۱۳۸۸ مهر ۱۴, سه‌شنبه

یادمان اسرای جنبش سبز / به نام خدایی که انسان را آزاد آفرید، به چریک پیر اصلاحات

6:15 صبح سه‌شنبه، 14 مهر 1388

پاسخ شما به فراخوان موج سبز آزادی:

یادمان اسرای جنبش سبز / به نام خدایی که انسان را آزاد آفرید، به چریک پیر اصلاحات

چندان نمی شناختمت. شاید فقط در حد یک نام. به یُمن حماقت آشکار کودتاچیان و خیانت رسانه ی ضد ملی اما شناختمت!


روزی که ترا ناجوانمردانه با وقاحت تمام در ردیف جلوی صندلی های بیدادگاه با آن وضعیت نشاندند، حقارت و بی مایگی شان را نمایان کردند. در چهره ی پدرانه ات نگریستم؛ چه نگاه نجیب و مهربانی! و مظلومیت ات، فریادی بود بر پاکی و شرافت ات. دوست داشتم بیشتر از تو بدانم. نامه ی پسرانت را که بعد از دستگیری ات برایت نوشته بودند خواندم. آنها ترا «چریک پیر» خطاب کردند و جوانمردانه حتی تا پای شهادت پدر عزیزشان ایستادند و از تو خواستند ذره ای از مواضع و عقایدت در برابر زورگویان کوتاه نیایی. کسی که چنین فرزندان رشید و آزاده ای پرورده باشد باید که بزرگمردی باشد. و آن تو بودی، «بهزاد نبوی».

بعدها بیشتر از تو خواندم و دانستم. از خاطرات ات در زندان های رژیم شاهنشاهی و ساواک، و شکنجه هایی که تحمل کردی. از مبارزات سیاسی ات قبل و بعد از انقلاب و رشادت هایی که از خود نشان دادی. از تدیّن و سلامت نفس ات. و از فروتنی و فداکاری ات وقتی که در جریان برخی حوادث طبیعی برای کمک به مردمِ مصیبت دیده، پیشقدم می شدی و ...

براستی که نام «انسان» برازنده ی قامت توست؛ و چه زیبا که ترا «چریک پیر» خوانده اند.

چگونه باور کنم عده ای هم وطن و به ظاهر هم کیش که ادعای مسلمانی شان گوش فلک را کرده، با یاران امام و مبارزان و خدمت گذاران کشور و نظام، این گونه رفتار می کنند؟!

شرم باد بر کوته اندیشانی که چنین مرد شریف و وارسته ای را به زنجیر کشیده اند. و شکر که با حماقت شان ترا به امثال من- که چیز زیادی از تو نمی دانستیم- شناساندند.

ای عزیز بزرگ! سلامت کامل و آزادی قریب الوقوع ات را، یکسره از تخت بیمارستان به آغوش خانواده، از خدای بزرگ خواهانم. همه ی ما چشم براه توایم. پاینده باشی.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر