۱۳۸۸ مرداد ۱۸, یکشنبه

روزی که برای جنبش سبز ایران ماندگار شد

روزی که برای جنبش سبز ایران ماندگار شد

 

2:44 صبح یک‌شنبه، 18 مرداد 1388

گزارش اختصاصی «موج سبز آزادی» از تجمع روز جهانی عمل در نیویورک

 

چند روز پس از اعتصاب غذای گروهی از ایرانیان در مقابل سازمان ملل، ایرانیان در دهها شهر بزرگ جهان راهپیمایی کردند تا حمایت خود را از اعتراضات مردم ایران به کودتای انتخاباتی اعلام کنند. گزارش اجتماع ایرانیان نیویورک در این روز، یعنی شنبه 25 جولای برابر با سوم مرداد، هرچند با دو هفته تاخیر منتشر می‌شود، اما هنوز خواندنی است.

ایرانیان ساکن نیویورک و میهمانانی که از ديگر شهرهای ایالت امریکا و کانادا آمده بودند، در روز جهانی عمل در بیست و پنجم جولای همزمان با صد شهر دیگر راهپیمایی کردند تا حمایت خود را از ایرانیان داخل ایران اعلام کنند. در این مراسم، چهره‌های شاخصی چون اکبر گنجی، نیره توحیدی، حمید دباشی، شهرنوش پارسی‌پور، مصطفی رخ‌صفت، مجید محمدی، منصور فرهنگ، حسین کمالی، مهدی سحرخیز، روزبه میرابراهیمی، کن راس و دیگران حضور داشتند.

 

در ابتدای مراسم، سارا یکی از دست اندرکاران برگزاری این برنامه، علت شرکت در این مراسم را برافراشتن پرچم و خواندن بیانیه‌هایی در اعلام همبستگی با ایرانیان و اعلام حمایت از جنبش سبز دانست و مختصری درباره وقایع پس از انتخابات در ایران سخن گفت. همچنین او با اشاره به نام صد شهر دنیا که همه با هم در این روز و در کنار بسیاری از روشنفکران، دانشگاهیان، فعالان حقوق بشر و چهره‌های برجسته هنری و فرهنگی ایرانی حضور یافته بودند، بر نقش و تاثیر همبستگی ایرانیان اشاره کرد.

 

ایرانیان و غیر ایرانیان حامی حقوق بشر در نیویورک، مسیر خیابان چهل و یکم تا برادوی و بعد تا خیابان سی و هشت شرقی را تا مقابل ساختمان نمایندگی آفریقای جنوبی در سازمان ملل طی کردند. آنها همچنین در مقابل ساختمان نمایندگی ایران مدتی ایستادند و شعارهایی در حمایت از ایرانیان سر دادند و در نهایت در مقابل ساختمان اصلی سازمان ملل متحد همه گرد هم آمدند.

 

این روزها بسیاری از مرزبندی های مرسوم در هم شکسته است. پیر و جوان، متشرع و غیر متشرع، آوازخوان و نقاش و هنرمند و روشنفکر و دانشگاهی و روزنامه‌نگار، مردم عادی و کسبه بازار در کنار هم جمع می‌شوند. آنها در کنار تفاوت‌های عقیدتی، جنسی، طبقاتی و مذهبی و بر خلاف تفاوت در نظر و حتی شکل پوشش و آرمان‌هایشان در یک چیز با هم وجه اشتراک دارند و آن اینکه خواسته همه آنان این است که بتوانند به عنوان شهروندان جامعه ایرانی و زیر چتر حمایتی قانون در کنار هم و در جامعه ایرانی زندگی کنند. شاید همین دلیل مشترک که ایرانیان را در گوشه گوشه جهان، در تهران و اصفهان و پاریس و نیویورک دست در دست هم گرد هم آورده، بهانه‌ای باشد تا آنها بیش از همه با زندانیان و جان‌باختگان وقایع پس از انتخابات همذات‌پنداری کنند. در کنار این ایرانیان، غیر ایرانیانی هم گاه هستند، غیر ایرانیانی که درد رانده شدن و غیر بودن و درد رنج بودن را می‌دانند و یا آنها که همواره برای ساختن جهانی با امکانات عادلانه و برابر برای همه تلاش کرده‌اند. این فعالان این روزها هم در جماعت‌ها و نشست‌های ایرانیان حاضر می‌شوند و یار دبستانی می‌خوانند و شعارهای فارسی‌زبانان برای آزادی، برابری و عدالت را به خاطر می‌سپرند.

 

اولین سخنران مراسم روز بیست و پنجم جولای، طلا دولت‌شاهی، سخنگوی گزارشگران بدون مرز بود. او صحبتش را بر آزادی بیان و مطبوعات متمرکز کرد و گفت که امروز روزنامه‌نگاران ایرانی بسیاری بدون شکستن قانون و دست زدن به هر گونه عمل خشونت‌آمیزی، امروز پشت میله‌های زندان هستند. او همچنین به رتبه اول ایران در میان کشورهای جهان در سرکوب آزادی بیان و عقیده اشاره کرد و گفت همه ما اعم از ایرانی و غیر ایرانی امروز گرد هم آمده‌ایم تا از دولت ایران بخواهیم همه زندانیان سیاسی را بدون قید و شرط آزاد کند و همه ما که در اینجا گرد هم آمده‌ایم، برای آزادی آنها خواهیم جنگید. او اشاره کرد که در هر زمان که ما با سرکوب و فشارهایی از جانب دولت مواجه می‌شویم، می‌دانیم که دولت ترسیده است که دست به چنین اعمالی می‌زند. او همچنین به نقش رسانه‌ها در این جنبش اشاره کرد و گفت این یک انقلاب ارتباطی است.

 

سخنران دیگر این مراسم پروفسور حمید دباشی، صاحب کرسی در رشته‌ی مطالعات ایران و ادبیات تطبیقی دانشگاه کلمبیای نیویورک بود که حرف‌هایش با شوری انقلابی و تشویق‌های ممتد حاضران همراه بود. او به این موضوع اشاره کرد که ما اینجا هستیم تا به تصمیم‏گیرندگان در کنگره‏ی ایالات متحده بگوییم که از تدبیر رئیس‏جمهور اوباما یاد بگیرند و سعی نکنند از شرایطی که ممکن است به نظرشان آب گل‏آلود برسد، ماهی بگیرند. ریشه‏ها و جنبش خودجوش حقوق بشر در ایران آب گل‏آلود نیست. بلکه بسیار شفاف، سالم و زیباست. این جنبش هیچ احتیاجی به حمایت کنگره‏ی آمریکا ندارد، لطفا فقط به آن آسیب نرسانید. او به یک نقل‌قول حکیمانه از مارتین لوترکینگ یا تئودور پارکر مبارز طرفدار لغو برده‏داری در قرن نوزدهم اشاره کرد که «منحنی اخلاق جهانی اگر چه طولانی است، اما به سمت عدالت می‏رود.»

 

او همچنین اشاره کرد که مردم ایران نه به تغییر رژیم مهندسی‌شده توسط آمریکایی‏ها، نه به پروژه‏‏های دموکراسی اتاق‏‏‏های فکر آنها، نه به تحریم‏های اقتصادی، نه به محاصره‏های زمینی یا دریایی و صد در صد نه به حمله‏ی نظامی آمریکایی‌ها برای پیشبرد اهداف دموکراسی طلبانه‌شان نيازي ندارند. او اعضای کنگره را فراخواند و گفت لطفا همانجا آرام روی صندلی‏ها بنشینید و کاری نکنید و اجازه دهید روحیه‏ی شکست‏ناپذیر ملت ایران تلاش‏های مشابه خودتان را برای رسیدن به عدالت، آزادی، احترام به حقوق بشر، حاکمیت قانون، احترام به کرامت انسان، حقوق بشر، حقوق شهروندی و حقوق زنان را به شما یادآوری کند. لطفا فقط تماشا کنید و اگر مایل بودید، چند کلمه‏ی فارسی هم یاد بگیرید. او همچنین گفت به دقت به ما نگاه کنید: چرا که ما هم از تاریخ شما الهام گرفته‏ایم و در حال نوشتن منشور حقوق مدنی‌مان هستیم.

 

مردم سپس با سر دادن شعارهایی به راهپیمایی‌‌شان ادامه دادند. یکی از برگزارکنندگان مراسم در ادامه از صاحبان حرف مختلف خواست تا هر یک به سهم خود در این جنبش مردمی دخیل باشند. او آهنگسازان را دعوت کرد تا آهنگ بسازند، شاعران شعر بگویند، از معلمان و استادان دانشگاه خواست تا درباره مسائل بعد از انتخابات با دانشجویانشان به حرف و بحث بنشینند و و از آوازخوانان دعوت کرد تا برای این جنبش بخوانند و همراه مردم شوند.

 

نیره توحیدی، رئیس بخش مطالعات زنان دانشگاه ایالتی کالیفرنیا، هم به این موضوع اشاره کرد که ما در اینجا گرد آمده‌ایم تا آمریکاییان و مردم جهان بدانند که ایرانیان برای دموکراسی آماده‌اند و محق داشتن یک وضعیت دموکراتیک هستند. او اشاره کرد که مردم به خیابان‌ها آمدند تا فقط بپرسند رای من کجاست و ببینید که چه بر سر آنها آمد. چطور آنها را سرکوب کردند و کشتند و به زندان انداختند. او ندا آقاسلطان را سمبل جوانان و زنان ایرانی دانست و همین‌طور سمبلی برای این جنبش مردمی که تنها در پی احقاق حقوق مدنی‌اش است. او همچنین گفت که این جنبش، جنبشی است که بدون توسل به خشونت و با پرهیز از هر نوع نگاه ایدئولوژیک و انقلابی‌گری تنها خواسته‌اش کنار گذاشتن دولتی است که تصویر بسیار خشن و بدی از اسلام را پیش چشم غیر مسلمانان و مردم جهان گذاشته است. او گفت تنها خواسته ما داشتن دولتی دموکراتیک است که تمام ارکانش بر بدنه رای مردمی استوار است و بر رای‌هایی که قابل شمارش باشد. او گفت ما به شورای نگهبان احتیاج نداریم تا به ما بگوید از میان چه کسانی می‌توانیم انتخاب کنیم. تنها خواسته ما انتخاباتی آزاد و منصفانه است. ما رایمان را می‌خواهیم و خواستار آزادی بی‌قید و شرط همه زندانیان سیاسی هستیم. او همچنین افزود که ما از دروغ و سانسور به تنگ آمده‌ایم و رسانه‌های آزاد و تلویزیون مستقل مردمی می‌خواهیم. او در پایان اشاره کرد که ما برای تجربه یک وضعیت دموکراتیک آماده‌ایم و این جنبش، جنبشی است که از دل مردم و به خصوص زنان برخاسته و نه خارج از کشور و تنها خواسته‌اش آزادی و حق است.

 

در حالی که حرف‌ها و سخن سخنرانان با همراهی و شعارهای هزاران ایرانی و غیر ایرانی همراه بود، پلیس نیویورک به آرامی می‌کوشید تا حافظ نظم در میان جمعیت تظاهرکننده باشد. جمعیت آنقدر زیاد بود که پلیس مجبور شد یکی از خطوط ماشین‌رو را هم در اختیار راهپیمایان بگذارد. ماشین‌ها و عابران پیاده گاه می‌ایستادند و از علت این تجمع پرس‌و‌جو می‌کردند و با نشان دادن علامت «وی» پیروزی و دست تکان دادن همراهی می‌کردند.

 

در این جلسه همچنین متن شیرین عبادی، فعال حقوق زنان و برنده جایزه نوبل صلح، در مقابل ساختمان نمایندگی ایران در سازمان ملل خوانده شد و بعد هم همه یکصدا با هم ترانه یار دبستانی را خواندند. کم‌کم ترانه یار دبستانی را همه ایرانیان و نه فقط دانشجویان به خاطر سپرده‌اند و لازم نیست تا دانشجویان به میان جمعیت بروند و با صدای بلند بخوانند تا دیگران همراهی کنند. این ترانه ترانه جنبش سبز است. فرید هم آن روز این ترانه را با سه‌تار زد و زخمه‌هایش بر سه‌تار، زخمی بود بر دل آنها که خیال می‌کردند با به آتش کشیدن خوابگاه دانشجویان و به خون کشیدن آنها در هیجده تیر سال هزار و سیصد و هفتاد و هشت صدای حق‌طلبی‌‌شان را هم خفه کرده‌اند. یار دبستانی مرهمی است بر دل دانشجویان و زخمی بر دل آنها که فرق میان خاموشی و خفگی را نمی‌دانستند.

 

مهدی سحرخیز، فرزند عیسی سحرخیز هم که پدرش این روزها زندانی است، دیگر سخنران این جمع بود. او سخنش را این‌طور آغاز کرد که: من مهدی سحرخیز، فرزند عیسی سحرخیز، روزنامه‌نگار و فعال سیاسی هستم. پدرم به دلیل بیان عقاید خویش در مورد تقلب در انتخابات و پدید آمدن حکومت دیکتاتوری، به شیوه‌ای غیر انسانی که منجر به شکسته شدن دنده‌هایش شد، دزدیده شده و در مکانی نامعلوم در زندان انفرادی به سر می‌برد. او همچنین به پدرش اشاره کرد و گفت او زندگی خویش را وقف مبارزه با سلطنت شاهنشاهی و استوار کردن نظام جمهوری اسلامی کرده، نظامی که قرار بود آزادی و احترام برای حقوق ملت، رای و نظر آنها را به ارمغان بیاورد. مهدی اضافه کرد که پدرم در این راه بی هیچ چشمداشتی جز وعده آبادی ایران و آزادی ایرانی، زندگی و عمر و جوانی خویش را فدا کرد، و در جنگی که صدام بر ملت ایران تحمیل کرد، دوشادوش میلیون‌ها ایرانی شجاع و دلیر جنگید و به دنیا و تاریخ درس آزادگی داد. جنگی که به شهادت و از دست رفتن عموی عزیزم، برادر بزرگوارش، انجامید و افسوس که اکنون دستمزد این همه فداکاری را باید با سپردن زمان در پشت میله‌های انفرادی دریافت کند.

 

در این مراسم به نقل از همسر سعید حجاریان از حال وخیم جسمی او خبر داده شد و همه به احترام او و دیگر زندانیان سیاسی که از آنها نام و نشانی در دست نیست، یک دقیقه سکوت کردند؛ کسانی که عکسی ازشان در دست نیست، کشته یا دستگیر شده‌اند و یا تحت فشار و تدابیر شدید امنیتی هستند و برای همه کسانی که به نحوی در رنجند.

 

منصور فرهنگ، اولین نماینده ایران در سازمان ملل متحد هم گفت: امروز روز شاد و تاریخی است. این روزها ما شاهد تولد یک جنبش جدید سیاسی در ایران هستیم. ما شاهد جنبشی دموکراتیک در سرزمینی هستیم که دولتش حتی بر نوع موسیقی که افراد می‌توانند گوش کنند، محدودیت می‌گذارد. او به وقایع میمون پیش از انتخابات اشاره کرد و گفت دولت ایران پیش از انتخابات کوشید با باز گذاشتن فضا، موقعیتی برای مشروعیت خودش فراهم کند و مردم را آزاد می‌گذاشت تا به خیابان‌ها بیایند و برای کاندیدایشان تبلیغ کنند. او همین‌طور به مناظره‌های تلویزیونی میان کاندیداها اشاره کرد و به تصاویر مثبت رسانه‌های خارجی از ایران قبل از انتخابات اشاره کرد و گفت كه ناگهان بعد از انتخابات همه چیز تغییر کرد. آنها نمایندگان کاندیداها را از پای بسیاری از صندوق‌ها اخراج کردند و به سرعت تصمیم به اعلام نتایج تقلبی گرفتند، اما نقشه آنها با شکست مواجه شد. او گفت شصت سال است که در گردهم‌آیی‌ها و تظاهرات سیاسی بسیاری شرکت کرده‌ام. اولین تجربه‌ام از شرکت در یک تظاهرات سیاسی بر می‌گردد به وقتی که سال اول دبیرستان بودم، ولی این اولین بار است که می‌بینم همه افرادی که در این جنبش فعال هستند، خودشان را وقف و متعهد به مساله حقوق بشر کرده‌اند. او با توجه به سابقه و تجاربش در فعالیت سیاسی اشاره کرد که مردم از این جنبش رویگردان نخواهند شد و همه ما باید در کنار آنها باشیم و خودمان را وقف این جنبش کنیم و آن را از زوایای مختلف مورد ارزیابی قرار دهیم. او در پایان افزود اگر خواستار دموکراسی هستیم، همین امروز باید در مقابل این سرکوب و استبداد بایستیم. او همچنین به تکثر عقاید و ایده‌ها و نسل‌های مختلف سنی در این جنبش اشاره کرد و گفت که سه نسل دل در گروی این جنبش دارند.

 

در این مراسم همین‌طور طومار شیرین عبادی خطاب به بان‌کی‌مون به امضای حضار رسید و از حاضران و دست‌اندرکاران تهیه این برنامه تشکر شد.

  

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر