۱۳۹۰ آذر ۱۵, سه‌شنبه

عاشورای ۸۸ – روایت محمد تقی کروبی از عاشورای دو سال قبل

عاشورای ۸۸ – محمد تقی کروبی

عاشورای ۸۸

دو سال پیش در کشوری که حاکمانش آن را ام القرای جهان اسلام می نامند، شرکت در مراسم سوگواری فرزند رسول خدا با مشقت و سختی بسیاری همراه بود. اوج خروج از گفتمان علوی و توسل به نگرش اموی به بهانه حفظ نظام در سرکوب ظهر عاشورا و شهادت دلخراش تعدادی از هموطنان تجلی پیدا کرد. در روز عاشورا خون عزادار امام حسین (ع) که به تاسی از مولای شان فریاد راست گویی، عدالت خواهی، ریشه کن شدن ظلم و تعدی را سر دادند برای حفظ مجموعه ای فاسد که خود اکنون بر آن اذعان دارند بر زمین ریختند. در قبال این جنایت نابخشودنی چه باید کرد؟ اعتراف به رذالت گروهی فاسد و یا توسل به مکر و حیله برای توجیه رفتار ظالمانه. متاسفانه حاکمیت راه دوم را انتخاب کرد و به جای مجازات جانیان، دستگاه تبلیغاتی کشور را موظف به فریب افکار عمومی از اصل جنایت کرد. ادعای اهانت به کلام خدا و اهل بیت عصمت و طهارت علیهم السلام در روز عاشورا به این خیال باطل که مردم نه با آنان بلکه با مقدسات مشکل دارند و بدون توجه به آثار مخرب اش بارها گفته شد. غافل از آنکه این حربه نیز خیلی سریع رنگ خواهد باخت و اندک اعتماد باقیمانده نسبت به حکومت سلب خواهد شد.

بیش از ۱۰ ماه از حبس غیر قانونی پدرم که جز حق نگفت و حاضر نشد ظلم و تباهی را ببیند و دم بر نیاورد می گذرد. او که همواره فلسفه و چرایی قیام امام حسین (ع) را به ما گوشزد می کرد امسال محرم را در تنهائی و غربت می گذراند. دلم برایش بسیار تنگ شده است. دفتر خاطراتم را باز کردم و بخشی از خاطرات دو روز تاسوعا و عاشورای ۱۳۸۸ را با حذف نام افراد و به یاد شهدای آن روز منتشر می کنم.

 غروب تاسوعا

به اتفاق دوستان به سمت مراسم روضه آقای محتشمی رفتیم که لباس شخصی ها مستقر در میدان دانشگاه با تندی لغو مراسم عزاداری سالار شهیدان را اعلام کردند. شنیدیم روحانی معترضی را کتک زدند، خانمی چادری هم با یکی از لباس شخصی ها بحث می کرد که چرا روضه امام حسین را تعطیل کردید، مدعی شد "شعار سیاسی می دادند" آن خانم پاسخ داد "از کی فریاد "یا حجت بن الحسن ریشه ظلم را بکن" شعار سیاسی شده و موجب نگرانی." فرد دیگری نزدیک شد و گفت زیادی حرف می زنی برو تا نزدم تو سرت. این روزها این جماعت مسلح در تهران همه کاره اند و هر آنچه می خواهند بنام امنیت ملی انجام می دهند. تصمیم گرفتیم به مسجد آقای امام جمارانی در جماران برویم. در مسیر راه صحبت از جو امنیتی در ایام محرم بود که یکی از دوستان مقایسه ای زیبا بین عاشورای دوران انقلاب و این روزها کرد. میدان یاسر در نیاوران به تصرف گارد ویژه و لباس شخصی ها درآمده است. دود موتور ، باتوم و قیافه های عبوس این جماعت نشان از اتفاقی در جماران داشت. قبل از ورود به خ جماران تلفن همراه یکی از دوستان به صدا درآمد و خبر از حمله لباس شخصی ها به حسینه جماران و ضرب و جرح زن و مرد در آنجا داد. به جماران که رسیدیم راه بسته بود و جوانان سیاه پوش با فریاد " … ریشه ظلم را بکن" پائین می آمدند. سخنرانی آقای خاتمی در حسینه امام و در قلب مکان حفاظتی سپاه مورد حمله و عربده کشی جاهلان قرار گرفته بود. زنگ زدم تا پدر را در جریان قرار دهم که مادرم گفت همین الان با دفتر امام صحبت کردند و در جریان هستند. او اضافه کرد "شام نذری از جماران آمده، اگر نخوردید سری به ما بزنید و بعد بروید مراسم." از دوستان خواستم به منزل پدر برویم، نماز بخوانیم و بعد از صرف شام به مراسمی در خ حکمت برویم.

وقتی داخل شدیم پدر را آماده دیدیم که قصد بیرون رفتن داشت. بعد از سلام و احوال پرسی شرایط بیرون را توضیح دادم و گفتم " در این شرایط صلاح نیست امشب جائی بروید." پدرم گفت " با آنکه به محافظان دستور دادند منزل را ترک کنند تا من نتوانم جایی برم اما من به مادر تان هم گفتم هر طور شده باید در مراسمی شرکت کنم." یکی از دوستان گفت "حاج آقا بدون بچه ها کجا و چگونه می خواهید بروید؟ گفت "دیشب مسجد الهادی بودم خیلی خوب بود، امشب هم با آقای غفاری صحبت کردم ، می خوام با یک آژانس به آنجا برم، اشکالی داره؟" گفتم مگه شما این جماعت بی دین و ایمان را نمی شناسید که همین جوری قصد حرکت دارید، کی فکر میکرد از سفره حکومت خمینی ارتزاق کنند و حسینیه اش را تخریب و لگد بر درب منزلش بزنند و در شب عاشورا در جماران عربده کشی کنند." پدر در پاسخ گفت "بذار هر کاری از دستشون بر میاد بکنند، لابد می خوان چند تا سنگ به ما بزنند و فحاشی کنند، اینها جرات کشتن ندارند، اما اگه این تصمیم هم گرفتند چه شبی بهتر از این شب." دوستان هم به شرایط بیرون، خطرات احتمالی و نیاز جنبش و مردم به ایشان اشاره کردند و در آخر گفتند ما وظیفه خود می دانستیم بگوئیم اما هر طور شما صلاح بدانید ما کنار شما خواهیم بود. بحث با پدر فایده نداشت لذا به مادرم گفتم به برخی دوستان زنگ بزن و بگو با آقاجون صحبت کنند تا منصرف شود. نمی دانم بگویم متاسفانه یا خوشبختانه که این کارهم جواب نداد. برادرم حسین هم رسید. از آنجا که تلفن های ما شنود است و مطمئن بودیم مسیر حرکت در اختیار اوباش قرار خواهد گرفت در تلفن مسیری را انتخاب کردیم و در زمان حرکت با هدایت یکی از دوستان از مسیری دیگر رفتیم. در بدو ورود فرزند آقای غفاری و تعدادی از جوانان پدر را داخل بردند. اغلب حاضرین در مراسم را جوانانی تشکیل میدادند که بواسطه روضه پر سوز مداح اهل بیت حاج محسن فیضی که تنها مدح اهل بیت علیهم السلام می گوید، گرد هم آمده بودند. حاج محسن ظاهرا به همین جرم برای مدتی ربوده شد و بعد از مدتی بی خبری و تحمل شکنجه در نیمه های شب در خیابانی رها شد. حاضرین پدر را مورد محبت خود قرار دادند. حاج آقا غفاری و حاج محسن نزد پدر آمدند و بعد از گپی دوستانه پدر از حاج محسن خواست حضور ایشان نادیده گرفته شود. چراغ ها که روشن شد تعدادی از محافظان را دیدم، به سرتیم حفاظت گفتم چه عجب؟ گفت " دستور داشتیم، نمی توانیم بر خلاف دستور عمل کنیم،" گفتم می دانم الان هم لابد دستور دارید، سری تکان داد و گفت خواستند ما خیلی نزدیک نشویم. معنای این دستور کاملا معلوم بود. یکی از مسجدی ها خبر آورد ۸ تا موتور سوار غریبه سر کوچه ایستادند و رفتار مشکوکی دارند. بیرون که رفتم دیدم فیلمبرداری تحت حمایت دو مامور در حال ضبط صحنه است، کنار دوستم که رانندگی می کرد نشستم، گفت "احتمالا می خواهند در مسیر برگشت به ماشین حمله کنند." ماشین که راه افتاد اوباش ها با سنگ به ماشین زدند و شیشه جلو را پائین آوردند. پدر خندید و گفت ببینید سطح شعور آنانی که اینها را می فرستند همین است. به منزل که رسیدیم دست بالا را هم گرفت و گفت دیدید خبری نبود و شما می خواستید من را منصرف کنید!

 روز عاشورا

… ساعت ۳ بعد از ظهر. همه اعضای خانواده در منزل مادر جمع شده بودند و در باره حوادث خونین صبح و ظهر عاشورا صحبت می کردند. پدر دنبال بود تا شاهدان عینی را ببیند و از منابع خود کسب خبر کند، اگرچه صبح با برخی دوستان تلفنی صحبت کرده بود. ساعت ۵ بعد از ظهر آنان آمدند و مشاهدات تلخ و رنج آور خود را با بغض عجیبی که فضای خانه را در برگرفته بود بیان کردند. پدر از شهادت تعدادی از هموطنان و عدم رعایت حرمت این روز به شدت ناراحت بود، کمی در سالن قدم زد بعد جمع را ترک کرد و گفت " پیامی کوتاه تنظیم می کنم و بر می گردم." خبر تلخ ترور خواهر زاده مهندس موسوی رسید، پدر را در جریان گذاشتیم و برای اطمینان با موبایل مهندس تماس گرفتیم، اما تلفن همراه ایشان خاموش بود. برادرم با خانم دکتر رهنورد تماس گرفت که خبر تائید شد. پدر با مهندس صحبت کرد و شهادت رزمنده سابق و برادر شهید را به ایشان و خانواده آن مرحوم تسلیت گفت. پدر اعلامیه اش را تنظیم کرد و می خواست بلافاصله تایپ و منتشر شود لذا با دوستان سحام از طریق خطی امن تماس گرفته شد. دوستان سحام گفتند اینترنت کاملا قطع است و امکان آپلود کردن وجود ندارد اما پدر برای همدردی با مردم، شکاندن فضای رعب و وحشت و محکوم کردن این جنایت اصرار داشت که اعلامیه تا آخر شب منتشر گردد. پیک ساعت ۷:۳۰ شب متن دستنویس بیانیه را از منزل تحویل گرفت اما بدلیل سرعت اینترنت قادر به بارگذاری در سایت نشدند. النهایه دوستان ساعت ۱۰ شب راه دیگری برگزیدند و آن فکس همزمان اعلامیه برای یکی از دوستان در خارج از کشور و فرد دیگری در مشهد بود. گفته می شد سرعت ایرنترنت در آن شه کمی بهتر است. ۱۱ شب تهران بیانیه محکومیت سرکوب عاشورا منتشر شد. در این بیانیه پدر تاکید کرده بودند که :

" … امروز در عاشورای حسینی از بدو صبح با خشونتی وصف ناپذیر بر مردم یورش بردند و جمع زیادی را مجروح، دستگیر و بنابرگزارش های رسیده تعدادی از هموطنان را به شهادت رساندند . آنان که هویت و شناسنامه این انقلابند و در روزگار مبارزه در صف اول مبارزان بودند، بیاد دارند که در عاشورای ۱۳۴۲ تظاهراتی عظیم با شعارهایی تند علیه شاه صورت گرفت اما رژیم ستم شاهی حرمت عاشورا نگاه داشت و کشتار، سرکوب و دستگیری رهبران مبارزه و در راس آن امام را به روزهای بعد موکول کرد. براستی چه شده است که حکومت برخواسته از قیام عاشورا، در روز عاشورا دست بر خون مردم برده و جماعتی وحشی را به جان مردم انداخته است. یا رب چه شده است که حرمت عاشورا و عزاداران فرزند زهرا (س) در ظهر عاشورا نگاه داشته نمی شود و آنان را به خاک و خون می کشند. یا رب چه شده است که حرمت خون مردم در این ماه عزیز هم رعایت نمی گردد. یا رب چه شده است که برگزاری مراسمِ ختم مرجع تقلیدی مجاهد و مبارز تحمل نمی گردد و مراکز مقدس، بیت و حسینه بنیانگذار این نظام در شب عاشورا مورد تهاجم و تخریب قرار می گیرد."

فردای عاشورا هنگامی که به سمت دانشگاه می رفتم موبایلم زنگ خورد، شماره پرایوت بود یعنی از طرف دستگاه امنیتی. مامور امنیتی به شدت از بیانیه صادره گله کرد و گفت محتوی بیانیه درست نیست و عجولانه صادر شده است. او بر این نکته پافشاری می کرد که سبزها برای مظلوم نمائی خود فردی را از پل به پائین انداختند و سرکوبی در کار نبوده است. به ایشان گفتم پدرم دیروز ابتدا با شاهدان عینی و منابع معتمد خود صحبت کرد و بعد از اطمینان اقدام به نگارش بیانیه کرد. حتی به وی گفتم یکی از شاهدین از خانواده معزز شهدای جنگ است که با دست شکسته و از بیمارستان به دیدن پدرم آمد و مشاهدات خود را بیان کرد، چرا قصد دارید روز را شب و شب را روز جلوه دهید. از من اصرار و از او انکار. در پایان این افسر امنیتی با عنایت به قطع کامل اینترنت تعجب خود را از انتشار بیانیه اعلام کرد. با خود گفتم ای کاش به جای اصرار در دانستن چگونگی انتشار بیانیه به محتوای آن دقت می کردند تا در این دنیا و دنیای باقی سرافکنده نباشند.


--
دیکتاتورها باید از عاقبت قذافی عبرت بگیرنداعتراض به خشک شدن دریاچه ارومیه، رودخانه زاینده رود و ترک برداشتن سقف سی و سه پل اصفهان ارزش حمایت کامل را دارند

آیا برای آزادی موسوی و کروبی درخواست خودتان را ثبت کرده اید؟ اینجا
 سبز مي مانيم، تا هميشه

گارد ویژه درتهران مستقر شد

گارد ویژه درتهران مستقر شد

ندای سبز آزادی: گزارش ها از تهران حاکی است، گارد ویژه ضد شورش همزمان با ایام تاسوعا و عاشورای حسینی در مناطقی از تهران مستقر شده است.

به نظر می رسد، استقرار پلیس ضد شورش در تهران ناشی از نگرانی جمهوری اسلامی نسبت به تجمع مردم در خیابان ها در روزهای تاسوعا و عاشوراست.

سعید سعید‌فر٬ رئیس مرکز اطلاع‌رسانی فرماندهی انتظامی تهران بزرگ نیز استقرار گارد ویژه در تهران را تایید کرده اما در گفت و گو با خبرگزاری "نسیم" ادعا کرد که این نیرو‌ها برای تامین امنیت عزاداران در خیابان‌ها مستقر شده‌اند و حضورشان ارتباطی به مسایل امنیتی ندارد.

دوسال پیش، در عاشورای سال در عاشورای خونین سال ۱۳۸۸، سرکوب مردم معترض به نتیجه انتخابات منجر به کشته شدن تعدادی از شهروندان شد. در آن حادثه ماشین نیروی انتظامی وارد جمعیت شد و چند نفر را زیر گرفت و کشت.

پس از آن قوه قضاییه شاهدان زیرگرفته شدن شهروندان توسط اتومبیل نیروی انتظامی را دستگیر و محاکمه کرد. یکی از این افراد فرزند محمد توسلی، رییس دفتر سیاسی نهضت آزادی است که به جرم مشاهده این صحنه و اعلام آن محاکمه شد و به زندان افتاد.

 


--
دیکتاتورها باید از عاقبت قذافی عبرت بگیرنداعتراض به خشک شدن دریاچه ارومیه، رودخانه زاینده رود و ترک برداشتن سقف سی و سه پل اصفهان ارزش حمایت کامل را دارند

آیا برای آزادی موسوی و کروبی درخواست خودتان را ثبت کرده اید؟ اینجا
 سبز مي مانيم، تا هميشه

گدایی مشارکت در انتخابات توسط سایت های امنیتی؛ تکذیبیه بیانیه زندانیان سیاسی جعلی است

در متن جعلی تکذیبیه تنها تشکر بابت بازداشت فعالان سیاسی وجود نداشت!

گدایی مشارکت در انتخابات توسط سایت های امنیتی؛ تکذیبیه بیانیه زندانیان سیاسی جعلی است


به تازگی در برخی از سایت ها و رسانه های متعلق به نهادهای اطلاعاتی، امنیتی و نظامی مطلبی به امضای شش نفر از فعالان سیاسی در بند، آقایان علیرضا رجایی، عبدالله رمضان زاده، داوود سلیمانی، فیض الله عرب سرخی، محسن میردامادی و بهزاد نبوی منتشر و به نقل از آنها ادعا شده که آنها طرفدار شرکت در انتخابات آتی مجلس هستند.


منابع موثق در تماس با خبرنگار کلمه اعلام کرده اند که تکذیبیه فوق کاملا ساختگی و مجعول است و به نظر می رسد پس از تحت فشار گذاشتن این افراد از سوی اطلاعات سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات برای تکذیب بیانیه ۳۶ نفر و مقاومت امضا کنندگان بیانیه در برابر خواست غیرقانونی آنها و عدم تکذیب بیانیه از سوی این افراد، همان نهادهای امنیتی و اطلاعاتی مطالب مذکور را جعل و در سایت های متعلق به خود منتشر کرده اند.

 

در متن جعلی منتشر شده در سایت های وابسته به نهادهای امنیتی تنها تشکر این افراد  از سپاه پاسداران و وزارت اطلاعات به خاطر بازداشت خودشان ونیز کودتای انتخاباتی سال ۸۸ و تغییر نتیجه انتخابات و دستگیری فعالان انتخاباتی  از قلم افتاده است.


چندی پیش سی و شش  زندانی سیاسی منتقد در زندانهای اوین، رجایی شهر و خوزستان با صدور بیانیه ای در باره انتخابات آتی مجلس، ضمن هشدار به مسوولان ارشد نظام درباره روند فعلی اداره کشور، تاکید کرده بودند که صلاح جنبش سبز و جریان اصلاح طلب در این است که در صورت برگزاری انتخابات سالم و آزاد به طور یکپارچه از آن استقبال کنند و در صورت ناسالم بودن آن، با انسجام و وحدت و داشتن برنامه، عامل مشروعیت بخش به انتخاباتی ناسالم و غیرقانونی نشوند.

 

امضا کنندگان این بیانیه یکی از مهم ترین مشکلات امروز کشور در عرصه های مختلف از جمله انتخابات را ورود نهادها و نیروهای نظامی و امنیتی به این عرصه ها دانسته و نوشته اند: این نهادها قانونا و عرفا از ورود به آنها منع شده اند. تنها در نظام های استبدادی است که اینگونه نهادها در امور سیاسی، اقتصادی، قضایی و امثال آن مداخله می کنند و هرچه استبداد در نظامی بیشتر و شدیدتر باشد، حضور نهادهای امنیتی و نظامی نیز در عرصه های مختلف بیشتر و پررنگ تر است. در کشور ما نیز سکاندار اصلی حوادث انتخابات سال ۸۸ و پس از آن این نهادها بودند و هستند که حضور آنها همچنان ادامه دارد و فضای امنیتی سنگینی را بر کشور مستولی و سایه افکن کرده اند.


به نظر می رسد این تکذیبیه در نتیجه عصبانیت نیروهای امنیتی از انتشار وسیع و تاثیر گذاری این بیانیه بوده است.

--
دیکتاتورها باید از عاقبت قذافی عبرت بگیرنداعتراض به خشک شدن دریاچه ارومیه، رودخانه زاینده رود و ترک برداشتن سقف سی و سه پل اصفهان ارزش حمایت کامل را دارند

آیا برای آزادی موسوی و کروبی درخواست خودتان را ثبت کرده اید؟ اینجا
 سبز مي مانيم، تا هميشه

نامه آیت‌الله دستغیب به فقهای شورای نگهبان: تمام گرفتاری‌های جمهوری اسلامی ناشی از تخلفات شماست

نامه آیت‌الله دستغیب به فقهای شورای نگهبان: تمام گرفتاری‌های جمهوری اسلامی ناشی از تخلفات شماست

"سؤال «رای من کجاست» چه اشکال شرعی و عرفی و قانونی دارد؟"

آیت‌الله‌العظمی دستغیب در نامه‌ای به فقهای شورای نگهبان، با تاکید بر اینکه فقهای شورای نگهبان مأمور به اجرای دقیق قانون هستند نه اینکه ناقض آن باشند، تمام اعتراض مردم پس از انتخابات ریاست جمهوری گذشته را ناشی از این پرسش دانست که چرا حق انتخاب آزاد نداشته باشند.

ایشان با تصریح به اینکه تمام گرفتاری‌های جمهوری اسلامی ناشی از تخلفات شورای نگهبان است، تصریح کرد: "اگر شورای نگهبان به وظیفه اصلی خود عمل می کرد و افراد صالح را تأیید می نمود و تشخیص انتخاب را به مردم واگذار می کرد، مردم نگرانی نداشتند."

این مرجع تقلید شیعیان همچنین تصریح کرد: "برای نجات جمهوری اسلامی ایران هیچ راهی نمانده جز تن دادن به قانون اساسی و آزاد کردن دو بزرگوار جناب حجت الاسلام و المسلمین مهدی کروبی و جناب آقای مهندس میرحسین موسوی و آزادی باقی زندانیانی که بدون محاکمه و اثبات جرم در زندان هستند."

ایشان نمونه‌هایی از سؤالات بی‌جواب‌مانده از انتخابات ۲۲ خرداد ۸۸ را اینگونه بازگو کرد: "چرا باید جواب مردم را با خشونت و سرکوب داد؟ چرا جواب مردم با زندان کردن و تبعید و خارج کردن دانشجویان و روحانیون و اتهامات بی مدرک و خلاف شرع داده می شود؟ این کارها با کدامیک از اصول قانون اساسی و یا کدام حکم از احکام شرع مبین اسلام سازگار است؟ آیا گفتار خلاف نظر شخص، خلاف شرع و خلاف قانون است؟"

متن کامل این نامه که در وب‌سایت حدیث سرو منتشر شده، بدین شرح است:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

فقهاء محترم شورای نگهبان

تمام گرفتاری جمهوری اسلامی ایران از ناحیه تخلف شورای نگهبان از وظیفه اصلی خود می باشد. اگر فقهاء شورای نگهبان فقیه می باشند، تقلید بر آنها حرام است و باید بر حسب قرآن و سنّت سخن بگویند و حکم کنند و ابتداء در برابر خداوند و بعد در برابر مردم مسئول هستند.

 

اعتراض مردم در تمام انتخابات بعد از رحلت امام امت(ره) در این ناحیه است که چرا انتخابی آزاد نداشته باشند؛ چون مسلمان و مومن و پایبند به قانون اساسی جمهوری اسلامی هستند خود بیشتر آگاهند که چه کسی از قرآن و سنّت و سیاست و اقتصاد و دیانت بهره دارد. اما در این میان شورای نگهبان مردم را مجبور به انتخاب فردی می کند که از اسلام و تقوی بهره کافی نبرده و مردم را از رأی دادن به کسی که خودش تأیید کرده نهی می کند که اگر به فلانی رأی دهید مواخذه می شوید. چنانچه این معنا بطور کامل و صادق در ۲۲ / ۳ / ۸۸ و بعد از آن صورت گرفت؛ آنگاه که مردم معترض به نتیجه انتخابات سئوال کردند که رأی ما کجاست؟ این سئوال چه اشکال شرعی و عرفی و قانونی دارد که در عوض رسیدگی صحیح آن همه عقبات داشته باشد.

 

شورای نگهبان مانع از حضور نمایندگان نامزدها بر سر صندوقها و تا حین شمارش آراء گردیده؛ ولی اعتنایی به تخلفات صورت گرفته از جمله نرساندن تعرفه کافی به جایگاهها، در حالی که مردم در صفهای طولانی انتظار می کشیدند و بعضا مشغول رأی دادن بوده اند؛ و بسیاری از صندوقها به محل اصلی خود انتقال داده نشده، اعلام می شود که شخص مورد نظر رأی آورده …. آری مسئولین عجول و غافل از قانون با تکیه بر نیروی سپاه به خود این جرأت را دادند و این بی عدالتی و بی تقوایی را مرتکب شدند که نتیجه انتخابات را بدون گذراندن مراحل قانونی اعلام نمایند.

عجیب است که بعضی از افراد شورای نگهبان آشکارا از نامزد مورد علاقه خود طرفداری می کند و در حال حاضر از تأیید آن شخص پشیمان شده و به نیروی سپاه سفارش می نماید که مانع از حضور حامیان شخص مورد نظر در انتخابات آینده شوند. آیا اینها تخلف از قانون اساسی نیست؟ مردم باید چه کنند و چگونه اطمینان پیدا کنند که از رأی آنها حفاظت گردیده و شمارش می شود!

 

فقهای شورای نگهبان مأمور به اجراء دقیق قانون هستند نه اینکه ناقض آن باشند؛ اگر شورای نگهبان به وظیفه اصلی خود عمل می کرد و افراد صالح را تأیید می نمود و تشخیص انتخاب را به مردم واگذار می کرد، مردم نگرانی نداشتند؛ اما متأسفانه پس از بی اعتنایی به تذکرات نمایندگان نامزدها حین رأی گیری و تخلفاتی که اشاره شد و حمله به ستاد انتخاباتی کسی که مورد نظر شورای نگهبان نبود و اهانت و دستگیری و بازجویی و بازداشت بعضی از افراد ستاد انتخاباتی مخالف نظر شورای نگهبان – که هنوز هم ادامه دارد – اینگونه مردم را نسبت به آینده در بی تفاوتی قرار داده است. آری اگر اطمینان پیدا می کردند که شورای نگهبان واقعا بی طرف است؛ واقعا امانت دار است؛ این همه مشکلات پیش آمد نمی کرد. و این نیست جز اینکه مردم می گویند اینها مجتهد نیستند؛ اینها مقلد هستند؛ و الا چرا این همه خلاف قانون در جمهوری اسلامی صورت گیرد و فقهای شورای نگهبان در غفلت باشند.

 

سئوال: آیا نباید بر کارهای دولت نظارت شود؟ آیا مسئولیت وزارت اطلاعات نباید به یک مجتهد آگاه و عادل سپرده شود؟ چرا بعد از برکناری وزیر وقت، نسبت به این حرکت بی مدرک و بی احترامی نسبت به روحانیت، گذاشتند بیش از پانزده روز در دست شخصی قرار گیرد که فاقد تمام مطالب گفته شده در قانون اساسی راجع به ریاست جمهوری است.

برای روشن شدن اتفاقات صورت گرفته از تاریخ ۲۲ / ۳ / ۸۸ تا به حال سئوالات بی جواب مانده ای است بدین شرح:

 

چرا باید جواب مردم را با خشونت و سرکوب داد؟ چرا جواب مردم با زندان کردن و تبعید و خارج کردن دانشجویان و روحانیون و اتهامات بی مدرک و خلاف شرع داده می شود؟ این کارها با کدامیک از اصول قانون اساسی و یا کدام حکم از احکام شرع مبین اسلام سازگار است؟ آیا گفتار خلاف نظر شخص، خلاف شرع و خلاف قانون است؟

 

اگر می گویند اینها خرابکار و بی دین هستند پس بگذارید قوه قضاییه در یک دادگاه صالح به جرمشان رسیدگی کند؛ بگذارید مردم اطمینان پیدا کنند که حداقل قوه قضاییه مستقل شرعی و قانونی داریم. چرا در مورد حمله کنندگان به کوی دانشگاه و واقعه کهریزک و بیت مراجع رسیدگی نمی شود؟ اگر می گویید که اینها اعتراف کرده اند، چه خوب است به مولایمان حضرت امیر المومنین علی بن ابیطالب(ع) اقتداء کنیم و راجع به قضیه اعتراف آن زن و حکم سنگسار وی از ناحیه عمر بن الخطاب ملاحظه شود که علی بن ابیطالب(ع) فرمود اعتراف این زن از ناحیه رعب و ترس می باشد و این اعتراف بی فایده است؛ که عمر گفت: عجزت النساء ان تلد مثل علی بن ابیطالب لولا علی لهلک عمر.

 

این متهمین می گویند ما برای محاکمه علنی و در دادگاه صالحه بدون تهدید و ارعاب آماده ایم؛ اما کجاست گوش شنوا و کیست که جوابگو باشد و کجاست دادگاهی که از قبل حکم متهم توسط نیروهای امنیتی داده نشده باشد.


از چه می ترسیم؟ کمی فکر شود؛ همیشه این گونه نیست مردم مسلمان و مومن و دارای اعتقادات صحیح می باشند؛ نمی شود با مردم به خلاف شرع و عرف و قانون رفتار کرد. از همه مهمتر این اعمال باعث شده مردم از تمام زحمات سی ساله جمهوری اسلامی ناامید شوند؛ از اقتصاد مملکت که ابدا مطلع نیستند که چگونه و بر چه معیاری می چرخد؛ از پول نفت و منابع دیگر هیچ اطلاعی ندارند؛ از رأی خود و نتیجه آن هیچ اطمینانی ندارند که چه خواهد شد.

 

دیگر، مسئله زندان هاست که هیچ کس جوابگو نیست که چرا این بزرگواران که هر کدام در پیش از این مشغول به کار بودند که اگر گذاشته بودند این همه خفت و این همه تخلف و این همه بی آبرویی در جامعه نبود؛ چون مردم آنها را دوست می دارند. در کجای دنیا چنین است که فرد یا افرادی به جرم گفتن حق زندان بروند و حصر شوند و از تمام امکانات محروم شوند؛ جز در کشورهایی که در آن از دین و خدا و پیامبر و ائمه اطهار(ع) خبری نیست.


در هر صورت ما در مقابل خدا مسئول هستیم و باید جوابگو باشیم؛ برای مردم محترم ایران اسلامی جواب دهید که راه صحیح شما چیست؟ آیا با قرآن و سنت مطابقت دارد؟ بیدار شوید که بسیار برای جامعه نافع است. ان شاء الله.


سید علی محمد دستغیب

سوم آذر ماه ۱۳۹۰



--
دیکتاتورها باید از عاقبت قذافی عبرت بگیرنداعتراض به خشک شدن دریاچه ارومیه، رودخانه زاینده رود و ترک برداشتن سقف سی و سه پل اصفهان ارزش حمایت کامل را دارند

آیا برای آزادی موسوی و کروبی درخواست خودتان را ثبت کرده اید؟ اینجا
 سبز مي مانيم، تا هميشه

۱۳۹۰ آذر ۱۴, دوشنبه

مادر شبنم سهرابی: عاشورا که می‌آید، مثل مرغ پرکنده می‌شوم

گفت‌و‌گو با مادر شهیدی که بدن او زیر چرخ خودروی نیروی انتظامی له شد

مادر شبنم سهرابی: عاشورا که می‌آید، مثل مرغ پرکنده می‌شوم

جلوی چشم مردم، بچه‌ی مرا کشتند

کلمه – مسیح علی نژاد:

مادر شبنم سهرابی در آستانه ی دومین ساگرد کشته شدن فرزندش در راهپیمایی اعتراضیِ عاشورای ۸۸ از بی فرجام ماندن پرونده قضاییِ این قتل خبر داد و اعلام کرد که از این پس دیگر به دادگاه نخواهد رفت و هیچ درخواستی هم از مسئولان ندارد. او گفت: من زورم به آنها نمی رسد؛ آنها حتی به خدا هم زور گفتند و نفسِ بچه ام را گرفتند.

شبنم سهرابی، شهرام فرج زاده و شاهرخ رحمانی سه تن از شهروندان معترض بودند که در راهپیمایی اعتراضی پس از انتخابات مخدوش ریاست جمهوری سال ۸۸، خودروی نیروی انتظامی از روی آنها رد شد و صحنه های جان باختن آنها به طور گسترده در شبکه های اینترنتی منتشر شد.

 

شبنم سهرابی، ۳۴ ساله و مادر یک دختر شش ساله بود، ظهر روز عاشورا توسط یک خودروی نیروی انتظامی زیر گرفته شد. شاهدان عینی همان زمان گفتند که ماشین نیروی انتظامی در خیابان یک طرفه ی شادمان با سرعت به شبنم برخورد کرده و بعد از چندین بار رد شدن از روی شبنم، او را زیر چرخ هایش له کرده است.

پیگیری های قضایی خانواده ی وی، اینک پس از دو سال نتیجه ای نداشته است و مادر این قربانی سرکوب های عاشورای ۸۸ می گوید حتی با جعفری دولت آبادی دادستان تهران نیز گفت و گو کرده است، اما در جریان این گفت و گو دادستان به این مادر داغدیده پیشنهاد کرده که درخواست دیه ی خود را بنویسد تا رسیدگی شود!

 

مادر شبنم سهرابی پس از گذشت دو سال همچنان متاثر است و می گوید: وقتی عاشورا می آید اصلا حال خودم را نمی دانم، مثل دیوانه ها، مثل مرغ پرکنده می شوم. دختر هشت ساله ی شبنم هم به لحاظ روحی دچار مشکل شده است، من اصلا نمی توانم بگویم چه حالی دارم. مادرانی که فرزند از دست داده اند می فهمند چه می گویم. توی دلم انگار آشوب است. قلبم همش تکان می خورد. من بچه ام را با یتیمی بزرگ کرده بودم.

 

وی در مورد پیگیری قضایی اش نیز توضیح می دهد: دیگر دادگاه هم نمی روم، هر دفعه می روم به من می گویند: دروغ می گویی. به آنها گفتم: سنی از من گذشته است، چه دروغی دارم بگویم؟ از اردیبهشت ماه دیگر به دادگاه نرفته ام. چون به من گفته اند اگر خواستید می توانید درخواست دیه بدهید. من هم ننوشتم. توی دلم گفتم برای یک دیه ۱۰ تا امضا می خواهند بگیرند، من نمی توانم امضا کنم و خون بچه ام را با پول معامله کنم.

وی در پاسخ به این پرسش که به نظر می رسد وضعیت مالی شما هم چندان مناسب نیست اما چگونه از این پیشنهاد دریافت دیه صرف نظر کرده اید، می گوید: دختر من یک آزادی خواه و یک وطن پرست بوده و من نمی توانم بچه ام را با پول عوض کنم. چهل میلیون، پنجاه میلیون می خواهند بدهند، یا هر چقدر؛ من نمی توانم خون بچه ام را با پول عوض کنم. به خودم می گویم خدا خودش روزی مرا کم یا زیاد می رساند، اما اگر این را بپذیرم انگار بچه ام را فروختم، در حالی که بچه ام خیلی خیلی ارزش بیشتری برایم داشت…

 

مادر این جان باخته روز عاشورا در جواب پرسشی مربوط به آخرین پاسخ دستگاه قضایی، به دیدارش با جعفری دولت آبادی دادستان تهران اشاره می کند و می گوید: من آقای دولت آبادی دادستان تهران را دیدم. در راهروها دنبالشان رفتم و صدایشان کردم و ایشان از من پرسید: اسم زندانی شما چیست؟ گفتم؛ زندانی ندارم؛ دخترم روز عاشورا کشته شد. گفت: اسمش چیست؟ گفتم: شبنم سهرابی, و توضیح دادم که به هیچ یک از نامه های من رسیدگی نشد. گفتم: من از سران نیروی انتظامی شاکی ام که چرا ماشین را دادند دست کسی که این بلا را سر بچه ام بیاورند. من از همه ی کسانی که در نیروی انتظامی در راس کار هستند شاکی ام. گفت: اینطوری نمی شود، باید اسم بیاوری! گفتم: من از کجا بدانم کسی که بچه ام را کشت، اسمش چه بود؟! بعد گفت: حالا درخواست دیه را بنویس، بگذار روی میزم، من بعدا رسیدگی می کنم. من هم خداییش درخواست دیه را ننوشتم. از دادگاه بیرون آمدم، نزدیک بازار که رسیدم گریه کردم و گفتم: خدایا، من زورم به اینها نمی رسد. بچه ی مرا زدند ظهر عاشورا کشتند، جلوی چشم این همه مردم، بچه ی مرا کشتند، حتی نیامدند جنازه را جمع کنند و این مردم بودند که بچه ی مرا به درمانگاه عمار رساندند. آخر سر هم جسد بچه مرا بردند [پزشکی قانونی] کهریزک؛ بعد از هفده روز وقتی می خواستم دخترم را ببینم، جسدش بوی تعفن می داد. تمام بدن و صورتش کبود شده بود. خدا نصیب هیچ مادری نکند …

 

وی در پاسخ به این پرسش که اگر دیه نگرفتید آیا درخواست دیگری از مسئولان داشتید نیز می گوید: خواسته ام این بود؛ کسی که بچه ام را کشت باید مجازات شود، بگوید به چه دلیل بچه ی مرا کشته اند. همه رفتند خیابان و بچه ی من هم مثل مردم دیگر رفت توی خیابان. به چه حقی این کار را در حق بچه ام انجام دادند؟

مادر شبنم سهرابی همچنین در پاسخ به این پرسش که آیا اینک که پس از دو سال وقتی پیگیری های قضایی جواب نداده است درخواست دیگری دارند یا خیر، می گوید: نه، من دیگر از مسئولان هیچ چیزی نمی خواهم. خدا به بچه من نفس داده بود، ولی خدا نفس بچه ام را نگرفت، اینها به خدا هم زور گفتند و نفس بچه ام را گرفتند، واگذار کردم به خدا و آخر هم حق بچه ام را می گیرم.

وی همچنین می گوید: فکر نمی کنم مردم صحنه ی کشته شدن شبنم را فراموش کنند. مردم خیلی با تعصب اند. مردم با چشم های خودشان دیدند و فکر می کنند آن بلا انگار سر عزیزان خودشان آمده است.

 

در عکس بالا، مادر و دختر شبنم سهرابی را می‌بینید. عکس مربوط به مراسم تولد این دختر خردسال در دی‌ماه ۱۳۸۹ است که توسط خانواده زندانیان سیاسی و با حضور دکتر زهرا رهنورد برگزار شد.


--
دیکتاتورها باید از عاقبت قذافی عبرت بگیرنداعتراض به خشک شدن دریاچه ارومیه، رودخانه زاینده رود و ترک برداشتن سقف سی و سه پل اصفهان ارزش حمایت کامل را دارند

آیا برای آزادی موسوی و کروبی درخواست خودتان را ثبت کرده اید؟ اینجا
 سبز مي مانيم، تا هميشه

خودداری دوباره ابوالفضل قدیانی از شرکت در دادگاه غیر قانونی

مدت محکومیتش به پایان رسید، اما نیروهای امنیتی جلوی آزادی او را گرفتند

خودداری دوباره ابوالفضل قدیانی از شرکت در دادگاه غیر قانونی 

مدت محکومیتش به پایان رسید، اما نیروهای امنیتی جلوی آزادی او را گرفتند

ابوالفضل قدیانی، یکی از مسن‌ترین زندانیان سیاسی حامی جنبش سبز، در دادگاهی که روز شنبه پنجم آذرماه به اتهام توهین به رهبری و تبلیغ علیه نظام در شعبه‌ی ۱۵ دادگاه انقلاب برایش تشکیل شده بود، شرکت نکرد.

به گزارش خبرنگار کلمه، ابوالفضل قدیانی از اعضای سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی و رییس کمیته تشکیلات این حزب، ماه قبل در نامه‌ای که خطاب به قاضی صلواتی رئیس شعبه‌ی پانزده دادگاه انقلاب نوشته بود، این دادگاه‌ را به علت اینکه خلاف نص صریح قانون اساسی به صورت غیرعلنی و بدون حضور هیئت منصفه‌ تشکیل می‌شود، غیر قانونی خوانده و تأکید کرده بود که در دادگاه‌های انقلاب که به طور غیر قانونی تشکیل می شود و منتقدان سیاسی را به صورت نمایشی محاکمه و محکوم می‌کند، شرکت نخواهد کرد.

 

او حدود یک ماه قبل هم به همین خاطر در جلسه دادگاه شرکت نکرد و اعلام کرد که دادگاههای انقلاب بدون حضور هیات منصفه و به صورت غیر علنی را به رسمیت نمی شناسد. همسر این فعال اصلاح طلب نیز همان وقت در مصاحبه‌اش با کلمه گفته بود: زمان تشکیل دادگاه به وکیلشان اعلام شده که آقای قدیانی نمی آیند. همسرم لایحه ای داده بودند، که در آن تصریح شده بود که طبق اصل ۱۶۸ قانون اساسی باید دادگاه علنی و با حضور هیات منصفه برگزار شود. پس چون برگزاری این دادگاه علنی و با حضور هیات منصفه نیست فعلی مجرمانه صورت گرفته و برگزار کنندگان آن مجرمند. بنابر این این دادگاه غیر قانونی است و ایشان در آن شرکت نمی کنند. همچنین طبق اصول ۱۵۹، ۱۷۲ و ۱۷۳ دادگاه های انقلاب در حال حاضر غیر قانونی هستند چون تا یک زمان مشخصی اجازه ی فعالیت داشته اند و در واقع الان دادگاه های انقلاب غیر قانونی هستند.

 

بر اساس این گزارش، خودداری آقای قدیانی از شرکت در دادگاه نمایشی، نیروهای امنیتی را برآشفته کرده است و آنها در واکنش به استفاده این زندانی سیاسی از حق طبیعی اش برای حضور نیافتن در دادگاه، در اقدامی غیرقانونی، از آزاد شدن او که مدت محکومیتش به پایان رسیده است، جلوگیری می کنند.

در حال حاضر مدت حکم حبس ابوالفضل قدیانی تمام شده است و با توجه به قرار وثیقه صادر شده از سوی بازپرس پرونده در دادسرای اوین، این زندانی سیاسی باید رأس ساعت ۱۲ نیمه شب روز چهارشنبه نهم آذر ماه از زندان آزاد می‌شد، هنوز هیچ خبری از اجرای قانون و آزادی این زندانی سیاسی نیست.

آقای قدیانی با مشکلات حاد جسمی رو به روست؛ به طوری که حدود چهار ماه قبل به علت وخامت حال و مشکلات قلبی، در سی سی یو بیمارستان پارس بستری شد. همسر این زندانی سیاسی در همان زمان به کلمه گفته بود که مستأصل شده و نگران است که دستگاه امنیتی بخواهد ماجرای هدی صابر را برای ابوالفضل قدیانی تکرار کند.


--
دیکتاتورها باید از عاقبت قذافی عبرت بگیرنداعتراض به خشک شدن دریاچه ارومیه، رودخانه زاینده رود و ترک برداشتن سقف سی و سه پل اصفهان ارزش حمایت کامل را دارند

آیا برای آزادی موسوی و کروبی درخواست خودتان را ثبت کرده اید؟ اینجا
 سبز مي مانيم، تا هميشه

عکس: کاریکاتور درگیر ها - دخالت بشردوستانه


عکس و پوستر [آگاهی و اطلاع رسانی]، ارتش ما هستند.

(میر حسین موسوی) 

 

عکس: کاریکاتور درگیر ها - دخالت بشردوستانه








 پایان 

گروه خبری دانشجویی موج سبز


--
دیکتاتورها باید از عاقبت قذافی عبرت بگیرنداعتراض به خشک شدن دریاچه ارومیه، رودخانه زاینده رود و ترک برداشتن سقف سی و سه پل اصفهان ارزش حمایت کامل را دارند

آیا برای آزادی موسوی و کروبی درخواست خودتان را ثبت کرده اید؟ اینجا
 سبز مي مانيم، تا هميشه

عکس: کاریکاتور درگیر ها - حمله به سفارت بریتانیا


عکس و پوستر [آگاهی و اطلاع رسانی]، ارتش ما هستند.

(میر حسین موسوی) 

 

عکس: کاریکاتور درگیر ها - حمله به سفارت بریتانیا









 پایان 

گروه خبری دانشجویی موج سبز


-- 
--
دیکتاتورها باید از عاقبت قذافی عبرت بگیرنداعتراض به خشک شدن دریاچه ارومیه، رودخانه زاینده رود و ترک برداشتن سقف سی و سه پل اصفهان ارزش حمایت کامل را دارند

آیا برای آزادی موسوی و کروبی درخواست خودتان را ثبت کرده اید؟ اینجا
 سبز مي مانيم، تا هميشه

عکس: کاریکاتور درگیر ها - دستور پخت حرکت خودجوش مردمی


عکس و پوستر [آگاهی و اطلاع رسانی]، ارتش ما هستند.

(میر حسین موسوی) 

 

عکس: کاریکاتور درگیر ها - دستور پخت حرکت خودجوش مردمی 









 پایان 

گروه خبری دانشجویی موج سبز



--
دیکتاتورها باید از عاقبت قذافی عبرت بگیرنداعتراض به خشک شدن دریاچه ارومیه، رودخانه زاینده رود و ترک برداشتن سقف سی و سه پل اصفهان ارزش حمایت کامل را دارند

آیا برای آزادی موسوی و کروبی درخواست خودتان را ثبت کرده اید؟ اینجا
 سبز مي مانيم، تا هميشه

تصویر روز; هم بازی شهاب حسینی در فیلم "دل شکسته" در بین حمله کنندگان به سفارت انگلیس


عکس و پوستر [آگاهی و اطلاع رسانی]، ارتش ما هستند.

(میر حسین موسوی) 

 

عکس: تصویر روز; هم بازی شهاب حسینی در فیلم "دل شکسته" در بین حمله کنندگان به سفارت انگلیس!








 پایان 

گروه خبری دانشجویی موج سبز


--
دیکتاتورها باید از عاقبت قذافی عبرت بگیرنداعتراض به خشک شدن دریاچه ارومیه، رودخانه زاینده رود و ترک برداشتن سقف سی و سه پل اصفهان ارزش حمایت کامل را دارند

آیا برای آزادی موسوی و کروبی درخواست خودتان را ثبت کرده اید؟ اینجا
 سبز مي مانيم، تا هميشه

نامه همسران شهیدان همت و باکری به میرحسین موسوی

شما چه با سکوت بیست ساله و چه حصر، همیشه پیامتان را می رسانید

نامه همسران شهیدان همت و باکری به میرحسین موسوی


  جرس: همسران دو سردار شهید دفاع مقدس، شهیدان همت و باکری، در نامه‌ای به میرحسین موسوی نوشتند: "شما چه با سکوت بیست ساله و چه حصر، همیشه پیامتان را می رسانید و دوستانتان پیام شما را دریافت می کنند." آنها با تاکید بر اینکه میرحسین صادقانه وارد میدان شد و مردمی را که به او اعتماد کرده بودند تنها نگذاشت؛ شهادت سید علی موسوی حبیبی و حصر فعلی موسوی و رهنورد را مصداقی از سختی و رنج آسیب دیدگان پس از انتخابات دانستند.  

به گزارش کلمه، ژیلا بدیهیان، همسر شهیدحاج ابراهیم همت، و فاطمه چهل امیرانی، همسر شهید حمید باکری، همچنین یادآور شدند: ما تاریخ صدر اسلام را هنوز به یاد داریم که: مولایمان حضرت علی (ع) برای حفظ دین خدا و رسولش سکوت می کند و امام حسن (ع) با توجه به شرایط جامعه مجبور به قبول صلح می شود. اما وقتی باطل با پررویی لباس حق می پوشد، حرف آخر را امام حسین (ع) با خونش می زند.

این دو همسر شهید، در این نامه همچنین با بیان اینکه "نمی دانیم چه زمانی می توانیم جواب سلام مان را دریافت کنیم" خاطرنشان کردند: "هدف از نگارش این نامه، ماندن در حافظه تاریخی است که ما شما و همسر گرامیتان خانم رهنورد و جناب آقای کروبی و همه خواهران و برادرانی که در دست تنگ نظران گرفتارند، فراموش نکرده و نخواهیم کرد. و ما قدردان زحمات شما و دیگر دوستان در بند هستیم. "

متن کامل این نامه را در ادامه بخوانید:

 

بسم الله الرحمن الرحیم

«عِبادُ الرَّحْمنِ الَّذِینَ یَمْشُونَ عَلَى الْأَرْضِ هَوْناً وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً»سوره فرقان۶۳

و بندگان خدای رحمان کسانی اند که روی زمین به فروتنی راه میروند و چون جاهلان به ناروا خطابشان کنند سلام گویند و در گذرند.


برادر بزرگوار جناب آقای مهندس میرحسین موسوی

سلام علیکم بما صبرتم

نمی دانیم چه زمانی می توانیم جواب سلام مان را دریافت کنیم. ولی هدف از نگارش این نامه، ماندن در حافظه تاریخی است که ما شما و همسر گرامیتان خانم رهنورد و جناب آقای کروبی و همه خواهران و برادرانی که در دست تنگ نظران گرفتارند، فراموش نکرده و نخواهیم کرد. و ما قدردان زحمات شما و دیگر دوستان در بند هستیم. دوستانی که قریب به اکثریت با نیت اصلاح امور ورفع مشکلات، نواقص موجود در اداره کشور را متذکر شدند. ولی افسوس که برنده ظاهری این میدان اقتدارگرایان و متملقین بودند. و شما را در بند کردند!


برادر گرامی

خوش به حال شما، که همواره با انتخاب به موقع در برهه های تاریخی در کنار مردم قرار گرفته اید و از آنها حمایت کرده اید. حضور و مدیریت شما در جنگ تحمیلی را فراموش نخواهیم کرد. مردم ایران قحطی دامنگیر پس از جنگ دوم جهانی را به یاد داشتند که شما با ایستادگی در برابر افرادی که اقتصاد آزاد و بازار آزاد را طلب می کردند، توانستید ارزاق عمومی را در اختیار مردم قرار دهید. و مانع فرصت طلبان و سود جویان شدید. حمایت مردم از امام و رزمندگان و دولت و پشتیبانی شما از نیروهای مسلح، باعث شد دشمن متجاوزبه اهداف خود نرسد. به یاد دارم که شهید مهدی باکری نقل قولی از یک فرد محلی را گفته بودند که "وقتی عراقیها از مرز وارد شدند سوال کردم کجا می روید فرمانده عراقی جواب داده بود ناهار اندیمشک شام خرم آباد" و ما به شوخی می گفتیم ناهار فردا تهران!


و خنده دار آنجاست که برخی مدیریت وضع فعلی کشور (با درآمدهای نفتی و غیره ) را با مدیریت زمان شما مقایسه می کنند!


برادر ارجمند

بعد از اتمام جنگ تحمیلی و رحلت حضرت امام بسیاری از فرصت طلبان در پی فرصت های از دست رفته شان و یا غنیمت جنگی دنبال طراحی و برنامه ریزی برای بدست آوردن قدرت بودند و در آن فضا شما مجبور به سکوت شدید و نظاره گر کسانی که در زمان امام فرصت پیدا نکرده بودند، قدرت را در دست بگیرند و سازهایشان را کوک کنند که صدایش سال ۸۴ در آمد.

شعار دادن های پوشالی آغاز شد. گفتند که نرخ بهره یک رقمی می شود نفت بر سر سفره ها می آید و… و جماعتی از مردم به امید زندگی بهتر باز شعار ها را باور کردند. و کسانی که در زمان جنگ در خارج از کشور به تحصیل و زندگی مشغول بودند و یا در گوشه کنارهای جنگ در محل امن منتظر موقعیت بودند، به مدیریت کشور منسوب شدند. و قیافه ما در این سالها دیدنی بود، ما که بعد از یک عمر شعار دادن به انتظار شعور نشسته بودیم، ما که غیر از خون عزیزترین کسانمان، اشک خود و فرزندانمان را به پای آرمانهای جمهوری اسلامی، نه جمهوری خالی که می شود در هر کجایی تشکیل شود، ریختیم تا اسلامی که موجودیتش برای احیاء اخلاق و رشد و تعالی روح انسانها ست، حافظ استقلال و امنیت و آزادی مردم ایران باشد. اما شاهد بودیم که دیگر در جمهوری اسلامی هدف وسیله را توجیه می کند. و می توان دروغ گفت، از رمالی و اسطرلاب برای اداره کشور بهره برد. انسانها خریدنی شدند و کرامت انسانی متاعی شد دست نیافتنی. در این مدت برای اثبات حقانیت خود نه تنها آینده را درست نکردند بلکه گذشته ای که هنوز بخشی از آن برای ما غرورآفرین بود را از ما گرفتند. همه عملکرد دولت های قبلی اشتباه خوانده شد. از دید آقایان شهداء منحرف و مسئولین دزد بودند. با دروغ هایی که شبانه روز می شنیدیم، به شعور ما توهین می شد. تشویش اذهان عمومی مصداق بارز اعمال و گفتار آقایان در آن سالها بود. دزد ها را نگرفتند و این طور که بویش می آمد همه دزد بودند و فقط بعضی امکاناتش را نداشتند. اما ما مثل شما اتفاقات امروز را فریاد کردیم ولی حتی دوستان هم نشنیدند و شاید مصلحت نبود که بشنوند!!


با اعلام آمادگی شما برای شرکت در انتخابات، چون شما را فردی با تجربه و معتقد به اصول اخلاقی و مقید به استفاده از ابزار عقل و اهل مشورت می شناختیم، می دانستیم که شما می توانید جامعه ایی که با دروغ ها گروه گروه شده بود را متحد سازید. و صادقانه وارد میدان شدید و مردمی که به شما اعتماد کرده بودند را تنها نگذاشتید. شهادت خواهرزاده عزیزتان و حصر شما و خانم رهنورد مصداقی از سختی و رنج آسیب دیدگان پس از انتخابات بود.


و اما حال این روزهای ما همانند آن مادری است که در دادگاه وقتی فرزندش مدعی دیگر پیدا می کند به خاطر سلامت او ظاهرا از ادعایش دست بر می دارد، ولی امید دارد که قاضی عادلی پیدا شود …. در ضمن ما تاریخ صدر اسلام را هنوز به یاد داریم که: مولایمان حضرت علی (ع) برای حفظ دین خدا و رسولش سکوت می کند و امام حسن (ع) با توجه به شرایط جامعه مجبور به قبول صلح می شود. اما وقتی باطل با پررویی لباس حق می پوشد، حرف آخر را امام حسین (ع) با خونش می زند.


اما برادر گرانقدر! شما چه با سکوت بیست ساله و چه حصر، همیشه پیامتان را می رسانید. و دوستانتان پیام شما را دریافت می کنند.

در پناه خدا باشید.


ژیلا بدیهیان (همسر شهیدحاج ابراهیم همت)

فاطمه چهل امیرانی (همسر شهید حمید باکری)

۱۳/۹/۹۰


--
دیکتاتورها باید از عاقبت قذافی عبرت بگیرنداعتراض به خشک شدن دریاچه ارومیه، رودخانه زاینده رود و ترک برداشتن سقف سی و سه پل اصفهان ارزش حمایت کامل را دارند

آیا برای آزادی موسوی و کروبی درخواست خودتان را ثبت کرده اید؟ اینجا
 سبز مي مانيم، تا هميشه