۱۳۸۸ آذر ۹, دوشنبه

متن پیاده شده روز شنبه ۷ آذر ۱۳۸۸ - محسن سازگارا

 

متن پیاده شده روز شنبه ۷ آذر ۱۳۸۸ - محسن سازگارا

 

سلام،

شنبه 7 آذر 88، 28 نوامبر 2009 میلادی

درباره ی چهار موضوع صحبت می کنیم.

 

استعفای جوادی آملی

موضوع اول استعفای آقای جوادی آملی از امامت نماز جمعه ی قم است. پیشتر هم، ائمه ی دیگری ابراز نارضایتی کرده بودند و آقای جوادی آملی هم به دنبال یک دوره ی کشمکش که پس از آغاز جنبش سبز تشدید شده بود، سرانجام در نامه ای رسمی اعلام کرده است که دیگر به نماز جمعه ی قم نخواهد رفت.

 

در واقع باید گفت که روند فاصله گرفتن روحانیت از حکومت کودتاچی که دست به سرکوب و کشتار و تجاوز زده است کماکان ادامه داشته و جز پاره ای از روحانیونی که به لحاظ سطح سواد و دانش هیچ جایگاهی در میان روحانیت ندارند مابقی روحانیون ناراضی هستند. منظور از روحانیون کم دانش کسانی هستند همانند آقای صدیقی  که در سخنان خود در نماز جمعه ی تهران نشان داد که فرق بین رایانه و یارانه و یا تفاوت میان پاسپورت و ویزا را نمی داند و در صحبت های خود این دو را به جای یکدیگر به کار می برد  و همینطور امثال آقای احمد خاتمی خطیب جمعه ی تهران. باید گفت که روحانیونی که اندکی از دانش و فهم بهره برده باشند با این حکومت همکاری نمی کنند. و آن گسل میان علم و جهل (که در برنامه ی چهارشنبه، چهارم آذرماه، عنوان شد) روز به روز عمیق تر می شود.

 

قطعنامه ی آژانس بر علیه ایران

نکته ی دوم اینکه شورای حکام آژانس بین المللی انرژی هسته ای همانگونه که انتظار می رفت قطعنامه ای را در روز جمعه بر علیه ایران تصویب کرد و جز کوبا، مالزی و ونزوئلا که رای مخالف دادند و شش کشوری که رای ممتنع دادند، 25 کشور نظر مثبت خود را با قطعنامه اعلام داشتند. حال بار دیگر موضوع هسته ای ایران به شورای امنیت سازمان ملل ارجاع می شود و قابل پیش بینی است که قطعنامه ی دیگری از سوی شورای امنیت بر علیه ایران تصویب خواهد شد و به احتمال زیاد بیش از همه هم تمرکز خواهد داشت بر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی و شرکت های وابسته به سپاه که کشور را زیر فشار قرار داده اند.

 

وعده ی توخالی کودتاچیان

نکته ی سوم درباره وعده ی کودتاچیان درباره ی روز عرفه، ششم آذرماه، است، که مدعی شده بودند شش میلیون بسیجی به همراه خانواده شان که گفته بودند جمعیتی بالغ بر 30 میلیون نفر هستند را به خیابان ها خواهند آورد.  این وعده ی توخالی سپس تبدیل شد به گردهمایی صدهزار نفری در ورزشگاه آزادی و آن را هم چون می دانستند که عملی نیست لغو کرده و در آخر تجمع میلیونی وعده داده شده تبدیل شد به تجمع زیر 10 هزار نفری در مصلای تهران که حال مشخص شده که در آنجا هم از دانش آموزان مدارس استفاده کرده اند. این موضوع باردیگر زور و پایگاه اجتماعی کودتاچیانی را نشان داد که مدعی بودند هواداران میلیونی دارند. اینجا باز به یاد شعار مردم می افتم که "دروغگو 63 درصت کو؟" و یکبار دیگر از کودتاچیان خواهش می کنم که دست کم یک دهم از آن 24 میلیون نفری که مدعی هستید به شما رای داده اند را به خیابان بیاورید تا ما مردم هم هواداران شما را ببینیم. با توجه به ریزشی که در میان کودتاچیان صورت گرفته است باید گفت که توان این حکومت حتی با استخدام مزدور هم بیش از چند ده هزار نفر نیست.

 

اطلاعیه ی مهم دانشجویان

نکته ی چهارم و بحث اصلی امروز آکسیون یا کنش سیاسی 16 آذر، روز دانشجو، است. من اطلاعیه ی شورای هماهنگی جنبش سبز دانشجویی را که نگاه می کردم و دیدم که دست کم پنج نکته ی اساسی در این اطلاعیه وجود دارد که به آنها به اختصار اشاره می کنم اما بحث مفصل تر درباره ی آن را به روزهای آینده موکول می کنیم.
 

پیش از پرداختن به محورهای اطلاعیه نکته ای که می بایست به آن اشاره کنم و آن هم دعوتی است که برای شعار الله اکبر در شامگاه 15 آذر صورت گرفته است. قرار شده این شعار در سراسر کشور در شب پانزدهم آذر توسط مردم سر داده شود. شعار الله کبر پیش از کنش های سراسری قبلا هم انجام شده بود و این موضوع تبدیل به یک سنت خوب شده است که باعث ایجاد همبستگی عمومی شده و مردم را برای روز بعد آماده می کند.

 

اما نکته ی اول در مورد اطلاعیه ی دانشجویان این است که این که مراسم در داخل دانشگاه ها در بعدازظهر روز 16 آذر به طور همزمان در سراسر کشور برگزار می شود. علت این که مراسم بعدازظهر و به طور همزمان صورت می گیرد این است که امکان سرکوب را از کودتاچیان بگیرد. به طورمثال اگر یک دانشگاه مراسم را روز قبل و دانشگاه دیگری مراسم را صبح روز 16 آذر و دانشگاه های دیگر هم در زمان مختلف این مراسم را برگزار کنند به کودتاچیان این فرصت داده می شود که نیروی اندک خود را به سرعت جابجا کرده و دانشگاه ها را جداگانه سرکوب کنند. اما اگر تمامی دانشگاه های آزاد و دولتی این مراسم را به طور همزمان در بعدازظهر 16 آذر برگزار کنند دیگر فرصت جابه جایی نیروی اندک کودتاچیان فراهم نخواهد آمد. این موضوع یک بار دیگر نقطه ی قوت جنبش که گسترده و پرشمار بودن نیروهایش بوده و همچنین نقطه ی ضعف کودتاچیان که کمبود نیرو است را آشکار خواهد ساخت. تا کنون هم شاهد بوده ایم کودتاچیان که از کمبود نیرو رنج می برند دست به ایجاد رعب و وحشت زده اند تا از این رو بر کمبود خود سرپوش بگذارند.

 

نکته ی بعد در این اطلاعیه این است که از مردم دعوت به عمل آمده در هر شهری که هستند که به سمت دانشگاه محل سکونت خود رفته و به دانشجویان بپیوندند. از آنجایی که احتمال آن می رود که نیروهای کودتاچی در برخی شهرها مانع از ورود مردم به داخل دانشگاه شوند از مردم خواسته شده است حتی اگر هم شده با خودروهای خود به سمت دانشگاه حرکت کرده و با حضور در اطراف دانشگاه، ایجاد ترافیک و زدن بوق، فرزندان دانشجوی خود را کمک کنند. به نظر من اگر کسانی این امکان را ندارند که به اطراف دانشگاه بروند از آنجایی که در روز 16 آذر مراسم به طور سراسری در دانشگاه های کشور برگزار شده و سطح شهرها از وجود نیروهای سرکوبگر خالی خواهد شد، می توانند در هر گوشه از شهر یکی از کنش های جنبش مانند تظاهرات پراکنده، شعار نویسی، برچسب چسباندن، شعارنویسی روی خودروهای دولتی یا اتوبوس ها و دیگر کنش ها را انجام دهند. در ضمن انجام این کار پراکنده در واقع تمرینی خواهد بود برای دهه ی محرم و تاسوعا و عاشورا که در واقع قرار است جنبش در تمام سطح کشور همزمان و هماهنگ دست به برگزاری آکسیون بزند.

 

نکته ی سوم اشاره به این موضوع است که احتمال می رود که مزدوران به برخی دانشگاه ها حمله کنند. در اینجا باید گفت که همانگونه که پرهیز از خشونت یک اصل است اما کتک نخوردن نیز مهم است بنابراین فعالان هر دانشگاه پیشتر می بایست راههای اینکه چگونه از دانشگاه و دانشجویان دفاع کرده و شیوه های سد کردن راه مزدوران و همچنین راههای فرار از دانشگاه را بررسی کنند و از این طریق از دستگیری و خشونت جلوگیری کنند.
 

نکته ی چهارم این اطلاعیه، دعوت از مدارس و نیروهای نظامی است. در این اطلاعیه از دانش آموزان خواسته شده است که در روز 16 آذر با دانشجویان همراهی کنند. در ضمن دانشجویان برای نخستین بار از ارتش و سپاه خواسته اند که به ملت بپیوندند.

 

نکته ی پنجم اطلاعیه نیز بر این محور است که از چهره های شناخته شده ی جنبش برای سخنرانی در دانشگاه در روز 16 آذر دعوت به عمل آمده که فهرست نام های این چهره ها در روزهای آینده مشخص خواهد شد و بعد از مشخص شدن سخنرانان از سوی دانشجویان، من هم به نوبه ی خود اطلاع رسانی خواهم کرد.

 

به نظر من هماهنگ بودن کنش 16 آذر در سراسر کشور تمرینی است برای حرکت های هماهنگ و سراسری دیگر که مربوط است به ماه محرم.

 

بحث درباره ی مراسم 16 آذر و محورهای اطلاعیه ی دانشجویان را در روزهای آتی دنبال خواهم کرد.

 

تا فردا شاد، پیروز موفق و سرفراز باشید

به امید پیروزی ایران و ایرانی V

 

طرح‌هایی زیبا برای 16 آذر سبز

طرح‌هایی زیبا برای 16 آذر سبز

 

 
 

--
شانزدهم آذر را زنده نگه داريم

احضار ده ها نفر از دانشجویان دانشگاه تهران به کمیته انظباطی دانشگاه

احضار ده ها نفر از دانشجویان دانشگاه تهران به کمیته انظباطی


در آستانه 16 آذر روز دانشجو، ده ها نفر از دانشجویان دانشگاه تهران به کمیته انظباطی این دانشگاه احضار شده‌اند.

به گزارش موج سبز آزادی به نقل از فعالان دانشجویی، ده ها نفر از دانشجویان دانشگاه تهران به بهانه‌ی شرکت در تجمع 13 آبان به کمیته انظباطی احضار شده‌اند. در برگه‌های احضاریه، که برای تمامی دانشجویان به یک شکل و چند اتهام مشترک صادر شده است دلیل احضار گزارشات و مستندات مبنی بر شرکت در بلوا و آشوب، عدم رعایت مقررات دانشگاه و توهین به شعائر و مقدسات اسلامی عنوان شده است.

به برخی از دانشجویان احضار شده که برای پیگیری به کمیته انظباطی رفته بودند، اعلام شده که دلیل احضار گزارشات رسیده از طرف بسیج دانشجویی بوده است.

به نظر می‌رسد که در آستانه 16 آذر، روز دانشجو برخوردهای سرکوب‌گرانه حامیان دولت کودتا با دانشجویان شدت بیشتری گرفته است.


?ui=2&view=att&th=125389b7cf8c9769&attid=0.1&disp=attd&realattid=ii_125389b7cf8c9769&zw
پایان متن

گروه خبری دانشجویی موج سبز

--
شانزدهم آذر را زنده نگه داريم

ویدئو: مازیار بهاری از خاطرات دوران اسارت می گوید، حتما ببینید

ویدئو: مازیار بهاری از خاطرات دوران اسارت می گوید، حتما ببینید

 
مازیار بهاری خبرنگار نیوزویک که پس از کودتای 22 خرداد دستگیر شد پس از آزادی از خاطرات خود در زندان اوین سخن می گوید.
این مصاحبه به زبان انگلیسی و با شبکه سی ان ان انجام شده است و برای دوستانی که احیانا بر زبان انگلیسی مسلط نیستند متن مصاحبه به فارسی در ادامه آمده است

فرید ذکریا (خبرنگار سی ان ان)
در برنامه امشب مصاحبه اختصاصی داریم با مازیار بهاری خبرنگار نیوزویک که این هفته خاطرات دوران زندان را در نیوزویک چاپ کرده است

همه کس تورا فراموش کرده اند، جمله ای که به گفته مازیار بهاری هر روز در مدت 4 ماه زندان انفرادی توسط بازجویان به او گفته می شده است
مازیار همکار من است که برای نیوزویک کار می کند، او خبرنگاری خبره است که جایزه جهانی نیز برای فیلم سازی گرفته است
او به همراه 100 ها نفر دیگر پس از اعتراضاتی که در پی انتخابات مشکوک ایران رخ داد در تهران دستگیر شد. زندان او در اواخر اکتبر و با وسیقه 300 میلیارد ریالی برابر با 300 هزار دلار آمریکا از زندان آزاد شد، او چند روز پس از تولد اولین فرزندش به خانه خود در لندن بازگشت و به او به عنوان مهمان امشب برنامه خوش آمد گویی می گویم

متشکرم از حضورت در برنامه، لطفا ما را به 21 ماه ژوئن ببر:
(مازیار بهاری) من خوابیده بودم و فکر می کنم حدود ساعت 7:30 صبح بود. در آن زمان من با مادرم و در آپارتمان او زندگی می کردم، مادرم وارد اتاق من شد و گفت چهار نفر اینجا هستند که می گویند از اداره تعقیب مجرمین (این لغت ترجمه کلمه انگلیسی به کار رفته در مصاحبه است نه نام دقیق فارسی نهادی که برای دستگیری مازیار بهاری آمده بودند) مادرم به آنها شک داشت، به من گفت که آنها آمده اند تورا با خودشان ببرند.

فرید ذکریا: آیا آنها بلافاصله تورا دستگیر کردند؟
مازیار بهاری: بله، بلافاصله من دستگیر شدم، پنج اتومبیل در بیرون منتظر من بود و بعد از سوار شدن اتومبیل ها به سمت شمال شهر حرکت کردند، من از آنها پرسیدم آیا مرا به اوین می برید؟ و آنها گفتند ممکن است به اوین برویم و ممکن است نرویم، بنابراین همه چیز از همان ابتدا در ابهام بود ولی وقتی به سمت شمال شهر رفتیم من مطمئن شدم که مرا به اوین می برند

فرید ذکریا: زندان اوین یک زندان نظامی است که بسیار در آنجا شکنجه شده اند و یک خبرنگار غربی زیر شکنجه در این زندان مرد (منظور ذکریا زهرا کاظمی است)
مازیار بهاری: بله افراد بسیاری
فرید ذکریا: بنابراین تو خیلی ترسیدی؟
مازیار بهاری: بله من خیلی ترسیدم و در مسیر مصاحبه هایی را خودم با افرادی که در این زندان شکنجه شده بودند به یاد می آوردم، داستان سلول های انفرادی و ... و نمی دانستم باید چه کار کنم

فرید ذکریا: و وقتی تو به آنجا رسیدی آنها به تو متهم و محکوم نکردند
در ابتدا من متهم به اطلاع دادن به رسانه های غربی در ایران شدم، این مرحله حدود 10 روز طول کشید

فرید ذکریا: من در خاطره تو در نیوزویک خوانم که تورا به همکاری با سی آی ای، موساد و نیوزویک متهم می کردند و همه را نهادهای جاسوسی می شمردند

مازیار بهاری: موضوع به این هم تمام نمی شد آنها حتی نام تورا هم می آوردند و می گفتند همکاران تو، فرید ذکریا و کرستوفر دی کی، آنها بخشی از سازمان جاسوسی آمریکا هستند و من به آنها گفتم ولی فرید در این مورد چیزی به من نگفت (خنده فرید ذکریا)

فرید ذکریا: ولی آنها هیچ شوخی نداشتند و شما باید خیلی جدی برخورد می کردید؟
مازیار بهاری: بله من باید خیلی جدی و خیلی محترمانه به آنها پاسخ می دادم

فرید ذکریا: تو ساعت ها بازجویی می شدید، ولی مشخص است که به عنوان یک خبرنگار ساده نمی توانستی پاسخی برای آنها داشته باشی، پس چه می کردی؟

مازیار بهاری: من فقط می گفتم من شغلم را انجام می دادم و جاسوس نبودم و بازجوی من به من می گفت تورا اعدام خواهیم کرد، برای سه ماه به من می گفت یک روز صبح ساعت 4 از خواب بیدار خواهی شد و طناب دار را در مقابل خود خواهی دید و مطمئنت می کنم که من کسی خواهم بود که با پاهای خودم صندلی را در زیر پایت لگد خواهم کرد و تو آویزان خواهی شد و این پایان زندگی تو است، بنابراین من برای حدود تقریبا سه ماه تمام با تهدید اعدام مواجه بودم

فرید ذکریا: چرا آنان چنین می کردند؟ که تورا زیر فشار قرار دهند و مجبور به گفتن چیزی کنند؟
بله، دقیقا، او مرا مرتب می ترساند و با شکنجه های روانی فراوان می خواست من تسلیم شوم و چیزی را که او می خواهد به زبان بیاورم، من البته شکنجه های جسمی نیز داشتم ولی شکنجه های روانی بسیار سخت تر بود

فرید ذکریا: چه نوع شکنجه های جسمی داشتی؟
مازیار بهاری: لگد، مشت، سیلی، شلاق با کمربند، در واقع تحقیر بزرگترین حربه آنها بود و سعی می کردن به حدی تورا تحقیر کنند که سرانجام تسلیم خواسته آنها شوی و هرچه را می خواهند به زبان بیاوری
آنها از من می خواستند نام اسم انسان های خاصی را به زبان بیاورم و داستان های دروغی در مورد آنها نقل کنم و هدف آنها پرونده سازی برای این افراد بود و به طور خاص این افراد شامل اصلاح طلبان و سایر روزنامه نگاران می شدند و دلیلش هم این بود که آنها هیچ مدرکی و جرمی برای این افراد نداشتند و می خواستند از طریق من برای آنها جرم بتراشند تا بتوانند آنها را تعقیب کنند و به دادگاه بیاورند و اولین چیزی که من به خودم گفتم ین بود که من از هیچکس دیگری نام نخواهم برد و البته باید اضافه کنم که مطلب خاص و مهمی نیز در مورد هیچکس نداشتم که بخواهم بگویم، به خودم می گفتم اگر بخواهم بر علیه دیگران داستان دروغ بسازم خودم نمی توانم با خودم کنار بیایم و زندگی کنم و ترجیح می دهم بمیرم و چنین کاری نکنم.

فرید ذکریا: سلول انفرادی چطور بود؟
مازیار بهاری: می توان گفت سخت ترین دوران زندان زمانی است که شما در سلول انفرادی هستی، خداوند در قرآن می گوید یکی از مجازات گناهکاران این است که خداوند قبر آنان را فشرده می کند و قبر آنان را کوچک و کوچکتر می کند و وقتی شما در سلول انفرادی هستی کم کم احساس می کنی که دیوارها دارند به یکدیگر نزدیک می شوند، شبیه اینکه شما در قبر هستی و کم کم توهمات ذهنی به سراغ شما می آید

فرید ذکریا: وقتی در زندان بودی و با تهدید هر روزه اعدام مواجه می شدی چه در سرت می گذشت؟ این تجربه ای است که به ندرت برای کسی رخ می دهد که تا این حد خود را به مرگ نزدیک ببینید، واقعا در مغزت چه می گذشت؟

مازیار بهاری: بعضی وقتها بعد از چند هفته تهدید به خودم می گفتم خیلی خوب آخرش اعدامت می کنند، شاید بهتر از سلول انفرادی هم باشد، سلول نفرادی که نمی دانی تا کی ادامه دارد، شما می دانید برخی سال های سال را در سلول انفرای جمهوری اسلامی گذرانده اند. من دوبار به فکر خودکشی افتادم، در آنجا عینکم را داشتم و دوبار به این فکر کردم که می توانم شیشه عینک را بشکنم و رگ دستم را ببرم و خودم را خلاص کنم، بعد بلافاصله این فکر به سرم می آمد که بعد از اینکه رگ دستم را زدم چقدر طول می کشد تا بمیرم؟ چقدر باید خون از من برود؟ و بلافاصله به خودم می گفتم نه من این کار را نخوام کرد، اگر قرار است اعدامم کنند بگذار خودشان این کار را انجام دهند، چرا من باید کاری را که می خواهند آنها انجام دهند، انجام دهم؟ من هنوز بهانه زیادی برای زندگی کردن دارم، همسرم، فرزندم، مادرم و دوستانم. ولی آنها استاد شکنجه روانی بودند و دقیقا می دانستند که چه باید بکنند

فرید ذکریا: مازیار تو گفته ای که آخرین فاز زندانی بودندت یعنی 20 روز قبل از آزادی شاهد تغییراتی بودی، چرا فکر می کنی تغییراتی به وجود آمد؟

مازیار بهاری: فکر می کنم دلیل اصلیش اعتراضات بین المللی در حمایت از من بود و همچنین فشارهای داخلی
افراد بسیاری از جمله خود تو برای آزادی من تلاش و اعتراض می کردید و این یک اعتراض و مبارزه بدون توقف بوده است ولی من در زندان هیچ جیز در مورد این اعتراضات و پیگیری ها نمی دانستم تا اینکه سرانجام در ماه سپتامبر یک روز مامور زندان که مرد بسیار خوبی هم بود، او از سپاه پاسداران نبود و با بازجوها تفاوت داشت و افراد بسیار حرفه ای بودند، او به من گفت آقای هیلاری کلینتون، من پرسیدم چرا تو به من هیلاری کلینتون می گویی؟ او گفت برای اینکه دیشب هیلاری کلینتون در مورد تو صحبت کرده است و این صحبت در تلوزیون ایران پخش شده بود

فرید ذکریا: خانم کلینتون در همین برنامه آن صحبت ها را کرد
مازیار بهاری: بله درست است

(قطعه ای از مصاحیه گذشته فرید ذکریا با هیلاری کلینتون در پخش می شود)
فرید ذکریا: می خواهم از شمل سوالی بپرسم که برای من از لحاظ شخصی نیز مهم است، شما می دانید خبرنگار نیوزویک مازیار بهاری در ایران دستگیر شده است، عکس العمل شما به این موضوع چیست؟

کلیینتون:  برای من برخوردهایی که با آقای بهاری و دیگران می شود حیرت انگیز و تکان دهنده است و به نظرم این نشانه ضعف است، نیازی به گفته من و شما نیست و به وضوح روشن است که رهبران ایران از مردم خودشان می ترسند و از رو شدن حقیقت و روشن شدن واقعیات به شدت وحشت دارند

(بازگشت به مصاحبه)
مازیار بهاری: در آن زمان بود که من فهمیدم حرکات و اعتراضاتی در حمایت از من در جریان است و حتی متوجه شدم که باید حرکت خیلی بزرگی در حمایت از من درست شده باشد چرا که در غیر این صورت وزیر خارجه آمریکا در مورد من صحبت نخواهد کرد و بنابراین آن روز یک جورایی بهترین روز دوران زندان من بود.

فرید ذکریا: مسئله دیگری که من مایلم مطرح کنم و داشتم فراموش می کردم این است که وقتی تو در زندان بودی آنها ظاهرا از تو در مورد بخشی که در برنامه تلوزیونی دیلی شو بودی سوال کرده بودند، می توانی در این مورد نیز برایمان توضیح دهی؟

مازیار بهاری: بله البته، این یکی خیلی عجیب و باورنکردنی بود، شما می دانی من یک هفته قبل از دستگیریم در برنامه دیلی شو بودم و در آن برنامه، جیسون جونز، خبرنگار دیلی شو، نشان می داد که جاسوس است و نشان می داد که آمریکایی است که زیاد در مورد خاور میانه نمی داند و لباس و چفیه فلسطینی ها را به همراه عینک دودی پوشیده بود. یک روز بازجوی من به من گفت ما یک ویدئوی خیلی محکم بر علیه تو داریم و من حیرت زده شوم که چه ویدئویی می تواند باشد و آنها این ویدئو را به من نشان دادند و من حیرت زده شده بودم و گفتم امیدوارم باور نکرده باشید که او یک جاسوس واقعی است و بعد آنها گفتند ما مطمئنیم که مسئله مشکوکی وجود دارد، چرا او می خواهد نشان دهد که جاسوس است و چرا او تورا برای برنامه خود انتخاب کرده است؟

فرید ذکریا: مازیار خیلی خوشحالم که دوباره به جمع ما برگشتی و در این برنامه شرکت کردی
ما دوباره هفته آینده باز خواهیم گشت و بیشتر در مورد مازیار بهاری، چگونگی آزادی او، نظر او در مورد ایران و آینده ایران و نتایج اعتراضات خواهیم شنید    

فرمتهای مختلف این ویدئو را برایتان ضمیمه و یا آپلود کرده ایم.


لینک های دانلود ویدئوها:

در ادامه لینکهای دانلود فیلمها قرار داده شده اند. برای راحتی دانلود، هر فیلم در چند سرور مختلف قرار داده شده است. شما برای دانلود فرمت مطلوب خود، از یکی از سرورها به دلخواه استفاده کنید.

لینک دانلود به فرمت MP4 (حجم __  مگابایت):
دانلود بخش اول از یوتیوب
دانلود بخش دوم از یوتیوب
لینک دانلود به فرمت WMV (حجم __  مگابایت):
دانلود بخش اول از فورشر
دانلود بخش دوم از فورشر

یک ترفند: بعضی وقتها حکومت کودتا، دانلود هرگونه فایل با پسوندهای ویدئویی را مسدود می کند. در چنین مواردی اگر چندین فایل ویدئویی به جیمیل شما آمده است، می توانید گزینه Download All Attachments را انتخاب کنید. چون جیمیل خودش همه فایلها را یکجا برای شما زیپ می کند، سیستم فیلترینگ دیگر پسوند فایلها را متوجه نمی شود. اما اگر تنها یک فایل ویدئویی بود چه کنیم؟ جواب خیلی ساده است. ایمیل را به خودمان فوروارد می کنیم. اما یک فایل کوچک دیگر نیز به ایمیل ضمیمه (اتچ) می کنیم . بعد از دریافت ایمیل همان کار قبلی را می کنیم.

توضیحاتی مربوط به فرمت ها: 

ویدئو با فرمت MP4: مخصوص نمایش در کامپیوتر. این فرمت نیاز به دیکدر MP4 دارد. البته اگر FLV Player را که در زیر برایتان آورده ایم، دانلود کنید، نیاز به دیکدر مربوطه نخواهید داشت.

ویدئو با فرمت WMV: مخصوص نمایش در کامپیوتر. این فرمت، فرمت استاندارد ویندوز است و با ویندوز مدیا پلیر معمولی نمایش داده می شود و نیاز به دیکدر خاصی ندارد.

ویدئو با فرمت 3gp: اگر می خواهید این ویدئو را توسط موبایل بلوتوث کنید. پیشنهاد می کنیم که فایل آخر را که دارای پسوند 3gp است دانلود کنید.


هنوز هم بر این اعتقاد هستیم که تنها راه رهایی از چنگال این ددمنشان، دانستن است. آنها پایه های ظلم خود را بر روی جهالت نهاده اند. تنها چیزی که آنها را می لرزاند، دانستن است. گواه این سخن نیز ترس آنها از گسترش علوم انسانی است. علوم انسانی علوم دانستن است و آموزش آنها آموزش دانستن و آگاه بودن است. ترس از آموزش علوم انسانی نیز در واقع ترس از دانستن و آگاه شدن است. ما دشمن جهالت هستیم و تنها راه نابودی آن را دانستن و آگاه کردن می دانیم. دیکتاتوری، نمود سیاسی پدیده ناآگاهی اجتماعی است. ما با تاریکی و جهالت دشمنی داریم. ما با ریشه های دیکتاتوری که همان نا آگاهی است می جنگیم و می دانیم که فقط باید بدانیم. امروز دانستن یک پاسخ به غریزه کنجکاوی و حقیقت جویی انسان نیست. امروز دانستن و آگاه کردن یک تکلیف است. دانستن و آگاه بودن در شرایط امروز یک جهاد در راه خداست. خدایی که پیغمبرش فرمود: کشور با کفر می ماند ولی با ظلم نمی ماند. گویی اینبار قرعه کار را به نام ما زده اند تا ابزار اجرای سنت الهی نابودی ظلم باشیم. ما نیز پایه های لرزان آنها را خواهیم خشکاند. هم هدف ما و هم راه ما دانستن و آگاه کردن است.

هنوز به رحمت خدای متعال امید داریم و می دانیم که او ما را در راه مقدس مبارزه با جهالتی که ما را به اسارت گرفته، تنها نخواهد گذاشت. می دانیم که خدا سرنوشت هیچ قومی را عوض نمی کند مگر اینکه خود بخواهند. اما اینبار ما با تمام وجود از خدا تغییر این سرنوشت شوم را می خواهیم و می دانیم که نا امیدی از رحمت خداوند از گناهان نابخشودنی است. پس در این راه آنقدر می جنگیم تا شایسته دریافت رحمت خداوندی باشیم.

تهیه ایمیلهایی که حاوی تصاویر ویدئویی در فرمتهای مختلف و بر روی سرورهای مختلف هستند، ساعتها زمان میبرد. لطفاً با فوروارد کردن این ایمیل به دیگران، با ما همراه باشید. ما به کمک و همکاری و تخصص شما نیاز داریم. 

پایان متن

گروه خبری دانشجویی موج سبز

--
شانزدهم آذر را زنده نگه داريم

متن پیاده شده روز جمعه ۶ آذر ۱۳۸۸ - محسن سازگارا

 

    متن پیاده شده روز جمعه ۶ آذر ۱۳۸۸ - محسن سازگارا

     

    شش آذر 88، 27 نوامبر 2009 میلادی

    امروز جمعه درباره شش موضوع صحبت می کنیم.

     

    موضوع اول، تجمع روز گذشته بسیجیان در مصلی تهران بود که نشان می دهد از خیر استادیوم صد هزار نفری گذشته اند چرا که بیش از چند هزار نفر نمی توانند جمع کنند و در نتیجه در همان مصلی تجمع کردند. نکته جالبی که در خبر ها بود این بود که پاره ای از تاکسی ها و شخصی ها از سوار کردن بسیجی ها خودداری کرده اند و به نظر من این یکی از بهترین انواع مقاومت منفی است که هم تاثیر روانی خیلی خوبی دارد و هم این که نوعی از همبستگی را به وجود می آورد و این که یک جبهه جدید امنیتی برای کودتاچی ها ایجاد می کند که از حالا چطور برخورد بکنند با تاکسی ها یا شخصی ها که حاضر به سوار کردن آن ها نیستند.

     

    و نکته جالب دیگر این که امروز که جمعه بوده قرار بوده آقایون هفت میلیون نفر را به خیابان ها بیاورند همه ما نشسته این ببینیم ، این هفت میلیون نفر که با خانواده هاشان سی میلیون نفر می شوند چگونه در سطح کشور حرکت خواهند کرد. برای ما خیلی جالب است که از صد هزار نفر به دو سه هزار نفر در مصلی رسیده اند حالا باید ببینیم این هفت میلیون  نفر به چند نفر می رسد.

     

    نکته دوم این که آقای بهزاد نبوی به دلیل مشکل قلبی که داشته در سی سی یو بیمارستان بستری شده است و آقای مهندس موسوی و خانم رهنورد هم از ایشان عیادت کرده اند و همه ما بر خواست آزادی زندانیان سیاسی پافشاری می کنیم.

     

    نکته سوم این که جایزه آزادی برای خلاقیت به محسن مخملباف برای کارهایی که در افغانستان انجام داده و سایر خلاقیت های هنری اش در کشور انگلستان تعلق گرفته و محسن مخلبلف هم همراه با متنی زیبا هم مبلغ جایزه را وقف کسانی کرده که به دلیل سرکوب های حکومت آواره شده اند و خود جایزه را هم هدیه کرده به آیت الله منتظری با این تاکید که او پدر معنوی جنبش سبز است و او کسی است که در یک قدمی رهبری کشور به دلیل این که بر سر اصول ایستاد و با اعدام زندانیان در سال 1367 مخالفت کرد و در مقابل آقای خمینی ایستاد از سمت اش برکنار شد و دنیا را پشت سرش انداخت به خاطر دفاع از اصولی که دارد.

     

    این حرکت محسن مخلباف تاکیدی است بر این واقعیت که شخصیت آیت الله منتظری شخصیت منحصر به فرد و بزرگی  در تاریخ معاصر ماست که در جنبش سبز هم آیت الله منتظری این شجاعت، استقامت و صراحت اش را به خوبی نشان داده است.

     

    نکته چهارم این که آقای مهندس امیر انتظام در نامه بسیار زیبایی ضمن تشکر از حنا مخملباف که جایزه اش را به مهندس امیر انتظام اهدا کرده بود یکی دو نکته زیبا را مطرح کرده است و آن این اولاً 25 سال زندان نبوده بلکه سی سال زندانی کشیده است و حرف او از اول و در واقع جرم او این بوده که صحبت از جدایی دین از سیاست کرده و تاکید کرده هنوز بر این حرف استوار است  به نظر من همان طور که بچه های دانشجو به آقای امیر انتظام «عباس ماندلا» می گفتند ، این اسوه مقاومت که با سابقه ترین زندانی سیاسی کشور ما است در واقع ماندلای کشور ماست. و این نامه نشان می دهد چگونه این مرد بر اصول خود ایستاده است علی رغم این ظلم بزرگی که طی سی سال به او رفته است.

     

    نکته پنجم این که دانشجویان ونزوئلایی، تظاهراتی را در اعتراض به سفر آقای احمدی نژاد به ونزوئلا و اعلام همبستگی با مبارزات ملت ایران کرده اند و از این حیث بسیار قابل توجه است که حتی در کشوری مثل ونزوئلا با حاکم پوپولیستی مثل آقای چاوز که تا گردن هم کلاه سر ایران می گذارد و قراراست بنزین به دو برابر قیمت به ایران بفروشد و یا این که با پول ایران در کشورش خانه سازی کرده اند، دانشجویان در جو کشور مانند ونزوئلا دست به تظاهرات می زنند و اعتراض می کنند.

     

    و اما نکته آخری که می خواستم بگویم، این است که آقای البرادعی که در اطلاعیه ای اعلام  کرده که نا امید شده است از جواب ایران و پاسخ ایران را دیگر امیدی ندارد  و روزنامه واشنگتن پست  هم نوشته بود که آقای دنیس راس  از طرف آمریکا توانسته چینی ها را قانع بکند به اینکه اگرایران برنامه اتمی اش محدود نشد امکان درگیری در منطقه  هست ومنافع خود چینی ها به خطر می افتد، بنا براین مجموع این ها تاکیدی است بر اینکه به احتمال زیاد در اجلاس شورای حکام آژانس بین المللی انرژی اتمی، یک بیانیه ای که مطرح علیه ایران تصویب خواهد شد و این مقدمه ای می شود بر دور جدید تحریم ها از سال جدید میلادی که بیش از یک ماه دیگر آغاز می شود.

     

    به هر حال  این سیاستهای نادرست حکومت در تعامل  با دنیا، مجددا دارد ما را وارد یک دوره دیگری  از فشار بر مملکت مان می کند.

     

    من آخرین  نکته ای را که باید اضافه بکنم این  هست که، درخواست شده، دعوت شده که در شب 16 آذر، به اصطلاح غروب یکشنبه شب 15 آذر،شب دوشنبه 16 آذر در بسیج اولیه  برای روز دانشجو ، برای اعلام همبستگی  با دانشجویان در روز دانشجو که قرار است در تمام دانشگاههای آزاد ودولتی کشور مراسم داشته باشند، همه الله اکبر روی پشت بام ها بگویند و در  واقع در این آکسیون یا کنش سیاسی سراسری یک آمادگی عمومی و ملی باشد برای همبستگی با دانشجویان درروز دانشجو، 16 آذر که در روزهای آینده به آن خواهیم پرداخت.

     

    تا فردا،شاد و موفق و سرافراز باشید.

     

    به امید پیروزی ایران و ایرانی       

     

متن پیاده شده روز پنجشنبه ۵ آذر ۱۳۸۸ - محسن سازگارا

 

    متن پیاده شده روز پنجشنبه ۵ آذر ۱۳۸۸ - محسن سازگارا

    سلام

    پنجشنبه 5 آذر 88، 26 نوامبر 2009 میلادی

    درباره 5 موضوع صحبت می کنیم،

     

    موضوع اول: تحصن و اعتراض بچه های دانشگاه قزوین است و اعتصاب غذایشان که در اعتراض به دستگیری دوستانشان و برخوردی که مسئول مربوطه کرده که گفته؛ اگر به من بود، اعدامشان می کردم، آزادشان نمی کنم. و به هر صورت این بچه ها را بیشتر معترض کرده و این تحصن و دفاع از حقوق دانشجویانی که دستگیر شده اند در دانشگاه بین المللی قزوین ادامه دارد.

     

    موضوع دوم: تجمع اعتراضی کارگران مجتمع صنعتی گوشت زیاران است که بیش از 150 نفر از کارگران در اعتراض به اینکه چند ماه است که حقوقشان را دریافت نکرده اند، اعتراض کردند. همان طور که قبلا هم عرض کردم، در سطح تمام واحد های صنعتی کشور، چپ و راست، یکی در میان و دائما این اعتراض وجود دارد و نه فقط بحث اضافه دستمزد یا حقوق بیشتر از طرف کارگر نیست بلکه خیلی ساده خواهان این هستند که حقوق و دستمزد عقب افتاده شان پرداخت بشود. بحران اقتصادی کشور که روز به روز عمیق می شود کارخانجات را بیش از پیش در خودش فرو می برد.

     

    موضوع سوم: نامه شماره 15 آقای مهندس موسوی که حتما دیده اید و خوانده اید و توصیه می کنم اگر ندیده اید حتما نگاه کنید، ایشان بسیار خوب بحث کرده در مورد  تعریف بسیج و کسانی که با بسیج فعلی ممکن است همکاری بکنند را سرزنش کرده و فلسفه روز اول این بسیج را که برای دفاع از کشور بوده توضیح داده و لزوم شجاعت و نترسیدن و به نظر من یک نکته ای را هم آقای مهندس موسوی لا به لای حرف هاش گذاشته و آن اینکه رنگ واحدی که مجموع کشور دارد رنگی است که در محرم به پرچم ابا عبدالله الحسین است. من این را مقدمه ای می دانم برای اینکه ان شاء الله در دهه محرم و به خصوص تاسوعا و عاشورا جنبش سبز، پرچم های سبز یاحسین را بتواند در سراسر کشور افراشته بکند و بتواند از این فضایی که به وجود می آید حرکت های خیابانی خودش را داشته باشد.

     

    موضوع چهارم: حرف های دیروز آقای خامنه ای است که جالب است روزی که مهندس موسوی نامه شماره 15 را نوشته، ایشان حرف زده و کاملا تقابل این دو حرف روشن است و تقابل دو دیدگاه که آقای خامنه ای چگونه بسیج را در خدمت شخص خودش و جناح خودش می خواهد. و در واقع چگونه بچه های بسیجی را در خدمت سرکوب فرهنگی و یا آنطور که ایشان تعبیر می کند ابزار جنگ نرم می خواهد. به نظر من این تقابل قابل دقت است و اگر هنوز کسی فکر می کند ممکن است در بسیج چیز مثبتی باشد، توصیه می کنم حتما حرف های آقای خامنه ای را بخواند تا بداند که چگونه ابزار برخورد ایشان است.

     

    موضوع پنجم: ادامه بحثی است که در 3 روز گذشته داشتیم، اگر یادتان باشد راجع به اهداف جنبش صحبت کردیم، چگونه هدف به سه هدف شکسته و چگونه آکسیون ها را دسته بندی کردیم و چگونه توضیح دادیم که جنبش در گسل های اجتماعی حرکت کرده و مهم ترین گسلی که جنبش به خوبی بسیج کرده، گسل علم و جهل است، گسل دانایی و نادانی ست که بهتر از هر مدل کلاسیک و سنتی مارکسیستی و غیره می تواند بسیج عمومی را بکند و امروز راجع به رشد جنبش صحبت می کنیم و جنبش در مسیری که آمده چگونه رشد کرده است و چه مسیری را برای رشد در پیش دارد؟

     

اگر خاطرتان باشد این بحث را قبلا هم کرده ایم که در مورد رشد جنبش، جنبش باید در سه جهت رشد بکند.
 

    جهت اول: جهت جغرافیایی است. جنبش باید بتواند در اقصی نقاط کشور رشد بکند، بالندگی داشته باشد و به دورافتاده ترین نقاط کشور برود. 16 آذر که در دانشگاه های سراسر کشور، آزاد و دولتی، همزمان ساعت 3 بعد از ظهر مراسم 16 آذر خواهد بود، فرصت مناسبی ست که جنبش دانشجویی ایران اهداف جنبش سبز را در سراسر کشور منتشر کند و به رشد جغرافیایی جنبش کمک می کند.

     

رشد دوم: رشد در میان گروه های اجتماعی ست که قبلا هم براساس بحثی که در مورد گسل های اجتماعی کردیم، جنبش به خوبی در گسل جنسیتی، در جنبش زنان توانسته حرکت بکند. در واقع می توان گفت اساسا موتور محرک جنبش سبز، جنبش حقوق مساوی زنان است. جنبش در میان شکاف نسلی خیلی خوب حرکت کرده و در واقع خواست های نسل جوان کشور، خواست های جنبش سبز است.
 
جنبش در میان اقوام ما که زیر ستم مضاعف قرار دارند؛ کرد، ترک، بلوچ، ترکمن باید بهتر از این کار بکند، حرکت هایی را شروع کرده و باید بتواند نشان بدهد که اتصال دارد و خواست های گروه های اجتماعی قومی ما را جنبش سبز با دستیابی به دموکراسی و حاکمیت ملی می تواند برقرار کند. جنبش در میان طبقات اجتماعی حرکت کرده و البته همان طور که عرض کردم رشدش در طبقات اجتماعی بخصوص پیوندش با جنبش کارگری مهم است ولی حرکتی که جنبش در گسل علم و نادانی، عقل و جهل دارد طی می کند این امکان را بهش داده که بسیاری از اقشار شهری، تکنوکرات های شهری، بسیاری از دست اندرکاران سازمان های دولتی و کارمندان و معلمان را بغیر از کارگران به خودش جذب بکند. ولی جای رشد در این جا هست به هر حال قدرت بسیج کنندگی جنبش از قبل این گسل خیلی زیاد است.

     

    مطلب آخر در مورد رشد جنبش رشد کیفی جنبش است. جنبش باید در دو جهت رشد کیفی بکند، یکی در جهت سازمان دهی است که باید بتواند سازمان دهی مناسب داشته باشد و این سازمان دهی شبکه ای که جنبش اتخاذ کرده، توانسته پراکندگی به جنبش بدهد که در سوی مخالف بیش از هر چیزی به دستگاه سرکوب گر سپاه، در عوض سنترالیزم و تمرکز گرایی دیکته کرده است. این یک تقابل بسیار مهمی است که از نقاط قوت جنبش است. یعنی روز اولی که آقای مهندس موسوی در نامه شماره 8 نوشت که ما در شبکه های اجتماعی می رویم به درستی ایشان دست گذاشته بود روی نحوه حرکت جنبش و نحوه رشد شبکه ای جنبش و حفظ ارتباطات این شبکه ها در فضای اینترنتی، در فضای تلفنی، در فضای حتی فرد به فرد، در فضای اطلاعیه ها، در فضای اسکناس نویسی، دیوار نویسی، ارتباطی که این شبکه ها با همدیگر برقرار می کنند، نقطه قوت جنبش است بدون اینکه یک سنترالیزم یا تمرکزی باشد که بتوانند به آن حمله بکنند و صدمه بزنند.

     

    در عوض سپاه که در مقابل ملت ایستاده ناچار است که دائما به سمت تمرکز برود و دائما برای اینکه احساس امنیت می کند، دست بگذارد روی وزارت اطلاعات، دولت، نهادهای اقتصادی، نیروی انتظامی و جاهای مختلف و تمرکز گرایی بکند که این باعث می شود قدرت مدیریتی اش پایین بیاید و این احساس عدم امنیتش رفع نمی شود برای اینکه دائما دشمنان جدید برای خودش به وجود می آورد.

     

    این دو جهت در مقابل هم نشان می دهد که جنبش چرا روز به روز نیرومندتر می شود و طرف مقابل امکان سرکوبش را ندارد. بخصوص اینکه ما می دانیم یک روش بیشتر ندارند و آن اینست که خشونت بکنند، سرکوب بکنند. جنبش هم خوب یاد گرفته چگونه وقتی آن ها خشونت می کنند پخش می شود مخصوصا 16 آذر که به نوعی تظاهرات پراکنده در سطح کشور می کند، و در مقاطعی که می داند آن ها مثل دهه محرم در مقابل انتخاب باخت – باخت قرار می گیرند، می تواند به خیابان بیاید و کارهای دیگری که می کند.

     

    بنابراین اینجا می توانم بحث این چهار روز را تمام کنم و نشان دهم که چگونه در ارزیابی 5 ماهه مان جنبش درست حرکت کرده و به تدریج ان شاء الله برای آکسیون نهایی آماده می شود.

     

    تا فردا شاد پیروز و موفق و سرافراز باشید

    به امید پیروزی ایران و ایرانی 

     

پوستر 16 آذر - بخش پنجم

عکس: پوستر 16 آذر - بخش پنجم


پوستر های 16 آذر از روز بعد از 13 آبان آماده شدند. بعضی پوستر ها هم حتی قبل از 13 آبان تهیه شده بودند! راهپیمایی روز قدس و روز 13 آبان که توسط حکومت تدارک دیده شده بودند، توسط سبز ها به تسخیر کامل درآمدند. اما سبزها روز 16 آذر را تسخیر نمی کنند. روز 16 آذر روز خود سبزهاست. روز دانشجو است. روز نماد مبارزه با دیکتاتوری. روز تجدید میثاق با تمام شهدای جنبش ادامه دار دانشجویی است. سالگرد روزی است که به قول شریعتی سه آذر اهورایی این خاک بر زمین افتادند. امروز این روز رنگ سبز به خود گرفته است.

پوسترهای 16 آذر را تا روز 16 آذر برایتان خواهیم فرستاد. با ارسال این پوسترها به دوستان خود، از آنها بخواهید تا در راه این مبارزه مقدس به خیل انبوه سبزها بپیوندند.

دانشجو می میرد، ذلت نمی پذیرد.

?ui=2&view=att&th=12512df14603b4c5&attid=0.1&disp=attd&realattid=ii_12512df14603b4c5&zw            ?ui=2&view=att&th=12512dee65cd7c8b&attid=0.1&disp=attd&realattid=ii_12512dee65cd7c8b&zw

?ui=2&view=att&th=12512def3b77b839&attid=0.1&disp=attd&realattid=ii_12512def3b77b839&zw      ?ui=2&view=att&th=12512defa017748f&attid=0.1&disp=attd&realattid=ii_12512defa017748f&zw

?ui=2&view=att&th=12512df09d395acc&attid=0.1&disp=attd&realattid=ii_12512df09d395acc&zw

پایان متن
گروه خبری دانشجویی موج سبز

--
شانزدهم آذر را زنده نگه داريم

شانزدهم آذر دیگر تنها روز دانشجو نیست

16 آذر دیگر تنها روز دانشجو نیست


"روزهایی که می‌گذرد از روزهای سیاه تاریخ چند هزار ساله سرزمینمان و تاریخ جنبش دانشجویی است و شاید بتوان با اطمینان تاکید کرد، این زمانه تاریک ترین زمانه این جنبش است. در حالی که هربار که سری به ایمیل و سایت‌های فیلتر شده می‌زنیم نامی دیگر از دانشجویان بازداشتی می‌بینیم و هر بار که صدای تلفن را می‌شنویم نگران هستیم که کدام دوست بازداشت شد وکدام همکلاسی قرار است ادامه ترم را در «دانشگاه اوین» سپری کند."

تلخ است برای ما که دست وپا میزنیم تا شاید کاری برای آنها بکنیم اما هیچ نمیشودکرد.اما تلخ کامی این روزها برای ما در همین روزهای نزدیک یعنی روز خودمان، روزدانشجو به شیرینی بدل خواهد شد؛اما چه اسفناک است کسانی که این روزها را برای ما تلخ کرده اند و تنها مشغولیتشان بازداشت و دستگیری است این تلخی را 16آذر باتمام وجود حس خواهند کرد. وقتی سیل خروشان جمعیت در دانشگاه تهران ومیدان انقلاب تلخی را به کامشان خواهد نشاند.

همه خوب میدانیم؛ ازصداوسیمای حکومتی میشنویم واز بیانات مقامات دستگیرمان شده که همهء دغدغه نیروهای سرکوبگر معطوف به 16 آذر شده است. چون خوب میدانند که در سالهای خاکستری وقتی روزهای خوشی همچون قدس و 13 آبان داشتند 16 آذر روز سیاهشان بود وروز اعتراض وتجمع وراهپیمایی چه رسد به حالا که قدس و13آبان هم برایشان سیاه شده!

این روزها رابرای ما که دلبسته دوستانمان هستیم سیاه میکنند حال آنکه نمیدانند روز سیاهشان درراه است. هدفشان آرامش در 16آذر است؛تعلیق میزنند؛احضار به کمیته انظباطی ودادگاه انقلاب میکنند،دادگاههای معوقه رابرگزار کرده وده ها دانشجو رابازداشت میکنند اما این تاکتیک، این هدف را نتیجه نخواهد داد وتنها صدها بهانه مارابه هزاران بهانه افزایش خواهد داد.

این 16 آذر دیگر تنها روز دانشجو نیست،بلکه یکی دیگر ازروزهای سبز تاریخ ایران خواهد شد،که زردی دشمن را عیانتر خواهد کرد. این 16 آذر تنها در دانشگاه ها نخواهد بود بلکه خیابانها نیز میزبان مردمی خواهند بود که در حمایت از جنبش دانشجویی به پا خواسته‌اند. بازداشت گسترده دانشجویان در علامه که خانه دوم من است- وخوب میدانم مهره استبداد"حجت الاسلام صدرالدین شریعتی" برای ماندن در این مقام و خوش خدمتی به اطلاعات که خانه اش است چه برنامه ها که ندارد-؛در فردوسی(مشهد)- شیراز- اصفهان- خواجه نصیر- تهران- شریف-پلی تکنیک- بابلسر-دانشگاه آزاد و... تنها نشانه ترس حاکمیت از روز دانشجو است.

اما بازداشت صدها فعال دانشجویی دیگر نیز عید غدیر را رادر آرامش نخواهند گذراند و شب 16آذر خواب راحت نخواهند داشت؛ چون تجمعات سبز هیچ رهبر وراهبری ندارد و هر ایرانی خود رهبری است که مسیر دموکراسی و آزادی را یافته است وپس از صد سال مبارزه وجان فدای آزادی کردن دیگر ایرانیان آموخته اند که چگونه بر سر استبداد فریاد برآورند.

هریک از دانشجویان آزاد (ازاوین) و آزاده ایرانی به جای هریک از دانشجویان دربند نیز فریاد (دانشجو میمیرد ذلت نمیپذیرد)را سر خواهنددادو مردم آگاه ایران زمین که طی ماه های سخت و تلخ پس از کودتای 22خرداد حضور فعالانه دانشجویان رادیده اند برای حمایت ازدانشجویان به دانشگاه خواهند آمدومرگ بر دیکتاتور را با آنها سر خواهندداد. ای کاش آن رئیسی که در هر سخنرانی و مصاحبه خود رادانشگاهی معرفی میکند واقعا دانشگاهی بود تا آخرین سنگر آزادی اینگونه به خاک وخون کشیده نمی‌شد.

به یاد بیش از صد دانشجوی دربند میهنم که میشناسم و نمیشناسمشان و میدانم آزادانه ایستاده اند وتقدیم به همکلاسی های دربندم مجید دری-مرتضی اسدی- علیرضا موسوی- محمد نیکفر- احمد میر طاهری- امیر کاظم زاده- یاسر معصومی-علیرضا زرگروحمید قهوه چیان نه ستاره علامه ای دربند که در 5 سال گذشته تعلیق و توبیخ و ممنوع الورودی را با هم گذراندیم.

پایان متن


گروه خبری دانشجویی موج سبز

--
شانزدهم آذر را زنده نگه داريم

دانشجويان دانشگاه آزاد نجف‌‌آباد: وعده ما، دوشنبه 16 آذر»

 

    دانشجويان دانشگاه آزاد نجف‌‌آباد: وعده ما، دوشنبه 16 آذر»

     

    دانشجویان دانشگاه آزاد واحد نجف‌آباد به مناسبت فرا رسیدن 16 آذر، روز دانشجو بیانیه‌ای صادر کردند.

     

    در این بیانیه ضمن اشاره به ظلم و ستمی که از 16 آذر 1332 تا 16 آذر 1388 بر دانشجویان رفته است از دانشجویان دانشگاه آزاد نجف‌آباد دعوت شده تا در مراسم 16 آذر در این دانشگاه شرکت کنند.

     

    به گزارش خبرنامه امیرکبیر متن این بیانیه بدین شرح است:

     

    به نام آفریدگار عدل و داد

    56 سال گذشت و 16 آذر دیگری فرا رسید. و چه این 56 سال بر دانشجو سخت گذشت. دانشجو با تقدیم 3 شهید روزی را در تقویم از آن خود كرد. روزی كه سربازان دولت كودتای فضل آلله زاهدی به دانشگاه تهران هجوم آوردند و سه تن از دانشجویان را در صحن دانشگاه به خاك و خون كشیدند. انقلاب به پیروزی رسید قرار شد دانشجو تاج سراین مملكت باشد، قرار شد حرمتش را پاس بدارند، انتقادش را براندازی نخوانند.

     

    ولی باز چرخ فلك به كام او نگشت. باز به دانشگاه ها حمله كردند 18 تیرها آفریدند. دانشجو را فریب خورده و آلت دست نامیدند، برای مواظبت از او در هر دانشگاه پایگاه بسیج راه انداختند. آنها را به زندان افكندند، از تحصیل محروم كردند، به جرم انتقاد كردن ستاره دارش كردند.

     

    این بار موسم انتخابات فرا رسید دولتی كه سعی می كرد دانشجویان را با ستاره دار كردن و محروم كردن از تحصیل از كار سیاسی دور كند با موج خروشان دانشجویان علیه خود مواجه شد. از كسب رای در دانشگاه ها قطع امید كرد، اما گذاشت تا به موقع با آنها تصفیه حساب كند. او حالا با كودتا پیروز انتخابات شده بود و چون خلف صالح خود فضل الله زاهدی كه از كودتای خود علیه مصدق سرمست بود، این برادران لباس شخصی را دوباره به میدان فراخواندند و به خوابگاه های دانشگاه های تهران، شیراز، تبریز و صنعتی اصفهان تاختند.

     

    فعالان سیاسی دانشگاه ها را به زندان انداختند. در دانشگاه ها چون زندان ها دوربین های امنیتی نصب كردند. بیش از 350 دانشجو را به كمیته های انظباطی فراخواندند و آنها را مشمول بیش از 100 ترم (یعنی 50 سال) تعلیق كردند. روز دیگر گفتند علوم انسانی و سیاسی موجب فساد است و باید آنها را اسلامی كنیم.

     

    اوین را دانشگاه و ایران را بازداشتگاه كردند.

     

    هان ای برادر من: ایران این سرزمین زخم خورده از استبداد و استعمار داخلی و خارجی گرفتار اهریمنی دیگر شده است، حال این ما هستیم كه باید چون اسلاف شهیدمان از این سرزمین پارسیان در برابر دروغ و استبداد دفاع كنیم.

     

    روی دیگر سخنمان با بسیجیان است كه "قرار بود بسیج مستضعفین یاشند نه آلت دست زوزمندان و نه چماقی بر سر ضعیفان. قرار نبود كه در برابر خواست مردم ماشین سركوب شوند." قرار بود شما وارثان باقری ها و باكری ها برای ما باشید نه شعبان بی مخ ها.

     

    ای برادر توصیه من به تو این كلام قرآن است :

    «‌یا ایها‌الذین آمنوا اتقوا‌الله و کونوا مع الصادقین‌» / «‌ای کسانی که ایمان آورده‌اید از خدا پروا کنید و با راستگویان باشید‌»

     

    وعده ما: دوشنبه 16 آذر - ساعت 12 - روبروی دانشکده فنی 1

     

    به یاد مظلومیت دانشجو و شهدایش و دانشجویان زندانی



--
شانزدهم آذر را زنده نگه داريم

دیدار خانواده های زندانیان سیاسی با کروبی

 

    دیدار خانواده های زندانیان سیاسی با کروبی

     

    تعدادی از خانواده های زندانیان سیاسی به همراه جمعی از زنان اصلاح طلب به دیدار مهدی کروبی رفتند تا از ایستادگی و شجاعت وی تقدیر کرده و دغدغه های سیاسی و اجتماعی خود را با او در میان گذارند.

     

    به گزارش نوروز، زنان اصلاح طلب در این دیدار، دلسوزانه از نگرانی های خود در اوضاع و شرایط کنونی جامعه ایران سخن گفتند و وظیفه انقلابیون اصیل و سرمایه های انقلاب را در این زمینه یادآور شدند.

     

    در ابتدای جلسه رییس مجمع زنان اصلاح طلب با یادآوری تقارن این روز با چنین روزی در 20 سال بیش در مکه مکرمه یاد آور شد که به یاد دارم که در آن روز آقای کروبی با چهره ای خونین در کنار زائران ایرانی و همراه ایشان بودند و توجیه اعمال وهابیون برای ما سخت نبود. اصولا یکی از ویژگی های ایشان مردمی بودن است که دربرهه های مختلف در کنار ملت حضور داشته و اکنون نیز میبینیم که در کنار مردم ایران ایستاده و آن ها را تنها نگذاشته است و متأسفانه ما صحنه ای مشابه آن فاجعه خونین در مکه همین جا در کشور اسلامی خودمان شاهد بودیم که به هیچ وجه قابل توجیه نیست.

     

    وی گفت: ما زنان از شجاعت و شهامت شما تقدیر می کنیم و برای حفاظت از آرمان ها و ارزش های امام و انقلاب در این حرکت مردمی و گسترده در کنار شما اعلام آمادگی می کنیم.

     

    سپس بروجردی، معاون اجتماعی وزارت کشور دوره اصلاحات، خطاب به آقای کروبی یاد آور شد که ما مطمئن هستیم که آرمانی که شما به خاطر آن سالها زندان را متحمل شدید، اگر اکنون ما در درون خود انسجام لازم را داشته باشیم ، قابل تحقق است و ما می توانیم حقایق را به جامعه عرضه کنیم و همین جا اعلام می کنیم که برای همکاری های لازم، در کنار شما خواهیم بود. وی با اشاره به لزوم کار فرهنگی گفت که متاسفانه در جامعه اسلامی ما حتی در دانشگاه ها عده ای بدون کوچکترین مانع و با استفاده از امکانات بیت المال به دنبال تئوریزه کردن و ترویج خشونت با مبانی ایدئولوژیک هستند و با همین هدف روی مبانی فکری جوانان کار می کنند و این خطری جدی برای جامعه است. در حالی که ما رسانه ای برای ترویج فرهنگ اصیل اسلامی و آرمان های اصلاح طلبی در اختیار نداریم و تنها امکان ما مجالس و محافل خصوصی مان است.

     

    فخر السادات محتشمی بور نیز با اشاره به اهمیت تاریخ گفت که تاریخ گذشته ایران که اکنون در اختیار ماست، در ثبت وقایع خلأ های فراوان دارد اما این روزها برای ثبت رویدادها، تاریخ ابزار و امکانات مدرن و دقیق تری وجود دارد و در آینده آشکار خواهد شد که دوره ای که در آن به سر می بریم چه میزان قابل کاوش و مطالعه است. و آیندگان با فراغ بال و بدون مانع و سانسور بهتر درک می کنند که در این مقطع چه وقایعی رخ داده است.

     

    وی افزود: امروز زندگی شاهان را از تاریخ ایران حذف می کنند در حالی که بر همه مسلم است که تاریخ ما براساس سلسله نگاری است و با حذف شاهان عملا چیزی از آن نمی ماند چرا که کاتبان و دبیران درباری تا قبل از دوره معاصر توجهی به رویدادهای اجتماعی مستقل از ارتباطشان با سلطنت وحکومت، نداشته اند. و از همین رو پژوهشگران برای پژوهش های تاریخی بی طرفانه در کنار بهره گیری از تاریخ نگاری درباری و رسمی و حکومتی به اسناد و شواهد تاریخی دیگر نیز مانند خاطرات شخصیت های تاریخی توجه نشان می دهند و از نظر مورخین خاطرات افراد نیز سند تاریخی و قابل بررسی است. و امروز ما به تعداد کنشگران اجتماعی و حتی شاهدین و ناظرین وقایع رخ داده خاطره نویسی هایی داریم که چه بسا منتشر نشده اما اسناد پر بهایی برای آیندگان و معیار قضاوت آنان خواهد بود.

     

    همسر آزاده دربند سیدمصطفی تاجزاده در ادامه با اشاره به ریشه های حرکت های اخیر مردمی گفت: به تصور من نیروهای انقلابی که نقش برجسته ای در شکل گیری و پیروزی انقلاب اسلامی داشته اند، اکنون حضور کم رنگی دارند در حالی که انقلابیون اصیل باید در این مقطع بیش از پیش به وظایف خود وقوف داشته علیرغم خواسته اقتدارگرایان، برای جلوگیری از انحراف نقش پررنگ و اثرگذار داشته باشند تا افراد نوظهور و بی ریشه که بعضا هیچ گونه نسبتی با انقلاب و آرمان های امام ندارند، امروز داعیه دار و صحنه گردان نشوند و بیش از این میان نسل انقلاب با نسل جدید به دلیل استحاله ارزش ها، فاصله نیفتد.

     

    مرضیه آذرافزا از فعالان جامعه مدنی نیز با اشاره به فراز نشیب های 30 سال گذشته گفت که جنبش فعلی مردمی خصلت مهمی دارد و به این دریافت دست یافته که همه سلایق باید در کنار هم وجود داشته باشد و اندیشه حذفی باید کنار گذاشته شود. این مسئله اولویت جنبش سبز است. ما در این شرایط یک به هم بیوستگی عمیقی را میان ایرانیان در سراسر جهان شاهدیم که فارغ از اختلاف سلیقه ها قابل احترام و دارای ارزش است.

     

    همسر عبدالله مؤمنی زندانی سیاسی پس از انتخابات نیز در این جلسه از بدرفتاری هایی که طی این بیش از 5 ماه با او که همسر شهید است و همسرش که توفیق سرپرستی فرزندان برادر شهیدش را داشته است، سخن گفت و از این که مسئولین قضائی از او می خواهند که از شهیدش سخن نگوید و ایثارگر بودنش را فراموش کند، اظهار تعجب کرد و گفت ما بر سر آرمان هایی که خون شهیدانمان به پای آن ریخته شده ایستاده ایم و به آن افتخار می کنیم.

     

    کروبی که این روزها میزبان جریانات مختلف فکری و سیاسی در منزل خود می باشد و به دلیل بسته شدن دفاتر کاری و حزبی و شخصی از تنها امکان خود برای گفتگو و ارتباط مردمی بهره می گیرد از حضور زنان اصلاح طلب و خانواده های زندانیان سیاسی در منزل خود تشکر کرد و موکدا اعلام نمود که آمادگی کامل دارد تا بحث های مختلف و متنوعی را در جلساتی مشابه داشته باشد.

     

    او پس از خوش آمدگویی از تاثر عمیق خود از وقایع پیش آمده پس از انتخابات سخن گفت. تاثر از اینکه همسران برخی از حاضرین در جمع که از انقلابیون اصیل و خانواده شهدا و ایثارگران هستند بی گناه در زندان به سر می برند.

     

    او به نقش زنان در مقاطع حساس تاریخ اشاره کرد و گفت: زنان در انقلاب و حتی در زمان جنگ نقش فعالی داشتند. من در مجلس از نمایندگان زن همواره می خواستم که به مطالعه گذشته زنان در جامعه ایران ببردازند و تاریخ را بازنگری کنند. زمانی هم که در بین بزرگان نظام برای حضور جدی زنان سخن به میان آمد در زمان آیت الله هاشمی رفسنجانی نیز من اصرار داشتم که به جای دفتر امور زنان، معاونت زنان باشد که لااق یک زن به عنوان معاون رئیس جمهور حق ورود به کابینه را داشته باشد تا این سد در برابر حضور سیاسی زنان شکسته شود.

     

    کروبی با اشاره به وضعیت کنونی جامعه گفت مسلما ما از این وضعیت ناگوار و شرایط تلخ، عبور خواهیم کرد و من هر چند قصد ندارم به مسئله انتخابات ببردازم اما به هر حال انتخاباتی انجام شد که برخی نسبت به آن معترض بودند و جمعیت انبوهی از مردم به خیابان آمدند. این که عده ای را بیشابیش بگیرند و بگویند که ما حوادثی را بیش بینی می کردیم درست نیست. متاسفانه کار را به جایی رسانده اند که انقلابیون را متهم به مسائلی می کنند که در شان انقلاب نیست.

     

    بسیاری از اصولگرایان نیز از این وضع ناراضی هستند . واقعیت این است که اگر نسبت های ناروا به بزرگان روا داشته شود و اعتبار آنها را از بین ببرند و اعتماد مردم را سلب کنند ، اگر روزی واقعه تلخی رخ دهد و بخواهند به ملت ایران واقعیت را بگویند و همراهی آنان را بطلبند، خدای نکرده مردم باور نخواهند کرد و اطمینان نخواهند نمود.نباید رفتاری در جامعه انجام شود که باعث سلب اعتماد مردم گردد.

     

    نظر من این است که باید با مردم صادقانه و شفاف سخن گفت . مثلا باید در مورد مرگ بزشک جوان کهریزک نیز واقعیت گفته شود تازمینه ساز شایعه نگردد چرا که در فضای بی خبری، شایعه ها مطرح می شوند و اهمیت می یابند.

     

    من می گویم حقوق شهروندی تمام ملت ایران باید رعایت شود. باید تلاش کنیم تا دیدگاه و تفکراتمان را در چارچوب انقلاب و جمهوری اسلامی بیان کنیم. وقتی می گویم جمهوری اسلامی منظور جمهوری اسلامی است که 98 در صد ملت ایران به آن آری گفتند نه جمهوری اسلامی که برخی که از پایه به آن اعتقادی ندارند،میگویند.

     

    باید در شرایط فعلی تذکر داده شود که گروهی به شدت به دنبال این هستند که مردم از حرکت اصلاحی دست بکشند و به خشونت روی آورند، تا حرکت مردم سرکوب شود. ما باید مرز خود را شفاف کنیم تا توجیهی برای سرکوب و خشونت علیه مردم نباشد. بسیاری از بزرگان و دلسوزان از این وضعیت ناراضی اند، اما گروهی بی ریشه در انقلاب ایران قدرت را در دست گرفته اند و به هیچ وجه قصد ندارند از آن دست بکشند و این به ضرر جامعه است.

     

    من می گویم همه ما یک اعضای یک خانواده ایم وباید اختلاف سلیقه ها تحمل شود و باید از خشونت در جامعه برهیز شود.

     

    من و آقای موسوی هم در همین جا با هم در مورد این مسائل صحبت کردیم که نباید هیچ خشونتی در جامعه وجود داشته باشد.

     

    وی در بایان سخنان خود با آرزوی آزادی بی گناهان دربند، بار دیگر از حضور زنان اصلاح طلب و خانواده های زندانیان سیاسی تشکر کرد و اظهار امیدواری کرد که در جلساتی دیگر سوالات اساسی و دغدغه های مطرح شده به بحث گذاشته شود.

     



--
شانزدهم آذر را زنده نگه داريم

پوستر 16 آذر - بخش چهارم

عکس: پوستر 16 آذر - بخش چهارم

 
پوستر های 16 آذر از روز بعد از 13 آبان آماده شدند. بعضی پوستر ها هم حتی قبل از 13 آبان تهیه شده بودند! راهپیمایی روز قدس و روز 13 آبان که توسط حکومت تدارک دیده شده بودند، توسط سبز ها به تسخیر کامل درآمدند. اما سبزها روز 16 آذر را تسخیر نمی کنند. روز 16 آذر روز خود سبزهاست. روز دانشجو است. روز نماد مبارزه با دیکتاتوری. روز تجدید میثاق با تمام شهدای جنبش ادامه دار دانشجویی است. سالگرد روزی است که به قول شریعتی سه آذر اهورایی این خاک بر زمین افتادند. امروز این روز رنگ سبز به خود گرفته است.

پوسترهای 16 آذر را تا روز 16 آذر برایتان خواهیم فرستاد. با ارسال این پوسترها به دوستان خود، از آنها بخواهید تا در راه این مبارزه مقدس به خیل انبوه سبزها بپیوندند.

دانشجو می میرد، ذلت نمی پذیرد.


?ui=2&view=att&th=12512d61ad8108a7&attid=0.1&disp=attd&realattid=ii_12512d61ad8108a7&zw

?ui=2&view=att&th=12512d62ac898094&attid=0.1&disp=attd&realattid=ii_12512d62ac898094&zw

?ui=2&view=att&th=12512d63df6beed5&attid=0.1&disp=attd&realattid=ii_12512d63df6beed5&zw

?ui=2&view=att&th=12512d653ec323dc&attid=0.1&disp=attd&realattid=ii_12512d653ec323dc&zw

پایان متن
گروه خبری دانشجویی موج سبز


--
شانزدهم آذر را زنده نگه داريم

اعتراض دانشجویی در دانشگاه تهران

 

    اعتراض دانشجویی در دانشگاه تهران

     

    بعد از ظهر امروز، دانشجویان دانشگاه تهران در اعتراض به ادامه بازداشت دانشجویان دست به اعتراض زدند و خواستار آزادی هرچه سریعتر آنها شدند.

     

    به گزارش خبرنامه امیرکبیر در این اعتراض که در دانشکده ادبیات دانشگاه تهران شکل گرفت، دانشجویان خواستار آزادی دانشجویان دربند از جمله، احسان دولتشاه دانشجوی فلسفه، البرز زاهدی دانشجوی حقوق و مهرداد بزرگ دانشجوی دانشکده فنی این دانشگاه شدند.

     

    دانشجویان همچنین تصاویری از دانشجویان بازداشت شده و همچنین شعارهایی برای «آزادی دانشجویان اسیر» در نقاط مختلف دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه تهران نصب کردند.

     

    پیش از این نیز در هفته گذشته دانشجویان دانشکده‌ برق و کامپیوتر دانشگاه تهران در تجمعی اعتراضی خواستار آزادی دانشجویان دانشگاه تهران از جمله مهرداد بزرگ هم دانشکده ای خود شده بودند.

     



--
شانزدهم آذر را زنده نگه داريم