ابتدا شما را نادیده می گیرند. سپس به شما می خندند، بعد با شما مبارزه می کنند. آنگاه شما پیروز خواهید شد
پ
اطلاعات و اخبار اعتراضات مدنی ایران در ارتباط با انتخابات ریاست جمهوری
ابتدا شما را نادیده می گیرند. سپس به شما می خندند، بعد با شما مبارزه می کنند. آنگاه شما پیروز خواهید شد
پ
ابتدا شما را نادیده می گیرند. سپس به شما می خندند، بعد با شما مبارزه می کنند. آنگاه شما پیروز خواهید شد
نکته: منتظر باشید تا تصویر (تصاویر) بارگذاری شوند. اگر تصاویر را مشاهده نکردنید، در جیمیل دکمه Display Images Bellow را بزنید. اما اگر باز هم ندیدید، ناراحت نباشید، ما همه را برایتان، ضمیمه (attach) ایمیل نیز کرده ایم (بخش انتهایی ایمیل را ببینید).
ابتدا شما را نادیده می گیرند. سپس به شما می خندند، بعد با شما مبارزه می کنند. آنگاه شما پیروز خواهید شد
ابتدا شما را نادیده می گیرند. سپس به شما می خندند، بعد با شما مبارزه می کنند. آنگاه شما پیروز خواهید شد
ابتدا شما را نادیده می گیرند. سپس به شما می خندند، بعد با شما مبارزه می کنند. آنگاه شما پیروز خواهید شد
(ماهاتما گاندي)
عکس: کاریکاتور خانواده درگیر - بخش 100
این گزارش لیست بازداشت شدگان شهریور ماه ۸۹ را به این ترتیب اعلام کرد:
رئيس هيات امناي دانشگاه آزاد اسلامي با تاكيد بر انجام وقف اين دانشگاه براساس فتواي رهبر انقلاب و چهار نفر از اعضاي اين هيات تاكيد كرد: فكر نميكنم كسي بتواند اين وقف را به هم بزند.
به گزارش ايلنا، اكبر هاشمي رفسنجاني در آيين افتتاح دانشگاه آزاد اسلامي واحد بابل با تشكر از قليپور، رئيس اين واحد دانشگاهي اظهار داشت: بنده مدتي است كه براي افتتاح واحدهاي دانشگاه آزاد نميروم، اما بنا به قولي كه به حجتالاسلام قليپور داده بودم به اين جا آمدم.
وي با اشاره به نقش فعلي و آينده مازندران در انقلاب و كشور افزود: اگر از همه امكانات استان شمالي كشور استفاده شود ميتوان تمام كشور را اداره كرد، چرا كه وجب به وجب خاك اين منطقه زرخيز است و تبعا مردم آن از استعداد و ذوقي برخوردارند كه آن را در تاريخ هم ثبت كردهاند.
هاشمي رفسنجاني با بيان اينكه "در دوران مسووليتم خيلي تلاش داشتم كه استعداد اين استان شكوفا شود"، گفت: من سه طرح را در اين زمينه دنبال كردم كه با عجله كار آن آغاز شد و به نخبگان اين استان هم پيشنهاد ميكنم تا اين سه طرح را دنبال كنند؛ يك طرح بزرگراه تهران شمال از راه چالوس است كه هنوز تكميل نشده است و من به محسن فرزندم هم گفتم اگر ميتواند در اين مسير يك خط مترو نيز تاسيس كند تا از زير كوهها به مازندران برسد. البته نگرانم كه در عمر خودمان انجام اين پروژه را نبينيم اما اميدواريم اين كار انجام گيرد.
وي ادامه داد: طرح دوم كانال سراسري از اولين شهرستان استان مازندران تا گنبد است كه خيليها ميگفتند خيالي است اما ما كار آن را شروع كرديم كه در اين طرح آب البرز به كانالها ريخته ميشود و در نتيجه از خشكساليها جلوگيري شده و تمام اراضي منطقه به زير كشت برده ميشود و همچنين 3 ميليارد مترمكعب آب آن هم اضافه ميآمد كه در كويرهاي خشك البرز هم ميتوان از آن استفاده كرد و مطالعات ابتدايي در اين مورد انجام شده است.
هاشمي رفسنجاني طرح سوم پيشنهادي خود براي استانهاي شمالي كشور را بزرگراه درياي خزر از آستارا تا گنبد ذكر كرد و اظهار داشت: در آن از مصالح خود دريا و شنهاي كف آن استفاده ميشود و عموم مردم هم از آن استفاده ميكنند تا گفته نشود ساحل خصوصي شده است؛ همچنين مراكز تفريحي نيز در كنار آن تاسيس شود. اين طرح در زمان وزارت تركان در وزارت راه آماده شد كه دولت فعلي حرفهايي از اين مساله ميزند و معلوم نيست كه اجرا شود.
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام تصريح كرد: در صورت اجراي اين سه طرح استان مازندران جايگاه خود را در كشور پيدا ميكند.
رئيس هيات امناي دانشگاه آزاد اسلامي با اشاره به اقدامات انجام شده در جهت گسترش اين دانشگاه در كشور گفت: ما با اين امكانات و براي حفظ آن، براساس فتواي رهبر و چهار مجتهد كه در هيات موسس حضور داريم تصميم به وقف اين دانشگاه گرفتهايم، صيغه آن نيز خوانده شد و قبض و اقباض نيز انجام شد كه فكر نميكنيم كسي بتواند آن را به هم بزند و اگر كسي توانست اين كار را انجام دهد از خداوند قويتر است و از او پس ميگيرد.
وي تاكيد كرد: هيچ اموال دولتي در مجموع دانشگاه آزاد نيست و هركس زميني به اين مجموعه اختصاص دهد براساس قيمت روز پول آن پرداخت ميشود. اگر هم درنهايت از اموال دولتي باشد در هر صورت وقف كردهايم و فتواي رهبر انقلاب مبني بر اين مساله در شوراي عالي انقلاب فرهنگي نيز خوانده شده است.
رئيس مجلس خبرگان رهبري با اشاره به فتاواي مختلف شيعي در مورد مساله وقف تصريح كرد: اميدواريم كسي اين جرات را به خود ندهد كه اين مجموعه كه سالهاست آموزش و تحقيقات كشور را تامين ميكند و حتي ميتواند كشور را اداره كند را پس بگيرد.
وي در ادامه با اشاره به افتخارات مردم مازندران و نقش لشكر 25 كربلاي مازندران (در جنگ تحميلي) به ذكر خاطرهاي از حضور اين لشكر در عمليات بدر پرداخت و اظهار داشت: در آن عمليات اعضاي اين لشكر تحت محاصره عراقيها قرار گرفتند كه يا شهيد ميشدند و يا به اسارت گرفتار ميشدند. بنده در آن هنگام در منطقه خطرناكي در جبهه بودم. هليكوپتر را اعزام كردم و خوشبختانه توانستيم اعضاي آن را لشكر را برگردانيم و همان نيروها كه دانشگاه جبهه را ديدند اكنون در استان مازندران كه هدف تخريبگران هم هست، حضور دارند.
رئيس تشخيص مصلحت نظام با بيان اينكه "اگر همه مردم در جبهه حضور نمييافتند نميتوانستيم در جنگ پيروز شويم"، يادآور شد: ما در نهايت بر شرق و غرب، دولتهاي ارتجاعي منطقه و همه دنيا به پيروزي در عرصههاي نظامي و سياسي رسيدهايم. البته در جبهه سياسي پيروزي بزرگتري كسب كرديم زيرا در سازمان ملل كه همه اعضاي آن ضد ما بودند عراق متجاوز شناخته شد و مبلغي براي غرامت تعيين شد.
وي افزود: سرنوشت عراق، ارتش بعث و صدام حسين را در مقابل خودمان را ببينيد كه چگونه است و آنقدر اين سرنوشت واضح است كه ميتوان از روي آن فيلم ساخت.
هاشمي رفسنجاني گفت: اگر هم اكنون هم با عشق و صفاي آن دوران باشد ميتوانيم از توطئهها بيرون بياييم. آن زمان همه دشمنان عليه ما متحد بودند و ما چيزي نداشتيم براي پيروزي بر اين توطئهها. در زمان فعلي نيز نيازمند اخلاص و نيز خودداري از انجام كارها غيرصحيحي هستيم كه در راستاي تفرقهاندازي انجام ميشود. كساني كه اين كار را انجام ميدهند اگر از انجام اين كارها خودداري كنند و بگذارند همگي متحد بمانيم ميتوانيم در توطئهها پيروز شويم.
هاشمي گفت: قدر اين مردم كه جنگ سازندگي را پيروز كردند و توطئهها را خنثي كردند را بايد بدانيم و لذا تسليم حق و با مردم باشيم، زيرا بريدن از اين مردم مثل بريدن از خداست كه اين امر مساوي با از دست دادن همه چيز است.
رئيس مجمع تشخيص مصلحت نظام با "گراميداشت ياد شهدا، جانبازان، آزادگان و ايثارگران" ادامه داد: بايد ياد امام را در همه كارها گرامي بداريم زيرا پس از صدر اسلام و دوران حكومت چند ساله اميرالمومنين هيچ گاه حكومت واقعي اسلام براساس مكتب اهل بيت كه قانوني و هم رسمي هم شده باشد شكل نگرفت.
وي در ادامه با بيان اينكه "ما دانشگاه آزاد را از امام ميدانيم"، يادآور شد: ما اين دانشگاه را طراحي كرديم و جاسبي هم زحمت آن را كشيد. اما كار امام اين مسير را سهل كرد زيرا آن هنگام حتي مدارس غيرانتفاعي هم تحمل نميشدند و مدارسي مانند نيكان و علوي را هم ميخواستند دولتي كنند، اما در آن فضا امام مبلغ يك ميليون تومان به اين دانشگاه كمك كردند كه همين مبلغ و كمكهاي لفظي ايشان باعث شد تا كار تاسيس دانشگاه انجام شود.
وي در پايان ابراز اميدواري كرد كه دانشگاه آزاد به "رشد توسعه كشور و آمادگي براي ظهور امام زمان عج كمك كند".
پيش از سخنان هاشمي رفسنجاني قليپور رئيس دانشگاه آزاد واحد بابل، نريمان نماينده بابل در مجلس، روحاني امام جمعه بابل و جاسبي رئيس دانشگاه آزاد اسلامي سخناني را ايراد كردند.
جـــرس: علی کاظمینی، پدر بزرگِ حسن کاظمینی، از شهدای حوادث بعد از انتخابات ریاست جمهوری، با انتشار نامه ای سرگشاده به رهبر جمهوری اسلامی، وی را عامل کشته شدن نوۀ خود دانست و با انتقاد از اظهارات رهبر جمهوری اسلامی مبنی بر اینکه "دعوت کنندگان به تجمعات، عامل ریخته شدن خونهای اخیر هستند"، نسبت به این مسئله از وی خونخواهی کرد.
به گزارش منابع خبری جرس، این پیرمرد ۷۶ سالۀ کهنسال، در نامه سرگشاده خود به رهبر جمهوری اسلامی آورده است:
خداوند تبارک تعالی ۲ پسر به من عطا نمود که آنها را حسن وحسین نامگذاری کردم.
حسن ۲۲ ساله به ندای رهبرانی که یکی از آنها حضرتعالی هستید روز۱۷شهریور۵۷ به میدان ژاله رفت تا بهمراه سایرهمفکرانش برعلیه رژیم شاه تظاهرات کند .
درتجمعی که برای آن مجوزنداده بودند حاضر شد وعوامل رژیم شاه به ادعای آنکه تجمع غیرقانونی است با جمعیت برخورد کرد و حسن شهید شد .
من تا مدتی قبل، شاه راعامل ریختن خون فرزندم می دانستم .
اما چندی پیش نوه ۱۹ ساله ام ( پسر حسین)، که پدرش او را به یاد عموی شهیدش حسن نام گذاشته بود ، به ندای رهبرانی به خیابان انقلاب رفت تا بهمراه همفکرانش برعلیه حقی که ازکف داده بود، تظاهرات کند .
وی درتجمعی که برای آن مجوز نداده بودند حاضرشد وعواملی به ادعای آنکه تجمع غیر قانونی است با جمعیت حاضر برخورد و حسن دیگر به خانه برنگشت .
حال که شما فرموده اید مسبب خونهای ریخته شده دعوت کنندگان مردم به خیابان ها هستند باید گفت :
رهبرمحترم کشور
قبول فرمائید که یک بام و دو هوا نمی شود
اگر خونخواهی از دعوت کننده تظاهرات صحیح باشد، پس من بایستی خونخواهی پسرم که در۱۷شهریور۵۷ خونش ریخته شد را، از شما مطالبه کنم و اگر خونخواهی از سردمداران حکومتی که به مخالفین خود حتی اجازه ابراز مخالفت در یک تظاهرات آرام را هم نمی دهند صحیح باشد، پس خونخواهی نوه ۱۹ ساله ام از شما فقط معنی می دهد ولاغیر.

در این نامه تاکید شده است " پاسخ منفی شما به این نامه و یا بی پاسخ گذشتن شما از کنار پرسش های روزنامه نگاران ایرانی افکار عمومی دنیا را متوجه این سوال می سازد که چرا رییس دولت ایران از پاسخگویی به روزنامه نگاران کشور خود گریزان است و گفته شما را در باره وجود آزادی بیان در ایران با تردید روبرو می سازد ."
گفتنی است این نامه امشب به محمود احمدی نژاد در نیویورک تحویل داده می شود.
متن کامل این نامه به شرح ذیل است :
جناب آقای محمود احمدی نژاد، رییس دولت جمهوری اسلامی ایران، با سلام، ما جمعی از خبرنگاران، عکاسان و روزنامه نگاران ایرانی هستیم که به دلیل بسته شدن روزنامه هایمان و فشارهای سیاسی از کشور مهاجرت کرده ایم. هیچ روزنامه ای در ایران نداریم اما پرسش های زیادی داریم که متاسفانه به هیچ کدام از آن پرسش ها در مصاحبه های مطبوعاتی تان با رسانه های غربی پاسخی نیافتیم.
همکاران روزنامه نگارمان در داخل ایران نیز یا در زندان به سر می برند، یا با قید وثیقه آزاد هستند و یا به دلیل تهدیدها و تذکرهای نهادهای امنیتی در یک فضای نا امن رسانه ای ناگزیر شده اند که سکوت را به عنوان تنها راه چاره برگزینند. پس از انتخابات پر اما و اگر ایران بسیاری از شهروندان در اعتراض های مدنی به همراه روزنامه نگاران، دانشجویان و فعالان سیاسی بازداشت و جمعی دیگر نیز در راهپیمایی ها هدف گلوله قرار گرفتند و جان باختند. از آن هنگام شما چندین کنفرانس مطبوعاتی برگزار کرده اید که غالبا با حضور رسانه های هوادار دولت برگزار می شد و جای خالی بسیاری از روزنامه نگاران منتقد حاکمیت در این کنفرانس ها مشهود بود. در نتیجه روزنامه نگاران منتقد در کنفرانس های خبری شما فرصت پرسشگری نمی یابند.
از آنجا که شما در مصاحبه با خبرنگاران رسانه های غربی بارها تاکید کرده اید که در ایران آزادی بیان وجود دارد و هر کسی می تواند عقیده و نظر خود را بیان کند لذا با ارسال این نامه خواهان این هستیم که به احترام آنچه خود گفته اید، زمینه ای فراهم سازید تا ما روزنامه نگاران که بخشی از قربانیان محدودیت آزادی بیان در ایران و مهاجرانی رانده شده به خارج از ایران هستیم در یک کنفرانس خبری، پرسش های مان را مطرح کنیم. ما روزنامه نگارانی هستیم که تنها به دلیل پرسشگری از داشتن روزنامه در ایران محروم مانده ایم. حتی اگر برای توجیه مهاجرت ما شما نظر دیگری داشته باشید هیچ عقل سلیمی باور نمی کند که این تعداد از روزنامه نگاران یک کشور بدون اضطرار خاک و خانه و خانواده شان را رها کرده باشند تا به کشوری دیگر مهاجرت کند. پاسخ منفی شما به این نامه و یا بی پاسخ گذشتن شما از کنار پرسش های روزنامه نگاران ایرانی افکار عمومی دنیا را متوجه این سوال می سازد که چرا رییس دولت ایران از پاسخگویی به روزنامه نگاران کشور خود گریزان است و گفته شما را در باره وجود آزادی بیان در ایران با تردید روبرو می سازد.
امضا کنندگان:
شبنم آذر
محمد اروند
محمد ایزدی
مرتضی اصلاحچی
کیان امانی
سولماز ایکدر
بیتا بختیاری
بهداد بردبار
نگین بهکام
سپیده بهکام
آرش بهمنی
دلبر توکلی
منصور تیفوری
مهدی جامی
سعید جلالی فر
احمد جلالی فراهانی
رحمان جوانمردی
وحید حبیب پناه
آیدین جهانبخش
سیامک حیدری
بابک داد
فریبا داوودی مهاجر
علیرضا رضایی
نیلوفر رستمی
سامان رسول پور
امیر رشیدی
اردوان روزبه
لادن سلامی
مسعود سفیری
حسن سربخشیان
فریبرز سروش
لیلا سعادتی
آیدا سعادت
مسعود سفیری
لادن سلامی
کیانوش سنجری
شکوفه شادابی
محمد رضا شکوهی فرد
سولماز شریف
صادق شجاعی
رضا شمس
شهاب الدین شیخی
فرح شیلندری
آسو صالح
باقر صمیمی
حمیدرضا ظریفی نیا
مسیح علینژاد
بابک غفوری آذر
فاطمه فناییان
آیدا قجر
مهرداد قاسمفر
بهنام قلی پور
کاوه قریشی
مهرانگیز کار
پریسا کاکایی
رویا کریمی مجد
نیک آهنگ کوثر
مژگان مدرس علوم
رویا ملکی
لیلا ملک محمدی
حسام میثاقی
روزبه میر ابراهیمی
ابراهیم نبوی
شاهین نوربخش
پروانه وحیدمنش
رضا ولی زاده
محمد رضا یزدان پناه
به گزارش کلمه، این دانشجوی دربند در سال ۸۶ و در اعتراض به سوء مدیریت و فضای امنیتی دانشگاه علامه ابتدا چندین ترم از تحصیل تعلیق و سپس نیز از ادامه تحصیل محروم شد. وی در سال ۸۷ و با همراهی سایر دانشجویان محروم ازتحصیل که به دانشجویان ستاره دار معروف شده اند ،شورای دفاع از حق تحصیل را تشکیل دادند .شورایی که با هدف بازپس گیری بدیهی ترین حق این دانشجویان یعنی حق تحصیل شکل گرفت .دانشجویانی که که به خاطر عقیده شان از حق تحصیل محروم شده بودند. اعضای این شورا در دوران فعالیت شان مدام بر عدم وابستگی خود به گروه ها ، دسته ها و یا احزاب داخلی و خارجی تاکید می کردند.
در جریان مناظره کاندیداهای ریاست جمهوری و پس ازآنکه محمود احمدی نژاد وجود دانشجویان ستاره دار را انکار کرد و گفت که چنین دانشجویانی وجود خارجی ندارند، مجید دری نیز به همراه سایر اعضای شورا در تجمع های اعتراض آمیزی که به منظور آگاهی افکار عمومی برگزار شد شرکت کرد تا نشان دهد که این دانشجویان وجود خارجی دارند . دانشجویانی که بیهوده از حق تحصیل محروم شده اند؛ این تجمع های اعتراضی در روزهای قبل از برگزاری انتخابات در مقابل وزارت علوم و صدا و سیما برگزار شد.
مجید دری اما پس از شرکت در این تجمع ها در روز ۲۲ خرداد ماه به محل کار خود درشهر بوشهر بازگشت. وی چند روزی بیشتر در بوشهر نماند تا اینکه سر انجام در روز ۱۸ تیر ماه ۸۸ در حالی که در منزل خواهر خود درشهر قزوین به سر می برد دستگیر شد.
مجید دری به مناسبت اول مهرماه ،روز بازگشایی دانشگاهها نامه ای را خطاب به محمود احمدی نژاد نوشته و به وی گفته است "خبر بدی برایت دارم، مهر رسید!"
متن کامل نامه مجید دری که از زندان اوین به بیرون ارسال شده به این شرح است:
آقای احمدی نژاد!
سلام
خبر بدی برایت دارم.خبری که هر سال تکرار می شود،اما کهنه نمی شود.خبری که سالیان سال تکرار شده و می شود و تن دیکتاتورها و مستبدین را لرزانده است.کوتاه است اما پر طمطراق: "مهر آمد".باری مهر آمد و دانشگاهها باز شدند و دانشجویان بازگشتند. با هر زحمتی نفسی سه ماهه کشیدی.اما تمام شد!مهر آمد.
آقای احمدی نژاد!
سال ۸۶ به یادت می آید که به دانشگاه تهران رفتی؟ حتی پلاکارد خوشامدگویی هم نصب نکردند که خبر پنهان بماند. تنها یک شب قبلش خبر آمدنت را دادی. آنهم به حراست دانشگاه تهران. یادم هست که دم تمام درهای دانشگاه ماموران حراست موج می زدند و مانع ورود دانشجویان می شدند. اما آمدیم! به هر لطایف الحیلی بود وارد شدیم. آمدی و رفتی.دم در سالن اجتماعات ماموران حراست ودانشجونماها نگهبانی می دادند و مانع ورود ما به مراسم خوشامدگویی! شما می شدند راستی. دیدار نمایشی چه لذتی دارد با مشتی دانشجو نما؟
آقای احمدی نژاد!
از بدو ورودت به سمت ریاست جمهوری به کیاست دریافتی که دانشگاه دردسر است برایت و دست به کار شدی. روسای دانشگاهها را در راستای اهدافت گماردی که همانا سرکوب دانشجویان منتقد و معترض بود و پروژه پاکسازی دانشگاهها…
انجمنها را بستی، نشریه ها را به تعطیلی کشاندی و منتقدین را ستاره دار کردی و محروم و اخراج. کاری بود که بشود برای ساکت کردن دانشگاهها انجام بدهی و نکنی؟! البته همکاری وزارت علوم برای وابسته نشان دادن جریانهای دانشجویی اعم از تحکیم، ادوار و شورای دفاع از حق تحصیل به این و آن را نباید نادیده گرفت و حال بدنبال تحقق اهداف پاکسازی ات ما دانشجویان در زندانیم. از عبدالله مومنی بگیر تا میلاد اسدی و …بالغ بریک صدسال حبس هم اکنون برای دانشجویان رقم خورده است. از ۷ نفر اعضای شورای مرکزی "شورای دفاع از حق تحصیل" ۶ نفر آنان دستگیر شدند و سنگینترین احکام همراه با تبعید به آنان داده شد.
آیا هیچ می دانی هنگامی که تصمیم به تشکیل این شورا گرفتیم می دانستیم هرگز به دانشگاه باز نخواهیم گشت؟! اما ایستادیم تا دیگری چون ما به راحتی از حق غیرقابل انکارش محروم نشود.ایستادیم و حاضر نشدیم تعهد بدهیم که در مقابل ظلم سکوت کنیم. می دانستیم باز نخواهیم گشت،می دانستیم انکار می شویم،اما فریاد بر آوردیم تا نتوانی به راحتی و با طیب خاطر هر بلایی که دلت خواست بر سر دیگر دانشجویان بیاوری.ایستادیم تا آنگاه که انکار می کردی سند زنده ای باشیم از یک دروغ شرم آور.
آقای احمدی نژاد
در دوره اول ریاست جمهوری ات دست کم ۷۰ نفر را شناسایی کردیم که ستاره دار شده اند و آمار تعلیق ها آنقدر زیاد بود که مجال برای جمع آوری اسامی پیدا نکردیم اما با یک حساب سرانگشتی تنها در ۲ سال پایان دوره اول،سالهای تعلیق از تحصیل از مرز ۱۲۰ ترم هم گذشت.حاصل این تلاشها و پرده افکنی ها ۱۰ سال حبس در زندان ایذه برای ضیا نبوی ،شش سال حبس در همان زندان برای من ،شش سال حبس برای شیوا نظرآهاری، دو سال و ۴ ماه حبس برای مهدیه گلرو بود که هم اکنون در بند زنان است و ما نیز در بند ۳۵۰ محبوس…چرا که دانشجویان چون همیشه در برابر ناکارآمدیها و تعدیها ایستاده اند.بیشترین هزینه ها همیشه بر شانه های اینان که پشتوانه ای ندارند سنگینی می کند.اما هیچ گاه نه خم به ابرو آورده اند و نه زیر بار این فشارها کمر خم کرده اند.
آقای احمدی نژاد!
پیشنهادی برایت دارم که به عینه ببینی در اجرای پروژه ات چقدر موفق بوده ای. ۵ سال با تمام ابزارهای قدرت کوشیده ای که دانشگاه را ساکت کنی. تعداد زیادی از دانشجویان فعال یا در زندانند یا ستاره دار یا تعلیقی و محروم از تحصیل و اخراج شده. حال که دیگر باید خیالت آسوده باشد، پس قدم رنجه فرما و تنها یک روز قبل اعلام کن که می آیی. فقط یک روز قبل و نه بیشتر!
آقای احمدی نژاد!
در مناظره ات به دروغ گفتی که کسی را به جرم انتقاد از تحصیل محروم نکرده ای، که هیچ دانشجویی را ستاره دار نکرده ای. در مقابل میلیونها بیننده گفتی. عجیب نبود که خورشید را هم انکار کنی چه رسد به ما که ستاره دار بودیم. چگونه توانستی با چنین اعتماد به نفسی وجود انسانهایی را انکار کنی که پشت در صداو سیما با پلاکارد فریاد میزدند:ما ستاره داریم!
گمان می کنی با اینگونه رفتارها دانشجویان ساکت خواهند شد؟ باورت نمی شد که با تمامی این تدبیرها و تنبیه ها و تهدیدها، دانشگاه همچنان مکان ناامنی برایت تلقی شود که نتوانی با خیال راحت به آن پا بگذاری و ژست استاد دانشگاه را بخود بگیری؟
کدامیک از دانشگاهها را می خواهی ساکت کنی؟! تهران ؟ امیرکبیر ؟علامه ؟علم و صنعت ؟ دانشگاه اصفهان ؟ مشهد یا مازندران و تبریز و…یا دانشگاه آزاد را؟!
جنبش دانشجویی لقمه ا ی نیست که از گلوی هیچ دیکتاتوری پایین رفته باشد. طلایه دار انتقاد هیچگاه سلاح بر زمین نمی گذارد و در کنار دریای خروشان مردم علیه زور و استبداد و دیکتاتوری می ستیزد.
آقای احمدی نژاد!
در آخر یک پیشنهاد دیگر می کنم:نپذیر! پیشنهاد اولم را نپذیر که تلخ ترین روز زندگی ات رقم خواهد خورد.
گمان مبر که به پایان رسید کار مغان/ هزار باده ناخورده در رگ تاک است هنوز
مجید دری
غلامرضا سرابی، عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی ایران، از سوی افراد ناشناس ترور شد.
به گزارش خبرگزاریها، غلامرضا سرابی که متخصص داخلی و فوق تخصص قلب و عروق است، چهارشنبه شب در بیرون از مطب خود با اسلحه مورد سوء قصد قرار گرفت.
غلامرضا سرابی پس از این سوء قصد به بیمارستان امام حسین (ع) تهران منتقل شد. او هم اکنون در ICU بستری است و تلاش پزشکان برای نجات وی ادامه دارد.
خبرگزاری مهر ساعتی پیش از قول شهابالدین صدر نایبرئیس مجلس و رئیس سازمان نظام پزشکی، از وضعیت نسبتاً مناسب دکتر غلامرضا سرابی که شب گذشته با اسلحه مورد سوء قصد قرار گرفته بود خبر داد و گفت: تحقیقات اولیه حاکی از آن است که این پزشک ظاهراً پیش از این چندین بار از سوی برخی بیماران تهدید به مرگ شده بود.
صدر همچنین با بیان اینکه گلوله به شکم و پهلوی سمت چپ وی اصابت کرده است، تصریح کرد: پزشک نامبرده که در بیمارستان خاتم الانبیا فعالیت می کند ظاهراً پیش از این نیز چندین بار نیز از سوی برخی بیماران تهدید به مرگ شده است.
وی در پاسخ به اینکه آیا ممکن است حادثه سوء قصد شب گذشته و همچنین کشته شدن دکتر عبدالرضا سودبخش عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران که سه شنبه در مقابل مطب شخصی خود از طرف افراد ناشناس کشته شد برنامه ریزی شده باشد، گفت: از وزارت اطلاعات، نیروی انتظامی و وزارت کشور خواستهایم که این موضوع را به صورت جدی پیگیری کند. با این حال امکان اینکه این ترورها پروژهای برای سوء قصد به جان برخی پزشکان است وجود دارد اما تا اعلام و پیگیری مراجع قضائی و انتظامی هیچ چیز مشخص نیست.
لازم به ذکر است که سه شنبه شب هم دکتر عبدالرضا سودبخش عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران در مقابل مطب شخصی خود از طرف افراد ناشناس مورد سوء قصد قرار گرفت، که به مرگ وی منجر شد.
پلیس آگاهی تهران بزرگ در مورد حادثه سوء قصد به دکتر عبدالرضا سودبخش عضو هیئت علمی دانشگاه علوم پزشکی تهران که در مقابل مطب شخصی خود از طرف افراد ناشناس کشته شد، ادعا کرد: تحقیقات اولیه حکایت از آن دارد که علت و انگیزه قتل شخصی بوده و وجود هرگونه انگیزه دیگر در این جنایت منتفی است.
کلمه :مجید دری ،فعال دانشجویی که هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوین به سر می برد به شش سال حبس قطعی محکوم شده است. حبسی که قرار است مجید پنج سال از آن ر ا در تبعد بگذراند . تبعید در زندان ایذه .
این دانشجوی دربند در سال ۸۶ و در اعتراض به سوء مدیریت و فضای امنیتی دانشگاه علامه ابتدا چندین ترم از تحصیل تعلیق و سپس نیز از ادامه تحصیل محروم شد.وی در سال ۸۷ و با همراهی سایر دانشجویان محروم ازتحصیل که به دانشجویان ستاره دار معروف شده اند ،شورای دفاع از حق تحصیل را تشکیل دادند .شورایی که با هدف بازپس گیری بدیهی ترین حق این دانشجویان یعنی حق تحصیل شکل گرفت .دانشجویانی که به خاطر عقیده شان از حق تحصیل محروم شده بودند. اعضای این شورا در دوران فعالیت شان مدام بر عدم وابستگی خود به گروه ها ، دسته ها و یا احزاب داخلی و خارجی تاکید می کردند.
در جریان مناظره کاندیداهای ریاست جمهوری و پس ازآنکه رئیس جمهوری وقت، محمود احمدی نژاد وجود دانشجویان ستاره دار را انکار کرد و گفت که چنین دانشجویانی وجود خارجی ندارند، مجید دری نیز به همراه سایر اعضای شورا در تجمع های اعتراض آمیزی که به منظور آگاهی افکار عمومی برگزار شد شرکت کرد تا نشان دهد که این دانشجویان وجود خارجی دارند . دانشجویانی که بیهوده از حق تحصیل محروم شده اند .این تجمع های اعتراضی در روزهای قبل از برگزاری انتخابات در مقابل وزارت علوم و صدا و سیما برگزار شد .
مجید دری اما پس از شرکت در این تجمع ها در روز ۲۲ خرداد ماه به محل کار خود درشهر بوشهر بازگشت. وی چند روزی بیشتر در بوشهر نماند تا اینکه سر انجام در روز ۱۸ تیر ماه ۸۸ در حالی که در منزل خواهر خود درشهر قزوین به سر می برد دستگیر شد .
مجید دری به مناسبت اول مهرماه ،روز بازگشایی دانشگاهها نامه ای را خطاب به محمود احمدی نژاد نوشته و به وی گفته است «خبر بدی برایت دارم ، مهر رسید!»
به گزارش کلمه، متن کامل نامه مجید دری که از زندان اوین به بیرون ارسال شده ، به این شرح است :
آقای احمدی نژاد!
سلام.
خبر بدی برایت دارم.خبری که هر سال تکرار می شود،اما کهنه نمی شود.خبری که سالیان سال تکرار شده و می شود و تن دیکتاتورها و مستبدین را لرزانده است.کوتاه است اما پر طمطراق: "مهر آمد".باری مهر آمد و دانشگاهها باز شدند و دانشجویان بازگشتند.با هر زحمتی نفسی سه ماهه کشیدی.اما تمام شد!مهر آمد.
آقای احمدی نژاد!
سال ۸۶ به یادت می آید که به دانشگاه تهران رفتی؟ حتی پلاکارد خوشامدگویی هم نصب نکردند که خبر پنهان بماند. تنها یک شب قبلش خبر آمدنت را دادی. آنهم به حراست دانشگاه تهران. یادم هست که دم تمام درهای دانشگاه ماموران حراست موج می زدند و مانع ورود دانشجویان می شدند. اما آمدیم! به هر لطایف الحیلی بود وارد شدیم. آمدی و رفتی.دم در سالن اجتماعات ماموران حراست ودانشجونماها نگهبانی می دادند و مانع ورود ما به مراسم خوشامدگویی! شما می شدند راستی. دیدار نمایشی چه لذتی دارد با مشتی دانشجو نما؟
آنجا بود که طمع چوب و چماق را چشیدیم. سال ۸۷ را چطور؟به یاد داری؟به دانشگاه علم و صنعت رفتی. استاد دانشگاه! دانشگاهی! پنجشنبه رفتی! سر و ته خیابان را بسته بودند و مانع ورود دانشجویان می شدند. حتی علم و صنعتی ها!و بار دیگر برای همانان حرف زدی و برایت دست زدند و گمان بردی که بازی را برده ای.اما سال تحصیلی چیز دیگری گفت.۸۸ را نمی دانم چه کردی. چون به جرم محارب بودن، به جرم دفاع از حق تحصیل – که دولت مهرورز نصیبمان کرده بود – در زندان بودم و فرصت شرفیابی نداشتم. اما می دانم چه تلخ بود برایت چون سالهای گذشته…
آقای احمدی نژاد!
از بدو ورودت به سمت ریاست جمهوری به کیاست دریافتی که دانشگاه دردسر است برایت و دست به کار شدی. روسای دانشگاهها را در راستای اهدافت گماردی که همانا سرکوب دانشجویان منتقد و معترض بود و پروژه پاکسازی دانشگاهها…
انجمنها را بستی، نشریه ها را به تعطیلی کشاندی و منتقدین را ستاره دار کردی و محروم و اخراج. کاری بود که بشود برای ساکت کردن دانشگاهها انجام بدهی و نکنی؟! البته همکاری وزارت علوم برای وابسته نشان دادن جریانهای دانشجویی اعم از تحکیم، ادوار و شورای دفاع از حق تحصیل به این و آن را نباید نادیده گرفت و حال بدنبال تحقق اهداف پاکسازی ات ما دانشجویان در زندانیم. از عبدالله مومنی بگیر تا میلاد اسدی و …بالغ بریک صدسال حبس هم اکنون برای دانشجویان رقم خورده است. از ۷ نفر اعضای شورای مرکزی "شورای دفاع از حق تحصیل" ۶ نفر آنان دستگیر شدند و سنگینترین احکام همراه با تبعید به آنان داده شد.
آیا هیچ می دانی هنگامی که تصمیم به تشکیل این شورا گرفتیم می دانستیم هرگز به دانشگاه باز نخواهیم گشت؟! اما ایستادیم تا دیگری چون ما به راحتی از حق غیرقابل انکارش محروم نشود.ایستادیم و حاضر نشدیم تعهد بدهیم که در مقابل ظلم سکوت کنیم. می دانستیم باز نخواهیم گشت،می دانستیم انکار می شویم،اما فریاد بر آوردیم تا نتوانی به راحتی و با طیب خاطر هر بلایی که دلت خواست بر سر دیگر دانشجویان بیاوری.ایستادیم تا آنگاه که انکار می کردی سند زنده ای باشیم از یک دروغ شرم آور.
آقای احمدی نژاد
در دوره اول ریاست جمهوری ات دست کم ۷۰ نفر را شناسایی کردیم که ستاره دار شده اند و آمار تعلیق ها آنقدر زیاد بود که مجال برای جمع آوری اسامی پیدا نکردیم اما با یک حساب سرانگشتی تنها در ۲ سال پایان دوره اول،سالهای تعلیق از تحصیل از مرز ۱۲۰ ترم هم گذشت.حاصل این تلاشها و پرده افکنی ها ۱۰ سال حبس در زندان ایذه برای ضیا نبوی ،شش سال حبس در همان زندان برای من ،شش سال حبس برای شیوا نظرآهاری، دو سال و ۴ ماه حبس برای مهدیه گلرو بود که هم اکنون در بند زنان است و ما نیز در بند ۳۵۰ محبوس…چرا که دانشجویان چون همیشه در برابر ناکارآمدیها و تعدیها ایستاده اند.بیشترین هزینه ها همیشه بر شانه های اینان که پشتوانه ای ندارند سنگینی می کند.اما هیچ گاه نه خم به ابرو آورده اند و نه زیر بار این فشارها کمر خم کرده اند.
آقای احمدی نژاد!
پیشنهادی برایت دارم که به عینه ببینی در اجرای پروژه ات چقدر موفق بوده ای. ۵ سال با تمام ابزارهای قدرت کوشیده ای که دانشگاه را ساکت کنی. تعداد زیادی از دانشجویان فعال یا در زندانند یا ستاره دار یا تعلیقی و محروم از تحصیل و اخراج شده. حال که دیگر باید خیالت آسوده باشد، پس قدم رنجه فرما و تنها یک روز قبل اعلام کن که می آیی. فقط یک روز قبل و نه بیشتر!
آقای احمدی نژاد!
در مناظره ات به دروغ گفتی که کسی را به جرم انتقاد از تحصیل محروم نکرده ای، که هیچ دانشجویی را ستاره دار نکرده ای. در مقابل میلیونها بیننده گفتی. عجیب نبود که خورشید را هم انکار کنی چه رسد به ما که ستاره دار بودیم. چگونه توانستی با چنین اعتماد به نفسی وجود انسانهایی را انکار کنی که پشت در صداو سیما با پلاکارد فریاد میزدند:ما ستاره داریم!
گمان می کنی با اینگونه رفتارها دانشجویان ساکت خواهند شد؟ باورت نمی شد که با تمامی این تدبیرها و تنبیه ها و تهدیدها، دانشگاه همچنان مکان ناامنی برایت تلقی شود که نتوانی با خیال راحت به آن پا بگذاری و ژست استاد دانشگاه را بخود بگیری؟
کدامیک از دانشگاهها را می خواهی ساکت کنی؟! تهران ؟ امیرکبیر ؟علامه ؟علم و صنعت ؟ دانشگاه اصفهان ؟ مشهد یا مازندران و تبریز و…یا دانشگاه آزاد را؟!
جنبش دانشجویی لقمه ا ی نیست که از گلوی هیچ دیکتاتوری پایین رفته باشد. طلایه دار انتقاد هیچگاه سلاح بر زمین نمی گذارد و در کنار دریای خروشان مردم علیه زور و استبداد و دیکتاتوری می ستیزد.
آقای احمدی نژاد!
در آخر یک پیشنهاد دیگر می کنم:نپذیر! پیشنهاد اولم را نپذیر که تلخ ترین روز زندگی ات رقم خواهد خورد.
گمان مبر که به پایان رسید کار مغان هزار باده ناخورده در رگ تاک است هنوز
مجید دری
دانشجوی محروم از تحصیل دانشگاه علامه و زندانی اوین
عباس عبدی در واکنش به دروغ گویی طائب در مورد وی که گفته بود: «یکی از کسانی که اطلاعات موشک های دور برد را به بیگانه داده بود عبدی بود» در وبسایت خود نوشت: اگر دستگاه قضایی در شرایطی بود که به اینگونه اتهامات واهی و بیپایه، کاملا بیطرفانه رسیدگی میکرد، در این صورت شاهد چنین اظهاراتی نبودیم. متأسفانه بنده تبعه آمریکا و فرانسه نیستم تا مورد لطف مقامات قرار گیرم، و رییس دولت همچنان که از همسر آقای سارکوزی دفاع کرد و مدیر کیهان را مستحق مجازات دانست، از بنده نیز به عنوان یک شهروند دفاع کند.
به گزارش کلمه این فعال سیاسی در بخش دیگری از پاسخ خود به طائب با ابراز نگرانی از رواج علنی دروغ در نهاد های رسمی کشور تاکید کرد: قدرت انفجاری موشکهایی که مورد نظر شماست در برابر موشکهای اتمی و فوق پیشرفته اتحاد جماهیر شوروی چیزی شبیه اسباببازی است، اما روزی که حیات شوروی به علت اشباع دروغ و ظلم و ستم سر آمد، آن موشکها هم نتوانست آنها را از فروپاشی نجات دهد. نه تنها نتوانست، بلکه این موشکها پس از فروپاشی، وبال گردن رژیم روسیه شد. امروز هم موشکهای کرهشمالی از نوع اتمی است و فاصلهاش با ژاپن فقط یک دریای کوچک است، اما شاهد آنیم که سالانه باید هزاران نفر از مردم آن از گرسنگی بمیرند و تنها فرد چاق و چله آن حکومت، رییس جمهور مادامالعمر آن است و بقیه مردم گویی که رژیم سخت (البته از نوع غذایی) گرفتهاند.
متن جوابیه عباس عبدی درباره اظهارات طائب به شرح زیر است:
روز (دوشنبه ۲۹/۶/۱۳۸۹) نزدیکیهای ظهر یکی از دوستان تماس گرفت و خبر داد که در یکی از سایتها، متهم به تحویل اطلاعات موشکهای دوربرد شدهای. مثل همیشه خندیدم و گفتم اهمیت نده، گفت که آقای طائب این ادعا را کرده است. با شنیدن این اسم تا حدی ناراحت شدم و گفتم پیگیری میکنم، زیرا میدانستم که آقای طائب از جزییات پرونده من اطلاع دارد و بیان چنین دروغ آشکاری معنای دیگری خواهد داشت.
عین متن منتشره چنین است:
«در زمان آقای خاتمی سپاه متوجه شد که اطلاعات مربوط به موشکهای دوربرد لو رفته است. پیگیری کردند و دیدند یکی از کسانی که در این ماجرا دخالت داشته،آقای عباس عبدی بوده است. این موجب شد که بیشتر بررسی کنند. بعد متوجه شدند که دشمن به ما خیلی نزدیک شده است. تحقیقات نشان داد که آقای ابطحی با موضوعات سری سروکار دارند و این اطلاعات به ایشان میرسد. ایشان هم با همین جریانات ارتباط داشتند. اسناد و مدارک این ماجرا که منتشر شد. آقای عبدی هم که دستگیر شدند. این جریان هم در قالب اطلاعات سری مطرح شد و به ما رسید. آقای ابطحی و عباس عبدی با هم ارتباط داشتند. یعنی آقایی که اطلاعات هستهای ما را داشت با ایشان ارتباط داشتند. اما من نگفتم که آقای ابطحی این حرفها را به کسی زده است .»
در آن لحظه من امکان دیدن سایت مذکور را نداشتم، اما وقتی با یکی از دستاندرکاران پرونده تماس گرفتم و گلایه کردم، گفت احتمال نمیدهد که وی چنین چیزی را گفته باشد. قرار شد پیگیری کند، بعداً با برخی دیگر از افراد تماس گرفتم و سایت را هم دیدم معلوم شد که اتهامزننده برادر آقای حسین طائب به نام مهدی طائب از روحانیون قم است و چندان اطلاعی هم از امور اینچنینی ندارد. با آقای ابطحی تماس گرفتم که قضیه چیست، او هم گفت که چند ماه پیش این حرف را زده بود که من اعتراض کردم و جمله آخر نقل شده در متن را برای اصلاح صحبت قبلی اش گفته است. گفتم چرا شکایت نکردی که پاسخ او هم قابل انتظار بود. قبل از آن نیز پاسخی را در ۶ بند برای سایت تابناک فرستادم که تا لحظه کنونی منتشر نشده است. در تماس های بعدی قرار شد با آقای مهدی طائب تماس بگیرند و غلط بودن اتهامات را متذکر شوند تا به نحو مناسبی اصلاح کند از آنجا که این روش را بهتر می دانستم انتشار پاسخ زیر را سه روز به تاخیر انداختم و تاکنون که اقدامی انجام نشده است اجمالا اشارهای به نکات مطرح شده میکنم.
۱ـ در سراسر پرونده بنده که برای مهم جلوه دادن آن را به چند صد صفحه رساندند و حتی دو حکم صادره آن بیش از دویست صفحه است، فکر نمیکنم حتی یک بار هم کلمه موشک آمده باشد. اگر ایشان دسترسی به حکم دارند آن را منتشر کنند، در غیر این صورت اجازه انتشار آن را از مقامات قضایی بگیرند من خودم موارد را منتشر خواهم کرد.
۲ـ به یاد دارم که در پرونده کلمه پایلوت را (که نوعی روش تحقیق تجربی است) به خلبان ترجمه کرده بودند!! و در دادگاه مطرح با این ترجمه مطرح کردند که نشان از بیدقتی و عجله قاضی پرونده داشت و موجب سخره گردید. لذا فکر کردم که نکند کلمه انگلیسی دیگری بوده که ایشان به اشتباه به موشک دوربرد ترجمه کرده باشد، اما به این نتیجه رسیدم که چنین چیزی هم نبوده است و بعید است که اصولا اجازه داشته باشد که پرونده را ببیند.
۳ـ بنده در دوران مسئولیت آقای ابطحی هیچ ارتباطی با ایشان نداشتهام، ممکن است حداکثر ۳ یا ۴ بار در محیطهای عمومی یکدیگر را دیده باشیم. حال چگونه بنده را به آقای ابطحی وصل کردهاند خدا میداند.
۴ـ بازداشت من در رابطه با نظرسنجی بود و هیچ ربطی به این مسایل نداشت و در پرونده هم مطلقاً چنین چیزهایی نبوده، و اگر این ادعا درست است، چرا همان موقع بازداشت من آقای ابطحی را احضار یا بازداشت نکردند؟
۵ـ واقعیت این است که اگر دستگاه قضایی در شرایطی بود که به اینگونه اتهامات واهی و بیپایه، کاملا بیطرفانه رسیدگی میکرد، در این صورت شاهد چنین اظهاراتی نبودیم. متأسفانه بنده تبعه آمریکا و فرانسه نیستم تا مورد لطف مقامات قرار گیرم، و رییس دولت همچنان که از همسر آقای سارکوزی دفاع کرد و مدیر کیهان را مستحق مجازات دانست، از بنده نیز به عنوان یک شهروند دفاع کند، اما چندان هم نگران نباید بود، زیرا علیه شهروندان بیگناه آن قدر اتهامهای بیپایه زدهاند که اگر فردای روزگار کسی هم واقعاً مرتکب جرمی یا جاسوسی شود و صریحاً هم اعلام کند که چنین کرده است، کسی باور نخواهد کرد.
۶ـ به حجتالاسلام آقای مهدی طائب باید متذکر شوم که نگرانی اصلی بنده از بیان چنین اتهامات واهی علیه خودم در نشریات و سایتها نیست. ضمن اینکه داشتن و نداشتن موشک اعم از دوربرد و نزدیکبرد را هم برای حفظ ثبات و امنیت یک کشور لازم و کافی نمیدانم. قدرت انفجاری موشکهایی که مورد نظر شماست در برابر موشکهای اتمی و فوق پیشرفته اتحاد جماهیر شوروی چیزی شبیه اسباببازی است، اما روزی که حیات شوروی به علت اشباع دروغ و ظلم و ستم سر آمد، آن موشکها هم نتوانست آنها را از فروپاشی نجات دهد. نه تنها نتوانست، بلکه این موشکها پس از فروپاشی، وبال گردن رژیم روسیه شد. امروز هم موشکهای کرهشمالی از نوع اتمی است و فاصلهاش با ژاپن فقط یک دریای کوچک است، اما شاهد آنیم که سالانه باید هزاران نفر از مردم آن از گرسنگی بمیرند و تنها فرد چاق و چله آن حکومت، رییس جمهور مادامالعمر آن است و بقیه مردم گویی که رژیم سخت (البته از نوع غذایی) گرفتهاند. بنابراین هیچ فرد آگاهی به آنچه که در ذهن شما مهم تلقی می شود، اهمیت اصلی را نمیدهد. اما آمریکاییها اگر از موشکهای ایران اطلاعی نداشته باشند، حتماً از سخنان آشکار شما مطلع میشوند. فرض کنید که این اظهارات شما روی میز مسئول ایران در سازمان اطلاعاتی آمریکا یعنی سیا قرار گیرد، او که میداند چه کسانی برای آنان جاسوسی میکنند با دیدن گزارش اظهارات شما، در حاشیه آن چه خواهد نوشت؟ روشن است که مینویسد، کسانی که علیه شهروندان بیگناه خود آشکارا دروغ میگویند، قابل اعتماد نیستند و گزارشهای آنها در زمینه های مورد اختلاف یا هر مورد دیگر فاقد اعتبار خواهد بود.
نکته دیگری که آقای طائب باید بدانند این است که کار از جاسوسی موشکی و این حرفها گذشته است، آنچه که به حکومت لطمه میزند در درجه اول رسمی شدن و رواج دروغ است که چون خوره تمامی تاروپود اجتماع را خورده و از درون پوک کرده است و به علت شیوع و آشکار بودن نیازی هم به جاسوسی برای اطلاع از کم و کیف آن نیست. همچنین قضایای کهریزک و کوی دانشگاه است که حیثیت ها را برباد می دهد و نه اطلاع از موشک و هواپیما.
امیدوارم تاریخ برای ما تکرار نشود. موشکهای عراق نتوانست مانع بروز وضعیت فعلی آن شود و تمام موشکهای آن (بالاتر از برد ۱۵۰ کیلومتر) قبلا به دست خودشان اوراق شده بود و سوخت آن برای پختن دیزی و جوش آوردن کتری چای در دخمه ای استفاده شد که بهتر است نشانی اش را ندهم. در باره استفاده از مواد منفجره و آهن قراضه های موشک های اوراقی اجازه دهید فعلا حرفی نزنم.
اگر آقای طائب با علم به کذب بودن، این اتهامات را وارد کرده اند در این صورت حرفی نیست حتما دلائل لازم برای قانع کردن خود جهت ایراد چنین اتهاماتی دروغی را دارند، ولی اگر چنین نبوده و تصور می کرده اند که این اتهامات واقعی است در این صورت پیشتهاد می کنم با دست اندرکاران پرونده و اخوی خود که در دسترس هستند تماس بگیرند و سپس اگر شجاعت سیاسی یا ترس از آخرتی بود از همان طریق گفته های خود را اصلاح کنند.
نکته پایانی اینکه نشریات و سایتهایی که اینگونه اتهامات واهی را منتشر میکنند آیا شهامت آن را دارد که مواردی ده برابر رقیقتر از این اتهامات را علیه افراد صاحب قدرت منتشر کنند؟ اگر بلی، اشکالی ندارد بنابه اصل آزادی مطبوعات، آنها را چاپ کنید، اما اگر نمیتوانید که قطعاً نمیتوانید، حتی اتهامات واقعی علیه آنان را هم نمیتوانید، منتشر کنید، پس بهتر است اندکی به وجدان خود مراجعه کنید، شاید گوشهای از وجدانتان بیدار و تغییری در خطمشی شما ایجاد کند.
عباس عبدی ـ۳۰/۶/۱۳۸۹