ما همه اعدامی هستیم!
علی کشتگر
کودتاگران در گذشته بارها نقش بمب گذاری در اماکن عمومی را خود برعهده گرفته اند تا با نسبت دادن آن به مخالفان بهانه برای اعدام و سرکوب پیدا کنند. برسر دفاع از حقوق اساسی شهروندی دربرابر کودتاگران ما همه با هم هستیم" ما همه آزادیمان را می خواهیم، اگر پاسخ آزادیخواهی اعدام است، ما همه اعدامی هستیم.
هیچ گونه خط و مرز سیاسی وعقیدتی و نیزهیچ نوع اعتراف و اقراری که دژخیمان زیر شکنجه و تهدید از قربانیان خود می گیرند نمی تواند کوچک ترین خللی در دفاع از حقوق شهروندی قربانیان شکنجه و سرکوب وارد کند.
آیت الله خامنه ای پس از چهار ماه خونریزی، شکنجه و تجاوزبه جای آن که دربرابر پایداری مسالمت جویانه اما شجاعانه و پیگیرمردمی که آزادی و عدالت طلب می کنند سرتسلیم فرود آورد ، شکست استراتژی سرکوب و خونریزی را بپذیرد، و در مقام رهبر نظام حاکم برای خروج از بحرانی که خشونت راه برون رفت از آن نیست راه نوینی پیدا کند، همچنان بر ادامه خشونت وخونریزی اصرارمی ورزد. او و دولت دست نشانده اش از آنجا که ظرفیت پذیرش راه حل های مسالمت جویانه را از دست داده اند، درادامه سیاست خشونت و ارعاب حالا صدور احکا م اعدام را به دستگاه قضایی سفارش داده اند. حکم اعدام به قصد ایجاد رعب و وتفرقه در جنبش سبز. و این یعنی تشدید خشونت علیه جنبشی که خشونت های وحشیانه چهارماهه گذشته آن را ژرف تر، منسجم تر و هوشیارتر کرده است.
تاکنون حکم اعدام ۴ نفر صادر شده است: محمدرضا علی زمانی، حامد روحی نژاد، آرش رحمان پور، ناصر عبدالحسینی.این زندانیان سیاسی را پس از هفته های متوالی شکنجه، به اعدام محکوم کرده اند. کودتاگران امیدوارند که "اعترافات" این اسرا به گرایش سلطنت طلبانه و یا به عضویت در گروههای معتقد به مشی مسلحانه و یا اقراربه همکاری با سازمان های اطلاعاتی بیگانه که زیر فشارها و شکنجه های جسمی و روحی گرفته شده، موجب شود که رهبران جنبش سبز از ترس انگ خوردن در دفاع از این قربانیان سرکوب پیگیری لازم نشان ندهند.غافل از آن که بلوغ جنبش دموکراسی خواهی کنونی این محدوده ها را پشت سر گذاشته است.
اتفاقا مشکل کودتاگران به هیچ روی جریان های طرفدار براندازی و عوامل بمب گذاری و پیروان مبارزه مسلحانه که نقشی در جنبش سبز آزادیخواهانه ندارند، نیستند. حکومت حضور آنان را جعل و بزرگنمائی می کند تا از آن علیه جنبش عظیم و پویای طرفدارعدم خشونت بهره برداری کند. کودتاگران در گذشته بارها نقش بمب گذاری در اماکن عمومی را خود برعهده گرفته اند تا با نسبت دادن آن به مخالفان بهانه برای اعدام و سرکوب پیدا کنند. لازم است که همه فعالان و رهروان جنبش دموکراسی خواهی کنونی با قاطعیت به کودتاگران نشان دهند که هیچ گونه خط و مرز سیاسی وعقیدتی ونیزهیچ نوع اعتراف و اقراری که دژخیمان زیرشکنجه و تهدید از قربانیان خود می گیرند نمی تواند کوچکترین خللی در دفاع از حقوق شهروندی قربانیان شکنجه و سرکوب وارد کند.
ایرانیان در جنبش هوشیارانه و مسالمت جویانه بزرگ چهارماه گذشته به جهانیان نشان داده اند که دررژیم کودتا زندانیان سیاسی را زیر شکنجه و فشارهای طاقت فرسا وادار به اعتراف به کارهای نکرده ای می کنند که بازجویان می خواهند، که دادگاهها چیزی مگر ابزار ظلم و ستم و اعمال بی عدالتی علیه آزادی خواهان و حق طلبان نیستند.که هرحکمی که از این دادگاهها علیه قربانیان شکنجه و سرکوب صادر شود باطل است و هریک از ایرانیان که در چنگال این ستمگران اسیر شود هر اعترافی هم که از او گرفته باشند همه در دفاع ازاوهمراه و مصمم اند.
اگر می بینیم جنبش دموکراسی خواهی کنونی تا به امروز با وجود همه جنایات و کشتارهای وحشیانه کودتاگران پویایی و رشد خود را حفظ کرده قبل از هرچیز به این دلیل است که در ورای منافع خطی و گروهی برای آرمان ملی آزادیخواهانه یکپارچه به میدان آمده است (" ما همه با هم هستیم"). میلیونها زن و مرد ایرانی که از کودتا تا به امروز با پیگیری و شجاعتی امیدبخش پنجه در پنجه اهریمن دروغ و زورگویی انداخته اند به خوبی می دانند که برای حاکم کردن یک خط و یک فکر – یعنی آنچه هم اکنون هست- مبارزه نمی کنند. بلکه پیدایش جنبش سبزومبارزه و فداکاری های آن برای استقرار شرایطی است که همه تعلق ها و گرایش های سیاسی و عقیدتی در کنار هم از حق حیات و حق رقابت آزادانه برخوردار باشند. وهیچ شهروند ایرانی بخاطر اندیشه سیاسی و یا عقیده مذهبی اش از حقوق خود محروم نشود. اتفاقا رمز پویایی و شکست ناپذیری جنبش دموکراسی خواهی نیز درهمین است.
شکست از آنجا آغاز می شود که پیش از رهایی از چنگال استبداد و کسب آزادی مرزبندی ها و خط کشی های سیاسی جنبش دموکراسی خواهی را تکه پاره کند. هدفی که کودتاگران دنبال می کنند. اما به باورمن هوشیاری و بلوغ جنبش دموکراسی خواهی کنونی این گونه ترفندها را خنثی خواهد کرد. این چهارزندانی هر اعترافی که زیرشکنجه کرده باشند، هر فکر و عقیده سیاسی که دارا باشند به همان اندازه مستحق حمایت همه ایرانیان آزادیخواه و جهانیان هستند که هر زندانی سیاسی دیگری با هر فکر و گرایشی دیگر.
محمد رضا علی زمانی در دومین جلسه دادگاه نمایشی محاکمه معترضان درجریان قرائت اعتراف نامه ای که متن آن از پیش تهیه شده بود گفت: عضو انجمن پادشاهی ایران است و مدتی را در عراق با سازمانهای اطلاعاتی آمریکا که برنامه های گسترده ای برای انتخابات ایران تدارک دیده بودند همکاری کرده است. از جمله مطالب دیگری که وی از روی متن اعتراف نامه قرائت کرد آن بود که بمب گذاری فروردین ماه ۱۳۸۷ در حسینیه شیراز را انجمن پادشاهی ایران به اجرا گذاشته است.
هیچ عقل سلیمی و هیچ قانونی اعترافات متهمان که به زور شکنجه و تهدید کسب شده باشد را ملاک قضاوت قرار نمی دهد.اما علی خامنه ای همین اعترافات را برای دستگاههای بیدادگر قضائی حجت و سند معتبر اعلام کرده است. گناه محمد رضا علی زمانی، حامد روحی نژاد، آرش رحمان پور، ناصر عبدالحسینی و محمد رضا علی زمانی مثل همه زندانیان سیاسی دیگر، مخالفت با کودتاگران، واحتمالا گرایش به یک خط فکری و سیاسی معین است.محکوم کردن هریک از آنها به اعدام به منزله محکوم کردن همه معترضان به کودتا یعنی محکوم کردن اکثریت عظیم ملت ایران است.
در نخستین روزهای پس از انقلاب، مقامات رژیم پیشین را بدون وکیل و در بسیاری موارد بدون دلیل و مدرک اعدام کردند که سرآغازی بود برای اعدام های بعدی. یکی از بزرگترین اشتباهات نیروهای سیاسی در آن زمان سکوت در برابر آن فجایع بود. رژیم در آن زمان نخست هویدا، ژنرال های ارتش ومقامات رژیم پیشین را اعدام کرد و بعد نوبت به اعدام چپ ها، مجاهدین و نیروهای ملی – طرفداران بنی صدر- و نهایتا قتل عام زندانیان سیاسی از همه گرایش ها رسید. کسانی که امروز در راس حکومت کودتا قرار دارند اگر بتوانند از گذشته هم بدتر می کنند.
اما امروز شرایط ایران و جهان بکلی دگرگون شده است. این بار مخالفان حکومت کودتا به نوعی هم بستگی تاریخی که نتیجه یک قرن تجربه مبارزات آزادیخواهانه ایرانیان است دست یافته اند. فعالان جنبش کنونی به این بلوغ رسیده اند که بدانند هرگونه تبعیض و یا مسامحه در دفاع از زندانیان سیاسی به دلایل تفاوت های خطی و عقیدتی به منزله نابودی جنبش دموکراسی خواهی است. باید همه - بویژه رهبران جنبش سبز- به کودتا گران نشان دهند که درورای اختلافات عقیدتی و سیاسی موجود برسر دفاع از حقوق اساسی شهروندی دربرابر کودتاگران ما همه با هم هستیم". خون هیچ یک از ما رنگین تر از خون نداها و سهراب ها و زندانیانی که هم اکنون جانشان به خطر افتاده است نیست. ما همه یک چیز می خواهیم، آزادی، اگر پاسخ آزادیخواهی اعدام است، ما همه اعدامی هستیم.
دوشنبه ۲۰ مهرماه ۸۸
علی کشتگر
هیچ نظری موجود نیست:
ارسال یک نظر