۱۳۸۸ شهریور ۲۲, یکشنبه

لحظه تعیین سرنوشت:در صورت دستگيري موسوی و كروبي، چه باید كرد؟

 

لحظه تعیین سرنوشت:در صورت دستگيري موسوی و كروبي، چه باید كرد؟

 

لحظه تعیین سرنوشت فرا میرسد ؟!!!!

وقتیکه موسوی ورادستگیرکنند چه باید بکنیم؟؟

در شرایط کنونی این یک سوال اساسی وحیاتی است که تاکنون بغیر از خود میرحسین موسوی بنمایندگی ازسوی اصلاح طلبان پاسخی بدان نداده است :

در صورت گروگانگیری-بخوان دستگیری-وعده ی ما انقلاب ..تا آزادی

این کلام رمزگونه بوضوح، خط مشی مقابله را برای هواداران آن روشن میسازد که همانا انقلاب کردن به هدف رسیدن به آزادی وبشرط  دستگیری هریک ازسران اصلاحات ست .لیکن وضعیتی که وی ویارانش در آن قرار دارند بگونه ایست که نمیتوان ونباید توقعی بیش از این موضعگیری را از آنها داشت .

 

مشکل اصلی جنبش اینجاست که چگونه وبا کدام تاکتیک ها باید انقلاب - بخوان قیام-  کرد؟بگذارید که من قبل از توضیح وتوجیه موقعیتها وضرورتها ودلایل انتخاب این یا آن تاکتیک،اینبار خارج از قاعده ی مرسوم پاسخ را در ابتدا بگویم :

 

جنبش سبز راهی جزآماده شدن سریع وبدون فوت وقت برای یک قیام مردمی مسلحانه ی شهری ندارد .

 

از زمانیکه حاکمیت کودتایی،کلیه ی راههای گذار مسالمت آمیز را بروی مردم صلح طلب بست وباسرکوب های ددمنشانه وخونین بدان ها پاسخ داد ،خود وملت را برسر دوراهی انتخاب تعیین سرنوشت حیاتی ومماتی کشانید.راه ناگزیری که جز با دستگیری سران اصلاحات وحتی قتل آنها وتشدیدسرکوب سیستماتیک مردم متصور نیست.

 

تحت این شرایط فوق العاده حساس است که دیگر سخن گفتن وپای فشردن وتمکین کورکورانه به ادامه ی" مبارزه بدون خشونت "آنهم به شیوه ی هندی غیر تهاجمی اش ،نه تنها دیگر ضروری و میسر نیست که اصرار به ادامه ی ساده لوحانه اش، چیزی جز همراستایی سیاسی با خواست واهداف رژیم برای خاموش کردن اعتراضات وخواستهای مردمی بدنبال ندارد

رژیم کودتاییمافیایی اکنون در آخرین مرحله ازانتخاب واجرای سیاست دوئل بین مرگ وزندگی قراردارد.سیاست بازگشت به گذشته ویا سازش بدون برهم خوردن توازن قوا ی سیاسی ونظامی در عرصه کشاکش جنبش وضد جنبش برایش غیرمحتمل مینمایاند..هر انتخابی غیر ازاین برای کودتاچیان، برابر ضربه ی مهلک به موجودیتشان خواهدبود، الّاباتمسک به دستگیری برق آسای سران اصلاحات وحتی بقیمت حذف خونین آنها و امیدبستن به مهار کردن روانی وایجاد ترس در جنبش مردم.

 

باحتمال قوی وقریب به یقین ، خامنه ای درادامه ی اظهار اخیرش مبنی بر"رزمایش خوب"نامیدن فعل وانفعالات کودتایی،در این نماز جمعه چه بفریب وچه به صورت اخطار نهایی وبرای خلاصی از این منجلاب موجود ،حکم دستگیری سران اصلاحات وسرکوب گسترده جنبش مردمی راتوجیه و رسماصادر خواهد نمود.

 

از نقطه نظر بخش مهمی ازآگاهان و دلبستگان به جنبش ،تحت فضای اجرای آخرین فاز از کودتا وبدنبال آن تداوم وتحمیل افسار گسیخته ی خشونت بمردم صلح طلب ،دیگر موضوعیت و"قداست"مبارزه ی بدون خشونت" عملاوبالضروره از دستورکشاکش سیاسی برای تعیین سرنوشت نهایی خارج گردیده است.

 

تنها ابلهان وساده لوحان بادیدن اثر پنجه وسایه ی شیر درنده میگویند که انشاالله گربه است!!!.و امادر این مواقع شکارچیان ماهر ازپیش اسلحه ی آماده ی خودرا از ضامن خارج کرده وکاملا آماده میشوند .

 

در این وضعیت ، رژیم کودتایی ونیروهای سرکوبگرش تنها وتنها دشمنان مردم نیستند که کلیه ی مدافعان گاندیستی و تنزه طلبان سیاسی وبلند گوهای آنها که هنوز اصرار به ادامه ی شیوه های مسالمت آمیز دارند، کاملا در راستا ودر خدمت اهداف رژیم عمل خواهند کرد .وکودتاچیان بسیار خرسندهستند و خواهند بود از آنکه در واکنش به این دستگیری وسرکوبها، این چنین ذخیره و ترمزتاکتیکی در میان صفوف مبارزاتی جنبش مردمی دارند که مرتب مردم" قهرمان"ایران را فقط به آرامش "مدنی"و تحصن واعتراضات "شکوهمندانه " ی الی الابدی فرا می خوانند .

پیشاهنگان جنبش سبزبخوبی آگاهند که بهنگام وبعداز اجرای برق آسای آخرین فاز تکمیلی کودتا (یعنی دستگیری موسوی /کروبی /خاتمی وحتی رفسنجانی) دیگرزمان و فرصتی برای مباحثه ومشاوره وچاره اندیشی در اختیارشان نخواهد بود و واکنشهای احساسی وپراکنده وبدون برنامه، براحتی بدام سرکوب درغلتیده ودچار تنگی نفس وسکته خواهدشد. مگرآنکه جنبش از پیش خودرا مهیای مقابله و رزمی قدرتمندانه کرده باشد وپادزهر قوی خود راازقبل آماده نموده باشد .

 

در این لحظات تنگ تاریخی ،سرنوشت" جنبش سبز"بمثابه ی خیزش و برآمدی عمده وموجود ازجنبش آزادی ودمکراسی خواهی ملت ایران ، باهر تحلیلی (نفیا واثباتاخواسته یا ناخواسته) با سرنوشت یکایک سران اصلی اصلاحات پیوندی حیاتی دارد .بگونه ای که هرگونه ضربه به آنان درحکم ضربه به جنبش میباشد. که باید با تمام قوا آنرا دفع و قطع نمود .

فقدان رهبری متمرکز برجنبش سبز اگر چه آثار منفی خود راتا کنون داشته است لیکن درشرایط سرنوشت ساز فعلی، ادامه کاررهبری مقاومت و قیام شهری بناگزیر میباید از همان طریقی صورت پذیرد که تاکنون امورانتقال ا خبا ر وهدایت اعتراضات وتظاهرات را بعهده داشت.

پیشآهنگان وهواداران جنبش، ابتدائا باید از طریق تشکیل هسته های مقاومت مسلح در محله هاودرهرمکان زندگی و کاری و اداری ونظامی بهر شکل ممکن از تسلیح خود را سازمان بدهند وحتی برحسب نیاز و توان های رزمی خود،بتوانند تاکتیکهای چریک شهری را در مقابل نیروهای مسلح کودتا چیان ،بویژه در حمله وتصرف مراکزحساس نظامی وخبری ارتقاء داده ،در پیش بگیرند .

 

نکته ی مهم دیگر در این رابطه، دستیابی وبکارگیری مبارزه ها ی تلفیقی با سایر تاکتیک های نبرداست که بعنوان نمونه بتواند به عملیات چریکی حرفه ای سرویس های مورد نیاز را ارائه دهد.

 

پیشروان وهواداران جنبش در کل پروسه ی مقاومت مسلحانه میبایست روی ظرفیت جلب وپذیرش وفراخوانی ارتش ونیروهای انتظامی و پاسداران وبسیجی ها و حتی اطلاعاتی های بریده از رژیم بعنوان یک ذخیره ی استراتژیک ومهم بنگرند، وهمواره روی باز بودن آغوش ملت برای بازگشت آنهاتاکید نمایند بویژه آنکه در لحظات ومقاطع تعیین کننده ی قیام ،این بخش از نیروهای مسلح قادر به فتح نقاط حساس حکومتی اند ..واین یک سیاستی حیاتی وواقعیست ومطلقا یک خدعه ی سیاسی نیست که ضرورت پیشبرد آن دقیقا درمقابل سیاست فریب کارانه ی تربیتی والقایی رژیم قراردارد که طی سالها اینگونه به آنها وانمود کرده است که گوئیا تمام پلها برای بازگشت بسوی مردم خراب شده است وتنهاراه بقاحضور درکنار رژیم وسرکوب مردم است و بس.

 

جنبش مردمی در حالی دست به تدارک وآمادگی وتجهیز سریع برای مقاومت وقیام مسلحانه ی شهری در مقابل رژیم کودتایی میزند که نه تنها ازمشروعیت ومقبولیت داخلی وبین المللی برخودارست که از سویی دیگروبالمآل میتوانداز آن بعنوان کنشی پیشگیرانه واز موضع قدرتمندانه سود بجوید و حاکمیت کودتایی را به هراسی افزونتر ازبدتر شدن اوضاع سوق داده وامکان وادارشدن به عقب نشینی های بزرگتری افزایش دهد وبدین وسیله وبا بهم خوردن توازن قوا ،مسیرپیشبردوادامه ی مبارزه "بدون خشونت "رانیز ضمانت کند .

 

بهمین خاطر تدارک مخفی وآمادگی عملی رزم های شهری قطعا باید بگونه ای هماهنگ بابمباران تبلیغی-آموزشی سایبری وهمچنین درفضای واقعی ودر افواه عامه پوشش خبری گسترده وسراسری بخود بگیرد .

 

از نقطه نظر منافع" جنبش سبز"در پیشبرد عملی تاکتیک رزم شهری وآمادگی برای قیام مسلحانه ی سراسری،دوچشم انداز ودوحالت بیشتر متصور نیست:

 

پیشآهنگان وپیشروان مبارزه دراین لحظات سرنوشت ساز بخوبی آگاهند که بی تردیددرنفی این تاکتیک پیشنهادی ، با نقدهای بی پشتوانه وبدون ارائه ی بدیل وتاکتیک جایگزین برتر مواجه خواهند شدکه جنبش را به صبر وآرامش وانفعال وسیاست انشاالله گربه است!!!دعوت میکنند - چنانکه پیش ازاین کردند-  و این دقیقا درحالیست که میر حسین موسوی بازیرکی و درایت به احتمال وقوف این حالت و پیش از آنان با اعلام رمز از انقلاب تا آزادی..پنبه ی این منزه طلبان کاتولیکیسیت و گاندیست های وطنی را زده بود.

 

ما به تجربه فرا گرفته ایم که نقد وانتقاد برهر مقوله ای هنگامی ارزش علمی داشته وپذیرفتنی است که بدیل اثباتی وجایگزین بهتری را ارائه دهد .

 

هیچ استراتژ و تاکتسین آگاه و عاقلی،در انتخاب وپیشبرد این یا آن مشی و تاکتیک هرگزتن به نگرشهای دگم و تابویی و وحی منزلی نمی دهد و چشم وکت بسته خود را اسیر مطلق"مبارزه بدون خشونت "و یا "مبارزه ی غیر مسالمت آمیز" نمیگرداند .تنها درک و شناخت آگاهانه از موقعیت ها و محاسبه ی علمی از چگونگی موازنه ی قدرتها تعیین خواهد کرد که چه سیاستی با کمترین هزینه، متناسب با اهداف وخواستهای جنبش مطابقت دارد.

 

الف- یا کودتا چیان و در راس آن خامنه ای، در هراس از یک کنش ویا واکنش مسلحانه ی سراسری ،تن به یک عقب نشینی عمده حذف احمدی نژاد وباندش میدهند و روندآرام و گذار مدنی سیاسی را گردن مینهد .که در آنصورت هدف نخست و عمده ی"جنبش سبز"محقق گردیده است وهمچنان مبارزه ی مدنی مسالمت آمیز برای تحقق اهداف دمکراسی خواهانه ی ملت ایران پیگیری و ادامه خواهد یافت .

 

ب-و یا در آخرین انتخاب حماقت آمیز، کودتاچیان بدون ملاحظه و محاسبه ی واکنش قیام مسلحانه ی مردم خودپای بمیدان سقوط خواهند گذاشت .

 

نوزدهم شهریور/1388 حسین خضرا

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر