پنج شنبه 19 شهریور 1388 برابربا 10 سپتامبر 2009
سلام
من چون درراه برگشتن از نیویورک به واشنگتن هستم و ترسیدم که دیر شود و نتوانم فیلم فردا را بفرستم، لذا در یکی از استراحت گاه های بین راه ایستاده ام وبا لپ تاپ حداکثر 5 دقیقه فیلم را ضبط می کنم و از امکان اینترنت در همین استراحت گاه هم استفاده می کنم و فیلم را خدمتتان می فرستم. لذا اگر کیفیت بد است و یا مدت کوتاه است، به بزرگی خودتان ببخشید. مهم این است که بتوانم هر روز در خدمتتان باشم و این چهار کلمه گفتگو را با یکدیگر بکنیم.
اول سوالی که کسی کرده بود پس ازصحبت من در صدای آمریکا که پرونده سپاه پاسداران دال بر ارتباطش با القاعده و دخالتش در واقعه یازده سپتامبر را مطرح کرده بودم، مبنی بر این که شما که یکی از بنیان گزاران سپاه بوده ای آیا متاسف نیستی از تشکیل سپاهی که امروزه چنین اعمالی می کند؟ باید بگویم که قطعا متاسفم. وقتی بی مسئولیتی و خود سری سپاه را می بینم که با سرنوشت یک کشور و یک ملت این طو ربازی می کند بسیار متاثرمی شوم. بسیارحال بدی دارم، حال پدری که روزی فرزندی را به دنیا آورده و آرزو داشته که این بچه درس بخواند و به حال مردم مفید باشد و به جامعه خدمت کند. اما می بیند که این بچه یک لات بی سر و پا و دزد و چاقو کش و آدم کش و متجاوزشده، بلکه بدتر از آن یک هیولا شده است. هیولایی که همه از آن درعذابند. نه فقط عموم ملت که حتی فعالین صادق و خانواده های شهدای سپاه هم ناراحت و افسرده هستند. حتی ملت های دیگروکشورهای دیگرهم درعذابند. لذا دوچندان احساس وظیفه می کنم که در کنارشما با این اژدهای هفتاد سر مبارزه کنم تا انشاءالله آن را از راس قدرت پایین بکشیم و بتوانیم نظامی بر سرکار بیاوریم که به قول آقای دکترسروش هم جامعه اخلاقی بنا کنیم وهم حکومتی فرا دینی داشته باشیم و بتوانیم از شر این وضع موجود خلاص شویم.
مطلب آخری این است که دستورالعمل خوبی برای استفاده از ظرفیت های کامپیوتری خارج از کشور فراهم شده است که انشاءالله در برنامه فردا خدمتتان عرض خواهم کرد.
همین جا این برنامه کنار جاده ای را ختم کنم.
به امید پیروزی ایران وایرانی
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر