۱۳۸۸ بهمن ۱۳, سه‌شنبه

سیدحسن خمینی پیش از سخنرانی احمدی‏نژاد مرقد امام را ترک کرد

سیدحسن خمینی پیش از سخنرانی احمدی‏نژاد مرقد امام را ترک کرد

سیدحسن خمینی، نوه امام راحل، امروز مراسم ادای احترام به بنیانگذار جمهوری اسلامی را پس از حضور محمود احمدی نژاد ترک کرد و به دیدار خانواده علیرضا بهشتی، فرزند دربند آیت الله شهید بهشتی، رفت.

به گزارش کلمه، حجت الاسلام والمسلمین سیدحسن خمینی که هنگام حضور محمود احمدی نژاد رییس دولت کودتا در حرم مطهر امام راحل حاضر بود، بلافاصله و بطور ناگهانی حرم امام را ترک کرد.

وی همچنین در مراسم رسمی گرامیداشت سالروز ورود امام به کشور که امسال برخلاف سال های گذشته در بهشت زهرا برگزار شد، حضور نیافت.»

براساس عکس های منتشر شده از این مراسم، سیدحسن خمینی در مراسم ادای احترام به امام راحل، احمدی نژاد و هیات دولت کودتا را همراهی کرده، اما پیش از سخنرانی احمدی نژاد محل را ترک کرده است.

به گزارش کلمه، سیدحسن خمینی به هنگام سخنرانی رئیس دولت کودتا و مداحی بعد از آن در حرم حضور نداشته و در اتاق خود بوده است.



--
خشمت را سرکوب کن
*دهه فجر امسال سبز تر از هميشه*

پوسترهای 22 بهمن بخش ششم

پوسترهای 22 بهمن بخش ششم

?ui=2&view=att&th=12672724845a8edc&attid=0.1&disp=attd&realattid=ii_12672724845a8edc&zw

?ui=2&view=att&th=12672725ca427c09&attid=0.1&disp=attd&realattid=ii_12672725ca427c09&zw

?ui=2&view=att&th=12672727a4858c7a&attid=0.1&disp=attd&realattid=ii_12672727a4858c7a&zw

?ui=2&view=att&th=12672729c78bde5d&attid=0.1&disp=attd&realattid=ii_12672729c78bde5d&zw

?ui=2&view=att&th=1267272bf017b978&attid=0.1&disp=attd&realattid=ii_1267272bf017b978&zw

?ui=2&view=att&th=1267272ca1dd250c&attid=0.1&disp=attd&realattid=ii_1267272ca1dd250c&zw

?ui=2&view=att&th=1267272ddaa5449f&attid=0.1&disp=attd&realattid=ii_1267272ddaa5449f&zw


پایان متن
گروه خبری دانشجویی موج سبز


--
خشمت را سرکوب کن
*دهه فجر امسال سبز تر از هميشه*


پوسترهای 22 بهمن بخش پنجم

پوسترهای 22 بهمن بخش پنجم

?ui=2&view=att&th=1267270b8f7ebec2&attid=0.1&disp=attd&realattid=ii_1267270b8f7ebec2&zw

?ui=2&view=att&th=1267270cd6802e5e&attid=0.1&disp=attd&realattid=ii_1267270cd6802e5e&zw

?ui=2&view=att&th=1267270ecb04da48&attid=0.1&disp=attd&realattid=ii_1267270ecb04da48&zw

?ui=2&view=att&th=1267270f65d31ca6&attid=0.1&disp=attd&realattid=ii_1267270f65d31ca6&zw

?ui=2&view=att&th=1267271025a1db1f&attid=0.1&disp=attd&realattid=ii_1267271025a1db1f&zw

?ui=2&view=att&th=126727111589c0a3&attid=0.1&disp=attd&realattid=ii_126727111589c0a3&zw


پایان متن
گروه خبری دانشجویی موج سبز

--
خشمت را سرکوب کن
*دهه فجر امسال سبز تر از هميشه*


خبرهایی از اوین؛ آزاد شدگان از زندانیان سخن می گویند

خبرهایی از اوین؛ آزاد شدگان از زندانیان  سخن می گویند

مادر با دیدن فرزندش نقش بر زمین شد و پیکرش آنچنان می لرزید که اشک همه مردم منتظر را در آورد.
 
خلجی آزاد شد

چشمها به اوین دوخته بود که ناگاه در زندان باز شد و روحانی که صورت سفیدش در نور کم سوی جلوی زندان اوین هم دیده می شد، از دربیرون آمد. مردم که برای زندانیان صلوات می فرستادند با دیدن او که نامش را نمی دانستند اما حدس می زدند که زندانی نامداری است، سوت و کف و فریاد را همراه صلواتشان کردند و او برای مردم دستی از سر خوشحالی تکان داد. این روحانی حجه الاسلام خلجی بود.

محمد تقی خلجی، بیست و دوم دی‌ماه، در خانه‌ی خود بازداشت شد. پس از شش روز دادستانی دادگاه ويژه روحانيت به خانواده محمد تقی خلجی اطلاع داد که او به سلول انفرادی در زندان اوين، تهران، منتقل شده و تحت بازجويی است.

محمد تقی خلجی از روحانیون نزدیک به آيت الله منتظری و آيت الله صانعی به شمار می‌رود، در آخرين سخنرانی خود در شب تاسوعا در منزل آيت الله صانعی، از آيت الله منتظری تجليل کرد.

خاطره از کیوان صمیمی

برخی از زندانیان از اتاق 4 بند 7 بودند. بسیاری از آنها مهندس کیوان صمیمی را دیده بودند و از بزرگواری و مهربانی اش با خودشان خاطره داشتند.
یکی از جوانان آزاد شده می گفت که موقع آزاد شدن، دستش را به نشانه احترام بوسیده است.

صمیمی مدیرمسئول ماهنامه ادبی توقیف شده نامه و از فعالان سیاسی است. وی پس از اعتراضات به نتایج انتخابات تحت بازجویی و بازداشت بوده است.


زید آیادی تنها زندانی که ورزش می کند!

برخی از زندانیان، احمد زید آبادی را دیده بودند و می گفتند روحیه اش خیلی خوب بوده و تنها زندانی بوده که ورزش می کرده است. می گوید که شنیده است که او را امروز به زندان رجایی شهر یا قزل حصار برده اند.

بازداشت برای ارسال پیامک 22 بهمن

آزاد شده ها می گویند که 50 نفر را از بند 209 که زندانیان معروف سیاسی در آنجا هستند را به بند 7 منتقل کرده اند. همچنین می گویند که 200 نفر را ظرف دیروز و امروز به خاطر اس ام اس 22 بهمن دستگیر کرده اند، فقط به دلیل ارسال پیامک در باره 22 بهمن.


اتهام: زیر گرفته شدن توسط ماشین پلیس!

همچنین یکی از زندانیان می گفت 16 نفری که محاکمه شده اند و برخی از آنها اتهامشان محاربه است، فقط چند تن شان دستگیر شده های عاشورا هستند.
زن و شوهری که در میان این عده هستند، دو نفری هستند که در روز عاشورا توسط ماشین نیروی انتظامی زیر گرفته شده اند و دست و پایشان شکسته است،
وقتی برای درمان به بیمارستان می روند، دستگیر می شوند . آنها تحت فشار هستند که نگویند با ماشین نیروی انتظامی تصادف کرده اند.

اتهام محاربه برای آنها به دلیل زیر گرفته شدن شان توسط نیروی انتظامی است!
 



--
خشمت را سرکوب کن
*دهه فجر امسال سبز تر از هميشه*

میرحسین موسوی : انقلاب تمام نشده هنوز استبداد وجود دارد

میرحسین موسوی : انقلاب تمام نشده هنوز استبداد وجود دارد

غفلت و عقب گرد ما را به استبدادی تاریکتر از قبل از انقلاب می برد

میرحسین موسوی در گفت و گویی تفصیلی به ۱۰ سوال سایت کلمه در مورد، اهداف اصیل انقلاب اسلامی، اقدامات قوه قضائیه، عملکرد سوء اقتصادی، بسته شدن فضای رسانه ای کشور، برپایی راه پیمایی و تجمع و برنامه های جنبش سبز پاسخ گفته است.

 موسوی در این گفتگو که در آستانه ۲۲ بهمن ماه مصادف با سی و یکمین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی انجام شد از دست دادن مشروعیت را عامل اصلی فروپاشی حکومت مستبد شاهنشاهی دانسته است و تأکید کرد که امروز مقاومت مردم میراث گرانبهای انقلاب اسلامی است و عدم سازگاری مردم با دروغ، تقلب و فساد که ما این روزها شاهد آن هستیم به خوبی حضور این میراث را نشان می دهد. مشروح این گفت و گو را در زیر می خوانید:

 در آستانه سی و یکمین سال انقلاب اسلامی هستیم. آیا می توانیم از یادآوری و بزرگداشت روزهای پیروزی انقلاب استفاده ای برای امروز خودمان ببریم؟

در مقدمه لازم میدانم سی و یکمین سال پیروزی انقلاب اسلامی را به همه ملت و به همه خانواده های شهیدان و جانبازان و رزمندگان و ایثارگران تبریک بگویم. تحلیل انقلاب اسلامی هنوز پایان نیافته. هزاران کتاب و مقاله نوشته شده و هنوز هم نوشته می شود. آنچه امروز جالب است که انتخابات اخیر و حوادث بعد از آن دوباره انقلاب اسلامی را در معرض نقد های جدیدی قرار داده است.

 بعضی از این نقد ها بیشتر به مشابه سازی گرایش دارند، بعضی از آن ها روی تفاوت ها و مشابهت ها تاکید می کنند و بعضی دنباله ریشه های نهضت سبز در انقلاب اسلامی هستند.به هر حال این نقد ها فوق العاده مفید اند به ویِژه برای نسل جوان که شور اصلی حرکت سبز از آنهاست. عوامل گوناگونی دست به دست هم داد تا با شرکت یکپارچه ملت ما به ویِژه تهیدستان جامعه و رهبری درخشان حضرت امام خمینی(ره) انقلاب اسلامی به پیروزی رسید. مطالب بسیاری در این زمینه می توان گفت ولی آنچه بسیار مفید است همان اول این گفتگو به آن اشاره کنم آن است که در سال ۵۷ همه مردم یکپارچه در صحنه انقلاب بودند.این وحدت در صفوف آنقدر عمیق بود که حتی پادگان های نظامی را در بر گرفت. عکس ادای احترام همافران و افسران نیروی هوایی در۱۹ بهمن ۱۳۵۷ به حضرت امام به عنوان یک سند تاریخی از این نظر اهمیت فوق العاده ای دارد. در روز های منتهی به پیروزی انقلاب ما دو گروه اقلیت و اکثریت در خیابان ها نداشتیم، بلکه به دلیل آنکه حکومت مستبد و منفور شاهنشاهی ریشه های مشروعیت بخش خود را به طور کامل در آن سال ها از دست داده بود حتی در پادگان ها هم زیر پایش خالی شده بود، در آن برهه حتی گروه های شناسنامه دار سیاسی تمایزات خود را از دست داده بودند و از روی رضایت یا عدم رضایت با حرکت توده های میلیونی و شعار استقلال آزادی جمهوری اسلامی همراه شدند.

 می توان گفت فروپاشی رژیم شاهنشاهی اجتناب ناپذیر بود؟

رژیم مشروعیت خود را به طور کامل از دست داده بود. البته کشتارهای خیابانی در تسریع این روند نقش عظیم داشت؛ مخصوصا کشتار هفده شهریور تعیین کننده بود. اگر کمی دورتر برویم می توان به قطع و یقین گفت که اگر پهلوی ها به میراث مشروطیت خیانت نمی کردند رژیم شاهنشاهی با اصالت رای مردم و نقشی که قانون اساسی مشروطه بر عهده شاه گذارده بود، می توانست مثل بعضی از کشورها ادامه پید اکند. در این زمینه از همان اول به حکومت پهلوی ها تذکرات جدی داده شد و حتی کسانی مثل شهید مدرس تا پای جان در این زمینه مقاومت کردند. ولی همه این مقاومت ها و تذکرات بی فایده بود و به فاصله کمی از انقلاب مشروطیت نظام استبدادی این بار در شکل شبه تجدد گرایانه باز تولید شد. استمرار نسبتا طولانی پهلوی ها در حکومت نشان می دهد که در انقلاب مشروطیت ریشه های استبداد خود کامگی بطور کامل از بین نرفت و این ریشه ها در قالب های فرهنگی،‌اجتماعی و ساختهای اجتماعی به حیات خود ادامه دادند. بنده یادم هست که رژیم شاه در آن سالها از یک عکس برای تبلیغات بسیار استفاده می کرد و آن عکس یک رعیتی بود که به زمین افتاده بود و کفشهای شاه را می بوسید. این عکس از نظر آنها نشان پیوند شاه و ملت بود و عاقلان البته در این عکس چیزهای دیگری می دیدند.

 عواملی که باعث بازتولید رژیم های استبدادی در ایران می شد آیا با انقلاب اسلامی از بین رفته است؟

در سالهای اول انقلاب اسلامی اکثریت مردم قانع شده بودند که انقلاب همه ساختارهایی را که می توانست منجر به استبداد و دیکتاتوری شود از بین برده است و من هم یک نفر از این جمع بودم. ولی الان چنین اعتقادی ندارم. امروز هم عوامل و ریشه هایی را که منجر به دیکتاتوری می شود می توان شناسایی کرد و هم مقاومت در مقابل بازگشت به این دیکتاتوری را که باید گفت مقاومت مردم میراث گرانبهای انقلاب اسلامی است. عدم سازگاری مردم با دروغ و تقلب و فساد که ما این روزها شاهد آن هستیم به خوبی حضور این میراث را نشان می دهد. همان طور که بسته شدن فضای مطبوعاتی و رسانه ای و پر شدن زندانها و کشتن بیرحمانه مردم در خیابانها که به صورت مسالمت آمیز احقاق حقوق خود را خواستارند نشان دهنده حضور ریشه های استبداد و دیکتاتوری باقیمانده از نظام شاهنشاهی است.

 مردم دنبال آزادی و عدالت هستند و متوجه اند که دستگیری ها و اعدام ها با اغراض سیاسی و در تعارض با قانون اساسی و قوانین رایج صورت می گیرد. آنها از رژیم شاهنشاهی نفرت دارند و در عین حال متوجه اند که با داد و ستدهای بی اهمیت و بدون رعایت مراتب قانونی ممکن است عده ای به کام مرگ فرستاده شوند. تا امام جمعه بی رحمی که همواره از تبعیض و خشونت و تقلب دفاع کرده به قوه قضاییه دستمریزاد بگوید. برای او مهم نیست که شایعات گسترده ای برا ی اعتراف گیری های غیر قانونی وجود دارد و برای او مهم نیست که این افراد ربطی به جریانات انتخابات ندارند . مهم برای او اعدام برای زهر چشم گرفتن است. او از قدرت تکوینی اثربخشی خون بیگناهان غافل است و نمی داند سیل خون شهیدان، رژیم شاه را از بین برد. مردم اعتقاد به استقلال و آزادی و جمهور اسلامی را از انقلاب دارند.

 همان طور که مقاومت دلیرانه ملت و رزمندگان در هشت سال دفاع مقدس ناشی از همین تغییرات بنیادینی بود که انقلاب اسلامی در روحیه مردم پدید آورده بود. بیاد داشته باشیم که از جنگهای روس با ایران تا آخر دوران شاه در مراحل مختلف بخشهایی از خاک کشورمان در جنگها و بحران ها و بازی های سیاسی توسط همین شاهان از دست رفته بود و دفاع جانانه هشت ساله دفاع مقدس این مدار خطرناک و خار کننده را در هم شکست. اکنون هم در صفوف سبز مردم و مرعوب نشدن آنها و پایداریشان بر سر حقوق خودشان ادامه همان مقاومت دفاع مقدس و همان روحیه آزاد منشانه قوام آمده در سال ۵۷ را می بینیم. از سوی دیگر امروز وقتی دیده می شود که دروغ از سوی دولت و صدا و سیما و روزنامه های وابسته، سکه رایج است؛ وقتی ملت ما می بیند که عملا این نیروهای امنیتی و نظامی هستند که بر پرونده های قوه قضاییه حکم می رانند و در حقیقت این قوه قضاییه است که ضابط نیروهای امنیتی شده است، به این نتیجه می رسیم که ما در اول انقلاب زیاد خوش بین شده بودیم.

 بنده امروز به شهادت رسیدن مردانی چون بهشتی و مطهری و دیگر شهدای انقلاب اسلامی را ناشی از ادامه ریشه ها ی استبداد شاهی می دانم که هنوز بطور کامل از کشور ما ریشه کن نشده بود. به همین دلیل بنده اعتقاد ندارم که انقلاب به اهداف خود رسیده است. بزرگداشت دهه فجر که هر ساله برگزار می شود در حقیقت برای هشیاری وبرای تمدید قوا جهت برخورد با باقیمانده ریشه های استبداد است. امروز مردم برای نیل به عدالت و آزادی و حاکمیت مردم بر سرنوشت خود در صحنه حضور دارند و باید بدانیم که ملت ما در این راه صدها هزار شهید داده است.

 انقلاب اسلامی حاصل تلاش و از خود گذشتگی عظیم ملت ماست و کمی غفلت و عقب گرد ما را به استبدادی تاریکتر از قبل از انقلاب می برد چرا که استبداد به نام دین، بدترین نوع استبداد است و به عکس آگاهی و ایستادگی بر سر میراث اصلی و آرمانهای انقلاب اسلامی مطالبه جدی آزادی و عدالت ما را از گذشته ای سیاه به آینده ای روشن عبور می دهد و باقیمانده تفاله های خود کامگی را از بین می برد و زمینه را برای زیستن در فضای آزاد توأم با احترام به تنوع و تکثر و آزادی اندیشه ها و کرامت ذاتی انسان فراهم می سازد. بنده اعتقاد دارم، آن قرائت از اسلام که مردم را خس و خاشاک و بزغاله و گوساله می نامد و مردم را قسمت قسمت می کند تا عده ای بجان عده ای دیگر بیفتند، متاثر از فرهنگ شاهنشاهی است. سزاوار بود که قوه قضاییه بجای اعدام چند جوان و نوجوان، که شایعات جدی در مورد نحوه اعتراف گیری از آنها وجود دارد، به این ریشه ها توجه می کرد.

 گر چه همانطور که اشاره کردم ما کاملا از قوه قضاییه قطع امید کرده ایم و قوه قضاییه ای که فرزند فرهیخته،‌ آزادیخواه و مومن شهید بهشتی و آزایخواهان دیگر امثال او را زیر عکس پدرش در راهروهای دادسراها می نشاند،‌ خیلی از اهداف تعریف شده انقلاب دور شده است.

امروز زندانها را پاکترین فرزندان ملت پر کرده اند؛ از دانشجویان و اساتید و دیگر اقشار. مطابق فرمول های مندرس شده ای به دنبال پرونده سازی برای آنها هستند با پرونده هایی مالی یا جنسی یا جاسوسی. در حالی که منحرفان واقعی و غارتگران بیت المال در بیرون از زندان ها مشغول جولان هستند. آنها به جای آنکه دنبال جاسوسان واقعی باشند انسان های شریف و مؤمن را به جاسوسی متهم می کنند. جا دارد در اینجا بنده از همه مشاوران پاک و فداکار و فرهیخته خود که همگی دستگیر شده اند و در محبس عدالت آقایان گرفتارند دفاع نمایم و شرمندگی خود را از اینکه کنار آنها نیستم ابراز کنم. این روز ها شبی نیست که بنده به امام و شهید بهشتی و دیگر شهیدان عزیز فکر نکنم و با آنها نجوا نکنم که شما چه می خواستید و امروز ما به کجا رسیده ایم. از مشاوران خود نام نبردم تا احترام خود را به همه زندانیان سیاسی ابراز کرده باشم. ایران نام و فداکاری همه این عزیزان را حفظ خواهد کرد.

 آیا از ظهور و بروز روحیه استبدادی در رفتار مسؤلان می توانید مثال بیاورید؟

نفوذ این روحیه و باقی مانده آثار رژیم مستبد تاریخی را در همه جا در کنار روحیه برآمده از آگاهی و آزادگی می توان دید. ولی شاید برترین نمونه را در به هم خوردن روابط منطقی و قانونی ارکان نظام مشاهده می کنیم. الان به طور واضحی دیده می شود که زور مجلس در مواردی که جزء وظایف آن است به دولت نمی رسد. این فقط گفته مخالفان دولت نیست. اصول گرایان منصف و آگاه از این مسئله می نالند. عدم پاسخ گویی در موارد اعلام شده دیوان محاسبات عمومی، روشن نبودن نحوه فروش نفت و شیوه های هزینه کردن آن، بی اعتنایی به برنامه چهارم و ویران کردن دستگاه برنامه ریزی برای فرار از حساب و کتاب و الخ موارد بسیار روشنی از برگشت ما حتی به ماقبل پهلوی ها است. جای دوری نرویم. چند روز پیش بعضی از رسانه ها نقل کردند که وزیری در اعتراض به سوال خبرنگاران در مورد حقوق معلمان گفته است به کسی ربط ندارد که معلمان چقدر حقوق می گیرند و چرا کم می گیرند. شما شبیه این گفته ها را از مسئولان دیگر و همچنین از نیروهای امنیتی می توانید بشنوید.

 همچنین در حالی که در مجلس به دلیل جنایات بی سابقه در کهریزک گزارش داده شده است. یکی از مسئولین می گوید مسئله کهریزک بی خود بزرگ شده است. نمونه بارز دیگر این روزها نحوه ارتباط قوه قضاییه با باصطلاح ضابطین خودش است. باید دید قاضی ها فرمان می دهند و تصمیمی می گیرند یا نیروهای انتظامی و امنیتی؟ قوه قضاییه ای که در قانون اساسی به صورتی قوی بر استقلال آن تأکید شده است امروز باید دید که اختیاراتش تا چه حد است؟ تا چه مقدار شأن و منزلت آن مراعات می شود؟ به نظر من یکی از مظاهر بارز ادامه روحیه استبدادی را در مظلوم واقع شدن قوه قضاییه و مجلس می توان مشاهده کرد. آیا امروز قوه قضاییه و قوه مقننه می توانند از همه اختیاراتی که قانون اساسی برای آنها تعیین کرده است، استفاده کنند. مشابهتی که انتخابات ها هم با انتخابات آن دوره پیدا می کند یکی دیگر از این نشانه ها است. شما شیوه رای گیری مجالس اول انقلاب را با الان مقایسه کنید تا ببینید ما به جلو حرکت کرده ایم یا به گذشته؟

 از مطالبات همیشگی جامعه که در شعارهای تشکل های سیاسی بازتاب داشته است عدالت اجتماعی، بویژه عدالت اقتصادی بوده است. گاهی دیده شده است که آزادی و عدالت در مقابل هم قرار داده شده اند. میتوان گرایش خاصی را در جنبش سبز تشخیص داد….

مردم در مشروطیت عدالت می خواستند و از دل عدالت، خواست آزادی هم متولد شد تا آنجا که تاریخ اندیشه بشری نشان می دهد خواست عدالت همیشه مطرح بوده است حتی بعضی از حکما و اندیشمندان عدالت را جمع همه فضیلت ها و یا مادر همه فضیلت های دیگر دانسته اند. من گمان نمی کنم که ما مجبور باشیم میان عدالت و آزادی یکی از آنها را انتخاب کنیم. بطور عینی و ملموس شما توجه کنید که خط فقر هشتصد و پنجاه هزار تومانی و وجود توأمان تورم و بیکاری، دارند درخواست آزادی را محدود می کنند.

 درست در همین نقطه است که طمع سیطره و مهار خواستهای آزادی خواهانه مردم بروز و ظهور پیدا می کند. در کوچکتر شدن سفره مردم است که توزیع سیب زمینی و اقتصاد صدقه ای برای جلب آرا و خواسته های مردم مورد توجه قرار می گیرد. بررسی وضعیت موجود کشور نشان می دهد که امروز گره خوردن خواست برای عدالت بویژه عدالت اقتصادی با خواست برای آزادی سیاسی یک ضرورت است.

در سالهای قبل از انقلاب، دفاع نیروهای انقلابی و جامعه دانشگاهی از اقشار ضعیف یک اصل بود و متصف بودن به همنشینی باکارگران و حقوق بگیران و اقشار مستضعف یک افتخار بحساب می آمد. به نظر بنده از نکاتی که همه ما باید به ان توجه کنیم حمایت از منافع اقشار زحمت کش است، البته نه برای آنکه از این اقشار به صورت ابزاری استفاده شود بلکه با این قصد که سرنوشت جنبش با سرنوشت همه آحاد ملت بویژه دو قشری که تولید اقتصادی و تولید علمی دارند یعنی کارگران و معلمان ودانشگاهیان گره بخورد. بنده به دلیل آنکه مشکلات حاد سیاسی باعث شده است مشکلات اقشار پایین دست جامعه و حقوق آنان کمتر مورد توجه قرار گیرد، ناراحت هستم. وقتی معیشت مردم سامان پیدا می کند، هم ریشه های آزادی در جامعه عمیق تر می شود و هم وحدت و رشد و شکوفایی مردم بیشتر می شود.

 امروز کسانی که مسئول شور بختی مردم و عقب ماندگی ملی ما هستند و کسانی که مسئول تورم و بیکاری و ویرانی اقتصاد کشور هستند، مسئول تعطیلی پروژه های بزرگ و عقب ماندگی ما از رقیبان در منطقه هستند، با تزریق مسکّن ها و سیاست های بی سر و ته ولی عوام فریبانه سعی می کننداز این وضعیت استفاده کنند. کافی است ببینید باسهام عدالت و حقوق بازنشستگان و شیوه غلط اجرای اصل ۴۴ چه بلایی به سر مملکت آورده اند. سرنوشت برنامه چهارم و بودجه سال آینده مایه نگرانی جدی است.

مخصوصا با ندانم کاری هایی که منجر به افزایش خطر تحریم ها شده است. به هر حال باید گفت که اقشار مستضعف جامعه که دل در ارزش های اسلامی دارند بالقوه خواستار تحقق اهدافی هستند که جنبش سبز نیز بدنبال آن است. کسانی که خواستار اجماع ملی برای تغییراند باید بیشتر با اقشار تهی دست گره بخورند و از منافع آنها دفاع بکنند گذشته از آن، امروز به دلیل سرنوشت ساز بودن تصمیمات و سیاست های اقتصادی همه باید به اخبار و تحلیل های اقتصادی حساسیت نشان بدهند. این روزها حجم اخبار اقتصادی و اجتماعی درمقایسه با اخبار سیاسی بسیار اندک است و در این زمینه اطلاع رسانی کمی صورت می گیرد.

 عده ای عبور از قانون اساسی را حلال مشکلات کشور می بینند. آیا به نظر شما این راه حل واقعی مسائل ماست؟

انشاالله همه ما برای اصلاح به میدان آمده ایم، نه برای انتقام گیری و یا کسب قدرت و یا ویران گری. راه حل های گذر از قانون اساسی دارای اشکالات فراوان و جدی است. اولین آنها عدم توانایی صاحبان چنین خواسته ای برای جلب نظر اکثریت ملت ماست. بدون جلب نظر این اکثریت و حتی باید بگویم، بدون ایجاد یک اجماع نباید منتظر یک تحول اساسی و معنا دار باشیم. برای همین بعضی از شعارهای معطوف به عبور از قانون اساسی موردسوء ظن مردم متدین ونهادهای سنتی است و متاسفانه باید گفت، گاهی شعارهای افراطی در این زمینه بیشتر از افراط کاری های اقتدارگرایان به جنبش آسیب می رسانند. اینکه شما مخالف خرافه گرایی و تحجر هستید یک خواست خوب و اساسی است.

 ولی اینکه وسط معرکه بحث هایی به میان کشیده شود که با اعتقادات و دین و ایمان مردم ناسازگاری دارد، مشکوک است. دلیل بعدی برای ابتر بودن عبور از قانون اساسی آن است که با این راه حل، ما به پرتاب در تاریکی دعوت می شویم. اگر ما این ریسمان اتصال را که حاصل زحمات و تلاش های نسلهای گذشته ماست از دست بدهیم به قطعات ریز ریز بی خاصیت تبدیل خواهیم شد. طبیعی است که دنبال آن رویگردانی عامه مردم از این آشفتگی و حرکت در تاریکی را شاهد باشیم. کسانی که اهداف مبتنی برعبور از قانون اساسی را دنبال می کنند ممکن است امروز بلندگوهای بزرگی را در اختیار داشته باشند ولی در بطن جامعه اهداف آنها با سوء‌ظن جدی روبرو است. مخصوصا که در کنار منادیان عبور از قانون اساسی خواسته و نخواسته آنها بعضی از چهره های منفور شاهی حضور دارند که به صورت فرصت طلبانه ای کینه خود را به مردم و انقلاب به نمایش می گذارند. کسانی که تئوریسین های شاهی را در برنامه های خود علم می کنند ظاهرا یادشان رفته است که مردم حافظه بسیار خوبی دارند. بهرحال هر کس به اندازه وزن اجتماعی خود میتواند انتظار مقبولیت را داشته باشد و نه بیشتر.

 شعارهایی امروز مفید است که یا بصورت مشخص به تبیین اهداف جنبش کمک کند و یا همدلی عامه مردم را در کنار نخبگان و طبقات میانه جلب کند.همه باید بدانند که ۲۲ بهمن و انقلاب اسلامی را اکثریت قاطع مردم ما متعلق به صدها هزار شهید می دانند و تاریخ و منش ملت ما با زنجیره ای از این شهدا در شهر و روستا به دیروز انقلاب متصل اند.

هفت ماه برنامه کانال های کشورهای دیگر که متأسفانه به دلیل بستن فضای رسانه ای کشور و انحراف صدا و سیما اهمیت پیدا کرده اند، اثراتی داشته اند. ولی این اثرات ضعیف تر از آن هستند که مردم از منافع ملی خود و خواسته های دینی و تاریخی شان دست بردارن، همچنانکه نباید همچون حربه ای برای اتهام و سرکوب واقعیت های جامعه مورد بهره برداری قرار گیرند. به نظر من تلاش برای سوق دادن مردم بسوی شعارهای محدود و از پیش تعیین شده ،اهانت به مردم است و باید شعارها از بطن حرکت های مردمی و بصورت خود جوش و غیر آمرانه بجوشد. همانطور که در سال ۵۷ شعار استقلال، آزادی، جمهوری اسلامی به صورت طبیعی از دل مردم جوشید.

 آیا صرف تکیه بر قانون اساسی راه را برای آینده نمی بندد؟

بنده جایی گفته ام که قانون اساسی وحی منزل نیست و همانطور که سال ۶۸ یکبار تغییر پیدا کرد می توان با توجه به نیازهای فکری مردم و مطالبات مردم و تجربیات ملی گام های مهمی در جهت کارآمدسازی بیشتر آن برداشت. منتهی باید بداینم که صرف داشتن یک قانون خوب مسئله را حل نمی کند. ما باید به طرف سازو کارهایی حرکت کنیم که امکان نقض و تخطی از قانون هزینه های گزافی برای نقض کنندگان آن در هر سطح و مرتبتی داشته باشد.

به نظر بنده جمهوری اسلامی منهای قانون اساسی بی معنا است، و ما علاوه بر مراقبت جهت عدم نقض قانون اساسی،‌اجرا نشدن و یا کمتر توجه کردن به بخشهایی از قانون اساسی را هم باید نوعی نقض قانون اساسی بحساب بیاوریم. برای همین، خواست اجرای بدون تنازل قانون اساسی یک خواست راهبردی است از طرف دیگر هم به همین دلیل باید به کسانی که علاقه مند به بقای جمهوری اسلامی هستند بگوییم اگر بخشهای قابل ملاحظه ای از قانون اساسی بویژه فصل سوم آن مورد بی اعتنایی قرار گیرد بطور قهری بدیل های دیگری برای نظام ظهور خواهد کرد. همه باید بدانیم، عدم رعایت حقوق اساسی مردم که در قانون اساسی آمده است و هم چنین به رسمیت نشناختن حاکمیت مردم بر سرنوشت خود به ابطال این میثاق ارزشمند ملی خواهد انجامید. به طور مثال آن کسانی که جاسوسی و تجسس را در جامعه تبدیل به یک رویه عادی کرده اند، خواسته و ناخواسته تیشه به ریشه نظام می زنند. آن کسانی که رسانه ها را محدود کرده اند و صدا و سیما را در انحصار خواسته های خود قرار داده اند، به سستی پایه های جمهوری اسلامی کمک می کنند.

در بیانیه شماره ۱۷ اشاره به نهرهایی داشتم که اگر وارد رودخانه گل آلود و طغیانی بشوند می توانند جریان آنرا بتدریج آرام و روشن گردانند. یکی از آن نهرهای روشن می تواند این باشد که رسما اعلام شود که قرار است همه به قانون اساسی برگردیم.

 به عنوان سوال آخر در مورد راهپیمایی ها و تجمعات نظرتان را بیان بفرمایید

راهپیمایی و تجمعات مسالمت آمیز، حق مردم است، زنان و مردان و جوانان و میانسالان و سالخوردگان به نظر من مردم در اصل هیچ کینه ای نسبت به نیروهای انتظامی و بسیج ندارند چرا که آنها را نیز از خود می دانند. درگیری موقعی پیش می آید که این نیروها در مقابل حرکت آرام مردم قرار می گیرند از هزاران عکس و فیلم های کوتاه مردمی که درعاشورا و یا روزها ی دیگر گرفته شده می توان فیلم مستندی ساخت تا معلوم شود که درگیری ها و فضای تند دنبال آن چگونه ایجاد شده است. به هر حال انچه توصیه بنده به نیروهای انتظامی و بسیج است، مهربانی و ملاطفت با مردم است و توصیه من به طرفداران جنبش سبز آن است که تمایز خود را با بقیه مردم، چه کم و چه زیاد ،کم کنند. این نهضت از میان مردم برآمده و متعلق به مردم است. همه به شدت باید مراقب اعتقادات، مقدسات و عرف و هنجارهای جامعه باشند. اما هدف نهایی خودمان را درهیچ مرحله ای نباید از یاد ببریم و آن ساختن ایرانی پیشرفته و مستقل و آزاد و متحد است. این هدف تنها با همکاری همه زنان و مردان و همه اقشار ملت و همه اندیشه ها و سلیقه ها امکان پذیر است. جا دارد بگویم، وقتی می گوییم ایران باید همه ایرانیان داخل و خارج علاقمند به اعتلای این سرزمین و فرهنگ دیرینه و باورهای دینی، آسمانی و رحمانی آن را در نظر بیاوریم و انشاالله حرکت سبز در هیچ مرحله ای دست از روش های مسالمت آمیز و اخلاقی خود در مبارزه برای احقاق حق ملت دست برنخواهد داشت. این حرکت از انتخاب رنگ سبز رنگ اهل بیت پیامبر به عنوان اسلام رحمانی و دوستی و محبت و وحدت همیشه استفاده کرده است. جنبش سبز به کرامت ذاتی انسانی و حق تنوع عقاید و اندیشه و آزادی بیان احترام می گذارد و از همه جنبش هایی که اهداف آنها بهروزی و رشد ملت و تضمین حقوق شهروندی و آزادی های اساسی ملت ما و نیز عدالت اجتماعی است استقبال می کند و آنها را از خود جدا نمی داند.

 آیا شما نماینده و سخن گویی در خارج دارید؟

در جنبش سبز هر شهروند یک رسانه است و راه سبز هیچ نماینده و سخن گویی در خارج ندارد. یکی از زیبایی های فضای سبز آن است که همه حرفهای خود را می زنند و این حرکت در یک فضای تعامل گسترش می یابد. بنده هم به عنوان یک همراه نظرات و پیشنهادات خودم را در این فضا مطرح می کنم.

 گاهی در سایتها و فیس بوک و نظایر آن از شما نقل قولهایی می شود. تا چه اندازه این مطالب مورد تأیید شماست؟

مطالب بنده با امضاء و در سایتهای محدودی منعکس می شود و من وبلاگ شخصی و امثال آن ندارم. نقل قولهایی که اشاره کردید از جمله عوارض اجتناب ناپذیر فضای مجازی است و ارتباطی با من ندارد.



--
خشمت را سرکوب کن
*دهه فجر امسال سبز تر از هميشه*

[کاریکاتور خانواده درگیر - اکسیون شعار نویسی روی اسکناس

کاریکاتور خانواده درگیر - اکسیون شعار نویسی روی اسکناس

?ui=2&view=att&th=1266eadb9231826d&attid=0.1&disp=attd&realattid=ii_1266eadb9231826d&zw


پایان متن
گروه خبری دانشجویی موج سبز


--
خشمت را سرکوب کن
*دهه فجر امسال سبز تر از هميشه*

فشار شدید بازجویان به دکتر یزدی برای تعطیلی کامل نهضت آزادی

اختصاصی جرس / فشار شدید بازجویان به دکتر یزدی برای تعطیلی کامل نهضت آزادی

به گزارش جرس  ابراهیم یزدی به رغم سن بالا وبیماری سرطان از فردای عاشورا بازداشت شده و هیچ گونه تماسی با خانواده خود غیراز یکبار که داروهایش را طلب کرده بود نداشته است.  این درحالی است که طی مدت بعد از انتخابات  یزدی سه روز که در بیمارستان بستری بود نیز تحت بازداشت بود که به سرعت آزاد شد.اما  پس ازعاشورا با اینکه وضعیت حال دبیر کل نهضت وخیم تر از گذشته است وی بیش از یک ماه است که در انفرادی حضور دارد و هیچ ملاقاتی نه با وکیل نه با خانواده خود نداشته است.

موج فشار های شدید امنیتی به نهضت آزادی، قدیمی ترین تشکل سیاسی حاضر درکشور برای لغو وتعطیلی کامل این حزب توسط خود اعضا ورهبران آن است .برای این کار هم نیروهای امنیتی از هیچ کاری فروگذاری نمی کنند تا جایی که خانواده دکتر یزدی وتوسلی را به گروگان گرفتند.دو دختر محمد توسلی که خواهر زاده های دکتر یزدی نیزهستند برای تحت فشار قرار دادن رهبران نهضت بازداشت شده اند تا محو شدن نهضت آزادی با نیم قرن فعالیت سیاسی توسط دبیرکل وشورای مرکزی خود حزب اعلام شود.کاری که بعید است توفیقی درآن حاصل شود چرا که نهضت دوره های مختلف فشار سیاسی وامنیتی را از سرگذرانده است.  

همچنین روز چهارم بهمن ماه یازده تن از چهرهای ملی - مذهبی با صدور بیانیه ای نسبت به در خطر بودن سلامت دکتر ابراهیم یزدی هشدار دادند. ابولفضل بازرگان، محمد بسته نگار ، حبیب الله پیمان ، غلامعباس توسلی ، رضا رئیس طوسی ، عزت الله سحابی ، هاشم صباغیان ، احمد صدر حاج سید جوادی ، اعظم طالقانی ، نظام الدین قهاری و علی اکبر معین فر در بخشی از نامه خود هشدار داده بودند که  شنیده ها حاکی است که دکتر یزدی در سلول انفرادی بسر برده و از امکانات متناسب با شرایط جسمی محروم بوده و کسانی که ایشان را به تازگی دیده اند وضعیت نامناسب ناشی از بیماری و فشارهای زندان را در چهره تکیده اش گزارش می نمایند . این وضعیت زنگ خطری جدی برای سلامتی دکتر یزدی است . متصدیان امور باید بدانند این نحوه برخورد در مقابله روشن با آموزه های دینی و منشور حقوق بشر و قوانین مدنی کشور است و آیا می دانند روایت دربند کشیدن پیرمردی هفتاد و هفت ساله ای با آن سوابق ملی و آزادی خواهانه در چنین وضعیت جسمی را آیندگان این مرز و بوم چگونه خواهند نوشت و چه قضاوتی خواهند کرد ؟



--
خشمت را سرکوب کن
*دهه فجر امسال سبز تر از هميشه*

امنیتی شدن فضای تهران در آستانه 22 بهمن

امنیتی شدن فضای تهران در آستانه 22 بهمن

شبکه جبش راه سبز (جرس): از ابتدای هفته جاری و در آستانه آغاز دهه فجر، جشن پيروزی انقلاب عظيم ملت ايران در سال ۵۷، نيروی انتظامی در اقدامی بی سابقه و غير قابل توجيه، فضای شهر تهرات را امنيتی کرد.

به گزارش وبسایت امروز، بنابر مشاهدات به عمل آمده از سطح شهر تهران، از روز شنبه، نيروی انتظامی با به حرکت درآوردن يگان های ويژه خود در سطح شهر تهران، ضمن عبور از خيابان های اصلی شهر و توقف های کوتاه در ميادين و اماکن پر رفت و آمد، نيروهای مجهز به تجهيزات کامل خود را به رخ مردم و رهگذران می کشد.


اين اقدام در حالی صورت می گيرد که در اين ايام هيچگونه اعتراض و تظاهراتی در تهران وجود نداشته و هيچگونه دعوتی نيز در اين ارتباط به عمل نيامده است. همچنين تلاقی اين اقدام غيرقابل توجيه با آغاز جشن های سی ويکمين سالگرد پيروزی انقلاب، که قاعدتاً فضايی شاد و عاری از خشونت و ارعاب را در سطح شهرها اقتضا می کند، آن را نامقبول تر جلوه می دهد.

گفته می شود از آنجا که نيروهای امنيتی و نظامی، از اعمال خشونت نسبت به معترضين در روز ۲۲ بهمن ماه عاجز بوده و شرايط راهپيمايی عظيم مردم در آن روز، امکان هر گونه برخورد قهرآميز را ناممکن می سازد، استراتژی اين نيروها بر آن قرار گرفته است که تا قبل از روز ۲۲ بهمن با اقداماتی از قبيل به رخ کشيدن نيروهای يگان های ويژه در سطح شهرها، تشديد محاکمه دستگير شدگان اعتراضات اخير و صدور احکام شديد در قبال آنان و در صورت امکان، اجرای برخی از اين احکام تا قبل از ۲۲ بهمن، صدور بيانيه های تهديد آميز از سوی نهادهای نظامی و انتظامی مبنی بر اعمال برخورد با معترضين در روز ۲۲ بهمن، بمباران تبليغاتی از جانب رسانه به اصطلاح ملی و مطبوعات وابسته به جريان اقتدارگرا برای منفعل و نااميد کردن مردم و تبليغ اين ادعا که جنبش سبز به انتهای خط رسيده است و در روز ۲۲ بهمن به اضمحلال کامل خواهد رسيد؟! و ... از وسعت حضور اقشار مختلف مردمی که همچنان به اهداف اوليه و متعالی انقلاب معتقد بوده و نسبت به شرايط کنونی مديريت کشور شديداً معترضند، در راهپيمايی روز ۲۲ بهمن بکاهند و با بزرگنمايی حضور تعداد اندک طرفداران خود در راهپيمايی آن روز، (همانند آنچه در روز ۹ دی رخ داد و حضور حداکثر سيصدهزار نفری را، سه ميليون نفر معرفی کردند) اهداف تبليغاتی دروغين خود را پی بگيرند.

علی رغم تمامی اين تدابير، اخبار و گزارش ها، حکايت از آمادگی گسترده اقشار مختلف مردم برای شرکت در راهپيمايی سالگرد پيروزی انقلاب اسلامی و سردادن شعارهايی منطبق بر روح آزادی خواهانه و استقلال طلبانه انقلاب بهمن ۵۷ دارد.



--
خشمت را سرکوب کن
*دهه فجر امسال سبز تر از هميشه*

برنامه های پیشنهادی 22 بهمن

برخی از برنامه های پیشنهادی 22 بهمن


هنوز گمانه زنی ها در مورد 22 بهمن ادامه دارد. پیشنهاداتی زیادی مطرح می شوند که بخشی از آنها در این ایمیل جمع شده اند. این پیشنهادات جمع بندی نظرات افراد مختلف بوده و بیان کننده نظر رسمی گروه های جنبش نمی باشند. اما فعلاً به عنوان برنامه های احتمالی در صورت قطع سیستم های ارتباطی در روزهای آتی می توانند مفید باشند. منتظر برنامه های دقیقتر باشید. آنچه مهم است این است که راهپیمایی 22 بهمن و الله اکبرهای طول دهه فجر از طرف قریب به اتفاق گروه ها برنامه ریزی شده اند و آنچه در حال حاظر محل بررسی است، تفاوت دیدگاه ها در نحوه برگزاری مراسم باشکوه 22 بهمن است.

ملت ایران این بار مصمم است که پیام و آرمان به اسارت گرفته شده انقلاب پرشکوه 22 بهمن 57 را پس بگیرد.

در ادامه برخی از پیشنهادات جهت مراسم دهه فجر آمده اند. اطلاع رسانی وظیفه تک تک ماست.

?ui=2&view=att&th=1268291357b4d885&attid=0.1&disp=attd&realattid=ii_1268291357b4d885&zw
احمد منفرد -

دوشنبه ۱۲ بهمن : اعتصاب نمادین یکروزه سبز

سه شنبه 13 بهمن : شعار نویسی روی پولها – دیوارها – پلها استفاده نکردن از ماشین های خودی وپیاده رفتن به سرکار

چهارشنبه 14 بهمن : رفتن به استادیوم بازی استقلال – پرسپولیس و دادن شعار علیه دیکتاتور ها

پنجشنبه ۱۵ بهمن : حمایت از اسرای سبز، تجمع سکوت مقابل اوین ساعت ۳-۵ بعد از ظهر

جمعه ۱۶ بهمن : "شهدای سبز زنده اند" بهشت زهرا در کنار شهدای سبز ساعت ۱۲ ظهر به بعد

شنبه ۱۷ بهمن : حمایت از مادران داغدار، پارک لاله ساعت ۵-۶ عصر

یک شنبه 18 بهمن : پخش فیلم و عکس های جنایت های رژیم جمهوری اسلامی در محله ها و استفاده نکردن از وسایل نقلیه عمومی

دوشنبه 19 بهمن : اتحاد دوباره جنبش سبز دادن sms به برنامه نود گزینه اخر

سه شنبه 20 بهمن :استفاده از نماد سبز بر روی ماشین ها و وسایل عمومی و پوشیدن لباس سبز رنگ

چهارشنبه ۲۱ بهمن : انفجار الله اکبر، ساعت ۱۰ شب

پنجشنبه ۲۲ بهمن : راهپیمایی تاریخی ۲۲ بهمن سبز

اطلاع رسانی کنید وقت کم است رسانه شمایید.


?ui=2&view=att&th=126829180826ddf1&attid=0.1&disp=attd&realattid=ii_126829180826ddf1&zw


پایان متن
گروه خبری دانشجویی موج سبز


--
خشمت را سرکوب کن
*دهه فجر امسال سبز تر از هميشه*

متن پیاده شده روز شنبه۱۰ بهمن ۱۳۸۸ محسن سازگارا

متن پیاده شده روز شنبه۱۰ بهمن ۱۳۸۸ محسن سازگارا

 

سلام،

شنبه  10 بهمن ماه 88، 30 ژانویه ی 2010 میلادی

امروز در مورد پنج موضوع صحبت می کنیم،

 

بازتاب گسترده ی اعدام ها

 

اعدام محمد رضا علی زمانی و آرش رحمانی پور با بازتاب های شدید بین المللی مواجه شد. تقریبا تمام مطبوعاتی که من دیدم در کنار سازمان های حقوق بشری، دولت های اروپایی و دولت آمریکا همگی ضمن محکوم کردن اعدام جوانان در ایران، اخطارهای شدید الحنی هم به دولت ایران دادند.

همچنین ایرانیان خارج از کشور در بسیاری از نقاط همچون شهرهای برلین، کلن و جاهای دیگر بر علیه این حرکت ناعادلانه و غیرانسانی دست به تظاهرات زدند.

در نامه ی خوبی هم که آقای محسن مخلباف خطاب به آیت الله وحید خراسانی نوشته، تاکید کرده است که آیا اگر می دانستید که داماد شما، آقای صادق لاریجانی، اینگونه دستش به خون آلوده می شود باز هم دختر خود را به عقد وی درمی آوردید؟ پرسش های دیگری هم در این نامه مطرح شده و در واقع نه تنها آیت الله وحید خراسانی بلکه تمام روحانیت در این نامه با این پرسش مواجه شده اند که چرا در مقابل این اعدام ها سکوت کرده اند.

روز گذشته آقای جنتی صحبت های نفرت انگیزی را مطرح کرده و با آفرین گفتن به کسانی که دست به این اعدام ها خواهان اعدام های بیشتر شده است. روزنامه ی کیهان هم در شماره ی امروز خود بازتاب دهنده ی گفته های آقای جنتی و گروهی بود که خواستار ایجاد رعب و وحشت در میان مردم هستند. به هر صورت باید گفت که صحبت های آقای جنتی و حمایت از اعدام ها دست آقای صادق لاریجانی را که حال به خون نیز آغشته شده است بازتر خواهد کرد.

پیشنهاد های زیادی از سوی بچه هایی که فعال هستند به دست من رسیده که چگونه با ایجاد یک بسیج عمومی و ملی به این اقدام وحشیانه و قرون وسطایی حکومت پاسخ دهیم و اینکه چگونه حکومت را تهدید کنیم که اگر بچه های ما را آزاد نکند با واکنش جدی مواجه خواهد شد.

 

مراسم چهلم پدر معنوی جنبش سبز

 

مراسم بزرگداشت چهملین روز درگذشت آیت الله منتظری در قم برگزارشد و خبرهای اولیه ای که در این مورد به دست من رسید نشان می دهد که با وجود فشارهای امنیتی و حتی دستگیری افراد، جمعیت هزاران هزار نفری گردهم آمدند. بسیار از مراجع و روحانیون هم یا خود در این مراسم شرکت کرده یا نمایندگان خود را به این مراسم فرستادند. همچنین در نجف آباد هم روز پنجشنبه بسیاری از نقاط شهر به حالت تعطیل درآمده و مراسمی نیز برگزار شد. خبرهای تکمیلی دراین باره را بعدا اعلام خواهم کرد و همچنین این موضوع که چگونه بزرگداشت پدر معنوی جنبش سبز در زمانی که در آستانه ی یک حرکت بزرگ قرار گرفته ایم جنبش را به پیش ببرد.

 

ماجرای آقایان هاشمی و یزدی

 

نکته ی سومی که دنباله ی بحث دیروز است همان داستان اختلاف آقای یزدی و هاشمی است که در واقع باید گفت که این داستان یک پیچ جدید خورده است. از زمانی که آقای هاشمی اعلام کرده است در نامه ای که به زودی منتشر می کند مسایلی در مورد آقای یزدی را افشا خواهد کرد خیلی ها از جمله آقای احمد خاتمی، امام جمعه ی تهران، به دست و پا افتاده و اعلام کردند که آقای یزدی عذرخواهی کرده دیگر نیازی نیست آقای هاشمی هم واکنشی نشان دهند و آقایان سعی کردند که در این ماجرا را ببندند. حتی کیهان هم که عامل تفرقه در میان ملت است حال صحبت از وحدت می کند. خلاصه  ترس از این وجود دارد که آقای هاشمی مطالبی را که می داند را افشا کند. شایعات زیادی هم هست دراین زمینه که آنچه آقای هاشمی سعی در بازگو کردن آن دارد مربوط است به رای آقای یزدی در جلسه ی مجلس خبرگان رهبری بعد از فوت آقای خمینی که رای ایشان و 12 نفر دیگر به آقای گلپایگانی بوده است. همچنین گفته می شود که آقای هاشمی در مورد موضوع اسلام آمریکایی خواهند نوشت که آقای خمینی در مورد آقای یزدی و پاره ای از دوستان ایشان مطرح کرده بود.  موضوع فسادهای گسترده ی مالی که آقای یزدی و خانواده و دوستان ایشان در زمان تصدی وی بر قوه ی قضائیه داشته اند نیز از مواردی است که گفته می شود در نامه ی آقای هاشمی مطرح خواهد شد.

به هر حال آنچه روشن است این است که آقای هاشمی از اینگونه پرونده ها در مورد بسیاری از شخصیت های نظام از آقای خامنه ای گرفته تا دیگران در درست دارد که هر زمان که تهدید به افشای آنها می کند، آقایان به دست و پا می افتند.

 

تحریم بنزین

 

موضوع تحریم  ارسال بنزین به ایران در سنای آمریکا رای آورد و پیشتر نیز نمایندگان کنگره به آن رای مثبت داده بودند و تلفیق رای این دو مجلس با هم احتمالا کار را به مرحله ی نهایی خواهد رساند. من در اینجا وارد این بحث نمی شوم که تحریم بنزین به زیان یا سود ملت ایران یا حکومت ایران تمام می شود یا خیر نمی شوم. اما باید گفت که بحث تحریم ایران به ویژه بعد از اعدام این دو شهید جنبش به طور جدی تر در دنیا مطرح شده و جو نفرت از وحشگیری های حکومت ایران شدت بیشتری به خود گرفته است و این کار را برای کسانی که خواستار فشار بر حکومت ایران بودند را آسان تر کرده است. جالب است که حتی رسانه های روسیه هم اعلام کرده اند که تظاهرات بزرگ مردم بازتاب و پاسخ به این اعدام ها خواهد بود.

آمریکایی ها بر این باورند که با فشار بر چین که درگیر مسئله ی تایوان است و همچنین با مسایلی دیگر که با چین دارند خواهند توانست رای مثبت چین را هم در مورد تحریم های بیشتر بر علیه ایران جلب کنند. به این شکل بحث تحریم ها جدی تر خواهد شد و ما باید با دقت عوارض آن بر جنبش را مورد ارزیابی قرار دهیم.

 

دهه ی مقاومت

در مورد حرکت بزرگ مردم در روز 22 بهمن که در پیش است دیروز صحبت کردیم و پیشنهاد های جدیدتری هم پس از آن مطرح شده است. همه ی اینها تا به اینجا یک نکته را به ما نشان می دهد و آن هم اینکه به هر دلیلی مجموعه ی عوامل کار به جایی رسانده است که دهه ی مقاومت و تظاهرات 22 بهمن که در پیش است در حال نزدیک شدن به یک نقطه ی کلیدی است که فردا بیشتر درباره ی آن بحث خواهیم کرد.

تا فردا شاد، پیروز و موفق باشید،

به امید پیروزی ایران و ایرانی V

 

--

خشمت را سرکوب کن

*دهه فجر امسال سبز تر از هميشه*

 

متن پیاده شده روز جمعه ۹ بهمن ۱۳۸۸ محسن سازگارا

     متن پیاده شده روز جمعه ۹ بهمن ۱۳۸۸ محسن سازگارا

     

    سلام

    جمعه 9 بهمن 88 ،29 ژانویه 2010 میلادی

    در مورد هفت موضوع امروز صحبت میکنیم .

     

    موضوع اول اعدام محمدرضا علی زمانی و آرش رحمانی پوردر تهران است .این دو جوانی که فروردین امسال یعنی سه ماه قبل از انتخابات دستگیر شده بودند و اتهامشان مشارکت در انفجار شیراز و انجمن پادشاهی ایران بوده اما بعد از انتخابات و وقایع بعد از انتخابات با کارگردانی آقای مرتضوی اعترافات نمایشی از آنها درست کردند به سبک استالین و نهایتا هم این دو جوان را اعدام کردند .درپاره ای از نقاط تهران شب گذشته در اعتراض به این کار الله اکبر گفته شد و باید گفت که با این کار حکومت کلکسیون جنایتهای خودش را تکمیل کرد.یک موقع می گفتند دویست نفر را در خیابان بکشیم ، دو هزار نفر را زندان کنیم مردم می ترسند سرجاشون خواهند نشست، این کار را کردند و دیدند که مردم مقاومتر و مصمم ترشدند .یک موقع می گفتند که اگر اینها را دستگیر کنیم،زندانی کنیم،تجاوز بکنیم می ترسند، یک عده بچه های سوسول وشمال شهری هستد و جا میزنند، کردند این کار را و در کهریزک هر جنایتی را مرتکب شدند و دیدند که مردم مصمم تر و مقاوم تر شدند .بعد آمدن گروههای ترور درست کردند ودر عاشورا از خواهر زاده آقای موسوی تا دیگران را وبعدا دکتر مسعود علی محمدی را ترور کردند بلکه فعالین جنبش بترسند ، اما دیدند مردم مصمم تر شدند و آخرینش هم اعدام که مدتی است که این خونریزها مطرح میکنند که اگر ما چند نفر را در زندان اعدام بکنیم مردم می ترسند وسر جا شون می نشینند ، به هر حال این کار را هم مرتکب شدند وخواهند دید که این کار هم مثل کارهای دیگرشان نه فقط مردم را نمی ترساند ،بلکه آنها را مقاوم تر و مصمم تر می کند.به هر صورت تسلیت بنده و همه کسانی که در جنبش سبز هستند را امیدوارم خانواده محمد رضا علی زمانی و آرش رحمانی پور بپذیزند وبدانند که خون این عزیزان ضامن پیروزی و سر افرازی وسربلندی ملت ایران و جنبش سبز خواهد شد.

    نکته دومی که میخواستم بگم راجع به آکسیونهای 22 بهمن هست.برای اینکه این بحث را انجام دهیم این یادآوری را میکنم که تمام کارها یی که ما در هفت ماه گذشته کردیم ذیل چهار سر فصل قرار می گیرد،در خدمت رسیدن به چهار هدف بوده ،

    یک: اون کارهایی که مشروعیت زدایی میکرده از حکومت  مثل عاشورا وقتی که آمدیم و حرف زدیم و حکومت واکنش نشان داد و ماسک ریا ومذهبی اش پاره شد یا تظاهرات روز قدس یا اطلاع رسانی که از جنایت ها ،خیانت ها و دزدی هاشون کردیم و امثالهم از حکومت مشروعیت زدایی کرده.

    دو:آکسیونهایی بود که تقویت یکپارچگی و مقاومت عمومی را می کرده مثل تظاهرات بزرگی که در خیابان آمدیم،الله اکبرگفتن سر پشت بام،دیوار نویسی ،شعار نویسی وتحریم کالاهای حکومت و اخیرا هم این پیشنهاد که زنگ تلفنهای دستی را همه برگردانند به سرود ملی منتخب مردم یعنی ای ایران ، و کارهای از این قبیل که تقویت یکپارچگی و قاومت عمومی را میکند.

    سه:آکسیونهایی بوده که ایجاد شکاف و فرسایش کودتا چی هارا می کرده ،یعنی کارهایی که در حکومت اختلاف ایجاد می کند و آنها را فرسوده میکند مثل جنگ روانی که با آنها میکنیم ،مزدورانشون را افشا می کنیم،به خانه هاشون زنگ میزنیم یاتظاهرات برق آسا یا مظلومیت خود جنبش یا اطلاع رسانی که میکنیم و امثالهم .

    چهار:آکسیونهایی که درخدمت فلج سازی حکومت بوده ،مثل کم کاری که همه میکنند و حاصلش این هست که رشد اقتصادی کشور به کمتر از یک درصد بنا به گزارش بانک جهانی رسیدهف از 6.6 سال قبل کاهش پیدا کرده به 1درصد،یا تحریم کالاهای حکومت یا اعتصاب و امثالهم .

    بعضی دیگر ازاین آکسیونها با همدیگر همپوشانی هم دارد ،یعنی ما یک کارمیکنیم مثل تحریم کالاهای حکومت اما در عین حال هم تقویت یکپارچگی عمومی است هم حکومت را فلج می کند.به هر صورت این چهار دسته کار ،هر کاری ما کردیم به نوعی خدمت رسانده به یکی از این چهار هدف، و وقتی هر چهار هدف به مرحله ای از رشد و تکامل برسد جنبش آماده می شود که وارد فازنهایی بشود ،یعنی فازی که ضربه آخری و تمام کننده را به حکومت  وارد بکند.با این توضیح اولیه راجع به 22 بهمن این نکته را هم باید بگیم که به دلیل ساختار خاصی که جمهوری اسلامی دارد از این حیث با پاره ای ازدیکتاتوری های دیگر تفاوت دارد و تعریف خودش را از روز اول جوری قرار داده که راهپیمایی های عمومی در سالگرد انقلاب یا در روز قدس یا در سالگرد گرفتن سفارت آمریکا و غیرو داشته . استفاده از این ظرفیتها یا مناسبتهای ملی که خاص ایرانی هاست ،مثل چهار شنبه سوری،سیزده بدر و امثالهم یا خاص مذهبی است مثل تاسوعا و عاشورا، این ویژگی را به ما میدهد که هر چه قدر هم که حکوت بخواهد اعدام کند،ایجاد رعب و وحشت کند و بخواهد که مردم را بترساند که جرأت نکنند کاری بکنند،امکانی را به ما میدهد این مناسبتها که پا بگذاریم در خیابان،اجازه ندهیم در لاک خودش ملت فرو برود و دیوار ترس و وحشت را بشکنیم ،به همین دلیل دهه مقاومت مدنی از 12 بهمن تا 22 بهمن فرصت دگر باره ای است که جنبش می تواند توسعه عمق و وسعت بیشتری پیدا کند. تا اینجا وقتی که همه پیشنهاداتی را که شده من مرور کردم میبینم لا اقل سه پیشنهاد برای شانزدهم  بهمن ماه روز اربعین حسینی واربعین شهدای عاشورای ایران جمعه ،پیشنهادی است که همه ،اطعام مساکین سبز بکنند،با نمادهای جنبش با رنگ سبز ،با V  نشان دادن با عکس شهدای جنبش ،به یاد شهدا واسرای جنبش بتوانیم دیگران را به غذا ،به یک نان و پنیر ساده به هر چیزی اطعام بکنیم  و به این ترتیب از خانه در اون روز جمعه هر کسی بیاد بیرون وکمکی به دیگری بکند و تحرکی را تجربه بکنیم که حکومت هم راه مقابله با اون را ندارد .آکسیون دوم در واقع الله اکبر گفتن چهار شنبه شب،شب 22 بهمن است و آکسیون سوم راهپیمایی روز 22 بهمن است.این نقاط مشترکی است که من دیدم اما خیلی پیشنهادات خوب دیگری هم مطرح شده مثل اینکه مثلا دوشنبه ساعت 9.30 صبح که هر سال حکومت زنگ انقلاب می زده در مدارس و بوق کشتی ها و قطارها به صدا در می آمده ،فرصت خوبی است که مردم در همه خیابانها بوق بزنند و در همه مدارس بچه ها اعتراض بکنند و شعارهای جنبش را بدهند و دهها پیشنهاد دیگر که بسته به جایی که هستید می تواند به اجرا در بیاید، اما در مورد ریز این آکسیونها در روزهای بعد بیشتر صحبت میکنیم.

    موضوع چهارمی که میخواستم بگم این است که در دبیرستان دخترانه فرزانگان امین اصفهان مراسمی برای چهلم آقای منتظری گرفته بدند و مدرسه را بچه ها سبز کرده بودند اما حراست آموزش و پرورش برخورد کرده از مدیر مدرسه خانم اقارب پرست خواستند که بچه ها را معرفی کند و وقتی او مقاومت کرده وادار به استعفاش کردند و مدرسه تعطیل شده.

    نکته پنجمی که می خواستم بگم اظهارات آقای محمودرضا خاوری مدیر عامل بانک ملی ایران است که بدهی دولت به بانک را پنج هزار میلیارد تومان اعلام کرده،در واقع عدد واقعی هشت هزار میلیارد تومان است اما وادارش کردند که مصاحبه اش را پس بگیرد و تکذیب کند و یکی از اعضای هیئت مدیره بانک ملی هم دستگیر شده .به هر صورت طلبهای لا وصول بانک ملی چهارده هزار میلیارد تومان از جانب مدیر عامل مطرح شده و گفته که حسابهای سال قبل شفاف نیست و به غلط دو هزار میلیارد تومان طلب لا وصول بانک نوشته شده.

    مطلب ششمی که میخواستم بگم ،تکرار رنگ آبی به جای سبز در پرچم ایران که به دو بار رسیده و واقعا باید گفت که جای تاسف دارد که از رنگ سبز این قدر وحشت دارند و رنگ پرچم ایران را عوض می کنند .

    و نکته آخری که می ماند برای فردا ماجرای دعوای آقای هاشمی وآقای شیخ محمد یزدی است که این داستان یک پیچ دیگری خورده است که بحث آن برای روز بعد میماند.

    تا فردا شاد،پیروز،موفق و سر افراز باشید.

    به امید پیروزی ایران و ایرانی

     

    --

    خشمت را سرکوب کن

    *دهه فجر امسال سبز تر از هميشه*

     

     

پيام شيرين عبادی خطاب به مردم ايران و مسئولان جمهوری اسلامی

پيام شيرين عبادی خطاب به مردم ايران و مسئولان جمهوری اسلامی

ملت سربلند و عزيز ايران

 

بی شک ايران روزهای سخت و سرنوشت سازی را می گذراند و از همين روی هر اظهار نظر، بيانيه ، تصميم و اقدامی از سوی همگان چه آنها که در حکومت هستند و چه آنان که مورد خشم حکومت واقع شده اند وچه از سوی هر انسان وطن پرست و آزاده ای که دل در گرو ميهن عزيزمان دارد، مهم و مسئوليت آور است.

آنچه در روز عاشورا شاهد آن بوديم ، آزار دهنده و تکان دهنده تر از آن است که بتوان توصيف کرد.

خون جوانان برومند اين سرزمين يکبار ديگر سنگ فرش خيابان ها را سرخ و گلگون کرد، يکی از ما ايرانيان زير چرخ های ماشين ندای آزادی خواهی سر داد و ديگری در عزای حسين ، سالار عدالت جويی از بالای پل به زمين افکنده شد و آن ديگری ترورشد. و باز صدای ناله و شيون از سينه های سوخته برخاست . به راستی بای ذنب قتلت.

 

ايرانيان همواره از جنگ و خشونت بيزار بوده اند. آزاديخواهان ايران که همواره خواهان برقراری صلح در سراسر جهان بوده اند، اکنون ناباورانه خشونت و آتش را در خانه خويش و در بين برادران و خواهرانشان می بينند.

مگر نه آنکه راننده ماشين وافراد تروريست و مامورين مسلحی که جان هموطنان خود را گرفتند، ايرانی بودند؟ متاسفانه برادران و خواهران هموطن ما طی ماههای اخير نه به دست اجنبی بلکه به دست برادران هموطن خود جان باختند.

 

خواهران و برادران هموطن

 

چه روزهای سختی را پشت سر گذاشتيم . زمانی صدام جنگ عليه ايران را آغاز کرد و صدها هزار ايرانی را به خاک و خون کشيد و ميليون ها مادر ايرانی را به سوگ نشاند، اما سخت تر از آن کشته شدن جوانان سرزمينمان توسط اقليتی از هموطنانمان است و بی شک ملت ايران ناباورانه اين خشونت و آتش جنگ را به نظاره نشسته اند.

برای ما ايرانيان تحمل ناپذير بود که ببينيم جوان فلسطينی که هموطن خود را غرق در خون ميديد سنگی را به نشان نفرت به سوی دشمن پرتاب کند، اما چه مرگ آور است ببينيم جوانان ايرانی از به خون غلطيدن ياران معترض و مسالمت جوی خود سنگ در مشت گره کنند.

بی شک همگان ميدانند که از انتخابات تا کنون اعتراض ملت ايران ، اعتراضی مسالمت آميز، مدنی و قانونی بوده که به هيچ ترتيبی نمی توان آن را وارونه جلوه داد و آنچه دامنه اعتراضات مردم را گسترده و مردم را مصمم تر نموده ، اقدامات يک سويه و به دور از عدالت و انصاف برخی مسولان حکومت بوده است. تداوم بازداشتهای گسترده مردم، موج محروميت از تحصيل و اخراج جوانان دانشجو، افزايش اخراج فعالان اجتماعی، توقيف بی رويه و غير قانونی مطبوعات، تحديد روز افزون آزادی بيان، حذف جريانات سياسی – فرهنگی – اجتماعی، برخورد غير قانونی با نهادهای مدنی، به کار گيری خشونت ، ضرب و شتم، کشتار، هتاکی و به کار گيری الفاظ رکيک و شرم آور با شرکت کنندگان در راهبيمايی حتی با مادران عزادار، کشته شدن جوانان در زندان های غير قانونی و عدم مجازات عاملان و آمران اين جنايت ها، يکسويه نگری صدا و سيمای جمهوری اسلامی ايران، فشار بر رهروان جنبش سبز و مردمی و ساير فعالان سياسی- اجتماعی – فرهنگی – هنری – مطبوعاتی – دانشجويی- زنان- اقليت های مذهبی و قومی و... از جمله اقداماتی است که موجب گسترش نارضايتی در بين مردم شده و البته به فشارهای اقتصادی و معيشتی مردم مزيد گشته است.

پرسش اين است که آيا در مقابل نارضايتی ملت ايران که صبورانه و کاملا مدنی و مسالمت آميز اعلام نارضايتی می کنند، می بايست تفنگ و گلوله در دست گرفت و از تريبون های حکومت معترضان را تهديد و تحريک نمود؟ و آيا به کار گيری چنين شيوه ای از ۲۵ خرداد تا روز عاشورای خونين نتيجه و ثمری داده است که برخی همچنان بر طبل خشونت می کوبند؟

برخی از بزرگان چه از سوی نظام و چه معترضان ، منتقدان و مخالفان راههای منطقی و مسالمت آميز با ملت را پيش روی حکومت قرار داده اند تا بحران ويرانگر کنونی را خاتمه دهند، اما متاسفانه گويی صدای صلح طلبان و مسالمت جويان در هيا هوی بوق و کرنای جنگ طلبان و خشونت خواهان شنيده نمی شود.

تداوم اين سياست آنچه شده است که نبايد می شد. يعنی برادر کشی ايرانيان. و اين امر اگر نگوييم ناشی از خشونت طلبی و مردم ستيزی عده قليلی از حاکمان قطعا از بی تدبيری ، بی کفايتی و بی لياقتی برخی از ايشان است که ترديد های جدی در افکار عمومی ايجاد کرده است ودر آينده نه چندان دور تاريخ اين ترديد ها را روشن خواهد ساخت.

 

هموطنان عزيز

 

همه ما ايرانيان مسئوليت بسيار سنگينی بر دوش داريم. بياييد همگان با هم هم قسم شويم که هر کس در هر جايگاهی که نقش ايفا ميکند، در راستای خشونت زدايی و صلح طلبی گام بردارد.

ما ملتی صلح طلب هستيم که اکنون می بايست نارضايتی، انتقاد ، مخالفت و اعتراض را با راهکار های مدنی و با پرهيز کامل از هر گونه خشونتی بی گيريم و در دام گسترده شده خشونت خواهان گرفتار نشويم.

بايد باور داشته باشيم که مطالبات ملت حق است و ملت ايران برای به دست آوردن حق خود نيازی به استفاده از اهرمهای خشونت آميز ندارند و تنها کسانی دست به خشونت و عمليات کور کورانه ميزنند که خود می دانند ناحق هستند.

 

جوانان آگاه وطنم

 

بايد ممارست و مقاومت کرد و حتی در مقابل توپ و تانگ و گلوله ، سنگ هم در دست نگرفت.راه رسيدن به عدالت و آزادی و دموکراسی و حقوق بشر راه گل گون می طلبد نه راه پرخون.

از همين روی کانون مدافعان حقوق بشر با ايمان به خواسته های مدنی و به حق ملت ايران اعلام ميدارد :

ما مدافعان حقوق بشر مخالف تداوم هر گونه خشونت در جامعه ايران و خواهان مقابله همگانی وملی در برابر خشونت هستيم و مصرانه توقف خشونت را می خواهيم.

 

بنا بر اين در پيشگاه ملت سرافراز ايران و در اين بيانيه ميخواهيم:

 

نمايندگان و مسوولان محترم نظام جمهوری اسلامی ايران

 

بی شک جايگاه و نقش مسوولان در شکل گيری فردای ايران ترديد ناپذير است. آنچه از شما به عنوان حاکمان انتظار می رود تامين حقوق اساسی ملت ايران و رعايت عدالت است. اکنون نه تنها ملت ايران بلکه بسياری در سراسر جهان چشم به کردار و گفتار شما دارند تا فردا به قضاوت بنشينند.

اصلاح سياست های نادرست گذشته و حال و تمکين به اراده و خواست ملت از جمله وظايف قانونی شماست که اولين آن توقف خشونت عليه ملت است و در صورت تداوم سياست های خشونت آميز درمقابله با هموطنان خود و افکار عمومی بين المللی قرار خواهيد گرفت.

 

برادران سپاه پاسداران و بسيج

 

در چنين شرايطی با شما سخن گفتن بسيار دشوار است. آنچه اين روزهای سخت شاهد بوديم، دليل اين دشواری است. ملت ايران نيک به خاطر دارند که بسياری از برادران سپاه و بسيج مدافع حقوق ملت در برابر زياده خواهی و تهاجم دشمنان اين سرزمين بودند. اما اکنون ناباورانه و چه سخت و سوگوارانه شاهدند که عده قليلی از آن نيروی مردمی ، آتش و تير به روی ملت و هموطنان خود می گشايند و با شليک هر گلوله ای جمعی از هموطنانشان را به عزا می نشانند.

ما مدافعان حقوق بشر از شما برادران سپاهی و بسيجی مردمی ميخواهيم که برادران و خواهران خود را که سوگند به پاسداری آنها خورده ايد، بی گناه و بی دفاع به خاک نيفکنيد و مادران خود را رخت ماتم نپوشانيد و بر سر مزار شهدايی ديگر ننشانيد.

 

در خاتمه

 

کانون مدافعان حقوق بشر با تاکيد بر امر خشونت زدايی از عرصه اجتماعی ايران اعلام می کند هر اقدامی از سوی هر گروهی می بايست در راستای تامين و نهادينه کردن موازين جهانی حقوق بشردر کشور ايران باشد، چرا که در غير اين صورت ناکارآمد و غير قابل قبول در بيشگاه ملت ايران خواهد بود.

 

شيرين عبادی

رييس کانون مدافعان حقوق بشر



--
خشمت را سرکوب کن
*دهه فجر امسال سبز تر از هميشه*