان عنوان کرد و گفت : آنها به این رفتارهای خود افتخار می کنند و آن را نشان از اقتدار خود می دانند.

به گفته این استاد حقوق دانشگاههای تهران، وقتی طرق دموکراتیک و حاکمیت قانون کنار گذاشته شود، فرآیند حذف رقیب به هر طریق و هر قیمت حد و مرزی نخواهد داشت. هر روز یک نفر و یک جریان خائن و فتنه گر می شود.


وی افزود: در کشوری که نیروهای اطلاعاتی و امنیتی از اطلاعات سر و محرمانه در جهت منافع گروهی خود و جنگ قدرت استفاده می کنند، امنیت ملی بی معنا می شود.

وی تاکید دارد که نیروهای امنیتی به جای پرداختن به کار اصلی خود، مسئول گذاشتن شنود و جمع کردن مدارک علیه یکدیگرند، معلوم است در چنین شرایطی باید وفادارترین نیروهای سیاسی و افراد به مردم و کشور در زندان ها به عنوان فتنه گر و اقدام علیه امنیت ملی تحت شکنجه باشند.

امیرارجمند این سوال را مطرح می کند که مگر آقای کروبی و موسوی چه گفتند و چه می خواستند که فتنه گر نامیده شدند؟

وی سپس با پاسخ به این سوال گفت: آنها گفتند که دولت آمار دروغ می دهد. منابع کشور بدون حساب و کتاب و بدون برنامه و نظارت خرج می شود. اقتصاد صدقه ای راه انداخته اند تا رای جمع کنند. مردم برای معاش خود با مشکل موجه هستند. از اسلام استفاده ابزاری می شود. اخلاق در سیاست و مذهب کنار گذاشته شده است. خرافات جانشین ارزشهای واقعی اسلام شده است. از اسلام، دین و امام زمان برای قدرت شخصی خود سوء استفاده نکنید. سپاه و بسیج باید فراجناحی بماند و نباید به مانند حزب سیاسی عمل کند. نباید وارد عرصه اقتصادی شود و نباید مردم را سرکوب کند. آنها از حاکمان می خواستند به مردم اعتماد کنند و خود را اصلاح کنند چون می دانستند آنها راست می گویند و جرات اصلاح خود و امور کشور را نداشتند، لجاجت کردند و آنها را زندانی کردند.


--
یاردهم اردی بهشت؛ روز فریاد ملت
سبز مي مانيم، تا هميشه



درخواست شیرین عبادی از گزارشگر ویژه استقلال قضات و وکلا در خصوص بازداشت محمد سیف‌زاده

درخواست شیرین عبادی از گزارشگر ویژه استقلال قضات و وکلا در خصوص بازداشت محمد سیف‌زاده

«از کلیه امکانات قانونی خود استفاده کنید؛ در ایران امکان اجرای عدالت وجود ندارد»

کمیته گزارشگران حقوق بشر- در پی بازداشت محمد سیف زاده، وکیل حقوق بشری و موسس کانون مدافعان حقوق بشر، شیرین عبادی با ارسال نامه ای به گزارشگر ویژه استقلال قضات و وکلا، ضمن اشاره به وضعیت بحرانی و تهدیدهای جدی امنیتی علیه وکلای حقوق بشری، از وی درخواست کرد که در خصوص بازداشت خودسرانه‌ی آقای سیف‌زاده و مائده قادری، دیگر وکیل دادگستری که در مشهد بازداشت شده است، از کلیه امکانات قانونی خود استفاده کند. متن کامل نامه خانم عبادی در پی می آید:

 

گزارشگر محترم ویژه استقلال قضات و وکلا


پیرو مکاتبات قبلی به استحضار می‌رساند که شرایط کار و ادامه فعالیت‌های حقوقی برای وکلای مستقل در ایران، روز به روز سخت‌تر می‌شود. اخیرا دو نفر دیگر از وکلای دادگستری به نام‌های آقای محمد سیف‌زاده و خانم مائده قادری دستگیر شده و در بازداشت به سر می‌برند.


آقای محمد سیف‌زاده، آبان ماه سال گذشته از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به اتهام «تبانی و اجتماع به قصد بر هم زدن امنیت ملی»، «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «تاسیس کانون مدافعان حقوق بشر» به ۹ سال حبس و ۱۰ سال محرومیت از وکالت محکوم شده‌اند که پرونده ایشان در حال حاضر در دادگاه تجدید نظر در حال بررسی است. مجددا حدود سه هفته پیش ایشان دستگیر شده‌اند در حالی که خانواده وی هیچ اطلاعی از این موضوع نداشته‌اند. پس از مراجعات مکرر، در ‌‌نهایت مشخص می‌شود که آقای سیف‌زاده در زندان ارومیه - شهری واقع در شمال غرب ایران- در بازداشت است. از ملاقات وی با وکیلش ممانعت به عمل آورده‌اند و پس از گذشت این مدت، یکی از اعضای خانوا ده ایشان و آن هم فقط به مدت یک دقیقه توانسته او را ملاقات کند و حسب گفته وی پای او به شدت مجروح شده و حدود ۱۰ کیلو وزن کم کرده است. احد از وکلای ایشان اعلام کرده است که آقای سیف‌زاده به اتهام «اقدام علیه امنیت ملی از طریق خروج غیر قانونی از مرز» دستگیر شده و در بازداشت به سر می‌برد. البته این ادعا مورد قبول آقای سیف‌زاده قرار نگرفته است.


خانم مائده قادری نیز که پی گیری حقوقی پرونده موکلان خود را بر عهده داشته در تاریخ ۱۲ اسفند ۱۳۸۹ در مشهد دستگیر شده و هم اکنون نیز در بازداشت به سر می‌برد.


با توجه به افزایش فشار‌ها و محدودیت‌های غیر قانونی برای وکلا و مدافعان حقوق بشر، تعقیب قضائی و پرونده سازی برای وکلایی که از پرونده زندانیان سیاسی و عقیدتی دفاع می‌کنند، دیگر ادامه فعالیت حقوقی برای وکلای حقوق بشری بسیار دشوار و حتی غیر ممکن گردیده است.


بنا بر مراتب فوق خواهشمندم نسبت به آزادی وکلای در بند که اسامی آن‌ها قبلا اعلام گردیده و ۲ نفر اخیر، از کلیه امکانات قانونی خود استفاده کنید چرا که متاسفانه در ایران صدای دادخواهی شنیده نمی‌شود و امکان اجرای عدالت وجود ندارد.


با تقدیم احترام

شیرین عبادی

مدافع حقوق بشر و برنده نوبل در سال ۲۰۰۳

۳ اردیبهشت ۱۳۹۰ برابر با ۲۳ آوریل ۲۰۱۱

رونوشت :

گزارشگر محترم سازمان ملل در مورد حمایت از مدافعان حقوق بشر

گروه کار سازمان ملل در بازداشت های خود سرانه

کانون وکلای بین الملی جهت اقدام مقتضی وتماس با مقامات قضایی ایران و کانون وکلای استان مرکز

--
یاردهم اردی بهشت؛ روز فریاد ملت
سبز مي مانيم، تا هميشه



افزایش تعداد زندانیان اعتصاب کننده در زندان رجایی شهر و احتمال انتقال آنها به بندی موسوم به جزیره

 افزایش تعداد زندانیان اعتصاب کننده در زندان رجایی شهر و احتمال انتقال آنها به بندی موسوم به جزیره

خبرنگاران سبز/سیاست: 

به دنبال اعتصاب غذای زندانیان سیاسی زندان رجایی شهر کرج، علی طبرزدی، فرزند حشمت الله طبرزدی با اشاره به اینکه پدرش در ملاقات اخیر به او درباره پیوستن گروه کثیری از زندانیان سیاسی به این اعتصاب خبر داده است به کمپین بین‌المللی حقوق بشر در ایران گفت: «پدرم که پنجشنبه هفته گذشته با او ملاقات کابینی داشتم گفت زندانیان سیاسی در هر سنی به این اعتصاب پیوسته‌اند و آن را به شکل دست جمعی دنبال می‌کنند. او گفت که هفته اول اعتصاب غذا یک روز بوده، هفته دوم دو روز، هفته سوم سه روز، و همین طور هر هفته بر تعداد روزهایش بیشتر می‌شود و این اعتصاب ادامه خواهد داشت تا به تغییر وضعیت آن‌ها در زندان توجه شود.»


به گفته کمیته حمایت از زندانیان سیاسی، حشمت الله طبرزدی در تماسی با خانواده اش گفته است: احتمال دارد که آن‌ها را به بندی موسوم به "جزیره" منتقل کنند، در این بند ارتباط زندانیان سیاسی با زندانیان دیگر زندان قطع خواهد شد و مثل اینکه حتی ارتباط مسئولان زندان نیز به آن بند کمتر می‌شود و یک جور حالت زندان در زندان مضاعف را دارد.»

پسر حشمت الله طبرزدی، در خصوص خواسته‌های پدرش و دیگر زندانیان سیاسی اعتصاب کننده گفت: «در حال حاضر مهم‌ترین خواسته‌های آن‌ها رسیدگی به وضعیت بهداشتی، بهداری و غذایشان است. آن‌ها کتابخانه یا ورزشگاه هم ندارند. آن‌ها خواستار گزارشگر ویژه حقوق بشر سازمان ملل هستند تا اوضاع زندانیان را ببیند. آن‌ها در خصوص نحوه ملاقات‌ها و اتفاق‌هایی که در این مدت بر سر خانواده‌هایشان نیز آمده معترض هستند.»

 

اعتصاب غذای زندانیان سیاسی رجایی شهر کرج در حالی صورت می‌گیرد که اکثر آن‌ها بارها در طول بازداشتشان دست به اعتصاب زده‌اند، حال جسمی‌شان مناسب نیست و در طول بازداشت نیز غذای مقوی و سالم مصرف نکرده‌اند و به این ترتیب تهدیدی جدی برای سلامتی‌شان است. در میان آن‌ها منصور اسانلو، دچار بیماری حاد قلبی است، عیسی سحرخیز که دیگر قادر به راه رفتن درست نیست، رسول بداقی و مجید توکلی که اخیراً مورد ضرب و شتم مسئولان زندان قرار گرفته‌اند.


علی طبرزدی با اشاره به اینکه در حال حاضر فقط باید حرف زد و خبر رسانی کرد تا مسئولان موظف به تغییر شوند، گفت: ملاقات کابینی کوچک‌ترین روزنه ارتباطی ما با اوضاع زندانیان مان است. پدرم این هفته که به دیدنش رفتم خیلی ناراحت بود چون مادر پیرش را دیده بود که با ویلچر و با وضعیت خیلی بدی به دیدنش رفته است. مادربزرگ من پس از مدت‌ها که به پدرم مرخصی ندادند بالاخره خودش با ویلچر به دیدنش رفت و به تنهایی مسافت طولانی از در ورودی زندان تا محل ملاقات را طی کرده بود. پدرم از این ناراحت بود که چرا به او کمک نشده است، بهر حال شاید مسئولان از دیدن چنین صحنه‌هایی لذت می‌برند.

--
یاردهم اردی بهشت؛ روز فریاد ملت
سبز مي مانيم، تا هميشه



بیانیه شورای هماهنگی راه سبز امید در گرامی‌داشت روز جهانی کارگر

بیانیه شورای هماهنگی راه سبز امید در گرامی‌داشت روز جهانی کارگر

شورای هماهنگی راه سبز امید، هفتمین بیانیه خود را به گرامی‌داشت روز جهانی کارگر اختصاص داد و با تأکید بر حق مسلم کارگران برای طرح مطالبات و حمایت کامل از برگزاری راهپیمایی و تجمع آنان به رسم همه ساله، از همه همراهان و تلاشگران جنبش سبز خواست تا در حمایت از خواسته های کارگران غیور این مرز و بوم، از همراهی و همدلی با آنان دریغ نورزند.

این شورا از همه رسانه ها و شبکه های اجتماعی خواست در شرایطی که حاکمیت اجازه طرح هیچگونه انتقادی به این شرایط را بر نمی تابد، به مشکلات اقتصادی و خواسته ها و مطالبات کارگران و زحمتکشان توجه کنند و در بازتاب دادن مصائب غم انگیزی که هر روز زندگی را بر اقشار مختلف مردم دشوارتر می کند، همت بگمارند.

شورا در بیانیه خود با استناد به گزارش های رسمی سازمان های مانند بانک مرکزی، مرکز آمار ایران و صندوق بین المللی پول، نشان داده که «نظامی سازی» اقتصاد و سیاست در سال های اخیر، چگونه اقتصاد ایران را زمین گیر کرده و درآمد ۴۳۰ میلیارد دلاری ارزی پنج سال اخیر به جای سرمایه گذاری های زیربنایی و ایجاد شغل، صرف واردات افسار گسیخته و بالمال نابودی تولید داخلی شده است.

شورای هماهنگی راه سبز امید در عین حال تاکید کرده است: کارگران شریف ما با پوست و گوشت خود شرایط وخیم اقتصادی کشور را احساس می کنند و بی پایگی آماری که دولت در مورد بهبود شرایط اقتصاری اعلان می کند قبل از هر قشر و گروه اجتماعی دیگری برایشان قابل درک است.

این شورای در بخش دیگری از بیانیه خود، آورده است: ایرانی، بزرگترین سرمایه خویش، یعنی امید به آینده بهتر را، برباد رفته و بزرگترین موهبت الهی اش، یعنی کرامت انسانی را، پایمال شده می بیند. کارگر و کشاورزی که می خواست با دسترنج خود، زندگی آبرومندانه ای برای خود و خانواده اش فراهم کند، اینک باید چشم انتظار مرحمت دولتمردانی شود که با تهی کردن خزانه کشور، سعی می کنند ندانم کاری ها و ناتوانی های خود را پرده پوشی کنند.

متن کامل این بیانیه که برای انتشار در اختیار کلمه قرار گرفته، به شرح زیر است:

بسم الله الرّحمن الرّحیم

امسال در حالی به استقبال بزرگداشت روز کارگر می رویم که دو نماد پایداری جنبش سبز مردم ایران به همراه همسران همدل و همراهشان در حصر و حبس قرار دارند. دو سال پیش در چنین روزهایی، عزم امواج میلیونی شهروندان، می رفت تا سرنوشت کشور را از دست ناکارآمدانی که جز به بقای خود در قدرت به هر قیمت ممکن نمی اندیشند و استفاده از هر وسیله ای را برای رسیدن به اهداف خود مباح می دانند، بگیرد و صالحانی توانمند بر جای آنان بنشاند. آن روزها که اقتدارگرایان فریبکار بر طبل های میان تهی تبلیغاتی خود می کوبیدند و با وعده های پوچ و دست نایافتنی که به مردمان می دادند رأی می خریدند، کروبی و موسوی از دغل کاری فرصت طلبانه دولتیان پرده برداشتند و ناکارآمدی آن را عیان کردند و جوانان هوشمند و هوشیار سبز این مرز و بوم، نشان «دروغ ممنوع» را در کوی و برزن برافراشتند تا مبادا دروغ گویان بار دیگر بر سرنوشت مردمان رنج کشیده این دیار حاکم شوند. از جمله نگرانی‌هایی که دو سال پیش از این مردم را به تجدید نظر در کناره‌ گیری از سیاست کشانید خطرات بلندمدتی بود که معیشت محروم‌ترین اقشار جامعه را تهدید می‌کرد. اما به زودی معلوم شد که بدون بازسازی خلل‌های ایجاد شده در نظام سیاسی کشور سخن گفتن از بازسازی اقتصادی ممکن نیست، همچنان‌که بدون بازسازی اخلاقی جامعه، بدون به کرسی نشاندن شعار و شعور دروغ ممنوع، بدون نهادینه کردن رعایت امانت، بدون پایبندی به عهدهای انسانی و ایمانی و میثاق‌های ملی، بدون رو کردن به چهره رحمانی اسلام، بدون به رسمیت شناختن حقوق متفاوت انسان‌ها و …ممکن نیست و چنین شد که اکثریت ایرانیانی که از فریبکاری دولتیان خسته شده بودند، ندای آنان را شنیدند و با حضور در پای صندوق های رأی، به دولت دروغ «نه» گفتند. افسوس که اقتدارگران، رأی آنان را همچون سرمایه های دیگرشان دزدید وخس و خاشاکشان نامید، به گمان این که می توان با تکیه بر زر و زور و تزویر، کشور را اداره کرد.

اگر در آن زمان کسانی بودند که هنوز فریبکاری دولتیان را باور نمی کردند، امروزه کوس رسوایی دولت دروغ بر سر هر کوی و برزن، چنان بلند نواخته شده که نه کشاورز و دامدار و نه کارگر و کارمند، که در هر گوشه و کنار کشوری که با وجود داشتن عظیم ترین ذخایر زیرزمینی و سرمایه های انسانی، فقر و فلاکت از آن می بارد زندگی می کنند، دیگر وعده های توخالی آنان را باور نمی کنند. زحمتکشان این سرزمین دیدند که مشکل مسکن و بیکاری نه تنها از میان نرفت، که افزایش یافت و پرداخت سهام عدالت و یارانه ها، اگر دوام هم داشته باشد، دردی دوا نکرده است. مردمان این دیار دیدند که نه تنها پول نفت بر سر سفره هایشان نیامد، بلکه سفره هایشان روز به روز کوچک تر شد. کارگرانی که با تلاش بسیار سعی می کردند آینده بهتری برای فرزندانشان فراهم کنند، امروز در برآوردن نیازهای اولیه آنان درمانده اند. اعتراض ها و اعتصاب های کارگری، علیرغم برخوردهای خشونت بار، هر روز در گوشه و کنار کشور رخ می دهند. اقتصاد صدقه ای که منتقدان دولت نسبت به عوارض زیان آور و خفت بار آن هشدار داده بودند، این روزها، امید کارگران و کارفرمایان را نومید کرده و چرخ های صنعت را به سکون کشانده است. درآمد سرشار فروش نفت که طی شش سال گذشته بالغ بر پانصد میلیارد دلار یعنی معادل تمام دوران فروش نفت در دورة پیش از آن بوده، و امانت بزرگ نسل ها در دست دولتیان است و کاهش وابستگی به آن از اهداف بارز مبارزات چند دهه اخیر ملت ما بوده، صرف واردات بی رویه کالاهای نامرغوب می شود؛ گویی هدف این انقلاب بزرگ صرفا عدم وابستگی از یک ابرقدرت و وابسته شدن به ابرقدرتی دیگر بوده است!

کارگران شریف ما با پوست و گوشت خود شرایط وخیم اقتصادی کشور را احساس می کنند و بی پایگی آماری که دولت در مورد بهبود شرایط اقتصاری اعلان می کند قبل از هر قشر و گروه اجتماعی دیگری برایشان قابل درک است. اما بد نیست با استناد به گزارش های رسمی سازمان های مانند بانک مرکزی، مرکز آمار ایران و صندوق بین المللی پول، دروغ بزرگ ایجاد ۶/۱ میلیون شغل در سال ۸۹ و ۵/۲ میلیون شغل در سال جاری را به نمایش بگذاریم:

همه می دانیم که رشد اقتصاری و رشد سرمایه گذاری و ایجاد اشتغال لازم و ملزوم یکدیگرند. به همین جهت در برنامه چهارم توسعه برای ایجاد ۸۵۰ هزار شغل در سال، رشد اقتصادی سالانه ۸ در صد و رشد سرمایه گذاری ۴/۱۲ در صد در نظر گرفته شد. اما اکنون به موجب آمارهایی که از نیمه دوم سال ۸۷ اعلان آنها توسط بانکمرکزی ممنوع شده اما توسط صندوق بین الملل پول منتشر شده، رشد اقتصادی سه سال اخیر ایران بطور متوسط ۷/۰ در صد بوده و در سال جاری به صفر خواهد رسید. نرخ رشد سرمایه گذاری نیز از حدود ۴ در صد فراتر نخواهد رفت. طبیعی است در چنین شرایطی نه تنها ۸۵۰ هزار فرصت شغلی سالیانه برنامه چهارم تحقق نیافته بلکه با افزایش آمار بیکاران مواجه شده ایم. آیا می توان تصور کرد که به عنوان مثال در یک واحد تولیدی که سرمایه گذاری جدید در آن نشده و فروش و درآمد آن نیز افزایش نیافته، مدیر آن به استخدام کارکنان جدید دست بزند؟

واقعیت اینست که «نظامی سازی» اقتصاد و سیاست در سال های اخیر، اقتصاد ایران را زمین گیر کرده است. به موجب گزارش سازمان خصوصی سازی، از ۶۸ هزار میلیارد تومان واحد های واگذار شده از سال ۸۴ تا ۱۵ تیر ۸۹ ، فقط ۲۲هزار میلیارد تومان به بخش خصوصی رسیده است که بسیاری از آنها نیز رانت جویان وفا دار به دولت هستند و نه کارآفرین. درآمد ۴۳۰ میلیارد دلاری ارزی سال های ۸۴ لغایت ۸۸ نیزبه جای سرمایه گذاریهای زیربنایی و ایجاد شغل، صرف واردات افسار گسیخته و بالمال نابودی تولید داخلی گردید.

دولت بجای خصوصی سازی، دست به اختصاصی سازی زده و شرکت ها و بنگاه های اقتصادی دولتی به ثمن بخس در اختیار نهادهای شبه دولتی و نظامی قرار داده می شود تا با تمرکز قدرت و ثروت در دستان آنان، یکه سالاری خود را تداوم بخشد. امروزه شاهدیم که به دنبال این سیاست های از بنیان غلط، هزاران کارگر از کار بیکار شده اند. طرح های بزرگ زیربنایی همانند منطقه عسلویه که می رفت تا با ایجاد هزاران فرصت شغلی در سال در حل این معضل بزرگ و ملی نقش داشته باشند، به دلیل کاهش سرمایه گذاری ها به رکود کشیده شده است. دهها هزار کارگر در سراسر کشور، ماههاست که از دریافت حقوقشان محروم بوده اند. حقوق اولیه کارگران مانند حق فعالیت سندیکاها، حق اعتراض به شرایط کار، درخواست افزایش دستمزدها بر اساس رشد تورم، تأمین معاش با کار در یک شیفت کاری، حق تأثیرگذاری بر اداره سرنوشت خود، با تمسک به انواع حیله ها و ابزارها نادیده گرفته می شود. ایرانی، بزرگترین سرمایه خویش، یعنی امید به آینده بهتر را، برباد رفته و بزرگترین موهبت الهی اش، یعنی کرامت انسانی را، پایمال شده می بیند. کارگر و کشاورزی که می خواست با دسترنج خود، زندگی آبرومندانه ای برای خود و خانواده اش فراهم کند، اینک باید چشم انتظار مرحمت دولتمردانی شود که با تهی کردن خزانه کشور، سعی می کنند ندانم کاری ها و ناتوانی های خود را پرده پوشی کنند.

اما آیا این سرنوشت محتوم مردم ماست؟ ما چنین نمی اندیشیم، و میلیون ها ایرانی آزاده دیگر نیز چنین نمی اندیشند. مگر ما و مردمان دیگری که همزمان یا دیرتر از ما در راه آزادی و آبادی گام برداشته اند از سرشتی متفاوت آفریده شده ایم که این گونه حقیرانه تن به ذلت بدهیم؟ مگر نمی دانیم که دستیابی به زندگی سعادتمندانه، نیازمند عزم و اراده برای ایجاد دگرگونی در هر چه نادرست است و جایگزین نمودن آن با آنچه ما را به فردایی بهتر رهنمون می کند می باشد؟ مگر ندیده ایم که برای رسیدن به جامعه ای آباد، آزاد و عادل، ملت ها چه رنج ها که بر خود هموار نکرده اند و چه فداکاری ها که در تاریخ خود به ثبت نرسانده اند؟ ایران کشوری بزرگ، با سرمایه های بزرگ طبیعی و بهره مند از خیل کاردانان و کارگران و کارآفرینانی است که اگر حق تعیین سرنوشتشان را به خودشان بازگردانند، می توانند در زمانی کوتاه، کشور را به جایگاهی که شایسته آن است برسانند. و مردم ما در همین دو سالی که پشت سر گذاشتند، با اهدای دهها شهید، صدها مجروح و هزاران زندانی و از جمله دهها کارگر زندانی، نشان دادند که از چنین عزمی برخوردارند. صبر و استقامت و تلاش این مردم بزرگ، که بجای بزرگ فروشی به آنان باید در مقابل بزرگیشان سر تعظیم فرود آورد، آنان را به سر منزل مقصود خواهد رساند.

شورای هماهنگی راه سبز امید از همه رسانه ها و شبکه های اجتماعی درخواست می کند با توجه به مشکلات اقتصادی و خواسته ها و مطالبات کارگران و زحمتکشان و در شرایطی که حاکمیت اجازه طرح هیچگونه انتقادی به این شرایط را بر نمی تابد، در بازتاب مصائب غم انگیزی که هر روز زندگی را بر اقشار مختلف مردم دشوارتر می کند همت گمارند. این شورا با تأکید بر حق مسلم کارگران برای طرح مطالبات و حمایت کامل از برگزاری راهپیمایی و تجمع آنان به رسم همه ساله، از همة همراهان و تلاشگران این جنبش فراگیر مردمی می خواهد تا در حمایت از خواسته های کارگران غیور این مرز و بوم، از همراهی و همدلی با آنان دریغ نورزند.

شورای هماهنگی راه سبز امید
۴ اردیبهشت

--
یاردهم اردی بهشت؛ روز فریاد ملت
سبز مي مانيم، تا هميشه