۱۳۸۸ شهریور ۱۱, چهارشنبه

واشنگتن پست: احمدی نژاد ۲۳ سپتامبر به نيويورک سفر می کند

    واشنگتن پست: احمدی نژاد ۲۳ سپتامبر به نيويورک سفر می کند/"کاروان های صلح و آزادی برای ایران" ٢٤ سپتامبر در پشتیبانی ازخواسته مردم ایران- نيويورک

     

    11 شهریور 1388

     

    واشنگتن پست نوشت:" در حالی که چند هفته تا ضرب الاجل آمريکا برای آغاز گفت‌وگوها باقی است، يک سخنگوی محمود احمدی نژاد روز دوشنبه اعلام کرد که وی قصد دارد برای ايراد سخنرانی در نشست سالانه‌ی مجمع عمومی سازمان ملل در ۲۳ سپتامبر به نيويورک سفر کند. اين در حالی اعلام شد که فشار بين المللی برای اعمال تحريم در صورتی که ايران قصد مذاکره درباره‌ی برنامه هسته‌يی اش را نداشته باشد هم چنان ادامه دارد.

     

    به گزارش خبرگزاری دانشجويان ايران (ايسنا)، در ادامه‌ی اين گزارش آمده است: اين سفر (احمدی نژاد به نيويورک) با ضرب الاجل ۱۵ سپتامبر تعيين شده از سوی کاخ سفيد برای پاسخ گويی ايران به پيشنهاد برای آغاز گفت‌وگوها درباره‌ی مساله‌ی هسته‌يی تلاقی می کند. اين اولين سفر احمدی نژاد به يک کشور غربی از پس از انتخابات ماه ژوئن در اين کشور خواهد بود. 

     

    روز دوشنبه در برلين، رهبران آلمان و فرانسه تاکيد کردند که ايران بايد به نگرانی‌های بين‌المللی درباره‌ی برنامه‌ی هسته‌يی‌اش به زودی پاسخ دهد يا اين که با پيامدهايش روبرو شود.

     

    نيکلا سارکوزی رييس جمهور فرانسه پس از ملاقات با آنگلا مرکل، صدراعظم آلمان گفت که اقداماتی بايد در ماه سپتامبر اتخاذ شود که اراده‌ی ايران برای همکاری يا عدم همکاری را ارزيابی کند.

     

    وی گفت که اگر ايران پاسخ ندهد، آلمان و فرانسه در درخواست برای تقويت تحريم ها متحد خواهند شد.

     

    واشنگتن پست افزود: احمدی نژاد به طور مرتب از پس از انتخابات سال ۲۰۰۵ در نشست سازمان ملل شرکت کرده است. سخنرانی‌های وی در نيويورک جنجالی بوده است و عموما با اعتراضات روبرو شده است. مقامات سازمان ملل حضور احمدی نژاد را تاييد کردند و گفتند که همان احتراماتی که در رابطه با ديگر سران کشورها رعايت می‌شود در رابطه با او نيز رعايت خواهد شد. بان کی مون، دبيرکل سازمان ملل اخيرا گامی در جهت به رسميت شناختن پيروزی احمدی نژاد در انتخابات با ارسال يک نامه ديپلماتيک متداول به مناسبت آغاز به کار وی برداشت.

     

    مقامات آمريکايی گفتند که آمريکا به دعوت نامه‌های سازمان ملل حتی جنجالی‌ترين رجال خارجی احترام می گذارد و آنها اين طور تلقی می کنند که ويزای احمدی نژاد برای سفر به آمريکا تاييد خواهد شد، اما دورنماهای گفت‌وگوهای مستقيم با مقامات ايران ضعيف به نظر می رسد. در ماه ژوئيه آمريکا دعوت از ديپلمات‌های ايرانی برای شرکت در جشن‌های چهارم ژوئيه در نمايندگی‌های ديپلماتيک و سفارت خانه‌های آمريکا را پس گرفت.

     

    علی اکبر جوانفکر، مشاور مطبوعاتی احمدی نژاد از اظهارنظر درباره‌ی موضع دولت ايران در خصوص پيشنهاد آمريکا برای گفت‌وگوها خودداری کرد. مقامات ايران گفته اند که پيش از توافق برای مذاکرات به شواهد بيشتری مبنی بر اين نياز دارند که سياست‌های آمريکا به نفع آنها تغيير کرده است.

     

    محمد مرندی، رييس بخش مطالعات آمريکای شمالی در دانشگاه تهران گفت: ايران هيچ گونه ضرب الاجلی را که به صورت يک جانبه تعيين شده باشد، به رسميت نخواهد شناخت.

     

    وی گفت: (ايران ) قصد دارد در آينده ای نزديک يک سری پيشنهادات را برای حل مسايل باقی مانده مطرح کند.

     

    احمدی نژاد فقط يکی از چند مقام جنجالی است که در نشست سازمان ملل شرکت می‌کنند؛ ديگران شامل هوگو چاوز، رييس جمهور ونزوئلا، معمر قذافی ، رهبر ليبی که دولتش رياست شصت و پنجمين نشست مجمع عمومی را به عهده دارد می باشد. هوجين‌تائو، رئيس جمهور چين نيز در مجمع عمومی سخنرانی خواهد کرد و اين اولين بار است که رييس جمهور چين در نشست سالانه سخنرانی ايراد می کند.

     

    جوانفکر در مصاحبه ای گفت: آمريکايی‌ها از هر فرصتی که به دست می‌آورند برای نشان دادن دشمنی عليه انقلاب ايران استفاده می کنند.

     

    وی افزود: گروه‌های اپوزيسيون که در آمريکا ساکن هستند فقط عروسک های خيمه شب بازی هستند که از چنين شرايطی از آنها استفاده می شود.

     

اوباما و ديگر مقامات آمريکايی گفته اند که می خواهند توسعه قابليت هسته‌يی در ايران را متوقف کنند زيرا اصرار ايران بر اين که از اين فن آوری فقط برای اهداف صلح آميز استفاده خواهد شد را باور ندارند.
 

    ((کاروان های صلح و آزادی برای ایران))

     

    بسوی سازمان ملل برای تجمع در روز ٢٤ سپتامبر در پشتیبانی ازخواسته مردم ایران برای استقرار دموکراسی و حقوق بشر و در اعتراض به محمود احمدی نژاد

     

    هموطنان ما در ایران برای دستیابی به آزادی، دموکراسی و حقوق انسانی خود در چهارچوب یک حکومت متکی بر مردم به پا خاسته اند و برای آن هزینه ای بس گزاف و غیر قابل جبران با جان آزاد زنان و مردان و جوانانی چون ندا، سهراب، فهیمه، پریسا، ترانه، علیرضا و کیانوش پرداخته اند. این زنده یادان با خون خود نوشتند و از جان خود گذشتند تا جهانیان بدانند که ((ایرانی می میمرد، ذلت نمی پذیرد)). علیرغم ضایعاتی این چنین جانکاه، مردم ایران بدون کوچکترین تزلزلی همچنان به مانند روز پرشکوه ٢٥ خرداد ١٣٨٨، با تکیه بر خرد جمعی و خود سازماندهی، بر مبارزه مسالمت آمیز تاکید دارند. در این اجتماعات، چه میلیونی و یا صد نفره، هیچ گاه یک ایرانی دموکراسی خواه عقیده ایرانی دیگر را تفتیش، تکفیر و یا نفی نکرده است. آنچه همه آنان را همسو و متفق کرده است، خواسته ی دموکراسی و حقوق بشر است.

     

    ما ایرانیان بیرون از کشور با همه ی وجود و توان در همراهی با هم میهنانمان کوشیده ایم و تا پیروزی نهایی که اکنون طلایه آن در آسمان کشورمان پدیدار گشته است از تلاش دست نخواهیم کشید. ما نیز که بسیاری سالهاست به ناچار در مواجهه با نظام سرکوبگر و تمامیت خواه جمهوری اسلامی از مام وطن جدا شده ایم، بنابر خرد جمعی ملی و جهانی به مبارزه مسالمت آمیز پای بندیم.

     

    ما امضاء کنندگان این بیانیه، در پشتیبانی از خواسته های مردم ایران برای استقرار دموکراسی و حقوق جهانی بشر و در اعتراض به حضور احتمالی محمود احمدی نژاد در اجلاس سالیانه سازمان ملل، با تشکیل کاروان های خود به سوی نیویورک می رویم تا در روز ٢٤ سپتامبر همراهی و همصدایی خود با هم میهنانمان را به گوش جهانیان برسانیم. ما همچنین خواهان آزادی تمامی زندانیان سیاسی و تعیین گزارشگر ویژه از جانب سازمان ملل برای رسیدگی به نقض گسترده حقوق بشر در ایران خواهیم بود.

     

    ما امیدواریم که ایرانیان خارج از کشور با تشکیل کاروان های خود به این تجمع رونق و قدرت بیشتری بخشند. این کاروان ها با حفظ یگانگی بر اساس اصول کلی ذکر شده در بالا و با توجه به گوناگونی دید گاههای سیاسی، در امر سازماندهی خود مختارند و نیازی به کسب تکلیف از هیچ مرجع و یا شخصی را ندارند. ما به بلوغ و قابلیت خویش و هموطنانمان برای رعایت مناسبات دموکراتیک در کاروان های خود و نیز درارتباط با کاروان های دیگرباور داریم.

     

    به امید دیدارهموطنان در کاروان های رنگارنگ صلح و آزادی برای ایران در نیویورک.

     

    1. دلنازآبادی (کالیفرنیا)

    2. فریدون آشنا (کالیفرنیا)

    3. ژانت آفاری (کالیفرنیا)

    4. مونا آفاری (کالیفرنیا)

    5. محمد ابطحی (نیوجرسی)

    6. شهرزاد ارشادی (کانادا)

    7. نسرین الماسی (کانادا)

    8. فریبا امینی (دلاور)

    9. ناهید احکامی (نیوجرسی)

    10. نازنین افشین جم (کانادا)

    11. حمید اکبری (ایلینوی)

    12. سیمین اکبری (اوهایو)

    13. مهدی امین زاده (کالیفرنیا)

    14. سیروس بینا (مینه سوتا)

    15. هوشنگ پاکپور (کالیفرنیا)

    16. میثاق پارسا (نیو همپشایر)

    17. شهرنوش پارسی پور(کالیفرنیا)

    18. ناصر پل (کالیفرنیا)

    19. نصرت الله پور فتحی (کالیفرنیا)

    20. رضا فرد (کالیفرنیا)

    21. نهضت فرنودی (کالیفرنیا)

    22. ایرج جاوید (نیوجرسی)

    23. حسین جعفری (کالیفرنیا)

    24. زهرا جودی (نیویورک)

    25. نادر جهانفرد (کالیفرنیا)

    26. فرامرز خدایاری (کالیفرنیا)

    27. آذر خونانی (ایلینوی)

    28. رضا دقتی (فرانسه)

    29. مهدی ذوالفقاری (کالیفرنیا)

    30. لیلا رادان (کالیفرنیا)

    31. نسرین رحیمیه (کالیفرنیا)

    32. فازی ریاحی (ایلینوی)

    33. مریم ریاحی (ایلینوی)

    34. امیر رئیسی (کالیفرنیا)

    35. حسن زرهی (کانادا)

    36. محمد زمانی (نیوجرسی)

    37. حمید زنگنه (پنسیلوانیا)

    38. تورج زعیم (کالیفرنیا)

    39. منیر زند (کالیفرنیا)

    40. امیر سلطانی (یوتا)

    41. مسعود سپند (کالیفرنیا)

    42. خسرو سمنانی (یوتا)

    43. بهروز شهریاری (ایلینوی)

    44. بهناز شهریاری (ایلینوی)

    45. صنم صالحیان (کالیفرنیا)

    46. منصوره صبوری (ماساچوست)

    47. شیرین طبیب زاده (کالیفرنیا)

    48. ایرج طبیب نیا (کالیفرنیا)

    49. فریبا عطار (کالیفرنیا)

    50. آذیتا عمرانی (کالیفرنیا)

    51. رامین قشقایی (کالیفرنیا)

    52. منوچهر قنبری (کالیفرنیا)

    53. مسعود کاظم زاده (تگزاس)

    54. استفان کاظمی (کانادا)

    55. مازیار کشاورز (فلوریدا)

    56. کامی کهن لو (ماساچوست)

    57. عزت گوشه گیر (ایلینوی)

    58. ناصر محب (نیو جرسی)

    59. منیژه مرعشی (ایلینوی)

    60. آریو مشایخی (ایلینوی)

    61. اکبر معارفی (کالیفرنیا)

    62. آرش مهاجری نژاد (انگلستان)

    63. رضا مهاجری نژاد (کالیفرنیا)

    64. مهرداد مشایخی (واشنگتن دی سی)

    65. بهرام مشیری (کالیفرنیا)

    66. فرشته مولوی (کانادا)

    67. پوران مهدیزاده (کالیفرنیا)

    68. بیژن مهر (ماساچوست)

    69. رویا مهرنوش (ایلینوی)

    70. حسین نامدار (کالیفرنیا)

    71. علی نصیری (کالیفرنیا)

    72. امیر نورمندی (ایلینوی)

    73. شیریندخت نورمنش (کالیفرنیا)

    74. مهدی هویزی (کانادا)

     

در صورتیکه مایلید در پیوند با ((کاروان های صلح و آزادی)) کاروان خود را تشکیل دهید و یا به یکی از کاروان های موجود بپیوندید، لطفاً با یکی از امضاء کنندگان تماس حاصل فرمایید و یا بوسیله یکی از نشانی های الکترونیکی زیر ارتباط بر قرار نمایید:
 

احضار فعالان کارگری هفت تپه به اداره اطلاعات

 احضار فعالان کارگری هفت تپه به اداره اطلاعات

 

فعالان حقوق بشر در ایران

 

خبرگزاری هرانا : سه تن از اعضای سندیکای کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه به ستاد خبری وزارت اطلاعات احضار شدند.

 

صبح روز جاری، سه شنبه مورخ 10 شهریور علی نجاتی، فریدون نیکوفر و رضا رخشان از مسئولان سندیکای کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه طی احضاریه ای کتبی از سوی دادستانی، به اداره اطلاعات شهرستان شوش احضار شدند. این احضاریه  به وسیله حراست شرکت به آقای رضا رخشان مسول روابط عمومی این سندیکا ابلاغ شده است.

 

گفتنی است قبل از تحویل نامه نیروی حراست تاییده ای در خصوص تحویل نامه از این فعال کارگری اخذ نموده، نامه را به صورت شفاهی به وی ابلاغ و از تحویل اصل نامه به ایشان امتناع ورزیده اند .در احضاریه مورد اشاره آمده است فردا صبح مورخ 10 شهریور ماه این فعالان کارگری باید خود را به ستاد خبری شهرستان شوش معرفی کنند در صورت عدم مراجعه حکم جلب صادر خواهد شد. همچنین در احضاریه مذکور هیچگونه اشاره ای به اتهام و یا دلیل احضار این افراد نشده است.

 

Link: http://www.iranpressnews.com/source/064863.htm

نفوذی‌بودن مجرمان کهریزک محرز نیست/ وجود18مجهول‌الهویه در6 ماه‌ اخیر

 

نفوذی‌بودن مجرمان کهریزک محرز نیست/ وجود18مجهول‌الهویه در6 ماه‌ اخیر

 

رئیس کمیته پیگیری وضعیت بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات با بیان اینکه صحت وسقم نفوذی دشمن بودن مجرمان حوادث کهریزک تاکنون برای ما احراز نشده است، اعلام کرد که طبق اطلاعات این کمیته طی 6 ماه گذشته تنها 18 جنازه در تهران مجهول الهویه باقی مانده اند.

 

پرویز سروری در گفتگو با خبرنگار مهر، درباره برنامه دیدار کمیته ویژه پیگیری وضعیت بازداشت شدگان حوادث اخیرمجلس با سعید حجاریان که در هفته های اخیر چندین بار به تعویق افتاده است، اظهار داشت: به دلیل مشغله  نمایندگان مجلس در خصوص دادن رای اعتماد به وزیران پیشنهادی دولت دهم فعلا، کمیته ویژه مجلس دیداربا سعید حجاریان را در دستور کار ندارد.

سخنگوی کمیته ویژه پیگیری حوادث پس از انتخابات در شورای عالی امنیت ملی درباره اظهارات اخیر رئیس جمهور مبنی  بر اینکه مجرمان وقایع رخ داده در کهریزک از عوامل نفوذی دشمن و عوامل برانداز نظام بودند، عنوان کرد: نمی دانم منظور رئیس جمهور از بیان چنین جمله ای چه بوده ، اما کمیته ویژه به برخی از تخلفات بازداشتگاه کهریزک رسیدگی کرده و گزارش آن را هم ارائه نموده که قرار براین شد با خاطیان این بازداشتگاه که عده ای از قضات هم جزء آنان هستند برخورد انتظامی صورت گیرد به گونه ای که دادگاهی هم در این خصوص برایشان تشکیل خواهد شد.

 

این عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس افزود: اگر منظور احمدی نژاد این است که افرادی که در کهریزک بودند در راستای خواسته دشمنان حرکت کرده اند، این موضوع درست است ولی اینکه افرادی که در بازداشتگاه کهریزک کار می کرده اند جزء عوامل نفوذی دشمن هستند، هنوز به صحت وسقم این موضوع نرسیده ایم.

وی تصریح کرد: متاسفانه درمسئله کهریزک برای نظام جوسازی شد به گونه ای که چهره پاک نظام را مخدوش کرد.

 

رئیس کمیته پیگیری وضعیت بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات درباره بررسی های این کمیته درباره مسئله دفن جنازه های مجهول الهویه در قطعه 302 بهشت زهرا نیز گفت: یک روال طبیعی در دفن اجساد مجهول الهویه در بهشت زهرا وجود دارد به این ترتیب که افرادی را که در اثر اعتیاد یا تصادف کشته شده اند ، در سطح شهر تهران جمع آوری می کنند و به سردخانه پزشک قانونی انتقال می دهند تا طی زمان مشخصی خانواده و بستگان این افراد به سراغ آنان آمده و جسد مربوطه را شناسایی کنند که اگر این افراد مورد شناسایی قرار نگرفتند ، با طی روندی اداری در بهشت زهرا به خاک سپرده می شوند.

 

سروری در این زمینه تاکید کرد: طبق اطلاعاتی که تاکنون به دست ما رسیده است طی 6 ماه گذشته 45 جنازه مجهول الهویه وجود داشته که از این تعداد 27 نفر از آنان شناسایی شده اند.

جشن تولدی کوچک برای احمد زیدآبادی در مقابل زندان اوین / عکس

تعدادی از روزنامه‌نگاران و اعضای سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) با حضور در مقابل در اصلی زندان اوین، چهل و چهارمین سالروز تولد احمد زیدآبادی را که بی‌هیچ گناهی هنوز در زندان به سر می‌برد، گرامی داشتند.
 

گزارش تکمیلی دیدار مهندس موسوی با حمزه غالبی

مهندس میرحسین موسوی بعدازظهر دیروز با حضور در منزل مهندس حمزه غالبی، رییس کمیته جوانان و دانشجویان ستاد ایشان، که روز گذشته پس از 70 روز حبس از زندان اوین آزاد شد، از وی دلجویی کرد.
 
در این دیدار که همزمان با حضور جمعی از فعالان ستادهای انتخاباتی، خانواده برخی زندانیان سیاسی و همچنین دوستان حمزه که برای دیدار با وی به منزلش آمده بودند برگزار شد، مهندس موسوی دوستی و آشنایی با افراد پاک، مومن و صادقی همچون مهندس غالبی را افتخارآمیز خواند و ابراز امیدواری کرد که دیگر یاران در بند نهضت سبز نیز در روزهای آینده آزاد شوند. جمع حاضر نیز که از حضور مهندس موسوی غافلگیر شده بودند، با صلوات‌های مکرر از وی استقبال و ابراز احساسات کردند.
 
گفتنی است حمزه غالبی که در جریان انتخابات ریاست جمهوری دهم مسئولیت کمیته جوانان و دانشجویان ستاد مهندس میرحسین موسوی را برعهده داشت و چند روز پس از برگزاری راهپیمایی میلیونی 25خرداد همراه چند تن دیگر از اعضای جوانان ستاد مهندس موسوی بازداشت شد. وی 64 روز از دوران بازداشت خود را در سلول انفرادی گذراند و در حالی که حکم آزادی وی به قید وثیقه صادر شده بود، پس از ممانعت از آزادی و در شرایطی که هیچ اتهامی علیه وی در کیفرخواست صادره از سوی دادستان تهران وجود نداشت، به چهارمین جلسه بیدادگاه اصلاح‌طلبان آورده شد.
 
عصر دیروز و در دیدار با مهندس موسوی، حمزه غالبی از فشارهای موجود در بند 2-الف زندان اوین و فضای غیر واقعی خبری که برای وی ایجاد کرده بودند، سخن گفت.
 
وی همچنین به روحیه خوب آقایان تاج زاده، عرب‌سرخی و جلایی‌پور در دادگاه نمایشی چهارم اشاره کرد و از شوخی‌های تاج زاده در فضای سنگین این دادگاه خبر داد.
 

کودتاگران از نشست مجمع عمومی نمایندگان ادوار مجلس جلوگیری کردند

کودتاگران از نشست مجمع عمومی نمایندگان ادوار مجلس جلوگیری کردند

 

نشست مجمع ادوار نمایندگان مجلس که قرار بود امروز بعد از نماز مغرب و عشا با حضور چهره‌های برجسته اصلاح‌طلب در موسسه الهادی برگزار شود، لغو شد.
 
به گزارش موج سبز آزادی، شهربانو امانی با اعلام این خبر به پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، گفت: "طی تماس‌هایی که نیروهای امنیتی از روز دوشنبه و سه شنبه با مجمع داشتند، به شدت تاکید کردند که این نشست نباید برگزار شود و در صورت برگزاری با آن به شدت برخورد می‌شود."
 
وی ادامه داد: "از طرف دیگر موسسه الهادی به شدت تحت فشار بود که از برگزاری این نشست خودداری کند. مجمع ادوار هر سه ماه یکبار مجمع عمومی خود را برگزار می‌کند که از ابتدای سال تاکنون، به خاطر حوادث بعد از انتخابات و اخیرا هم به خاطر مخالفت مراکز امنیتی برگزاری آن به تعویق افتاد."
 
گفتنی است در این مجمع عمومی قرار بود بزرگان اصلاحات از جمله آقایان خاتمی موسوی و کروبی و همچنین اعضای ارشد احزاب و گروههای سیاسی اصلاح‌طلب حضور پیدا کنند.
 

در این هفته این دومین باری است که تجمع اصلاح‌طلبان با مخالفت‌های موکد لغو می‌شود، چرا که روز یکشنبه هم قرار بود مراسم افطاری با حضور خاتمی، موسوی و کروبی از طرف شورای هماهنگی جبهه اصلاحات در مسجد امیرالمومنین(ع) برگزار شود که این برنامه هم به دلیل مخالفت‌های انجام شده لغو می‌شود.

اطلاعیه سازمان دانش آموختگان در خصوص برگزاری مراسم افطاری در برابر زندان اوین در کنار خانواده زندانیان سیاسی

    اطلاعیه سازمان دانش آموختگان در خصوص برگزاری مراسم افطاری در برابر زندان اوین در کنار خانواده زندانیان سیاسی

     

    روابط عمومی سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار تحکیم وحدت) اعلام کرد اعضای این سازمان در روز چهارشنبه روزه خود را را در کنار خانواده‌های زندانیان سیاسی و در جوار زندان اوین افطار خواهند کرد.

     

    در اطلاعیه روابط عمومی سازمان ادوار تحکیم آمده است:

     

    به نام خدا

     

    قریب به هشتاد روز است که جمعی از فرزندان درستکار و اندیشمند میهن‌مان اسیر نابخردی و قدرت‌طلبی حاکمانی شده‌اند که با پشت کردن به اراده ملت گام در مسیر ظلم و اجحاف گذارده‌اند.

     

    اعضای سازمان دانش آموختگان ایران (ادوارتحکیم) در روزهایی که احمد زیدآبادی دبیرکل و عبدالله مومنی سخنگوی این سازمان و سایر این عزیزان در راه تلاش برای آزادی و حقوق انسان‌ها به دور از کانون‌ گرم و صمیمی خانواده‌های گرامی خود در سلول‌های انفرادی به سر می‌برند، با حضور در کنار دیوارهای زندان بدنام اوین که اینک به سکونت‌گاه آزادی‌خواهان و حق طلبان این مرزو بوم بدل شده است، شامگاه روز چهارشنبه یازدهم شهریورماه یکهزارو سیصدوهشتادوهشت، روزه خود را در کنار خانواده‌های مظلوم زندانیان سیاسی و عقیدتی افطار می‌کنند.

     

    روابط عمومی سازمان دانش آموختگان ایران

     

    ادوارنیوز

     

    خبرهای مرتبط: 

    گزارشی تصویری از پشت دیوار زندان اوین در اولین افطار ماه رمضان

طرح دولت برای ارعاب در آستانه سال تحصیلی

    طرح دولت برای ارعاب در آستانه سال تحصیلی

     

    با نزدیک شدن به زمان بازگشایی دانشگاه ها  فشار بر فعالان دانشجوئی در دانشگاه های مختلف کشور بیشتر می شود. طی چند روز گذشته همزمان با قوت گرفتن شایعه تعطیلی دانشگاه ها از اول مهرماه، علاوه بر ستاره دار شدن ده ها فعال دانشجوئی، ده ها تن دیگر از سوی کمیته پیگیری وزارت اطلاعات احضار شده اند. از سوئی دیگر در تبریز نیز هشت فعال دانشجوئی از ادامه تحصیل به مدت دو ترم محروم شده و سه تن دیگر به دانشجویان ستاره دار پیوسته اند. در سنندج نیز دو فعال دیگر به زندان محکوم شده اند.

     

     در ادامه گزارش های ضد و نقیض درباره زمان بازگشایی دانشگاه تهران در ترم پاییزی، معاون دانشجویی دانشگاه تهران روز گذشته با تکذیب خبرهایی که در ارتباط با احتمال تعطیلی این دانشگاه شنیده می شود تاکید کرد: "به هیچ وجه تا کنون دستوری در زمینه بررسی امکان تعطیلی ترم آتی دانشگاه تهران و بستن موقت کوی دانشگاه به ما ابلاغ نشده و یا صحبتی در این خصوص صورت نگرفته است".

     

    سید مهدی قمصری که با خبرگزاری نیمه رسمی مهر سخن می گفت، ضمن انتقاد از "اخبار حاشیه ای که فضای دانشگاهی را دچار تشنج خواهد کرد" تصریح کرد: "تلاش مسئولین دانشگاه بر این است که هر چه زودتر امتحانات عقب افتاده را برگزار کرده و ترم جدید را شروع کنند."

     

     

    احضار 50 دانشجو به وزارت اطلاعات

    خبرنامه امیرکبیر گزارش داده است که قریب به 50 دانشجوی ساکن خوابگاه پسران و دختران این دانشگاه به وزارت اطلاعات احضار شده اند.  گفته می شود بازجویی از این دانشجویان چندین ساعت به طول انجامیده است.  پایگاه تحلیلی خبری دانشجویان پلی تکنیک تهران در این باره می نویسد: احضاریه های بیش از پنجاه فعال دانشجوئی دانشگاه تهران پس از فاجعه حمله نیروهای یگان ویژه و لباس شخصی به کوی دانشگاه تهران در بامداد 25 خرداد صادر شده ولی در طی این مدت به دلیل تعطیلی دانشگاه تهران پس از این حادثه، دانشجویان از آن اطلاع نداشتند که با بازگشایی مجدد خوابگاه احضاریه ها به دانشگاه تحویل داده شده است.

     

     گزارش خبری این منبع دانشجوئی در ادامه از بازجوئی تعدادی از دانشجویان احضار شده از سوی وزارت  اطلاعات خبر داده و می افزاید: تاکنون برخی از دانشجویان به این کمیته مراجعه کرده و در آنجا با سوالاتی چون چگونگی حضور و عملکردشان در تجمعات کوی دانشگاه در شب 24 و 25 خرداد مواجه شده اند. این دانشجویان به مدت چند ساعت مورد بازجویی قرار گرفته اند.

     

    همین گزارش با اشاره به جان باختن چندین دانشجو و دستگیری بیش از 200 دانشجوی دیگر در جریان اعتراضات دانشجوئی به کودتای 22 خرداد در دو ماه گذشته، می نویسد: پس از حادثه حمله نیروهای لباس شخصی به کوی دانشگاه تهران در روزهای24 و 25 خرداد که مشابه و حتی شدیدتر از فاجعه 18تیر 78 گزارش شده است، خبرهایی حاکی از کشته شدن چند دانشجو نیز منتشر شد که به  بازگشایی مجدد این دانشگاه، دانشجویان متوجه غیبت همکلاسی ها و هم خوابگاهی های خود شده اند. کشته شدن دانشجویی در کوی به شدت توسط رئیس این دانشگاه و مسئولین رد شد ولی دانشجویان ساکن کوی معتقدند تعدادی از دانشجویان به شهادت رسیده اند.

     

     

    به نوشته خبرنامه امیرکبیر: عکس ها و تصاویر منتشر شده حکایت از شدت برخورد و به آتش کشیدن خوابگاه دارد و همچنین در شب حادثه نیروهای لباس شخصی و یگان ویژه پس از تخریب کامل خوابگاه با تبر و شکستن درب ها و تخریب اموال دانشجویان بیش از 200 دانشجو را بازداشت کرده و  به پلیس امنیت یا بازداشتگاه طبقه منفی چهار وزارت کشور منتقل کردند. این نیروها نیز گلوله هایی پلاستیکی به دانشجویان شلیک می کردند و آنها را با باتوم و زنجیر به شدت مورد ضربشتم قرار دادند، به طوری که در جای جای حیاط کوی و راه پله ها و ساختمان ها آثار خون دانشجویان بر جای مانده بود.

     

     

     ادامه دستگیری دانشجویان

    بعد از مراسم تحلیف محمود احمدی نژاد، تنها از  دانشگاه تهران بیش از یک صد فعال دانشجوئی به حراست و کمیته های انضباطی احضار شده اند. این در حالی است که از بیش از سی دانشجوی بازداشتی در اعتراضات اخیر در تهران تنها سه تن از آنان آزاد شده اند و از میان بازداشت شدگان شمار از دانشجویان ستار دار هم اکنون برای اعترافات ساختگی تحت فشار بوده و کماکان از ملاقات و تماس با خانواده و وکیل محروم هستند.

     

     منابع دانشجوئی در استان آذربایجان شرقی نیز روز گذشته خبر محرومیت از تحصیل هشت فعال دانشجوئی در دانشگاه تبریز را تائید و از   ستار دار شدن سه تن دیگر خبر دادند. کمیته انضباطی دانشگاه تبریز در اقدامی کم سابقه هشت فعال دانشجوئی را که همراه با سی دانشجوی دیگر همین دانشگاه احضار کرد و سپس، هر کدام به را به دو ترم تعلیق از تحصیل محکوم نمود. علت احضار و محرومیت از  تحصیل دانشجویان تبریزی حمایت از مهندس میرحسین موسیوی و شرکت آنان در فعالیت های تبلیغاتی به نفع وی عنوان شده است.

     

     بازهم در تبریز و به دنبال اعلام نتایج آزمون فوق لیسانس دانشگاه های کشور، سه فعال دانشجوئی به نام های بهزاد  جدی، ابراهیم شهبازی و شهرام شوقی با وجود کسب رتبه لازم و دارا بودن همه شرایط لازم از تحصیل محروم و به ده ها دانشجوی ستاره دار دیگر پیوستند پیگیری های این سه فعال دانشجوئی در دانشگاه تبریز و سازمان سنجش  آموزش کشور نتیجه در پی نداشته است.

     

     در سنندج نیز روز گذشته یک فعال دانشجوئی دانشگاه پیام نور بیجار به نام وریا مروتی از سوی دادگاه انقلاب  به اتهام تبلیغ علیه نظام به یک  سال حبس محکوم شد. این فعال دانشجوئی هم اکنون در زندان مرکزی سنندج بسر می برد و و به مانند بسیاری دیگر از زندانیان کرد در سنندج از هر گونه تماس و ملاقات با خانواده اش محروم است. پیش از این اول هفته جاری شاهو محمدی دیگر فعال دانشجوئی کرد از سوی دانشگاه برای همیشه از تحصیل محروم و از سوی  دادگاه انقلاب به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به سه سال حبس محکوم شد. گفته می شود که هم کنون به علت بیماری این فعال دانشجوئی در زندان مرکزی سنندج در وضعیتی بحرانی بسر می برد.

     

    روز

     

     

    خبرهای مرتبط: 

    احضار بیش از 50 دانشجوی دانشگاه تهران به کمیته پیگیری وزارت اطلاعات

اخبار دانشگاه‌ها - احضار دهها دانشجوی دانشگاه تهران به حراست

اخبار دانشگاه‌ها - احضار دهها دانشجوی دانشگاه تهران به حراست

 

بر اساس گزارش‌های رسیده به «موج سبز آزادی» دهها دانشجوی دانشکده‌های مختلف دانشگاه تهران در هفته‌های اخیر به حراست این دانشگاه احضار شده‌اند.
 
به گزارش موج سبز آزادی، هرچند موضوع و انگیزه‌ی این احضارها مشخص نیست، در میان دانشجویان احضار شده دانشگاه مادر، طیف گسترده‌ای از فعالان دانشجویی از جمله فعالان صنفی، اعضای نشریات و تشکل‌های دانشجویی و نیز برخی دانشجویان فعالان در ستادهای انتخاباتی به چشم می‌خورند.
 
بر اساس این گزارش، حراست دانشگاه تهران در حالی اقدام به احضار دانشجویان کرده که بر اساس آیین‌نامه‌های فعالیت‌های دانشجویی، حراست مجاز به احضار دانشجویان نیست و کمیته انضباطی تنها مرجع رسیدگی به شکایات و تخلفات در محیط دانشجویی است.
 

لازم به ذکر است که ادارات حراست دانشگاه‌ها مستقیما زیر نظر وزارت اطلاعات فعالیت می‌کنند و مسئول آنها نیز از میان نیروهای اطلاعاتی انتخاب و منصوب می‌شود.

صالح نیكبخت: قادر به بازگویی آنچه صفایی‏فراهانی برایم تعریف كرد نیستم

صالح نیكبخت: قادر به بازگویی آنچه صفایی‏فراهانی برایم تعریف كرد نیستم

 

در دیداری که با مهندس صفایی‏فراهانی داشتم‏، وی در مورد وضعیت خود در دوران بازداشت گفت که در 18 روز اول مدت بازداشت شرایط بسیار سختی بر من گذشت اما پس از این 18 روز شرایط کمی قابل تحمل‏تر شده‏است.

 

صالح نیکبخت، وکیل محسن صفایی‏فراهانی، در گفتگو با پایگاه خبری کلمه اخباری را در مورد وضعیت مهندس صفایی فراهانی منتشر کرد.

 

دکتر صالح نیکبخت گفت: در دیداری که با مهندس صفایی فراهانی داشتم ، وی در مورد وضعیت خود در دوران بازداشت گفت که در 18 روز اول مدت بازداشت شرایط بسیار سختی بر من گذشت اما پس از این 18 روز شرایط کمی قابل تحمل تر شده است.

 

دکتر نیکبخت در مورد شرایط 18 روز اولی که مهندس صفایی در بازداشت به سر می برد اضافه کرد : انچه که مهندس صفایی برای من تعریف کرد بسيار دردناک است و فعلا قادر به بازگویی آن نیستم.

 

پیش از این نیز صفایی فراهانی در دادگاه دوران بازداشت خود را به دو دوره تقسیم کرده بود و در پاسخ خبرنگاران گفت : از بازگو کردن اتفاقات دوران اول بازداشت خودداری می کنم اما دوره دوم بازادشتم بهتر بود.

نهضت آزادی ایران: نظام سرکوبگر خود-برانداز و خود-ویرانگر است!

نهضت آزادی ایران: نظام سرکوبگر خود-برانداز و خود-ویرانگر است!

 

نهضت آزادی ایران با انتشار بیانیه‌ای رویه فعلی دستگاه حاکم را مورد انتقاد شدید قرار داد و اعلام کرد نظام سرکوبگر خود-برانداز و خود-ویرانگر است و پیروزی قدرت حق بر حق قدرت قطعی است. متن کامل این بیانیه که در سایت میزان‌پرس آمده به شرح زیر است:

 

ملت شریف ایران ،

 

در هفته‌های گذشته، متاسفانه شاهد برگزاری دادگاه‌هایی بوده‌ایم که در ظاهر برای محاکمه عوامل ناآرامی‌های اخیر برپا شده ‌است و در آنها شماری از اعضای برجسته  احزاب اصلاح طلب از جمله حزب جبهه مشارکت ایران اسلامی، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی ایران و حزب کارگزاران سازندگی ایران حضور یافنه به اعتراف علیه خویش مجبور شده‌اند. بی تردید، این دادگاه‌ها نمایشی بوده و با اهداف سیاسی، به قصد حذف نیروهای منتقد و اصلاح طلب تشکیل شده‌اند.

 

نهضت آزادی ایران، ضمن محکوم کردن رفتار حاکمان در برخورد غیرقانونی با احزاب اصلاح طلب، این‌گونه اعترافات را، که در زندان و تحت فشارهای روانی و فیزیکی گرفته شده‌است، فاقد وجاهت قانونی و هر گونه ارزش حقوقی، اخلاقی و انسانی می داند.

 

اعضای نهضت آزادی ایران، با بیش از پنجاه سال تجربه فعالیت سیاسی، بارها شاهد صحنه‌های تکراری از دادگاه‌های نمایشی و نظامی بوده‌اند. این اقدامات خلاف قانون و اخلاق مکررا در تاریخ معاصر کشور ما و دیگر کشورها رخ داده‌است. عبرت انگیز است که در همه موارد، در بلند مدت، پیامدهای مخرب و منفی این‌گونه رفتارها به خود حکومت‌ها بازگشته و آنها را از اقدامات سرکوبگرانه‌شان پشیمان ساخته است. نهضت آزادی ایران اطمینان دارد که برپایی چنین دادگاه‌هایی نمایانگر ساده انگاری حاکمان در درک و فهم مطالبات تاریخی ملت ایران و ناتوانی در سنجش عمق جنبش مردمی است. این‌گونه رفتارها، به گواهی تاریخ، از پیش شکست خورده به شمار می‌رود. هنگامی که تجربه‌های تاریخی و آموزه‌های علوم اجتماعی و سیاسی نتایج رفتارها و اقدامات  اینچنینی را آشکار ساخته است، تنها می‌توان چنین تحلیل کرد که یا حاکمان به این تجارب تاریخی توجه نکرده‌اند یا جریان های مشکوک نفوذی به عمد در صدد ضربه زدن به نظام سیاسی حاکم بر ایرانند.

  

نهضت آزادی ایران در تمام سال‌های فعالیتش، چه در دوران نظام استبداد سلطنتی و چه در دوره سی ساله پس از پیروزی انقلاب، همواره خواهان و مدافع استقرار حکومتی با محتوای دموکراتیک بوده است، حکومتی که پاسخگوی مطالبات مردم باشد و به آزادی‌ها و حقوق اساسی مصرح در قوانین داخلی و عهدنامه‌های بین‌المللی احترام گذارد. متاسفانه، حاکمان تازه به مسند قدرت نشسته در ایران هرگونه آزادی‌خواهی و مشارکت مردم در تعیین سرنوشت‌شان را، که در چارچوب قانون صورت می‌گیرد، تفسیر به براندازی نرم کرده ، هرگونه انتقاد و اعتراض مردمی به رفتار غیرقانونی حاکمان را به انقلاب مخملی تعبیر می‌کنند.

  

حاکم شدن دیدگاه‌های امنیتی و نظامی بر دستگاه مدیریتی کشور منجر به کوته‌بینی و عدم واقع‌بینی حاکمان در عرصه سیاسی شده، باعث می‌شود که آنان نتوانند پیامدهای بلند مدت و مخرب اقدامات کوتاه مدت و مقطعی‌شان را پیش بینی کنند. در چنین شرایطی، مدیریت کلان اجرایی کشور به سازوکارهای کنترل و سرکوب شهروندان تقلیل می‌یابد، بدون آنکه منافع ملی و مصالح بلند مدت نظام سیاسی مورد  توجه قرار گیرد. در نتیجه، حاکمانی که از موفقیت ظاهری خویش در سرکوب مردم بی دفاع و مظلوم، مغرور و سرخوش هستند ناگهان خودشان را بر لبه پرتگاهی مشاهده می‌کنند که از شکاف میان ملت و دولت ایجاد شده‌است و آنگاه برای جبران گذشته و جلوگیری از سقوط بسیار دیر خواهد  بود.

 

ضرورت تقویت راهبرد اصلاح طلبی وپرهیز از خشونت 

نهضت آزادی ایران معتقد است که اصلاح طلبی همچنان تنها راه ممکن و مطلوب در برابر ملت ایران برای رسیدن به خواست‌های تاریخی آن است. تمامیت‌خواهان در پی قانون‌ستیزی و حذف آزادی‌های تصریح شده در قانون اساسی‌اند. در این شرایط، عمل کردن در چارچوب قانون اساسی بهترین اقدام خواهد بود. بنا بر تجربه‌های تاریخی، قدرت‌طلبانی که تنها متکی به سلاح و سازو کارهای امنیتی/نظامی هستند خشونت طلبی و تداوم فضای بحرانی را ضامن بقایشان می‌دانند. تقابل با گروه‌های قدرت‌طلب با همان سبک و شیوه دقیقا خواست آنان است چرا که هر دولت نظامی از نظر توان اعمال قدرت و خشونت از دیگر نیروهای اجتماعی برتر است و در تقابل خشونت‌آمیز قطعا برنده میدان خواهد بود. از این رو، آرام‌سازی فضای سیاسی و تلاش در راستای رفع وضعیت فوق‌العاده آنان را خلع سلاح کرده، بهانه سرکوب و حذف نیروهای سیاسی را از ایشان می‌گیرد و شرایط عینی جامعه را برای تحولات تدریجی و پایدار در راستای دستیابی به مطالبات مردم فراهم می‌سازد.

 

پیشبرد روابط و معادلات در سطوح سیاسی و قانونی، اگر چه ممکن است  که هیجان و شور اجتماعی حرکت‌های پیشین را نداشته باشد، فضا را برای اقدامات اصلاح طلبانه بیشتر آماده خواهد کرد.  دامن‌زدن به تنش و برخورد و ایجاد یا تداوم فضای درگیری و خشونت در واقع به سود جریان انحصارطلب خواهد بود. در شرایط عادی سیاسی، نیروهای اصلاح طلب می‌توانند با صراحت و قدرت بیشتری بر آزادی احزاب و اجتماعات، آزادی بیان و آزادی قلم تاکید کنند. این گونه آزادی‌ها از اصول مصرح در قانون اساسی‌اند و کسی حق ندارد که نیروهای اصلاح طلب را به بهانه‌ی اظهارنظر و انتقاد یا ارائه‌ی برنامه و راهبرد یا تشکیل اجتماعات و تشکل‌های مدنی مورد بازخواست و اعتراض و فشار قرار دهد.

 

اعضا و هواداران احزاب اصلاح طلب و یاران جنبش سبز ایران باید، همراه با منطقی ساختن فضای سیاسی و گرفتن فرصت درگیری و حذف از قدرت طلبان،  به زنده نگه داشتن جنبش در فضای آرام و بخشیدن امید به مردم همت گمارند. متاسفانه، از دید برخی مردم عادی، جنبش تنها در تظاهرات و اجتماعات خیابانی معنا می‌یابد و اگر این‌گونه رفتارهای هیجانی و احساساتی کاهش یابد، در ذهن آنان به معنای فروکش کردن و پایان یافتن جنبش خواهد بود، در حالی که حرکتی که در قالب جنبش سبز مردمی در آستانه‌ی انتخابات ریاست جمهوری نمود یافت، بسیار عمیق و ریشه‌دار است و به سادگی از مطالباتش دست بر نخواهد داشت و فروکش نخواهد کرد. این جنبش می‌تواند به شیوه‌های گوناگون و با اقدامات بسیار متنوع دیگر همچنان فعال، زنده و پویا باقی بماند.

 

هشدار به مسئولان

برای چندمین بار باید تاکید کنیم که کشور ایران به هیچ روی قابل مقایسه با کشورهایی چون روسیه و چین نیست، تا بتوان از رفتارهای سرکوبگرانه آن‌ها الگوبرداری کرد. چه بسا تقلید از برخی اقدامات آن‌ها منجر به از دست رفتن ثبات سیاسی و انسجام حاکمیت در ایران  شود و عکس نتایج کوتاه‌مدت به‌دست‌آمده در آن کشورها را نصیب حاکمان ایران کند، همان‌گونه که به باور ما الگوبرداری و تقلید از انقلاب‌های مخملی و رنگی برخی از کشورها نیز برای ایران اشتباه و نادرست است، بر این باور هستیم که روش‌های سرکوبگرانه و مدیریت غیردموکراتیک در سایر کشورها نیز به کار این سرزمین نمی‌آید و نتایج عکس به بار خواهد آورد. بی‌تردید، هرگونه کنترل برای حفظ انسجام و بقای یک نظام سیاسی باید بر اساس مکانیسم‌های درون‌زا و مشروع در نظام‌های متکثر باشد. هرگونه دستکاری در کنترل‌های طبیعی یک جامعه دموکراتیک نیازمند انبوهی از اقدامات سرکوبگرانه و زنجیره‌ای است که پیامدهای آنها به هیچ وجه قابل پیش‌بینی نیست. در چنان شرایطی، حکومت در دور باطل افزایش خشونت و از دست دادن مداوم مشروعیت گرفتار می‌آید و درست در زمانی که مغرورانه می‌اندیشد که همه چیز در اختیار و کنترل آن است، ناگهان حرکت‌ها دوباره آغاز می‌شود و حکومت ناباورانه شاهد رخ دادن تحولات گسترده می‌گردد. این سرنوشت همه  نظام‌های خودکامه در طول تاریخ بوده است. تاریخ همواره شاهد تصویر چهره های بهت زده و مستاصل حاکمان این نظام‌ها در پایان و فرجام کارشان بوده‌است. آنان همواره در زیر لب در حال سرزنش خویش و در این فکر بوده‌اند که درکجا و چه زمان اشتباه کرده‌اند. 
 

نهضت آزادی ایران، همچون گذشته، مشفقانه به حاکمان توصیه می‌کند که، به جای سرکوب و حذف نیروهای سیاسی ملتزم به قانون اساسی و تنگ کردن پیوسته فضای سیاسی، با قانون‌مداری و گسترش آزادی‌های سیاسی و مدنی، بقا ، انسجام و ثبات نظام را تضمین کنند. نیازی نیست که حاکمان در میان نیروهای صادق اصلاح طلب، روشنفکران، دانشجویان و روزنامه‌نگاران منتقد به دنبال عناصر برانداز و عوامل انقلاب مخملی بگردند؛ در واقع، پیامدهای اقدامات سرکوبگرانه است که موجب سقوط و فروپاشی می‌شود و این بدان معنا است که چنین حاکمانی خود عامل براندازی خویش‌اند. نظام‌های سرکوب‌گر همواره  «خود برانداز» و «خود ویرانگر» بوده‌اند.

  

در پایان یادآور می شود که : تاریخ تحولات بشری بیانگر رویارویی دو جهان بینی «قدرت حق» و «حق قدرت» است. در جهان بینی اول، حق؛ فی نفسه، واجد قدرت است و بر هر قدرت ناحقی چیره می‌شود. در برابر این جهان بینی، جریان‌هایی وجود دارد که از موضع قدرت به خود حق می‌دهند که هر وسیله و روشی را برای حفظ قدرتشان به کار گیرند. اما، به گواهی تاریخ، همواره قدرت حق پیروز می‌شود.

 

نهضت آزادی ایران

خبرهایی از اوین- تعیین وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی برای شیوا نظرآهاری

خبرهایی از اوین- تعیین وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی برای شیوا نظرآهاری

 

در حالی که شیوا نظرآهاری، همچنان در زندان و تحت بازجویی به سر می‌برد، بازپرس سبحانی در پاسخ به پی‌گیری‌های مادر وی، شهرزاد کریمان، خبر از صدور وثیقه پانصد میلیونی برای این فعال حقوق بشر داده است.
 
به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، کریمان طی روزهای گذشته برای پی گیری وضعیت پرونده دخترش به دادگاه انقلاب مراجعه و به قرار مزبور اعتراض نموده است. وی همچنین اعلام کرده است که توانایی تامین چنین وثیقه سنگینی را ندارد اما بازپرس سبحانی ضمن ممانعت از ادامه بحث گفته است: "پس بگذارید در زندان بماند."

 

در همین رابطه نیز، افروز مغزی، وکیل شیوا نظرآهاری به دادگاه انقلاب مراجعه کرده و بازپرس سبحانی پاسخ داده که تا زمان پایان یافتن بازجویی و تکمیل گزارش نهایی نمی تواند در مورد وثیقه تجدیدنظر نماید.

 

همچنین شیوا نظرآهاری در ملاقات کابینی با خانواده خود در روز دوشنبه، از ادامه بازجویی ها و اتهام جدیدی مبنی بر فعالیت حقوق بشری در داخل زندان سخن گفته است. او 80 روز است که در بند 209 زندان اوین به سر می برد و تنها پیشرفت جدید در پرونده وی، افزوده شدن وکالت نامه به پرونده، بدون دریافت شماره ثبت است که در آخرین مراجعه وکلا صورت گرفته است.

کروبی خواستار حضور نماینده خود در صداوسیما شد

کروبی خواستار حضور نماینده خود در صداوسیما شد

 

در پی طرح اتهامات متعدد علیه مهدی کروبی در بخش‌های مختلف خبری صداوسیما، وی به رئیس این رسانه نامه نوشت. به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، متن نامه دبیرکل حزب اعتماد ملی به عزت‌الله ضرغامی بدین شرح است:

 

جناب آقای عزت‌الله ضرغامی

 

ریاست محترم صدا و سیما

 

با سلام و احترام

 

پیرو اظهارات آقای قاضی مقدمی رییس بازپرسی شعبه سیزدهم که از طرف دادستان محترم وقت تهران به اینجانب معرفی شده بود در بخش های مختلف خبری درباره حوادث پس از انتخابات و ادعاهای ایشان مبنی بر غیر قابل استناد بودن مستندات اینجانب درباره آزار برخی از بازداشت شدگان حوادث اخیر تقاضا می‌کنم هر چه سریعتر دستور فرمایید همین امشب برنامه‌ای با حضور نماینده‌ای از سوی اینجانب برای توضیح پیرامون آنچه روی داده است برگزار شود یا اینکه اطلاعیه دفتر اینجانب در شرح این ماجرا از تریبون رسانه ملی خوانده شود ، تا مردم خود در جریان ماجرا قرار گیرند.

 

البته بنده فکر می‌کنم اینجانب و کسانی که در راستای احقاق حقوق مردم تلاش می‌کنیم به اندازه برخی افراد که می‌خواستند جنایاتی که شده است را پنهان کنند از این حق برخورداریم تا از تریبون رسانه ملی با مردم سخن بگوییم.

 

مهدی کروبی

کتاب "از دیکتاتوری به دموکراسی"- فایل پی دی اف

 
معرفی کتاب:
 

از دیکتاتوری به دموکراسی

 

From Dictatorship to Democracy (Farsi)

 

نوشته جین شارپ

 

موسسه البرت انیشتین

 

فایل پی دی اف زیر به این ایمیل ضمیمه شده 

 

Farsi-FDTD-1.pdf

 

این فایل را می توانید از ایمیل باکس خودتان به کامپیوتر خود دانلود کنید و هم مي توانید به دیگران فوروارد کنید

خبرهایی از اوین- تداوم وضعیت نامشخص هنگامه شهیدی

خبرهایی از اوین- تداوم وضعیت نامشخص هنگامه شهیدی

 

هنگامه شهيدي، روزنامه نگار، عضو حزب اعتماد ملي و دانشجوي دكتراي حقوق بشر در دانشگاه SOAS است که در طول دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری نیز مشاور امور بانوان و عضو ستاد انتخاباتي آقاي كروبي بوده و در تاريخ 9 تير ماه 1388 بازداشت شده است.

 

به گزارش کمیته گزارشگران حقوق بشر، او روز بعد از بازداشت، یک بار با خانواده خود تماس می گیرد و پس از آن تا 40 روز هیچ خبری از وی در دست نبوده و سپس در تاريخ 14 مرداد، مجددا موفق به تماس كوتاهي می شود. ناهيد كرمانشاهي، مادر هنگامه شهيدي در اين باره مي گويد: "هنگامه در تماسش گفت كه قرص هايش را مي خواهد و همچنان در انفرادي و ممنوع الملاقات بوده و بازجويي اش تمام نشده است."

 

محمد مصطفائي كه از طرف خانواده هنگامه شهيدي وكالت دارد، در مورد وضعيت موكل خود اظهار می دارد: "حال جسمي خانم هنگامه شهيدي قبل از بازداشتش خوب نبوده و نگراني عمده در حال حاضر بيشتر وضعيت جسماني وی است ضمن اينكه از داخل زندان نيز خبرهاي خوبي در اين مورد دريافت نمی شود."

 

وی همچنين در مورد وضعيت پرونده هنگامه شهيدي توضيح مي دهد:

 

"بيش از يك ماه است كه مدارك مربوط به وكالت خانم هنگامه شهيدي و چند تن ديگر از زندانيان اخير را پر نموده و به دادستاني تهران تقديم كرده ام اما هنوز امضاي موكلم را نگرفته اند و در پاسخ به مراجعات مكرر جواب هاي قانع كننده اي دريافت نمي كنم اين در حالي ست كه داشتن وكيل از مسلم ترين حقوق زندانيان است و بنده به عنوان وكيل هنوز حتي از موارد اتهامي موکلم نيز باخبر نیستم."

 

هنگامه شهيدي تنها يك بار اجازه ملاقات با مادرش را داشته است. ناهيد كرمانشاهي به صداي گرفته و ضعف شديد جسمي او اشاره مي كند که ظاهرا مورد رسيدگي قرار نگرفته و كم بودن تماس هاي تلفني اش نشان دهنده اين است كه هنوز در بند 209 به سر می برد.

 

مادر هنگامه شهيدي كه در حال حاضر وضعيت روحی نامناسبی را سپری می کند، به طور مكرر و تقريبا هر روز برای مطلع شدن از وضعیت دخترش به دادگاه انقلاب و زندان اوين مراجعه می نماید ولي هر بار با پاسخ های سر بالا و وعده هاي دروغين مواجه مي شود.

راهكاري براي يك فعاليت ضروري سياسي و تداوم جنبش سبز -بابک داد

 

«كمپين كوچ سبز براي هدايت جنبش!»

 

راهكاري براي يك فعاليت ضروري سياسي و تداوم جنبش سبز

 

قبل نوشت: يك «قلب نوشته»! صميمانه بابت صحبتم درباره اعترافات اسيران و دوستان دربندمان عذرخواهي مي كنم. انسان جايز الخطاست و من سرشارم از خطا و بابت اين خطاي سهوي عذر مي خواهم. توجيهش هم نمي كنم چون هم شما آنقدر باهوشيد كه توجيه را مي فهميد و هم من آنقدر وظيفه شناسي و جسارت دارم كه از اشتباهم حتي مانند اين كه سهوا" رخ داد، عذر بخواهم. اما خارج از توجيه، وقت محدود برنامه تلويزيوني و خطاي من در بيان منظورم باعث شد در اداي منظور حقيقي ام دچار اشتباه بشوم و آن خطا رخ داد كه گويي من از «دوستان دربند» توقع دارم زير انواع شكنجه اي غير انساني تحمل آهنين داشته باشند و «خسرو گلسرخي» باشند. خسرو گلسرخي عزيز كه شجاعتش قابل تعظيم است، توسط «آدمخواراني» مثل سعيد مرتضوي و قبيله اش محاكمه نشد. بالاخره رژيم شاه به حداقلهايي از ديسيپلين قانون و قضاء معتقد بود اما اين آدمخواران، چنان بودند كه زماني آيت الله منتظري فرمودند:« نيروهاي امنيتي نظام جمهوري اسلامي، در جنايات و شكنجه ها، روي ساواك را سفيد كردند!» و تازه آن حرف را زمان سال 1368 زدند كه آن مارها، هنوز به اين «افعي» هاي هفت سري مثل سعيد مرتضوي و قاضي حداد و مابقي آدمكشان تبديل نشده بودند. اما منظور و غرضم را اينجا با فرصت بهتري كه دارم، توضيح مي دهم كه من از سران حزبي «دستگير نشده» انتظار دارم رادمردي رهبران جنبش را تكميل كنند و بيرون از بيدادگاهها، گلسرخي باشند. در واقع جمله درستي كه قصد بيانش را داشتم و دارم اين است: مردم دلشان لك زده براي اينكه سران احزاب «كه دستگير نشده اند»، بايستند و محكم سخن بگويند كه اين نظام نامشروع است و بايد به رفراندوم و تغيير اساسي تن بدهد. برايتان مي گويم چگونه مي توانند «گل سرخي» در اين ايران «سبز» باشند كه دستگير هم نشوند و جنبش را پيش ببرد و نظام را وحشت زده تر از الان كند. بخوانيد يك پيشنهاد عالي دارم.

 

پروژه كودتاچيان در يك پلان كلي اين بود و هست:

  •  تقلب وسيع انتخاباتي و «تمديد احمدي نژاد»!
  •  بازداشت فعالان احزاب مؤثر اصلاح طلب و اعتراف گيري و تواب سازي از سران اين احزاب!
  •  حذف احزاب مؤثر اصلاح طلب!
  •  ايجاد دلسردي و خانه نشين كردن مردم!
  •  و سپس «حذف كامل» شخصيتهاي اصلي و بزرگان اصلاح طلب در غياب ملت!
  •  ختم «جمهوريت» و برچيدن انتخابات بعد از ركورد زني(!) 85درصدي 22 خرداد كه به «رأي 85درصدي مردم به نظام» تعبيرو مصادره اش كردند!
  •  شروع نظام شبه سلطنتي و حكومت اسلامي!

 

ديديد كه شعار «سران اغتشاشات اعدام بايد گردند!» هم توسط رئيس دولت كودتايي و توسط اوباش هوادارش در نمازجمعه اين هفته باب شد! يعني «استارت» اين فاز جديد كودتا هم زده شد. حال چرا احزاب اصلاح طلب براي خنثي سازي اين نقشه خبيثانه، آستين بالا نمي زنند و وارد گود نمي شوند؟ يادتان باشد منظورم «سران دستگير نشده» احزاب اصلاح طلب مشاركت، مجاهدين انقلاب و كارگزاران سازندگي است كه بايد از اصول حزبي خود و حقانيت رأي ملت «جانانه» دفاع كنند.همان طور كه موسوي و كروبي و خاتمي از جان مايه گذاشته اند.

 

ترديد نكنيد اگر مقابل كودتاچيان محكم و مقتدرانه ايستادگي نشود، آنها بنا دارند تا «حذف هاشمي رفسنجاني» جلو بروند. مخالفان ديرين آقاي هاشمي كه البته در جنبش سبز حضور كمتري دارند، نگويند «چه بهتر!» چون قبل از حذف هاشمي بايد از روي خيلي ها عبور كنند كه براي جنبش سبز، آقايان خاتمي و موسوي و كروبي اهميت دارد! پس آقاي هاشمي تنها مهره اصلي نيست، او «يكي» از كساني است كه براي تشكيل «سلطنت اسلامي» مزاحم آقاي خامنه اي و پسرش مجتبي خامنه اي (وليعهد سلطان فقيه!) است. هاشمي و سران جنبش سبز اين افراد يا بايد كاملا" ساكت و «بي اثر» شوند و يا رسما" حذف و قرباني و نابود شوند تا حكومت اسلامي بي مزاحمت آنان تشكيل شود.

 

براي خنثي كردن اين پروژه كودتاچيان، «احزاب» نقش خود را بدرستي ايفا نكردند و بخشي از فعالان حزبي ما به تعبير روزنامه كيهان «ميني بوسي» دستگير شدند و به اعتراف ناگزير و مجبور شدند كه چون ميزان وحشي گري دژخيمان را كم و بيش مي دانيم، اصلا" نبايد اين عزيزان را بابت اعترافات نكوهش كنيم. اگر انتظاري هست، از سران حزبي است كه خوشبختانه دستگير نشده و آزادند. چرا اين فعالان و سران احزاب اصلاح طلب كه دستگير نشده اند، «خاموش» هستند؟ اين جاي انتقاد و گلايه دارد. مردم از آنهايي كه زنداني و اسير نيستند، انتظار دارند در اين شرايط خاص، كار حزبي مؤثرتري انجام بدهند تا شعله اميد ملت و جنبش سبزشان خاموش و سرد نشود.

 

حالا بيشتر از هميشه مشخص شده كه طرح اصلي كودتاچيان، «حذف احزاب مؤثر» يعني سه حزب اصلي «مشاركت، مجاهدين انقلاب و كارگزاران سازندگي» است. احزاب هم قاعدتا" مي دانند روشهاي حزبي پاسخگو نيست و اگر تلاشهاي حزبي معمول را ادامه بدهند، دوباره با مشتي «گوريل» شطرنج بازي مي كنند و اين گوريل ها، نشان داده اند به هيچ موازين و قاعده اي پايبند نيستند و وسط بازي، زير همه چيز مي زنند! دوستان اصلاح طلب به عنوان «حزب سياسي»، بايد قبل از ورود به معركه انتخابات و شطرنج بازي با گوريل، حساب و كتابهايي مي كردند و مثلا" چند طرح و برنامه را براي «روز مبادا» طراحي مي كردند و آماده مي گذاشتند كه چنين نكردند.
 
حالا از گذشته ها بگذريم و ببينيم امروز چه بايد كرد؟ الان جنبشي متولد شده كه نياز به هدايت دارد وگرنه با هزار ترفند، قرباني مي شود و مي ميرد. عده اي از سران مؤثر احزاب كه هنوز آزاد هستند و دستگير نشده اند بايد به نقش حزبي خود با قدرت بيشتري عمل كنند. اما قطعا" با تمام ملايمت و احتياطي كه به خرج دهند، توسط دولت كودتاچي دستگير مي شوند. چرا اين دوستان، نقش حزبي و راهبري مخاطبان خود را با جديت بيشتر و در اختفاء و دور از دسترسي و تهديد مأموران امنيتي ايفاء نكنند؟ چرا سران احزاب اصلاح طلب كه آزاد هستند، پرداخت هزينه هاي سبكتر از زندان و شكنجه و كمي سنگين تر از سكوت و انزوا را (كوچ براي فاش گويي) نپذيرند؟ آنها مي توانند «ترفند اعترافات ساختگي» را با كارهاي بيشتر حزبي و فعاليتها و طرحهاي بيشتر و منسجم تر، پاسخ دهند و خنثي كنند تا مردم دلسرد و مأيوس و خانه نشين نشوند. البته بگويم مردمي كه من مي بينم اين اعترافات را، و هر چيز ديگري را كه از صدا و سيماي ميلي پخش مي شود، «باور» ندارند؛ ولي اين چيزي از مسئوليت سران دستگير نشده احزاب كم نمي كند. چرا سران احزاب، يكبار براي هميشه مانند آيت الله منتظري شجاعت به خرج نمي دهند و «حرف آخر» را نمي زنند كه اين نظام كه با تجاوز به پسران و دختران و قتل و كشتارهاي فاجعه بار پايدار مانده، نه «جمهوري» است و نه «اسلامي» و بايد با هر شيوه اي، از «اساس» با آن مبارزه كرد و به تسليم در برابر اراده ملت مجبورش ساخت؟ چرا در سكوت نشسته اند و چرا تمام بارها را بر دوش كروبي و موسوي و خاتمي انداخته اند؟ اعضاي مركزي احزاب اصلاح طلب كه آزاد هستند، بايد بدانند اكنون زمان سكوت و خوف نيست. نبايد آنقدر منفعل باشند كه مردمي كه هزينه داده اند، از ادامه جنبش دلسرد شوند (كه نمي شوند). چرا بعد از دو ماه، خبري از برخي سران آزاد اين احزاب نيست و به سكوت گورستاني جامعه كه هدف اصلي كودتاچيان است، كمك كمي كنند؟ چرا اينقدر ترسيده اند و اگر حرفي هم مي زنند، سرشار از محافظه كاري و خوف است؟ آنها «به عنوان حزب» مي توانند و بايد وزنه مهمي در اين روزها باشند تا «مناسبات» را تغيير دهند. اگر «وزنه مهمي» نيستند، پس حزب نيستند والا حزب واقعي حتي اگر نيمي از سرانش هم زنداني شوند، چارچوب و برنامه حزبي و آلترناتيوهاي مدوني دارد تا در هر شرايطي با قدرت به كارش ادامه بدهد. اگر اين سران احزاب از دستگيري و زنداني شدن واهمه دارند (كه ترسي طبيعي است و اشكالي هم ندارد)، چرا از خانه و كاشانه دل نمي كنند و «كوچ سبز» را تجربه نمي كنند؟ يادتان باشد دوست بسيار خوبمان عرب سرخي چند هفته بعد از كودتا دستگير شد. اين بدان معناست كه چه سكوت كنيد چه نكنيد، در ليست دستگيري و حذف توسط دولت كودتاچي و «رهبري كينه توز نظام» قرار داريد. پس چه اشكالي دارد «كمپين كوچ و اختفاء براي بيان حقيقت» را پرشمار و نهادينه كنيم؟ كاش لازم نبود بگويم كه آوارگي و كوچ من براي بيان حقايق و افشاگريها و نقد تند نظام، چه روحيه اي به مردم و مخاطبان داده و مي دهد. و چه وحشتي بر بخشي از نظام انداخته. اين را در يك نظرسنجي يا شمارش هزاران نفره «حاميان حركت» من (و نه شخص من) در فيس بوك ببينيد و تأثير اين را بر روحيه بخشي به ملت اندازه گيري نماييد. اگر اين شيوه را درست و مؤثر تشخيص داديد، «دل كندن» را براي مدتي تجربه كنيد تا مردم و كشورمان را به چيزهاي بالاتري برسانيم. چه ايرادي دارد ده نفر يا پنجاه نفر ديگر هم راه بيفتند و «آوارگي يا كوچ» را بر «بيان حقانيت» ترجيح بدهند و اين نوع مبارزه را «نهادينه» كنند تا اين ملت روحيه بيشتري بگيرند؟ چهره هاي مؤثر حزبي يا مطبوعاتي اين كوچ سبز را يكبار تجربه كنند و ببينند مردم با روحيه اي صد برابر، فاز به فاز به برنامه هاي حق طلبانه آن سران مقتدر و شجاع احزاب عمل مي كنند و جبهه باطل در هم مي شكند و احمدي نژاد آنقدر گستاخ نمي شود كه بزرگان جنبش را هم به دستگيري و اعدام(!) تهديد كند. دوستان بايد شجاعت و صلابت را از آقايان كروبي و موسوي و خاتمي بياموزند و صريح باشند و اگر مي توانند مدتي با خانواده به سفر براي آزادي بروند و بگويند و بنويسند و افشا كنند و به مردم روحيه بدهند.

 

ما براي رسيدن به حقانيت و عدالت و آزادي، بايد در همين سرزمين بمانيم و هزينه هاي رسيدن به آن مواهب و فضائل را بدهيم و سران دستگير نشده احزاب، مي توانند با كوچ و اختفاء و بيان حقايق و افشاگريهاي آشكار، روشنگري كنند و برنامه بدهند. يكبار براي هميشه دست از خانه و كاشانه و حتي دست از جان بشويند تا سخنشان در «جان» مردم نفوذ كند و ملت با روحيه مضاعفي كه مي گيرند پيروز شوند.

 

تشكيل «جبهه سبز اميد» نويدبخش يك حركت جمعي و همه گير است و اميدوارم يك جبهه همه گير و گسترده باشد براي ايستادگي «همه حق» در برابر «تمام باطل». كه حتما" چنين هم خواهد بود. اين جبهه نياز به تعداد زيادي «رهبر مهاجر در وطن» دارد. براي پيام رساني آزادانه. براي راهبري گام به گام. براي آنكه ترفند دستگيري فله اي فعالان سياسي و مطبوعاتي را از نظام بگيرد.و براي آنكه نظام با دستگيري احتمالي موسوي و كروبي و خاتمي، نتواند به خيال خود؛ جنبش را «جمع» كند!

 

مردم عزيزمان دريافته اند كه آزادي «هزينه» دارد و براي پرداخت هزينه هايشان دنبال برنامه اند. مي دانند كه ساختن مملكتي كه آزادي و عدالت و رفاه دارد، مستلزم پرداخت هزينه است و متأسفانه ما با «رأي» و زبان انتخابات نتوانسته ايم و نمي توانيم به خواسته خود، يعني «تغيير» برسيم. مردم اما نياز به روشنگري معتمدان خود در احزاب سياسي دارند تا شفاف به آنها بگويند چه بايد كنند؟ راههاي نافرماني را بشنوند و با رهبري متحد «در يك زمان» آن روشها را به كار ببندند تا مؤثرترين روشها باشند؟ الان نظام با تهديد سران احزاب به دستگيري و بستن رسانه هايشان، عملا" امكان اين ارتباط را مسدود كرده است. پس تنها راه اين است كه عده اي «مهاجرت» كنند. مهاجرت در وطن و براي دوري از گزند مأموراني كه بدنبال خفه كردن صداها هستند. دست از عافيت و خانه و كاشانه بشويند و ايثار كنند و در خفا و بدور از تهديدها، در همين سرزمين براي مخاطبان حزبي خود يا كليه اهالي جنبش سبز، روشنگري كنند. امروز فعاليت سياسي نياز به از جان گذشتگي دارد و بايد براي پايمال نشدن خون قربانيان و كمك به اهداف مردم و دوستان دربند، چهره هاي مؤثر حزبي و رسانه اي، كمپين مهاجرين در وطن و فعاليت سياسي مخفيانه با همان سياق مسالمت جويانه و مدني را ايجاد نمايند.
 

حالا زماني است كه مردم به كساني اقتدا مي كنند كه تا پاي جان، از حق دفاع مي كنند و مانند كروبي و ميرحسين از جان خود گذشته اند. اما به تعداد بيشتري رهبران دست از جان شسته نياز است تا نظام نتواند با تهديد و دستگيري كروبي و موسوي، جنبش را دچار بحران رهبري نمايد.قبلا" گفته ام جنبش سبز، رأس و بدنه جدا ندارد و هر كسي همزمان يك پياده نظام و يك رهبر است. و حالا در ميان سران دستگير نشده احزاب، ما به رهبران بي شماري نياز داريم تا نظام توان مقابله با اينهمه «رهبران دست از جان شسته» را نداشته باشد. براي مقابله با ادامه جور و ستم اين نظام نامشروع، بايد «دل كند!». دست از جان شست و «حسيني» بود. حالا زمانه اي است كه حسين(ع) در چهره «جنبش سبز» ملت حق طلب ايران ظهور و بروز كرده و «حقيقت» فرياد مي زند:«آيا كسي هست ياريم كند؟» امروز حق و باطل دوباره روبروي همديگر قرار گرفته اند. «حق» يعني خواسته ملت مبني بر تغيير و «نه» به نظام فاسدي كه به قيمت تجاوز و قتل و شكنجه برقرار مانده است!

 

خوشبختانه ما الان مهندس موسوي را داريم كه يكبار با «غسل شهادت» بين مردم حاضر شد و گفت: «چيزي براي از دست دادن ندارم!» اين يعني «هر چيزي» كه دارم، فداي ملتي باد كه چنين حق مدار و آزاده و مظلومند. وگرنه ميرحسين موسوي هم خانه و زندگي و همسر و فرزند و نوه دارد و مثل همه خلايق او هم «جان دارد و جان شيرين خوش است!» اما وقتي مي بيند صحنه اي كه در آن ايستاده ايم، صحنه تقابل حق و باطل است، و در كشوري هستيم كه از شدت فساد حكومتش، براي دفاع از حق بايد دست از «جان» بشويد، مي گويد همه اين چيزهايي كه دارم، «چيزي» نيستند كه براي از دست دادنشان بترسم. براي همين «پاكباخته» است و شك نكنيد آدمهاي پاكباخته، در هر صورت شكست يا موفقيت، پيروزند. جاي اميدواري است كه ما شخصيت شجاعي مثل مهدي كروبي داريم كه براستي «دست از جان شسته» و «پاكباخته» است. تا هركجا كه موسوي و كروبي و خاتمي اين جسارت و جوهر حق طلبي را دارند و دست از جان و زندگي و خانه خود شسته اند، مردم پشتيبان آنها هستند و به آنها باور دارند. به ياد داشته باشيم نظريه پردازان كودتا، زماني آقاي خاتمي را به «تروري شبيه بي نظير بوتو» تهديد كردند و شايد از اين ابزارها هم استفاده كنند، اما خاتمي دلاورانه ايستاده است. رسم روزگار اينگونه است كه هر كسي كه دست از جان شست، چون ديگر بدنبال شهرت و نان و رفاه خود نيست؛ آزاده است و مي تواند ظلم را رسوا كند و حق را جار بزند و سخنش بر دل ميليونها نفر بنشيند و «حركت» ايجاد كند. چنان كسي بدليل لرزه اي كه بر اندام نظام ظالم مي اندازد، حتي اگر در بيدادگاه نظامي نايستاده باشد، يك خسرو گلسرخي است و «قهرمان» همه ملت خواهد بود. وقتي گفتم مردم دلشان براي خسرو گلسرخي لك زده، منظورم جسارت به دوستان شريف دربندمان نبود. مي گويم چند چهره اصلاح طلب دستگيرنشده، كوچ و اختفا را انتخاب كنند و با فاش گويي در خفا، روشنگري كنند و پايه هاي اين نظام نامشروع را به لرزه درآورند. مي گويم چه خوب مي شود اگر اين مردم، هزاران قهرمان حقيقت گوي آواره و هزاران «گل سرخ» داشته باشند. ما ظرف نيم ساعت يك ساك را برداشتيم و خانوادگي از خانه و كاشانه «يكباره» دل كنديم و زدم بيرون! چون «تحليلگر آزاد را عشق است!» تحليلگر و نويسنده زنداني به چه درد حركت حق طلبانه مردم مي خورد؟ شما به جاي نيم ساعت، چند روز فكر كنيد ولي ايمان بياوريد كه « كمپين كوچ و اختفاء براي بيان حقيقت» بهترين راهكار براي فعاليت آزادانه و حزبي شماست و كمك بزرگي به جنبش مي كند. بگذاريد «پيامهاي ضمني و مستتر» كه در سخنان رهبران جنبش هست، توسط شما اعضاي اين كمپين براي مردم بازگشايي و تشريح شود. راهكارهاي حزبي «نافرماني مدني» را در فضايي مخفي از دست مأموران نظام، اما با «آزادگي» و بدون نگراني به مردم بگوييد. شما سران احزاب، بسيار بسيار مؤثرتر و بيشتر از «من تحليلگر ناقابل»، روي روحيه مردم تأثير خواهيد گذاشت و يادتان باشد همه ما به قربانيان كودتاي انتخاباتي مديون و بدهكار هستيم. اكنون زمان سكوت و انزواي شما نيست.

 

مردم از سران احزاب «راهكارهاي نافرماني مدني» و رسيدن به آزادي را مي خواهند و خطاب به آنها مي گويند:« هم اكنون نيازمند ياري سبزتان هستيم!» حالا كه اين نظام فعاليت مسالمت آميز حزبي را بر نمي تابد و فعالان حزبي را به محض بيان نظراتشان دستگير و زنداني و تحقير مي كند، شما چگونه مي توانيد به مردم ياري برسانيد و حرفها و برنامه هايتان را شفاف بگوئيد؟ بهترين راه، تأسي به پيشينيان است. گروهي به مهاجرت در وطن همت كنند و ادامه حركت حزبي و سياسي خود را در كوچ و خفا انجام دهند و «كمپين كوچ سبز» را براي هدايت جنبش و حقيقت گويي را تأسيس كنند. يقين داشته باشيد به زودي همگي ما و اعضاي اين كمپين به خانه هايمان باز مي گرديم، منتها با سوغات «آزادي ايران»! كافي است از اين عافيت و آزادي موقتي كه داريد «دل بكنيد!» تا همه به آزادگي دائمي برسيم. به سخن اين برادرتان اعتماد كنيد و خانه و كاشانه تان را براي مدتي بگذاريد و خانوادگي كوچ كنيد و در همين سرزمين، اين نظام فاسد را افشا كنيد و راهكارهاي نافرماني مدني را بدون نگراني از دستگيري ارائه كنيد. باور كنيد مردم چنان روحيه اي از فعاليتهاي اعضاي اين كمپين مخفي مي گيرند كه كارهاي بسيار بزرگ و سترگي را «يك شبه» خواهند كرد.

میرحسین موسوی با حمزه غالبی دیدار کرد

میرحسین موسوی، امروز بعدازظهر با اسیر تازه رسته از بند جوان، حمزه غالبی دیدار کرد.
 

    به گزارش موج سبز آزادی، در این دیدار دوستانه، میرحسین موسوی مقاومت‌های جوانان مبارزی چون حمزه غالبی را چو بارقه امیدی در دل ایرانیان وطن‌دوست دانست و ایستادگی این جوان برومند را که حتی حاضر نشد یک کلمه بر علیه موسوی و یارانش سخن بگوید را ستود. گفتنی است حمزه غالبی بعدازظهر دیروز بعد از تحمل ۷۰ روز زندان که ۶۴ روز آن در انفرادی گذشت، سرافرازانه آزاد شد.

مهدی کروبی: یکی از شاهدان تجاوز ناپدید شده است

مهدی کروبی: یکی از شاهدان تجاوز ناپدید شده است

 

مهدی کروبی نامزد معترض به نتیجه انتخابات از ناپدید شدن یکی از «شاهدان تجاوز جنسی در بازداشتگاه‌ها» خبر داد. آقای کروبی در نامه‌ای که امروز سه‌شنبه در وب‌سایت سحام‌نیوز منتشر کرده، مسئولیت هرگونه اتفاق «ناگواری» که برای این فرد یا خانواده‌اش روی دهد را بر عهده سعید مرتضوی دادستان سابق تهران اعلام کرده است. پیرو سخنان قاضی مقدمی در بخش های مختلف خبری در صدا و سیما که ادعاهایی را نسبت به مهدی کروبی وارد کرده بود دفتر وی با صدور اطلاعیه ای برای تنویر افکار عمومی توضیحاتی داد. به گزارش سحام‌نیوز متن کامل این اطلاعیه به شرح زیر است:
 

بسعه تعالی

 

دوشنبه شب قاضی مقدمی رییس شعبه سیزدهم دادسرای دولت از طریق رسانه ملی اظهاراتی را پیرامون ملاقات هایش با آقای کروبی و برخی از بازداشت شدگان حوادث اخیر مطرح کرد و مدعی شد که مستندات آقای کروبی درباره آزار جنسی بازداشت شدگان قابل استناد نبوده است . در این راستا با تشریح آنچه روی داده است و ارائه توضیحاتی به تنویر افکار عمومی می پردازیم .

 

1- آقای قاضی مقدمی رییس شعبه سیزدهم تنها چند روز قبل از توقیف روزنامه اعتمادملی پرونده این روزنامه را در اختیار گرفت . پرونده روزنامه اعتمادملی در حالی به ایشان ارجاع داده شده که شکایات مربوط به این پرونده در شعبه دیگری ثبت شده بود و همه امور مربوط به روزنامه اعتمادملی در آن شعبه رسیدگی می شد ولی به نظر می رسد بنابر آنکه بازپرس آن شعبه قصد برخورد و تعطیلی روزنامه اعتمادملی را نداشت پرونده روزنامه اعتمادملی را به شعبه سیزدهم دادسرا که ریاست آن بر عهده قاضی مقدمی است ارسال شد تا بتوانند به راحتی و بدون دلایل قانونی روزنامه اعتمادملی را تعطیل کنند .

 

2- چنین بود که آقای قاضی مقدمی از طرف آقای مرتضوی به آقای کروبی معرفی شد و بنابر تقاضای آقای مرتضوی قرار شد به بررسی مستندات مهدی کروبی درباره آزار جنسی بازداشت شدگان حوادث اخیر بپردازد . اما برای تنویر افکارعمومی علی رغم میل باطنی آقای کروبی لازم است تا شرح ماجرایی که گذشت بیان شود تا مردم خود در جریان ماجرا قرار گیرند .
 
همانطور که در خبرها نیز منتشر شد پس از نگارش نامه آقای کروبی به هاشمی رفسنجانی درباره آزار جنسی بازداشت شدگان حوادث اخیر و پس از آنکه نامه ایشان از سوی آقای هاشمی رفسنجانی به مدت ده روز بی پاسخ ماند ، این نامه از سوی آقای کروبی منتشر شد و به دنبال آن بود که آقای هاشمی رفسنجانی این نامه را به آقای هاشمی شاهرودی ارجاع داد تا مورد رسیدگی قرار گیرد . بنابراین آقای حجت السلام و المسلمین دری نجف آبادی از طرف آقای هاشمی شاهرودی رییس وقت قوه قضائیه مامور رسیدگی به این ماجرا و دریافت مستندات آقای کروبی شد . پس از آن آقای دری نجف آبادی نماینده ای را از طرف خودشان برای دریافت مستندات کروبی تعیین کرد که نماینده ایشان نه تنها با آقای کروبی بلکه با یکی از بازداشت شدگانی که مورد آزار قرار گرفته بود ملاقات کرد ، البته ملاقات ایشان با این فرد بازداشت شده به خواست خودش خارج از دفتر کروبی صورت گرفت . نماینده دادستان وقت کل کشور در دیداری که با یکی از بازداشت شدگانی که مورد آزار قرار گرفته بود داشت بسیار از رفتارهای صورت گرفته با این فرد متاثر شده و به او گفته بود که اجازه ندهد تا کسی از ماجرا خبردار شود و قول داده بود تا نسبت به احقاق حقوق او هر کاری که لازم باشد از طریق دستگاه قضایی انجام دهد .
 

در همین زمان روزنامه اعتمادملی به دلیل انتشار مطلبی که به افشاگری درباره پشت پرده ماجرای ترانه موسوی پرداخته بود از سوی رییس شعبه سیزدهم دادسرای دولت تعطیل شد و همزمان با این اقدام آقای مرتضوی طی تماسی با مهدی کروبی از وی خواست که با قاضی مقدمی ریاست شعبه سیزدهم برای بررسی مستندات ایشان همکاری شود . به دنبال این تقاضا با موافقت آقای کروبی قرار ملاقاتی هماهنگ شد تا آقای مقدمی به اتفاق یک فرد دیگر با این فردی که در بازداشت مورد آزار قرار گرفته بود دیدار کند . این دیدار بنابر خواست این مسئولان قضایی در دفتر آقای کروبی برگزار شد . اواسط این دیدار چند ساعته بود که این فرد شاکی به حالت اعتراض از جلسه بیرون آمده و نزد آقای کروبی رفت و نسبت به نحوه پرسش ها گلایه کرد . وی اظهار داشت که سوالاتی که از وی پرسیده می شود در راستای تلاش برای کمک به احقاق حقوق وی نبوده بلکه همه تلاش به این سمت است که او محاکمه شود و یا اینکه به این نتیجه برسد که بی اختیار آلت دست سیاست مدارانی شده است که او را تطمیع کرده اند ! در برابر چنین گلایه ای آقای کروبی او را به حضور در ادامه جلسه بازجویی فراخواند و حتی علی رغم آنکه آن فرد در برابر خواست مسئولان قضایی برای رفتن به پزشک قانونی اظهار کرد از حال مساعدی برای رفتن به پزشک قانونی برخودار نیست ولی با نظر مساعد آقای کروبی به پزشک قانونی می رود ، اما متاسفانه سوالات و مطالبی از سوی این مسئولان قضایی نسبت به وی مطرح می شود و برخوردی زشت صورت می گیرد که نه تنها در شان و جایگاه دستگاه قضایی نیست بلکه در هیچ محکمه و دادگاهی نیز چنین رفتاری صورت نمی گیرد. چرا که وقتی دستگاه قضایی می خواهد از یک شاکی بازجویی کند و سوالاتی را بپرسد باید ابتدا به او اطمینان دهد که از امنیت نسبت به گفتار خود برخوردار است ولیکن نه تنها اعتماد این فرد را جلب نکرده اند بلکه او را ترساندند ! فردای آن روز این فرد چنان از رفتاری که با او شده بود متاثر بود که اقدام به نگارش رفتار صورت گرفته با خود پرداخت که به خواست آقای کروبی نامه وی در سایت سحام نیوز منتشر شد و خوانندگان می توانند برای دریافت اطلاعات بیشتر درباره این ماجرا این نامه را مطالعه کنند .

 

3-دفتر کروبی ضمن ابراز تاسف از چنین رفتارهایی از سوی برخی از مسئولان قضایی ، اعلام می کند که بنابر رفتاری که با یکی از بازداشت شدگان صورت گرفت مشخص شد که برخی از مسئولان قضایی نه تنها به دنبال یاری رساندن و احقاق حقوق بازداشت شدگانی که مورد آزار قرار گرفته اند نیستند بلکه در صدند تا صورت مسئله را پاک کنند . بنابراین پس از وقوع چنین برخوردی از سوی برخی از مسئولان قضایی آقای کروبی هیچ گونه ملاقاتی را با این آقایان برگزار نکرد و به دنبال آن با نگارش نامه ای به ریاست جدید محترم قوه قضاییه جناب آقای آیت الله صادق لاریجانی از ایشان درخواست کرد تا هیاتی بی طرف برای رسیدگی حوادث پس از انتخابات تشکیل شود.

 

4- دفتر مهدی کروبی اعلام می کند که هیچ گاه قصد بازگویی این ماجرا را نداشت ولیکن بازگویی ماجرا از سوی خود این مسئولان قضایی و البته رفتاری که در قبال این فرد و خانواده اش صورت گرفت چون مراجعه به منزل وی و شرح ماجرا برای پدر این فرد که موجب آزردگی خاطر پدر وی شد، تحقیقات محلی برای زیر سوال بردن شخصیت وی و محکوم ساختن فردی که مورد ظلم قرار گرفته است به جای احقاق حقوق او موجب شد تا این دفتر به شرح واقعیت ماجرا برای تنویر افکار عمومی بپردازد . لازم به ذکر است که رفتارهای صورت گرفته با این فرد بازداشت شده که در زندان مورد آزار قرار گرفته بود به حدی زشت و زننده بود که اکنون مدتی است این فرد ناپدید شده و خبری از وی نیست که بنابر این دفتر کروبی اعلام می کند مسئولیت هرگونه اتفاق ناگواری که برای این فرد و خانواده اش روی دهد با دادستان وقت تهران آقای مرتضوی و نمایندگان ایشان خواهد بود .

 

 

دفتر مهدی کروبی

10/ 6 /8