ندای سبز آزادی: حاتمیکیا معتقد است که وارد آتش نشدن در مرام او نیست و از زمان ساخت «از کرخه تا راین» تا همین امروز به خاطر همین روحیه مدام تحت فشار بوده است.
به گزارش عصر آفتاب، فرازهایی از صحبتهای حاتمیکیا به شرح است:
- چه دوست چه دشمن چه خیرخواهم همه توجه دارند که چه میسازم. و به شدت زیر ذره بینم.
- همیشه ورود به حوزههایی داشتم که در آن تنش وجود داشت.
- این جمله که حاتمیکیا از دور خارج شده است، همیشه با من از کرخه تا راین بوده.
- سایتی نفاق من را مشخص کرده و نوشته حاتمیکیا از اول نفوذی بوده و این نمونهای از برخوردها بامن بود که همیشه تکرار شده.
- شرایطی که در یکی دو سال اخیر در جامعه بود مگر میشود پنهانش کرد؟
خوب من دارم به زبان خودم توضیح میدم. زبان من که زبان رسمی نیست.
- هنوز هم با سابقه فیلمسازی که دارم اگر بخواهد فیلمی بسازم که پلیس داشته باشد باید قاچاقی عمل کنم.
- سر فیلم کرخه تا راین از طرف جانبازها پانصد صفحه نامه گذاشتند جلوی آقای خامنهای که این فیلم آبروی ما رو برده.
- یتیم حوزه فرهنگی هستیم، کسی را نداریم.
- متعلق به هیچ رنگ و حزبی نیستم، نه الان و نه در گذشته، نه اون موقع کولی دادم به چپ و راست و بقیه و نه الان به کسی کولی میدم.
- وقتی به رنگ ارغوان رو میساختم تمام گروه دور من فکر میکردند من مامور وزارت اطلاعاتم!
- همه چیز رو از درون نظام بروز میدم، و البته از درون گفتن همیشه نکتههای خودش رو داره. و مخاطبین هم این رو فهمیدند که دارم در درون نظام حرف میزنم.
اوپوزوسیون نبودم، پوزیسیون هم به معنی رایج نبودم، حرفم رو میزنم و فکر میکنم مردم هم این رابطه رو فهمیدند.
- درباره حوادث بحرین غصه دارم، در این مورد اتحاد شومی علیه بحرین انجام شده.
- وقتی جوانها رو مقابل هم میبینم، گریهام میگیرد. ای کاش تحمل جوری بود که میتوانستیم وارد این بحثها بشیم.
- در حوزه فرهنگی افراد فرهنگی باید تعیین کننده باشند. و در حوزه امنیتی و نظامی افراد متخصص، جاهای هممون باید تعیین بشه.
- نمیبخشم خودم رو اگر فیلمی بسازم که ناامید کننده باشه.
خیلی بیانصافی و بیاخلاقی یک فیلمسازه که خفقان ایجاد بکنه و این خفقان خیلی بدتر از خفقان سیاسی در کشوره که بخواد القا کنه که هیچ امیدی به هیچکس نیست، چه به فرزندمون و چه بزرگمون، همه چیز را دروغ میگیم. و بعد نتیجه بگیریم که بلند شیم بریم اونور آب!
- فیلم گزارش یک جشن رو جریان رادیکال سیاسی با همون شدتی میکوبه که اپوزوسیون داره انجام میده.
و عجب که این دو چرا یکی شدند در لحنشون؟! و بزنند و اصلا من از هردوی این زدنها دلم نمیگیره، من غصم کشورمه که این کشور مال ماست، این نظام باید تحلیل و اصلاح بشه، و اصلاحات میخوایم، همه هم میدونیم که باید این اتفاق بیافته ولی با زبانهای مختلف بیان میکنیم.
- تلاشم بر اینه که یه گوشهای از این کشور رو بتونم مشکلاتش رو باز کنم. و زمینهای فراهم کنم که نگاه به اون مشکل بشه.
- چه کنم که فضا فضایی شده که حرف زدن از چمران بوی نامیده؟! و چقدر سخت میشه فیلمسازی از جبهه.
والا این هویتمون هنوز از اونجا سرچشمه میگیره. و انرژی گرفتیم و کار کردیم اما نه برای اینکه نوندونی بشه برای عدهای!
--
یاد شهیدان جنبش سبز در سال نو گرامی باد
سبز مي مانيم، تا هميشه
دیگر چه باک از باران، ما با دریا همبستریم
روز خشم مردم ایران نزدیک است!
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر